زندگی گاه مسیر صاف و همواری را طی میکند و گاه با چالشها و ناملایمات متعددی روبرو میشود. در این میان، برخی افراد با وجود سختیها، قناعت را پیشه میکنند و درجا میزنند، در حالی که عدهای دیگر با شجاعت و پشتکار، از دل تاریکیها عبور کرده و طعم شیرین تحول زندگی را میچشند.
این افراد، قهرمانان زندگی خود هستند که با ارادهای پولادین، شرایط زندگی خود را از زیر صفر به بی نهایت ارتقا میدهند.
موانع و چالشها تحول زندگی
مسیر تحول زندگی، همواره با موانع و چالشهای متعددی همراه است. فقر، بیماری، تبعیض، فقدان، و ناامیدی، تنها بخشی از این موانع هستند. اما افراد با انگیزه و مصمم، با اتکا به قدرت الهی درون خود، این موانع را پشت سر میگذارند و به سوی اهدافشان گام برمیدارند.
نیروهای محرکه
چه چیزی این افراد را به حرکت در مسیر تحول زندگی وا میدارد؟
چه نیرویی در وجودشان نهفته است که آنها را از اعماق ناامیدی به قلههای موفقیت رهنمون میشود؟ پاسخ به این سوالات، در نیروهای محرکه نهفته است. عشق به زندگی، میل به پیشرفت، حس مسئولیت، و تعهد به خانواده، از جمله این نیروها هستند.
دگرگونی، سفری است که از اعماق وجودمان آغاز میشود. سفری که نیازمند شجاعت، صبر و ایمان است. در این مسیر، با چالشها و موانع متعددی روبرو خواهیم شد، اما نباید ناامید شویم.

نقش باورها و افکار
باورهای ما، نقش تعیینکنندهای در مسیر تحول زندگی ما ایفا میکنند. اگر باور داشته باشیم که لایق بهترینها هستیم و میتوانیم به اهدافمان دست پیدا کنیم، شانس موفقیتمان به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در مقابل، افکار منفی و محدودکننده، ما را در تاریکی نگه داشته و از پیشرفت باز میدارند.
باورها مجموعهای از اعتقادات و ارزشهایی هستند که فرد دربارهی خود، دیگران و جهان دارد. این باورها ممکن است بر اساس تجربیات شخصی، تربیت، فرهنگ، آموزش و محیط اجتماعی شکل بگیرند. باورها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
1. باورهای مثبت: که فرد را به رشد، پیشرفت و موفقیت سوق میدهند. (مثل: “من توانایی رسیدن به اهدافم را دارم.”)
2. باورهای محدودکننده (منفی): که میتوانند مانع پیشرفت فرد شوند. (مثل: “من هیچوقت موفق نخواهم شد.”)
اقدام و عمل
تنها داشتن باور و انگیزه برای تحول زندگی کافی نیست. برای رسیدن به قلههای موفقیت، اقدام و عمل نیز ضروری است.
افراد موفق، منتظر نمیمانند تا فرصتها به سراغشان بیاید، بلکه خود به دنبال فرصتها میروند و با تلاش و پشتکار، آنها را به بهترین شکل ممکن تبدیل به موفقیت میکنند.
تحول زندگی، تنها به تغییر شرایط زندگی ما محدود نمیشود، بلکه تحولی عمیق در وجودمان را نیز به دنبال دارد.
با دگرگونی، نگاه ما به زندگی تغییر میکند، تواناییهایمان شکوفا میشود و به انسانهایی قویتر، شادتر و موفقتر تبدیل میشویم.
موفقیت و فراتر از آن
موفقیت، نقطه پایان سفر نیست، بلکه آغازی برای سفرهای بزرگتر است. افراد موفق، پس از رسیدن به یک هدف، به دنبال اهداف جدید و چالشهای بزرگتر میروند. آنها هیچگاه از یادگیری و رشد دست نمیکشند و همواره به دنبال ارتقا و بهبود زندگی خود و دیگران هستند.
نتیجهگیری
تغییر شرایط زندگی از زیر صفر به بی نهایت، سفری دشوار اما پرفایده است. این سفر، نیازمند اراده پولادین، باورهای قوی، و تلاش بیوقفه است. اما پاداش این سفر، زندگی شاد، موفق و پرمعنی خواهد بود.
آگاهی های مجموعه زندگی با کمک خداوند مسیری آسان و موثر برای تغییر کردن و ایجاد دگرگونی در شرایط زندگی است. حتی اگر زیر صفر باشید محتوای این دوره به شما کمک می کند تا قدم به قدم شرایط بهتری را در زندگی خود خلق و تجربه کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستانم
همزمانی دیدن این فایل با جلسه چهارم زندگی با طعم خدا برای من عالی بود
این امکانات و وسایل برای زندگی بهتر خوبه ولی قرار نیست ما رو از اصل دور کنه
خیلی ها شاید این خواسته گوشی رو داشته باشن و هر روز هر شی گله کنن که پس کی چرا نمیشه و درنهایت میخرن و میشه مایه رنج
و توی خواهر خودم این موصوع رو دیدم مدام میگفت آیفون میخام و وقتی خرید حتی با خودش نمیتونست ببره بیرون
میگفت اگه ازم بدزدن چی
و قسط هاش شده بود کابوس شبانه چون حقوقش رو نمیدادن ک نمیتونست قسط هاشو بده
و همش در استرس بود
ولی برام جالب بود استاد این خواسته رو خواسته و فقط کار فیزیکی که براش کرده این بودکه بره چند تا فایل معرفی ببینه
و بعد رهاش کردید
و وقتی به خواسته هایی که خودم بهشون رسیدم فکر کردم دیدم خودمم دقیقا همین الگو رو رفتم
زیادی نچسبیدم به خواسته فقط درخواستش رو دادم
اما تو خواسته هایی که چسبیدم و هی گفت پس کی میشه اتفاق بیافته
نه تنها به خواسته نرسیدم بلکه حالم هم بد شده
خواسته هامون رو باید به خدا بگیم و درون خودمون رو آروم نگه داریم
به خدا اعتماد کنیم
من قبلا فکر میکردم اگه یه چیزی رو خدا صلاح بدونه بهم میده ولی بعد ها درک کردم که وقتی باورهای من آماده نباشن و من تغییر نکرده باشم اون خواسته اگر وارد زندگی من هم بشه حالمو خوب نمیکنه
وقتی ما زندگی رو گره میزنیم به داشتن یه خواسته از لحطه حال لذت نمیبریمو فرصت این لحطه رو از دست میدیم
خیلی وقتا برام سوال بود اون اویل که چطور من تغییر میکنم و جهان بیرونم تغییر میکنه
و آروم آروم دارم جواب سوالم رو میگیرم و باورهام در این زمینه قوی تر میشه
و آنقدر شما استاد عزیز تبحر دارید تو مثال زدن برای قانون که هر چی بگم کم گفتم و چقدر به درک بهتر قانون کمک میکنه
قبلا فکر میکردم که با بچه کوچیک نمیشه هیچ درآمدی داشت
و بچه هام رو مانعی میدیدم در برابر رسیدن به خواسته
بخاطر داشتن این نگرش تلاشی هم نمیکردم اقدامی هم نمیکردم
ولی وقتی میگید باید از درون تغییر کنید دنیای بیرون تغییر میکنه
من از درون تغییر کردم شرایط که همون شرایط ولی رفتارهای من تغییرکرده
قبلا شرایط رو پذیرفته بودم و میگفتم دیگه همین دیگه من ازدواج کردم و دو تا بچه دارم و دیگه از من گذشت مستقل بودن
ولی این نگرش رو تغییر دادم
و گفتم من با بچه کوچیک هم میتونم به آرزوهام برسم و شرایط رو عوض کنم
وقتی این موصوع رو باور کردم هدایت شدم به یه سری خانم که تونستن با بچه کار کنن و بیشتر باورم شد که میشه و اقدام های من شروع شد
و الان به لطف خدا تو مسیرش قرار گرفتم
و باورم داره میشه که منم میتونم
و خدا رو شکر هر روز الگو ها برام بیشتر میشه
و همسر شما شد برای من یهدالگو که قرار نیست کار فیزیکی سنگینی انجام بدم
من با چند ساعت کار کردن هم میتونم بهترین درامد ها رو تجربه کنم
ولی قرار نیست تا وقتی درامد رو ندارم زندگی رو به خودم زهر کنم
هنوز البته باید خیلی رو ایاین موصوع کار کنم
و دارم دقیقا این رو تو زندگی همسرم هم میبینم
همسر من هم اصلا اهل اموزش دیدن نیست و حتی یه بار هم به مننگفته بییینم چه فایلی گوش میکنی حتی خیلی وقتا به من میگه چه حوصله داری ساعت ها گوش میکنی و مینوسی
ولی همین همسرم به فکر خرید دفتر برای من است و چند مدت پیش دیدم برام ماژیک هایلایت گرفته
و همیشه بهم میگه تو میتونی
و تشویقم میکنه
قبلا استاد این نگرش رو داشتم آدمی که خیلی خطا کرده دیگه نمیتونه تغییر کنه
و چند روز پیش دوستم از زندگی همسرش میگفت که خیانت دیده و من دیدم ناخودآگاه گفتم اون طرف دیگه درست نمیشه
ولی وقتی یکم فکر کردم گفتم حتی اون آدم هم اگر بخواد میتونه تغییر کنه
از زیر صفر تا بینهایت میشه تغییر کرد و چقدر این قابلیت این جهان خوبه
الهی شکر برای قوانین بدون تغییرش
مرسی از شما استاد عزیز
در پناه خدا سلامت و پر انرژی باشید همیشه
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
استاد اول از همه از خدا میخوام که روز به روز آرامش شما رو بیشتر کنه، این آرامشی که شما دارید این ذوق و شوق شما هنگام انتقال این آگاهی ها عینا به ما منتقل میشه و خدا میدونه من چقدر از دیدن شما و شنیدن این آگاهی از زبان شما لذت میبرم؛ این سایت این فضا و بودن و همراهی شما شده دلخوشی دلگرمی و دوست همیشگی من!
استااد من قبل از اینکه با شما و مباحث قانون جذب آشنا بشم به وضوح درک کردم و خواسته قوی داشتم که شخصیتمو تغییر بدم دیگه از ترس هام از نگرانی هام از شلوغی ذهنم از افکار منفیم و ناآرومیم و اضافه وزنم به ستوه اومده بودم دلم میخواست شخصیتی از خودم بسازم که از درون شاد و آرام باشه همیشه دوست داشتم آرامشی داشته باشم که حالم با خودم و جهان اطرافم خوب باشه…
وقتی با شما آشنا شدم از همه روش ها خسته شده بودم از طرفی برای تغییر زندگیم با اساتید بزرگ دیگه ای هم آشنا شده بودم ولی نتونستم اونچه که من بهش احتیاج داشتم رو از اونها دریافت کنم اما خدا میدونه روزی که تسلیم خدا شدم گفتم خدایا من ایمان دارم که تو برای هر کدوم از آدم ها راه حل خاصی داری راه منو که توانایی پذیرش رو نسبت بهش داشته باشم رو نشونم بده همون شب من با سایت شما استاد عزیزم آشنا شدم. فقط خدا میدونه چقدر حالم خوب شد اونقدر قلبم با آگاهی که از زبان شما به من منتقل میشد همراه شد که وقتی روزای اول شک و تردید اومد سراغم خیلییی زود تونستم برطرفش کنم و موندم دیدم من نسبت به شما توانایی پذیرش دارم. شما شاید ندونید اما یادمه همون اولا که داشتم فایل های اول صد گام رو میدیدم شما فرمودین وقتی میخواید سراغ این آموزش ها بیاید با لبخند با آرامش بیاید و مکث کردید و لبخند زدید و ادامه دادید چه دلگرمی بود برام چه امنیت زیادی رو حس کردم گفتم اینجا جای منه!
من با عشق با اشتیاق با ذوق ادامه دادم و تا امروز هستم من هرر تغییری که از خدا میخواستم که بتونم در خودم ایجاد کنم رو راهش رو اینجا پیدا کردم همیشه سپاسگذار هدایت خدا هستم که راهمو نشون داد!
استاد منم تا الان طبق تجربه ام در این چند ماه متوجه شدم و باور کردم که برای هر تغییری در شرایطم چه شرایط روحی و فکریم و چه شرایط محیط اطرافم باید از خودم شروع کنم چون برای داشتن حال خوب و داشتن لاغری من خیلی تقلا کرده بودم و راه به جایی نبردم و خدارو شکر میکنم که به هر دری زدم بسته بود که الان من اینجام!
وقتی با کمک خدا با شما همراه شدم از همون روزهای اول تمرکزم از اطرافم برداشته شد خیلیییی از تغییراتم ناخودآگاه اتفاق افتاد بعضی جاها تلاش و استمرار منو میخواست و خیلی تمرکزم روی خودم رفت هر چی پیش رفتم بیشتر متوجه شدم که باید روی خودم کار کنم دیگه بنظرم جلسه ۲۰ زندگی با کمک خدا حجت رو بر من تمام کرد که هر چی رو دارم تجربه میکنم از خودمه! چقدر اون جلسه به من کمک کرد اونم در زمانی که چند ساعت قبلش تسلیم محض خدا شدم و از خدا کمک خواستم و دقیقا اون جلسه پاسخ درخواستم برای حل مساله ام بود!
استاد تغییرات خیلییی زیاده نمیدونم چطور همه رو بگم؛ من حالم با خودم خیلیی خوبه، از تنهاییم نمیترسم، اعتماد به نفسم و احساس ارزشمندی من خیلییی بهبود پیدا کرده، میزان گله و شکایتم خیلییی کم شده و هر وقتم متوجه میشم کلاممو متوقف میکنم، دیگه مسائلم رو با کسی درمیون نمیذارم و با مشورت خدا حلشون میکنم، میزان استرسم خیلییی کمتر شده، دیگه به دنبال جلب توجه نیستم و دارم هر رفتاری هر کلامی که سابقا جهت جلب توجه انجام میدادم و میگفتم رو قطع میکنم،با خودم مهربان تر شدم و دیگه مثل قبل خودمو سرزنش نمیکنم، خودمو دوست دارم و دیگه مثل قبل خودم رو در معرض قضاوت دیگران قرار نمیدم، خیلی بیشتر نسبت به قبل مستقل تر شدم و در انجام کارام آرامش دارم بیشتر از قبل در لحظه حال هستم، روابطم خیلیی با اطرافیان و مردم بهتر و محبت آمیز شده، تعامل و معاشرت هام خیلی خوب شده، استاد وقتی میرم بیرون مردم خیلیی بیشتر از قبل با من مهربون تر شدن. خوابم راحت تر شده.گفت و گوهای ذهنم مثبت تر شدن. از شما یاد گرفتم که با همه جنبه های زندگی روزمره خوب برخورد کنم. دارم یاد میگیرم که از تمام زندگی لذت ببرم و بین جنبه های مختلف زندگی تفکیک قائل نشم و همه زندگی رو با روی خوش و صبر و توکل زندگی کنم. خیلییی بهتر از قبل میتونم مسائلم رو ریشه یابی کنم و با استفاده از قوانینی که در دوره ورود به سرزمین لاغرها و دوره پاکسازی یادمون میدید اونا رو حل کنم. من با کمک آموزش های شما لاغری رو با حال خوب دارم تجربه میکنم. حرص و ولعم بشدت کم شده میتونم بگم دیگه حرص و ولع ندارم.پرخوری و روی هم خوری ندارم. تمرکزم خیلییی بیشتر بازیابی شد.ترس از چاقی خیلییی کمتر شده. ترسم از غذاها خیلیییی کمتر شده و دیگه مثل قبل در مورد غذاها تحلیل نمیکنم و راحت ترم. آرامش بیشتر و بهتری رو دارم تجربه میکنم که قبلا آرزوشو داشتم. تفریحاتم نسبت به قبل خیلیی تغییر کرده تا جایی که متوجه شدم تمایلی ندارم که مثل قبل برم پارک زیر انداز بندازم و چندین ساعت بشینم و مشغول خوردن باشم. یا مثل قبل همه اش از این رستوران به اون رستوران نمیرم جهت خوردن برای تفریح. ناخودآگاه متوجه شدم در حال حاضر لذت بخش ترین تفریحم قدم زدن در کوچه خیابونا و دیدن مردم و شنیدن صدای شهر و پرنده ها و دیدن آسمونه. منو خواهرم از یه نقطه شهر به یه نقطه ی دیگه شهرو با لذت با قدم زدن طی میکنیم و در انتهای مسیرمون خیلی وقتا با یه لیوان چایی وسط خیابون روی صندلی یه کافه میشینیم و مردمو نگاه میکنیم و چایی مونو میخوریم. استاد این لذت بخش ترین تفریحمون شده مثل یه سفر کوتاه میمونه که مدتیه هم صمیمی ترین دوستمون باهامون همراه شده و کلییی تو مسیر از دیدن فضای اطرافمون ذوق میکنیم و هی جاهای مختلف یکم مکث میکنیم چشامونو میبندیم و صدای شهر یا پرنده هارو میشنویم یا ی لحظه با دقت به فضای اطرافمون نگاه میکنیم و لذت میبریم اونقدر بعضی وقتا ذوق میکنیم که مردمی که از پیشمون رد میشن بهمون میگن اولین باره میاید اهواز اینجارو میبینید ما میخندیم و میگیم ما بچه اهوازیم! استاد من قبلا اصلا به صدای اطرافم و آسمون و خورشید توجهی نداشتم اخیرا حس میکنم مایلم کندتر زندگی کنم!
استاد آرایشم خیلی کمتر از قبل شده، تتوی ابرومو پاک کردم و الان دارم از فرم طبیعی و رنگ طبیعی ابروهام لذت میبرم با خودم میگم چطور من قبلا زیبایی فرم ابروهامو نمیدیدم. دیگه اصلا بوتاکس نمیکنم و تازه انگار چشم و ابروم لیفت شدن خودمم تعجب میکنم.قبلا با بوتاکس خودمو میکشتم اونطور ک دلم میخواد لیفت نمیشدن اما الان دور چشم و ابروم صاف تر شده!
چهره ام نسبت به قبل جوان تر و شاداب تر شده به طوری که بارها و بارها بهم گفتن.
سبک شخصی خودمو بعد از اینکه کم کم در غذا خوردن شناختم در بقیه جنبه های زندگیمم دارم میشناسم به طوری که استایل لباس پوشیدنم به کلی تغییر کرده و همه لباس های قبلی مو هم به دلیل گشاد تر شدن و هم به دلیل اینکه دیگه سلیقه ام نیستن بخشیدم.
موهامو اون اندازه ای که دوست داشتم بدون ترس بدون مشورت با کسی کوتاه کردم کاری که اصلاااا قبلا نه اعتماد به نعسشو داشتم و نه دل و جراتش رو!!
استاد الان به آینده ام خوشبینم و امید دارم روزهای زیباتری رو تجربه خواهم کرد! از شما یاد گرفتم که برای تجربه خوشبختی در هر زمینه ای که میخوایم لازم نیست خیلیی کارای اضافه ای انجام بدیم فقط کافیه خیلییی از کارایی که قبلا انجام میدادیم رو دیگه انجام ندیم و دارم سعی میکنم این آموزه رو در عمل اجرا کنم!
دارم یاد میگیرم که تجربه زندگی و عملکرد ما در زندگی باهم تفاوت داره و چقدرررر آگاه شدن از این تفاوت داره در کیفیت زندگیم تاثیر میذاره! دارم یاد میگیرم خودمو از تکلف رها کنم!
استااد از خدا میخوام کمکم کنه و به من سعادت اینو بده که همچنان در این مسیر ادامه بدم! استاد من استمرار و ادامه دادن رو دارم هر روز از شما یاد میگیرم!
استاد عزیزم استاد مهربونم شما الگوی بسیار بسیار ارزشمند من هستید از شما بابت اینکه هر روز و هر لحظه دارید برای بالا بردن کیفیت افکار و زندگیتون تلاش میکنید ممنونم از اینکه نتایج خودتون و مسیر خودتون رو با ما به اشتراک میذارید ممنونم همیشه باشید همیشه ادامه بدید هیچوقت خسته نشید🙏🏻🙏🏻💕
استاد سایه تون مستدام باشه حال خوب رو برای تک تک لحظات زندگیتون آرزو دارم خیلییی دوستتون دارم🙏🏻🌹
نشان های دریافت شده
سلام دوست هم مسیز جوان شاداب من
جقدر از تغیبرات شما شادوخوشحال شدم برات بهتر ها رو. اروز دارم که شما با ابن دقت حتما با ادامه دادن به به رویاهای زیبایت خواهی رسید به امید خداوند
بسبار لذت بردم
خدا پشت پنا هتون باشه حق نگه داره باسه
نشان های دریافت شده
سلام صالحه خانم عزیز و مهربان
ممنونم از حسن توجه و نظر لطف و محبتی که به من داری چقدر خوشحال شدم پیام شمارو دریافت کردم مرسی از شما
منم همیشه دیدگاه های شمارو دنبال میکنم و از تغییرات زندگیتون لذت میبرم یکی از الگوهای ارزشمند من در سایت شما هستی از ادامه دادن شما و اشتیاق شما در مسیر ادامه دادن آموزش ها همیشه لذت میبرم
انشالله همیشه تنتون سالم و سلامت و حال دلتون عالی باشه🙏🏻🌹🌹💕
استاد این فایل خیلی به موقع بود چون الان زمان انتحانهاس با تغییر افکارم دوست دارم کاری کنم پسرم عالی درس بخونه جون واقعا هر چی بهش بگم فایده نداره واقعا حرف زدن هیچ تاثیری نداره
استاد ما خانم ها کلا نمیدونم از جامعه برنامه های تلوزیون فیلمها یاد گرفتیم مرتب گله کنیم فکر میکنم تو ایران این موضوع بیشتر و کلا با این گلایه های بی معنی ریشه به تیشه زندگی خودمون میزنیم و اعتماد به نفس طرف مقابل رو میگیریم و نمیتونه پیشرفت کنه و به حد کمال برسه دختر خاله من با پسر خالم ازدواج کرد و خیلی خیلی خوشحال بود از این موضوع اونها از شهرستان به تهران اومدن یعنی پسرخالم ساکن تهران بودن و کلا خیلی خوشحال بود در حالیکه از نظر خانوادگی واقعا در حد بالاتری از پسرخالم بودن استاد پسر خاله من دیپلم هم نداشت ولی درسش رو خوند و ادامه داد و الان به جایگاه و مقامی رسیده که اگر اسمش رو بگم شاید خیلیها بشناسنش ولی اون یکی پسرخالم که قبل ازدواج جایگاه خوبی داشت نه تنها پیشرفت نکرد پسرفت هم کرد همسرش و خانوادش مرتب ازش ایراد میگیرن
نمیدونم چرا اینها رو گفتم ولی از وقتی اومدم تو دوره خودم هم گله و شکایت رو کنار گزاشتم
سلام استاد
تغییراتی که ما فکر میکنیم ما را به زیر صفر میبرد شاید دربعضی از مواقع برای تغییر شرایط برای ما لازم باشد چون با این تغییرات ما زودتر به فکر یک راه حلی برای رفع مشکلات خودمان میافتیم چون بعضی از افراد وقتی به یک شرایطی عادت کردند خیلی برایشان سخت نیست و خود را با اینکه من باید دراین شرایط زندگی کنم وفق میدهند و دیگر اصلا برای تغییرات خودشان برنامه ای ندارند .
من هرگز نمیتوانم با کلمات افراد را تغییر بدهم مثل نصیحت و یا توبیخ چون باید این تغییرات درعمل نشان داده شود و این تغییرات منشاء ان از فکر و ذهن خودم شروع میشود . استاد چقدر زیبا گفتید برای تغییرات افراد باید ابتدا من از فکر و اندیشه خودم شروع کنم تا ذهنیت خود را نسبت به فردی تغییر ندهم آن فرد هم هیچ تغییری نمیکند چون با تغییر افکار و ذهنیت من تاثیر من برخداوند شکل میگیرد و این تغییر کم کم درافرادی که با من درارتباط هستند خودش را نشان خواهد داد . و کم کم درون من با بیرون من همسو خواهد شد . من باید ابتدا چیزهایی که درخواست دارم را به خداوند بگویم و کم کم ذهنم را ازناخالصی ها و غیبت ها و قضاوتهای بیجا خالی کنم یعنی از افکار منفی که همان افکار شیطان رجیم است تا بعد نور الهی دردرونت پیدا شود و کم ک باعث میشود که این نور از ما رد شود و کم کم تغییرات درما شکل خواهد گرفت و ما به اندازه ای که ناخالصیها را پاک کردیم تغییرات خواهیم داشت ما باید یاد بگیریم توانایی ما خیلی بیشتر ازآن چیزی است که فکر میکنیم واقعا این اسم از زیر صفر تا بینهایت چقدر برازنده این فایل است چون واقعا انسان را بسیار متحول میکند و به فکر فرو میبرد که خداوند متعال چه ابزار شگفت انگیزی به عنوان فکر و اندیشه را درذهن ما قرار داده است که فقط خود ما دسترسی به آن را داریم و با آن میتوانیم تغییرات پیرامون خودمان را بوجود بیاوریم که تا قبل از این فایل فکر میکردیم تغییرات پیرامون ما احساس و درون ما را تغییر میدهند .
من اگر منتظر باشم که افرادیکه با آنها درارتباط هستم تغییر کنند ومثل من فکر کنند سخت دراشتباه هستم . استاد من از وقتی با این سایت آشنا شدم خیلی از حساسیتها را درمورد افراد درذهنم کم کردم چون من نمیتوانم همه را تغییر بدهم من فقط دسترسی به ذهن و فکر خودم دارم که دیگران نمیتوانند به آن دسترسی داشته باشند پس من باید کاری کنم که احساس خودم خوب باشد بنابراین باید به خودم و حسم احترام بگذارم.
2- ابتدا دنیای کوچک مغز خودم را محدود کنم و راه ورودی اخبارها و اتفاقات ناگوار اطراف که هیچ کاری برای من نمیکند را ببندم تا حسم بد نشود
3- هیچ وقت از اطرافیان نزدیک به خودم حتی همسر و فرزندان توقع نداشته باشم که احساس من را خوب نگه دارند چون این امکان ندارد با پایین آوردن سطع توقعات از دیگران کم کم ذهن من به آرامش میرسد و حرفهای خانم منفی باف کم کم تمام میشود چون میبیند من واکنشی نشان نمیدهم و بیخیال حرف دیگران هستم
3- باید کاری کنم که بتوانم کم کم این تغییرات را درخودم بوجود بیاورم باید روی افکار و باورهای خودم کار کنم و ببینم هرکدام که اشتباه است آنها را خط بزنم مثل همسر مهربان شما وقتی بعد از مدتی متوجه شده است که شما ازروی عمد و غرض تاریخ مناسبتها را یادتون نمیره و واقعا این مناسبتهابرای شما هم مهم هستند ولی چون با مشغله زندگی یادتون نیست کم کم حساسیتها را کم کردند و گفتند چون ما با همدیگر دراین مناسبتها حضور داشتیم و حتما نباید که دادن هدیه از طرف مرد باشد پس من هم میتوانم هدیه تهیه کنم و هم احساس خود و همسرم را شاد کنم بدون اینکه با دادن هدیه اورا سرزنش و یا خدای ناکرده با همدیگر دعوا کنیم .
استاد همسر من هم مناسبتها را بعد از 23 سال یادشون نیست و جالبه یکی از کارتهای بانکی من که دستشون است روز تولد من پیامک میده و او روز را به من تبریک میگن و میخنده و میگه بانک بهم گفت من یادم نبود و من خیلی خوشحال میشوم همین که میگه انشاالله همیشه سالم و تندرست باشی درکنارمن و بچه هایت ،خدا میدانه اصلا من توقعی ندارم که برایم کادو بخره چون با احساس خوب درکنار همدیگر زندگی کردن و شاد بودن با بچه ها از 1000 تا هدیه بهتره . من دوستی را سراغ دارم که روز تولدش همسرش نصف خانه اش را بنام اوکرده بود و بعدا همسرش میگفت که کاری نکرده من از ابتدای زندگی با هم کار کردیم و اگر همش را بنام من میکرد کاری نکرده و آن روز خیلی تعجب کردم که انسان تا چه اندازه میتواند تغییر کند و افکار منفی و شیطان درذهنش کار ارزشمند همسرش را بی ارزش جلوه بدهد درحالی که اگر افکار منفی نبود و با دیش ماهواره خداوند هماهنگ بود خیلی ازاین کار همسرش خوشحال و قدردانی میکرد و تا مدتها سپاسگزار خداوند و همسرش بود .
ما برای اینکه بتوانیم تغییرات اساسی را درزندگی خودمان شکل بدهیم ابتدا باید از فکر و ذهن شخصی خودمان شروع کنیم و کاری به تغییرات پیرامون و دیگران نداشته باشیم چون با تغییرات ذهن ما نسبت به اطرافیان ما میتوانیم با افکارمان اتفاقات را خلق کنیم .
مثلا من اگر امروز فکر کنم که حوصله ندارم دقیقا اتفاقاتی برای من رقم خواهد خورد که بیشتر احساس من را بد میکند و با افرادی مواجهه میشوم که اصلاحوصله ندارند
و یا وقتی من فکر میکنم من امروز برای کاری ازمنزل بیرون میروم کار من بسیار خوب و عالی پیش میرود و درمدت زمان کوتاهی انجام میشود دقیقا فردی درمقابل من قرار میگیرد که با خوشرویی کارهای من را زودتر از حد خودش انجام میدهد من این را بارها تجربه کردم و این اتفاقات دقیقا با تغییر فرمولهای ذهنی من همخوانی دارد چون من قبلا با احساسم فراکنس آن را به جهان هستی ارسال کردم و جهان هستی جواب آن احساس خوب را به من برگردانده است .
ما باید یاد بگیریم وقتی میبینیم که نمیتوانیم با کسی ارتباط خوبی دریافت کنیم . ذهنیت خود را نسبت به آن فرد و موضوع عوض کنیم تا کم کم این تغییرات ابتدا درذهن و سپس درپیرامون اطراف ما اتفاق بیفتد دقیقا مثل یک جادو برای ما عمل خواهد کرد .
با دگرگونی، نگاه ما به زندگی تغییر میکند، تواناییهایمان شکوفا میشود و به انسانهایی قویتر، شادتر و موفقتر تبدیل میشویم.و این تغییرات فقط در درون ما و با ذهن ما انجام میشود
تغییرات شرایط زندگی با ذهن را مثل یک سفر درنظر بگیریم که دراین سفر اراده پولادین، باورهای قوی، و تلاش بیوقفه لازم است. و پاداش این سفر، زندگی شاد، موفق و پرمعنی خواهد بود.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
آگاهی دریافت شده من از این فایل اینه که خداوند آرامش درونی مارو میخواد و هرچی ما در این مسیر گام برداریم و سعی کنیم که در درون خودمون آرامش ایجاد کنیم خداوند بیشتر اوضاع اطراف مارو آروم و مساعد میکنه که آرامش ما روز به روز بیشتر بشه و در مسیر رشد خودمون موفق تر عمل کنیم .حالا این آروم کردن اوضاع اطراف مون میتونه تغییر دادن شخصیت افراد پیرامون ما باشه یا نه تجربیات یا اتفاقات زندگی . هر چی مابیشتر سروصدای درون خودمون رو آروم بکنیم درنتیجه آرامش ما بیشتر میشه و خداوند در پاسخ این تلاش ما اوضاع رو هر روز مساعد تر میکنه بخاطر همینه که استاد میگن که این تغییر میتونه تا بی نهایت ادامه داشته باشه چون ما هرچی جلوتر بریم باز نقطه ای فراتر از اون نقطه ای که ما در اون قرار داریم هست .ما به این دنیا اومدیم که این نقاط و درجات رو یکی پس از دیگری تجربه کنیم و به درجات بالاتری که نزدیکتر و نزدیکتر به خداونده بشیم حالا بقول استاد ما در این مسیر خیلی از چیزهایی مادی رو به دست میاریم که میتونه شامل پول ثروت دارایی شهرت ماشین و خونه و هر چیزی باشه ولی ما هرچی جلوتر میریم یعنی جایی که الان استاد در اون قرار دارن به این نتیجه میرسیم که این دستاوردهای دنیایی فقط به منزله درست بودن راهم و تجربه نقاط بالاتره وگرنه تعریف کننده خوشبختی من و نگه دارنده من نیست مثل بازیهای رایانه ای که مرحله به مرحله جلو میری و ممکنه بعد از بردن هر مرحله جایزه ای تعلق بگیره ولی گرفتن این جایزه مانع ادامه دادن نمیشه بلکه باعث حس ترغیب برای تجارب بیشتر میشه که هی به سمت مرحله بالاتر جلو بریم فقط همون حس برد مد نظر هست .در تجربه های واقعی زندگی هم اگر بخوایم با دید دیگه به دستاوردهای مادی نگاه کنیم قرار نیست ما هیچ کدوم از این دستاوردهارو با خودمون به دنیای دیگه ببریم فقط روح ما همراه ماست که هرچقدر ما سعی کرده باشیم آلودگی بیشتری رو از روی اون پاک کنیم روح ما خالص تر و پاک تر به سمت خدا میره حالا چطور روح ما پاک و پاک تر میشه ؟ هروقت ما روی خودمون کار کنیم و سعی کنیم این سروصدای درونی رو ساکت کنیم و باعث تجلی نور خدای درون خودمون بشیم.دستاوردهای مادی باعث ترغیب ما برای بیشتر کار کردن روی خودمون برای رسیدن به مرحله بعد میشه ، این خواسته روح و فطرت ماست به همین دلیل وقتی چیزی میخوایم و اونو به دست میاریم بعد از مدت کوتاهی یا شاید به محض به دست آوردنش اون حس اشتیاق در ما فروکش میکنه و شاید گاهی اوقات به خودمون بگیم که همین بود !!!!!
روح ما با به وجود آوردن میل رسیدن به خواسته مختلف ما رو ترغیب به تجربه نقاط بالاتر میکنه و بعد از اون دیگه بستگی به ما داره که با دریافت اولین خواسته دست از حرکت برداریم یا نه اون خواسته رو رها کنیم و به سمت خواسته بزرگتر حرکت کنیم .
به طبع خواسته بزرگتر روح بزرگتر میخواد و این مسیر تا بی نهایت ادامه داره !!!!!!!!!!!!!
نشان های دریافت شده
با سلام ،خدا قوت
از بچگی زیاد شنیدم که ما گنجشک روزی هستیم ،سطحمون همینه ،قناعت کنید تا زندگیتون بگذره،دنبال بیشتر از این نباشید ،آرزوهای دست نیافتنی نداشته باشید،خدا به بعضی ها بیشتر میده به بعضی ها کمتر!چرا آخه؟
من به واسطه ی یه دوست خوب با این سایت آشنا شدم ،چون از خداوند خواستم تغیر خودم وزندگیمو ،
حالم خوب نبود ،درجا میزدم ،به جایی رسیدم که فهمیدم یه جای کار میلنگه،خدا رو شکر میکنم که تو این مسیر هستم
من گاهی نا آگاهانهاللته،با فکرای خوب تغیرات جزئی در اطرافم ایجاد میکردم ولی پایدار وثابت نبود چون خدارو بلد نبودم وبرمیگشتم جای اولم
خدایا تو راهنمای من باش وشکرت برای داشتنت😘
آقای عطار روشن گرامی از شما هم سپاسگزارم برای این آگاهی🌺
نشان های دریافت شده
سلام بر خالقی جهان هستی وفرمانده گل جهان
سلام براستاد عطار روشن وکل دوستان هم مسیر
ازلنجه که دردرن من عوض میشه با نگاهی که به خدایی هودگ درمن ایجادشده و شاید بخاطر لذتی که از این نگرش من حس ولمس میکنم رودوست دارم بداز خودم دیگران هم بچشن بعض زمان این گفتکو رو بین خودم واطرفیان درمن ابجاد میشه که شاید بشه اون لذت اون افراد بچشنم ودچار یی تغییر بشن
خودم هم میدنم امکان نداره ولی این در من هست بایداین فخش رد یا تعطیل کنموبا زمانیرکه ازمسوال میسه اون زمان اجازه صحبن روبه خودن بدم اگه مناون تغیبر رو درخودن ایحادکررن واون چرخ که شما شرح دادید بین خدا ودورنم وخدای دورنم ایجاد کنم نتبجه در بیرون هم ایجاد میشه واون میشه فشاربه انرژی برای تغیبردرارطرافمکه جواب کامل کاره من هست که نبادید انجامبشه چه قانون جالبی رو شرخ دادید منکاملد اینمسبررو با بودت واستمرار داشتن به یی سری قانون ناونوشته تشبه کردمکه هست باید با بودن واستمرا داشتن این قوانین رو اول به بخش کوچک امورزش دید بداین قوانی رو به هم ربط داد تو هر بخش بشه یی قانون کلی تو اجرازیی کوچک که به هم ربط داران
واین استمراز داشتن برای یادگیری تو هربخش این ربط قوانین رو به هم بیشتر حس و درک میشه
وفتی من فقط تویی بخش کار کنم قانون اون بخش یاد کرفته بعضی شرایط قرار بیگریم که به قاون ین بخش دیگه توزندگی نیاز پیدا کنم جون اون قانون رو تواون یادنگرفتم نمتوانم اون مشکل ایجاد شده رو برای خودم برطرف کنم واون خودکار بودن خودم رو نخواهم داست که توبخش طبیعی حیات خدا در دورنم فرار داده بودم من اون تغیبر دادم پس من بای برکشت کنم به برنامه ریزی ذهنم دربدو تولد که هبج دست کاری دورنش نبود
مثل وفتی که وارد مسیر لاغرید با ذهن شد تو افکار موانع در بیرون و از من بودن که باید اونها رو طی میکردم
درست مثل ورزش دو میدانی که مانع جلوش هست باید از روی اون پرش کرد جیزی که تو ذهنم بود این تصویر رو داشت وهی توو تنهایی که این موانع باید بشناسم جون تو افکار اون و بیرون واز وجودم دراطرافم بود ولی به تازکی اون درک کرد که ما تو ذهنم اول باوره داریم که با بودن و این باوره به تعداد زیاد انها به هم تشکیل موانع رو میدن من برای برطرف کررن این موانع اول باید زمان بزرام اون توزمان طولانی با زمان کم اصلا اموان نداره ابن موانع که به شکل صخره هست رو از هم جدا و کرد کسی موفق هست که این موانع رو از هم باید باز کرد که بینم دورنش جه جیزی هست وفتی به بخشهای کوجک تقسیم بشه تازه واون مونع خودش رو نشون میده که جندین باوره تودبخشهای زیادی هست که هربخش باید اگاهی کسب کنی نا بشه واون برطرف کنم پس فقط، یی مسبر نیاز من رو که تغیبر هست پر نمی کنه
باید تو بخشهای دیگه که دوستان که موفق هستن رفتن رومن طی کنم تا به موفقیت این مسبر توهرحنبه برسم دراین صورت هست که من توجندین جهت رشد وپش رفت میکنم
تازه من بایی سال بودن به ابن نتایج اولی دست پیدا میکنم پس روزی که سنا اسرار به بودن بدون عجله رو داشتید متوجه میشم که اون زمان نمیشد به من گفته بشه که دراینده جه دریافتی روهم خواهم داشت اسرار که اولین مانع بزرگی که دردرون وهرانسان هست عحله رو شکلی کنترال کنم که باشم ودر اینده به این درک برسم از خالقم بسیار تشکر میکنم که این مسیر رو به واین شکل برای من ترسیم کرده برام من جیده و من فقط دارم زمان بودن رو برای وسپاسگزلر هستمکه من تو اینمسبر که بد از دست ازاین زمان تازه متوحه میشم داشتم چه کاری رو برای خودم به وجود میاوردم
من واقعا تجربه به این شیرنی رو برای بودن تصور نداشتم
افکار فقط دست اودش تو این مسیر لاغری بود نمیدونم تو کودم فایل گفتید وفتی این باره به شکل تسلیم از خدای عریزم خواستم که برای من راه نجات قرار بده با فبول این مسبیر از طرف خداوند میکنم نمتونم با یی بخش فقط لاغری به کارم ادامه بدم
جون من با درخواست از خداوند پاو تومسبر گذاشتمکه و اصلا انتهای نداره اگه پا پس بکشن اون وتغیبر شامل حال من نمیشه یا باید برگشت کنم به همون حال فبلی با بمون ادامه بدمو هر کجا که برام خدا تعین کرده حضورداشته باشم که بشه تغیبر تو هر چهت واین رو امروز بهش رسیدم
زمان که و ازهمه جا نا امید بودم ازخالقم خواستم که من وتو مسیری قرار بده که بتوانم ازاین وضعیت خلاص بشم جون من اون مشکل رو تو جندین ابعاد رو درک نمکیردم فقط چاق اون میدیدم میدونستم که مشکل تو بخش دیگه دارم ولی تو افکار اون جزوی اززندگی من هست
اصلا به چاقی ربط نداره ودست اودر تغییر تو ذهنم اصلا درک نمی کردم وحالا که با این فایل رسیدم کل مسیر طی شدن روبه شکل ترسیم تو ذهن کودم بخش می رسم واین برای بودن استمرار ازخالقم میدونمکه این همه کاره رروی ذهنم که. انجام. شده. واقعا در توان و کاره من به تنهایی نبود ازخدایی عزیزم تشکردارم که این رو برام انجام داده میده مسبر جیده شدهدروتو بهترین شکل برام من چیده ومن تصور.از دریافت رو نداشتم ولی خالقم توان من رو خیلی بیشتر از خودم میدونست تو این مسبر قرار داد که به همه مشکلات مهر رهایی بزنم و از همه و انها و خلاص بشم ونه فقط چاقی
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق. نگه دارتون