0

از زیر صفر تا بی‌نهایت ۳ (گام ۳۸)

از زیر صفر تا بی نهایت
اندازه متن

زندگی گاه مسیر صاف و همواری را طی می‌کند و گاه با چالش‌ها و ناملایمات متعددی روبرو می‌شود. در این میان، برخی افراد با وجود سختی‌ها، قناعت را پیشه می‌کنند و درجا می‌زنند، در حالی که عده‌ای دیگر با شجاعت و پشتکار، از دل تاریکی‌ها عبور کرده و طعم شیرین تحول زندگی را می‌چشند.

این افراد، قهرمانان زندگی خود هستند که با اراده‌ای پولادین، شرایط زندگی خود را از زیر صفر به بی‌نهایت ارتقا می‌دهند.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 19 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.31 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=43492

19 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

19 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۸ ۱۰:۵۴
      مدت عضویت: 673 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      تعریف باور برای من خیلی جای تفکر داشت 

      باور یعنی عقیده ای که نسبت به خود دیگران و جهان داریم 

      من قبل از اینکه وارد این مسیر بشم عقیده م نسبت به هر سه مورد نفرت ناامیدی تحقیر و غیره بود یعنی جوری بود که دوست نداشتم خودمو توی آینه نگاه کنم از خودم بدم می اومد به نظرم زشت بودم و نسبت به جهان و دیگران هم همینطور بودم و فقط دنبال عیب و ایراداشون بودم تا خوبی ها به قول استاد که شیطان وظیفه ش لگ زدنه باز بعضی وقتا احساس م بد میشه اما چون حالا آگاهم و میدونم از کجا دارم می خورم سریع خودمو از اون حال در میارم الان وقتی تو آینه خودمو میبینم بنظرم خیلی زیبام خیلی پوستم خوب شده کلی قربون صدقه خودم میرم به خودم میرسم لباس قشنگ تنم می کنم و قبلا بارها به همسرم گیر میدادم ولی الان اصلا بهش گیر نمی‌دم طوری که ولنتاین امسال کاملا خودجوش خودش رفت برام یه دسته گل نرگس خرید ولی قبلا با هزارتا گریه و زاری و جنگ و دعوا هیچی م نمی خرید😂

      خدایا شکرت ❤️ 🩷 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم