تصور کن سالهاست با وزن اضافهات میجنگی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، اما بعد از مدتی همه چیز برمیگردد. خسته شدی؟ 😊
دوست من، تو تنها نیستی. میلیونها نفر دقیقاً همین حس را دارند. اما خبر خوب اینه که یک راه کاملاً متفاوت وجود دارد: کاهش وزن با قدرت ذهن.
این روش نه تنها به تو کمک میکند وزن کم کنی، بلکه ذهنت را هم طوری برنامهریزی میکند که تا آخر عمر لاغر بمانی. بدون گرسنگی، بدون باشگاه، بدون دارو و بدون بازگشت!
چرا بیشتر مردم در لاغری شکست میخورند؟
دوست عزیز، اگر شما هم مثل خیلی از مردم سالهاست که با وزن اضافهات در جنگ و دعوا هستی، حتماً این صحنه را بارها تجربه کردهای: با انگیزه خیلی بالا شروع میکنی، رژیم سفت و سخت میگیری، هر روز ورزش میکنی، وزن کم میشود، لباسهای قدیمی دوباره به تنت مینشست و حس خوبی داری.
اما بعد از چند هفته یا چند ماه، انگار همه چیز خراب میشود. یک استرس، یک خستگی، یک مهمونی یا حتی یک لحظه غمگینی کافی است تا دوباره به عادتهای قدیمی برگردی و همه زحماتت بر باد برود.

چرا این چرخه تکراری همیشه تکرار میشود؟
جواب خیلی ساده است: بیشتر مردم فقط با ذهن آگاه تصمیم به لاغری میگیرند. آن بخش کوچک از مغز که منطقی فکر میکند، هدف میگذارد و با هیجان میگوید «از فردا رژیم میگیرم!». اما ذهن ناخودآگاهشان هنوز روی حالت «چاقی» تنظیم شده و سالها روی الگوهای قدیمی کار میکند.
ذهن ناخودآگاه مثل یک خلبان خودکار در هواپیماست. اگر سالها روی مسیر چاقی، پرخوری احساسی، انتخاب غذاهای ناسالم و کمتحرکی برنامهریزی شده باشد، هر چقدر هم اراده قوی داشته باشی و فرمان را به سمت لاغری بچرخانی، در نهایت دوباره به همان مسیر قدیمی برمیگردد. این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود بعد از مدتی وزن کمشده برگردد و گاهی حتی بیشتر از قبل چاق شوی.
طبق تحقیقات دانشگاه هاروارد، بیش از ۹۵٪ افرادی که فقط با رژیم غذایی و ورزش وزن کم میکنند، در کمتر از ۱۲ ماه دوباره به وزن اولیه یا حتی بالاتر برمیگردند. این آمار خیلی تکاندهنده است و نشان میدهد مشکل اصلی کمبود اراده یا تنبلی نیست. دلیل واقعی، عدم هماهنگی بین ذهن آگاه و ذهن ناخودآگاه است.
ذهن ناخودآگاه هنوز همان الگوهای قدیمی چاقی را اجرا میکند. وقتی عصبانی، خسته یا مضطرب میشوی، این بخش از مغز به صورت خودکار تو را به سمت غذا میکشاند. وقتی کاملاً سیر هستی اما باز هم ادامه میدهی به خوردن، این ذهن ناخودآگاه است که فرمان میدهد. وقتی به خودت میگویی «فقط یک لقمه»، اما در نهایت کل بسته را تمام میکنی، باز هم همان نیروی پنهان و قدرتمند در کار است.
کاهش وزن با قدرت ذهن دقیقاً برای حل این مشکل ساخته شده است. این روش ذهن ناخودآگاه را نیز آموزش میدهد تا دیگر در جهت مخالف حرکت نکند. وقتی هر دو بخش ذهنت همسو شوند، لاغری به یک فرآیند طبیعی و بدون جنگ تبدیل میشود.
کاهش وزن با قدرت ذهن به تو کمک میکند الگوهای قدیمی را تغییر دهی و به جای مبارزه مداوم با اراده، لاغری را به عادت دائمی بدل کنی. دیگر لازم نیست هر روز با هوس غذا بجنگی؛ چون ذهنت از ریشه با تو همراه خواهد بود.

قدرت واقعی در هماهنگی ذهن آگاه و ناخودآگاه است
کاهش وزن با قدرت ذهن فقط روی تصمیمگیریهای سطحی کار نمیکند. بلکه ذهن ناخودآگاه تو را هم همراه خودت میکند تا هر دو بخش ذهنت در یک جهت حرکت کنند.
وقتی ذهن ناخودآگاهت را آموزش بدی، دیگر لازم نیست هر لحظه با خودت مبارزه کنی. اشتها و هوسهای ناگهانی کم میشوند. انتخاب غذای سالم برایت طبیعی میشود. حرکت کردن و فعال بودن به عادت تبدیل میشود. لاغری دیگر یک جنگ سخت روزانه نیست، بلکه یک جریان راحت و پایدار میشود.
تصور کن که خلبان خودکار هواپیمایت را از مسیر قدیمی «چاقی» به مسیر جدید «لاغری و سلامتی» تغییر دادهای. حالا هواپیما بدون اینکه تو هر لحظه فرمان را بگیر، خودش به سمت هدف حرکت میکند. این همان تجربهای است که کسانی که کاهش وزن با قدرت ذهن را جدی انجام میدهند، گزارش میکنند.
در این روش تو یاد میگیری که چگونه الگوهای قدیمی را ضعیف کنی و الگوهای جدید را قویتر بسازی. تحقیقات علمی نشان میدهد که مغز انسان قابلیت فوقالعادهای به نام انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) دارد. یعنی با تمرین و تکرار درست، میتوانی شبکههای عصبی مغزت را بازنویسی کنی.
دکتر بروس لیپتون در تحقیقاتش تأکید میکند که ذهن ناخودآگاه حدود ۹۵٪ رفتارهای ما را کنترل میکند. اگر این بخش را تغییر ندهی، هر تغییری که با اراده آگاهانه ایجاد کنی، موقتی خواهد بود. اما وقتی ذهن ناخودآگاه همسو شود، تغییرات عمیق و ماندگار میشوند. این همان راز ماندگاری کاهش وزن با قدرت ذهن است.
چاقی را مثل یادگیری زبان ببین!
بیا یک لحظه به کودکیات برگردیم. یادته چطور زبان فارسی یاد گرفتی؟ آیا رفتی کلاس زبان؟ آیا شبها تا دیروقت مشق نوشتی و استرس امتحان داشتی؟ نه!
تو به سادگی و در طی روند طبیعی رشد، زبان فارسی را جذب کردی. والدینت را هم سرزنش نکردی که «چرا من را مجبور کردید فارسی حرف بزنم!». چون یادگیری زبان مادری برایت لذتبخش و طبیعی بود.
حالا دقیقاً به چاقی نگاه کن. تو هم چاق شدن را یاد گرفتهای. این یادگیری بدون فشار، بدون برنامهریزی قبلی و در طی سالها اتفاق افتاده. رفتارهایی مثل خوردن وقتی عصبانی هستی، ادامه دادن غذا حتی وقتی سیر شدهای، انتخاب غذاهای ناسالم بدون فکر کردن، و نشستن طولانیمدت — همه اینها مثل یک زبان دوم در ذهنت ثبت شدهاند.
افراد لاغر و متناسب هم مثل تو مغز دارند، قلب دارند و اشتها دارند. فقط تفاوتشان این است که «زبان چاقی» را یاد نگرفتهاند. ناخودآگاهشان به گونهای برنامهریزی شده که به طور طبیعی کمتر غذا میخورند، حرکت بیشتری دارند و رابطه سالمتری با غذا برقرار کردهاند.
کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی یادگیری زبان جدید: زبان لاغری
کاهش وزن با قدرت ذهن دقیقاً به معنای یادگیری یک زبان جدید است — زبان لاغری.
وقتی این زبان را خوب یاد بگیری، بدن تو به صورت خودکار رفتارهای یک فرد لاغر را نشان خواهد داد. دیگر نیازی نیست هر لحظه با ارادهات بجنگی. خوردن غذای مناسب، توقف خوردن وقتی سیر شدی، انتخاب سبک زندگی فعال و لذت بردن از حرکت، همه طبیعی میشوند.
تصور کن مثل کودکی که فارسی را بدون زحمت یاد گرفت، حالا هم بدون زحمت «لاغری» را یاد بگیری. این دقیقاً چیزی است که این روش به تو وعده میدهد.

علم پشت کاهش وزن با قدرت ذهن
مغز انسان مثل یک ابررایانه فوقالعاده قدرتمند عمل میکند. هر مهارتی که در زندگی یاد میگیری — رانندگی، آشپزی، صحبت کردن به زبان خارجی یا حتی نواختن موسیقی — در شبکههای عصبی مغزت ذخیره و تثبیت میشود. این فرآیند را دانشمندان neuroplasticity یا انعطافپذیری عصبی مینامند.
دکتر بروس لیپتون، زیستشناس سلولی و نویسنده پرفروش کتاب «زیستشناسی اعتقاد»، توضیح میدهد که ذهن ناخودآگاه ما حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزانهمان را کنترل میکند. او تأکید دارد که باورها و برنامهریزیهای ناخودآگاه ما، حتی روی سطح سلولی بدن تأثیر میگذارند.
اگر ذهن ناخودآگاه روی «چاقی» تنظیم شده باشد، هر چقدر هم اراده قوی داشته باشی، در نهایت به همان نتیجه قدیمی برمیگردی. این دقیقاً دلیل علمی بازگشت وزن در بیشتر رژیمها است.
کاهش وزن با قدرت ذهن با استفاده از تکنیکهای پیشرفته یادگیری عصبی-زبانی، تکرار هدفمند، تمرینات نوشتاری و فایلهای صوتی ویژه، این برنامهریزی قدیمی را تغییر میدهد.
با تکرار روزانه این آموزشها، مسیرهای عصبی جدیدی در مغزت ساخته میشود. کمکم الگوهای قدیمی چاقی ضعیف شده و الگوهای جدید لاغری قویتر میشوند. نتیجه؟ لاغری که بدون بازگشت است. مگر اینکه خودت بعداً عمداً تصمیم بگیری دوباره زبان چاقی را یاد بگیری!
تحقیقات دانشگاه Stanford در زمینه نوروپلاستیسیته خودگردان نشان داده که با تمرینات ذهنی منظم، ساختار فیزیکی مغز در کمتر از ۸ هفته میتواند تغییر کند. یعنی تو واقعاً میتوانی مغزت را برای کاهش وزن با قدرت ذهن دائمی بازنویسی کنی.
تفاوت بزرگ این روش با همه رژیمها
در کاهش وزن با قدرت ذهن تو با چیزهایی که از قبل امتحان کردی خداحافظی میکنی:
- بدون رژیم سخت: دیگر لازم نیست گرسنه بمانی
- بدون ورزش سنگین: نیازی به باشگاه و عرقریزی روزانه نیست
- بدون دارو و دمنوش: هیچ قرص، چای لاغری یا کرم موضعی
- بدون برنامه غذایی پیچیده: فقط ذهنت را آموزش میدهی
این دقیقاً همان چیزی است که افراد چاق همیشه آرزویش را داشتند: لاغری راحت و طبیعی.
نیروی پنهان که همیشه علیهات کار میکرد
یادت هست وقتی کاملاً سیر بودی اما باز هم دستت به سمت غذا میرفت؟
این همان ذهن ناخودآگاه است که تو آن را «اشتها» صدا میزنی. این نیرو تا امروز با مهارت تمام تو را چاق نگه داشته بود. حالا در روش کاهش وزن با قدرت ذهن، همان نیرو را به نفع خودت برنامهریزی میکنی.
وقتی ذهن ناخودآگاهت همسو با خواستهات بشود، دیگر نیازی به اراده آهنین نداری. خوردن غذای سالم و متعادل برایت طبیعی میشود.
دوره ۱۲ هفتهای ورود به سرزمین لاغرها برای یادگیری کاهش وزن با قدرت ذهن
این برنامه معمولاً در ۱۲ هفته طراحی شده. البته سرعت پیشرفت به عشق و تعهد تو بستگی دارد.
هر هفته فایلهای صوتی آموزشی گوش میدهی و تمرینات نوشتاری انجام میدهی. جزوه تمرینی PDF را حتماً چاپ کن و روزانه بنویس. تحقیقات نشان میدهد تمرین نوشتاری باعث تقویت مسیرهای عصبی جدید در مغز میشود.
نکته مهم: انتظار نداشته باش هر روز که فایل گوش میدهی، یک کیلو وزن کم کنی! بدن به زمان نیاز دارد تا خودش را بازسازی کند. اما خبر عالی این است که سرعت کاهش وزن با قدرت ذهن معمولاً خیلی سریعتر از سرعت چاق شدن توست.
شگفتیهایی که منتظر تو هستند
- لاغری بدون اینکه احساس محرومیت کنی
- انرژی بیشتر در طول روز
- خواب بهتر و کاهش استرس
- اعتماد به نفس بالاتر
- ماندگاری نتیجه برای سالها
هزاران نفر که از این روش استفاده کردهاند، در آلبوم «شگفتیسازان» داستان و عکس تحولشان را به اشتراک گذاشتهاند. تو هم میتوانی یکی از آنها باشی.
چرا باید تصمیم قاطع بگیری؟
برای کاهش وزن با قدرت ذهن خرید دوره به تنهایی کافی نیست. کسانی نتیجه فوقالعاده میگیرند که با تصمیم محکم وارد مسیر شوند و تمام تمرینها را با اشتیاق انجام دهند.
اگر آمادهای که:
- برای همیشه از چرخه رژیم و بازگشت وزن خارج شوی
- بدون فشار عصبی لاغر شوی
- ذهن و بدنت را در یک جهت قرار دهی
- یک نسخه جدید و سالم از خودت بسازی
پس کاهش وزن با قدرت ذهن دقیقاً برای تو ساخته شده.
یادت باشد: تو قبلاً بدون هیچ زحمتی چاق شدهای. حالا میتوانی به همان راحتی — اما این بار با آگاهی کامل — کاهش وزن با قدرت ذهن را تجربه کنی.
سخن آخر از صمیم قلب
دوست عزیز، تو شایسته یک بدن سالم، سبک و پر انرژی هستی. قدرت تغییر همیشه داخل تو بوده، فقط تا امروز از آن در جهت اشتباه استفاده میکردی.
کاهش وزن با قدرت ذهن به تو یاد میدهد چگونه همان قدرتی که سالها تو را چاق نگه داشته بود، حالا تو را لاغر و سالم نگه دارد.
اگر واقعاً آماده تغییر بزرگی در زندگیات هستی، همین امروز شروع کن. زبان لاغری را یاد بگیر و یک جسم جدید برای خودت بساز.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 98 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند هستی بخش سلام ودرود برهمگی شما دوستان خوبم علی الخصوص استاد گرامی
امروز صبح که بیدار شدم همسرمو خوابالوده دیدم که به خاطر شغلش بسیار کمبود خواب داره وغرق درخواب یه حسی منو برد به دوران کودکیم من دردوران کودکیم کم مشکل وسختی نداشتم اما همیشه متناسب بودم
وهمیشه رویاداشتم وشاد وآزاد بودم وهمیشه خوشحال خونه ما حیات بزرگی داشت واتاق های کوچکی همیشه وقتی آفتاب اولین اشعه خودشون از لای پرده های کش دوزی شده داخل پنجره ای به داخل میزد بیدار میشدم ومستقیم به سمت حیاط میرفتم ونفس عمیقی میکشیدم بعد شستن روم ودستهام همیشه گاز روشن میکردم وکتری رودرحالیکه چار پای میگذاشتم روشن میکردم وپنیر ومربارو از داخل یخچال بیرون میاوردم واز جانونی نونی برمیداشتم وهمراه سفره کوچیکمون میاوردم وسط سالن وبعدش مامان وبابام بیدار میشدن وباهم صبحونه میخوردیم درحالیکه مادرم چای دم میکردوبرامون میریخت وبعد خوردن کمی نون وپنیر ومربا آلبالو خانگی بدو میرفتم بیرون داخل حیاط ودرحالیکه به پدربزرگم سلام میدادم ومیگفت ندو میخوری زمین با خنده میدوییدم سمت خونه عمه ام وشیرجه میزدم تو خونشون وهمیشه عمه ام بعد سلام خوبی میگفت بیا صبحونه اما من میرفتم تو اتاق پسرعمه هام که همبازی های من بودم وسروصدا میکردم که تنبلا پاشید الان کوچه رو بچه ها برای فوتبال میگیرن واوناهم که عشق فوتبال از جاشون میپریدن ودرحالیکه لقمه رو به زور عمه ام میگذاشت تو دهنشون کفششون میپوشیون ومیدوییدیم به سمت کوچه انگار بهمون جایزه میدادن وچقدر مشتاق کوچه رفتن بودم با اینکه حیاط بزرگی داشتیم
وقتی میرسیدیم دم درهیچ کسی درکوچه نبود اما ما ناامید نمیشدیم ودرخونه هارو میزدیم ویکی یکی بچه های خوابالو رو از رختخواب بیرون میکشیدیم تا تیممون رو جور کنیم من دروازه بان بودم چون پسرعمه بزرگم که همش سه سال ازم بزرگ تر بود اعتقاد داشت که من دخترمو وموقع حمله منو میزنن آسیب میبینم پی پست دروازه بانی تیم برای خودم بود ومن باخوشحالی والبته بادرد کبودی توپ جانانه دفاع میکردم ودرحالیکه خوشحال وزخمی از برد تیم بودم چند ساعتی رو دفاع میکردم از دروازه
وبعد از شدت خستگیو کبودی میومدم خونه وبااینکه دعوا میشدم ولی بازم میرفتم رور بعد وبعد از ظهر نوبت دوچرخه سواری موتوری بود که مسابقات متور سواری وتک چرخ زنی درکوچه معروف بود
وچقدر لذت بخش بود کری های بچگانمون احساس آزادی که موقع سرعت پاهامون از پدال دوچرخه رها میکردیمو وویژی میرسیدیم انتهای کوچه درحالیکه باد درلابه لای موهای من میرفت واحساس پرواز داشتم وپلاستیکی که لای چرخ به زور چپونده بودیم تا صدای موتور بده
چقدر لذت بخش بود واقعا هم که عاشق اون روزا بودم
اما از همه جالب تر این بود که موقع تنهایی یا با خدا صحبت میکردم یا آرزوهامو مرور میکردم رویای دانشمند شدن خوب یادمه اون روزا فیلم ابوعلی سینارو نشون میداد ومنم عاشق ابوعلی سینا شدن شده بودم وبا اینکه وقتی به بقیه میگفتم بهم میخندیدن که ابوعلی سینا مرد بود وتو دختری اما همیشه اعتقاد داشتم بقیه اصلا نمیفهمن ومن حتما دانشمند میشم وبه باحالی وموفقی ابوعلی سینا میشم وازدواجم نمیکنم ودرحالیکه اکتشاف پشت اکتشاف میکنم هرروز لذت میبرم از خلق چیزایی که دوستش دارم وزندگی ایده آلم میشه
امروز دوباره بعد سالها همون احساس داشتم که برم توی حیاطمون برم وبرای خودم یه حیاط پیدا کنم یه پارکی که جای حیاط وداشته باشه شاد باشم دوباره بشم عاشق یادگیری عاشق پرواز عاشق خوشی وخوشحالی دوباره رویای خودمو زندگی کنم واینقدر درگیر فکر وخیال مشکلات نباشم اون روزا اصلا اوضاع خوبی نداشتیم ولی من چنان احساس خوشبختی میکردم وآزاد ورها بودم که هیچ مانعی منو از رسیدن به رویاهام باز نمیداشت الانم باید دوباره دربیداری روباهامو ببینم زندگی کنم ودنبال کنم واز زندگیم نهایت استفاده رو ببرم این زندگی منه ومن یک بار به دنیا میام ویه بارم زندگی میکنم پس چرا باید غصه بخورم درحالیکه میتونم شاد باشم رویامو زندگی کنم وبگذارم خداهمه چیز حل کنه درست مثل اون موقع ها که میگفتم بهش خدایا خودت اینو درست کن ومیرفتم دنبال بازی ودرس هام وچیزای جالب دنیام ودرستم میشد وهمیشه اعتقاد داشتم بابا خداست ها مگه الکیه خدای همه کاراست خودش من بهش بگم درستش میکنه احساس میکنم فرشته مهربونم امروز راهنماییم کرده تا دوباره زندگی کنم ولذت ببرم
نشان های دریافت شده
با سلام
دلیل اصلی اینکه میخوام لاغر بشم وتناسب اندام بیشتری رو دراین دوره وبا این دوره امتحان کنم اینکه اینبار تنها من نیستم که به تنهایی اقدام به لاغری میکنم
بلکه ناخودآگاه منم همراه من میاد قدم به قدم لاغری وتناسب اندام ایده آلمو یاد میگیره
وسبک زندگی منو عوض میکنه ومتوجه میشه که تناسب اندام چرا وچگونه برای بدن من لازم وضروریست
وچرا دیگه نمیخوام درسرزمین چاق ها باشم ،پس منو میبره به سرزمین لاغرها ومثل اونا هر روز متناسب ترم میکنه
واین به لطف خدای مهربان محقق شده
من چند ماهیه مهاجرت کردم به کشور متناسبا به کشور خوشگل ها
ودارم مثل اونا رفتار میکنم وهربار که میبینمشون منو بیشتر راهنمایی میکنن که چطور رفتار کنم وشرایط زندگی چطوره اینجا
به امید اینکه دقیقا مثل تمام متناسبای شهر منم یک متناسب کامل وبینقص بشم
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده ومهربان که در هردو صفت بسیار سخاوتمند عطا میکند
سلام صبح همگی بخیر وشادی
من مدتیه که دراین مسیرم روزهای خوب زیادی با این آموزش ها داشتم ودارم وخواهم داشت
به لطف خدای مهربان فهمیدم تنها نیستم فهمیدم بدبخت دوعالم نیستم وفهمیدم چاقی مرض لاعلاجی نیست که درمان نداشته باشه ومن محکوم به داشتنش نیستم
خداروشکر بینهایت بابت آگاهی باارزشی که کسب کردم
اما چیزی که الان میدونم اینکه چاقی رو یاد گرفتم ولاغری رو هم میتونم یادبگیرم
وهمشون درفکر وباور منه
دیروز فهمیدم که چاقی نوعی خودآزاریه
ولاغری عشق به خود
همش ترس از کمتر خوردن ونخوردن داشتم
امروز ندایی درذهنم گفت گرسنگی عذاب الهی نیست
گرسنگی یه نعمت نعمتی که به من یادآوری میکنه عزیزم بدنت به انرژی احتیاج داره
وسیری هم احساس فشار وعذاب نیست
احساس آرامش که دیگه احتیاجی به ورود انرژی نیست ممنون
حتی این دواحساس بوجود اومدن که احساس ما خوب وشکر گذار باشیم
مثل هر نفس که شاعر میگه هر نفس که فرو میبریم ممد حیات است وهر نفس که بیرون میدهیم مفرح ذات و دوشکر دارد
خوردن هم همین هر موقع احساس گرسنگی میکنیم شکر دارد که بدن من خبر از سالم بودن من میدهد که انرژی میخواهد واحساس سیری شکر دارد که نیازش رفع شده وجانمان آرامش گرفته
خودم که به شخصه وقتایی که حسابی گرسنه میشم
یه جوری لذت میبرم از غذا که روحم جلا پیدا میکنه
و وقتی سیر میشم ودست میکشم احساس شکر بینیازی وسبکی وزیبایی وآرامش جوری بردلم مینشینه که جسمم لذت میبره
یعنی یه جورایی درتناسب فکری ودردرست رفتار کردن آرامش ولذت توام باشکر واحساس خوش وخوبه
ودرچاقی وپرخوری وعدم آرامش وعذاب ورنج وفشار واحساس بد
تاحالا دقت کردین
امکان نداره پرخوری کرده باشیم وبعدش بگیم به به شکر چقدر پرخوری خوبی بود
نه همیشه عذاب فشار وحال بد واحساس اذیت وناراحتی همراهمون بوده
ویه جورایی انگار جهنمی به پا میشه که تاوانش تا ساعت ها بعد یا حتی روزها بعد ادامه داره
برای همینم میخوام به احساس خوب ولذت از زندگی برسم وآرامش درلحظه لحظه زندگیم تجربه کنم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
من تصمیم قاطع خودمو گرفتم تا آموزش هایی که دیدم رو درخودم نهادینه کنم وهرروز بهتر فکر کنم وبهتر عمل کنم تا بدنم خودش روند تناسب اندامشو طی کنه
من عاشق خودمم عاشق متناسب شدنم
دراین مدت متوجه شدم که هیچ چیز وهیچ کس منو به اندازه متناسب شدن خوشحال وسرشار از آزادی ولذت وتوانمندی نمیکنه
چیزی که بارها شنیده بودم که تناسب اندام ذره ای اهمیت نداره ومهم اخلاق وروح پاک انسان هاست
اما الان متوجه شدم که یک انسان نمیتواند جسمی مریض چاق وبا کلی اختلالات عصبی رفتاری ذهنی داشته باشه وروحش رشد کنه واخلاقش تعالی پیدا کنه
امروز مطمئنم همه باورهای قبلیم نتیجه توجیه وبهونه لاغر نشدن اطرافیان من بوده که به من انتقال دادن تا بار مسئولیت لاغر ومتناسب شدن را از دوش خود ومن بردارند وکاملا باور غلطی بوده
امروز من احساس اختیار مسئولیت پذیری آزادی ولذت بیشتری میکنم احساس آرامش بیشتر که زندگی زجر آور نیست وسراسر دردو عذاب
زندگی بینهایت زیباست از آن جهت که هدیه ای از جانب خدای مهربانم هست در حالی که تکه ای روحش را دروجودم به جای گذاشته
مادرها وقتی فرزندی بدنیا میاورند میگن جگر گوشه من یا پاره تن من هر مادری احساس میکنه تکه ای از وجودش را تبدیل به این کودک کرده واز این رو شگفت زده وسرشار از عشق مادری میشه
حالا دیگه ببین چقدر عزیزم برای خداوند که جگر گوشه اش شدم پاره تنش شدم که روحش درمن قرار داده
هر چقدرم اشتباه رفتم بازم جگر گوشه وعزیز دلشم
حالا که اینقدر ناز پروده وعزیز کرده ودلبرم اینقدر لوس خداجونمم عزیز دلشم عشقشم ببین چقدر عاشق متناسب شدن منه چقدر عاشق پیشرفت من چقدر عاشق اینکه حالم خوب بشه وخوب بمونه
چقدر دوست داره تاج سر همه مخلوقات والگوی همه بنده هاش بشم
وقتی بهش فکر میکنم میبینم خدا ۹۰ درصد راه رفته که من متناسب وزیبا وسالم بشم ده درصدشم گفته توبیا سمتم آخه منم عاشق اینم که بیای طرفم باذوق تا قند تو دلم آب بشه
مثل مادری که از قصد میشینه عقب تر فقط کمی عقب تر ودستاشو بازمیکنه ومیگه جان دلم بیا پیش مامان
بیا قربونت بشم بیا عزیز دلم
درحالی که میتونه ودلش پز میکشه که یه لحظه هم نوزادش ازش دور نباشه وهمیشه تو آغوشش باشه
اما میگه بگذار یاد بگیره رو پای خودش بایسته وراه بره میخواد استقلال بچشو ببینه میخواد پیشرفتشو ببینه میخواد بزرگ شدنشو ببین حالا این بچه که ذوق داره بره بغل مامانش ممکنه بیوفته گریه کنه دردش بگیره حتی کمی کوفته وزخمی بشه اما چشمای مامانش ودستای مامانش چنان شوق دروجودش ایجاد میکنه که بلند میشه چند قدمو میره
منم با خداجونم اینجوریم گاهی از دستش عصبانی هم میشم که چرا نمیاد سمتم وبلندم کنه وراه ببره اما وقتی صورت پرمهرشو عشقشو وشوق رسیدن بهم میبینم از خودم خجالت میکشم وبیشتر تلاش میکنم برم درآغوشش آغوش خدا همونجاییه که دراوجیم رسیدیم بهش وقتی بشم متناسب وخوشهیکل رسیدم بهش وقتی بشم یک زن پولدار وموفق رسیدم بهش
وقتی بشم یک انسان دانا رسیدم بهش
وهرچیزی که بخوامو وآرزوشو داشته باشم خدامنو بلند میکنه میگذاره پنج قدم عقب تر میگه بیا عزیز دلم
تو میتونی تلاشتو بکن قربونت بشم
من درست روبروتم دستامو ببین فاصله ای نیست
بیا
خداجونم عاشقتم وممنونم که همیشه وهمه جا هستی
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت همگی همراهان میخوام بگم که من اولین باره که دارم دوره لاغری رو تکرار میکنم واولین روزم هم هست تا به حال خیلی چیزا یاد گرفتم وفکرم هم نسبت به چاقی کلی تغییر کرده اینکه متوجه شدم من هستم که انتخاب میکنم که کی وچه چیزی وچقدر بخورم واین حس خوبی به من میده اما پرخوری بدترین ظلم وعذاب دنیاست من تا به حال فکر میکردم اگه مقداری غذایی که میخورم کم باشه لاغر ومتناسب میشم اما الان متوجه شدم دیگه نیاز نیست گشنگی بکشم فقط همین که سیر شدم دیگه نخورم عالیه ومن متناسب میشم مهم حال خوب من قبلا همش فکر میکردم باید سختی کشید تا متناسب شد اما الان با تمام وجودم میدونم که من باید حال خودمو خوب کنم تا متناسب بشم خیلی عالیه امروز برای اولین بار رفتم پیاده روی با فایل های پیاده روی استاد برای اولین بار بود که به هیچ چیز ناراحت کننده ای فکر نکردم وجالب اینجا بود که وقتی به چهره اکثر آدم ها نگاه میکردم ناراحت بودن ویا وقتی با هم اومده بودن پیاده روی همش غر میزدن وخانم وآقای منفی بافشون یک لحظه رهاشون نمیکرد من بسیار مشتاق تکرار این دوره هستم متناسب شدن با تمام وجودم یاد میگیرم وعمل میکنم