0

لاغری با صبر و حوصله؛ معجزه‌ای واقعی اما تدریجی

لاغری با صبر و حوصله
اندازه متن

روز خواستگاری، برعکس همیشه که لباس مشکی می‌پوشیدم تا چاقیم کمتر به چشم بیاد، یه استایل سفید انتخاب کردم. اون روز از خودم راضی بودم، چون یه ماه قبلش حدود ۱۵ کیلو کم کرده بودم. اون روزها هنوز نمی‌دونستم لاغری با صبر و حوصله چه فرقی با این لاغری عجولانه داره.

ماجرا از اینجا شروع شد که خانواده‌ی همسرم شرط گذاشته بودن اگه می‌خوام دخترشون رو به من بدن، باید یه مقدار لاغر بشم. بنده‌خداها همه‌شون متناسب بودن و نمی‌دونستن که لاغر شدن برای من کاری نداره؛ مشکل من این بود که لاغر نمی‌موندم.
به پیشنهاد و همراهی یه دوست متناسب، یه رژیم سخت و ورزش توی پارک‌های شهر رو شروع کردم و توی یه ماه حدود ۱۵ کیلو کم کردم. خانواده‌ی همسرم که نسخه‌ی چاق‌تر منو دیده بودن، خیلی راضی بودن و من از آزمون انتخاب همسر قبول شدم.

ولی طولی نکشید که دوباره همون آدم ۱۳۰ کیلویی قبلی شدم. البته یه مزیت داشت: خانواده‌ی همسرم دیگه فرصت مخالفت کردن رو از دست داده بودن😄.

تو این جلسه می‌خوام تجربه و دیدگاهم رو درباره‌ی لاغری با صبر و حوصله با شما به اشتراک بذارم: اینکه چرا عجله برای لاغر شدن منو هر بار به نقطه‌ی اول برمی‌گردوند، چطور تبلیغ‌ها از همین عجله‌ی ما برای لاغر شدن سود می‌برن، و چی شد که توی مسیر لاغری با ذهن صبر کردن برام سخت نبود. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی می‌کنم که کمک می‌کنه عجله‌ی ذهنتون رو بشناسید.

لاغری سریع با رژیم سخت در برابر لاغری با صبر و حوصله

⏱️ چرا ذهن ما برای لاغری عجله داره؟

وقتی سال‌ها از وزن خودمون ناراضی بودیم، طبیعیه که بخوایم این حس بد هر چه زودتر تموم بشه. برای همین بیشتر رژیم‌هایی که من گرفتم یه تاریخ داشتن: قبل از عید، قبل از عروسی، قبل از خواستگاری. ذهن من یه هدف کوتاه‌مدت داشت و همه‌ی انرژیش رو برای رسیدن به همون تاریخ می‌ذاشت.

مشکل اینجاست که هدف من توی اون یه ماه، «لاغر موندن» نبود؛ «لاغر شدن» بود. از همون روز اول هم منتظر بودم این دوره تموم بشه. وقتی هدفی تاریخ تموم شدن داره، ذهن هم بعد از اون تاریخ دلیلی برای ادامه دادن مسیر نمی‌بینه و برمی‌گرده سر همون برنامه‌های قدیمی.

لاغر شدن سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود

این تجربه فقط برای من نیست؛ خیلی‌ها چند بار لاغر شدن و هر بار دوباره برگشتن. یعنی مسئله‌ی ما کم کردن وزن نیست. مسئله اینه که بدن با رژیم و ورزش عوض می‌شه، ولی ذهنی که اون وزن رو ساخته بود دست نخورده می‌مونه.

ذهن چاق با یه رژیم یه‌ماهه عوض نمی‌شه، چون یه‌ماهه هم ساخته نشده. چاقی من حاصل سال‌ها تکرار جمله‌ها، عادت‌ها و باورهایی بود که از بچگی یاد گرفته بودم. چیزی که سال‌ها طول کشیده تا ساخته بشه، با عجله عوض نمی‌شه.

لاغری با صبر و حوصله و تغییر ذهن

🍋 وقتی تلخی رو نشونه‌ی تاثیر می‌دونستم

یه مدت افشره‌های گیاهی مثل لیمو و چند تا گیاه دیگه مصرف می‌کردم. باید چند قطره‌اش رو توی یه لیوان آب می‌ریختم و روزی دو سه بار می‌خوردم. خیلی تلخ و بدمزه بود، ولی جالب اینجاست که من از تلخیش حس خوبی داشتم. فکر می‌کردم هر چی تلخ‌تر و بدمزه‌تر باشه، چربی بیشتری از بدنم دفع می‌کنه.

چند هفته مرتب مصرفش کردم، ولی اتفاق خاصی نیفتاد و بالاخره رهاش کردم. حالا که به اون روزها نگاه می‌کنم، می‌بینم یه باور پنهان پشتش بود: «لاغری باید با زجر همراه باشه». یعنی هر چی سخت‌تر، مؤثرتر.

همین باور باعث می‌شد هر روش سختی رو جدی بگیرم و هر روش آرومی رو بی‌اثر بدونم. ذهن من رنج رو با نتیجه یکی کرده بود؛ در حالی که رنج فقط باعث می‌شد زودتر خسته بشم و کنار بکشم.

تبلیغ‌ها از عجله‌ی ما سود می‌برن

تبلیغ‌های دمنوش، قرص، کرم و شکم‌بند دقیقاً روی همین عجله دست می‌ذارن: «یه ماهه ۱۰ کیلو کم کن»، «بدون رژیم و ورزش لاغر شو». این جمله‌ها به ذهن فرد چاقی که از وضعیت خودش خسته و ناامیده، یه راه میان‌بر وعده می‌ده و به همین دلیل خیلی‌ها جذب این روش‌ها می‌شن.

وقتی یه محصول جواب نمی‌ده، ذهن عجول نمی‌گه «شاید مسیر اشتباهه»؛ می‌گه «این یکی خوب نبود، بریم سراغ بعدی». این‌طوری آدم از یه روش به روش دیگه می‌پره و هر بار یه کم ناامیدتر می‌شه، بدون اینکه ریشه‌ی مشکل، یعنی ذهنش، تغییر کرده باشه.

سودجویی تبلیغات لاغری از عجله مردم

🌱 وقتی دیگه برای نتیجه عجله نداشتم

قبل از اینکه از قدرت ذهن برای لاغری استفاده کنم، تونسته بودم با همین قدرت، شرایط مالی و روابطم رو به شکل قابل توجهی بهتر کنم. برای همین یه اطمینان قلبی داشتم که حتماً می‌شه با ذهن لاغر شد. فقط نمی‌دونستم این اتفاق چطور می‌افته.

برخلاف رژیم‌ها، این بار هیچ پیش‌فرضی برای نتیجه نداشتم. برام مهم نبود هفته‌ی اول یا ماه اول چقدر کم می‌کنم. تصمیم گرفتم به‌جای اینکه روی عدد ترازو تمرکز کنم، روی پیدا کردن ارتباط بین ذهن و چاقی تمرکز کنم.

چون این بار رژیم نمی‌گرفتم و ورزش اجباری نداشتم، سختی و فشاری هم تحمل نمی‌کردم. بیشتر وقتم صرف مطالعه، تحقیق و تمرین می‌شد که سختی خاصی نداشت. برای همین گذشتن زمان برام رنج‌آور نبود و تونستم اون‌قدر این مسیر رو ادامه بدم تا بالاخره روش درست و تأثیرگذار استفاده از قدرت ذهن برای لاغری رو کشف کنم.

چرا صبر برای من سخت نبود؟

صبر وقتی سخته که هر روزش با گرسنگی، محرومیت و جنگیدن با خود بگذره. توی رژیم‌ها هر روز برام یه آزمون بود و برای همین دلم می‌خواست زودتر تموم بشه. ولی وقتی مسیری رنج نداشته باشه، صبر کردن هم خودبه‌خود اتفاق می‌افته.

پس لاغری با صبر و حوصله به این معنی نیست که دندون روی جگر بذاری و روزها رو بشمری. یعنی مسیری رو انتخاب کنی که اون‌قدر بهت فشار نیاره که بخوای زودتر تمومش کنی؛ مسیری که توش تمرکزت روی شناختن ذهنت باشه، نه روی عدد ترازو.

🧠 لاغری با صبر و حوصله یعنی تمرکز روی ذهن

هیچ‌کس توی یه هفته یا یه ماه چاق نمی‌شه. چاقی حاصل هزاران انتخاب کوچیکه که سال‌ها تکرار شدن: «حالا یه تیکه دیگه که چیزی نمی‌شه»، «امروز خسته‌ام، فردا شروع می‌کنم»، «حیفه دور بریزیم». این جمله‌ها کم‌کم توی ذهن ثبت شدن و الان بدون فکر اجرا می‌شن.

لاغری با صبر و حوصله یعنی همین جمله‌ها رو یکی‌یکی بشناسی و به‌مرور جاشون رو با جمله‌های تازه عوض کنی. اولین تغییرها معمولاً روی ترازو دیده نمی‌شن؛ توی رفتار دیده می‌شن. یه روز می‌بینی دیگه به یه خوراکی که قبلاً نمی‌تونستی ازش بگذری، فکر نمی‌کنی. این همون نشونه‌ایه که ذهن داره عوض می‌شه و بدن هم دیر یا زود دنبالش میاد.

آدم‌های متناسب هم برای متناسب موندن عجله ندارن. اون‌ها هر روز با خودشون نمی‌جنگن؛ فقط ذهنی دارن که زبان چاقی رو یاد نگرفته. هدف ما هم همینه: نه یه بدن لاغر برای یه تاریخ مشخص، بلکه یه ذهن لاغر که بدن رو برای همیشه همراه خودش نگه داره.

✍️ تمرین: عجله‌ی ذهنت رو بشناس

  1. همه‌ی روش‌های سریعی که تا حالا برای لاغری امتحان کردی رو بنویس؛ از رژیم و دمنوش گرفته تا قرص و دستگاه. جلوی هر کدوم بنویس برای چه تاریخی شروعش کردی (عید، عروسی، تابستون یا هر چیز دیگه).
  2. کنار هر روش بنویس چقدر کم کردی و چقدر طول کشید تا وزنت برگرده.
  3. از خودت بپرس هدف واقعی هر کدوم چی بود: لاغر موندن، یا رسیدن به یه تاریخ و یه نگاه تأییدآمیز؟
  4. حالا یه هدف بدون تاریخ بنویس؛ مثلاً «می‌خوام بفهمم ذهنم چطور منو چاق نگه داشته».
  5. تا یه ماه، هر هفته به‌جای اینکه بری روی ترازو، یه جمله یا رفتار تازه‌ای که از ذهن چاقت کشف کردی رو یادداشت کن.

ممکنه اولش این تمرین کند و بی‌نتیجه به نظر برسه، چون ذهن ما عادت کرده نتیجه رو فقط با عدد ترازو بسنجه. ولی هر جمله‌ای که از ذهن چاقت کشف می‌کنی، یه قدم واقعیه که دیگه برنمی‌گرده.

توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها همین مسیر رو قدم‌به‌قدم طی می‌کنیم؛ بدون رژیم و محرومیت، با فایل‌های صوتی و تمرین‌هایی که کمک می‌کنن ذهنت رو بشناسی و به‌مرور زبان لاغری رو جایگزین زبان چاقی کنی.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من برای یه تاریخ مشخص لاغر شدی و بعد دوباره برگشتی؟ عجیب‌ترین روش سریعی که برای لاغری امتحان کردی چی بود؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه این تمرین رو انجام دادی، بنویس هدف بدون تاریخی که برای لاغری با صبر و حوصله نوشتی چیه؛ شاید هدف تو، شروع مسیر یه نفر دیگه هم بشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.00 از 35 رای

https://tanasobefekri.net/?p=7430
16 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۴/۰۶/۱۶ ۲۰:۴۴
      مدت عضویت: 1913 روز
      امتیاز کاربر: 10135 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 742 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      وقتی اولین بار چاق شدم دوران بلوغم بود که با هشدار همکلاسیهام مواجه شدم و اونا میگفتن حواست هست داری چاق میشی و چه روز بدی بود اون روز که من به خودم اومدم خب باید چکار میکردم شروع کردم به کاری که بلد بودم کم کردن غذاهام و روزه گرفتن و دوباره لاغر شدم ولی نمیتونستم تو حالت عادی باشم چون دوباره چاق میشدم اره منم اون روزها و روزهایی که خیلی چاق شدم وخودم رو ناتوان میدیدم در مقابل این چاقی دوست داشتم یک قرصی باشه که بخورم و صبح بلندشم باربی بشم خب من اون موقع اطلاعات الان رو نداشتم بعدها دمنوش تهیه کردم و هنوز میگرفتم با کلی ذوق بعد از حرفهای مشاور فروش دیگه فکر میکردم با خودرن این نوشیدنی های بد طعم میتونم لاغر بشم نشد کمر بند لاغر ی نشد کرم لاغری باعث سوختن پوستم شد ولی لاغر نشدم ودوست داشتم خیلی سریع لاغر بشم ولی نمیشد 

      ولی از وقتی به این سایت راه پیدا کردم اموختم جهان هستی بر اساس تکامل است و من هم جز همین جهان هستی هستم چطور یک کشاورز بعد از کاشتن دانه ذرت توقع نداره که روز بعد خوشه ذرت رو دریافت کنه بهش رسیدگی میکنه و ابیاری میکنه و ماهها طول میکشه تا تازه ذرت ها به بار میشینه و نتیجه میده هیچی چیز در جهان هستی انی به وجود نمی اد انسان و حیوانات سریع ایجاد نمیشن وسریع بزرگ نمیشن کار جهان هستی از روی صبر و تکامله همیشه به گلهام نگاه میکنم یک برگ اول به شکل لوله هست و روزها میگذره و اون لوله کم کم باز میشه و یک برگ به گلهام اضافه میشه 

      پس من جز این سیر تکاملم بدن من سالهای زیادی به دلیل رفتارهای اشتباهم و زیاده خوریم به این شکل در اومده من تا بلوغ متناسب بودم و به دلیل باورهای اشتباهم دوران بلوغ چاق شدم و بعد با روزه و کم خوردن تا سن ازواج خودم رو در 45کیلو نگه داشتم ولی ازدواج و بارداری باز از باورهای اشتباهی بودن که باعث چاقی من شدو همه اینها در طی زمانی بود که من داشتم اهسته اهسته چاق میشدم تا شدم 85کیلو و این اضافه که با خوردن لقمه لقمه در طی سالیان در من اضافه شده چطور یک شبه و با خوردن یک قرص جادویی از بین بره و من لاغر بشم

      من با دوره های رایگان 15کیلو کم کردم و بعد دوره های ورودبه سرزمین لاغر ها رو تهیه کردم و در این مسیر یاد گرفتم که فقط باید با صبر و لذت از اگاهی های مسیر این مسیر رو ادامه بدم و چه راحت بدون سختی و رژیم و دمنوش وهزاران روش دیگه لاغر شدم و هنوز ادامه میدم و تصمیم دارم همچنان ادامه بدم 

      پس باید صبور باشیم و ادامه بدیم و ادامه بدیم تا بدنمون فرصت ترمیم داشته باشه و بتونه خودش رو ترمیم کنه 

      وقتی گرسنه ام میخورم به اندازه نیازم و وقتی سیرم نیمخورم و این چیزی است که من در این دوره دریافت کردم دیگه وقتی سیرم نمیتونم بخورم و میگم میل ندارم چیزی که با روزه وکم خوردن ووسایل لاغری نتونستم سالیان قبل اونو بگم پس در این دوره ها ذهنم رو امادم کردم که این جمله رو بگم میل ندارم و اونم تایید کنه ومن چیزی نخورم ولی قبلا که ذهنم اماده نبود میگفتم نه مرسی ولی با یک تعارف باز بر میداشتم و ذهنم میگفت بخور بردار تموم میشه همین امروز ظهر پسرم هوس پیتزا کرد و من هم غذای دیگه داشتیم با شوهرم یک تکه کوچک پیتزا خوردم و یکم غذای دیگه یکم نوشابه خوردم ولی دوباره اومدم نوشابه رو برداشتم چون تشنم بود و جالبه که دستم روی نوشابه بود ذهنم گفت نه اب سرد بخور بهتره و من هم اب خوردم خیلی لذت بخش بود چون تشنگیم هم بر طرف شد و همه این تغییرات فقط با صبر و ادامه دادن هست 

      پس باید با صبر و استمرار ادامه بدیم تا به هدفهای بالاتر هم برسیم من در این دوره ها ارامش ذهنی و شادی درونی و تغییر زندگی و تناسب دست یافتم و بهترین مسیری بود که راه پیدا کردم الان دیگه نه کتابی میخونم چون تو این سایت همه چی در مورد لاغری وارتباط با خدا و مساعل دیگه زندگی هست و نه تبلیغات رو باز میکنم ونگاه نمیکنم چون من به خودم و این دوره وفادار هستم 

      خدایا یاریم کن تا همچنان با صبر و پشتکار به مسیر درستی که هدایتم کردی ادامه بدم و در این مسیر حمایتم کن

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید