0
امتیاز کاربر: 453
سطح ۱: کاربر مبتدی
فهرست گزینه های این کاربر

دیدگاه ها در دوره های آموزشی

ثبت شده در روز 10 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۴/۱۸

از همون کودکی یادم میاد که مادرم برای خوراکی مدرسه برام 2 تا لقمه کره و مربا میذاشت. بچه ها تو مدرسه به من می گفتن چقدر می خوری؟ چاق میشی. از زمانی که یادم میاد عمه هام چاق بودن و همه هم می گفتن دختر به خانواده پدرش میره....

ثبت شده در روز 8 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۴/۰۸

برنامه ریزی برای هدف؛ چیزیه که اغلب اوقات برای اهداف مون انجام میدیم. این همون کاریه که ناخودآگاه برای جلب نظر خودآگاهمون انجام میدیم که در ایجاد حس خوب هم خیلی خیلی موثره. در نتیجه گام به گام، ناخودآگاه به ما راه و مسیر رو نشون میده.مورد مشابه هم در...

ثبت شده در روز 6 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۳۱

نهایت نتیجه در هر کاری و از جمله در تناسب ذهنی زمانی به دست میاد که آموزه ها و شنیده ها رو در زندگی مون به کار بگیریم. تاکید کردن و تایید صحبت ها و نوشته های دیگران در هر مورد و از جمله تناسب ذهنی می تونه سبب ایجاد مسیرها...

ثبت شده در روز 5 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۹

چقدر حواسم نبود که من با چشم، گوش و بینی ام هم غذا می خورم و حالا هست که حرف استاد عطار روشن رو می فهمم که میگن “غذا خوردن آدم رو چاق نمی کنه اما خوردن غذا آدم رو حسابی می تونه چاق کنه.”بدن من هیچ محلی برای ذخیره...

ثبت شده در روز 4 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۵

تا قبل از این فکر می کردم من همینم که هستم؛ سرنوشت من اینه؛ چرا باید انقدر زحمت بکشم؟ آخه من که لاغر نمیشم. اطرافیانم چاق هستن. خب منم مثل اونا. نهایتش یه چند سالی کمتر زنده می مونم و یه مدتی هم مریضی می کشم. بعد هم که همش تو...

ثبت شده در روز 3 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۴

تا قبل از این، فکر می کردم من اضافه وزن زیادی دارم؛ غافل از اینکه ذهن من چاق هست. مجموعه ای از باورهای نادرست و احساسات بد.تا این حد که عمرا جلوی آینه می رفتم. فقط در حد ضرورت و زمان بیرون رفتن بود که ببینم لباسم مرتب کردن هست...

ثبت شده در روز 2 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۳

من مشتاق رسیدن به تناسب اندام هستم.ذهن افسار گسیخته ام رو با خودم همراه می کنم؛ ناخودآگاهم همراه منه و منو در پیمودن این مسیر شگفت انگیز، با حال خوب یاری می کنه.دیگه نمی خوام وقت خودم رو هدر بدم و با رژیم و دمنوش و حس نامطلوب در باشگاه...

ثبت شده در روز 1 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۲

آیا من در برابر چاقی تسلیم میشم؟آیا یک مریض جسمی حاصل از چاقی ام؟آیا این سرنوشت منه؟؟؟قطعا خیر؛ لیاقت من یه زندگی متفاوت توام با زیبایی و اعتماد به نفسه.من می تونم به شرایط ایده آلم برسم. چاقی الان من ربطی به ژنتیک و خانواده و اطرافیانم ندارهذهن من عاملشه. من...

ثبت شده در در مسیر تناسب اندام (مقدمه) از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۰۷

من از هنرجوهای قدیمی ام. اما هر دفعه که شروع می کردم خانم منفی باف غرغرو نمیگذاشت چند روزی بیشتر ادامه بدم و منو به راحتی مصرف می کرد. به من می گفت بابا تو که از ابتدای خلقتت چاق بودی حالا می خوای با چند تا فایل گوش کردن...

ثبت شده در روز 37 تکرار از دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها – گام اول) در تاریخ ۱۴۰۰/۰۱/۲۲

سال ها چقدر آشغال وارد بدنم کردم. به خیال خودم خوراکی های خوشمزه بود و با لذت می خوردم. اطلا هم مهم نبود که چه خوراکی باشه.اما انگار بدنم شده بود سطل آشغال خوراکی ها که بدنم رو به سمت چاقی بیشتر پیش می برد. چقدر خوبه به این درک برسی...

×
گردونه هدایا