ثبت شده در جلسه دوم_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۲۰
سلام سحر عزیز چه زیبا گفتی که یادگیریِ تنها، باعث رشد ما نمیشود، بلکه عمل کردن و اقدام بعد از یادگیری است که ما را رشد میدهد. یادم میآید یک دندانپزشک معروف، دو ساعت درباره مضرات سیگار سخنرانی کرد. همه میگفتند سخنرانیاش بسیار تأثیرگذار بود، اما جالب اینجاست که هنوز از...
ثبت شده در جلسه اول_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۳
جلسه اول_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » من عاشق تغییرم. از دوران دبستان همیشه آرزو داشتم مهاجرت کنم، نه به خاطر تفاخر یا کنجکاوی، بلکه چون از کودکی عاشق برابری و آزادی بودم. در خانهای بزرگ شدم که مادر هر...
ثبت شده در جلسه اول_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۱
سحر عزیز، سلام چقدر خوشحال و سپاسگزارم که دوباره فرصتی پیش آمد تا برایت بنویسم. نوشتهات را که خواندم، وقتی از «حس رهایی» گفتی، دلم آرام گرفت. رهایی، یعنی آزادی از چنگ کنترل و واگذاری همه چیز به دستان خدا. یعنی تو تمام تلاشت را میکنی، با پشتکار و ایمان ادامه...
ثبت شده در جلسه اول_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۱
صالحه عزیز، سلام چه خوشحالکننده است که دوباره فرصتی پیش آمد تا برایت بنویسم. جملهات را با زیبایی و عمق خاصی آغاز کرده بودی: «میخواهم سهمی در بهبود شرایط انسانهای دیگر داشته باشم.» چه نیت قشنگ و انسانیای! در مورد ترس، بسیار هوشمندانه نوشتی. واقعاً گاهی خودِ ترس، بزرگترین مانع در...
ثبت شده در جلسه دهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۴
فرزانه جان سلام چقدر خوشحالم که دوباره فرصتی پیش اومد تا برای دیدگاهت بنویسم. نوشتهات پر از درک، احساس و تجربه است، و من کاملاً با تو همعقیدهام: وقتی به آگاهیهایی که به دست میآوریم عمل کنیم، زندگیمون دگرگون میشه. به قول بزرگی، « جهان از حرف خسته شده و تشنهی...
ثبت شده در جلسه دهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۳
مریم عزیزم، سلام نوشتهات را با دقت و عشق خواندم؛ پر از معنا، احساس و آگاهی بود. چند نکته زیبا در آن دیدم که دلم خواست با تو در میان بگذارم: اول از همه، دربارهی “رها کردن و رها شدن” یعنی باید ترس هامون رو که خداوند همش میخواد ما رو امتحان کنه...
ثبت شده در جلسه دهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۲
جلسه دهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » پنج ماه گذشت و من همچنان در جستجوی کار بودم. هر مصاحبهای که انجام میدادم، هرچند موفق و امیدوارکننده بود، اما به نتیجهی نهایی یعنی داشتن شغل ختم نمیشد. من دنبال کاری بودم...
ثبت شده در جلسه نهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۲۸
جلسه نهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » ما همگی به خدای یگانه ایمان داریم، و این ایمان به آن معناست که سراسر هستی، با تمام موجودات و نیروهایش، به دست قدرتی واحد و ماورایی پدید آمده است. آن وجود جاودانه...
ثبت شده در جلسه نهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۲۵
سلام سحر جان چقدر خوشحالم که دوباره میتوانم پاسخی برای دیدگاه زیبایت بنویسم. نوشتهات را با دقت خواندم و از همان ابتدا که گفتی خداوند بیقضاوت است و به اندازه ظرفیت ما در زندگیمان ظهور میکند، قلبم لبریز از آرامش شد. این نگاهت را خیلی دوست داشتم، چون عمیق و از...
ثبت شده در جلسه نهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند از دوره خدا هرگز دیر نمی کند در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۲۲
سلام دوست عزیز نوشتهات واقعاً الهامبخش بود، بهویژه آنجا که گفتی: «خداوند در عین عظمتش، به اندازه درک ما کوچک میشود و به قدر نیازمان گسترده.» این جمله در دل معناهای بزرگی دارد… گویی یادآوری میکنی که او با هر قلبی به زبانی خاص سخن میگوید. در بخش دیگری هم اشاره کرده...
سلام سحر عزیز چه زیبا گفتی که یادگیریِ تنها، باعث رشد ما نمیشود، بلکه عمل کردن و اقدام بعد از یادگیری است که ما را رشد میدهد. یادم میآید یک دندانپزشک معروف، دو ساعت درباره مضرات سیگار سخنرانی کرد. همه میگفتند سخنرانیاش بسیار تأثیرگذار بود، اما جالب اینجاست که هنوز از...
جلسه اول_بخش چهارم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » من عاشق تغییرم. از دوران دبستان همیشه آرزو داشتم مهاجرت کنم، نه به خاطر تفاخر یا کنجکاوی، بلکه چون از کودکی عاشق برابری و آزادی بودم. در خانهای بزرگ شدم که مادر هر...
سحر عزیز، سلام چقدر خوشحال و سپاسگزارم که دوباره فرصتی پیش آمد تا برایت بنویسم. نوشتهات را که خواندم، وقتی از «حس رهایی» گفتی، دلم آرام گرفت. رهایی، یعنی آزادی از چنگ کنترل و واگذاری همه چیز به دستان خدا. یعنی تو تمام تلاشت را میکنی، با پشتکار و ایمان ادامه...
صالحه عزیز، سلام چه خوشحالکننده است که دوباره فرصتی پیش آمد تا برایت بنویسم. جملهات را با زیبایی و عمق خاصی آغاز کرده بودی: «میخواهم سهمی در بهبود شرایط انسانهای دیگر داشته باشم.» چه نیت قشنگ و انسانیای! در مورد ترس، بسیار هوشمندانه نوشتی. واقعاً گاهی خودِ ترس، بزرگترین مانع در...
فرزانه جان سلام چقدر خوشحالم که دوباره فرصتی پیش اومد تا برای دیدگاهت بنویسم. نوشتهات پر از درک، احساس و تجربه است، و من کاملاً با تو همعقیدهام: وقتی به آگاهیهایی که به دست میآوریم عمل کنیم، زندگیمون دگرگون میشه. به قول بزرگی، « جهان از حرف خسته شده و تشنهی...
مریم عزیزم، سلام نوشتهات را با دقت و عشق خواندم؛ پر از معنا، احساس و آگاهی بود. چند نکته زیبا در آن دیدم که دلم خواست با تو در میان بگذارم: اول از همه، دربارهی “رها کردن و رها شدن” یعنی باید ترس هامون رو که خداوند همش میخواد ما رو امتحان کنه...
جلسه دهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » پنج ماه گذشت و من همچنان در جستجوی کار بودم. هر مصاحبهای که انجام میدادم، هرچند موفق و امیدوارکننده بود، اما به نتیجهی نهایی یعنی داشتن شغل ختم نمیشد. من دنبال کاری بودم...
جلسه نهم_بخش سوم_خداهرگزدیرنمیکند من متعهدانه ۵ مرتبه این فایل را گوش دادم. « من میخواهم احساس خوبی داشته باشم. » ما همگی به خدای یگانه ایمان داریم، و این ایمان به آن معناست که سراسر هستی، با تمام موجودات و نیروهایش، به دست قدرتی واحد و ماورایی پدید آمده است. آن وجود جاودانه...
سلام سحر جان چقدر خوشحالم که دوباره میتوانم پاسخی برای دیدگاه زیبایت بنویسم. نوشتهات را با دقت خواندم و از همان ابتدا که گفتی خداوند بیقضاوت است و به اندازه ظرفیت ما در زندگیمان ظهور میکند، قلبم لبریز از آرامش شد. این نگاهت را خیلی دوست داشتم، چون عمیق و از...
سلام دوست عزیز نوشتهات واقعاً الهامبخش بود، بهویژه آنجا که گفتی: «خداوند در عین عظمتش، به اندازه درک ما کوچک میشود و به قدر نیازمان گسترده.» این جمله در دل معناهای بزرگی دارد… گویی یادآوری میکنی که او با هر قلبی به زبانی خاص سخن میگوید. در بخش دیگری هم اشاره کرده...