لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است، شاید شنیدن این جمله به خط قرمزی روی تمام باورهای قبلی شما بکشد و پذیرش آن بسیار ترسناک و غیرقابل باور باشد.
اما حقیقت این است که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. برخلاف نگرشهای مرسوم که همیشه از رژیمهای سخت و ارادههای پولادین صحبت میکنند، مسیر واقعی تناسب اندام از جای دیگری میگذرد.
اگر میخواهید بدانید چرا تا به حال در کاهش وزن شکست خوردهاید و چطور قرار است این روند تغییر کند، راز آن در عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نهفته است.
هر چقدر کاهش وزن در ذهن شما سادهتر و منطقیتر شود، در دنیای واقعی هم با همان سرعت و راحتی وزن کم میکنید. در این مسیر نیازی به مبارزه با خودتان نیست؛ فقط کافیست یاد بگیرید چگونه باورهای چاقکننده را تغییر دهید.

آیا واقعاً لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است؟!
شاید الان در ذهنتان بگویید: «نه استاد، آنقدرها هم آسان نیست! بالاخره باید فایل گوش بدهیم، تمرین کنیم، دیدگاه بنویسیم و …
اما دوستان به این نکته توجه کنید: بحث این جمله روی انجام کار فیزیکی نیست. وقتی میگویم لاغری با ذهن، یعنی باید ابتدا در ذهنتان بپذیرید و باور کنید که کاهش وزن آسان است.
همه چیز ریشه در ذهن دارد. اقدامات فیزیکی فرع ماجراست. تا زمانی که عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست در وجود شما نفوذ نکند، هر اقدام فیزیکی برایتان شکنجه خواهد بود.
رهایی از تله ذهنی: «خوردن مساویست با چاقی»
همین چند روز پیش به یکی از دوستان عزیزی که از دورههای لاغری با ذهن استفاده میکنند مشاوره میدادم. بزرگترین ترس او این بود: «غذا خوردن باعث چاقی من میشود.»
مهم نبود چقدر میخورد؛ حتی اگر یک انگشت به ماست خامهای میزد، همانقدر در ذهنش فشار و عذاب وجدان ایجاد میشد.
تمام افرادی که اضافه وزن دارند، درگیر این فرمول ذهنی هستند که خوردن مساویست با چاق شدن. فرقی نمیکند یک دیس برنج بخورید یا دو قاشق عذا؛ وقتی این ترس در ذهنتان فعال باشد، درگیری ذهنی شدیدی را تجربه میکنید.
از کجا بفهمیم درگیر این فرمولهای مخرب شدهایم؟ از احساستان. اگر دیروز پیتزا خوردهاید و امروز هنوز دارید خودتان را سرزنش میکنید که «چرا آن سیبزمینی یا نوشابه را خوردم، کل هفتهام خراب شد»،
یعنی شما درگیر ترس از خوردن هستید. به همین دلیل است که در دوره پیشرفته تغییر باورهای چاقی، ما بهطور مفصل روی اصلاح رابطه با غذا کار میکنیم تا این ترس از بین برود.

تکنیک منطقیسازی: چگونه لاغری را برای ذهن کوچک کنیم؟
ذهن ناخودآگاه شما با یکی دو بار تکرار عبارت «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» معجزه نمیکند. باید لاغری را برای ذهنتان منطقی و اثبات کنید تا به مرور باور کنید که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است . وقتی میخواهید چیزی را در ذهن آسان کنید، باید آن را به اجزای کوچکتر بشکنید.
در همان مشاوره به دوستم گفتم: «تو هشت ساعت از شبانهروز میخوابی. هشت ساعت هم سر کار هستی که معمولاً چیزی نمیخوری. پس عملاً ۱۶ ساعت از روز اصلا مشکلی نداری!»
دقت کردید؟ با این نگاه، دو سوم از روزمره شما اصلاً درگیر ماجرای کاهش وزن نیست.
فقط میماند ۸ ساعت پایانی روز. در این ۸ ساعت هم که دائم در حال خوردن نیستید؛ نهایتاً ۳ تا ۵ بار غذا یا میانوعده میخورید.
بنابراین، دغدغه ذهنی شما از «مبارزه با چاقی در کل ۲۴ ساعت» تبدیل میشود به «اصلاح کردن فقط ۴ تا ۵ رفتار ناخودآگاه در روز».
واضح کردن مسئله، قدرت شما را بالا میبرد. وقتی میگویید «من نمیتوانم جلوی هلههوله خوردنم را بگیرم»، این یک غول مبهم است. اما وقتی بررسی میکنید و میبینید فقط هفتهای دو بار در مهمانیها کنترل را از دست میدهید، حل کردن آن بسیار سادهتر میشود.
این طریق عملی ساده کردن مسائل و چالشهای مربوط به چاقی می باشد که در نهایت منجر به شکل گیری این باور در ذهن ناخودآگاه شما میشود که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است.
قدرت سادهسازی خواستهها (داستان خرید اپتیما)
این تکنیک کوچک کردن مسائل، در تمام خواستههای زندگی جواب میدهد. چند سال پیش آرزو داشتم یک ماشین «کیا اپتیما» بخرم. در آن زمان یک پژو ۴۰۵ مدل ۸۳ داشتم با کلی بدهی و قسط بانکی. خرید ماشینی با آن قیمت برایم غیرقابلباور و خندهدار بود.
اما من مسئله را برای خودم ساده کردم. به جای تمرکز بر فاصله مالی یا حسرت خوردن، روی فاصلهی فیزیکی تمرکز کردم. هر بار در خیابان اپتیما میدیدم، میگفتم: «ببین! فاصله من با این ماشین فقط دو متر است. باز کردن در آن ماشین و نشستن پشت فرمان که برای خدا کاری ندارد. فاصله من تا آن ماشین فقط داشتن یک سوئیچ در جیبم است.»
این نگاه برایم تبدیل به یک تفریح شده بود. من رؤیایم را خط نزدم، بلکه آن را خرد و دستیافتنی کردم. در کمال ناباوری و در کمتر از یک سال، شرایط به گونهای پیش رفت که توانستم حتی ماشینی بهتر از آن بخرم.
سناریوی اختصاصی خود را بنویسید
رسیدن به تناسب اندام بسیار سادهتر از چیزی است که قبلاً فکر میکردید.شما هم باید ساده کردن موضوع لاغری را در ذهنتان تمرین کنید تا کمکم به یک عادت ذهنی و رفتاری تبدیل شود.
خیلی وقتها مسیر کاهش وزن سخت نیست؛ این ذهن ماست که آن را پیچیده، ترسناک و دور از دسترس تصور میکند.
وقتی بتوانید در ذهنتان لاغری را به قدمهای کوچک، قابل انجام و روزانه تبدیل کنید، متوجه میشوید که چرا لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است و آنوقت است که با اطمینان قلبی و شادی درونی مضاعف در وجودتان فریاد می زنید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.

من مهمترین راز موفقیت در مسیر لاغری با ذهن را به دستتان دادم، حالا نوبت شماست.
یک سناریوی اختصاصی برای خودتان بنویسید و مشخص کنید که از امروز چگونه میخواهید مسیر کاهش وزن را برای ذهنتان خرد، منطقی و آسان کنید.
مثلاً بنویسید وقتی گرسنه میشوید چه انتخابی میکنید، وقتی هوس خوردن دارید چطور با آرامش تصمیم میگیرید، یا چطور قرار است بدون سختگیری و فشار، سبک زندگی خودتان را آرامآرام تغییر دهید.
یادتان باشد که آسانترین راه کاهش وزن این نیست که خودتان را با رژیمهای سخت، محرومیتهای طولانی یا ورزشهای طاقتفرسا آزار دهید.
آسانترین راه کاهش وزن این است که ذهن خود را با لاغری همراه کنید، باورهای اشتباه را کنار بگذارید و هر روز فقط یک قدم کوچک اما درست بردارید.
وقتی ذهن شما باور کند که لاغر شدن ممکن، ساده و لذتبخش است، بدن هم خیلی راحتتر با این مسیر هماهنگ میشود.
پس در بخش نظرات همین صفحه، سناریوی خود را بنویسید. بنویسید که از این لحظه تصمیم دارید لاغری را ساده ببینید، انتخابهای غذایی خود را آگاهانهتر انجام دهید و به جای جنگیدن با بدن خود، با آن دوست شوید. حتی میتوانید چند جمله انگیزشی برای خودتان بنویسید تا هر روز آنها را مرور کنید.
و البته یادتان نرود این عبارت جادویی را تکرار کنید:
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. به خدا خیلی آسان است.
در پایان …
امیدوارم همگی آسانترین راه کاهش وزن را تجربه کنیم و تا آخر عمر از آن کیف ببریم. اما میدانید؟ نوشتن سناریو در کامنتها فقط شروع یک ماجرای بزرگ است.
اگر میخواهید این «آسانی» را واقعاً در زندگیتان حس کنید و از سردرگمیهای رایج دور بمانید، پیشنهاد میکنم قدم بعدی را محکمتر بردارید.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همان نقشهای است که شما نیاز دارید. در این دوره، ما لاغری را از حالت یک رویای دور از دسترس خارج میکنیم و آن را به یک فرآیند اصولی، گامبهگام و کاملاً عملی تبدیل میکنیم.
اینجا قرار نیست حدس بزنید یا از روشهای تستوخطا خسته شوید. شما یاد میگیرید که چطور ذهن خود را برای لاغری برنامهریزی کنید، چطور با هوسهای غذایی کنار بیایید و چطور بدون استرس و فشار روانی، به اندام ایدهآل خود برسید.
این دوره مثل یک راهنمای خصوصی در کنار شماست که به شما میآموزد چطور با تغییرات کوچک اما هوشمندانه، نتایج بزرگ بگیرید.
اگر آمادهاید که لاغری را نه به عنوان یک تنبیه، بلکه به عنوان یک سفر لذتبخش و آسان تجربه کنید، همین حالا به جمع شرکتکنندگان دوره بپیوندید و کلیدهای طلایی تغییر را در دست بگیرید.
منتظر خواندن سناریوهای زیبای شما هستم، اما فراموش نکنید که بهترین سناریو، آنهایی است که در عمل اجرا میشوند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.61 از 46 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خداوند بخشنده ومهربان سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من میخوام سناریو خودم را اینگونه بنویسم باید به جسمم احترام بزارم وهر چیزی رو وارد اون نکنم و توجه را از روی جسمم بردارم البته تا حدودی موفق شدم ولی باید روی باور و نگرش خود کار کنم و لاغر شدن را برای خود ساده قابل هضم کنم تا ذهنم کم کم آموزش ها را قبول کند وقتی در ذهن من مغز پر از ترس از مواد غذایی ترس از چاق شدن ترس از خوردن باشد چه کم بخورم وچه زیاد فرقی نمی کند چون چاقی در ذهن هست من وقتی به همسر و دخترم نگاه میکنم که دارن با خیال راحت غذا می خورند با ذهنم صبحت میکنم که عزیزم ببین که همسرم و دخترم چه با آرامش وبا لذت غذا می خوردن واصلا چاق نیستن وچاق نمیشن ذهن محترم من بیا ازشون یاد بگیریم ازت ممنونم که بامن همکاری میکنی واقعا احساس و حالم خیلی بهتر میشه غذاکمتر می خورم و میگم ببین چقدر نعمت زیاد هست این یخچال پر از مواد غذایی همه چی در خونه دارم وباز هم میتوانم خرید کنم بنظر خودم ذهنم آرام تر شده من شاید در هفته دو یا سه بار پر خوری یا ترس از خوردن یا چاق شدن برام پیش بیاد باید این عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیا ست باید در ذهن من نفوذ کند ودر ذهن من بنشیند این عبارت با حرف فقط به من احساس و حالی خوبی میده با تمرین و آموزش دادن استمرار ادامه مطلب و فایل ها رو گوش کردن این عبارت اثر گذاری پیدا میکند من با توجه به آدمهای متناسب دور اطرافم رفتارهایشان با مواد غذایی چیزهای خوبی یاد گرفتم مثل یکی خیلی می خورد یکی کمتر ودرست تر انجام میدادن من درسهای خوبی ازشون یاد میگیرم یکی مثل زن داداشم با اینکه لاغر هست ولی غذا خیلی کم می خورد بهش گفتم که با همین سیر شدی گفت میترسم چاق بشم چون مامانم چاق هست در صورتی که پدرش خواهرش برادرهاش همه لاغر هستن فقط مادرش چاق هست باش صبحت کردم که این کار رو انجام نده ولی گفت از چاق شدن می ترسم ومن دیگه هیچ حرفی نزدم چون فایده نداره اگر همین آموزش ها و تمرین نوشتن وادامه می داد در آرامش وبا احساس خوبی می داشت بهترین روش لاغر شدن لاغری با ذهن است واقعا لاغر شدن آسانترین کاری دنیاست من خیلی از وسیله های خانه ام را با تجسم تصویر سازی بدست آوردم بعضی ها رو بعد از یک سال بعضی ها مدت کمتر خریدم ولی آدمها با افکار منفی دور اطرافم خیلی زیاد هست للاغری با ذهن اآسانترین کاری دنیا ست با سپاس فراوان از استاد عزیز در پناه خدا باشید
تا امروز فکر میکردم لاغری یعنی یک جنگ تمامعیار. من در یک طرف و کالریها و میل به غذا در طرف دیگر. فکر میکردم باید هر روز با ارادهی خودم بجنگم تا جلوی خودم را بگیرم. اما امروز یک چیزی رو فهمیدم که همهچیز رو عوض کرد…
یادم اومد که من همیشه چقدر با خودم سخت میگیرم. وقتی میگفتم «از فردا دیگه هیچی نمیخورم»، انگار داشتم به خودم دستور میدادم که از زندگی لذت نبرم. و خب، طبیعی بود که مغزم شورش کنه! مغز من دشمن من نیست؛ مغز من فقط میخواد من رو حفظ کنه و وقتی حس میکنه دارم خودم رو از لذتها محروم میکنم، با ولعِ زیاد به دادم میرسه.
**حالا منطقِ ماجرا اینه:**من الان یاد گرفتم که به جای اینکه با خودم بجنگم، باید با خودم «آشتی» کنم.
اگر من فقط با جسمم بجنگم، خسته میشم و شکست میخورم. چون بدن، نیروی محرکهی منه. اما اگر با **ذهنم** صحبت کنم، همه چیز عوض میشه. مثلاً به جای اینکه بگم «نباید اینو بخورم» (که باعث میشه مغزم بیشتر بخوادش)، به خودم میگم: «من الان اونقدر ارزشمندم که ترجیح میدم یه چیز سالم بخورم تا حس بهتری داشته باشم.»
میبینی؟ وقتی جمله رو عوض میکنم، دیگه بحث «محرومیت» نیست؛ بحث «انتخابِ بهتر» هست.
**این چرا راحتتره؟**چون وقتی من با ذهنم صلح میکنم، دیگه لازم نیست هر لحظه با ارادهی خودم فشار بیارم. وقتی ذهنم باور کنه که من دارم برای «بهتر شدن» قدم برمیدارم (نه برای «تنبیه کردن خودم»)، دیگه اون حسِ گرسنگیِ روانی و اون فشارِ روانی از بین میره.
لاغری با ذهن، یعنی من دیگه اون کسی نیستم که داره سعی میکنه لاغر بشه؛ من اون کسی هستم که **تصمیم گرفته سالم زندگی کنه.** و وقتی این تصمیم تو ذهنم ریشه بدّه، بدنم خودش، خیلی خودکار و خیلی راحت، خودش رو با این تصمیم جدید هماهنگ میکنه.
**پس از این به بعد، من دیگه نمیجنگم… من فقط انتخاب میکنم.**
سلام!
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست😍—لاغری؛ سفری از درون به بیرون💯
شاید خیلیها فکر کنند لاغری یعنی جنگیدن با بدن، روزهای سختِ گرسنگی و تمرینات طاقتفرسا. اما حقیقت این است: لاغری، در واقع یک فرآیند ذهنی است، نه فقط یک تلاش جسمانی.
اما چطور میتوان این حرف را منطقی کرد ؟
بیایید از سه زاویه به آن نگاه کنیم:
۱. ذهن، فرماندهی بدن است:🧠
هر تغییری که در بدن رخ میدهد، ابتدا از مغز شروع میشود.
وقتی شما با خود میگویید من باید رژیم بگیرم مغز این را به عنوان یک. تهدید یا محرومیت درک میکند و در برابر آن مقاومت میکند (مثلاً با ایجاد ولع شدید برای شیرینی).
اما وقتی ذهن را متقاعد کنید که من دارم بدنم را تغذیه میکنم تا بهتر باشم ، مقاومت بدن کم میشود.
در واقع، وقتی ذهن با شما همکاری کند، بدن دیگر دشمن شما نیست، بلکه همراه شماست.
۲. عادتها، فرزندانِ ذهن :
لاغری پایدار، نتیجهی تکرار است. و تکرار، یعنی عادت. عادتها هم دقیقاً در مغز ساخته میشوند برایرهمین میگم فرزندان ذهن .
اگر بتونیم ذهن خود را برنامهریزی کنیم تا لذت را در سلامت پیدا کند (نه فقط در کالریهای اضافی)،
دیگر نیازی به ارادهی آهنین و خستهکنندهی روزانه نداریم.
وقتی ذهن تغییر کند، رفتارهای شما خودبهخود و بدون فشار، تغییر میکنند.
۳. مدیریت استرس و احساسات:بسیاری از ما وقتی تحت فشار یا استرس هستیم، به سمت غذا میرویم (پرخوری هیجانی)
. اگر روش لاغری شما فقط محدود کردن غذا باشد، اما ذهن شما همچنان تحت فشار باشد، شکست حتمی است. اما اگر از روشهای ذهنی برای مدیریت استرس استفاده کنید، ریشهی اصلی پرخوری را خشک کردهاید.
وقتی از ذهن شروع میکنید، شما به دنبال کم کردن غذا نیستید، بلکه به دنبال تغییر هویت هستید.
وقتی ذهن شما باور کند که شما فردی هستید که به سلامتی اهمیت میدهد، بدن شما به طور طبیعی و بسیار آسانتر، خود را با این هویت جدید هماهنگ میکند.
پس
اگر میخواهید بدن خود را تغییر دهید، ابتدا باید خانهی آن، یعنی «ذهن» خود را تغییر دهید.
💯💯💯
سلام . روزتون بخیر . لاغر شدن راحتترین کار دنیاست . من از روی واقعیتهای بدن به این باور رسیدم . حقایقی در مورد بدن که همیشه بوده منتها من اصلا بهش توجهی نداشتم .
لاغر شدن طبیعت بدن هست .
حذف مواد زائد طبیعت بدن هست .
چربیسوزی طبیعت بدن هست .
ذخیره ی چربی به صورت طبیعی فقط یک فرایند موقت هست برای زمانهایی مثل خواب یا زمانهایی که دسترسی به مواد غذایی نداریم .
هر سلول چربی گنجایشی برای ذخیره چربی داره وقتی حدش پر میشه چربیهای قبلی رو تجزیه می کنه تا جا دوباره برای چربیهای جدید باز کنه .
اما چرا این روند طبیعی درانسانهای چاق بیشتراز حالت نرمال شده . چون نخوردن و دسترسی نداشتن به غذا از حالت نرمال خارج شده . چون ترس از خوردن ترس ازچاقی و رنج کشیدن از نخوردن و تحمیل نخوردن ذهن رو ترسان کرده و ذهن بدن رو از حالت طبیعی به حالت چاق تغییر داده تا زنده نگهش داره و خطرات رو دفع کنه .
فعال تر شدن ذخیره شدن چربی فقط به خاطر ترسهایی هست که ما به خودمون دادیم و بدن میترسه از کم شدن انرژی . یه انسان لاغر هیچ وقت به خودش ترس از کمبود انرژی یا کم آوردن یا نبودن غذا نمیده برای همین سیستم ذخیره اش رو خیلی فعال نکرده و طبق طبیعت بدن که همواره مقدار متناسبی چربی مثل سایر سلولها داره دستخوش تغییر نکرده .
اما ما به واسطه ی باورهامون سیستم ذخیره رو بیشتر از حالت متناسب بودن، فعال نگه داشتیم . علتشم اینه که بیشتر ترس از چاقی ترس از کمبود نفرت از چاقی ایمان به چاقی ایمان به چاق کننده بودن غذاها و سایر باورهای چاقی رو دادیم و بدن رو در حفظ چربی ها وادار کردیم .
ما چاقی رو به خودمون با باورهامون تحمیل کردیم
وقتی طبیعت بدن رو میشناسیم و لاغری واقعی رو میشناسیم متوجه میشیم لاغر شدن کمبود انرژی نیست جریان انرژیه که این جریان همین حالا هم هست منتها ترس از کمبود بیشترشو ذخیره نگه میداره و مقدار کمی رو مصرف می کنه برای هینیه انسان چاق یا انسان رژیم گرفته همیشه خسته و ناتوان و ضعیفه . چون فکرش غلطه و فکر غلطش رو اصلاح نکرده .
وقتی ترسهامون رو با شناخت تناسب واقعی بدن متقاعد می کنیم کم کم ترسها جای خودشون رو به ایمان به تناسب بدن میدن ، اینکه تناسب کمبود انرژی نیست و انرژی داخل چرخه ی بدن همیشه هست و هرگز کم نمیشه و ما همواره انرژی داریم .
وقتی به روند واقعی بدن توجه کنیم ترسهامون میریزه هر قدر ترسهامون کمتر میشه حافظه ذخیره دست از فعالیت می کشه . چون متوجه میشه دیگه خطری وجود نداره . اطمینان به لاغر بودن بدن به صورت طبیعی باعث میشه ما با بدن خودمون به صلح برسیم و دست از مبارزه کردن باهاش برداریم
در نتیجه بدن بازم عامل دیگه ای که باعث میشه احساس خطر کنه رو رها می کنه .
موردبعدی غمگین بودن و ناراحت بودن از چاقیه وقتی ترس از چاقی رو به ایمان به لاغری بدن تبدیل می کنیم وقتی مبارزه رو به صلح تبدیل می کنیم ممکنه یه غمی در دلمون بیاد که این اندام چاق چی میشه ؟ این اندام چاق در حال تبدیله و هر لحظه داره خودشو تغییر میده تا نسخه متعادلتری از خودش بسازه . اونم به صورت کاملا طبیعی . چون جریان انرژی روند آفرینشه . ما رها کنیم لاغر میشیم .
و شاید ترس از غذاها و خوردن غذاها بیاد
خب اینم ترس نداره چون غذاها هضم میشن انرژی میشن و اضافه ها دفع میشه
عذاب وجدان بعد از خوردن هم باز به خاطر افکار و باورهای چاقیه وقتی باور کنیم غذاها در بدن مصرف میشن اتفاقا بعداز غذا از بدن ممنون میشیم قدر شناس میشیم که داره غذاهامون به انرژی تبدیل می کنه تا سلولهامون مصرف کنند .
دیگه فکر نمی کنم فکر چاقیی مونده باشه که بخوام نگهش دارم . پس با شادی از روند تناسب طبیعی بدن روزهام رو سپری می کنم و هر چه سبکتر میشم بهتر به تناسبم ایمان میارم .
و اینجوری باور
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست رو به خودم اثبات می کنم .
آسونه چون خودش داره رخ میده و من در هر لحظه متناسبتر میشم . چون به ذات انرژی پی بردم که همیشه در من هست و لاغر شدن حذف انرژی نیست و خلاء ی به وجود نمیاد .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم ودوستان گلم
فایل مهم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس
اولین باری که این جمله رو شنیدم وبارها نوشتمش ۲ سال گذشته اون روز ی حس آرامشی از شنیدن این جمله بهم دست داد وچون ذهنم به دنبال راحتی وآسونی بود در من شور واشتیاق وصف نشدنی رو ایجاد کرد ومن با تمام قفلهای ذهنی که داشتم که به خودم گفته بودم من اراده لاغر شدن ورژیم ندارم وکلی بر چسب به خودم زده بودم که من چربی شکمم سفته وآب نمیشه چون سزارینی هستم ویک حس قربانی شدن داشتم
ولی وقتی شنیدم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس انگار دردلم نور امید روشن شد وبا ادامه دادن به فایلها پررنگ تر شد که تا به امروز یک روز هم لیز نخوردم ومسیرم رو رها نکردم شاید کمی احساس بد به خاطر شرایط پیرامونم داشتم ولی هرگز رها نکردم وخیلی هم به لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس اعتقاد دارم من فکر کنم ۷۲ کیلو بودم والان ۵۸ کیلو هستم وبه راحتی وآسونی متناسب شدم وایمان دارم به شکم تختم میرسم ومطمئن ۸ کیلو اضافه رو هم به راحتی ازدست میدم
من در ذهنم این مسیر رو لذت بخش کردم وعاشق از دست دادن چربیهای شکمم شدم وهروز به خودم میگم چقدر لذت بخش میشه این چربی وبرآمدگی رو از دست بدی ی حس سبکی میکنی وباشکم صاف چقدر زیباتر میشی
گاهی شده که با نشون دادن افراد متناسب به ذهنم الگو میدم ومیگم ببین اونهام بچه دار شدن چقدر شکمشون تخت وزیبا هستش پس لاغر شدن خیلی راحت وعادی هستش اونها هم غذا میخورن ومتناسب هستن
گاهی شده به خودم میگم نباید همه غذام رو بخورم نکنه لاغریم به تاخیر بیوفته ولی باید به ذهنم بگم افراد لاغر هم گاهی بیشتر از نیاز شون میخورن ولی اصلا فکر نمیکنن نکنه چاق بشن فقط از حالت پرخوری کردنشون حس بدلحظه ای دارن دیگه در ذهنشون حرفی از چاق شدن وترس ندارن
من خودم سالها متناسب ولاِغربودم هیچ وقت باور نداشتم خوردن باعث چاقی میشه وزمانی که باور چاقی درمن ایجاد شد تنها سزارین رو دلیل چاقیم باور کردم وبرای رخ داد
پس من باید خوردن رو مساوی با رفع نیاز بدنم بدونم
وپر خوری رو فقط یک اختلال ذهنی بدونم وبه خودم بگم میتونم کنترلش کنم ودفعه بد تکرار نکنم
پس به ذهنم میگم اولا من محکوم به پرخوری نیستم واین رفتار فقط یک اختلال ذهنی لحظه ای هستش وهمیشه که تکرار نمیشه که من اون رو دلیل چاقیم بدونم
ومن مگه چند وعده میخورم ومن مگه چقدر پر خوری میکنم که بدنم نتونه اون ها دفع کنه در حد چند قاشق غذا یا نصف نون یاچند ماه یک بار پفک وچیپس که پسرم خریده ومن میخورم اینها اصلا دلیلی برای چاق شدن ویا مانع ای برای لاغریم نیستن این طرز فکر اشتباه من وترس از پرخوری میتونه مانع تناسب ایدهالم بشه ولی هرگز دیگه چاق نمیشم وبا منطقی کردن این که خیلیها از من بیشتر میخورن ومتناسب هستن وتنها دلیل پاسخ جهان به بدن من ،نگرش اشتباه خودم به خودم وغذاها ورفتارم هستش
من میتونم از بند این واکنش پرخوری خودم رو رها کنم از لذت نخوردن هام استفاده کنم
مثلا امروز کباب تابی ای با پلو داشتم ومن به مقدار همیشه دوکفگیر پلو وسه تیکه کوشت وکمی سیب زمینی کشیدم وبدونه چاشنی خوردم تا به نقطه سیری توجه داشته باشم ودیدم نصف غذارو خوردم وکمی نون در حد نصف کف دست بود خوردم سیر شدم وسعی کردم دیگه ادامه ندم وبه ذهنم گفتم سیر شدم می ذارم روی گاز بعدا اگه گرسنه شدم میخورم واون هم موافقت کرد پس باید لذت نخوردنم رو به ذهنم بدم که چقدر توانمنده،که با دیدن وخوردن غذا خوشمزه ادامه نداد
حس قدرتمند بودن بهش بدم وحس سبکی که از اضافه نخوردن دارم رو بهش بدم هی باید این حس رو در ذهنم پر رنگ کنم تا اونم به راحتی مقدار خوردنم رو بر اساس نقطه سیری مغزم تشخیص بده وبه راحتی جز عادتهام بشه که عادت کنم یک کفگیر یک پرس غذای من هستش نه دو یاسه کفگیر
پس لاغر شدن از این دستور عملی که برای خودم نوشتم هم میتونه راحت تر باشه
فعلا من این طور درک کردم ادامه میدم تا برام راحت تر بشه
باید درمسیر لاغری با ذهن آنقدر ادامه بدم تا وقتی میگم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس مثل استاد اشک شوق از چشمانم جاری بشه
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
سلامبه دوست هممسیرم زهرا خانم
وقتی تو متن شما از لاغری شدن خودت خبردادید برای من هم حس لاغری شما تحربه شیرنی هست که دوست داشتم اون به شما هم انتقال بدم وقتی خبر لاغر شدن دوستان می خوانم زیر پوستی حسی عالی رو دارم میگمخدا رو شکر یکی دیکه موفق شد ولاغر توجسمش داره و به خلق لاغری خودش می باله
من روزی این حس تجربه خواهم کرد به شما دوست عزیز هم مسیر از صمیم قلبم تبریک.میگم براتون بی نهایت شاد شدم حس کردم خودم لاغر شدم بی نهایت لذت بخش هست که این تجربه لاغری با ذهن انجام مییشه باقی مونده وزنی که دوست دارید کمکنید به زودی حتما کاهش پیدا خواهد کرد
روزی بشه من این خبر اعلام کنم دل یه هم مسبر مثل امروز خودم شادش،کنم امین
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیزم
صالحه خانم
با تمام وجودم از شما سپاس گذارم وبرای شما دوست عزیزم تناسب اندام وسلامتی رو آرزومند هستم ومطمینا به زودی تجربه میکنید با ایمان ادامه بدید🙏🙏🙏💞
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربون
سلام به دوستای فوقالعادهم توی این فایل آموزشی میخوام صحبتهای استاد رو درباره اینکه چرا لاغری آسونترین کار دنیاست توی چهار بخش براتون تحلیل کنم
اولین مورد
منطقی کردن این آسونی برای ذهنه
استاد میگه فقط تکرار کردن یه جمله کافی نیست و باید برای ذهن دلیل و منطق بیاری
منبا اون ایده ماکت دارم دقیقاً همین کار رو میکنم وقتی هر شب اون اندام متناسب رو با لباس درخشان میبینم دارم به ذهنم ثابت میکنم که این یه هدف واقعی و فیزیکیه و اصلاً دور از دسترس نیست این یعنی همون کوچیک کردن مسئله که استاد دربارهاش حرف زد
دومیش
شکستن فرمول غلطی هست که میگه خوردن مساوی با چاقیه توی فایل شنیدیم که چقدر روی این موضوع تأکید شد چون تمام فشار ذهنی ما از همین باور اشتباه میاد وقتی استاد میگه لاغری ربطی به خوردن و نخوردن نداره در واقع داره اون زنجیر ترس رو از پای ما باز میکنه و این فایل یه تأیید بزرگ برای حس درونی خودم بود
مورد سوم
تکنیک فاصله سه متری یا همون تجسم عینی هست اون بخش از حرفهای استاد درباره ماشین آرزوهاش چقدر شبیه ایده من بود استاد میگفت فاصلهاش با اون ماشین رو به فاصله مکانی تبدیل کرد یعنی فقط سه متر تا سوئیچ ….منم با آوردن اون ماکت به اتاقم دارم فاصله خودم با سایز چهل رو به چند قدم میرسونم دیگه سایز چهل یه آرزوی دور توی آینده نیست بلکه یه واقعیت ملموسه که همین الان گوشه اتاقم ایستاده و منتظره تا جاشو بامن عوض کنه
چهارمین بخش
اون احساسیه که چشمها رو تر میکنه
وقتی با شنیدن اولین فایل استاد اشک ریختم و دیدم که خود استاد هم چقدر با تکرار این جمله احساساتی میشه یعنی مقاومتهای ذهنی من داره تسلیم میشه
حالا در مورد سناریوی پیشنهادی استاد برای سادهسازی ذهن سناریوی من میتونه این شکلی باشه که من بیست و چهار ساعت زندگی میکنم هشت ساعت که خوابم و توی دنیای رویاهام…. میمونه شانزده ساعت توی این مدت من یه همراه زیبا یعنی همون ماکت رو توی اتاقم دارم که مدام بهم یادآوری میکنه لاغری چقدر بهم نزدیکه من فقط چند بار در روز غذا میخورم و هر بار میدونم که این غذا سوخت بدنمه تا به اون تصویر درخشان توی اتاقم برسم لاغر شدن برای من به سادگی پوشیدن همون لباس سنگدوزی شده سایز ۴۰ خواهد بود
پایان