لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است، شاید شنیدن این جمله به خط قرمزی روی تمام باورهای قبلی شما بکشد و پذیرش آن بسیار ترسناک و غیرقابل باور باشد.
اما حقیقت این است که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. برخلاف نگرشهای مرسوم که همیشه از رژیمهای سخت و ارادههای پولادین صحبت میکنند، مسیر واقعی تناسب اندام از جای دیگری میگذرد.
📍 اگه تازه با این روش آشنا شدی، از مسیر لاغری با ذهن شروع کن؛ دورهای رایگانه که قدمبهقدم کنارته.
اگر میخواهید بدانید چرا تا به حال در کاهش وزن شکست خوردهاید و چطور قرار است این روند تغییر کند، راز آن در عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نهفته است.
هر چقدر کاهش وزن در ذهن شما سادهتر و منطقیتر شود، در دنیای واقعی هم با همان سرعت و راحتی وزن کم میکنید. در این مسیر نیازی به مبارزه با خودتان نیست؛ فقط کافیست یاد بگیرید چگونه باورهای چاقکننده را تغییر دهید.
در این جلسه میآموزیم:

آیا واقعاً لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است؟!
شاید الان در ذهنتان بگویید: «نه استاد، آنقدرها هم آسان نیست! بالاخره باید فایل گوش بدهیم، تمرین کنیم، دیدگاه بنویسیم و …
اما دوستان به این نکته توجه کنید: بحث این جمله روی انجام کار فیزیکی نیست. وقتی میگویم لاغری با ذهن، یعنی باید ابتدا در ذهنتان بپذیرید و باور کنید که کاهش وزن آسان است.
همه چیز ریشه در ذهن دارد. اقدامات فیزیکی فرع ماجراست. تا زمانی که عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست در وجود شما نفوذ نکند، هر اقدام فیزیکی برایتان شکنجه خواهد بود.
رهایی از تله ذهنی: «خوردن مساویست با چاقی»
همین چند روز پیش به یکی از دوستان عزیزی که از دورههای لاغری با ذهن استفاده میکنند مشاوره میدادم. بزرگترین ترس او این بود: «غذا خوردن باعث چاقی من میشود.»
مهم نبود چقدر میخورد؛ حتی اگر یک انگشت به ماست خامهای میزد، همانقدر در ذهنش فشار و عذاب وجدان ایجاد میشد.
تمام افرادی که اضافه وزن دارند، درگیر این فرمول ذهنی هستند که خوردن مساویست با چاق شدن. فرقی نمیکند یک دیس برنج بخورید یا دو قاشق عذا؛ وقتی این ترس در ذهنتان فعال باشد، درگیری ذهنی شدیدی را تجربه میکنید.
از کجا بفهمیم درگیر این فرمولهای مخرب شدهایم؟ از احساستان. اگر دیروز پیتزا خوردهاید و امروز هنوز دارید خودتان را سرزنش میکنید که «چرا آن سیبزمینی یا نوشابه را خوردم، کل هفتهام خراب شد»،
یعنی شما درگیر ترس از خوردن هستید. به همین دلیل است که در دوره پیشرفته تغییر باورهای چاقی، ما بهطور مفصل روی اصلاح رابطه با غذا کار میکنیم تا این ترس از بین برود.

تکنیک منطقیسازی: چگونه لاغری را برای ذهن کوچک کنیم؟
ذهن ناخودآگاه شما با یکی دو بار تکرار عبارت «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» معجزه نمیکند. باید لاغری را برای ذهنتان منطقی و اثبات کنید تا به مرور باور کنید که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است . وقتی میخواهید چیزی را در ذهن آسان کنید، باید آن را به اجزای کوچکتر بشکنید.
در همان مشاوره به دوستم گفتم: «تو هشت ساعت از شبانهروز میخوابی. هشت ساعت هم سر کار هستی که معمولاً چیزی نمیخوری. پس عملاً ۱۶ ساعت از روز اصلا مشکلی نداری!»
دقت کردید؟ با این نگاه، دو سوم از روزمره شما اصلاً درگیر ماجرای کاهش وزن نیست.
فقط میماند ۸ ساعت پایانی روز. در این ۸ ساعت هم که دائم در حال خوردن نیستید؛ نهایتاً ۳ تا ۵ بار غذا یا میانوعده میخورید.
بنابراین، دغدغه ذهنی شما از «مبارزه با چاقی در کل ۲۴ ساعت» تبدیل میشود به «اصلاح کردن فقط ۴ تا ۵ رفتار ناخودآگاه در روز».
واضح کردن مسئله، قدرت شما را بالا میبرد. وقتی میگویید «من نمیتوانم جلوی هلههوله خوردنم را بگیرم»، این یک غول مبهم است. اما وقتی بررسی میکنید و میبینید فقط هفتهای دو بار در مهمانیها کنترل را از دست میدهید، حل کردن آن بسیار سادهتر میشود.
این طریق عملی ساده کردن مسائل و چالشهای مربوط به چاقی میباشد که در نهایت منجر به شکل گیری این باور در ذهن ناخودآگاه شما میشود که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است.
قدرت سادهسازی خواستهها (داستان خرید اپتیما)
این تکنیک کوچک کردن مسائل، در تمام خواستههای زندگی جواب میدهد. چند سال پیش آرزو داشتم یک ماشین «کیا اپتیما» بخرم. در آن زمان یک پژو ۴۰۵ مدل ۸۳ داشتم با کلی بدهی و قسط بانکی. خرید ماشینی با آن قیمت برایم غیرقابلباور و خندهدار بود.
اما من مسئله را برای خودم ساده کردم. به جای تمرکز بر فاصله مالی یا حسرت خوردن، روی فاصلهی فیزیکی تمرکز کردم. هر بار در خیابان اپتیما میدیدم، میگفتم: «ببین! فاصله من با این ماشین فقط دو متر است. باز کردن در آن ماشین و نشستن پشت فرمان که برای خدا کاری ندارد. فاصله من تا آن ماشین فقط داشتن یک سوئیچ در جیبم است.»
این نگاه برایم تبدیل به یک تفریح شده بود. من رؤیایم را خط نزدم، بلکه آن را خرد و دستیافتنی کردم. در کمال ناباوری و در کمتر از یک سال، شرایط به گونهای پیش رفت که توانستم حتی ماشینی بهتر از آن بخرم.
سناریوی اختصاصی خود را بنویسید
رسیدن به تناسب اندام بسیار سادهتر از چیزی است که قبلاً فکر میکردید.شما هم باید ساده کردن موضوع لاغری را در ذهنتان تمرین کنید تا کمکم به یک عادت ذهنی و رفتاری تبدیل شود.
خیلی وقتها مسیر کاهش وزن سخت نیست؛ این ذهن ماست که آن را پیچیده، ترسناک و دور از دسترس تصور میکند.
وقتی بتوانید در ذهنتان لاغری را به قدمهای کوچک، قابل انجام و روزانه تبدیل کنید، متوجه میشوید که چرا لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است و آنوقت است که با اطمینان قلبی و شادی درونی مضاعف در وجودتان فریاد میزنید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.

من مهمترین راز موفقیت در مسیر لاغری با ذهن را به دستتان دادم، حالا نوبت شماست.
یک سناریوی اختصاصی برای خودتان بنویسید و مشخص کنید که از امروز چگونه میخواهید مسیر کاهش وزن را برای ذهنتان خرد، منطقی و آسان کنید.
مثلاً بنویسید وقتی گرسنه میشوید چه انتخابی میکنید، وقتی هوس خوردن دارید چطور با آرامش تصمیم میگیرید، یا چطور قرار است بدون سختگیری و فشار، سبک زندگی خودتان را آرامآرام تغییر دهید.
یادتان باشد که آسانترین راه کاهش وزن این نیست که خودتان را با رژیمهای سخت، محرومیتهای طولانی یا ورزشهای طاقتفرسا آزار دهید.
آسانترین راه کاهش وزن این است که ذهن خود را با لاغری همراه کنید، باورهای اشتباه را کنار بگذارید و هر روز فقط یک قدم کوچک اما درست بردارید.
وقتی ذهن شما باور کند که لاغر شدن ممکن، ساده و لذتبخش است، بدن هم خیلی راحتتر با این مسیر هماهنگ میشود.
پس در بخش نظرات همین صفحه، سناریوی خود را بنویسید. بنویسید که از این لحظه تصمیم دارید لاغری را ساده ببینید، انتخابهای غذایی خود را آگاهانهتر انجام دهید و به جای جنگیدن با بدن خود، با آن دوست شوید. حتی میتوانید چند جمله انگیزشی برای خودتان بنویسید تا هر روز آنها را مرور کنید.
و البته یادتان نرود این عبارت جادویی را تکرار کنید:
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. به خدا خیلی آسان است.
در پایان …
امیدوارم همگی آسانترین راه کاهش وزن را تجربه کنیم و تا آخر عمر از آن کیف ببریم. اما میدانید؟ نوشتن سناریو در کامنتها فقط شروع یک ماجرای بزرگ است.
اگر میخواهید این «آسانی» را واقعاً در زندگیتان حس کنید و از سردرگمیهای رایج دور بمانید، پیشنهاد میکنم قدم بعدی را محکمتر بردارید.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همان نقشهای است که شما نیاز دارید. در این دوره، ما لاغری را از حالت یک رویای دور از دسترس خارج میکنیم و آن را به یک فرآیند اصولی، گامبهگام و کاملاً عملی تبدیل میکنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.64 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام
تکرار کردن لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست را باید انقدر تکرار کنیم تا به صورت یک باور قوی در ذهن و جسم ما بشینه و دقیقا مثل استاد با هر بار تکرار اشک شوق به چشمهای ما بشینه که ببین مسیر لاغری با ذهن چقدر اسان بود و ابتدا فکر میکردیم دراین مسیر هم شکست میخوریم
ما وقتی که دراین مسیر هرروز با یگ کام جلو ببریم و از مسیر لذت ببریم و با فشارهای روحی و جسمی خود را خسته نکنیم و فقط با فکر کردن منطقی مسیر را طی کنیم بدون اینکه متوجه باشیم خود به خود لاغر میشویم و بعد از مدتی متوجه میشویم که شلوار ما کمی گشاد شده است و چقدر از این تغییرات لذت میبریم
وقتی هرروز صبح با یک احساس خوب روبروی ایینه میثاق نامه را میخوانیم و تغییرات بسیار خوبی را درذهن و احساس و درنهایت در جسم خود میبینیم و از زندگی کردن لذت میبریم من به مدت 26 سال است در یک مسیر به محل کارم میاییم گاهی مواقع شده که بعد از خواندن میثاق نامه وقتی از منزل بیرون میروم نگاه من به محیط اطرافم تفاوت داره خیلی با لذت و احساس خوب انها را نگاه میکنم و شاد هستم و این تغییرات را به خوبی در جسم و روخ خودم احساس میکنم و گاهی شده من میثاق نامه را نخواندم و مثل همیشه از کنار این همه زیبایی به سادگی رد شدم و اصلا متوجه نبودم که دراطراف من چه چیزهایی وجود دارد
لاغر شدن با ذهن بسیار عالی عمل میکنه فقط نباید دراین مسیر عجله کنیم چون با عجله کردن ما لیز میخوریم ووقتی زمین خوردیم از ادامه مسیر لذت نمیبریم و درنهایت این روش عالی را مثل روشهای قبلی رها میکنیم چون سختی و رنج ان در ذهن ما پررنگ میشود ما باید دراین مسیر فقط فقط به پیغام سیری ذهنمان توجه کنیم تا قبل از سیر شدن زیاد دست از خوردن غذا بکشیم و همچنین یاد بگیریم که به تعارف دیگران نه بگوییم چون ما اصلا گرسنه نیستیم و میلی هم به خوردن نداریم اگر بتوانیم این چند نکته را یاد بگیریم دقیقا درمسیر لاغری با ذهن هستیم
استاد پسر برادر من 112 کیلو شده بود یکبار از من پرسید عمه چیکار کردی لاغر شدی و من بهش گفتم به اندازه بخور و به تعارف دیگران هم توجهی نکن استاد باورتان نمیشود پسر برادر من در عرض 6 ماه 25 کیلو کم کرده و بسیار خوش اندام شده میگوید عمه چقدر راحت شدم از درد کمر و زانو و چقدر شبها با خوردن غذای سبک و کم خواب راحتتری دارم و جالبه میگوید من کمتر گرسنه میشوم و میل به خوردن حله و هوله دراو به شدت کاهش یافته من به او گفتم این است نتیجه لاغری با ذهن فقط به ذهنت اعتماد کن و با فرمانهای ذهنی جلو برو و در نهایت لاغری برای ما اتفاق میافتد . خدایا شکرت که به مسیر درست هدایت شدم
سلام استاد عزیز توی یکی از تصویرهای این مقاله به یکی از چالشهای من اشاره شده
ایا برای لاغری با ذهن باید مصرف قند را کاهش داد یا اینکه همیشه میتوان به اندازه ی نیاز بدن از قند حتی توی هر وعده ی غذایی استفاده کرد؟ منظورم از نیاز بدن سیر شدنه.ایا میتوان در طول روز سه وعده غذای شیرین خورد در حد سیری یا اینکار اشتباهه؟
چون توی تمام رژیمها قند مانع لاغریه یا باید به شدت محدود بشه در روش لاغری با ذهن باید چگونه مصرف بشه؟
سلام و درود
وقت عالی بخیر
در لاغری با ذهن، هدفمون *محدودیت سفت و سخت* نیست، بلکه *درک و آگاهی*ه. سوالت خیلی دقیق و مهمه.
اینکه بدن به اندازه نیازش قند بخوره، بله، درسته. اما اینجا یه نکته ظریف هست: “نیاز بدن” فقط “سیر شدن” با شیرینی نیست. بدن ما به انرژی و مواد مغذی متنوعی نیاز داره که با مصرف زیاد قند، ممکنه از بقیهاش غافل بشیم.
اینکه سه وعده غذای شیرین در حد سیری بخوریم… راستش این کار میتونه مسیر رو کمی منحرف کنه. چون حتی اگه ذهنیت درستی هم داشته باشیم، مصرف بیش از حد قند میتونه باعث نوسانات قند خون، هوسهای بیشتر و کمبود مواد مغذی دیگه بشه و در نهایت، به هدف لاغری و سلامتی کلی آسیب بزنه.
با روش لاغری ذهنی، یاد میگیریم به سیگنالهای واقعی بدن گوش بدیم. آیا این هوس قند، گرسنگی فیزیکیه یا یه نیاز عاطفی یا حتی یه عادت؟
هدف اینه که با قند *آگاهانه* رفتار کنیم. یعنی اگه هوس کردی، کمی بخوری، لذت ببری، اما نه در حدی که جایگزین وعدههای غذایی متعادل و مغذی بشه یا منجر به پرخوری بشه.
قند دشمن نیست، اما مصرف *آگاهانه و متعادلش* کلیدیه. ما میخوایم ارتباط سالمی با تمام غذاها داشته باشیم، نه اینکه فقط از روی عادت یا هوس عمل کنیم.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
تداوم در مسیر لاغری و مهمترین راز :
■لاغری راحتترین کار دنیاست:
ما اول از همه باید این جمله رو با تمام وجودمون باور کنیم که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست چون هر چقدر این رو بیشتر تکرار کنیم اون شادی درونی ما بیشتر میشه و انگار یه دریچهی جدید به رومون باز میشه این حرف دقیقا برعکس تمام اون چیزایی هست که تا حالا شنیدیم : میگفتن اراده قوی میخواد و باید کفش پولادین بپوشی و سختی بکشی اما ما میگیم اصلا از این خبرا نیست و همه چیز به ذهن ما بستگی داره
ما باید یاد بگیریم که این موضوع رو تو ذهنمون نفوذ بدیم و اصلا بحث کار فیزیکی یا زمان زیاد و تمرینات سخت نیست چون به همون اندازهای که تو ذهنمون بپذیریم این کار آسونه همونقدر هم برامون راحت اتفاق میأفته خیلیا وقتی حتی یه ناخنک کوچیک به غذا میزنن سریع استرس میگیرن که چاق شدن چون تو ذهنشون خوردن مساوی شده با چاقی و این حس بد و نگرانی نشون میده که ما درگیر فرمولهای غلط ذهنی هستیم پس باید این ترس از خوردن رو با تغییر باورهامون از بین ببریم
ما برای اینکه یه چیزی رو تو ذهن تغییر بدیم باید براش دلیل منطقی بیاریم و برای خودمون ثابتش کنیم مثلا به جای اینکه چاقی رو یه غول بزرگ و مبهم ببینیم بیایم بشکافیمش و ببینیم کلا چند ساعت در روز ممکنه درگیر غذا خوردن باشیم وقتی هشت ساعت خوابیم و هشت ساعت سر کاریم کلا هشت ساعت وقت میمونه که اونم فقط چند وعده کوتاهه پس ما فقط با چند تا رفتار ناخودآگاه تو اون چند تا وعده کار داریم نه کل بیست و چهار ساعت اینجوری مسئله برامون خیلی واضح و کوچیک میشه
ما باید مثل همون تجربهای که برای رسیدن به یه خواسته بزرگ مثل یه ماشین عالی داشتیم عمل کنیم و به جای فکر کردن به سختیها و نشدنها بیایم موضوع رو تو ذهنمون ساده کنیم و بگیم این خواسته که همینجا بغل دست ماست و فاصلهای با ما نداره لاغری رو هم باید همینقدر دستیافتنی کنیم و به جای غصه خوردن به دید یه تفریح بهش نگاه کنیم تا به شکل شگفتانگیزی برامون محقق بشه حالا بیایم سناریوهای خودمون رو برای ساده کردن این مسیر بنویسیم و مدام با خودمون بگیم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست…
«من، نسرینم؛ کسی که یاد گرفته با بدنش رفاقت کنه.
لاغر شدن برام ، اصلاً یه جنگ یا یه رژیم سخت نیست؛ بلکه یه «بازیِ شناخته» ….
من میدونم که بدنم یه ویژگی خاص داره (نداشتنِ کیسه صفرا که باعث میشه بعد از خوردن کمترین غذا احساس ورم و سنگینی هضم بیاد سراغم…..گاهی این نفخ حس گرسنگی کاذب میده )، و این اصلاً مانع نیست، بلکه فقط یه «راهنمای جدید» برای منه. حالا هر وقت حس میکنم گرسنهام، به جای اینکه بترسم یا عجله کنم، با آرامش میپرسم: «ببینم، این گرسنگی واقعیه یا فقط یه خبر از طرف نفخ و سنگینیه؟
لاغری برای من یعنی:
– یه لیوان دمنوش گرمِ نعنا و زنجبیل که مثل یه ماساژ ملایم، شکمم رو راحت میکنه.️- اینکه به جای جنگیدن با کل روز، فقط روی چند تا وعدهی کوچیک تمرکز میکنم و غذامو رو با عشق و آگاهی میخورم.
اینکه باور دارم لاغری درست مثل اون ماشین اپتیماست که استاد آرزوشو داشت و اومد نزدیک بودنشو برا خودش منطقی کرد تبدیل شد به یک بازی ذهنی خوشایند و دلبرانه ؛ یعنی همین الان تو یه قدمیِ منه و فقط کافیه با یه لبخند و یه دمنوش، راه رو براش هموار کنم.
لاغری و وزن ۶۵ کیلو الان در تنمن در وجود منه …جایی نرفته من بیخودی دارم برای نبودنش غصه می خورم همینجاست پیش خودم در آغوشم …فقط باید گرد و غبار باورهای ذهنی اشتباه رو از اطرافش گردگیری وپاک کنم تا نمایان بشه …
من دیگه نمیترسم از اینکه «چی میخورم». من فقط یاد میگیرم «چطور» بخورم که بدنم ازم تشکر کنه.
لاغر شدن برای من، سادهترین، لذتبخشترین و لطیف ترین کار دنیاست. چون من عاشقِ خودم هستم و میدونم که بدنم هم عاشقِ منه و میخواد با من همکاری کنه.»
بنام خداوند بخشنده ومهربان سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من میخوام سناریو خودم را اینگونه بنویسم باید به جسمم احترام بزارم وهر چیزی رو وارد اون نکنم و توجه را از روی جسمم بردارم البته تا حدودی موفق شدم ولی باید روی باور و نگرش خود کار کنم و لاغر شدن را برای خود ساده قابل هضم کنم تا ذهنم کم کم آموزش ها را قبول کند وقتی در ذهن من مغز پر از ترس از مواد غذایی ترس از چاق شدن ترس از خوردن باشد چه کم بخورم وچه زیاد فرقی نمی کند چون چاقی در ذهن هست من وقتی به همسر و دخترم نگاه میکنم که دارن با خیال راحت غذا می خورند با ذهنم صبحت میکنم که عزیزم ببین که همسرم و دخترم چه با آرامش وبا لذت غذا می خوردن واصلا چاق نیستن وچاق نمیشن ذهن محترم من بیا ازشون یاد بگیریم ازت ممنونم که بامن همکاری میکنی واقعا احساس و حالم خیلی بهتر میشه غذاکمتر می خورم و میگم ببین چقدر نعمت زیاد هست این یخچال پر از مواد غذایی همه چی در خونه دارم وباز هم میتوانم خرید کنم بنظر خودم ذهنم آرام تر شده من شاید در هفته دو یا سه بار پر خوری یا ترس از خوردن یا چاق شدن برام پیش بیاد باید این عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیا ست باید در ذهن من نفوذ کند ودر ذهن من بنشیند این عبارت با حرف فقط به من احساس و حالی خوبی میده با تمرین و آموزش دادن استمرار ادامه مطلب و فایل ها رو گوش کردن این عبارت اثر گذاری پیدا میکند من با توجه به آدمهای متناسب دور اطرافم رفتارهایشان با مواد غذایی چیزهای خوبی یاد گرفتم مثل یکی خیلی می خورد یکی کمتر ودرست تر انجام میدادن من درسهای خوبی ازشون یاد میگیرم یکی مثل زن داداشم با اینکه لاغر هست ولی غذا خیلی کم می خورد بهش گفتم که با همین سیر شدی گفت میترسم چاق بشم چون مامانم چاق هست در صورتی که پدرش خواهرش برادرهاش همه لاغر هستن فقط مادرش چاق هست باش صبحت کردم که این کار رو انجام نده ولی گفت از چاق شدن می ترسم ومن دیگه هیچ حرفی نزدم چون فایده نداره اگر همین آموزش ها و تمرین نوشتن وادامه می داد در آرامش وبا احساس خوبی می داشت بهترین روش لاغر شدن لاغری با ذهن است واقعا لاغر شدن آسانترین کاری دنیاست من خیلی از وسیله های خانه ام را با تجسم تصویر سازی بدست آوردم بعضی ها رو بعد از یک سال بعضی ها مدت کمتر خریدم ولی آدمها با افکار منفی دور اطرافم خیلی زیاد هست للاغری با ذهن اآسانترین کاری دنیا ست با سپاس فراوان از استاد عزیز در پناه خدا باشید
تا امروز فکر میکردم لاغری یعنی یک جنگ تمامعیار. من در یک طرف و کالریها و میل به غذا در طرف دیگر. فکر میکردم باید هر روز با ارادهی خودم بجنگم تا جلوی خودم را بگیرم. اما امروز یک چیزی رو فهمیدم که همهچیز رو عوض کرد…
یادم اومد که من همیشه چقدر با خودم سخت میگیرم. وقتی میگفتم «از فردا دیگه هیچی نمیخورم»، انگار داشتم به خودم دستور میدادم که از زندگی لذت نبرم. و خب، طبیعی بود که مغزم شورش کنه! مغز من دشمن من نیست؛ مغز من فقط میخواد من رو حفظ کنه و وقتی حس میکنه دارم خودم رو از لذتها محروم میکنم، با ولعِ زیاد به دادم میرسه.
**حالا منطقِ ماجرا اینه:**من الان یاد گرفتم که به جای اینکه با خودم بجنگم، باید با خودم «آشتی» کنم.
اگر من فقط با جسمم بجنگم، خسته میشم و شکست میخورم. چون بدن، نیروی محرکهی منه. اما اگر با **ذهنم** صحبت کنم، همه چیز عوض میشه. مثلاً به جای اینکه بگم «نباید اینو بخورم» (که باعث میشه مغزم بیشتر بخوادش)، به خودم میگم: «من الان اونقدر ارزشمندم که ترجیح میدم یه چیز سالم بخورم تا حس بهتری داشته باشم.»
میبینی؟ وقتی جمله رو عوض میکنم، دیگه بحث «محرومیت» نیست؛ بحث «انتخابِ بهتر» هست.
**این چرا راحتتره؟**چون وقتی من با ذهنم صلح میکنم، دیگه لازم نیست هر لحظه با ارادهی خودم فشار بیارم. وقتی ذهنم باور کنه که من دارم برای «بهتر شدن» قدم برمیدارم (نه برای «تنبیه کردن خودم»)، دیگه اون حسِ گرسنگیِ روانی و اون فشارِ روانی از بین میره.
لاغری با ذهن، یعنی من دیگه اون کسی نیستم که داره سعی میکنه لاغر بشه؛ من اون کسی هستم که **تصمیم گرفته سالم زندگی کنه.** و وقتی این تصمیم تو ذهنم ریشه بدّه، بدنم خودش، خیلی خودکار و خیلی راحت، خودش رو با این تصمیم جدید هماهنگ میکنه.
**پس از این به بعد، من دیگه نمیجنگم… من فقط انتخاب میکنم.**
سلام!
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست😍—لاغری؛ سفری از درون به بیرون💯
شاید خیلیها فکر کنند لاغری یعنی جنگیدن با بدن، روزهای سختِ گرسنگی و تمرینات طاقتفرسا. اما حقیقت این است: لاغری، در واقع یک فرآیند ذهنی است، نه فقط یک تلاش جسمانی.
اما چطور میتوان این حرف را منطقی کرد ؟
بیایید از سه زاویه به آن نگاه کنیم:
۱. ذهن، فرماندهی بدن است:🧠
هر تغییری که در بدن رخ میدهد، ابتدا از مغز شروع میشود.
وقتی شما با خود میگویید من باید رژیم بگیرم مغز این را به عنوان یک. تهدید یا محرومیت درک میکند و در برابر آن مقاومت میکند (مثلاً با ایجاد ولع شدید برای شیرینی).
اما وقتی ذهن را متقاعد کنید که من دارم بدنم را تغذیه میکنم تا بهتر باشم ، مقاومت بدن کم میشود.
در واقع، وقتی ذهن با شما همکاری کند، بدن دیگر دشمن شما نیست، بلکه همراه شماست.
۲. عادتها، فرزندانِ ذهن :
لاغری پایدار، نتیجهی تکرار است. و تکرار، یعنی عادت. عادتها هم دقیقاً در مغز ساخته میشوند برایرهمین میگم فرزندان ذهن .
اگر بتونیم ذهن خود را برنامهریزی کنیم تا لذت را در سلامت پیدا کند (نه فقط در کالریهای اضافی)،
دیگر نیازی به ارادهی آهنین و خستهکنندهی روزانه نداریم.
وقتی ذهن تغییر کند، رفتارهای شما خودبهخود و بدون فشار، تغییر میکنند.
۳. مدیریت استرس و احساسات:بسیاری از ما وقتی تحت فشار یا استرس هستیم، به سمت غذا میرویم (پرخوری هیجانی)
. اگر روش لاغری شما فقط محدود کردن غذا باشد، اما ذهن شما همچنان تحت فشار باشد، شکست حتمی است. اما اگر از روشهای ذهنی برای مدیریت استرس استفاده کنید، ریشهی اصلی پرخوری را خشک کردهاید.
وقتی از ذهن شروع میکنید، شما به دنبال کم کردن غذا نیستید، بلکه به دنبال تغییر هویت هستید.
وقتی ذهن شما باور کند که شما فردی هستید که به سلامتی اهمیت میدهد، بدن شما به طور طبیعی و بسیار آسانتر، خود را با این هویت جدید هماهنگ میکند.
پس
اگر میخواهید بدن خود را تغییر دهید، ابتدا باید خانهی آن، یعنی «ذهن» خود را تغییر دهید.
💯💯💯
سلام . روزتون بخیر . لاغر شدن راحتترین کار دنیاست . من از روی واقعیتهای بدن به این باور رسیدم . حقایقی در مورد بدن که همیشه بوده منتها من اصلا بهش توجهی نداشتم .
لاغر شدن طبیعت بدن هست .
حذف مواد زائد طبیعت بدن هست .
چربیسوزی طبیعت بدن هست .
ذخیره ی چربی به صورت طبیعی فقط یک فرایند موقت هست برای زمانهایی مثل خواب یا زمانهایی که دسترسی به مواد غذایی نداریم .
هر سلول چربی گنجایشی برای ذخیره چربی داره وقتی حدش پر میشه چربیهای قبلی رو تجزیه می کنه تا جا دوباره برای چربیهای جدید باز کنه .
اما چرا این روند طبیعی درانسانهای چاق بیشتراز حالت نرمال شده . چون نخوردن و دسترسی نداشتن به غذا از حالت نرمال خارج شده . چون ترس از خوردن ترس ازچاقی و رنج کشیدن از نخوردن و تحمیل نخوردن ذهن رو ترسان کرده و ذهن بدن رو از حالت طبیعی به حالت چاق تغییر داده تا زنده نگهش داره و خطرات رو دفع کنه .
فعال تر شدن ذخیره شدن چربی فقط به خاطر ترسهایی هست که ما به خودمون دادیم و بدن میترسه از کم شدن انرژی . یه انسان لاغر هیچ وقت به خودش ترس از کمبود انرژی یا کم آوردن یا نبودن غذا نمیده برای همین سیستم ذخیره اش رو خیلی فعال نکرده و طبق طبیعت بدن که همواره مقدار متناسبی چربی مثل سایر سلولها داره دستخوش تغییر نکرده .
اما ما به واسطه ی باورهامون سیستم ذخیره رو بیشتر از حالت متناسب بودن، فعال نگه داشتیم . علتشم اینه که بیشتر ترس از چاقی ترس از کمبود نفرت از چاقی ایمان به چاقی ایمان به چاق کننده بودن غذاها و سایر باورهای چاقی رو دادیم و بدن رو در حفظ چربی ها وادار کردیم .
ما چاقی رو به خودمون با باورهامون تحمیل کردیم
وقتی طبیعت بدن رو میشناسیم و لاغری واقعی رو میشناسیم متوجه میشیم لاغر شدن کمبود انرژی نیست جریان انرژیه که این جریان همین حالا هم هست منتها ترس از کمبود بیشترشو ذخیره نگه میداره و مقدار کمی رو مصرف می کنه برای هینیه انسان چاق یا انسان رژیم گرفته همیشه خسته و ناتوان و ضعیفه . چون فکرش غلطه و فکر غلطش رو اصلاح نکرده .
وقتی ترسهامون رو با شناخت تناسب واقعی بدن متقاعد می کنیم کم کم ترسها جای خودشون رو به ایمان به تناسب بدن میدن ، اینکه تناسب کمبود انرژی نیست و انرژی داخل چرخه ی بدن همیشه هست و هرگز کم نمیشه و ما همواره انرژی داریم .
وقتی به روند واقعی بدن توجه کنیم ترسهامون میریزه هر قدر ترسهامون کمتر میشه حافظه ذخیره دست از فعالیت می کشه . چون متوجه میشه دیگه خطری وجود نداره . اطمینان به لاغر بودن بدن به صورت طبیعی باعث میشه ما با بدن خودمون به صلح برسیم و دست از مبارزه کردن باهاش برداریم
در نتیجه بدن بازم عامل دیگه ای که باعث میشه احساس خطر کنه رو رها می کنه .
موردبعدی غمگین بودن و ناراحت بودن از چاقیه وقتی ترس از چاقی رو به ایمان به لاغری بدن تبدیل می کنیم وقتی مبارزه رو به صلح تبدیل می کنیم ممکنه یه غمی در دلمون بیاد که این اندام چاق چی میشه ؟ این اندام چاق در حال تبدیله و هر لحظه داره خودشو تغییر میده تا نسخه متعادلتری از خودش بسازه . اونم به صورت کاملا طبیعی . چون جریان انرژی روند آفرینشه . ما رها کنیم لاغر میشیم .
و شاید ترس از غذاها و خوردن غذاها بیاد
خب اینم ترس نداره چون غذاها هضم میشن انرژی میشن و اضافه ها دفع میشه
عذاب وجدان بعد از خوردن هم باز به خاطر افکار و باورهای چاقیه وقتی باور کنیم غذاها در بدن مصرف میشن اتفاقا بعداز غذا از بدن ممنون میشیم قدر شناس میشیم که داره غذاهامون به انرژی تبدیل می کنه تا سلولهامون مصرف کنند .
دیگه فکر نمی کنم فکر چاقیی مونده باشه که بخوام نگهش دارم . پس با شادی از روند تناسب طبیعی بدن روزهام رو سپری می کنم و هر چه سبکتر میشم بهتر به تناسبم ایمان میارم .
و اینجوری باور
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست رو به خودم اثبات می کنم .
آسونه چون خودش داره رخ میده و من در هر لحظه متناسبتر میشم . چون به ذات انرژی پی بردم که همیشه در من هست و لاغر شدن حذف انرژی نیست و خلاء ی به وجود نمیاد .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم ودوستان گلم
فایل مهم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس
اولین باری که این جمله رو شنیدم وبارها نوشتمش ۲ سال گذشته اون روز ی حس آرامشی از شنیدن این جمله بهم دست داد وچون ذهنم به دنبال راحتی وآسونی بود در من شور واشتیاق وصف نشدنی رو ایجاد کرد ومن با تمام قفلهای ذهنی که داشتم که به خودم گفته بودم من اراده لاغر شدن ورژیم ندارم وکلی بر چسب به خودم زده بودم که من چربی شکمم سفته وآب نمیشه چون سزارینی هستم ویک حس قربانی شدن داشتم
ولی وقتی شنیدم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس انگار دردلم نور امید روشن شد وبا ادامه دادن به فایلها پررنگ تر شد که تا به امروز یک روز هم لیز نخوردم ومسیرم رو رها نکردم شاید کمی احساس بد به خاطر شرایط پیرامونم داشتم ولی هرگز رها نکردم وخیلی هم به لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس اعتقاد دارم من فکر کنم ۷۲ کیلو بودم والان ۵۸ کیلو هستم وبه راحتی وآسونی متناسب شدم وایمان دارم به شکم تختم میرسم ومطمئن ۸ کیلو اضافه رو هم به راحتی ازدست میدم
من در ذهنم این مسیر رو لذت بخش کردم وعاشق از دست دادن چربیهای شکمم شدم وهروز به خودم میگم چقدر لذت بخش میشه این چربی وبرآمدگی رو از دست بدی ی حس سبکی میکنی وباشکم صاف چقدر زیباتر میشی
گاهی شده که با نشون دادن افراد متناسب به ذهنم الگو میدم ومیگم ببین اونهام بچه دار شدن چقدر شکمشون تخت وزیبا هستش پس لاغر شدن خیلی راحت وعادی هستش اونها هم غذا میخورن ومتناسب هستن
گاهی شده به خودم میگم نباید همه غذام رو بخورم نکنه لاغریم به تاخیر بیوفته ولی باید به ذهنم بگم افراد لاغر هم گاهی بیشتر از نیاز شون میخورن ولی اصلا فکر نمیکنن نکنه چاق بشن فقط از حالت پرخوری کردنشون حس بدلحظه ای دارن دیگه در ذهنشون حرفی از چاق شدن وترس ندارن
من خودم سالها متناسب ولاِغربودم هیچ وقت باور نداشتم خوردن باعث چاقی میشه وزمانی که باور چاقی درمن ایجاد شد تنها سزارین رو دلیل چاقیم باور کردم وبرای رخ داد
پس من باید خوردن رو مساوی با رفع نیاز بدنم بدونم
وپر خوری رو فقط یک اختلال ذهنی بدونم وبه خودم بگم میتونم کنترلش کنم ودفعه بد تکرار نکنم
پس به ذهنم میگم اولا من محکوم به پرخوری نیستم واین رفتار فقط یک اختلال ذهنی لحظه ای هستش وهمیشه که تکرار نمیشه که من اون رو دلیل چاقیم بدونم
ومن مگه چند وعده میخورم ومن مگه چقدر پر خوری میکنم که بدنم نتونه اون ها دفع کنه در حد چند قاشق غذا یا نصف نون یاچند ماه یک بار پفک وچیپس که پسرم خریده ومن میخورم اینها اصلا دلیلی برای چاق شدن ویا مانع ای برای لاغریم نیستن این طرز فکر اشتباه من وترس از پرخوری میتونه مانع تناسب ایدهالم بشه ولی هرگز دیگه چاق نمیشم وبا منطقی کردن این که خیلیها از من بیشتر میخورن ومتناسب هستن وتنها دلیل پاسخ جهان به بدن من ،نگرش اشتباه خودم به خودم وغذاها ورفتارم هستش
من میتونم از بند این واکنش پرخوری خودم رو رها کنم از لذت نخوردن هام استفاده کنم
مثلا امروز کباب تابی ای با پلو داشتم ومن به مقدار همیشه دوکفگیر پلو وسه تیکه کوشت وکمی سیب زمینی کشیدم وبدونه چاشنی خوردم تا به نقطه سیری توجه داشته باشم ودیدم نصف غذارو خوردم وکمی نون در حد نصف کف دست بود خوردم سیر شدم وسعی کردم دیگه ادامه ندم وبه ذهنم گفتم سیر شدم می ذارم روی گاز بعدا اگه گرسنه شدم میخورم واون هم موافقت کرد پس باید لذت نخوردنم رو به ذهنم بدم که چقدر توانمنده،که با دیدن وخوردن غذا خوشمزه ادامه نداد
حس قدرتمند بودن بهش بدم وحس سبکی که از اضافه نخوردن دارم رو بهش بدم هی باید این حس رو در ذهنم پر رنگ کنم تا اونم به راحتی مقدار خوردنم رو بر اساس نقطه سیری مغزم تشخیص بده وبه راحتی جز عادتهام بشه که عادت کنم یک کفگیر یک پرس غذای من هستش نه دو یاسه کفگیر
پس لاغر شدن از این دستور عملی که برای خودم نوشتم هم میتونه راحت تر باشه
فعلا من این طور درک کردم ادامه میدم تا برام راحت تر بشه
باید درمسیر لاغری با ذهن آنقدر ادامه بدم تا وقتی میگم لاغر شدن آسون ترین کار دنیاس مثل استاد اشک شوق از چشمانم جاری بشه
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
سلامبه دوست هممسیرم زهرا خانم
وقتی تو متن شما از لاغری شدن خودت خبردادید برای من هم حس لاغری شما تحربه شیرنی هست که دوست داشتم اون به شما هم انتقال بدم وقتی خبر لاغر شدن دوستان می خوانم زیر پوستی حسی عالی رو دارم میگمخدا رو شکر یکی دیکه موفق شد ولاغر توجسمش داره و به خلق لاغری خودش می باله
من روزی این حس تجربه خواهم کرد به شما دوست عزیز هم مسیر از صمیم قلبم تبریک.میگم براتون بی نهایت شاد شدم حس کردم خودم لاغر شدم بی نهایت لذت بخش هست که این تجربه لاغری با ذهن انجام مییشه باقی مونده وزنی که دوست دارید کمکنید به زودی حتما کاهش پیدا خواهد کرد
روزی بشه من این خبر اعلام کنم دل یه هم مسبر مثل امروز خودم شادش،کنم امین
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیزم
صالحه خانم
با تمام وجودم از شما سپاس گذارم وبرای شما دوست عزیزم تناسب اندام وسلامتی رو آرزومند هستم ومطمینا به زودی تجربه میکنید با ایمان ادامه بدید🙏🙏🙏💞
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربون
سلام به دوستای فوقالعادهم توی این فایل آموزشی میخوام صحبتهای استاد رو درباره اینکه چرا لاغری آسونترین کار دنیاست توی چهار بخش براتون تحلیل کنم
اولین مورد
منطقی کردن این آسونی برای ذهنه
استاد میگه فقط تکرار کردن یه جمله کافی نیست و باید برای ذهن دلیل و منطق بیاری
منبا اون ایده ماکت دارم دقیقاً همین کار رو میکنم وقتی هر شب اون اندام متناسب رو با لباس درخشان میبینم دارم به ذهنم ثابت میکنم که این یه هدف واقعی و فیزیکیه و اصلاً دور از دسترس نیست این یعنی همون کوچیک کردن مسئله که استاد دربارهاش حرف زد
دومیش
شکستن فرمول غلطی هست که میگه خوردن مساوی با چاقیه توی فایل شنیدیم که چقدر روی این موضوع تأکید شد چون تمام فشار ذهنی ما از همین باور اشتباه میاد وقتی استاد میگه لاغری ربطی به خوردن و نخوردن نداره در واقع داره اون زنجیر ترس رو از پای ما باز میکنه و این فایل یه تأیید بزرگ برای حس درونی خودم بود
مورد سوم
تکنیک فاصله سه متری یا همون تجسم عینی هست اون بخش از حرفهای استاد درباره ماشین آرزوهاش چقدر شبیه ایده من بود استاد میگفت فاصلهاش با اون ماشین رو به فاصله مکانی تبدیل کرد یعنی فقط سه متر تا سوئیچ ….منم با آوردن اون ماکت به اتاقم دارم فاصله خودم با سایز چهل رو به چند قدم میرسونم دیگه سایز چهل یه آرزوی دور توی آینده نیست بلکه یه واقعیت ملموسه که همین الان گوشه اتاقم ایستاده و منتظره تا جاشو بامن عوض کنه
چهارمین بخش
اون احساسیه که چشمها رو تر میکنه
وقتی با شنیدن اولین فایل استاد اشک ریختم و دیدم که خود استاد هم چقدر با تکرار این جمله احساساتی میشه یعنی مقاومتهای ذهنی من داره تسلیم میشه
حالا در مورد سناریوی پیشنهادی استاد برای سادهسازی ذهن سناریوی من میتونه این شکلی باشه که من بیست و چهار ساعت زندگی میکنم هشت ساعت که خوابم و توی دنیای رویاهام…. میمونه شانزده ساعت توی این مدت من یه همراه زیبا یعنی همون ماکت رو توی اتاقم دارم که مدام بهم یادآوری میکنه لاغری چقدر بهم نزدیکه من فقط چند بار در روز غذا میخورم و هر بار میدونم که این غذا سوخت بدنمه تا به اون تصویر درخشان توی اتاقم برسم لاغر شدن برای من به سادگی پوشیدن همون لباس سنگدوزی شده سایز ۴۰ خواهد بود
پایان
بنام خدا عزیز هدایتگر،
درود بر استاد گرامی و عالی،
این فایل تو این مدت برای من تک و جدید بود که گوش دادم و خیلی مهم!!!چون واقعا تعجب کردم و گفت عجباااا !!! استاد درست میگن عجب روش باحالی و انگار منتظر این پیام بودم و واقعا این روش و پیام و اموزش به دلم نشست،
این فایل یک اموزش ناب هست که اصلا میتونه برای یک نفر کل داستان لاغریشو سه سوت به سرعت و اسانی رقم بزنه،
روش:
نوشتن یک سناریو اسان پیش پا افتاده که با
کوچک کردن مسائل،
اسان کردن ،
جزئی کردن و
معلوم کردن،
هر موضوعی که برای خودمون مبهم ،بزرگ و سختش کردیم.
سناریو من :
ساعت ۱ یا ۲ شب میخوابم
بیدار میشم نه و نیم صبح یک صبحانه کوچک در حد یک تیکه نان ساجی محلی لری و یک عدد تخم مرغ،
ظهر ساعت ۱۳:۳۰ پلو مرغی یا کباب تابه ای یا گوشت با سیب زمینی خرد شده نگینی چون اسونن درست میکنم با کاهو و ماست خیار شور و واقعا اندازه بدنم و یک ادم لاغر عادی الحمدالله میخورم و الحمدالله بدون فکرو ترسو عذاب و استرس با شادی لذت میخورم بعد میییییره تا ساعت ۱۸ بعد از ظهر
یک تیکه نان ۶۰ گرمی و یکدونه تخم مرغ یا کاهو گوشتی یک کاسه متوسط تا ۸:۳۰ شب شامم دو کفگیر پلو یا یک تیکه نان ساجی لری با گوشت
تا ۱۰:۳۰ شب چای و قندو یک میوه میخورم
و واقعا علنا عادی متناسب دیگه میخورم
عجله ای هم ندارم
چیزی هم نمبخورم بعد مگه چکار کردم انقدر سخت بشه و عذاب اور عادی مبخورم با لذت و خوشحالی اندازه بدنم و افراد نرمال و بدون عجله با ارامش هر موقع تناسبم شروع شد الحمدالله چون فقط میخوام از طریق زندگی عادی با غذای عادی افراد لاغر و با توجه رفتار درستشون لاغر بشم و واقعا هم مگه چکار سختی من میکنم
دیگه از این راحتتر سالمتر کمتر عادیتر درستتر مثل افراد سالم لاغر نداریم
تازه بعضی لاغرها میخورنو چاق نمیشن رفتار بدی دارن چون ذهنشون لاغر چاق نمیشن باورشون لاغری،
و من دارم بهتر ساده تر اسانتر درستتر مبخورمو با لذت وتندرستی .