🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.11 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
روز پنجاه و شش تکرار:
دو موضوع خیلی دلچسب که در این فایل بهشون اشاره میشه یکی اینه که این روش قرار نیست همزمان با هیچکدوم از سایر روشها استفاده بشه.
یادمه وقتی میخواستم دوره رو شروع کنم سوال کردم برای سریعتر نتیجه گرفتن میشه همزمان یه رژیم لاغری رو هم دنبال کنم و جواب منفی بود. اون صحنه الانم جلو چشممه چقدر خوشحال شده بودم انگار بار یک عمر مقصر دونستن خودم رو به یکباره زمین گذاشته بودم. مقصر از اون جهت که همیشه فکر میکردم حتما به اندازهی کافی رژیم نگرفتم. احساس میکردم به سبکی یه پر شدم.
حالا میخواستم روشی رو پیش بگیرم که رژیم گرفتن رو ممنوع کرده بود?. تا اون وقت روشی رو سراغ نداشتم که بدون همراهی رژیم جواب بده…
دومین موضوع هم اینه که استاد میگن هر وقت دیدی اوضاع سخت شده ادامه نده چون راه رو غلط رفتی . این روش قراره با لذت همراه باشه نه سختی و رنج.
هنوز هم وقتی این حرفها رو میشنوم خاطرهی اون حس خوشایند در وجودم زنده میشه و دلم مالامال از شادی میشه.
چقدر خوبه که تنها کاری که باید برای لاغر شدن با این روش انجام بدیم اینه که ذهنمون رو برای تناسب تنظیم کنیم و فقط با شادی و خوشحالی به تماشای لاغر شدنمون بپردازیم.
من عاشق روش لاغری ذهنی هستم☺️♥️.
با سلام واحترام
من دقبقا صحبتهای استاد رو تجربه کردم قبل از دوره وقتی رژیم میگرفتم وقرار بود چیزی رو نخورم یا کمتر از اون چیزی که دلم میخواد بخورم واقعا عصبی میشدم .اون کار رو به زور انجام میدادم اما همش فکرم توی اون خوراکی بود .وخوب البته این رو هم بگم توی رژیم واقعا غذا خیلی کم بود وباید با سالاد واین حرفها خودم رو سیر میکردم .اما الان اصلا حرف این نیست که چی بخور چی نخور .از این ووتا قاشق بخور از این نصف لیوان بخور .نه قشنگ میخورم تا زمانی که ذهنم بهم بگه دیگه نیاز نداری ومن دیگه نمیخورم .منی که با ولع حداقل دوتا ساندویچ میخوردم وتازه جلوی خودم ومیگرفتم وگرنه برای سومی هم هنوز جاداشتم ?الان یک ساندویچ کامل نمیتونم بخورم وسیر میشم واگه یه کم بیشتر بخورم واقعا خیلی حالم بد میشه وسنگینی بدی رو احساس میکنم درصورتیکه قبلا اصلا اگه این سنگینی واین حالت تهوع نبود غذا بهم نمیچسبید ?
خلاصه اینکه مغزم خوب داره اموزشها رو میگیره .من قبلا خوب خیلی شیرینی نمی خریدم الان هم زیاد نمیخریم.واون طوری نیستیم که همه اش بخواد تو خونه شیرینی باشه . .اما خوب وقتهایی که شیرینی میخریدیم یا حالا یه جایی میرفتیم شیرینی تعارف میکردن اصلا امکان نداشت دست رد به سینه اونها بزنم وحتما برمیداشتم ومیخوردم حتی اگه سیر سیر بودم .الان هم میخورم اما به شرط اینکه سیر نباشم ،اگه سیر باشم اصلا امکان نداره حتی با اصرارشیرینی بردارم اصلا مغزم بهم هی دستور میده نه میل ندارم .واین خیلی لذت بخش تر از زمانی هست که من میخواستم بگم نه اما مغزم هی میگفت بردار ،حالا مگه چیه یه دونه شیرینی که جایی نمیگیره ،حالا هرروز که نمیخوای شیرینی بخوری و….
وخوشحالم که به این حالت رسیدم ??
نشان های دریافت شده
به به چه نوشتهی عالیی.
تبریک میگم به شما
هر روز از خوندن نوشتههای شما لذت میبرم .
نشان های دریافت شده
سلام .
روز هفتم
تعادل زیباست اما زمان میبره تا انسان به تعادل روان برسه .
زیاده روی در هر کاری انسان رو از تعادل خارج میکنه .
خداوند انسان رو در تعادل آفریده و تمام دستورات دین بر معیار تعادل هست .
اما رسیدن به تعادل امری زمانبر هست که استمرار میخواهد .
عشق بهترین نیروییست که در انسان وجود دارد و وقتی انسان عاشق تعادل میشود میتواند در همه ی ابعاد زندگی موفق شود .
زیاده خواهی میرود . کم خواهی میرود .
انسان نه دیگر به خودش ظلم میکند و نه به دیگران .
چون عدالت برقرار میشود .
کسی که بتواند در وجود خودش تعادل برقرار کند به مرور زمان میتواند تمامی رفتارهایش را به سمت تعادل هدایت کند .
تفریط خوب نیست
افراط هم خوب نیست .
هر چیزی که حال انسان را از تعادل خارج کند یعنی افراط کردن است .
کسی که عادت به تفریط دارد زمانی لازم است که افراط کند تا بعد از مدتی به حد تعادل برسد و به تعادل داشتن عادت کند . مثلا کسی که حس ترس دارد باید مدتی در وجود خودش آگاهانه به شجاعت توجه کند تا بعد از مدتی به تعادل در ترس و شجاعت برسد . این امر کاملا پذیرفتنیست .
کسی که عادت دارد همیشه شجاعت به خرج داده و به نوعی از حالت تعادل خارج شده و به حماقت رسیده است باید مدتی جلوی افراطش را بگیرد تا بعد بتواند تعادل را برقرار کند . عادات به یکبار تغییر نمیکنند . عشق عادات را تغییر میدهد . عقل به تنهایی زورش به عادت نمیرسد . اما عشق انسان را به تعادل می رساند و عقل نیز یاریگر عشق است برای رسیدن به تعادل . البته برخی نظر دیگر دارند آنها معتقدند عقل انسان را به تعادل میرساند و عشق یاریگر آن است . اما این دو تفاوتی با هم ندارند اما چیزی که در وجود من اثر کرد و من با توجه به واقعیت عینی خودم به آن رسیدم مورد اول است . البته این مورد کاملا تجربیست و تعادل هر انسانی با انسان دیگر فرق دارد و هیچ انسانی قابل مقایسه با دیگری نیست . اکنون تمام رفتارهای من به سمت تعادل ذاتی هدایت میشوند . یکی پس از دیگری .
نظم و انضباط فکری در وجودم متجلی میشود آرام و آهسته . تغییرات را به وضوح مشاهده میکنم و من بسیار راضی هستم .
احساس میکنم به لطف الهی مانعی که بر سر راه لاغریم اومده بود برداشته شد و من دوباره به روال قبل برگشتم .
خدایا شکرت که این مانع رو هم برداشتی . در این هفت روز تونستم راهم رو پیدا کنم و به راحتی با نوشتن بر افکار منفی غلبه کنم و دوباره به انرژی قبلی برگردم . نیازم به نوشتن برطرف شد و احساسم میگه دیگه کافیه . از شما هم ممنونم استاد که این سایت رو گذاشتید برای اینکه هرکسی دوست داره میاد و مینویسه و تجربه اش رو در اختیار بقیه میزاره .
خدایا بابت این همه ی تجربه ی عالی سپاسگزارم .
خدانگهدار
سلام به استاد عزیز
جالبه که با دیدن این فایل متوجه تغییر خودم شدم که قبلا اگه غذایی بدمزه هم بود از بدمزه گی اون می نالیدم اما می خوردمش اما حالا چیزی رو که دوست ندارم نمی خورم و براحتی رهاش می کنم و وقتی می بینم همسرم و دخترم بدون توجه ادامه میدن و می خورن تعجب می کنم و چندین بار می گم ، چطوری می خورید و یا مگه مجبورید که بخورید
دیروز آب هویج ها رو گرفته بودم و شب که همسرم با بستنی سنتی اومد همراه دخترم دقیقه به دقیقه می گفتند تو رو خدا برو آب هویج بستنی رو بیار بخوریم و برام جالبه که دستور از مغزه و اصلا اختیار عمل با خودشون نیست .
الان وقتی زمان نهار میرسه و از قبل غذا نیوردم قشنگ فکر می کنم و انتخاب می کنم که چی بخورم ، اما قبلا میگفتم یه چیزی باشه بخورم و دیگه مهم نبود چیه
و حالا درک می کنم که لیاقت و احترام به خود چقدر می تونه در رفتارهای ما بروز پیدا کنه
خدا رو شکر که امکان تغییر فراهمه و راهنما آماده
نشان های دریافت شده
روز ششم
سلام
باور لاغری چطور شکل میگیرد ؟
باور لاغری تنها یک فکر نیست .
تشکیل باور توسط افکار وگفتار و رفتار صورت میگیرد . احساس هم نشاندهنده ی رویدادیست که در حال رخ دادن در بدن است . وقتی همه ی این روندها به درستی صورت گرفت و عادات جدید در ما شکل گرفتند عادات جدید باز هم در ما افکار و گفتار و رفتار جدید را خلق میکند و این چرخه ادامه می یابد و با استمرار این چرخه باور لاغر بودن و یا آسان بودن لاغری در ما شکل میگیرد .
در جایی خانوم ندا گفته بود عادات ما افکار ما رو ایجاد میکنند و من بعد از مدتها تجزیه و تحلیل این سخن به این نتیجه رسیدم که بخواهیم طبق این فرمول عمل کنیم باید ابتدا اولین محصول تولید شده از این عادت را که فکر است تغییر دهیم . چون تغییر فکر راحتتر از تغییر محصولات بعدی است . چون فکر گفتار و عمل را به وجود می آورد و بدون تغییر فکر تغییر گفتار و عمل صورت نمیگیرد . اگر به تغییر فکر ادامه دهیم ناخوداگاه گفتار و عمل مارا اصلاح میکند . اما تغییر فکر نیاز به آامشی فوق العاده میخواهد که ممکن است همه نتوانند این آرامش را در همه ی زمانها داشته باشند . پس باید بتوانیم از گفتار و عمل هم کمک بطلبیم . اتفاقا برای بعضی تمرکز روی اصلاح گفتار و عمل راحتتر از تمرکز روی اصلاح فکر است . پس اینچنین افراد باید بتوانند نقطه ی شروع عادت لاغری را از گفتار و عمل آغاز کنند . به هر حال تلاش ما در این سه حوضه است . حال نقطه ی آغازی باز هم طبق عادات گذشته برای هرکس معلوم میکند تا چطور تغییر عادت انجام شود . تا عادت ما تغییر کند و احساس ما به ما اعلام میکند که این چرخه لاغریست که در بدن جاریست یا چرخه ی نالاغری . به هرجهت تکرار چرخه ی لاغری باعث تغییر عادت میشود و باور لاغری در ما شکل میگیرد .
از هر تجزیه و تحلیلی که استفاده میکنم باز هم در نهایت به سخن مولامون علی میرسم .
مراقب افکارت باش که گفتارت میشود مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود مراقب رفتارت باش که عادتت میشود . مراقب عاداتت باش که شخصیتت میشود و مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود و چیزی که در این حدیث شاید تا اکنون کمتر به ان توجه کردم کلمه ی مراقب است .
مولامون حضرت علی مراقب بودن را به ما سفارش کرده اند که این مراقبت زمانی برای ما ممکن میشود که ما به آگاهی متصل شده باشیم و قدرت را دست آگاهی برتر در وجودمان بدهیم . ناخوداگاه ما تابع آگاهی است . این آگاهی برتر نیروی فراذهن است که میتواند ذهن را نظارت کند . قدرت دست آگاهی است نه دست ناآگاهی یا نیروی ناخوداگاه . در حقیقت نیروی ناخوداگاه هم گرچه خیلی قویست اما ابزاریست تحت تسلط اراده ی برتر در وجودمان .
برای همینست که میتوانیم فرمولهای ناخوداگاه را تغییر دهیم . هرچقدر به آگاهی بیشتر متصل شویم تغییر الگوهای ناخوداگاه راحتتر میشود . وای خدا باز به وجد اومدم .
ازت ممنونم که هر بار نگرشی تازه برایم باز میکنی تا کار برایم راحتتر شود و استدلال های قوی برایم می آوری که هم دینم در نظرم پررنگ تر میشود و هم روند لاغری برایم ثابت شده تر میشود .
خدایا بی نهایت سپاسگزارم .
نشان های دریافت شده
سلام ببخشید در نوشته ی روز پنجم قسمت اشتباه نوشته شد و ذهن مخاطب نمیتواند آن را اصلاح کند . باید خودم اصلاحش کنم .
ک حذف شد از کلمه ی کمک و کم نوشته شد.
از نشانه های بیرونی کمک بگیریم
اشتباه نوشته شد
از نشانه های بیرونی کم بگیریم . این اصلاح لازم بود چون معنای جمله را تغییر میداد و برداشت دیگری میشد .
نشان های دریافت شده
روز پنجم
سلام
چگونه پروسه ی نالاغری را به لاغری تبدیل کنیم ؟
باتغییر عادت
عاداتمان را چطور تغییر دهیم ؟
روند ایجاد هر پدیده ای در بیرون از ما تحت نظارت آگاهی درونی میتواند تبدیل به عادتی عالی در ما شود .
عادات گذشته همچون موانعی به سطح فکر می آیند تا اصلاح شده و به صفحه ی ناخوداگاه فرستاده شود .
تولید افکار منفی پایانی ندارد. اما افکار منفی که به ذهن می آیند نشان از چه دارد؟
افکار منفی زنگ خطریست گه اگر به ان توجه نشود و چیزی را که از آن خبر میدهد در مسیر اصلاح نیفتد باز هم تولید میشود اگر ما بلد نباشیم چطور از این سیستم الهی استفاده کنیم روند تولید افکار منفی توسط ناخوداگاه ادامه مییابد . این تولید افکار در ما احساس بد ایجاد میکند تا زنگ خطر را در نزد ما بیدارتر کند .
اما ما باز هم در اصلاح آن نمیکوشیم فکر منفی و احساس تبدیل به رفتار نالاغری می شود تا ما را از روند اتفاقات درونی بدن آگاه کند اما ما باز متوجه آن نمیشویم یا اگر متوجه شویم بلد نیستیم چطور از این چالش عبور کنیم تا نهایتا این زنگ خطر به جسم می آید و در جسم به ما نشان میدهد که اشکالی در چرخه ی لاغری ایجاد شده است . اصلاحش کن .
این همه نشانه بای ما وجود دارد که ما به راحتی میتوانیم تشخیص دهیم در مسیر لاغری هستیم یا مسیر نالاغری .
پس به فرمایش شما به این ترتیب ذهن من وقتی لاغری را یاد گرفت قانع میشود که دیگر نیازی به ترازو نیست . پس به راحتی آن را ترک میکند .
اما اصلاح عامل نالاغری خیلی راحت است . باید ریشه ی ورود آن به ذهن را جستجو کرد . ریشه ی آن از طریق ورودیها جدیدا وارد ذهن شده و یا سالهای بسیار دور باز هم از طریق ورودیها در ناخوداگاه ما ذخیره شده و تبدیل به عکس العمل شده و حالا با تحریک و یا کنشی بیرونی یا درونی به شکل فکر احساس و رفتار ظهور پیدا کرده است .
در هنگام مواجهه با چالش چه کنیم ؟
سریع ریشه یابی کنیم تا سرچشمه ی چالش ایجاد شده را پیدا کنیم و آن را از ریشه بکنیم .
این جستجو و از ریشه کندن در سطح فکر است . فکری که در حال تولید است را پیدا کنیم جلوی ورودیها را که آن فکر را در سر ما پررنگ تر میکند بگیریم و شروع کنیم به آوردن دلایلی برای رد کردن آن فکر تولید شده . دلایل باید قانع کننده باشد . از نشانه های بیرونی کم بگیریم . این روند عالی پیش میرود . این روند را تکرار کنیم .
دفعه های اول ممکن است نیاز باشد این کار به صورت آگاهانه صورت بگیرد . یافتن نشانه ها و دلایل عینی و یقینی برای رد کردن فکر تولید شده و جلوگیری از اختلال در روند لاغری .
ذهن قانع میشود و فکر نالاغرکننده را متوقف میکند و دوباره افکار لاغر کننده وارد ذهن میشوند . افکار احساس لاغری ایجاد میکند و هر دوی اینها رفتار لاغر کننده ایجاددمیکنند و شما به طور واضح میبینی دیگر احساس گرسنگی های کاذب که اذیتت میکرد افکار نالاغرکننده که اذیتت میکرد متوقف شده و دوباره افکار و احساس و گفتار و رفتار صحیح در تو پدید آمده و به راحتی روند لاغری کار خودش را می کند .
وقتی لاغری را یاد بگیریم هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد .
چون ما عاشق لاغری هستیم و تبدیل به لاغری میشویم که نه تنها خود را میتوانیم لاغر نگاه داریم بلکه هرکه با ما نشست و برخاست میکند را میتوانیم لاغر نگاه داریم .
خدایا سپاسگزارم .
استاد از این که لاغرشدن را به من و تمام بچه ها یاد دادین سپاسگزارم .
نشان های دریافت شده
بسیار عالی و آموزنده بود. متشکرم
نشان های دریافت شده
روز چهارم .
سلام .
من امروز لاغر و لاغرتر از هر روز هستم .
اندام من زیبا و عالیست .
من تنها به اندازه ی نیاز بدن خود غذا مصرف میکنم .
خوردن دیگر تفریح و لذت من نیست .
من به انضباط فکری رسیده ام و روز به روز به اندام ایده آلم نزدیک و نزدیکتر میشوم .
لاغری حق من از زندگیست و من این حق را تا آخر عمرم برای بدنم حفظ میکنم .
خدایا بابت این اتفاق عالی سپاسگزارم . سپاسگزارم سپاسگزارم .
نشان های دریافت شده
روز سوم
سلام .
امروز آغاز شده است .
در امنیت خاطر
و آسودگی روان
خدایا بابت هدایایی که تااکنون به من دادی شکر
امروز نیز هدیه ی توست .
امروز را هم چون روزهای گذشته در لاغری زندگی خواهم کرد .
من لاغر و سالم و زیبا و جوان و شاداب هستم .
امروز روز جدیدیست که امروز هم لاغری را انتخاب میکنم .
لاغرشدن انتخاب من است .
آنقدر تناسب را به خودم تلقین کردم که اندامم متناسب شد و حالا لاغر شدن را تلقین میکنم .
من لاغر سالم هستم .
من عاشق لاغر شدن هستم .
چون لاغر شدن یعنی سبک شدن یعنی همسو شدن جسم و روح .
روح سبکبال است .
هرچقدر جسم نیز سبکبال شود با روح یکسان میشود .
من سبک هستم به سبکی پر قو .
من سبکبالم .
نشان های دریافت شده
سلام .
روز دوم
امروز روز دومیه که دوباره نوشتن در اینجارو شروع کردم .
آزادی حق مسلم هر انسانیست .
سرزمین لاغری جاییست که هر انسانی در اون احساس امنیت و آزادی داره .
جایی فراسوی تفکرات . جایی فرای ذهن .
جایی که سراسر آرامشه .
جایی که همه چیز هست و هیچ چیز نیست .
جایی که هدایت افکار از اون نقطه میسره .
جایی که به بی نهایت وصله .
جایی که نه شروع داره نه پایان .
جایی که میشه هر نقطه ای از اون رو آغاز حرکت دونست و از اونجا دوباره خود را ساخت .
این خودسازی میتونه هر روز انجام بشه . تمام افکار و گفتار و رفتار و عادات گذشته رو در این سرزمین رها میکنیم تا اثر جاذبه اش از بین بره و از انسان میخوایم تا از قدرت انتخابش استفاده کنه .
انتخاب افکار
انتخاب احساس
انتخاب گفتار
انتخاب رفتار
انسان تو حق انتخاب داری . کوله بارت رو در دریای بخشش و رحمت و نور الهی ریختی . هر عادتی که صحیحه بردار و هر عادتی که باید ترک بشه رو رها کن و امروز روزت رو در عادات صحیح بگذرت .افکار و گفتار و رفتارهای جدید و به روزآوری شده هم هست . تو در انتخاب همه ی اینها آزادی .
اما تو طالب خوبی هستی . چون خداوند گل انسان رو بر مبنای فروتنی و خضوع آفریده . فرشته ی انسانی رو بر مبنای گرایش به نور آفریده و شیطان انسانی رو بر مبنای گرایش به عدم نور آفریده . روح انسانی هم که خودبرتر توست و بودن تو در این مکان یعنی ادراک وصل شدن به تمام هستی هم گرایش به خدا با تمام صفاتش داره .
ای انسان تو مجموعه ای از کل هستی هستی .
پس انتخاب کن که در کوله بارت تا آخر شب چه برمیداری .
هنگامی که خواب هستی تو در سرزمین آزادی و رهایی سرزمین خودبرترت سرزمین نور در حال پاکسازی هستی و هرگاه که از خواب برخاستی به تو حق انتخاب داده شده تا برداری و روزت را در نعمات آغاز کنی .
چه میخواهی برداری ؟
من فاطمه سادات انسانی از انسانهای روی زمین هستم که خداوند تاج بندگی خودش را برسر من نهاد و به من از روح خود دمید .
خداوندا سپاسگزارم .
من انتخاب میکنم تا هنگام خواب تا جایی که در توان دارم آگاهانه افکار و گفتار و رفتار صحیح را انتخاب کنم تا عادات غلط گذشته را به مرور تغییر دهم . تا جایی که در توان دارم میکوشم و جایی هم که طبق عادات گذشته فکر کردم و یا رفتار کردم خودم را میبخشم و از نو شروع میکنم . بخشش الهی نقطه ی شروع حرکت است و من هر لحظه میتوانم دوباره شروع کنم تا عادات جدید و خوبی که برای خودم ساخته ام بر عادات چندین ساله ی گذشته غلبه کند .
هر روز روز جدیدیست و هر لحظه شروع حرکتی نو .
تا آخر شب تمام سعیم را خواهم کرد تا بیشتر در نیروی حال باشم تا عادات گذشته را پاکسازی و عادات نو را خلق کنم .
حال سرزمین آفرینش انسانی نو است و این آفرینش هر لحظه اتفاق میفتد با این تفاوت که اکنون من به این آگاهی رسیده ام که هستی در دستان منست فقط کافیست در اکنون حضور یابم و لحظات بیشتری را با این هستی در ارتباط باشم .
اکنون زمانیست که من انتخاب میکنم تا به مرور عادتم شود .
خدایا از تو سپاسگزارم .
از این نیروی حال استمداد میگیرم گذشته ام را میبخشم و نیروی بخشش حال را به گذشته هدیه میدهم و باز هم از نیروی حال استمداد میگیرم و نیروی امید را به آینده هدیه میدهم .
بخشش و امید دو نیروی عظیم از حال هستند که در جهت مثبت اندیشی و گفتار مثبت و رفتار مثبت جریان دارد .
پس امروز سه انتخاب دارم که همه هدیه ی حال است .
بخشش . حال (هستی) و امید .
سه نیروی که عمیق شدن در نیروی حال و یا فرذهن و یا اصل آفرینش به من هدیه داد .
من انسانی از این سرزمین هستم .
تو انسانی از این سرزمین هستی .
همه ی ما انسانهایی از این سرزمین هستیم .
پس همه با هم یگانه ایم
و میتوانیم از نیروی حال بهره بگیریم .
نیرویی که مارا به فراوانی امنیت هدایت ایمان عشق امید آرامش محبت و هزاران بی کرانه ی دیگر هدایت میکند .
ما همه از این سرزمینیم .
خداوندا تو را سپاس می گویم که به ما آگاهی دادی تا زندگی خود را هر لحظه از نو بسازیم .
خدا سپاسگزارم .دوستت دارم .