🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.11 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام .
روز اول :
نکته ی آموزشی در این فایل :
به دنبال یادگیری لاغری باشیم نه تحمیل لاغری .
سوال:
استاد من با یه چالش روبرو شدم :
حدودا یکماهه پیش دکتر برام آمپولی رو تجویز کردن که یکی از عوارضش چاقی بود .
البته تاثیر آمپول سه ماهه و یکماهش گذشته
اما چیزی که میدونم این هست که اگه آمپول عوارض چاقی هم داشته باشه چیزی که روشنه اینه که نهایت دو یا سه کیلو وزن منو زیادتر کنه و اونم به راحتی بعد از رفتن اثر دارو از بین میره . اما چیزی که ذهنم برام میسازه اذیتم میکنه . انتظار چاق شدن داره منو چاق میکنه . انگار که ذهنم یه بهانه گیر آورده که هی به من بگه دیدی آمپوله داره چاقت میکنه . یاداوری این چاقی هست و هی منو به چاق شدن بیشتر دعوت میکنه . در حقیقت یک درصد دارو در چاقی من نقش داشته باشه اما ۹۹ درصد ذهنمه که داره فرمان چاقی میده .
همین الان ببینید در همین جملات چقدر از کلمه ی چاقی استفاده کردم .
این یعنی ترس پنهان از چاق شدن دوباره
ترسی که ریشه در ناخوداگاه داره و حالا رو آمده .
به نظرتون با این چالش چطور برخورد کنم ؟
پاسخ :
ذهن خودم اینو میگه اگه بپذیریم تا حدی دارو اثر چاق کنندگی داشته باشه زورش اونقدر نیست که یهو ده کیلو اضافه کنه و این قدرت توهم سازی ذهن توست که داره ده کیلو اضافه وزن رو برای تو به راحتی آب خوردن میکنه تا جسمت سریع به اون برسه و چون این حالت مطابق الگوهای گذشته است این توهم سازی برای ذهنت خیلی راحته چون طبق عادات گذشته اش هست .
بنابراین راهکاری که میشه این مانع رو برداشت در زیر به صورت فهرست وار میگم
۱- پذیرفتن اثر دارو
۲- تصمیم قاطع برای لاغر شدن در همین شرایط
۳- جلوگیری از هرگونه مبارزه
۴- از آنجا که لاغری و چاقی بدن واکنش به کنش ذهن است باید توجهم را بیشتر معطوف به کنش ها کنم تا واکنش ها خودبخود اصلاح شود . یعنی رفتارهایی که آگاهانه و راحت برای لاغری میتونم انجام بدم رو با آگاهی بیشتری انجام بدم تا رفتارهای ناآگاهانه به سمت لاغر شدن گرایش پیدا کنند .
۵- لاغر شدن را بیشتر و بیشتر برای خودم راحتتر کنم .
در یک ویدیو فرمودید فقط بگید من میخوام ده گرم ده گرم کم کنم .
کم کردن ده گرم تصویر راحتی لاغرشدن را در ذهن راحتتر میکند.
۶- سعی کنم به خصوص در این سه ماه ورودیها روبیشتر کنترل کنم تا ذهنم رو قلقک ندم برای خوردن بیشتر .
۷- فایلهای شمارو بیشتر گوش بدم .
۸- سعی کنم حواسم رو به جای توجه کردن به اثر جانبی دارو به خود دارو ببرم که برای سلامتی من در نظر گرفته شده . اون دارو بیماری منو در همین یکماه خیلی بهتر کرده حالا چرا من هی گیر دادم به اثر جانبی . توجه به لاغرشدن رو بیشتر کنم .
۹- وانمود کردن لاغری بیشتر به خودم تا تاثیر ذهن منفی باف رو خنثی کنم .
منفی باف میگه اگه توی این سه ماه اصافه وزن پیدا کردی چی الانم که یکماه گذشته میبینی داره کم کم اثر میکنه بهش بگم اگه توی همین سه ماه حقیقتا کاهش وزن داشتم چی .
۱۰- رابطه ی بیشتر با فرشته ی درونی مثبت اندیش و مثبت نگر و مثبت گو .
من روز به روز دارم لاغر و لاغرتر میشم .
امید من به لاغری در این شرایط هم روز به روز بیشتر میشه چرا که اگه بتونم سر بلند از این سه ماه بیام بیرون خاطره ی عالی در این سه ماه برای خودم میسازم .
منفی باف میگه نمیتونی کشش ندارم ادامه بدم من میخوام چاق بشم چاقی برام راحتتره ولم کن من میخوام بخوابم حوصله ی پیاده روی ندارم دلم میخواد بخورم چرا جلومو میگیری . من میخوام چاق بشم . دیگه نمیتونم به لاغر شدن ادامه بدم .لاغری سخته . حوصله ندارم . سختمه .
فرشته ی درونی میگه. مگه من چه تحمیلی در این مدت کردم که میگی سخته . من فقط سرزمین لاغری رو بهت نشون دادم و راهش رو . بقیه اش رو خودت خواستی . یه وقتهایی خوب عمل کردی و موفق تر بودی و یه وقتهایی نه . اما در مجموع حرکتت خوب بوده من فقط میخوام که تو بدونی این توهمیست که تو از اثر دارو در ذهنت ایجاد کردی . تو به دارو بیش از حد قدرت دادی دارو نهایت نهایتش فقط یک کیلو یا دو کیلو در عرض سه ماه قدرت داشته باشه اما به خدا خودتی که داری خودتو چاق میکنی . تو داری چاقی رو انتخاب میکنی . آگاه باش هوشیار باش . نا امید نشو بلند شو . تویی که به دارو قدرت دادی . تویی که باور کردی که دارو روند کاهش وزنت رو متوقف میکنه و رو به بالا میکنه . در حالیکه حقیقتا اینطور نیست . باور اصلی اینو میگه که تو باید قدرت رو در دست بگیری . به لاغر شدن توجه کنی . لاغرشدن رو دوباره انتخاب کنی . به باورهای لاغر کننده پر و بال بدی . هر باوری که لاغری رو برات آسونتر میکنه بیشتر بها بدی . به خدا راحته دیدی در این مدت ۲۰ کیلو کاهش داشتی خودت دیدی پس بازم میتونی ادامه بدی . تو لایق لاغری هستی . لاغری برازنده ی توست . رسیدن به لاغری که کاری نداره . مثل آب خوردنه . نترس . ادامه بده . به ترست وارد شو . از لاغری نترس . لاغری راحته . این لاغری با لاغری در روزهای گذشته فرقی نداره . با شجاعت اقدام کن . اصلا لزومی نداره کاری انجام بدی اما تو مثل همیشه به ترست غلبه میکنی . چون تو شجاعترینی . تو با شجاعتت همونطور که به ترسهای گذشته ات وارد شدی و لذت شجاعت رو چشیدی بازم میتونی این بار هم موفق و سربلند بیرون بیای .
تو از درخت بالا رفتی کاری که هرگز در عمرت نکرده بودی . چقدر لذت بردی همین سیزده بدر بود یادته . لب رودخانه راه رفتی بدون اینکه بترسی . به مسافت زیاد فقط دویدی و حس رهایی سبک شدن از لاغری رو چشیدی . کارهایی که هرگز نکرده بودی . میخوای این خاطرات خوش رو کنار بزاری . تو سبک شدی که میتونی بدوی . تویی که دوباره خاطرات کودکی رو برای خودت زنده کردی دوباره میخوای بری از این سرزمین .
تو شجاعت داری . بلند شو . تو توانایی فوق العاده ای داری . تو شجاعت فوق العاده ای داری . این بار هم به ترست وارد شو و این باور کم جون رو از ذهنت پاک کن . تو خودت خواستی که لاغرشدی . پس بازم بخواه . هیچ مانعی سر راهت نیست . این بار هم این مانع رو کنار بزن و بلند شو و با عشق ادامه بده . تو توانمندترییینی . لاغری کمترین هدیه و دستاوردیست که تو به دست میاری . دو ماه باقیمانده و تو میتونی بازم اثبات کنی که صاحب سرزمین لاغری برای جسمت هستی . پس بمون در این سرزمین سبز پر از لذت پر ازرهایی . اینجا بهشتیست که خودت باید موندن رو انتخاب کنی . نترس . از اینجا به دارو نگاه کن چی میبینی . ببین دارو خیلی کوچیکه دارو هیچی نیست دارو نعمتیه که فقط اومده تا کمکی به جسمت کرده باشه . تو اصلی . اراده ی تو اصله . تویی که به دارو قدرت دادی تا خوبت کنه . پس خوبیش رو بگیر اما قدرت بهش نده . قدرت منفی رو از روش بردار قدرت مثبتش رو نگاه کن . این دو ماه تموم میشه و خبرهای خوش در راهه . تو امسال به آرزوی دیرینه ات میرسی . توی همین بهشت . تو لایق این بهشت زیبا و با طراوتی . به ترست وارد شو و بزن نابودش کن و دوباره با عشق همیشگی هر روز را در لاغری زندگی کن . لاغری آسانترین کار دنیاست . رخوت در تو وجود نداره تویی که بهش قدرت دادی . شادی است که در تو وجود داره . ببینش . از اینجا ببین توی دستاته ببین در قلبته در خودته . شادی رو ببین . رخوت وجودخارجی نداره چیزیه که به خاطر توجه نکردن به شادی در تو پدید اومده . بلند شو . تو صاحب شادی هستی شادیست که حقیقت داره . برازندگیست که حقیقت داره . زیباییست که حقیقت داره . اینا برای توست . تاریکی از خودش وجودی نداره به خاطر پشت کردن به نور تاریکی پدید میاد . جهتت رو تغییر بده . توجه کن به لاغریت . بنویس . بیشتر بنویس . همینجا بنویس تا دوباره بتونی این روزها رو سپری کنی . با خودت عهد ببند هر روز بنویسی تا این دو ماه بگذره و به خودت نشون بدی که دیدی تونستی . دیدی شد .
من لاغری را انتخاب میکنم .
من ماندن در سرزمین لاغری را انتخاب میکنم .
هر روز در این جا می نویسم تا مدار گفتگوهای درونی ذهنم بر مدار لاغری استوار بمونه تا واکنشش بشه لاغری جسم .
این دو ماه هر روز اینجا مینویسم . چون اینجا باورم هست .
چون از این نوشتن نتیجه میگیرم . چون در طول روز گفتگوهای ذهنم تغییر میکنه و گفتگوهای ذهنی که در مسیر لاغری باشه واکنشها اصلاح میشن .
خدایاااااا شکرت . شکرت . شکرت .
من تعهد میکنم که به ترسم وارد میشم و این دوماه با شجاعت گفتگوهای منفی ذهنم رو هر روز تبدیل به گفتگوهای لاغر کننده میکنم .
چون من لایق لاغر ماندن هستم .
من لایق لاغری بیشتر هستم .
این دو ماه هم مثل روزهای گذشته است .
فرقی نکرده .
من همان فاطمه هستم با همان ذهن و میل فراوان به مثبت اندیشی .
چون این مثبت اندیشی است که دوام دارد چون حقیقت است و بر تمام وجود من جاریست .
واقعا هیچ کاری نداره گفتگوهای ذهنی رو تغییر دادن .
این دوماه اتفاقا لاغر شدن راحتتره چون من مراقبتم بیشتر میشه . آگاهیم به خودم و واکنشهام بیشتر میشه و آگاهانه میتونم رفتارهام رو هدایت کنم .
اتفاقا این دو ماه من راحتتر میتونم در سرزمین لاغری زندگی کنم . در سرزمین شادی . در سرزمین تفکر .
آره اتفاقا خیلی راحتتر این دو ماه میتونم به روند لاغریم ادامه بدم .
وای چقدر عالی .
چقدر عالی .
من تعهد میکنم که هر روز بنویسم و گفتگوهای ذهنیم رو با نوشتن هدایت کنم سمت لاغرشدن .
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .
لاغر شدن لذتبخش ترین کار دنیاست .
لاغر بودن حق اندیشه ی منه .
گردش بر مدار لاغری حق ذهن منه و نوشتن این امکان رو برام مهیا میکنه تا گردش مدار فکرم رو در جهت لاغری نگه دارم .
فکرم که در لاغری بچرخه واکنش رفتار من بر مدار لاغری میفته .ناخوداگاه دیگه میلم کم میشه که همین حالا با یک بار نوشتن این اتفاق افتاد . با دیدن فایل شما رخ داد . خدایا چقدر شیرینه دنیای لاغری . چقدر شیرینه یادگیری لاغری . وقتی بدونی باید چیکار کنی چقدر شیرینه حل مساله .
مساله ای که خودم برای خودم طرح کردم و پاسخش عالی هدایتم کرد دوباره سمت لاغرشدن .
نمره ی خودم به خودم بیسته .
آفرین فاطمه .
آفرین که انقدر شاگرد زرنگی .
استاد میشه شما هم لطفا به این نوشته نمره بدید ؟
البته من مدام در حال مرور درسهام هستم واسه همینه هنگام امتحانات سربلند بیرون میام .
خدایااااا شکرت
نشان های دریافت شده
من از این نوشته خیلی لذت بردم.
مخصوصا اون قسمت که میگید این لاغری با لاغری در روزهای گذشته فرقی نداره…لاغری همون لاغریه…
به ترست وارد شو…
تاریکی وجود نداره با پشت کردن به نوره که تاریکی پدید میاد
تو خودت خواستی که لاغر شدی پس بازم بخواه
اینکه خودتونو لایق نمرهی بیست میدونید
این متن احساس عالیی رو منتقل میکنه
احتمالا نوشتهی منو نخواهید دبد با اینحال دلم خواست تحسین کنم
موفق باشید