توی سالهای چاقی، تقریباً همهی رژیمهام رو از شنبه شروع میکردم. برای باشگاه رفتن هم دنبال روزی میگشتم که نزدیک تعطیلی نباشه تا بتونم پشت سر هم برم و وسطش وقفه نیفته. یعنی برای شروع لاغری همیشه دنبال یه روز خاص و یه شرایط خاص بودم؛ ولی هیچکدوم از این شروعها به جایی نرسید.
امروز میدونم مشکل از شنبه یا هر روز دیگهای نبود. مشکل این بود که من وضعیت خودم رو قبول نداشتم. از خودم و از وزنم ناراضی بودم و میخواستم هر چه زودتر یه آدم دیگه بشم. ولی تغییر واقعی وقتی شروع میشه که اول قبول کنی الان کجا هستی و از همونجا قدم برداری.
توی این جلسه میخوام بگم شروع لاغری توی مسیر لاغری با ذهن چه فرقی با شروعهای قبلی من داشت. اول این جمله رو یه بار دیگه با دقت بخونید، چون همهی حرف این مقاله همینه:
«از همون جایی که هستی شروع کن، نه جایی که فکر میکنی باید باشی.»
در این جلسه میآموزیم:

🗓 شروع لاغریهای من همیشه از بیرون بود
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم تصمیم من برای لاغر شدن هیچوقت از علاقه یا خواست خودم نبود. تقریباً همیشه یه عامل بیرونی باعثش میشد.
گاهی یه نفر حرفی میزد که حسابی خجالت میکشیدم. همون شب به خودم میگفتم: «دیگه بسه، از شنبه شروع میکنم». گاهی هم قرار بود چند وقت بعد وارد جمعی بشم که مدتها منو ندیده بودن. نمیخواستم چاقیام به چشمشون بیاد؛ برای همین با عجله یه رژیم شروع میکردم.
جالبه که ترازو کمتر از این حرفها روی تصمیمم اثر داشت. پیش میومد روی ترازو برم و ببینم وزنم بیشتر شده. ناراحت میشدم، ولی این ناراحتی باعث نمیشد تصمیم بگیرم لاغر بشم. بیشتر وقتی تصمیم میگرفتم که حرف کسی یا یه موقعیت خاص منو به این نتیجه میرسوند که «دیگه باید لاغر بشم».
چرا این شروعها دوام نداشت؟
وقتی دلیل شروع رژیم، ورزش یا حتی لاغری با ذهن از بیرون باشه، با کماثر شدن اون دلیل، انگیزه هم تموم میشه. حرفی که باعث خجالت من شده بود، بعد از چند روز دیگه برام اهمیتی نداشت. جمعی که از حضور در اون میترسیدم هم برگزار میشد و تموم میشد؛ بنابراین دلیل خاص و مشخصی باقی نمیموند که من به برنامهی لاغریام ادامه بدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی دلیلت برای لاغری عوامل بیرونی و دیگران باشن، با گذر زمان این دلایل بیاثر میشن و بهراحتی تصمیمت برای لاغری رو رها میکنی.
یه مشکل دیگه هم داشتم: شروع کردنهای من برای لاغر شدن همیشه با حس بد بود؛ با خجالت کشیدن و با ترس از نگاه و نظر دیگران. زمانی که آدم با حس بد خودش رو مجبور به انجام کاری میکنه، قطعاً اون تصمیم قاطع و ادامهدار نخواهد بود. چون هر احساسی به هر دلیلی که در وجود ما شکل بگیره، بعد از چند ساعت یا چند روز کماثر میشه یا با احساس دیگهای جایگزین میشه. بنابراین دلیل لاغر شدن هرگز نباید بر مبنای احساسهای سطحی و زودگذر بنا بشه؛ وگرنه قطعاً شکست میخوره.
📍 از همون جایی که هستی شروع کن
وقتی کسی تصمیم میگیره لاغر بشه، اولین چیزی که ذهنش رو درگیر میکنه، وضعیت فعلیشه: «من چاقم، باید لاغر بشم، کاش یه معجزه بشه». خیلیها همینجا اشتباه میکنن. به جای اینکه شرایط فعلیشون رو بپذیرن، فکر میکنن اول باید همه چیز زیر و رو بشه تا بتونن شروع کنن.
ولی تا وقتی خودت رو توی شرایط فعلی نپذیری، هیچ تغییر واقعی اتفاق نمیافته. پذیرفتن یعنی قبول کنی که وزن و شرایطت الان همینه. لازم نیست بهخاطرش از خودت بدت بیاد و لازم نیست منتظر یه روز خاص بمونی.
پذیرش؛ اولین تغییر من
اولین تغییری که توی لاغری با ذهن برای من اتفاق افتاد، همین پذیرش بود. من قبول کردم که صد در صد مسئول چاقی خودم هستم.
شاید این حرف اولش سخت به نظر بیاد، ولی خیال منو راحت کرد. چون باعث شد دیگه غذاها رو مقصر چاقیام ندونم. سوخت و ساز، ژنتیک و هر چیزی که سالها بهعنوان علت چاقی به من گفته شده بود، از لیست مقصرها خارج شد. فقط خودم موندم.
وقتی مقصر فقط خودم بودم، یعنی تغییر هم دست خودم بود. دیگه منتظر نبودم یه رژیم جدید یا یه قرص یا یه ورزش خاص منو نجات بده. حالا باید خودم رو تغییر میدادم؛ تغییری که از ذهن شروع میشد و بعد به رفتار، واکنشها و عادتهام میرسید. برای من شروع لاغری واقعی از همین نقطه بود.
🧠 آماده کردن ذهن برای شروع لاغری
همه چیز از ذهن شروع میشه. هر تغییری که توی بدن ما اتفاق میافته، اول توی ذهن شکل میگیره. وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم کمکم خودش رو با اون تغییر هماهنگ میکنه.
خیلیها فکر میکنن اول باید بدنشون تغییر کنه تا ذهنشون باور کنه. ولی توی لاغری با ذهن ترتیب برعکسه: اول ذهن تغییر میکنه، بعد بدن دنبالش میاد.
برای همین قدم اول اینه که تصویری که از خودت توی ذهنت داری رو عوض کنی. یعنی به جای اینکه خودت رو «یه آدم چاق» ببینی، کمکم خودت رو یه آدم سبک و متناسب ببینی. وقتی این تصویر عوض بشه، فکرها، حسها و عادتها هم قدم به قدم دنبالش میان.

✨ تجسم؛ دیدن خودت در اندازهی دلخواه
یکی از سادهترین و مؤثرترین کارها برای شروع لاغری با ذهن، تجسمه. لازم نیست کار پیچیدهای بکنی. هر روز چند دقیقه وقت بذار، چشمهات رو ببند و خودت رو توی اندازهای که دوست داری ببین.
سعی کن جزئیات رو هم ببینی. ببین چطور راحت راه میری، لباسی که دوست داری چطور اندازهته، چطور راحت نفس میکشی و چه حس سبکیای داری. هر چی این تصویر واقعیتر باشه، ذهن راحتتر باورش میکنه.
وقتی این تصویر رو هر روز تکرار کنی، ذهن کمکم باورش میکنه و رفتارهات هم آرومآروم با همین تصویر هماهنگ میشن. یعنی بدون زور و فشار، خودت میبینی که واکنشهات نسبت به غذا و نسبت به خودت داره عوض میشه.
⚖️ چرا نباید به چاقی زل بزنی؟
یکی از بزرگترین اشتباههایی که خودم سالها انجام میدادم، این بود که مدام به چاقیام نگاه میکردم. عدد ترازو، تنگ شدن لباسها، اندازهی شکم و نگاه بقیه؛ همهی فکرم شده بود همینها.
نتیجهاش یه چرخهی تکراری بود: میخواستم لاغر بشم، به بدنم نگاه میکردم، ناامید میشدم، حس شکست میکردم و دوباره همون رفتارهای قبلی رو تکرار میکردم. آخرش هم به خودم میگفتم: «من همیشه چاقم، این رژیم هم مثل قبلیهاست، ولش کن».
حقیقت اینه که با فکر کردن مدام به چاقی، نمیشه لاغر شد. چاقی نتیجهی فکرها و رفتارهای ماست. پس برای تغییر باید سراغ فکرهامون بریم، نه اینکه فقط به چاقی نگاه کنیم.
ذهن همون چیزی رو نشونت میده که دنبالشی
هر فکری رو که زیاد تکرار کنی، ذهنت بیشتر باورش میکنه.
اگه هر روز به خودت بگی «من چاقم، خستهام، کاری ازم برنمیاد»، ذهن همینها رو باور میکنه و توی رفتارت نشون میده: بیانگیزگی، پرخوری و تکرار عادتهای قبلی. ولی اگه بگی «دارم تغییر میکنم و توی مسیر لاغری هستم»، ذهنت کمکم همین جمله رو باور میکنه.

🚉 چاقی یه وضعیت موقته، نه مقصد
چاقی یه وضعیت موقته. چاقی امروز نتیجهی فکرها و رفتارهای گذشتهست و معنیش این نیست که تا آخر عمر همینطور میمونی.
مشکل وقتی شروع میشه که فکر کنی چاقی جزئی از وجودته و هیچوقت عوض نمیشه. یه فرق ساده توی جملههات خیلی چیزها رو عوض میکنه. به جای اینکه بگی «من چاقم»، بگو «بدنم الان اضافهوزن داره، ولی ذهنم داره تغییر میکنه».
فرق این دو تا جمله فقط توی کلمهها نیست. جملهی اول میگه این منم و عوض نمیشم. جملهی دوم میگه این وضعیت امروزمه و من دارم تغییرش میدم.
💛 با همین بدن هم میشه حال خوب داشت
توی ذهن خیلیها چاقی یعنی خجالت، یعنی شکست و یعنی بیارادگی. برای همین بیاینکه حواسشون باشه، یه قرار با خودشون گذاشتن: «تا وقتی لاغر نشدم، حق ندارم حالم خوب باشه».
ولی کی گفته فقط آدمهای لاغر حق دارن حالشون خوب باشه؟ اگه حال خوبمون رو به عدد ترازو گره بزنیم، یعنی گذاشتیم یه ترازو تعیین کنه که امروز خوشحال باشیم یا نه.
توی شروع لاغری با ذهن، حال خوب خیلی مهمه. وقتی حالت خوبه، یعنی داری مسیر درست رو میری، حتی اگه هنوز به هدفت نرسیدی. برعکسش هم درسته. وقتی خودت رو سرزنش میکنی و جلوی آینه به خودت بد میگی، یه حس ناامیدی میسازی. بعد خیلی وقتها برای آروم کردن همین حس بد، میری سراغ خوردن.
پس لازم نیست صبر کنی تا لاغر بشی و بعد حالت خوب بشه. اول حال خوب میاد، بعد لاغری. همین الان، با همین بدن، میتونی به خودت بگی: «من لایق آرامش و حس خوبم، حتی الان که وزنم بالاست».

🗣 وقتی ذهنم مسخرهام میکرد
وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، ذهنم آروم ننشست. همیشه مسخرهام میکرد و میگفت: «تو لاغر بشو نیستی». روزها رو یادم میاورد و میگفت: «این همه روز گذشت، ولی تو هنوز تغییر نکردی».
به شکلهای مختلف سعی میکرد منو منصرف کنه. ولی من تصمیمم رو گرفته بودم. هر وقت ذهنم میگفت «تو هنوز لاغر نشدی»، به خودم میگفتم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم. وقتی به اندازهی کافی یادش بگیرم، حتماً روی بدنم هم اثر میذاره».
با این جمله با ذهنم دعوا نمیکردم. حرفش رو قبول میکردم، ولی نتیجهی دیگهای ازش میگرفتم. ذهنم میگفت «شکست خوردی» و من میگفتم «دارم یاد میگیرم».
با فکرهای منفی چی کار کنیم؟
فکرهای منفی رو نباید با زور ساکت کرد. هر چی بیشتر باهاشون بجنگی، بلندتر میشن. به جاش این چند تا کار رو امتحان کن:
- فکر رو ببین، ولی باورش نکن. وقتی ذهنت میگه «تو هیچوقت لاغر نمیشی»، فقط بدون که این یه فکره، نه یه حقیقت.
- یه جملهی باورپذیرتر جایگزین کن. لازم نیست وانمود کنی لاغری. فقط یه جمله انتخاب کن که بتونی باورش کنی؛ مثل «من توی مسیر لاغری هستم» یا «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- با خودت مثل یه دوست خوب حرف بزن. همونطور که دوستت رو دلداری میدی، با خودت هم همینطور حرف بزن.
- با یه کار کوچیک به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه. لازم نیست امروز چند کیلو کم کنی. یه تمرین ذهنی کوچیک یا یه واکنش بهتر از دیروز کافیه.
فکرهای منفی میان و میرن. قرار نیست با هر کدومشون همراه بشی. میبینیشون، ازشون رد میشی و به راهت ادامه میدی.

🤝 شروع لاغری بدون زور و اجبار
بدن تو دشمنت نیست. یه وسیلهی خراب هم نیست که فکر کنی هر طور شده باید درستش کنی. ما اینقدر عادت کردیم بدنمون رو «مشکل» ببینیم که یادمون رفته این بدن با همهی خستگیها، استرسها و کممحبتیها، هنوز داره کار میکنه و ما هر روز توی همین بدن داریم زندگی میکنیم.
وقتی از این زاویه نگاهش کنی، دیگه نمیخوای تحقیرش کنی یا بهش فشار بیاری. میخوای کمکش کنی. این همون تغییریه که لاغری با ذهن در نگرش ما نسبت به خودمون ایجاد میکنه و اساس همهی تغییراتیه که برای متناسب شدن نیاز داریم.
یکی از کارهایی که میتونی برای خودت انجام بدی، عوض کردن جملههاییه که هر روز به خودت میگی:
- به جای «نباید بخورم!» بپرس: «الان واقعاً گرسنهام؟»
- به جای «چقدر مونده تا لاغر شم؟» بپرس: «امروز چی یاد گرفتم؟»
- به جای «باز خراب کردم!» بپرس: «از همین لحظه چی کار میتونم بکنم؟»
این جملهها کمک میکنن به جای زور و اجبار، با آرامش و مهربونی با خودت رفتار کنی.

🌱 لاغری از ذهن شروع میشه، نه از رژیم و ترازو
اگه رژیمهایی که از شنبه شروع میکردم میتونستن منو لاغر کنن، با اون همه رژیمی که گرفتم باید خیلی زودتر لاغر شده بودم. ولی هر بار بعد از مدتی برمیگشتم سر جای اولم.
دلیلش این بود که توی ذهنم هنوز همون آدم چاق بودم. عادتها همون بودن، فکرها همون بودن، حسها همون بودن؛ پس نتیجه هم همون میشد. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق میبینی، بدنت هم تغییر نمیکنه.
برای شروع لاغری لازم نیست صبر کنی تا بدنت تغییر کنه یا ترازو عدد خاصی نشون بده. لازم نیست منتظر شنبه یا اول ماه بمونی. همین امروز، از همون جایی که هستی، میتونی نگاهت به خودت رو عوض کنی. این کاریه که توی همهی دورهها قدم به قدم یادش میگیریم.
اگه دوست داری این مسیر رو اصولی و کامل ادامه بدی، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده. توی این دوره یاد میگیری چطور ذهنت رو برای لاغری آماده کنی تا دیگه دنبال رژیم نباشی.
✍️ تمرین: شروع خودت رو بنویس
- آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی رو به یاد بیار. بنویس چی باعث این تصمیم شد: حرف یه نفر، یه مهمونی، عدد ترازو یا خواست خودت؟
- لیست چیزهایی که تا امروز مقصر چاقیات میدونستی رو بنویس؛ مثلاً غذاها، ژنتیک، سوخت و ساز یا شرایط زندگی.
- کنار این لیست بنویس: «من مسئول چاقی خودم هستم، پس تغییرش هم دست خودمه».
- یه جمله برای ذهنت بساز که توش خودت رو توی مسیر لاغری ببینی؛ مثل «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- هر وقت ذهنت مسخرهات کرد یا گفت «هنوز تغییر نکردی»، همین جمله رو به خودت بگو.
شاید اولش این جمله برات غریبه باشه. ولی با هر بار تکرار، ذهن بیشتر باورش میکنه و این همون شروع لاغری واقعیه: از همون جایی که هستی، با همین بدنی که الان داری.
📝 برام بنویس
شروعهای قبلی تو برای لاغری معمولاً از کجا بود؟ از حرف یه نفر، از یه مهمونی یا از خواست خودت؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، جملهای که برای ذهنت ساختی رو هم بنویس؛ شاید همین جمله برای شروع لاغری به یه نفر دیگه هم کمک کنه.
۱. چرا نباید شروع لاغری رو با تمرکز روی وزن و چاقی فعلی شروع کنیم؟
چون ذهن هر چیزی رو که بیشتر بهش فکر کنی، باور میکنه و توی رفتارت نشون میده. وقتی مدام به عدد ترازو و تنگی لباس فکر میکنی، ذهن همون تصویر چاقی رو تکرار میکنه. چاقی یه وضعیت موقته، نه هویت تو. برای تغییر، باید به جای زل زدن به چاقی، تصویر ذهنیات از خودت رو عوض کنی.
۲. آیا برای داشتن حال خوب، اول باید به وزن دلخواه برسیم؟
نه. حال خوب پاداش رسیدن به مقصد نیست؛ چیزیه که توی مسیر نگهت میداره. اگه حال خوبت رو به عدد ترازو گره بزنی، ناامیدی میسازی و این ناامیدی خیلی وقتها به خوردن بیشتر ختم میشه. همین الان، با همین بدن، میتونی حس ارزشمندی داشته باشی.
۳. وقتی ذهن مدام میگه «تو لاغر بشو نیستی» چی کار کنیم؟
لازم نیست باهاش بجنگی. فکر رو ببین، ولی باورش نکن. یه جملهی باورپذیرتر جایگزینش کن؛ مثل «درسته هنوز لاغر نشدم، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم». با کارهای کوچیک روزانه هم به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه.
۴. چرا در شروع لاغری با ذهن، عوض کردن تصویر ذهنی از رژیم مهمتره؟
چون ذهن فرماندهی عادتها و رفتارهای ماست. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق ببینی، رژیمها بعد از مدتی کنار گذاشته میشن و همه چیز برمیگرده سر جای اولش. وقتی تصویر ذهنیات عوض بشه، رفتارهات هم بدون زور و اجبار کمکم با همون تصویر هماهنگ میشن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.56 از 32 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام من باخوندن این مقاله چقدراگاهی کسب کردم وتشکرمیکنم ازاستادزحمت میکشن ومطالب بسیار عالی براما اماده میکنن طبق گفته استادتوفایل ها بایدموانع برداشته بشه تامالاغربشیم ناسایی باورهای مخرب ،وقتی هرروزجلوایینه میریم وخودمونوتوایینه نگاه میکنیم ومیگیم این چه وضعشه من چرااین شکلی هستم چرا هیچ تغییری نکردم من این همه فایل گوش دادم نوشتم وخوندم هنوزروپله اولم،من خودم مدتی انگارازروش ذهنی دورشدم چون خودموزیادنگاه میکردم وتمرکزم کم شده بودرورفتارهام بجای اینکه عادت اشتباه کمرنگ بشه یکم رنگ گرفته بود حالت سستی ،حتی امشب یکم کسالت انگارشیطان درون داشت منووسوسه میکردنمیخوادفرداگوش کن بنویس من گوش ندادم متن هاروخوندم فایل گوش کردم همش مقصراین رفتارها خودماهستیم گاهی اونقدرغرق درافکارمیشیم ازدنیای حقیقی فاصله میگیریم لاغری اول ازذهن شروع میشه بایدذهن من تغییرکنه بعدجسمم ،اگرچاق هستیم هرجاهستیم به مسیرادامه بدیم من یه مدت توجهم روخوردن هابوددیدم خودش یجورمانع ذهنی هست دیگه توجه نمیکنم ازقبل تصمیم نمیگیرم چی بایدبخورم مغزفرمان خوردن زیاده میده مانبایدبه همه واکنش هاش مغزجواب بدیم افکارمنفی خودش یکی ازباورهای مخرب ذهن هست بایددوری کنیم وقتی عصبی وکلافه هستیم ذهن درگیره چجوری باید لاغربشیم قدم اول داشتن ارامش بخاطراضاف وزن دنبال روش دیگه نباشیم من زودبه زودگرسنه میشدم میخوردم ولی بافایلی که استادگذاشتیدتوکانال واتساپ گوش کردم فهمیدم خطای ذهن چاقه نبایدبه همه فرمانهاش پاسخ داد خوردن اب گاهی تشنگی بجای گرسنگی اشتباه گرفته میشه ذهن مافرمانده عادت ورفتارماست اول تصویرذهنیم بایدتغییرکنه بعد جسم روش ذهنی خیلی بهترازرژیم هست که سالها همه ماباهاش درگیربودیم هیچ بدردنخوردفقط ضربه زدبه بدن اگرروافکارکارمیشد الان همه ادماجزافرادمتناسب بودن من خودم سالهادرگیرچاقی بودم وهمیشه تورنج وسختی اماروش ذهنی ارامه باید صبوربوداماباذهن نجنگیدبایدباهاش دوست بود اگرسلامتی برامامهمه این روش رو اجراکنیم مهم نیست من الان کجاهستم ازهمونجاشروع کنم تغییرات ازدرونم اغازکنم مهم نیست چندبارلیزخوردم مهم اینه پرقدرت تردارم ادامه میدم نگیم چاقی سرنوشت مابوده بایدقبول کنیم نه این نگرش اشتباهه کجا سرنوشت بوده میشه باذهن قدرتمندتغییرش داد منم سالها فکرمیکردم دیگه لاغرنمیشم لاغری براباارادهاست ولی این روش شروع کردم دیدگاهم تغییرکرد وقتی طبق گفته استادپیش بریم راحت به هدف میرسیم جاقی نه ارثیه نه کم تحرکی فقط نگرش بایدتغییرکنه افرادمتناسب همین شیرینی یاهرغذایی میخورن اصلا نگرش چاقی ندارن ولی یک فردچاق باخوردن هرموادغذایی ترس ازچاقی دارن نه دنبال عددترازونه گشادشدن لباس نه تاییدبیرون نباشیم مهم حس وحال خوب هست