توی سالهای چاقی، تقریباً همهی رژیمهام رو از شنبه شروع میکردم. برای باشگاه رفتن هم دنبال روزی میگشتم که نزدیک تعطیلی نباشه تا بتونم پشت سر هم برم و وسطش وقفه نیفته. یعنی برای شروع لاغری همیشه دنبال یه روز خاص و یه شرایط خاص بودم؛ ولی هیچکدوم از این شروعها به جایی نرسید.
امروز میدونم مشکل از شنبه یا هر روز دیگهای نبود. مشکل این بود که من وضعیت خودم رو قبول نداشتم. از خودم و از وزنم ناراضی بودم و میخواستم هر چه زودتر یه آدم دیگه بشم. ولی تغییر واقعی وقتی شروع میشه که اول قبول کنی الان کجا هستی و از همونجا قدم برداری.
توی این جلسه میخوام بگم شروع لاغری توی مسیر لاغری با ذهن چه فرقی با شروعهای قبلی من داشت. اول این جمله رو یه بار دیگه با دقت بخونید، چون همهی حرف این مقاله همینه:
«از همون جایی که هستی شروع کن، نه جایی که فکر میکنی باید باشی.»
در این جلسه میآموزیم:

🗓 شروع لاغریهای من همیشه از بیرون بود
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم تصمیم من برای لاغر شدن هیچوقت از علاقه یا خواست خودم نبود. تقریباً همیشه یه عامل بیرونی باعثش میشد.
گاهی یه نفر حرفی میزد که حسابی خجالت میکشیدم. همون شب به خودم میگفتم: «دیگه بسه، از شنبه شروع میکنم». گاهی هم قرار بود چند وقت بعد وارد جمعی بشم که مدتها منو ندیده بودن. نمیخواستم چاقیام به چشمشون بیاد؛ برای همین با عجله یه رژیم شروع میکردم.
جالبه که ترازو کمتر از این حرفها روی تصمیمم اثر داشت. پیش میومد روی ترازو برم و ببینم وزنم بیشتر شده. ناراحت میشدم، ولی این ناراحتی باعث نمیشد تصمیم بگیرم لاغر بشم. بیشتر وقتی تصمیم میگرفتم که حرف کسی یا یه موقعیت خاص منو به این نتیجه میرسوند که «دیگه باید لاغر بشم».
چرا این شروعها دوام نداشت؟
وقتی دلیل شروع رژیم، ورزش یا حتی لاغری با ذهن از بیرون باشه، با کماثر شدن اون دلیل، انگیزه هم تموم میشه. حرفی که باعث خجالت من شده بود، بعد از چند روز دیگه برام اهمیتی نداشت. جمعی که از حضور در اون میترسیدم هم برگزار میشد و تموم میشد؛ بنابراین دلیل خاص و مشخصی باقی نمیموند که من به برنامهی لاغریام ادامه بدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی دلیلت برای لاغری عوامل بیرونی و دیگران باشن، با گذر زمان این دلایل بیاثر میشن و بهراحتی تصمیمت برای لاغری رو رها میکنی.
یه مشکل دیگه هم داشتم: شروع کردنهای من برای لاغر شدن همیشه با حس بد بود؛ با خجالت کشیدن و با ترس از نگاه و نظر دیگران. زمانی که آدم با حس بد خودش رو مجبور به انجام کاری میکنه، قطعاً اون تصمیم قاطع و ادامهدار نخواهد بود. چون هر احساسی به هر دلیلی که در وجود ما شکل بگیره، بعد از چند ساعت یا چند روز کماثر میشه یا با احساس دیگهای جایگزین میشه. بنابراین دلیل لاغر شدن هرگز نباید بر مبنای احساسهای سطحی و زودگذر بنا بشه؛ وگرنه قطعاً شکست میخوره.
📍 از همون جایی که هستی شروع کن
وقتی کسی تصمیم میگیره لاغر بشه، اولین چیزی که ذهنش رو درگیر میکنه، وضعیت فعلیشه: «من چاقم، باید لاغر بشم، کاش یه معجزه بشه». خیلیها همینجا اشتباه میکنن. به جای اینکه شرایط فعلیشون رو بپذیرن، فکر میکنن اول باید همه چیز زیر و رو بشه تا بتونن شروع کنن.
ولی تا وقتی خودت رو توی شرایط فعلی نپذیری، هیچ تغییر واقعی اتفاق نمیافته. پذیرفتن یعنی قبول کنی که وزن و شرایطت الان همینه. لازم نیست بهخاطرش از خودت بدت بیاد و لازم نیست منتظر یه روز خاص بمونی.
پذیرش؛ اولین تغییر من
اولین تغییری که توی لاغری با ذهن برای من اتفاق افتاد، همین پذیرش بود. من قبول کردم که صد در صد مسئول چاقی خودم هستم.
شاید این حرف اولش سخت به نظر بیاد، ولی خیال منو راحت کرد. چون باعث شد دیگه غذاها رو مقصر چاقیام ندونم. سوخت و ساز، ژنتیک و هر چیزی که سالها بهعنوان علت چاقی به من گفته شده بود، از لیست مقصرها خارج شد. فقط خودم موندم.
وقتی مقصر فقط خودم بودم، یعنی تغییر هم دست خودم بود. دیگه منتظر نبودم یه رژیم جدید یا یه قرص یا یه ورزش خاص منو نجات بده. حالا باید خودم رو تغییر میدادم؛ تغییری که از ذهن شروع میشد و بعد به رفتار، واکنشها و عادتهام میرسید. برای من شروع لاغری واقعی از همین نقطه بود.
🧠 آماده کردن ذهن برای شروع لاغری
همه چیز از ذهن شروع میشه. هر تغییری که توی بدن ما اتفاق میافته، اول توی ذهن شکل میگیره. وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم کمکم خودش رو با اون تغییر هماهنگ میکنه.
خیلیها فکر میکنن اول باید بدنشون تغییر کنه تا ذهنشون باور کنه. ولی توی لاغری با ذهن ترتیب برعکسه: اول ذهن تغییر میکنه، بعد بدن دنبالش میاد.
برای همین قدم اول اینه که تصویری که از خودت توی ذهنت داری رو عوض کنی. یعنی به جای اینکه خودت رو «یه آدم چاق» ببینی، کمکم خودت رو یه آدم سبک و متناسب ببینی. وقتی این تصویر عوض بشه، فکرها، حسها و عادتها هم قدم به قدم دنبالش میان.

✨ تجسم؛ دیدن خودت در اندازهی دلخواه
یکی از سادهترین و مؤثرترین کارها برای شروع لاغری با ذهن، تجسمه. لازم نیست کار پیچیدهای بکنی. هر روز چند دقیقه وقت بذار، چشمهات رو ببند و خودت رو توی اندازهای که دوست داری ببین.
سعی کن جزئیات رو هم ببینی. ببین چطور راحت راه میری، لباسی که دوست داری چطور اندازهته، چطور راحت نفس میکشی و چه حس سبکیای داری. هر چی این تصویر واقعیتر باشه، ذهن راحتتر باورش میکنه.
وقتی این تصویر رو هر روز تکرار کنی، ذهن کمکم باورش میکنه و رفتارهات هم آرومآروم با همین تصویر هماهنگ میشن. یعنی بدون زور و فشار، خودت میبینی که واکنشهات نسبت به غذا و نسبت به خودت داره عوض میشه.
⚖️ چرا نباید به چاقی زل بزنی؟
یکی از بزرگترین اشتباههایی که خودم سالها انجام میدادم، این بود که مدام به چاقیام نگاه میکردم. عدد ترازو، تنگ شدن لباسها، اندازهی شکم و نگاه بقیه؛ همهی فکرم شده بود همینها.
نتیجهاش یه چرخهی تکراری بود: میخواستم لاغر بشم، به بدنم نگاه میکردم، ناامید میشدم، حس شکست میکردم و دوباره همون رفتارهای قبلی رو تکرار میکردم. آخرش هم به خودم میگفتم: «من همیشه چاقم، این رژیم هم مثل قبلیهاست، ولش کن».
حقیقت اینه که با فکر کردن مدام به چاقی، نمیشه لاغر شد. چاقی نتیجهی فکرها و رفتارهای ماست. پس برای تغییر باید سراغ فکرهامون بریم، نه اینکه فقط به چاقی نگاه کنیم.
ذهن همون چیزی رو نشونت میده که دنبالشی
هر فکری رو که زیاد تکرار کنی، ذهنت بیشتر باورش میکنه.
اگه هر روز به خودت بگی «من چاقم، خستهام، کاری ازم برنمیاد»، ذهن همینها رو باور میکنه و توی رفتارت نشون میده: بیانگیزگی، پرخوری و تکرار عادتهای قبلی. ولی اگه بگی «دارم تغییر میکنم و توی مسیر لاغری هستم»، ذهنت کمکم همین جمله رو باور میکنه.

🚉 چاقی یه وضعیت موقته، نه مقصد
چاقی یه وضعیت موقته. چاقی امروز نتیجهی فکرها و رفتارهای گذشتهست و معنیش این نیست که تا آخر عمر همینطور میمونی.
مشکل وقتی شروع میشه که فکر کنی چاقی جزئی از وجودته و هیچوقت عوض نمیشه. یه فرق ساده توی جملههات خیلی چیزها رو عوض میکنه. به جای اینکه بگی «من چاقم»، بگو «بدنم الان اضافهوزن داره، ولی ذهنم داره تغییر میکنه».
فرق این دو تا جمله فقط توی کلمهها نیست. جملهی اول میگه این منم و عوض نمیشم. جملهی دوم میگه این وضعیت امروزمه و من دارم تغییرش میدم.
💛 با همین بدن هم میشه حال خوب داشت
توی ذهن خیلیها چاقی یعنی خجالت، یعنی شکست و یعنی بیارادگی. برای همین بیاینکه حواسشون باشه، یه قرار با خودشون گذاشتن: «تا وقتی لاغر نشدم، حق ندارم حالم خوب باشه».
ولی کی گفته فقط آدمهای لاغر حق دارن حالشون خوب باشه؟ اگه حال خوبمون رو به عدد ترازو گره بزنیم، یعنی گذاشتیم یه ترازو تعیین کنه که امروز خوشحال باشیم یا نه.
توی شروع لاغری با ذهن، حال خوب خیلی مهمه. وقتی حالت خوبه، یعنی داری مسیر درست رو میری، حتی اگه هنوز به هدفت نرسیدی. برعکسش هم درسته. وقتی خودت رو سرزنش میکنی و جلوی آینه به خودت بد میگی، یه حس ناامیدی میسازی. بعد خیلی وقتها برای آروم کردن همین حس بد، میری سراغ خوردن.
پس لازم نیست صبر کنی تا لاغر بشی و بعد حالت خوب بشه. اول حال خوب میاد، بعد لاغری. همین الان، با همین بدن، میتونی به خودت بگی: «من لایق آرامش و حس خوبم، حتی الان که وزنم بالاست».

🗣 وقتی ذهنم مسخرهام میکرد
وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، ذهنم آروم ننشست. همیشه مسخرهام میکرد و میگفت: «تو لاغر بشو نیستی». روزها رو یادم میاورد و میگفت: «این همه روز گذشت، ولی تو هنوز تغییر نکردی».
به شکلهای مختلف سعی میکرد منو منصرف کنه. ولی من تصمیمم رو گرفته بودم. هر وقت ذهنم میگفت «تو هنوز لاغر نشدی»، به خودم میگفتم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم. وقتی به اندازهی کافی یادش بگیرم، حتماً روی بدنم هم اثر میذاره».
با این جمله با ذهنم دعوا نمیکردم. حرفش رو قبول میکردم، ولی نتیجهی دیگهای ازش میگرفتم. ذهنم میگفت «شکست خوردی» و من میگفتم «دارم یاد میگیرم».
با فکرهای منفی چی کار کنیم؟
فکرهای منفی رو نباید با زور ساکت کرد. هر چی بیشتر باهاشون بجنگی، بلندتر میشن. به جاش این چند تا کار رو امتحان کن:
- فکر رو ببین، ولی باورش نکن. وقتی ذهنت میگه «تو هیچوقت لاغر نمیشی»، فقط بدون که این یه فکره، نه یه حقیقت.
- یه جملهی باورپذیرتر جایگزین کن. لازم نیست وانمود کنی لاغری. فقط یه جمله انتخاب کن که بتونی باورش کنی؛ مثل «من توی مسیر لاغری هستم» یا «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- با خودت مثل یه دوست خوب حرف بزن. همونطور که دوستت رو دلداری میدی، با خودت هم همینطور حرف بزن.
- با یه کار کوچیک به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه. لازم نیست امروز چند کیلو کم کنی. یه تمرین ذهنی کوچیک یا یه واکنش بهتر از دیروز کافیه.
فکرهای منفی میان و میرن. قرار نیست با هر کدومشون همراه بشی. میبینیشون، ازشون رد میشی و به راهت ادامه میدی.

🤝 شروع لاغری بدون زور و اجبار
بدن تو دشمنت نیست. یه وسیلهی خراب هم نیست که فکر کنی هر طور شده باید درستش کنی. ما اینقدر عادت کردیم بدنمون رو «مشکل» ببینیم که یادمون رفته این بدن با همهی خستگیها، استرسها و کممحبتیها، هنوز داره کار میکنه و ما هر روز توی همین بدن داریم زندگی میکنیم.
وقتی از این زاویه نگاهش کنی، دیگه نمیخوای تحقیرش کنی یا بهش فشار بیاری. میخوای کمکش کنی. این همون تغییریه که لاغری با ذهن در نگرش ما نسبت به خودمون ایجاد میکنه و اساس همهی تغییراتیه که برای متناسب شدن نیاز داریم.
یکی از کارهایی که میتونی برای خودت انجام بدی، عوض کردن جملههاییه که هر روز به خودت میگی:
- به جای «نباید بخورم!» بپرس: «الان واقعاً گرسنهام؟»
- به جای «چقدر مونده تا لاغر شم؟» بپرس: «امروز چی یاد گرفتم؟»
- به جای «باز خراب کردم!» بپرس: «از همین لحظه چی کار میتونم بکنم؟»
این جملهها کمک میکنن به جای زور و اجبار، با آرامش و مهربونی با خودت رفتار کنی.

🌱 لاغری از ذهن شروع میشه، نه از رژیم و ترازو
اگه رژیمهایی که از شنبه شروع میکردم میتونستن منو لاغر کنن، با اون همه رژیمی که گرفتم باید خیلی زودتر لاغر شده بودم. ولی هر بار بعد از مدتی برمیگشتم سر جای اولم.
دلیلش این بود که توی ذهنم هنوز همون آدم چاق بودم. عادتها همون بودن، فکرها همون بودن، حسها همون بودن؛ پس نتیجه هم همون میشد. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق میبینی، بدنت هم تغییر نمیکنه.
برای شروع لاغری لازم نیست صبر کنی تا بدنت تغییر کنه یا ترازو عدد خاصی نشون بده. لازم نیست منتظر شنبه یا اول ماه بمونی. همین امروز، از همون جایی که هستی، میتونی نگاهت به خودت رو عوض کنی. این کاریه که توی همهی دورهها قدم به قدم یادش میگیریم.
اگه دوست داری این مسیر رو اصولی و کامل ادامه بدی، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده. توی این دوره یاد میگیری چطور ذهنت رو برای لاغری آماده کنی تا دیگه دنبال رژیم نباشی.
✍️ تمرین: شروع خودت رو بنویس
- آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی رو به یاد بیار. بنویس چی باعث این تصمیم شد: حرف یه نفر، یه مهمونی، عدد ترازو یا خواست خودت؟
- لیست چیزهایی که تا امروز مقصر چاقیات میدونستی رو بنویس؛ مثلاً غذاها، ژنتیک، سوخت و ساز یا شرایط زندگی.
- کنار این لیست بنویس: «من مسئول چاقی خودم هستم، پس تغییرش هم دست خودمه».
- یه جمله برای ذهنت بساز که توش خودت رو توی مسیر لاغری ببینی؛ مثل «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- هر وقت ذهنت مسخرهات کرد یا گفت «هنوز تغییر نکردی»، همین جمله رو به خودت بگو.
شاید اولش این جمله برات غریبه باشه. ولی با هر بار تکرار، ذهن بیشتر باورش میکنه و این همون شروع لاغری واقعیه: از همون جایی که هستی، با همین بدنی که الان داری.
📝 برام بنویس
شروعهای قبلی تو برای لاغری معمولاً از کجا بود؟ از حرف یه نفر، از یه مهمونی یا از خواست خودت؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، جملهای که برای ذهنت ساختی رو هم بنویس؛ شاید همین جمله برای شروع لاغری به یه نفر دیگه هم کمک کنه.
۱. چرا نباید شروع لاغری رو با تمرکز روی وزن و چاقی فعلی شروع کنیم؟
چون ذهن هر چیزی رو که بیشتر بهش فکر کنی، باور میکنه و توی رفتارت نشون میده. وقتی مدام به عدد ترازو و تنگی لباس فکر میکنی، ذهن همون تصویر چاقی رو تکرار میکنه. چاقی یه وضعیت موقته، نه هویت تو. برای تغییر، باید به جای زل زدن به چاقی، تصویر ذهنیات از خودت رو عوض کنی.
۲. آیا برای داشتن حال خوب، اول باید به وزن دلخواه برسیم؟
نه. حال خوب پاداش رسیدن به مقصد نیست؛ چیزیه که توی مسیر نگهت میداره. اگه حال خوبت رو به عدد ترازو گره بزنی، ناامیدی میسازی و این ناامیدی خیلی وقتها به خوردن بیشتر ختم میشه. همین الان، با همین بدن، میتونی حس ارزشمندی داشته باشی.
۳. وقتی ذهن مدام میگه «تو لاغر بشو نیستی» چی کار کنیم؟
لازم نیست باهاش بجنگی. فکر رو ببین، ولی باورش نکن. یه جملهی باورپذیرتر جایگزینش کن؛ مثل «درسته هنوز لاغر نشدم، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم». با کارهای کوچیک روزانه هم به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه.
۴. چرا در شروع لاغری با ذهن، عوض کردن تصویر ذهنی از رژیم مهمتره؟
چون ذهن فرماندهی عادتها و رفتارهای ماست. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق ببینی، رژیمها بعد از مدتی کنار گذاشته میشن و همه چیز برمیگرده سر جای اولش. وقتی تصویر ذهنیات عوض بشه، رفتارهات هم بدون زور و اجبار کمکم با همون تصویر هماهنگ میشن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.56 از 32 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد و هر چه داریم از اوست وبه زمان بندیش ایمان داریم
با چاقی شروع کن و با تناسب تمام کن
من قبلا اصلا به آینه نگاه نمی کردم که ببینم کجای بدنم چاق هستش امروز هر مقاله ای که می خونم متوجه می شوم که من اصلا دوست نداشتم خودم را در اینه ببینم چون من اصلا از دیدن خودم فراری بودم چون همیشه فکر میکردم هیچوقت چیزی تغییر نخواهد کرد و حالا می فهمم که این خودش یک مانع خیلی بزرگی برای تغییر کردن بود و توجهم همیشه به چاقی که داشتم بود
حالا ما برای آغاز کردن لاغری با ذهن از همون جایی که هستیم باید شروع کنیم نه به اون جایی که فکر می کنیم باید باشیم و این خودش یک موضوع مهمی هستش که باید به اون توجه کنیم
زمانی که می خواهیم و تصمیم می گیریم که لاغر شویم اولین چیزی که ذهنمان را به خودش مشغول می کند وضعیت چاقیمان هستش و اون موقع که خودمان را چاق می دانیم و می گوییم باید لاغر شوم احتیاج به معجزه دارم که لاغرم کند و این دقیقا همان جایی هستش که خیلی از آدمها اشتباه می کنند هممون به جای اینکه شرایط فعلیمان را بپذیرم تصورمان این است که باید به اون هدفی که دوست داریم برسیم و شرایطمان به طور کلی باید تغییر کند و این اشتباه هستش
من زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتم یاد گرفتم که باید شرایطی که دارم رو بپذیرم و وقتی ذهن من هم قبول کرد که در همون شرایط هم می توانم تغییر کنم روند لاغری من هم شروع شد نه زوری در کار بود نه فشاری در کار بود بلکه با آگاهی پیدا کردن و پذیرفتن توانستم تغییر کنم
چون همه چیز از ذهنمان شروع می شود ما در بدنمان یک فرمانده قوی و با هوش داریم بنام ذهن که می تواند همه تغییراتی که در بدنمان اتفاق می افتد را به شکل عالی عمل کند ما در این مسیر زیبا لاغری با ذهن مهمترین کاری که بخواهیم انجام دهیم قدرت ذهنمان است که باید بهش اعتماد کنیم زمانی که ذهنمان تغییر کند بدنمان هم آرام آرام و ناخودآگاه و خود به خود خودش را با اون عوض خواهد کرد هماهنگ خواهد شد و حالا ما هممون داریم با چشم خودمان می بینیم که واقعا بدون اینکه بفهمیم تغییر می کنیم زمانی که تصاویر ذهنیمان را عوض کنیم فکرمان، جسممان وحتی عادتهایمان هم گام به گام پشت سرمان خواهند آمد
ما در این سایت یاد می گیریم که تصویر جدید و قشنگی از خودمان بسازیم و با آن پیش برویم و حالا وقتش هست که ذهنمان را از یک فرد چاق به یک فرد لاغر و سبک و سالم تغییرش دهیم چون قبل از آشنا شدنمان با این سایت فکر می کردیم که باید اول جسممان تغییر کند اما حالا می فهمیم که اول باید ذهنمان تغییر کند اون موقع هستش که جسممان هم دنبالش خواهد رفت
یکی از قدرتمندترین و زیباترین ابزارها در لاغری با قدرت ذهنمان تجسم کردن هستش ما برای شروع مسیر لاغریمان به این ابزار ساده اما فوقالعاده اثر گذار نیاز داریم ما فقط باید هر روز به خودمان چند دقیقه فرصت دهیم تا خودمان را در وزن ایده المان ببینیم ما باید با تصور کردنمان حس کنیم که سبک شده ایم و به راحتی می توانیم نفس بکشیم، حرکت کنیم و کارهایمان را به راحتی انجام می دهیم و احساس شادی و سلامتی در بدنمان در حال جریان است چون می خواهیم ذهن و بدنمان با هم در هماهنگی قرار بگیرند و این مسیر زیبا را آغاز کنیم و اگر تصاویر زیبا را هر روز تکرارش کنیم ناخودآگاهمان آرام آرام باورش خواهد شد و بدنمان هم به طرف همان تصاویری که در ذهنمان ساختیم خواهد رفت
چون لاغری با قدرت ذهن از همین جا شروع می شود نه از رفتن به باشگاه، نه از گرفتن رژیمهای سخت، نه از محدود کردن خودمان از مواد غذایی بلکه از درون ذهنمان و باورهایمان.
ذهنمان فرماندهی عادتها و رفتارهایمان است ما وقتی تصویرهای ذهنمان را عوض کنیم رفتارهایمان هم آرام آرام تغییر خواهد کرد و اون موقع هستش که لاغری با ذهن معنای واقعی پیدا خواهد کرد و ما بدون اینکه به خودمان سختی بدهیم و فشار وارد کنیم بطور طبیعی انتخابهای سالمتری خواهیم داشت غذاهای ناسالم دیگر برایمان جذابیت نخواهند داشت و ما به طرف اون چیزهایی که به ما انرژی میدهد خواهیم رفت که به ما حس سبکی وحال خوب بدهند
چون همشون اول بطور ناخودآگاه ایجاد می شود اما زمانی که تکرار شوند به عادتهایمان تبدیل خواهند شد و ما را به اون عادتها به لاغری پایدار خواهند رساند چون تغییر دادن ذهنمان پیش نیاز تغییر دادن بدنمان است من قبل از آشناییم با این سایت همیشه به چاقیم توجه می کردم و اصلا نمی دانستم که باید اول ذهنم را تغییر دهم و تمام توجهم به عدد روی ترازو بود به تنگ شدن لباسهایم بود، اندازه شکم، بزرگی سینه هام و نگاه اطرافیانم و نتیجه اش این شد که من در چرخه تکراری و خسته کننده گیر کرده بودم
ما هممون دوست داشتیم لاغر شویم اما زمانی که بخودمان نگاه می کردیم مایوس و نا امید می شدیم حس شکست می کردیم و باز هم رفتارهای قبلیمان را تکرار می کردیم و به چاقیمان فکر می کردیم و فکر می کردیم که ما همیشه چاق خواهیم ماند و نمی دانستیم که تمرکز مان روی چاقیمان است چون چاقیمان نتیجه بود نه علت ما باید علتهایمان را ببینیم نه نتیجه مان را.
ما اگر همیشه به خودمان بگویم که من چاقم، خسته ام، نا امیدم و هیچ کاری از من ساخته نیست ذهنمان هم همان را باور خواهد کرد و در رفتارهایمان خواهد آورد و ما همیشه غذاهای مضر را انتخاب خواهیم کرد، بی انگیزه خواهیم شد و تکرار کردن عادتهای قبلیمان را خواهیم داشت اما اگر بگوییم من در حال تغییر کردن هستم و در مسیر لاغر شدن هستم چون ذهنمان از جسممان قویتر است اون موقع هستش که ذهنمان هم خواهد گفت که باشه عزیزم حالا می رویم دنبال شواهد جدید چون چاقیمان یک ایستگاه هستش نه مقصد و حالا یاد گرفتیم که باید تصویر ذهنمان را عوض کنیم نه جسممان را.
من قبلا فکر می کردم که باید بدنم لاغر بشه تا حس خوب نسبت به خودم داشته باشم ولی در مسیر لاغری با ذهن فهمیدم که اول باید تصویر ذهنم را تغییر دهم بعد جسمم خودش دنبال ذهنم خواهد آمد
ما اگر هر روز خودمان را در لباس های دلخواهمان با حس سبکی و انرژی خوب تصور کنیم این تصویر آرام آرام در ذهنم هک خواهد شد و بدنمان شروع خواهد کرد باهاش هماهنگ شدن.
حالا در این سایت هستم و بجای فکر کردن به چاقی، غصه خوردن بخاطر وزنم، در حال جنگ کردن با جسمم خوشحال هستم که از درون دارم تغییر می کنم و با ذهنم رفاقت می کنم من همیشه فکر می کردم که تا زمانی که لاغر نشوم و به وزن دلخواهم نرسم خوشحال نخواهم شد من وقتی که با این سایت آشنا شدم یک حس زیبایی پیدا کرده بودم که نمی توانم توصیفش کنم چون از همون روز اول پرخوری را کنار گذاشتم من اصلا در این چند سال پرخوری نکردم و نمی توانم بکنم من تا اندازه ای می خورم که سیر بشم و دست از خوردن بر می دارم و دیگر خودم را سرزنش نمی کنم و عذاب وجدان ندارم و خودم را مکرر چک نمی کنم و امروز فهمیدم حال خوبمان =سوخت موتور تغییر
اول از همه حالمان خوب می شود و بعد لاغر میشویم
ما نباید اون چیزی که ذهنمان می گوید باشیم ما باید انتخاب کنیم و به انتخابمان احترام بگذاریم و اون کسی باشیم که می خواهیم چون بدنمان همیشه و در هر لحظه با تمام مشکلات، خستگی، استرس، بی محبتی ها و غذاهای اشتباهی که می خوردیم و…در کنارمان بود
و اگر بدنمان با ذهنمان در هماهنگی قرار بگیرد همون نقطه شروع لاغری با ذهن هستش و رفاقت آغاز خواهد شد.
حالا من در این مسیر زیبا لاغری با ذهن قرار گرفتهام و فهمیدم که با قدرت ذهنم می توانم به هر آن چیزی که دوست دارم برسم و یکی از اون خواسته هایم لاغری هستش من حالا اینجا هستم و دارم تصویرهای ذهنی عالی می سازم و همیشه خودم را سبک بال، زیبا، جوان، سالم و پرانرژی تصور می کنم خدایا شکرت که مرا به این مسیر زیبا هدایت کردی استاد از شما هم ممنون هستم که این همه آگاهی در اختیارمان قرار می دهی یا حق