تا حالا شده صبح که از خواب بیدار میشی، همون بدنی رو ببینی که ازش خستهای؟ 😞 بدنی که بارها سعی کردی تغییرش بدی ولی بازم برگشتی سر خونه اول؟
این حس ناتوانی، بیشتر از اینکه از ضعف اراده باشه، به خاطر عادت به چاقی توی مغزه. 🧠
مغزمون یاد گرفته با این وضعیت کنار بیاد، حتی اگه ما ناراحت باشیم.
مثل وقتی که به مسیر طولانی خونه تا محل کار عادت میکنی؛ اولش سخته، ولی بعد دیگه برات عادی میشه.
توی این مقاله میخوایم با هم بفهمیم چطور میشه از این عادت رها شد و دوباره شوق لاغر شدن رو زنده کرد. ✨
✨ عادت کردن به چاقی
تا حالا شده کلی تلاش کنی برای لاغر شدن ولی آخرش هیچ نتیجهای نگیری؟ 😣 اون موقع نهتنها انگیزهت کم میشه، بلکه کمکم عادت کردن به چاقی باعث میشه دیگه اون اشتیاق اول رو هم نداشته باشی. 😞

🧠 مغز ما خیلی سریع خودش رو با وضعیت جدید بدن هماهنگ میکنه.
مثلاً وقتی برای اولین بار عینک طبی میزنی، دنیا یهجور عجیبی دیده میشه! همه چیز مثل اینه که رو هوا معلقه 😵💫 و سرت گیج میره.
ولی فقط کافیه یکی دو روز بگذره، بعدش انگار هیچ اتفاقی نیفتاده! 😌 عینک بخشی از وجودت میشه.
چاقی هم دقیقاً همینطوره… اولش برای مغز یه وضعیت ناآشنا و غیرطبیعیه، اما وقتی ادامهدار میشه، مغز بهش عادت میکنه و اون رو به عنوان وضعیت “عادی” بدن میپذیره. 😐
خیلی وقتها میبینی یه نفر فقط ۴ یا ۵ کیلو اضافه وزن داره ولی شدیداً دنبال لاغر شدنه. چرا؟
چون مغزش هنوز به چاقی عادت نکرده و ذهنش از احساسهای بدی که درباره بدنش داره فرار میکنه. 😔
👣 البته یه جنبه مثبت هم داره! اگه مغز به چاقی عادت نمیکرد، راه رفتن، تنفس، حتی ایستادن برامون سخت میشد. مغز با تغییر عملکردها، مثل ضربان قلب یا سیستم تنفسی، سعی میکنه با شرایط جدید کنار بیاد.
❗ اما مشکل از جایی شروع میشه که این عادت کردن به چاقی باعث میشه آدم دیگه دنبال تغییر نباشه. کمکم باور میکنه “همینه که هست!” و این یعنی چراغ سبز برای چاقتر شدن. 🚨
پس حواسمون باشه؛ عادت کردن به چاقی یکی از اون موانع پنهانی ولی قوی لاغریه که باید خیلی جدی بهش نگاه کنیم. 🔍

🔥 تحمل کردن رنج
ما انسانها یه قدرت عجیب داریم: عادت کردن به رنج! 😮
شاید برات آشنا باشه… مثلاً محل کارت عوض میشه و باید هر روز مسیر طولانیتری بری 🚗. اولش کلی غر میزنی، خسته میشی، دیر میرسی و حتی حس میکنی وقتت داره تلف میشه.
ولی چند روز که بگذره، دیگه اون مسیر برات عادی میشه. 😐
نه اینکه مسیر کوتاهتر شده باشه، نه! فقط مغزت باهاش کنار اومده.
همین اتفاق برای اونایی هم میافته که هر روز از یه شهر دیگه میرن سر کار و برمیگردن! 😵 میگی “مگه میشه؟” ولی براشون عادی شده!
✅ مغز کاری به سختی و راحتی نداره؛ فقط با تکرار، به شرایط جدید عادت میکنه.
حالا بیا اینو وصل کنیم به عادت کردن به چاقی…
وقتی یه نفر مدتها چاق بمونه، حتی اگه اولش براش سخت بوده، کمکم مغزش باهاش کنار میاد. دیگه اون رنج ذهنی اولیه رو حس نمیکنه.
این یعنی: چون مغز دیگه رنجی حس نمیکنه، پس دلیلی هم برای تغییر نمیبینه. 😶
🔁 هر چی یه شرایط سخت (مثل چاقی، کار طاقتفرسا یا هوای گرم) بیشتر تکرار بشه، رنج اولیه کمتر میشه و مغز یاد میگیره باهاش کنار بیاد.
و این دقیقاً همون خطریه که باعث میشه خیلیها سالها چاق بمونن، حتی اگه از ته دل ناراضی باشن، چون مغزشون یاد گرفته با اون وضعیت زندگی کنه.
⚖️ معایب و مزایای عادت کردن
🧠 عادت کردن یکی از جادوییترین تواناییهای مغزه!
گاهی مثل یه فرشته نجات میمونه، و گاهی هم مثل یه دشمن پنهان 😈 که بیصدا مانع پیشرفت میشه.
🔹 تصور کن اگه مغز ما نتونه خودش رو با شرایط جدید هماهنگ کنه، چی میشه؟
یه تغییر ساده مثل رفتن به شغل جدید، نقل مکان یا حتی یاد گرفتن یه مهارت جدید، میتونه برامون طاقتفرسا بشه!
افکار منفی پشتسر هم میان و میگن: “نکن، نمیتونی، سخته!” 😩
اما وقتی مغز کمکم به اون تغییر عادت کنه، این افکار هم ساکت میشن و ما راحتتر ادامه میدیم.
✅ این یعنی: عادت کردن به شرایط خوب، یه فرصت رشد و موفقیته.
اما… (و این یه اما مهمه! ❗)
وقتی مغز وارد مسیر عادت کردن به چاقی بشه، دیگه اون شرایط رو دردناک یا غیرعادی نمیدونه!
همه چیز میشه بخشی از زندگی روزمره؛ از نفستنگی موقع بالا رفتن از پله گرفته تا خستگی زودهنگام و نارضایتی از ظاهر توی آینه… همهشون عادی میشن.
👀 مثلاً فردی که سالهاست چاقه و دیگه هیچ تلاشی برای لاغر شدن نمیکنه، نه بهخاطر اینکه از وضعیتش راضیه، بلکه چون وارد چرخهی عادت کردن به چاقی شده و مغزش دیگه زنگ خطر رو به صدا درنمیاره.
یا کسی که سالها تو یه محیط کاری پر استرس مونده، فقط چون باور کرده “همینه که هست” و مغزش با اون فشارها کنار اومده. 🚨
📌 اینجاست که عادت کردن به چاقی مثل یه زنجیره نامرئی عمل میکنه و ما رو توی وضعیتهای ناسالم نگه میداره، بدون اینکه متوجه بشیم!
پس باید حواسمون جمع باشه:
عادت کردن میتونه دوستت باشه یا دشمن پنهانت.
انتخاب با توئه که مغزت رو به چی عادت بدی… لذت، رشد و سبکی؟ یا رنج، تکرار و اضافه وزن؟ 🌱

🌟 معجزه لاغری با ذهن
وقتی میدونی مغز اینقدر راحت به شرایط تکراری عادت میکنه، دیگه واضحه که چرا رژیمها و ورزشهایی که بارها امتحانشون کردی، جواب نمیدن! 😫
چرا؟ چون مغزت به اون تلاشهای قبلی هم عادت کرده…
به سخت گرفتن، به محرومیت، به شکست!
و نتیجهاش این شده که حتی اگه دوباره رژیم بگیری، ذهن ناخودآگاهت میگه: “بیفایدهست، ولش کن!” ❌
🧠 اما اینجا یه راه جدید وجود داره، راهی که درست از درون شروع میشه:
لاغری با ذهن.
تنها روشی که به جای جنگیدن با بدن، با مغزت دوست میشه و همونجایی رو تغییر میده که ریشهی عادت کردن به چاقی اونجا شکل گرفته!
🌈 توی دوره “ورود به سرزمین لاغرها” اول از همه میایم سراغ ریشهها:
افکار، باورها و نگرشهایی که باعث شدن مغزت وارد چرخهی عادت کردن به چاقی بشه.
“مطالعات نشان دادهاند که رابطه ذهنیت و موفقیت طولانیمدت در لاغری نقشی کلیدی دارد و میتواند موجب حفظ وزن ایدهآل پس از رسیدن به آن شود.”
با تمرینات ذهنی یاد میگیری چطور این افکار رو شناسایی کنی و قدمبهقدم جایگزینشون کنی با باورهایی که همسو با لاغری هستن ✨
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته…
💫 بدون زور زدن
💫 بدون رنج کشیدن
💫 بدون فشار روانی
تو لاغر میشی چون مغزت دیگه با احساس چاق بودن غریبهست و کمکم به حس سبکی و تناسب عادت میکنه؛
یعنی بهجای عادت کردن به چاقی، به لاغری و شادی و سبکی عادت میکنی 😍
پس اگه تا حالا عادت کرده بودی که به چاقی بسازی، وقتشه یه جور دیگه فکر کنی!
🌱 این بار قرار نیست بجنگی… قراره با ذهن خودت آشتی کنی و راه رو از درون باز کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.38 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
واقعا قبول دارم هر چقدر تلاش کردم برای لاغر شدن کم کم باور لاغر شدن در من کمرنگ شد طوری که میدونم همه گزینه های شگفتی ساز شدن دارم اما باور لاغر شدن کم رنگ شده و از اون طرف از چاقی خسته شدم دوست دارم لاغر بشم از طرفی هم میبینم هر کاری میکنم لاغر نمیشم به چاقی عادت کردم واین خیلی بد
بله استاد اینم خیلی تجربه کردم من هم بار اول هم هر دفعه که بخوام شیشه عینکم عوض کنم اینجوری میشم که احساس میکنم قدم خیلی بلند شده و احساس میکنم همش جلوی پاهای پن یه پله است وقتی پام میزارم زمین تعادلم از دست میدم آخه پله نیست همه میخندن و بعد از چند ساعت عادت میکنم
نه من بیخیال چاقی نمیشم من تلاش خودم میکنم من باید لاغر بشم
بله مغز من الان در همین وضعیت که دوره گام اول گذرونده پاکسازی هم داره میگذرونه در نتیجه عادتهای چاقی کمرنگ شده عادتهای لاغری ایجاد شده چون رفتار من با قبل کاملا متفاوت شده پس در نتیجه من بزودی باید لاغر بشم
من خدا رو شکر میکنم که منو هدایاگت کرد تا عضو این سایت شگفت انگیز بشم و بتونم آرزوی چندین و چند یالم تجربه و زندگی کنم خدایا ممنون و سپاسگزار و قدر دانم که با هدایت کردن من آگاهیهای این سایت به من هدیه دادی خدایا شکرت
بله واقعا تجربه کردم رنج و سختی ولی عادت کردم ولی الان دیگه عادت ندارم به چاقی دارم دیگه مثل افراد متناسب رفتار میکنم پس مغز من عادت کرده به لاغری
بارها و بارها دیدم یکبار وقتی دخترم از محمد شهر میخواست بره تهران دانشکاه اوایلش آنقدر غر میزد عجب غلطی کردم چقدر دور من چجوری میخوام برم و بیام اما بعد از چند روز دیگه غر نمیزنه فقط میگه خسته راه شدم
خودمونم همین طور هستیم بعضی کارها رو میخوام تغییرش بدیم اولش برامون خیلی سخته مثلا من میخوام ساعت ۷ صبح از خواب بیدار بشم همش میگم چقدر سخته و نمیشه ولی وقتی چند روز ساعت ۷ بیدار بشم دیگه برای ذهنم عادت میشه
الان دارم میبینم اطرافیانم چند روز رفتن دانشگاه یا چند وقت صبح زود بیدار شدن الانم بدون آلارم گذاشتن ناخداگاه سر اون ساعت بیدار میشن جالبه که دیگه خوابشون نمیبره و شاکی هستن
میبینی چند روز کار داشتم ساعت فلان بیدار شدم الان قبل از اون تایم بیدار میشن اینکه مغز زود به اون کار عادت میکنه
چقدر بد به رنج عادت میکنه ذهن ما
بله کاملا میپذیرم قبلنا خیلی عادت کرده بودم به چاقی در عین اینکه سختم بود میگفتن چکار کنم تیروید دیگه چاق میشم دست خودم نیست
ولی الان خدا رو شکر من دوره ورود به سرزمین لاغرها رو پاس کردم و خوب یاد گرفتم اینها بهانه ی ذهن چاق و بازم خدارو شکر یاد کرفتم اونها رو یکی یکی اصولی علمی ردش کنم با منطقی کردن نمونه پیدا کردن همشو ردش کردم من دیگه بهانه برای چاق موندن ندارم
اتفاقا الان دیگه با گوشتهای تنم خداحافظی میکنم میگم ممنون و متشکرم که بودید چون بخاطر وجود ارزشمند شماست که من الان در این سرزمین الهی قرار دارم ولی دیگه وقتیکه که برید دیگه زمان شما تمام شده و باید برید اونها هم قبول کردن قرار برن
من از این جمله خیلی لذت بردم این فرمول طلایی وقتی برای کاری دلیل بیاریم دلیل داشته باشیم به ا ن خواستهمون نمیرسیم اما فقط یک دلیل در ذهنم ایجاد کردم
من باید لاغر بشم تمام
من باید ثروتمند بشم تمام
من باید سلامتی و تناسب اندام ایدهالمو تجربه کنم تمام
من باید رابطه خوبی با اطرافیانم داشته باشم تمام
من باید شفا کل جسمم تجربه کنم تمام
من باید شغل مناسبی داشته باشم تمام
من باید از شغلم بالاترین درآمد کسب کنم تمام
من باید معجزات الهی در زندگیم تجربه کنم تمام
من باید خانه رویایی خودم تجربه کنم تمام
من باید خوشبختی در دنیا و آخرت تجربه کنم تماممممممممم
من میتونم لاغر بشم من میتونم ثروتمند بشم من میتونم رابطه خوبی با اطرافیانم م داشته باشم من میتونم بهتر زندگی کنم پن میتونم راحتر زندگی کنم من میتونم خوشبختی تجربه و زندگی کنم دلیل نمیخواد بدون دلیل چون خداوند در وجودم دارم و خداوندم برای من بهترینها رو در نطر داره خدایا شکرت
من دارم اینکارو انجام میدم من در دوره پاکسازی چاقی ذهن اینو بخوبی یاد گرفتم و این کلید طلایی که میشه در تمام جنبهای زندگی اون کارد انجام داد اون فرمول اشتباه پاک کرد همون طور که ما تونستیم فرمولهای چاقی پاک کنیم الان به راحتی غدا میخوریم مثل انسانهای متناسب تازه اونها از ما بیشتر غذا میخورن
من میپذیرم که حرفهایی که درباره چاقی شنیدم که خانم باردار باید چاق بشه و…رو در ذهنم پاک کردم و الان وقتشه که لاغر بشم
من خدارو شکر دلیلی برای چاق موندن ندارم اتفاقا تمام دلایل من مبنی بر لاغر شدن
من فرمولهای ذهنیم تغییر کردن پس باید لاغر بشم
پن رفتار غذایی تغییر کرده پس باید لاغر بشم
من عادتهای تغییر کرده باید لاغر بشم
من فرمولهای چاق کننده رو در ذهنم پاک کردم پس باید لاغر بشم
من بهترین مطمئن ترین الهی ترین مسیر برای لاغر شدن انتخاب کردم پس من باید لاغر بشم
خدا منو هدایت کرده پس دلیل از این بالاتر محکمتر دیگه نداریم پس من باید لاغر بشم
من به انداره نیاز بدنم غذا میخورم پس باید من لاغر بشم
من هر دلیلی دارم مبنی بر لاغر شدن پس همه چیز مهیاست من باید لاغر بشم
من خدارو شکر این دلایل همون در ابتدا دوره گام اول ردش کردم در ذهنم پاک شد و حتی فرمولهای ریشه ای تر هم مثل ترس از غذا خوردن هم پاک شد پس دلیلی نداره من چاق بمونم من باید لاغر بشم جسمم راهی جز این نداره مغز من ذهن من راهی جز این ندارن که دستور لاغر شدن صادر کنن و خداوندم که از اول با من موافق بود منو در ابتدا خلقتم به بهترین شکل ممکن متناسب خلق کرده بوده و الانم عاشق اینه من لاغر بشم اونم خیلی خوشحال میشه اونم برای من اینو میخواد پس دیگه جای هیچ بهانه ای نیست خدایا الان بهترین فرصت که فرمان کن فیکون رو صادر کنی خدایا ممنون و سپاسگزار و قدرانم متشکرم که قرار این فرمان برای من صادر کنی من معجزه بزرگی در زندگیم تجربه و زندگی کنم خدایا شکرت
من دیگه دلیل سوخت ساز پایین بی تحرکی ارثی بودن تیروئید زایمان چربیهای من کهنه شده و…رو من همه رو از دهنم پاک کردم خدایی دیگه این حرفها در ذهن من مرور نمیشه پس به همین دلیل من باید لاغر بشم
واقعا خیلی بد آدم آنقدر خودم میگم ساده روح زود باور باشه که هر کسی هر چیزی گفت زود باور کنه خیلی بد نتیجه اش هم میشه چاقی پیشه افسردگی میشه پریشانی و…
من تصمیم دارم که هر کسی هر حرفی زد باور نکنم
میدونید استاد من اصلا موصوع فکر نکردن فکر نکرده بودم شخصی میگفت چون بهش خیلی ایمان داشتم میگفتم درست میگه دیگه دو تا پیرهن بیشتر از من پاره کرده در نتیجه سریع حرفشو میپدیرفتم و همیشه هم به ضررم تموم شد الان درکش میکنم
بله کاملا قبول دارم من شنیدم مثلا از یه سنی به بعد ۵۰ سالگی طبیعی که چاق بشیم به این دلیل اون دلیل که اینها همش توهم انسانهاست چون خودش به این مشکل مواجه شده میگه نه پس حتما همه هم همینجوری میشن این کاملا رد میکنم خیلی ها رو دیدم به این سن رسیدن یهویی لاغر شدن
من خیلی از اطرافیان نزدیکم میگن من سنی ازم گذشته طبیعی مریض بشم طبیعی دستم درد بگیره میدونی چقدر از شما کار کشیدم آلبالو بچین و …و الانم پکیج بیماری شدن هر روز دکتر هستند
من باید لاغر بشم من باید لاغر بشم من باید لاغر بشم