سالها فکر میکردم مشکل من بیارادگیه. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با انگیزه شروع کردم، هر بار شکست خوردم و هر بار دوباره بلند شدم و یه رژیم تازه رو شروع کردم. اطرافیان میگفتن اراده نداری و من هم کمکم باورم شده بود. ولی امروز وقتی به اون سالها نگاه میکنم، یه چیز دیگه میبینم: من پر از تعهد برای کاهش وزن بودم؛ فقط این تعهد رو در مسیر اشتباه خرج میکردم.
شاید تو هم سالهاست خودت رو بیاراده میدونی. توی این مقاله میخوام نشونت بدم چرا احتمالاً اشتباه میکنی، چرا تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کردی نشونهی قدرته نه ضعف، و چطور میشه همین تعهد رو به مسیر درست برد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🚧 تعهد داشتن در مسیر اشتباه
هر کسی که با اضافهوزن زندگی کرده، احتمالاً حداقل یه بار با یکی از روشهای رایج تلاش کرده لاغر بشه؛ رژیم، ورزش، قرص، دمنوش. و خیلیها از این دویدنها به مقصد نرسیدن و لاغری براشون مثل یه سراب شده.
بیشتر ما فکر میکنیم مشکل از ارادهی ماست. ولی واقعیت برعکسه. کسی که بارها رژیم گرفته، شکست خورده و باز هم ایستاده و دوباره شروع کرده، یکی از متعهدترین آدمهاست. اگه تعهد نداشت، بعد از اولین یا دومین شکست قید همه چیز رو میزد.
رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. ولی هیچوقت کامل کنار نکشیدم. یعنی تعهد داشتم؛ فقط جادهام بنبست بود.

⚽ چرا تعهد، موتور موفقیته؟
تعهد کلید موفقیت در هر کاریه؛ فرقی نمیکنه توی زمین فوتبال باشه، توی کار یا توی یادگیری یه مهارت تازه. ولی تعهد فقط وقتی به نتیجه میرسه که در مسیر درست خرج بشه.
کسی که عاشق فوتباله و میخواد حرفهای بشه، از همون اول وارد یه باشگاه معتبر میشه و زیر نظر مربی تمرین میکنه. با هر عرق ریختن، یه قدم به هدفش نزدیکتر میشه و هیچوقت به این نتیجه نمیرسه که تلاشش بیفایده بوده؛ چون مسیرش روشنه.
حالا کسی رو تصور کن که با تمام وجود میخواد لاغر بشه، ولی بارها و بارها در مسیرهای اشتباه قدم برمیداره. بعد از مدتی، خسته و فرسوده به این نتیجهی اشتباه میرسه که هیچ راهی براش جواب نمیده. من سالها همین آدم بودم. و چیزی که کم داشتم اراده نبود؛ نقشهی درست بود.
🙅 تو بیاراده نیستی، فقط آدرس رو اشتباه رفتی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هر بار به دیوار خوردی، یه لحظه مکث کن. اگه فکر میکنی دلیل این شکستها کمبود اراده یا تنبلیه، داری خودت رو ناعادلانه قضاوت میکنی.
موفقیت ترکیبی از تلاش و مسیر درسته. هر چقدر هم با انگیزه و سرعت توی یه جادهی اشتباه برونی، به مقصد نمیرسی و فقط سوختت تموم میشه. و بدتر از اون، تصویرت از خودت خراب میشه و فکر میکنی بیارادهای؛ در حالی که مشکل هیچوقت از موتور نبوده، از جهت فرمون بوده.
💍 تعهدی که به یه هدف بیرونی وصل بود
یکی از قویترین تعهدهای عمرم مال روزهای خواستگاری بود. وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، با تمام وجود متعهد شدم و وزن کم کردم.
ولی دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. تعهد من واقعی بود، ولی به ازدواج وصل بود، نه به لاغری. وقتی به هدف بیرونی رسیدم، تعهد هم تموم شد. لاغر شدن هیچوقت برام سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود.
📅 تعهدهایی که از بیرون میومدن
تصمیمهای من برای لاغری همیشه از بیرون شروع میشد: یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تعهدی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار هم تموم میشه. این تعهد واقعیه، پرانرژیه، ولی کوتاهمدته. برای لاغری ماندگار، تعهد باید از درون بیاد؛ از خواستهی خودت.
💪 قدرت پنهان در شکستهای گذشته
وقتشه نگاهت به گذشته رو عوض کنی. هر بار که برای لاغری تلاش کردی و سختیهای مسیر رو تحمل کردی، در واقع داشتی ثابت میکردی که یه تعهد عمیق توی وجودت هست. این میل تمومنشدنی به تغییر، بزرگترین نشونهی قدرت توئه؛ قدرتی که تا امروز در مسیرهای اشتباه هدر رفته.
اگه یه آدم با همین میزان تعهد و پشتکاری که در رژیمهای قبلی خرج کرده، از روز اول وارد مسیر درست شده بود، به احتمال زیاد تا حالا به مقصد رسیده بود. پس سرزنش رو کنار بذار. تو کم نذاشتی؛ فقط راه رو بلد نبودی.

🔄 تعهد به چاقی؛ تعهدی که نمیدیدیم
یه نکتهی جالب دیگه هم هست: ما به چاق شدن هم متعهد بودیم، فقط اسمش رو تعهد نمیذاشتیم. من تقریباً تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. این یعنی یه تعهد روزانه و منظم؛ فقط در جهت مخالف.
از نوجوونی یه صدا توی ذهنم بود که بعد از تموم شدن هر کاری دعوتم میکرد چیزی بخورم: بعد از مشق، بعد از فوتبال، بعد از کمک به مادرم. من به این صدا سالها با وفاداری کامل گوش دادم. یعنی تعهد داشتم؛ به عادتهایی که چاقم نگه میداشتن.
وقتی این رو بفهمی، یه نتیجهی امیدوارکننده میگیری: اگه تونستی سالها به چاقی متعهد باشی، پس توانایی تعهد رو داری. فقط باید جهتش رو عوض کنی.
🧠 تعهد در مسیر لاغری با ذهن
همهی ما از مسیر ذهن به اضافهوزن رسیدیم، و راه ماندگار برگشت هم از همون مسیر میگذره. روشهایی مثل ورزشهای فرسایشی و رژیمهای سخت فقط به رفتار بیرونی کار دارن و به باورها و عادتهای ذهنی دست نمیزنن. برای همینه که حتی با تعهد کامل، نتیجهشون معمولاً موقتیه.
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال تغییرهای بزرگی توی وضع مالی، رابطهها و کارم دیدم. همون موقع فهمیدم همون تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کرده بودم، اگه به سمت ذهن بره، میتونه کارهای بزرگی بکنه. بعد همین نگاه رو به لاغری آوردم.
🗝️ تعهد بدون «باید»
یکی از اولین چیزهایی که یاد گرفتم، این بود که «باید» رو با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. «باید لاغر بشم» برای من همیشه معنای جنگیدن داشت؛ و تعهدی که از جنگ ساخته بشه، خستهکنندهست. «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» تعهدی میسازه که از خواستن میاد و خسته نمیکنه.
🔑 تعهد یعنی مسئولیت، نه سرزنش
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. تعهد واقعی از همینجا شروع شد؛ چون حالا میدونستم تغییر دست خودمه.
ولی مسئولیت با سرزنش فرق داره. امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبلاً بعد از هر پرخوری میگفتم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم» و فردا ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» حالا قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم.
🌱 تعهد یعنی ادامه دادن، حتی با لغزش
قبلاً همه یا هیچ فکر میکردم؛ اگه یه وعده پرخوری میکردم، کل برنامه رو کنار میذاشتم. تعهد من شکننده بود چون جایی برای اشتباه نداشت. در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم تعهد یعنی ادامه دادن، حتی وقتی لغزش داری. من هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن.
اوایل مسیر، ذهنم بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جواب، شکل تعهد من بود: نه وعدهی معجزه، بلکه قول یاد گرفتن.
با همین تعهد، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
🗣️ تعهدی که زیر بار حرف دیگران خم میشد
یکی از چیزهایی که تعهدهای قبلی من رو میشکست، حرف دیگران بود. مسخره شدن توی مدرسه، «نصیحتها» دربارهی وزنم و نگاههایی که حس میکردم توی مهمونیها روی بشقابمه. هر بار که تصمیم میگرفتم، یه نفر چیزی میگفت که یا تعهدم رو زیر سؤال میبرد یا من رو به خوردن بیشتر میکشوند. احساس گناه بعد از حرف یکی از فامیل توی مهمونی، همیشه من رو به خوردن بیشتر میبرد.
حتی وقتی وزن کم میکردم، این حرفها تموم نمیشد. مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» راستش رو بخوای، خودم هم ته دلم باور نداشتم که میمونه.
من یه مردم و میدونم حرف دیگران روی من کمتر از خانمها اثر میذاره. ولی خوندن و جواب دادن به پرسشهای هزاران نفر از اعضای سایت کمکم کرد بفهمم برای خیلیها این فشار چقدر سنگینتره. تعهدی که از درون بیاد، کمتر زیر بار این حرفها خم میشه؛ چون دلیلش توی ذهن خودته، نه توی نظر دیگران.
👀 لاغرها تعهد نمیدن؛ عادت دارن
یه چیزی که سالها برام معما بود، رفتار دوستهای لاغرم بود. توی مهمونیها بدون نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. هیچ تعهد بزرگی نمیدادن، هیچ رژیمی نداشتن.
امروز میدونم اونها به یه سری عادت ذهنی متعهد بودن؛ بدون اینکه اسمش رو تعهد بذارن. و هدف لاغری با ذهن هم همینه: اینکه تعهدت کمکم از یه قول بزرگ و سخت، به یه عادت ساده و روزمره تبدیل بشه. وقتی به اونجا برسی، دیگه لازم نیست هر روز تعهدت رو تجدید کنی؛ خودش بخشی از تو شده.
☕ تعهدهای کوچیک امروز من
امروز تعهد من خیلی کوچیکتر و سادهتر از روزهای رژیمه. صبحها هنوز چای با یه شکلات یا بیسکویت میخورم و همیشه بهترین انتخاب رو ندارم، ولی انتخابهام از قبل بهتر شده. هنوز گاهی بعد از تموم کردن یه کار، همون صدای قدیمی دعوتم میکنه چیزی بخورم؛ گاهی بهش گوش میدم و گاهی نه.
تعهد من دیگه «هرگز نخوردن» نیست؛ دیدن و انتخاب کردنه. همین تعهد کوچیک، از همهی اون قولهای بزرگ رژیمی ماندگارتر بوده.

🍃 تعهدی که هر روز سبکتر میشه
رژیمها هر روزشون سختتر از روز قبل بود. ولی در مسیر لاغری با ذهن، هر روز که میگذره، مسیر سادهتر و آشناتر میشه. تعهد اینجا یه بار سنگین نیست که تا آخر خط تحملش کنی؛ یه عادت تازهست که با هر روز تمرین، طبیعیتر میشه.
اگه حس میکنی شعلهی این تعهد توی دلت روشن شده، ولی هنوز نقشهی راه دقیقی نداری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده؛ یه مسیر قدمبهقدم که تعهدت رو از جادههای بنبست به سمت تغییر ذهن میبره.
🏁 جمعبندی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هنوز نرسیدی، تو بیاراده نیستی؛ تعهدت رو در مسیر اشتباه خرج کردی. تعهدی که از فشار بیرونی بیاد، با رفتن فشار تموم میشه. ولی تعهدی که از خواستهی خودت بیاد، با مسئولیتپذیری همراه باشه و جا برای لغزش داشته باشه، میتونه تو رو به لاغری ماندگار برسونه.
✍️ تمرین: قدرت تعهدت رو ببین
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و به این سؤالها جواب بده:
- در روشهای قبلی لاغری چقدر متعهد بودی؟ با یه مثال بنویس.
- به چاق شدن هم متعهد بودی؟ چه عادتهایی رو هر روز با وفاداری تکرار میکردی؟
- چرا با وجود این تعهد، به نتیجهی دلخواهت نرسیدی؟
- تعهدهای قبلیت از فشار بیرونی میومدن یا از خواستهی خودت؟
- یه تعهد کوچیک برای این هفته بنویس، با جملهی «دوست دارم … رو تجربه کنم».
📝 برام بنویس
تا حالا خودت رو بیاراده دونستی؟ بعد از خوندن این مقاله، نگاهت به تلاشهای گذشتهات چه تغییری کرد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، تعهد کوچیکت برای این هفته رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تعهد برای کاهش وزن یعنی چی؟
یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر و ادامه دادن مسیر، حتی وقتی لغزش داری یا نتیجه دیر میرسه. تعهد واقعی از خواستهی خودت میاد، نه از فشار بیرونی.
چرا با اینکه متعهد بودم، لاغر نشدم؟
چون احتمالاً تعهدت رو در مسیرهایی خرج کردی که فقط رفتار بیرونی رو تغییر میدادن و به باورهای ذهنی کاری نداشتن. مشکل از اراده نبود، از مسیر بود.
آیا شکستهای قبلی یعنی من بیارادهام؟
نه. کسی که بارها شکست خورده و دوباره شروع کرده، تعهد زیادی داره. همین تعهد اگه به مسیر درست بره، میتونه نتیجه بده.
چطور تعهدم برای لاغری رو ماندگار کنم؟
«باید» رو به «دوست دارم» تبدیل کن، مسئولیت انتخابهات رو بدون سرزنش بپذیر و لغزش رو بخشی از مسیر ببین، نه دلیل رها کردن.
امتیاز 4.61 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام و درود
تعهد داشتن در کاهش وزن:راز موفقیت در مسیر لاغری پایدار
راههای که برای کاهش اضافه وزن امتحان میکردیم هیچ کدام آنها ما رو به نتیجه نرسوند چرا ؟
چون مسیر اشتباه بود
وگرنه ما خیلی توانمند و متعهدانه داشتیم ادامه میدادیم چون مسیر اشتباه بود ادامه راه رو نمیتونستم بریم
همین که بعد از هر بار شکست باز بلند میشدیم و دوباره راه دیگه ای رو ادامه میدادیم یا مثل من که هر بار با ورزش و باشگاه میخاستم وزن کم کنم با اینکه میدونستم فایده نداره باز ادامه میدادم و میرفتم و رهاش نمیکردم شاید مدتی اونو رها میکردم ولی باز ادامه میدادم
و همیشه خودم رو ناتوان میدونستم که من لاغر بشو نیستم من نمیتونم لاغر بشم چاقی من ارثیه خدا منو اینطور آفریده باید قبول کنم دیگه قبل از ورودم به این دوره من قبول کرده بودم که دیگه من لاغر بشو نیستم خدا میخاد که من اینجور باشم استایلم اینجوریه نباید تقاضا کنم باید لاغری رو فراموش میکردم ولی با وجود اینکه قبول کرده بودم ولی باز بلند میشدم
چقدر تعهد داشتم برای بودنم در مسیر لاغری بارها راههای رو امتحان میکردم مقداری از وزنم کم میشد باز دوباره رها و دوباره برگشت وزن
ولی خب این نشانه از ناتوانی ما نبود که نمیتونستیم به نتیجه برسیم
نشان از اشتباه بودن مسیر بود مسیر اشتباه آدم و خسته و ناتوان میکنه و دیگه نای ادامه دادن رو به آدم نمیده
و دوست داره که هر چه سریع تر رهاش کنه
و الا ما توانمند بودیم متعهد بودیم
اگه این تعهدی که سالیان سال در این مسیر اشتباه به جاش در مسیر درست و صحیح
به کار گرفته بودیم الان به هدف مون رسیده بودیم و در سلامتی و تناسب و حال خوب به سر میبردیم
تعهد داشتن کلید طلایی موفقیت در هر کاریه
ما بی اراده و ناتوان نبودیم فقط مسیر اشتباه بوده و الا تعهدی که در این مدت نسبت به هدفی که داشتیم اگه در مسیر صحیح بود الان من متناسب بودم
چقدر در طی مسیر با اشتیاق و انگیزه داشتم مسیر اشتباه رو میرفتم
اگه این انگیزه و اشتیاق رو در مسیر درست به کار گرفته بودم الان موفق بودم
چه تلاش های پی در پی که برای هدف هام داشتم
تعهد خیلی مهمه
تعهد در نظر ما یعنی پذیرفتن مسولیت کامل تغییر یعنی پایبند بودن به خود یعنی ادامه دادن مسیر حتی در روزهایی که خیلی خسته ایم دقیقا شبیه الآنم خوشحالم که متعهدانه دارم مسیرم رو ادامه میدم
با وجود اینکه خسته ام با وجود اینکه خیلی کار دارم با وجود اینکه هر کاری میکنم همه ی کارام رو جلو میندازم که بشینم بنویسم فایل گوش کنم خب اینا چی بهش میگن ؟
اینکه از هر چیزی بزنی و بگذری تا بشینی فایل گوش کنی و بنویسی بهش چی میگن
این تعهد هستش خب
این تعهدی که الان در مسیر لاغری با ذهن در پیش گرفتم منو به هدفم میرسونه به شرط ادامه دادن و عمل کردن
همین دوتا موضوع برای رسیدن به هدف کافیه
ادامه و استمرار و عمل کردن
عالیه
پس منی که از طریق ذهن چاق شدم باید از همین راهی که برای چاقی در نظر گرفته بودم برگردم
همانطور که برای چاقی تعهد بسته بودم و به هدفم رسیدم
الان هم برای لاغری تعهد میبندم که در این مسیر به هدفم که لاغریه برسم
این تمرینات مثل کاشتن بذر توی ذهنمونه
اگه خوب بهش رسیدگی کنیم در آینده برداشت خوبی خواهیم داشت از جمله تناسب اندام اعتماد به نفس آرامش سلامتی و…..
امروز به خودم قول میدم که این بار مسیرم رو با قدرت و آگاهی ادامه میدم
ما همگی خالق بهترین نسخه از روح و جسم خودمان هستیم به شرط اینکه که واقعا و صادقانه به این مسیر متعهد بمانیم
ممنون و سپاس از استاد عزیزم بابت آگاهی ها
در پناه خدا شاد و پیروز باشید 🌹🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همه ي دوستان عزيز و استاد گرامي
من از امروز تعهدم رو قوي تر ميكنم و در انجام تمرينات و فايل ها بيشتر رسيدگي مي كنم
البته من اشتياقم هنوز همون اندازه هس فقط از موقعي كه مدرسه ها باز شده من يه كم از فايل ها دور موندم نه كه انحام ندم مثلا صبح زود بيدار ميشم فايل ها گوش ميدم ولي تمريناتش نميزسم ميفته براي فردا فرداش هم باز همين جور يه بار ديكه گوش ميدم فايل و تا اينكه تمرينش بنويسم يعني هر فايلي مخصوص به يك روز شايد توي يكي دو روز و نهايتش سه روز گير ميكنم
اينم بخاطز بازگشايي مدارس كه هس انلايني هم هس و يك مبايل بيشتر ندارم تو خونه به روزهاي بعد موكول ميشع
ان شاالله از امروز تعهدم رو قوي تر ميكنم و هر روز فايل و تمرينش رو مربوط به همون روز انجام ميدم
البته من از وقتي وارد دوره شدم تا به الان اشتياقم همين جوره خيلي از خودم راضي هستم احساسم خوبه هر روز ميرم جلوي اينه خودم و نگاع ميكنم و ميكم تا اينحا خوب پيش اومدي بقيه راه هم ميتوني بري مني كه يك قدم برداشتم يك قدم ديكه هم ميتونم بردارم و قدم به قدم به قدم هاي بزرك تبديل ميشه 🙏🏻🙏🏻👏🏻👌🏻
عاشق خودم هستم 🥰😍بزرگترين نعمته اينه كه عاشق خودت باشي خدايا شكرش خودم رو دوست دارم 😍🥰