سالها فکر میکردم مشکل من بیارادگیه. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با انگیزه شروع کردم، هر بار شکست خوردم و هر بار دوباره بلند شدم و یه رژیم تازه رو شروع کردم. اطرافیان میگفتن اراده نداری و من هم کمکم باورم شده بود. ولی امروز وقتی به اون سالها نگاه میکنم، یه چیز دیگه میبینم: من پر از تعهد برای کاهش وزن بودم؛ فقط این تعهد رو در مسیر اشتباه خرج میکردم.
شاید تو هم سالهاست خودت رو بیاراده میدونی. توی این مقاله میخوام نشونت بدم چرا احتمالاً اشتباه میکنی، چرا تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کردی نشونهی قدرته نه ضعف، و چطور میشه همین تعهد رو به مسیر درست برد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🚧 تعهد داشتن در مسیر اشتباه
هر کسی که با اضافهوزن زندگی کرده، احتمالاً حداقل یه بار با یکی از روشهای رایج تلاش کرده لاغر بشه؛ رژیم، ورزش، قرص، دمنوش. و خیلیها از این دویدنها به مقصد نرسیدن و لاغری براشون مثل یه سراب شده.
بیشتر ما فکر میکنیم مشکل از ارادهی ماست. ولی واقعیت برعکسه. کسی که بارها رژیم گرفته، شکست خورده و باز هم ایستاده و دوباره شروع کرده، یکی از متعهدترین آدمهاست. اگه تعهد نداشت، بعد از اولین یا دومین شکست قید همه چیز رو میزد.
رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. ولی هیچوقت کامل کنار نکشیدم. یعنی تعهد داشتم؛ فقط جادهام بنبست بود.

⚽ چرا تعهد، موتور موفقیته؟
تعهد کلید موفقیت در هر کاریه؛ فرقی نمیکنه توی زمین فوتبال باشه، توی کار یا توی یادگیری یه مهارت تازه. ولی تعهد فقط وقتی به نتیجه میرسه که در مسیر درست خرج بشه.
کسی که عاشق فوتباله و میخواد حرفهای بشه، از همون اول وارد یه باشگاه معتبر میشه و زیر نظر مربی تمرین میکنه. با هر عرق ریختن، یه قدم به هدفش نزدیکتر میشه و هیچوقت به این نتیجه نمیرسه که تلاشش بیفایده بوده؛ چون مسیرش روشنه.
حالا کسی رو تصور کن که با تمام وجود میخواد لاغر بشه، ولی بارها و بارها در مسیرهای اشتباه قدم برمیداره. بعد از مدتی، خسته و فرسوده به این نتیجهی اشتباه میرسه که هیچ راهی براش جواب نمیده. من سالها همین آدم بودم. و چیزی که کم داشتم اراده نبود؛ نقشهی درست بود.
🙅 تو بیاراده نیستی، فقط آدرس رو اشتباه رفتی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هر بار به دیوار خوردی، یه لحظه مکث کن. اگه فکر میکنی دلیل این شکستها کمبود اراده یا تنبلیه، داری خودت رو ناعادلانه قضاوت میکنی.
موفقیت ترکیبی از تلاش و مسیر درسته. هر چقدر هم با انگیزه و سرعت توی یه جادهی اشتباه برونی، به مقصد نمیرسی و فقط سوختت تموم میشه. و بدتر از اون، تصویرت از خودت خراب میشه و فکر میکنی بیارادهای؛ در حالی که مشکل هیچوقت از موتور نبوده، از جهت فرمون بوده.
💍 تعهدی که به یه هدف بیرونی وصل بود
یکی از قویترین تعهدهای عمرم مال روزهای خواستگاری بود. وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، با تمام وجود متعهد شدم و وزن کم کردم.
ولی دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. تعهد من واقعی بود، ولی به ازدواج وصل بود، نه به لاغری. وقتی به هدف بیرونی رسیدم، تعهد هم تموم شد. لاغر شدن هیچوقت برام سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود.
📅 تعهدهایی که از بیرون میومدن
تصمیمهای من برای لاغری همیشه از بیرون شروع میشد: یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تعهدی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار هم تموم میشه. این تعهد واقعیه، پرانرژیه، ولی کوتاهمدته. برای لاغری ماندگار، تعهد باید از درون بیاد؛ از خواستهی خودت.
💪 قدرت پنهان در شکستهای گذشته
وقتشه نگاهت به گذشته رو عوض کنی. هر بار که برای لاغری تلاش کردی و سختیهای مسیر رو تحمل کردی، در واقع داشتی ثابت میکردی که یه تعهد عمیق توی وجودت هست. این میل تمومنشدنی به تغییر، بزرگترین نشونهی قدرت توئه؛ قدرتی که تا امروز در مسیرهای اشتباه هدر رفته.
اگه یه آدم با همین میزان تعهد و پشتکاری که در رژیمهای قبلی خرج کرده، از روز اول وارد مسیر درست شده بود، به احتمال زیاد تا حالا به مقصد رسیده بود. پس سرزنش رو کنار بذار. تو کم نذاشتی؛ فقط راه رو بلد نبودی.

🔄 تعهد به چاقی؛ تعهدی که نمیدیدیم
یه نکتهی جالب دیگه هم هست: ما به چاق شدن هم متعهد بودیم، فقط اسمش رو تعهد نمیذاشتیم. من تقریباً تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. این یعنی یه تعهد روزانه و منظم؛ فقط در جهت مخالف.
از نوجوونی یه صدا توی ذهنم بود که بعد از تموم شدن هر کاری دعوتم میکرد چیزی بخورم: بعد از مشق، بعد از فوتبال، بعد از کمک به مادرم. من به این صدا سالها با وفاداری کامل گوش دادم. یعنی تعهد داشتم؛ به عادتهایی که چاقم نگه میداشتن.
وقتی این رو بفهمی، یه نتیجهی امیدوارکننده میگیری: اگه تونستی سالها به چاقی متعهد باشی، پس توانایی تعهد رو داری. فقط باید جهتش رو عوض کنی.
🧠 تعهد در مسیر لاغری با ذهن
همهی ما از مسیر ذهن به اضافهوزن رسیدیم، و راه ماندگار برگشت هم از همون مسیر میگذره. روشهایی مثل ورزشهای فرسایشی و رژیمهای سخت فقط به رفتار بیرونی کار دارن و به باورها و عادتهای ذهنی دست نمیزنن. برای همینه که حتی با تعهد کامل، نتیجهشون معمولاً موقتیه.
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال تغییرهای بزرگی توی وضع مالی، رابطهها و کارم دیدم. همون موقع فهمیدم همون تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کرده بودم، اگه به سمت ذهن بره، میتونه کارهای بزرگی بکنه. بعد همین نگاه رو به لاغری آوردم.
🗝️ تعهد بدون «باید»
یکی از اولین چیزهایی که یاد گرفتم، این بود که «باید» رو با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. «باید لاغر بشم» برای من همیشه معنای جنگیدن داشت؛ و تعهدی که از جنگ ساخته بشه، خستهکنندهست. «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» تعهدی میسازه که از خواستن میاد و خسته نمیکنه.
🔑 تعهد یعنی مسئولیت، نه سرزنش
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. تعهد واقعی از همینجا شروع شد؛ چون حالا میدونستم تغییر دست خودمه.
ولی مسئولیت با سرزنش فرق داره. امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبلاً بعد از هر پرخوری میگفتم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم» و فردا ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» حالا قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم.
🌱 تعهد یعنی ادامه دادن، حتی با لغزش
قبلاً همه یا هیچ فکر میکردم؛ اگه یه وعده پرخوری میکردم، کل برنامه رو کنار میذاشتم. تعهد من شکننده بود چون جایی برای اشتباه نداشت. در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم تعهد یعنی ادامه دادن، حتی وقتی لغزش داری. من هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن.
اوایل مسیر، ذهنم بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جواب، شکل تعهد من بود: نه وعدهی معجزه، بلکه قول یاد گرفتن.
با همین تعهد، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
🗣️ تعهدی که زیر بار حرف دیگران خم میشد
یکی از چیزهایی که تعهدهای قبلی من رو میشکست، حرف دیگران بود. مسخره شدن توی مدرسه، «نصیحتها» دربارهی وزنم و نگاههایی که حس میکردم توی مهمونیها روی بشقابمه. هر بار که تصمیم میگرفتم، یه نفر چیزی میگفت که یا تعهدم رو زیر سؤال میبرد یا من رو به خوردن بیشتر میکشوند. احساس گناه بعد از حرف یکی از فامیل توی مهمونی، همیشه من رو به خوردن بیشتر میبرد.
حتی وقتی وزن کم میکردم، این حرفها تموم نمیشد. مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» راستش رو بخوای، خودم هم ته دلم باور نداشتم که میمونه.
من یه مردم و میدونم حرف دیگران روی من کمتر از خانمها اثر میذاره. ولی خوندن و جواب دادن به پرسشهای هزاران نفر از اعضای سایت کمکم کرد بفهمم برای خیلیها این فشار چقدر سنگینتره. تعهدی که از درون بیاد، کمتر زیر بار این حرفها خم میشه؛ چون دلیلش توی ذهن خودته، نه توی نظر دیگران.
👀 لاغرها تعهد نمیدن؛ عادت دارن
یه چیزی که سالها برام معما بود، رفتار دوستهای لاغرم بود. توی مهمونیها بدون نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. هیچ تعهد بزرگی نمیدادن، هیچ رژیمی نداشتن.
امروز میدونم اونها به یه سری عادت ذهنی متعهد بودن؛ بدون اینکه اسمش رو تعهد بذارن. و هدف لاغری با ذهن هم همینه: اینکه تعهدت کمکم از یه قول بزرگ و سخت، به یه عادت ساده و روزمره تبدیل بشه. وقتی به اونجا برسی، دیگه لازم نیست هر روز تعهدت رو تجدید کنی؛ خودش بخشی از تو شده.
☕ تعهدهای کوچیک امروز من
امروز تعهد من خیلی کوچیکتر و سادهتر از روزهای رژیمه. صبحها هنوز چای با یه شکلات یا بیسکویت میخورم و همیشه بهترین انتخاب رو ندارم، ولی انتخابهام از قبل بهتر شده. هنوز گاهی بعد از تموم کردن یه کار، همون صدای قدیمی دعوتم میکنه چیزی بخورم؛ گاهی بهش گوش میدم و گاهی نه.
تعهد من دیگه «هرگز نخوردن» نیست؛ دیدن و انتخاب کردنه. همین تعهد کوچیک، از همهی اون قولهای بزرگ رژیمی ماندگارتر بوده.

🍃 تعهدی که هر روز سبکتر میشه
رژیمها هر روزشون سختتر از روز قبل بود. ولی در مسیر لاغری با ذهن، هر روز که میگذره، مسیر سادهتر و آشناتر میشه. تعهد اینجا یه بار سنگین نیست که تا آخر خط تحملش کنی؛ یه عادت تازهست که با هر روز تمرین، طبیعیتر میشه.
اگه حس میکنی شعلهی این تعهد توی دلت روشن شده، ولی هنوز نقشهی راه دقیقی نداری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده؛ یه مسیر قدمبهقدم که تعهدت رو از جادههای بنبست به سمت تغییر ذهن میبره.
🏁 جمعبندی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هنوز نرسیدی، تو بیاراده نیستی؛ تعهدت رو در مسیر اشتباه خرج کردی. تعهدی که از فشار بیرونی بیاد، با رفتن فشار تموم میشه. ولی تعهدی که از خواستهی خودت بیاد، با مسئولیتپذیری همراه باشه و جا برای لغزش داشته باشه، میتونه تو رو به لاغری ماندگار برسونه.
✍️ تمرین: قدرت تعهدت رو ببین
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و به این سؤالها جواب بده:
- در روشهای قبلی لاغری چقدر متعهد بودی؟ با یه مثال بنویس.
- به چاق شدن هم متعهد بودی؟ چه عادتهایی رو هر روز با وفاداری تکرار میکردی؟
- چرا با وجود این تعهد، به نتیجهی دلخواهت نرسیدی؟
- تعهدهای قبلیت از فشار بیرونی میومدن یا از خواستهی خودت؟
- یه تعهد کوچیک برای این هفته بنویس، با جملهی «دوست دارم … رو تجربه کنم».
📝 برام بنویس
تا حالا خودت رو بیاراده دونستی؟ بعد از خوندن این مقاله، نگاهت به تلاشهای گذشتهات چه تغییری کرد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، تعهد کوچیکت برای این هفته رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تعهد برای کاهش وزن یعنی چی؟
یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر و ادامه دادن مسیر، حتی وقتی لغزش داری یا نتیجه دیر میرسه. تعهد واقعی از خواستهی خودت میاد، نه از فشار بیرونی.
چرا با اینکه متعهد بودم، لاغر نشدم؟
چون احتمالاً تعهدت رو در مسیرهایی خرج کردی که فقط رفتار بیرونی رو تغییر میدادن و به باورهای ذهنی کاری نداشتن. مشکل از اراده نبود، از مسیر بود.
آیا شکستهای قبلی یعنی من بیارادهام؟
نه. کسی که بارها شکست خورده و دوباره شروع کرده، تعهد زیادی داره. همین تعهد اگه به مسیر درست بره، میتونه نتیجه بده.
چطور تعهدم برای لاغری رو ماندگار کنم؟
«باید» رو به «دوست دارم» تبدیل کن، مسئولیت انتخابهات رو بدون سرزنش بپذیر و لغزش رو بخشی از مسیر ببین، نه دلیل رها کردن.
امتیاز 4.61 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام و درود
تعهد داشتن در کاهش وزن:راز موفقیت در مسیر لاغری پایدار
راههای که برای کاهش اضافه وزن امتحان میکردیم هیچ کدام آنها ما رو به نتیجه نرسوند چرا ؟
چون مسیر اشتباه بود
وگرنه ما خیلی توانمند و متعهدانه داشتیم ادامه میدادیم چون مسیر اشتباه بود ادامه راه رو نمیتونستم بریم
همین که بعد از هر بار شکست باز بلند میشدیم و دوباره راه دیگه ای رو ادامه میدادیم یا مثل من که هر بار با ورزش و باشگاه میخاستم وزن کم کنم با اینکه میدونستم فایده نداره باز ادامه میدادم و میرفتم و رهاش نمیکردم شاید مدتی اونو رها میکردم ولی باز ادامه میدادم
و همیشه خودم رو ناتوان میدونستم که من لاغر بشو نیستم من نمیتونم لاغر بشم چاقی من ارثیه خدا منو اینطور آفریده باید قبول کنم دیگه قبل از ورودم به این دوره من قبول کرده بودم که دیگه من لاغر بشو نیستم خدا میخاد که من اینجور باشم استایلم اینجوریه نباید تقاضا کنم باید لاغری رو فراموش میکردم ولی با وجود اینکه قبول کرده بودم ولی باز بلند میشدم
چقدر تعهد داشتم برای بودنم در مسیر لاغری بارها راههای رو امتحان میکردم مقداری از وزنم کم میشد باز دوباره رها و دوباره برگشت وزن
ولی خب این نشانه از ناتوانی ما نبود که نمیتونستیم به نتیجه برسیم
نشان از اشتباه بودن مسیر بود مسیر اشتباه آدم و خسته و ناتوان میکنه و دیگه نای ادامه دادن رو به آدم نمیده
و دوست داره که هر چه سریع تر رهاش کنه
و الا ما توانمند بودیم متعهد بودیم
اگه این تعهدی که سالیان سال در این مسیر اشتباه به جاش در مسیر درست و صحیح
به کار گرفته بودیم الان به هدف مون رسیده بودیم و در سلامتی و تناسب و حال خوب به سر میبردیم
تعهد داشتن کلید طلایی موفقیت در هر کاریه
ما بی اراده و ناتوان نبودیم فقط مسیر اشتباه بوده و الا تعهدی که در این مدت نسبت به هدفی که داشتیم اگه در مسیر صحیح بود الان من متناسب بودم
چقدر در طی مسیر با اشتیاق و انگیزه داشتم مسیر اشتباه رو میرفتم
اگه این انگیزه و اشتیاق رو در مسیر درست به کار گرفته بودم الان موفق بودم
چه تلاش های پی در پی که برای هدف هام داشتم
تعهد خیلی مهمه
تعهد در نظر ما یعنی پذیرفتن مسولیت کامل تغییر یعنی پایبند بودن به خود یعنی ادامه دادن مسیر حتی در روزهایی که خیلی خسته ایم دقیقا شبیه الآنم خوشحالم که متعهدانه دارم مسیرم رو ادامه میدم
با وجود اینکه خسته ام با وجود اینکه خیلی کار دارم با وجود اینکه هر کاری میکنم همه ی کارام رو جلو میندازم که بشینم بنویسم فایل گوش کنم خب اینا چی بهش میگن ؟
اینکه از هر چیزی بزنی و بگذری تا بشینی فایل گوش کنی و بنویسی بهش چی میگن
این تعهد هستش خب
این تعهدی که الان در مسیر لاغری با ذهن در پیش گرفتم منو به هدفم میرسونه به شرط ادامه دادن و عمل کردن
همین دوتا موضوع برای رسیدن به هدف کافیه
ادامه و استمرار و عمل کردن
عالیه
پس منی که از طریق ذهن چاق شدم باید از همین راهی که برای چاقی در نظر گرفته بودم برگردم
همانطور که برای چاقی تعهد بسته بودم و به هدفم رسیدم
الان هم برای لاغری تعهد میبندم که در این مسیر به هدفم که لاغریه برسم
این تمرینات مثل کاشتن بذر توی ذهنمونه
اگه خوب بهش رسیدگی کنیم در آینده برداشت خوبی خواهیم داشت از جمله تناسب اندام اعتماد به نفس آرامش سلامتی و…..
امروز به خودم قول میدم که این بار مسیرم رو با قدرت و آگاهی ادامه میدم
ما همگی خالق بهترین نسخه از روح و جسم خودمان هستیم به شرط اینکه که واقعا و صادقانه به این مسیر متعهد بمانیم
ممنون و سپاس از استاد عزیزم بابت آگاهی ها
در پناه خدا شاد و پیروز باشید 🌹🙏
وای،خدای من چه حالی داشتم زمانی که داشتم این متن زیبا رو می خوندم ،این متن حرف دل من بود ،انگار بهتر بگم حرف کسی بود که بهتر از خودم من رو درک کرده ومن رو عاشقانه تر دوست داشته ،دلم برای خودم سوخت ،خودم رو خیلژ غذای دادم تا به تناسب اندام برسم ولی ته اون همه عذاب هم عذابی بیشتر بود ،من رو ببخش معصومه ی عزیزم ،من دوست داشتم توی به هدفتان برسی ولی مناره درست رو بلد نبودم ،الان که فهمیدم که راه درست چیه ونا خواسته چقدراذیت ت کردم خیلی ناراحت شدم سر درد گرفتم وگریه کردم ،باز هم ازت معذرت خواهی می کنم وبهترین قول میدم تمام تلاشم رو می کنم که تورو شاد کنم وبه تناسب اندام از روش درست برسونم بهت قول میدم تمام تلاشم رو بکنم که برای تو ارزش قائل باشم واشتغال وارد توی نکنم تا موجب آزار وناراحتی توی نشوند ، توی با ارزشی ،توی لایق بهترین ها هستی ،من قبلا اصلا نمی دونستم گرسنگی یعنی چی ،الان که فهمیدم گرسنگی یعنی چی ،فهمیدم من اصلا در دنیای دیگه ای سیر کردم و لاغر ها چه دنیای قشنگ ولذت بخشی دارند ،منم می خوام از این لذت ها استفاده کنم ،منم می خوام بفهمم گرسنگی و این که غذا خوردن موقع خاصی داره (گرسنه شدن)داره یعنی چی ،در دنیای لاغری ها گرسنگی هم لذت بخش چه برید به غذا خوردن به اندازه نیاز ،وقتی می خوام غذا بخورم ولی زیاد گرسنه نیستم به خودم میگم به عشق با لذت خوردن بمونم تا کاملا گرسنه بشم ،یا وقتی که در حال خوردن هستم به خودم میگم ادامه ندم که مزه غذا بی مزه نشه ، در دنیای لاغر ها همه چیز لذت بخش ،خواندن، بیدار شدن ،راه. رفتن ،حضور در جمع،تنهایی،رفتن به پارک ،رفتن به کافه ،رفتن به رستوران ،خرید لباس ،پوشیدن لباس،رفتن به استخر ،شنا کردن،رفتن به باشگاه،در کنار خانواده ،
به نظر من تعهد در مسیر به اندازه ای اهمیت داره که رسیدن به هدف اهمیت داره
من در روشهای قبلی خییلی تعهد قوی داشتم مثلا سعی می کردم که غذای رو اضافه مصرف نکنم و تمام تلاشم رو می کردم با وجود فرمولهای چاقی در ذهنم ولی چون مسیرم اشتباه بود با وجود ینکه 30 کیلو وزن کم کردم دوباره چاق شدم ،من تعهد قوی داشتم که توانستم با وجود این فرمول های ذهنی اشتباه بارها وزن کم کنم تا جایی که همه انگشت به دهن مانده بودن وحالا من باید ان تعهد را در مسیر درست ذهنی بیاورم ونتیجه عالی وهمیشه گی بگیرم. لذت دنیای لاغر ی را ببرم و وارد بهشت دنیوی شوم واقعا تولد من از روزی هست که وارد این دوره شدم واز ین به بعد این روز را جشن تولدم اعلام میکنه کنم ،البته قشنگیش اینه که این روز با روز به دنیا آمدن واقعی م یکی هست تاریختولد واقعی من یعنی 27 اسفند هست ولی تاریخ تولد شناسنامه ی من 1 فروردین هست
من یادم نمی یاد برای چاق شدنم تعهد آگاهانه ای داده باشم ،چاقی من شاید عمل به فکر مولهای چاقی م هست که خودش هم یکدل تعهد است
من با تعهد قوی که در ور زش و رژیم داشتم ولی چون.ن مسیرم ط.ری بود که خودم را در غذای وفشار قرار دادم دوباره چاق شدنم چون ذهن من خواهان شادی وراحت برای من هست .نمی زاره من در در رنج .ناراحتی باشم ،به همین خاطر هست که ما میگیم باید با خوشحالی وراحتی متناسب بشیم تا ذهنمون ما رو همراهی کنه و لاغری با لذت ودانشگاه داشته باشم
من برای لاغری ولذت بردن به خودم تعهد میدهم که تا رسیدن به مقصد نهایی با شوق واشتیاق ادامه دهم
از زمانی که وارد سایت شدم فهم معنی تعهد داشتن چیه ،تعهد یعنی استفاده از تمام لحظه هام برای رسیدن به هدفم
نشان های دریافت شده
به نام الله زیبایی ها
و سلام….
استاد آهنگی که انتخاب کردید بعد مدتها انگار یه عالمه آرامش بخش به روحم تزریق شد.
نشان های دریافت شده
سلام عرض احترام
وقت بخیر
به نظرم تعهد همهچیزه؛ یعنی همون سوخت اصلی موتور منه. اگه تعهد نداشته باشم، هر چقدر هم راه رو بلد باشم، از جام تکون نمیخورم. تعهد همون کلید طلاییه که باعث میشه حتی اون روزهایی که خستهام یا حس میکنم ترازو تکون نمیخوره، باز هم با ایمان کامل به مسیرم ادامه بدم. بدون تعهد، موفقیت فقط در حد یک آرزوی قشنگ باقی میمونه، اما با تعهد، اون آرزو تبدیل به واقعیتِ زندگی من میشه.
راستش رو بخوام بگم، من اتفاقاً خیلی آدم متعهدی بودم، اما متأسفانه توی مسیرهای غلط! مثلاً یادمه وقتی رژیم میگرفتم، با اینکه از گرسنگی بیحال میشدم و بدنم داشت زجر میکشید، ولی باز هم پاش میایستادم و به اون برنامه عمل میکردم. یا ساعتها خودم رو با پیاده روی های طولانی و ورزشهای باشگاهی و کارای قدرتی مثل پتو شستن و حرکت روی سطوح شیبدار و پله کانهای پلهایی هوایی و راه پله خسته میکردم. این یعنی من اراده داشتم و متعهد بودم، فقط داشتم این انرژی رو توی یه جادهی بنبست خرج میکردم که تهش به سرخوردگی میرسید.
• اگه عمیق نگاه کنم، بله! شاید آگاهانه نخواسته باشم چاق بمونم ، اما در واقع به یه سری عادتهای ذهنی و رفتاریِ غلط خیلی متعهد بودم. یعنی هر روز بدون اینکه بفهمم، داشتم اون کارهایی رو تکرار میکردم که نتیجهش میشد چاقی. در واقع من به «چاق موندن» متعهد شده بودم و نگرشم این بود که لابد راه دیگهای ندارم یا این سرنوشت منه، و همین فکر باعث میشد توی اون وضعیت بمونم.
• چون من فقط داشتم با جسمم میجنگیدم. میخواستم با زورِ نخوردن یا فشارِ فیزیکی، بدنم رو تغییر بدم، در حالی که ذهنم هنوز همون برنامهی «آدم چاق» رو اجرا میکرد. وقتی ذهن همراه نباشه، هر چقدر هم به رژیم متعهد باشم، بدنم مقاومت میکنه و به صورت مصنوعی سوختوساز رو بالا میبره؛ برای همین بود که یا شکست میخوردم یا اگه کم میکردم، دوباره سریع برمیگشت.
• بله، این بار با تمام وجودم متعهدم. چرا؟ چون این مسیر برعکس بقیه راهها، بهم آرامش میده و با روح و روانم در صلح و آشتیه منطق من میگه وقتی ریشهی چاقی توی ذهنمه، پس تنها راه واقعی و موندگار هم از همین ذهن میگذره. من حاضرم برای تمرینهای ذهنی وقت بذارم چون میدونم دارم روی اصلِ ماجرا کار میکنم، نه روی ظاهر. این تعهد دیگه برام بار سنگینی نیست، چون دارم برای ارزشمندیِ خودم و سلامتیم سرمایهگذاری میکنم.
• بزرگترین تغییری که ایجاد شده اینه که دیگه خودم رو «بیاراده» نمیبینم. قبلاً فکر میکردم چون رژیمها رو رها میکنم، آدم تنبلی هستم، اما الان فهمیدم که من فقط آدرس رو اشتباه میرفتم. نگاهم به تعهد از «سختی کشیدن و جنگیدن» تبدیل شده به «وفاداری به خودم». فهمیدم تعهد یعنی تکرارِ هوشمندانهی تمرینهایی که ذهنم رو لایقِ یه اندام متناسب میکنه. الان با عشق و آگاهی متعهدم، نه با اجبار و تنبیه بدن.
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدای مهربان
حالمو بهتر کن
(از نوشتههای لاغری با ذهن) ،
■ تعهد برای کاهش وزن: راز موفقیت در مسیر لاغری پایدار
■●■●■●■●■
■ما که سالهاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنیم، خوب میدونیم تعهد داشتن توی مسیر لاغری چقدر میتونه سخت و کلافهکننده باشه، مخصوصاً وقتی پای رژیمهای عجیب و غریب و ورزشهای سنگین وسط میاد.
همهی ما حداقل یه بار توی عمرمون این راه رو رفتیم و تهش هم به مقصد نرسیدیم و فکر کردیم لابد بیاراده هستیم. اما حقیقت اینه که ما اتفاقاً خیلی هم بااراده و متعهدیم؛ چون اگه نبودیم که بعد از این همه شکست، باز هم بلند نمیشدیم و دنبال یه راه جدید نمیگشتیم.
■رژیمهای سنتی و ورزشهای طاقتفرسا فقط میخوان با زور و فشار فیزیکی ما رو لاغر کنن، ولی چون ذهن ناخودآگاهمون باهامون همراه نیست، همیشه فشار عصبی زیادی رو تحمل میکنیم و تهش هم خسته میشیم و همهچی به حالت قبل برمیگرده.
● توی لاغری با ذهن، دیگه خبری از اون شکنجهها و سختیها نیست و تعهد داشتن برامون یه بار سنگین نیست، بلکه یه تجربهی شیرین و لذتبخش میشه. اینجا یاد میگیریم که به جای تنبیه کردن بدنمون، با ذهن و روحمون آشتی کنیم تا همه چی خیلی طبیعی و خودکار پیش بره.
حالا که به اینجا رسیدیم و داریم این مسیر جدید رو یاد میگیریم، یعنی وقتش شده که اون تعهد قدیمی رو جوری هدایت کنیم که به جای خستگی، برامون نتیجه داشته باشه
. مثل اون دوست عزیزی که وقتی وارد «سرزمین لاغرها» شد، با خودش عهد بست که تمرینهای ذهنی رو هر روز انجام بده و هیچ فایلی رو نادیده نگیره. نتیجهاش هم این شد که حتی اون هفتههای اول که ترازو تغییر زیادی نشون نمیداد، ناامید نشد و با قدرت ادامه داد تا بالاخره طعم شیرین کم شدن سایز رو چشید.
■نکتهی شگفتانگیز اینجاست که این تعهد فقط جسم ما رو تغییر نمیده، بلکه روی کل زندگیمون اثر میذاره؛ روابطمون بهتر میشه، ترسهامون میریزه و برای اولین بار حس میکنیم کنترل کامل زندگی و وزنمون دست خودمونه. این تعهد مثل یه موتور قدرتمنده که ما رو به سمت هدف پرتاب میکنه و نمیذاره توی سربالاییهای زندگی عقبنشینی کنیم.
پس بیایم همین امروز صمیمانه به خودمون قول بدیم که این بار مسیر رو با قدرت و آگاهی ادامه میدیم. ما همگی معمار جسم و روح خودمون هستیم، به شرطی که واقعاً به تمرینهای ذهنی متعهد بمونیم و از تکرارشون خسته نشیم؛ چون میدونیم
■. این تمرینها اصلاً سخت نیستن، بلکه بخشی لذتبخش از سبک زندگی جدید ما میشن که تهش به تناسب اندام، اعتماد به نفس و آرامش ابدی ختم میشه.
نشان های دریافت شده
سلام متعهدبودن درتمام امورات عامل موفقیت مامیشه من وقتی باسایت استاداشناشدم تعهددادم من گاهی شده حالم خوب نبوده ولی مسیررورها نکردم پرقدرت ترادامه دادم درموردزندگی هم متعهدهستم،۱،تعهدداشتن خودش یجورتحریک میکنه من بخودم بیام وبخودم یاداوری کنم براسلامت جسم وروحم ارزش قایل بشم چون قراره من باهمین اموزش کلی مطالب درموردروش ذهنی یادبگیریم واجراش کنم بی تعهدی یجورادم بی نظم میکنه مثل کسی که تعهدی به زندگیش نداره براش مهم نیست ولی تعهدیجورنظم میده به افکارواعتمادبنفس روبالا میبره من خودم وقتی متعهدشدم دراین مسیرباشم وبه اندام دلخواهم برسم پس تلاش هم بایدبکنم ۲،روش قبلی من رژیم ورزش بود من برنامه رواجرامیکردم منتظربودم تنوم شه برم سراغ پرخوری ولی براباردارشدن یا ازدواج رورژیمم متهدبودم واجراش کردم خوب لاغرکردم وقتی به هدفمم رسیدم رهاش کردم من یه رژیم سخت روسه باراجراش کردم وموفق شدم انسان بخوادبه هدفی برسه تلاش میکنه ۳،من فقط برارسیدن به هدفم متعهدشدم بعدش رهاش کردم دیدم نمیتونم برام سخت بودبدنم ضعیف شده بود حالم بدمیشد توذهن بخوراکی ها فکرمیکنم وازکم خوری ها خسته میشدم همیشه گرسنه بودم۴،من تواین روش الان یکساله متعهدانه موندم گاهی ازمون وخطا داشتم ولی رهانکردم بلندشدم وپرقدرت ترادامه دادم حتی شده یک فایل گوش کردم نوشتم وازهمه مهم تر اجراتکنیک هاست ۵،این سایت تنها توروش تناسب اندام کارنمیکنه توتمام جنبه ها چقدرکمک کرده افراد رو بااعتمادبنفس کرده ،چقدر حس وحال هاخوب شده ،قبلا میگفتن تالاغرنشیم دنبال اهداف نمیریم ولی دراین روش افراد به چه موفقیت هایی رسیدن چقدرفایل هایی هستن حال روخوب میکنه واقعا تناسب ازذهن اغازمیشه نه جسم ابتداذهن انسان بایدیادبگیره چحوری رفتارکنه دربرابر غذاها ۶،لاغری باذهن بمن کمک کرده مثل رژیم تورنج وحسرت خوردن نباشم افکارمواصلاح کنم موضوعی حالموبدکنه دنبالش نکنم یک ذهن ازادجسم سالم میسازه رواعمال ورفتارتمرکزداشته باشم بتوردن نخوردنه فکرنکنم راحت زندگی کنم ۷،درتمام مراحل زندگی متعهدباشیم سرسری کاری روانجام ندیم اگرمسوولیتی رو قبول کردیم درست اجراش کنیم تعهدبراسلامتی خیلی باارزشه
نشان های دریافت شده
سلام تعهد داشتن فقط توجنبه لاغری نیست بایددرتمام مراحل زندگی باشه اگر خانم دارهستیم بایدمتعهدباشیم به امورخانه داری مادرهستیم دربرابراون وطیفه مادرانه اگرشاعل هستیم دربرابراون کار دربرابر لاعری ماهرروزیک تایمی روانتخاب میکنیم واموزش هارو دنبال میکنیم مینویسیم واجرامیکنیم مادربرابر جسم خود تعهدداریم به سلامت اهمیت بدیم درطی مسیرنبایدلیزخوردمااشتباهات که داریم طی سالها این عادت هابامابوده وزمان میبره تاذهن ازاین عادت ها دوربشه وما نبایدزودناامیدبشیم چرالاعرنشدیم من زمانی شروع کردم اولش چاقترشدم بعد ارام ارام دیده دارم لاغرمیشم این مسیرارام هست وزمان بره نبایدعجله داشته باشیم وزمان تعیین کنیم ما بیایم زبان لاغری رویادبگیریم واجراش کنیم ماچقدررزیم رواجراکردیم هیچ جوابی نگرفتیم بیشترحال مابدبود اصلا امیدبه لاغری نداشتیم ودنبال راهی بودیم که لاغری بدون سختی باشه وباسایت اشناشدیم ویادمیگیریم چاقی ما بخاطر فرمول اشتباه مغزی من هست همچی ازذهن شروع میشه ذهن ناخوداگاه من یادمیگیره باروش ذهنی هم سوبشه وماهرروز فایل گوش کنیم اشتباهات روشناسایی واصلاحش کنیم چطورمن برازندگیم متعهدم بایدغذابپزم خونه تمیزکنم ولی نسبت به اندامم بی تفاوت باشم این اشتباهه براسلامتم وقت بزارم لاعری روبرا ذهنم کوچیک کنم
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام 66تعهد برای کاهش وزن راز موفقیت در مسیر لاغری پایدار
به نظر شما تعهد براب کاهش وزن داشتن چقدر درلاغر شدن باموفقیت درهر تصمیمی اهمیت دارد؟ به نظر من اگر میخواهیم به هدفی برسیم تعهد داشته باشیم دران کار یا هدفی که داریم بخوبی به ان هدف میرسیم ونتیجه خوبی بدست میاریم اگر ما تعهد داشته باشیم برای تعهدخود هرروزکاری براش انجام بدیم حتما موفق می شویم
در استفاده از روش های قبلی برای لاغرشدن چقدر متعهد بوده اید؟ باذکر مثال. من همیشه هروقت رژیم می گرفتم هر کاری که برای لاغرشدن بود انحام میدادم وهر کاری که مربی ومشاور می کفت انجام میدادم وچند بار هم با رژبم ورزش خیلی وزن هم کم می کردم حتی یه بار بارژیم وورزش حدود25کیلو کم کرده بودم خیلی عالی بود
ایابرای چاق شدن هم متعهدبوده اید؟ نگرش تون درباره تعهد داشتن درچاقی چی بوده؟ چون هروقت من تصمیم بع رژیم می گرفتم من مبدونستم که لاغرمی شوم اما بعداز از تمام شدن رژیم میدونستم بعداز مدتی باز وزنم بر می گرده
چرا با وجود تعهد به رژیم ها وورزش به نتیجه دلخواه نرسیده اید؟ چون ذهن من پر بود از فرمولهای چاقی وهر وقت با رژیم لاغرمیشدم بعداز مدتی باز چاق میشدم چون من فرمولهای چاقی را درذهن خود پروش میدادم برای همیندرژیم ورزش هم نیکردم وبعداز مدتی باز جاق میشدم
ایا واقعادرمسیر لاعری باذهن متعهد هستید؟ برای خودتون متنطقی سازی کنید. بله من دراین مسیر لاعری باذهن متعهدم چون درروشهای قبلی هم متعد بودم وهر ماری برای لاغری میگغتن انجام می دادم ودراین راه هم متعهد هستم چون هر رپز دراین مسیر یه گام برای لاغری بر می دارم ونگرش وفرمپلهای ذهنی من تغییر کرده ومن مثل دوستی که درنوشته بود برای خودم یه شلوار وتیشرت دوسایزکوچک خریده ام ومنتظرم که لاغربشم وابن لباس ها را بپوشم من انتظارم از خودم لاغری هست
بعداز اشنایی با سایت تناسب فکری چه تغییری درنکاه شما نسبت به تعهد داشتن ایجاد شده؟ من هر روز سعی میکنم درسایت باشم و یه وقت بزارم برای خواندن نوشتاری وفایل گوش دادن وخواندن نوشته های دوستانکه خیلی مفید هستن وتمرین ها را انجام میدم واگر هم یه وقت مهمون داشتم
با کاری داستم اگه نتونستم تمرینها را انجام بدم اما حتما فایل ها را گوش میدم
چطور لاغری باذهن به شما کمک میکنه از نیروی تعهد برای کاهس وزن برای رسبدن به تناسب استفاده کنید.؟ من از وقتی دراین سایت هستم اشتیاقم برای لاغری بیشتر شده خیلی مسیرراحتی هست ومن با دیدن استاد ودویتان شگفتی ساز شوق ذوق میکنم برای لاعرشدن احساس سبکی میکنم ودراین مسیر خیلی ارامش دارم خیلی عالیه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد از شما
به نام خدای مهربانم
بازم در مسیر تکرار. این فایل من رو برد به شش سال و نیم پیش که تازه با پبج استاد اشنا شده بودم و همش میگفتم چثدر استاد خوب حرف میزنه از تو دل من حرف میرنه و من با تمام وجودم عاشق تک تک اگاهی هایی بودم که از زبان استاد میشنیدم و هی میگفتم چقدر حرف های استاد مرهمی بر زخم من هستند و دقیقا انگار استاد با من حرف میز نه و لی نمیدونستم ایشون سایت داره و من همیشه منتظر بودم تا استاد وارد اینستا بشه و یه لایوی و یا پستی یا استوری بزاره و من تمام و کمال اون رو گوش میدادم و دقیقا یادم هست این جز اولین لایوهای استاد در اون دوران من بود که تازه با پیج ایشون اشنا شده بودم و دقیقا استاد داخل همین لایو گفت چرا خودت استمرار و تعهد نداری و همش منتظری تا من بیام اینجا و یه چیزی بگم تو خودت برو داخل سایت و هر روز با استمرا. یه فایل ها گوش بده شاید یه روز من وقت نکنم بیام جلو دوربین پس تو نباید اون روز قدمی برداری ؟ و انگار تمام این حرفها رو به من گفت و اصلا به من برخورد که چرا من تعهد ندارم و من اونجا متوحه شدم ایشون سایت دارن و رفتم و به هر طریفی بود وارد سایت شدم و هر. روز آموزشها رو با تمام وجودم گوش میدادم و مو به موی حرفهای استاد رو داخل دفترهای خودم مینوشتم ولی اصلا اعتماد به نفس نداشتم که داخل سایت جمله ای هم بنویسم و چقدر کامنت دوستان رو میخوندم و نکته ها رو در. دفترم یادداشت میکردم و خلاصه با عشق و استمرار من در این مسیر حر کت کردم و چفدر هم سایز و وزن کم کردم و باید بگم که آشنایی من با این مسیر همزمان بود با شروع کرونا و همه جا تعطیل بود حتی باشگاه ها و همه ترس و نگرانی از چاقی بیشتر داشتن ولی من بسیار لاغر تر شده بودم و این برای همه جالب بود و اما دیگه من فقط دنبال لاعری نبودم دنبال کشف حقیقت و قانون های جهان هستی بودم و به خودم اعتماد. داشتم و خودم رو باور کرده بودم و به خدا باور قلبی داشتم و با اشتیاق سوزان شروع به جستجو در تمام قسمتهای سایت کردم و هنوز که هنوز هست من در این مسیرم و من خودم رو جز شاگردان با استمرارو با تعهد استاد میدانم که با اینکه فاصلم با تناسب خیلی کمه ولی هر روز با عشق به یادگیری یک اگاهی جدید برای رشد و پیشرفت خودم وارد این راه میشم و واقعا دارم لذت می برم از خودم و جسمم و زندگیم و حالم و هر آنجه دارم حالا لاغر تر هم شدم بسیار عالی تر میشه و لذت من از خودم بیشتر میشه نشد هم نشد مهم تین هست که زنده هستم ..
تههد داشتن برای رسیدن به هر خواسته ای و تغییری در زندگی باعث موفقیت افراد میشه و در کاهش وزنم همین تعهد رو میخوایم یعنی ممکنه من با وجود اینکه در این راه هستم و فایل گوش میدم ولی تعییری در جسم من به وحود نیاد و اینجا هست که باید تعهد داشته باشم و استمرارر داشته باشم و بازم من ادامه بدم همین تعهد و استمرارم بلخره من رو مو فق میکته درسته در این دنیای مادی زمان رسیدن به خولسته ها م کم شده مثلا زمان پخت غذا و طی کردن مسافتها و … کم شده اما متاسفانه ما این توحه رو نداریم که جسم ما و انرژی حاکم بر جهان هستی سرعتش رو تغییر نکرده درسته غذایی که شش ساعت زمان میخواسته حالا با زودپز و مایکرو ویو و …یه ساعته میپزه ولی در سرعت کاهش وزن بدن اون تاثیری نداره در سرعت یادگیری هم رفته بالا ولی سرعت سلولسازی و ضربان قلب و گردش خوون و .. تغییر نکرده یعنی سرعت جسم تغییر نکرده .
من وقتی مینویسم رفتارهام تعییر کرده ولی هنوز لاغر نشدم این جمله درست نیست چون هر کلمه در ذهن ما تعریفی داره و لاغری در ذهن من به معنای چند کیلو کم کردن نیست به معنای رسیدن به نتیجه ی نهایی هست پس من باید حواسم به تغییراتم باشه .
من باید استمرار داشته باشم تا در نهایت به نتیجه ی عالی برسم .
من با تصمیم گرفتن لاغر نمیشم من برای لاغری نیاز به تعهد دارم .
دقیقا من در این مسیر به لاغری تعهد دارم برای مثال امروز ظهر کتلت داشتم با سبزی خوردن و من دیدم اصلا طعم نون رو نمیخوام و خیلی راحت کتلت رو لای سبزی گداشتم و خوردم و لذت بردم و به خودم گفتم از این تعهد به اموزشها میاد و این کاری به تصمیم نداره چون من ولقعا میتونستم نون نخورم و برام مهم نبود که آیا رژیم هستم یا نه خیلی راحت اون رو رها کردم و نخوردم در حالی که در گذشته از حرصم شده بود میخوردم ولی الان احتیاج ندارم و نمیخورم .
من بسیار در زمان گذشته هم تعهد داشتم و در رزیم های مختلف بارها وزنهای مختلف و زیاد کم کردم و لی چون راهم نادرست بوده شکست خوردم و حالا همون تعهد و استمرار. رو وارد این راه کردم و با عشق هر روز دارم دنبال میکنم .
من یادم هست در گذشته برای چاقی هم تعهد داشتم و کلی فرمولهای چاقی در ذهنم داشتم پس نمیشه تمام این جاقی رو یک یا دو ماه از بین ببرم من باید همیشه در مسیز باشم و اموزشها رو دنبال کتم و از اونها استفاده کنم تا به لاغری دایمی برسم .
من هر روز یه تایمی رو برای بودن در سایت وگوش دادن و نوشتن و خواندن در نظر میگیرم و این همان تعهد من هست .
من به طرز عالی در انجلم هر کاری به طرز عجیبی استمرار و تعهد دارم مثلا همین کلاس اب درمانی اینقدر لدت میبرم از اون و اینقدر در خوب شدن زانوم تاثیر دلشته که من در روزهای موعود با شوق سر کلاس حاضر میشیم و اگر به هر دلیلی نشه برم سر کلاس خودم تایم ازاد میرم شنا و لذت میبرم و بارها مربی من در همین یکی دو ماه من رو. بابت همین قضیه تحسین کرده .
من اگر جسمم رو نمیخوام باید خودم تعییررکنم تا جسم جدیدم رو بسازم من اگر ناراضی هستم نباید این چاقی رو گردن خدا و بقیه بندازم باید مسولیت چاقی خودم رو قبول کنم . و من باید تعهد بدم برای لاغری خودم .خدا من رو چاق خلق نکرده من خودم،خودم رو چاق کردم و چاقی خودم رو خلق کردم پس من خدای چاقی خودم بودم و میخوام خدای لاغری خودمم باشم و تا زندم در این مسیر می مانم و لذت می برم .
من چاقی خودم رو گردن هیچ کس نمیندازم تقصیر خانواده و ژنتیک و خدا دارو و غداها نیست من خودم مقصر چاقی خودم هستم .
من باید متعهد باشم و اینقدر باید ادامه بدم تا به نتیجه برسم
من اگر متعهد باشم حتی اگر مسیر رو اشتباه برم موفق میشم.
اینقدر خطا میکنیم و اصلاح میکنیم تا در مسیر درستی قرار. بگیریم .
من بارها به رژیم متعهد بودم و لاغر میشدم در حد عالی ولی ماندگار نبود و همون تعهدم به رزیم باعث شد من وارد این راه بشم .و از اینجا به بعد هم که مسیر صحیح هست باید متعهد باشی .
هیچ چیز باید مانع متعهد بودن ما به این راه نشه .
وقتی متعهد بشی واقعا همه چیز لدت بخش میشه .من ایمان دارم به این راه هدایت شدم و خداوند من رو وارد این راه کرده چون توانایی لاغر شدن عالی رو در وجود من دیده .پس من میتونم .
افراد لاعر پیغام گرسنگی و سیری رو حس میکنن و درست میخورن اما افراد چاق اینها رو درک نمیکنن و خیلی از حالتها رو ربط میدن به گرسنگی مثلا سر درد و یا کم خوابی و یا کسلی و … و عمیشه آماده ی خوردن هستند .
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
تعهد در لاغری
من یا میمیرم یا لاغر میشم
من با تمام وجودم با تمام قلبم روحم و جسمم و با لذت و عشق و البته تعهد در مسیر درست لاغری با ذهن حرکت میکنم
و هیچ چیزی هیچ چیزی هرگز من رو از مسیر خارج نخواهد کرد و تمام مسیر های دیگه برای من غلط و بی معنا هستند
تعهد در لاغری خیلی مهم است وقتی در کاری تعهد داری یعنی در هرجا هستی در هر حالتی با هر شرایطی اون کارو بابد انجام بدی چون برات مهمه
برای من خیلی مهمه ک لاغر بشم و لاغر بمونم و میتونم بگم اولویت زندگی منه و من خودم رو متعهد میدونم برای آموزش دیدن و تمرین کردن
هر کاری رو در زندگی ادامه بدی هر روز و هر روز صد درصد نتیجه میده و تو خیالت راحته ک تلاشت رو کردی و حتی اگ نتیجه کوچیک باشه یا دیر بدست بیاد مهم نیست مهم اینکه بلاخره تلاش تو نتیجه میده و روزی میرسه ک از خودت بخاطر تمام تلاشهات و ادامه دادن هات تشکر میکنی و از خودت راضی هستی و چه حسی بالاتر از رضایت از خودت
همه میدونن ک از اهمالکاری و تنبلی و انجام کارهایی ک بیهوده هستند چیزی بدست نمیاد
من یک مثال میزنم دوتا کشاورز داریم هر دو بذر یکسان و خوبی رو در دست دارن
کشاورز کوشا اون بذر رو میبره سر زمین میکاره هر روز بهش آب میده خاک خوب و نور کافی و مراقب علف ها و… هست و هر روز تلاش میکنه و تعهد داره ک کارش رو درست انجام بده
و کشاورز تنبل اون بذر رو در کیسه میذاره و میخوابه و هر روز میگه فردا میکارم و هیچ تلاشی نمیکنه
بعد از ۶ ماه چه اتفاقی میافته
نتیجه واضحه تقصیر کیه ؟؟آیا تنبلی نتیجه میده ؟؟آیا تلاش و تعهد بی نتیجه میمونه ؟؟آیا این دونفر یکسان هستند ؟کدوم شخص از خودش و اعمالش راضیه و کدوم سرزنش میکنه خودشو ؟؟
زندگی کلا همینه اگر ما در هر کاری متعهد بشیم و ادامه بدیم و صبر کنیم نتیجه صد درصد هست
لاغری هم همینه حتی چاقی هم همینه
اگر من ناخودآگاه هر روز ب چاقی توجه نمیکردم هر روز ب خودم تنفر نمیدادم هر روز افکار چاقی رو مرور نمیکردم هر روز از خوردن ترس و عذاب وجدان نداشتم و هر روز تسلیم در برابر چاقی نبودم و خودمو ناتوان نمیدیدم و هر روز ب چاقی توجه نمیکردم و ۱۰ سال استمرار نمیذاشتم ک الان چاق نبودم
لاغری هم همینه من هر روز از بدنم تشکر میکنم ب خودم عشق میورزم هر روز فایلها رو نگاه میکنم و مینویسم و ساعتها فکر میکنم و خودمو توانا میبینم و هر روز لاغری رو برای خودم آسونتر میکنم پس طبیعیه ک من لاغر بشم چون دارم تلاش میکنم از بذر لاغری مراقبت میکنم بهش اطلاعات خوب میدم و از افکارم مراقبت میکنم و نتیجه صد درصد رقم خواهد خورد
اگر من کمی نتیجه دیدم و هر روز افراد بیشتری میگن لاغر شدی چقدر بهتر شدی نتیجه تعهد و تلاش خودمه
من انسان بی اراده و ضعیفی نیستم من فقط راه رو اشتباه رفتم و خودمو سرزنش نمیکنم
من با اینکه چند بار لیز خوردم بلند شدم و سعی کردم دلیل لیز خوردن رو پیدا کنم و رفع کنم
و ادامه دادم ادامه دادم و اصلا متوجه نشدم ک الان ۵۵ روز از ورود من ب سایت میگذره و تمام لباسهام گشاد شدن و من تنگ کردم اما بازم گشاد میشن و بزودی باید اونارو اهداکنم
من ادامه میدم تا روزی ک زنده هستم و نفس میکشم در مسیر تغییر خودم گام برمیدارم
آهنگ های گوشیم رو عوض کردم فیلمهایی ک میبینم حرفهایی ک میزنم و پیج هایی ک میرم رو درست کردم تا ورودی ذهنم درست باشه
من دوستدارم خودم زندگیم رو کنترل کنم خودم بدنم رو بسازم و میسازم
من دوستدارم بهترین هارو داشته باشم بهترین اندام بهترین لباس ها بهترین دوست ها بهترین رابطه ها بهترین شغل ها و بهترین در آمد
من مدام دارم فکر میکنم ک درسته من مادر هستم خونه دارم و در آمد ندارم اما میتونم شرایطم رو تغییر بدم میتونم در آمد داشته باشم و منتظرم ک خداوند بازم منو هدایت کنه و مطمئن هستم ک بزودی راهی رو پیدا میکنم شاید ی پیشنهاد کار شاید یک ایده ک تا حالا ب ذهن هیچکس نرسیده
من میخام خودم خالق زندگیم و سرنوشتم باشم نمیخام وقتی ۴۰ ساله شدم پشیمون باشم ک چرا تلاش نکردم و کاش ۱۰ سال پیش شروع کرده بودم
من از امروز از همین لحظه متعهد میشم ک خودم بسازم هر چیزی رو ک میخوام با قدرت ذهن میشه هر کاری رو کرد چرا ک ن ؟
من خدای لاغری خودم هستم و اینبار زندگی رو جور دیگه رقم میزنم من لایق بهترین بدن هستم همه قدرت دست خودمه و با توکل ب خداوند و همت خودم در هر کاری موفق خواهم شد
امروز چقدر ب خودم میبالم ک اینقدر عوض شدم و حالم خوبه و از خداوند میخام تمام انسانها راه درست رو پیدا کنن و همیشه شاد سالم لاغر و پولدار باشن
از خداوند و استاد روشن بینهایت متشکرم