سالها فکر میکردم مشکل من بیارادگیه. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با انگیزه شروع کردم، هر بار شکست خوردم و هر بار دوباره بلند شدم و یه رژیم تازه رو شروع کردم. اطرافیان میگفتن اراده نداری و من هم کمکم باورم شده بود. ولی امروز وقتی به اون سالها نگاه میکنم، یه چیز دیگه میبینم: من پر از تعهد برای کاهش وزن بودم؛ فقط این تعهد رو در مسیر اشتباه خرج میکردم.
شاید تو هم سالهاست خودت رو بیاراده میدونی. توی این مقاله میخوام نشونت بدم چرا احتمالاً اشتباه میکنی، چرا تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کردی نشونهی قدرته نه ضعف، و چطور میشه همین تعهد رو به مسیر درست برد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🚧 تعهد داشتن در مسیر اشتباه
هر کسی که با اضافهوزن زندگی کرده، احتمالاً حداقل یه بار با یکی از روشهای رایج تلاش کرده لاغر بشه؛ رژیم، ورزش، قرص، دمنوش. و خیلیها از این دویدنها به مقصد نرسیدن و لاغری براشون مثل یه سراب شده.
بیشتر ما فکر میکنیم مشکل از ارادهی ماست. ولی واقعیت برعکسه. کسی که بارها رژیم گرفته، شکست خورده و باز هم ایستاده و دوباره شروع کرده، یکی از متعهدترین آدمهاست. اگه تعهد نداشت، بعد از اولین یا دومین شکست قید همه چیز رو میزد.
رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. ولی هیچوقت کامل کنار نکشیدم. یعنی تعهد داشتم؛ فقط جادهام بنبست بود.

⚽ چرا تعهد، موتور موفقیته؟
تعهد کلید موفقیت در هر کاریه؛ فرقی نمیکنه توی زمین فوتبال باشه، توی کار یا توی یادگیری یه مهارت تازه. ولی تعهد فقط وقتی به نتیجه میرسه که در مسیر درست خرج بشه.
کسی که عاشق فوتباله و میخواد حرفهای بشه، از همون اول وارد یه باشگاه معتبر میشه و زیر نظر مربی تمرین میکنه. با هر عرق ریختن، یه قدم به هدفش نزدیکتر میشه و هیچوقت به این نتیجه نمیرسه که تلاشش بیفایده بوده؛ چون مسیرش روشنه.
حالا کسی رو تصور کن که با تمام وجود میخواد لاغر بشه، ولی بارها و بارها در مسیرهای اشتباه قدم برمیداره. بعد از مدتی، خسته و فرسوده به این نتیجهی اشتباه میرسه که هیچ راهی براش جواب نمیده. من سالها همین آدم بودم. و چیزی که کم داشتم اراده نبود؛ نقشهی درست بود.
🙅 تو بیاراده نیستی، فقط آدرس رو اشتباه رفتی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هر بار به دیوار خوردی، یه لحظه مکث کن. اگه فکر میکنی دلیل این شکستها کمبود اراده یا تنبلیه، داری خودت رو ناعادلانه قضاوت میکنی.
موفقیت ترکیبی از تلاش و مسیر درسته. هر چقدر هم با انگیزه و سرعت توی یه جادهی اشتباه برونی، به مقصد نمیرسی و فقط سوختت تموم میشه. و بدتر از اون، تصویرت از خودت خراب میشه و فکر میکنی بیارادهای؛ در حالی که مشکل هیچوقت از موتور نبوده، از جهت فرمون بوده.
💍 تعهدی که به یه هدف بیرونی وصل بود
یکی از قویترین تعهدهای عمرم مال روزهای خواستگاری بود. وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، با تمام وجود متعهد شدم و وزن کم کردم.
ولی دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. تعهد من واقعی بود، ولی به ازدواج وصل بود، نه به لاغری. وقتی به هدف بیرونی رسیدم، تعهد هم تموم شد. لاغر شدن هیچوقت برام سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود.
📅 تعهدهایی که از بیرون میومدن
تصمیمهای من برای لاغری همیشه از بیرون شروع میشد: یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تعهدی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار هم تموم میشه. این تعهد واقعیه، پرانرژیه، ولی کوتاهمدته. برای لاغری ماندگار، تعهد باید از درون بیاد؛ از خواستهی خودت.
💪 قدرت پنهان در شکستهای گذشته
وقتشه نگاهت به گذشته رو عوض کنی. هر بار که برای لاغری تلاش کردی و سختیهای مسیر رو تحمل کردی، در واقع داشتی ثابت میکردی که یه تعهد عمیق توی وجودت هست. این میل تمومنشدنی به تغییر، بزرگترین نشونهی قدرت توئه؛ قدرتی که تا امروز در مسیرهای اشتباه هدر رفته.
اگه یه آدم با همین میزان تعهد و پشتکاری که در رژیمهای قبلی خرج کرده، از روز اول وارد مسیر درست شده بود، به احتمال زیاد تا حالا به مقصد رسیده بود. پس سرزنش رو کنار بذار. تو کم نذاشتی؛ فقط راه رو بلد نبودی.

🔄 تعهد به چاقی؛ تعهدی که نمیدیدیم
یه نکتهی جالب دیگه هم هست: ما به چاق شدن هم متعهد بودیم، فقط اسمش رو تعهد نمیذاشتیم. من تقریباً تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. این یعنی یه تعهد روزانه و منظم؛ فقط در جهت مخالف.
از نوجوونی یه صدا توی ذهنم بود که بعد از تموم شدن هر کاری دعوتم میکرد چیزی بخورم: بعد از مشق، بعد از فوتبال، بعد از کمک به مادرم. من به این صدا سالها با وفاداری کامل گوش دادم. یعنی تعهد داشتم؛ به عادتهایی که چاقم نگه میداشتن.
وقتی این رو بفهمی، یه نتیجهی امیدوارکننده میگیری: اگه تونستی سالها به چاقی متعهد باشی، پس توانایی تعهد رو داری. فقط باید جهتش رو عوض کنی.
🧠 تعهد در مسیر لاغری با ذهن
همهی ما از مسیر ذهن به اضافهوزن رسیدیم، و راه ماندگار برگشت هم از همون مسیر میگذره. روشهایی مثل ورزشهای فرسایشی و رژیمهای سخت فقط به رفتار بیرونی کار دارن و به باورها و عادتهای ذهنی دست نمیزنن. برای همینه که حتی با تعهد کامل، نتیجهشون معمولاً موقتیه.
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال تغییرهای بزرگی توی وضع مالی، رابطهها و کارم دیدم. همون موقع فهمیدم همون تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کرده بودم، اگه به سمت ذهن بره، میتونه کارهای بزرگی بکنه. بعد همین نگاه رو به لاغری آوردم.
🗝️ تعهد بدون «باید»
یکی از اولین چیزهایی که یاد گرفتم، این بود که «باید» رو با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. «باید لاغر بشم» برای من همیشه معنای جنگیدن داشت؛ و تعهدی که از جنگ ساخته بشه، خستهکنندهست. «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» تعهدی میسازه که از خواستن میاد و خسته نمیکنه.
🔑 تعهد یعنی مسئولیت، نه سرزنش
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. تعهد واقعی از همینجا شروع شد؛ چون حالا میدونستم تغییر دست خودمه.
ولی مسئولیت با سرزنش فرق داره. امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبلاً بعد از هر پرخوری میگفتم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم» و فردا ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» حالا قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم.
🌱 تعهد یعنی ادامه دادن، حتی با لغزش
قبلاً همه یا هیچ فکر میکردم؛ اگه یه وعده پرخوری میکردم، کل برنامه رو کنار میذاشتم. تعهد من شکننده بود چون جایی برای اشتباه نداشت. در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم تعهد یعنی ادامه دادن، حتی وقتی لغزش داری. من هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن.
اوایل مسیر، ذهنم بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جواب، شکل تعهد من بود: نه وعدهی معجزه، بلکه قول یاد گرفتن.
با همین تعهد، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
🗣️ تعهدی که زیر بار حرف دیگران خم میشد
یکی از چیزهایی که تعهدهای قبلی من رو میشکست، حرف دیگران بود. مسخره شدن توی مدرسه، «نصیحتها» دربارهی وزنم و نگاههایی که حس میکردم توی مهمونیها روی بشقابمه. هر بار که تصمیم میگرفتم، یه نفر چیزی میگفت که یا تعهدم رو زیر سؤال میبرد یا من رو به خوردن بیشتر میکشوند. احساس گناه بعد از حرف یکی از فامیل توی مهمونی، همیشه من رو به خوردن بیشتر میبرد.
حتی وقتی وزن کم میکردم، این حرفها تموم نمیشد. مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» راستش رو بخوای، خودم هم ته دلم باور نداشتم که میمونه.
من یه مردم و میدونم حرف دیگران روی من کمتر از خانمها اثر میذاره. ولی خوندن و جواب دادن به پرسشهای هزاران نفر از اعضای سایت کمکم کرد بفهمم برای خیلیها این فشار چقدر سنگینتره. تعهدی که از درون بیاد، کمتر زیر بار این حرفها خم میشه؛ چون دلیلش توی ذهن خودته، نه توی نظر دیگران.
👀 لاغرها تعهد نمیدن؛ عادت دارن
یه چیزی که سالها برام معما بود، رفتار دوستهای لاغرم بود. توی مهمونیها بدون نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. هیچ تعهد بزرگی نمیدادن، هیچ رژیمی نداشتن.
امروز میدونم اونها به یه سری عادت ذهنی متعهد بودن؛ بدون اینکه اسمش رو تعهد بذارن. و هدف لاغری با ذهن هم همینه: اینکه تعهدت کمکم از یه قول بزرگ و سخت، به یه عادت ساده و روزمره تبدیل بشه. وقتی به اونجا برسی، دیگه لازم نیست هر روز تعهدت رو تجدید کنی؛ خودش بخشی از تو شده.
☕ تعهدهای کوچیک امروز من
امروز تعهد من خیلی کوچیکتر و سادهتر از روزهای رژیمه. صبحها هنوز چای با یه شکلات یا بیسکویت میخورم و همیشه بهترین انتخاب رو ندارم، ولی انتخابهام از قبل بهتر شده. هنوز گاهی بعد از تموم کردن یه کار، همون صدای قدیمی دعوتم میکنه چیزی بخورم؛ گاهی بهش گوش میدم و گاهی نه.
تعهد من دیگه «هرگز نخوردن» نیست؛ دیدن و انتخاب کردنه. همین تعهد کوچیک، از همهی اون قولهای بزرگ رژیمی ماندگارتر بوده.

🍃 تعهدی که هر روز سبکتر میشه
رژیمها هر روزشون سختتر از روز قبل بود. ولی در مسیر لاغری با ذهن، هر روز که میگذره، مسیر سادهتر و آشناتر میشه. تعهد اینجا یه بار سنگین نیست که تا آخر خط تحملش کنی؛ یه عادت تازهست که با هر روز تمرین، طبیعیتر میشه.
اگه حس میکنی شعلهی این تعهد توی دلت روشن شده، ولی هنوز نقشهی راه دقیقی نداری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده؛ یه مسیر قدمبهقدم که تعهدت رو از جادههای بنبست به سمت تغییر ذهن میبره.
🏁 جمعبندی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هنوز نرسیدی، تو بیاراده نیستی؛ تعهدت رو در مسیر اشتباه خرج کردی. تعهدی که از فشار بیرونی بیاد، با رفتن فشار تموم میشه. ولی تعهدی که از خواستهی خودت بیاد، با مسئولیتپذیری همراه باشه و جا برای لغزش داشته باشه، میتونه تو رو به لاغری ماندگار برسونه.
✍️ تمرین: قدرت تعهدت رو ببین
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و به این سؤالها جواب بده:
- در روشهای قبلی لاغری چقدر متعهد بودی؟ با یه مثال بنویس.
- به چاق شدن هم متعهد بودی؟ چه عادتهایی رو هر روز با وفاداری تکرار میکردی؟
- چرا با وجود این تعهد، به نتیجهی دلخواهت نرسیدی؟
- تعهدهای قبلیت از فشار بیرونی میومدن یا از خواستهی خودت؟
- یه تعهد کوچیک برای این هفته بنویس، با جملهی «دوست دارم … رو تجربه کنم».
📝 برام بنویس
تا حالا خودت رو بیاراده دونستی؟ بعد از خوندن این مقاله، نگاهت به تلاشهای گذشتهات چه تغییری کرد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، تعهد کوچیکت برای این هفته رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تعهد برای کاهش وزن یعنی چی؟
یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر و ادامه دادن مسیر، حتی وقتی لغزش داری یا نتیجه دیر میرسه. تعهد واقعی از خواستهی خودت میاد، نه از فشار بیرونی.
چرا با اینکه متعهد بودم، لاغر نشدم؟
چون احتمالاً تعهدت رو در مسیرهایی خرج کردی که فقط رفتار بیرونی رو تغییر میدادن و به باورهای ذهنی کاری نداشتن. مشکل از اراده نبود، از مسیر بود.
آیا شکستهای قبلی یعنی من بیارادهام؟
نه. کسی که بارها شکست خورده و دوباره شروع کرده، تعهد زیادی داره. همین تعهد اگه به مسیر درست بره، میتونه نتیجه بده.
چطور تعهدم برای لاغری رو ماندگار کنم؟
«باید» رو به «دوست دارم» تبدیل کن، مسئولیت انتخابهات رو بدون سرزنش بپذیر و لغزش رو بخشی از مسیر ببین، نه دلیل رها کردن.
امتیاز 4.61 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند بزرگ و مهربان.
سلام
در این گام می آموزیم: لاغر نشدن افراد چاقبه خاطر بی اراده بودن و یا تعهد نداشتن نبوده بلکه به خاطر راه و روش اشتباهی بوده که رفتن.
حالا که خداوند مهربان من رو به روش صحیح هدایت کرده پس من هم باید برای تشکر از خداوند در این راه راست متعهد باشم.برای رسیدن به هر هدفی فقط تصمیم گرفتن کافی نیست بلکه باید متعهد به انجام اون کار باشیم و هر چیزی هم که پیش بیاد نباید مسیر درست رو رها کنیم .
متعهد بودن جزو مراحل لاغری هست.در لاغری با ذهن محتوای آموزشی ارائه میشود و افراد زیادی از ان استفاده میکنن اما باید اینو بدونیم که افراد نتایج مختلفی میگیرن چون انسانهای چاق عادتهای غذایی مختلفی دارن ، دلایل چاقی آنها و تعدادشون یکسان نیست و افراد در بازه های زمانی مختلفی به تناسب اندام میرسن.به هر حال در هر وضعیتی که باشیم باید برای گرفتن نتیجه متعهد به ادامه ی مسیر باشیم و در هر شرایطی ادامه بدیم ، نه فقط در لاغری بلکه هر هدفی نیاز به استمرار دارد.
نباید فراموش کنیم که عجله کردن در هر کاری فقط باعث پس رفت ودر نهایت شکست میشود.زیرا سرعت تغییر جسم ما ثابت است وبا عجله کردن افزایش نمیابد و وقتی جسم ما تغییر می کند که ذهن ما تغییر بکند و این تغییرات جدید به اندازه ای باشند که بر فرمولهای قدیمی غالب شوند و این جز با استمرار و تکرار حاصل نمیشود.
تعهد یعنی استمرار داشتن در کاری.من باید سعی کنم هر روز به مطالبی که آموختم فکر کنم فکر های جدید رو مرور کنم و برای خودم منطقی شون کنم به رفتار غذایی متناسبها توجه کنم .و اینو فراموش نکنم که در هر شرایطی که باشم باید به راهم ادامه بدم و زندگی من باید ادامه دادن باشه. اولویت من باید استمرار در رسیدن به آزادیم باشه.ما تعیین میکنیم که شرایط زندگیمون چطور باشه پس اگه الان از شرایطمون ناراضی هستیم مقصر خودمونیم و خودمون هم میتونیم تغییرش بدیم چون راهشو یاد گرفتیم . اگه ما در کارمون تعهد داشته باشیم و جا نزنیم مسیر درست توسط خداوند به ما نشان داده خواهد شد.
پس بدون تعهد داشتن، در هیچ کاری موفق نخواهیم شد
لاغری باذهن مسیر فوق العاده لذت بخشی هست که همین باعث میشه من دوست داشته باشم که ادامه بدهم هرگز این راه را رها نمیکنم من قدر این نعمت خداوند رو میدونم و ازش میخام که در این راه منو ثابت قدم نگه داره.
نشان های دریافت شده
• به نظر شما تعهد داشتن چقدر در لاغر شدن یا موفقیت در هر تصمیمی اهمیت دارد؟
به نظر من خیلی خیلی تاثیر دارد و اصلا بدون تعهد داشتن نمیشه به مقصد و هدف نهایی هر موضوعی رسید موقع دیدن ویدئو وقتی استاد مثال میزدن مثال هایی از خودم اومد تو ذهنم دیدم من در هر مسئله ای در زندگیم که به هدفم رسیدم تعهد داشتم مثلا من چدن به زبان انگلیسی خیلی’علاقه داشتم هر اتفاقی می افتاد من زبان مو میخوندم حتی موقع امتحان های نهایی مدرسه من زبان مو ول نکردم و آخر هم به مدرکش رسیدم و خوب یادش گرفتم ولی در بقیه موضوعات که به هدفم نرسیدم دیدم واقعا متعهد نبودم و همه اش بهانه و دنبال یه وقت اضافی که اون کار رو انجام بدم
در استفاده از روش های قبلی برای لاغری چقدر تعهد داشته اید؟ با ذکر مثال شرح دهید.من خیلی به رژیم و ورزش متعهد بودم جوری که میرفتم در دستشویی مدرسه که کسی نبینه و ورزش میکردم و حتی در روز تولدم کیک تولد خودم رو نخوردم چون رژیم بورس یا هر مهمانی میرفتیم من رژیم مو رعایت میکردم و بقیه افراد فامیل که اون ها هم مثلا رژیم بودن تعجب میکردن میگفتن حالا یه شبه بخور ولی من رعایت میکردم جوری که یک سال برنج و قرمه سبزی نخوردم که البته این تعهد به رژیم و غیره وقتی دیدم که من تعهد دارم ولی وزنم نمیاد پایین گشتم و یه روزی بهم الهام شد که لاغری با ذهن رو در گوگل سرچ کنم و با ما شما آشنا بشم
نگرش خود درباره تعهد داشتن در چاق شدن را شرح دهید. چگونه برای چاق شدن متعهد بوده اید؟خب من از موقعی که بچه بودم چاق نبودم فقط لپ های تپلی داشتم ولی بدنم لاغر بود اینقدر خانواده و اطرافیانم بخاطر لپ هاپ بهم گفتن تپل و اینا و هی بهم هشدار چاقی میدادن که حواست باشه و اینا که من انگار بد تر به خوردن و پرخوری حریس تر میشدم و تعهد باورنکردنی به خوردن و پرخوری داشتم و تحت هرشرایطی من باید پرخوری میکردم
• چرا با وجود تعهد داشتن در اجرای دقیق روش های لاغری نتیجه عالی کسب نکرده اید؟چون راه و روش ام درست نبود ورزش کردن برای سلامتی هست نه برای لاغری و رژیم بنظرم اصلا هیچ کاری جز ضرر نمیکنه مثلا وقتی حذف کامل مواد غذایی به جز سیب و میوه کرده بودم تمام موهام ریخت و سلامتیم تحت خطر بودولی اون تعهد عه آخرش به آشنایی با شما ختم شد
با شرح دادن برای خود منطقی کنید که از ویژگی تعهد داشتن برای لاغر شدن برخوردار بوده اید؟ در اون زمانی که اصلا نه میتونستم رژیم بگیرم و نه ورزش کنم و هر روز چاق تر میشدم اصلا به لاغری تعهد نداشتم چون همه اش دنبال پیدا کردن بهانه بودم که چرا چاق هشتم و تقصیر من نیست و دنبال بهانه که نمیتونم رژیم بگیرم و هی به شنبه موکول میکردم .ولی وقتی واقعا به لاغر شدن متعهد شدم و تحت هر شرایطی حتی مریضی به فکر رژیمم بودم و حتی با اصرار بقیه نمیشکوندمش باعث شد این تعهد من با دوره ذهنی شما آشنا بشم و تا آخر عمرم راحت بشم در همه جنبه های زندگیم
بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری چه تغییری در نگرش شما درباره خودتان درباره متعهد بودن ایجاد شده است.من فهمیدم که متعهد بودن مهم ترین بخش رسیدن به هدف هست و قبلا همیشه اصلا به این فکر نمیکردم که دلیل نرسیدن به هدف هام کم کاری و متعهد نبودن هست همیشه یا گردن عوامل بیرونی یا شانش مینداختم یا خودم رو ضعیف میشمردم ولی فهمیدم با متعهد بودن و استمرار و انتخاب راه درست میتونم به همه هدف هام برسم
لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند تا از نیروی تعهد داشتن خود در مسیر صحیح برای کسب موفقیت استفاده کنید.
لاغری با ذهن در من باعث ایجاد آرامش و امید به آینده و حس و حال خوب و شادی شده و اینها باعث میشه که من متعهد تر بشم و استمرار بیشتری در این مسیر داشته باشم
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
خیلی خوشحالم که تا به امروز خودم متعهد بودم و هرروز یک فایل را گوش دادم و تغییرات خوبی را دراحساس و بدن خودم مشاهده کردم
تعهد داشتن گام مهمی برای مسیر لاغری است یکبار استاد دریکی از فایلها گفتند باید تعهد شما طوری باشد که اگر سنگ از آسمان ببارد شما متعهد باشید هرروز فایل گوش بدهید .نظرات دوستان را بخوانید و بهانه نیاورید من از اون روز به خودم قول دادم حتما از استراحت ، خواب، تفریح ، و خیلی از کارها را بزنم و به این تعهد پایبند باشم
و لاغرشدن درذهن من باید = متناسب شدن باشد نه وزن کم کردن
من متعهد شدم اصلا خودم را وزن کشی نکنم چون به قول استاد مثل مین عمل میکه و کاملا احساس خوب ما را از هم می پاشه پس باید متعهد باشیم به این کار ، خیلی مواقع ذهن منفی باف به آدم میگه حالا برو خودت را وزن کن ببین لاغر شدی یا نه ولی من میگم خودم با تغییر درسایز لباسهام متوجه میشوم
به نظر شما تعهد داشتن چقدر در لاغر شدن یا موفقیت در هر تصمیمی اهمیت دارد؟ خیلی زیرا اگر کسی تعهد به هرکاری نداشته باشد اصلا آموزش به درستی انجام نمیشود ودر اخر کار نتیجه عالی نخواهد شد
در استفاده از روش های قبلی برای لاغری چقدر تعهد داشته اید؟ با ذکر مثال شرح دهید. تعهد به رعایت رژیم را ابتدا خیلی خوب انجام میدادم ولی بعد ازیک هفته انگیزه من کم میشد و رها میکردم . خداراشکر دراین مسیر با اشتیاق و تعهد جلو میروم
نگرش خود درباره تعهد داشتن در چاق شدن را شرح دهید. چگونه برای چاق شدن متعهد بوده اید؟ تعهد برای چاقی را به مروز زمان با آموزش از اطرافیان و شنیده ها انجام میدادیم بدون اینکه بدانیم دقیقا تعهد برای چاق شدن را داریم اجرا میکنیم
چرا با وجود تعهد داشتن در اجرای دقیق روش های لاغری نتیجه عالی کسب نکرده اید؟ چون باید با آموزشها ابتدا فرمولهای چاقی را پاک کنیم و فرمولهای لاغری را جایگزین کنیم
با شرح دادن برای خود منطقی کنید که از ویژگی تعهد داشتن برای لاغر شدن برخوردار بوده اید؟ من با این همه مشغله کاری تعهد دادم به خودم که هرروز یک فایل گوش بدم
چرا با وجود تعهد داشتن در اجرای دقیق روش های لاغری نتیجه عالی کسب نکرده اید؟ چون هنوز خیلی از موانع لاغری را پیدا نکردم و آموزش من کامل نیست
بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری چه تغییری در نگرش شما درباره خودتان درباره متعهد بودن ایجاد شده است.؟ من اگر در هرکاری متعهد باشم نتیجه عالی کسب خواهم کرد
لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند تا از نیروی تعهد داشتن خود در مسیر صحیح برای کسب موفقیت استفاده کنید.
تعهد داشتن باعث میشود برای انجام هرکاری احساس مسئولیت داشته باشیم و نتیجه عالی باشد
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. برای لاغری نباید عجله کنیم مثل دیگ زود پز بلکه بگذاریم با استمرار و اموزش و متعهد بودن دراین مسیر بدن خودش خودبه خود لاغر شود و نباید زیاد به لاغری فکر کنم من عاقبت متناسب خواهم شد .
متعهد بودن یعنی در هر شرایطی الویت دادن به هدفی که به آن متعهد هستیم و باقی ماندن در مسیر.
مثلا ازدواج یک تعهد است در زندگی افراد بسیار بالا و پایین وجود دارد و ممکن است خیلی وقتها افراد با سختیهایی مواجه شوند ولی تعهد و پیمانی که با شریک عاطفی خود بسته اند آنها را در مسیر نگه میدارد و تمام تلاش خود را برای بهبود اوضاع می کنند. یا وقتی در خرید خانه یا ملک متعهد به پرداخت قسط هستیم در هر شرایطی چون متعهد شدیم باید آن پول را پرداخت کنیم بنابراین تعهد یک« باید مطلق» است که در هر شرایطی باید انجام شود.
در موضوع لاغری تعهد یعنی در هر شرایطی الویت زندگی من لاغری است و در این مسیر میمانم مهم نیست چقدر سخت من متعهد هستم یعنی برای خودم یک باید مطلق قابیل هستم یاد جمله استاد افتادم که می گفتند یا میمیرم یا لاغر می شوم این یعنی تعهد یعنی من ادامه میدهم تا رسیدن به هدف.
ما بارها در زندگی فردی خود این موضوع را تمرین کرده آیم و ناخودآگاه به مفهوم آن آگاهیم خیلی از ما تحصیلات عالیه داریم و متعهد به ادامه مسیر سالهای زیادی درس خوانده آیم خیلی از ما متعهد به شریک عاطفی هستیم و سالهای زیادی برای بهبود روابطمان تلاش کرده آیم حتی چاقی امروز ما هم نتیجه تلاش. و تعهد به هدف بیش از حد خوردن بوده است هر روز یک لقمه بیشتر شاید ما بله عنوان فرد چاق متوجه میزان تلاش و تعهد خود به چاقی نباشیم چون به مرور زمان و بر حسب عادت هر روز تلاش کرده آیم چاقتر. شویم ولی میزان تلاش خود را وقتی متوجه می شوید که با یک فرد لاغری که برای. چاق شدن تلاش می کند صحبت کنید. یادم میآید سالها قبل پیش یک دکتر تغذیه معروف که خیلی مطبش شلوغ بود می رفتم این. دکتر رژیم غذایی ماهیانه میداد و هر سه بیمار با هم به مطب می رفتیم قبل از اینکه نوبت من شود فرد قبل از من دختر بسیار. لاغری بود که دکتر داشت دستور غذایی چاق شدن میداد یکی از چیزها خوردن یک ظرف سالاد الویه برای صبحانه بود و دکتر تاکید می کرد حتی اگر بالا آوردی مهم نیست باید بخوری هنوز قیافه آن دختر در ذهنم است که می گفت آخه من اصلا سالاد الویه دوست ندارم آن روز تازه متوجه شدم چقدر. چاق شدن کار سختی است همین کاری که ما با لذت و از سر شوق انجام میدهیم وقتی به اجبار و تحمیل رژیم باشد چقدر سخت و طاقت فرساست برای همین دقیقا مسیر لاغری ما باید برگشت مسیر چاقی باشد با شادی هر روز یک لقمه کمتر 😉
تفاوت مسیر لاغری با ذهن آن است که مسیر را سهل می کند و کار را کوچک و راحت نشان میدهد و تمایل. ماندن در مسیر را بیشتر می کند و چون همراه با عشق به خود است ناخودآگاه شما جلو میروید و هر روز احساس بهتری دارید و گامها را با علاقه و اشتیاق برمیدارید شاید اهمیت نتیجه گرفتن آخرین الویت شما بشود چون از همه چیز بیشتر لذت می برید مهم نیست الان در چه شرایطی جسمی هستید من قبلاً وقتی عکس می گرفتم همش غصه می خوردم ببین چقدر شدی بی خود نیست همه بهت می. گن یکم رژیم بگیر برای همین از عکس گرفتن فراری بودم ولی الان فقط زیبایی می بینم صورت و بدن زیبای یک زن دوست داشتنی همینی که هست را با تمام وجودم دوست دارم.
من به خودم متعهد شده ام که از زندگیم لذت ببرم و متعهد شده ام در کنار لذت از زندگی لاغر هم بشوم برای همین مسیری را انتخاب کرده. ام که با لذت به هدفم برسم و متعهد به مسیر خواهم. ماند 👌
نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام خدمت دوستان و استاد روشن عزیز
من این فایل را چندین بار دارم گوش میکنم و فکر کنم کامنت هم نوشتم اما باز هم دوست دارم گوش کنم و بنویسم هر وقت گوش میکنم برام تازگی داره چون واقعا یادم میره مطالب پس هی دورشون میکنم چقدر حالم خوب میشه با گوش دادن این مطالب هر هر مشغولیات ذهنی که داشته باشم را فراموش میکنم و دهنم میره سمت لاغری دنیای جدیدی که برای خودم ساختم من مدام هنسفری تو گوشم هست نه اینکه بگم زودتر لاغر شوم نه نمیخوام به چیزهای دیگه فکر کنم با اینکه با مخالفت شدید همسر و بچه هام روبرو هستم که چرا اینقدر فایل گوش میکنم اما پن همچنان ادامه میدم چون تعهد بستم که تا زنده هستم تو مسیر باشم من قبلا مثل سایر دوستان خیلی تصمیم گرفته بودم که رژیم بگیرم لاغر شوم باشگاه برم نمیدانم پیاده روی برم که لاغر شوم اما هیچ کدام را تا آخر نرفتم رها کردم خسته شدم بدو بیراه گفتم که چرا لاغر نمیشوم تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم و از همان روز اول که تو دفترم تعهد را نوشتم دارم ادامه میدم نمیگم مشکلات نبوده چرا زیاد بوده اما هیچی باعث نشد من از مسیرم خارج شوم و خدا شکر تا الان که دارم مینویسم استمرار داشتم و از این به بعد هم همینطور است و در مسیرم باقی می مانم دیگه مطمئن هستم که هیچ مانعی نمیتونه منو از مسیرم خارج کنه
و از خداوند بی نهایت سپاس که منو هدایت کرد و سپاس از استاد روشن عزیز .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
من امروز اومدم دوباره چند روز مسافرت بودم و در اینجا همش به تغییراتم فکر کردم چون همش در معرض تعارف کردن و اینها بودم غذای بیرون و خلاصه دیدم نه بیشتر نکات و رعایت کردم مثلا غذای بیرون که رستوران رفتیم همش ولی من خیلی عالی عمل کردم چون با خالم اینها رفته بودیم شوهر خالم چون چاقه چند تا پیش غذا سفارش داد و بعد غذا و بعد دسر ولی من اونروز یه دونه از اوکاکادو اگ رول خوردم بعد غذام و قارچ شکم پر سفارش دادم ولی قارچهای کوچیک بود خیلی ریز سه تاشو خوردم فقط و بعد دسر هم دو تا چنگال از چیز کیک یعنی یاد گرفتم و همینطور اونروز که خونشون چلو کباب درست کرده بودن من خوردم با سالاد هم پلو و هم کباب به اندازه و نوشابه هم خوردم و سیر شدم .و شب که اومدیم خونه دیگه شام نداشتیم من کاچی یه کاسه کوچولو داشتم تو یخچال همونو خوردم ..
و مثلا خواهر شوهر خالم خیلی متناسبه اونروز دقت کردم به غذا خوردن اون خانم البته یه نظر خیلی نگاه نکردم ولی پلو نخوردن ولی ته دیگ خوردن بعد با چنگال فقط می خوردن بعد کباب و خیلی ریز می کرد با چنگال می خورد خوب آدم وقتی غذاش و کم کم بخوره خیلی طول می کشه ..
برای رسیدن به یه خواسته نیاز داری متعهد باشی .با اشتیاق و علاقه زیادی اون مسیر رو دنبال کنی تا به نتیجه عالی برسی .جهان در حال پیشرفت کردن همه چیز داره بهتر می شه .سرعته بیشتر می شن .سرعت موبایل .سرعت طبخ غذا .زمان بندی ها و زمان انتظار کم شده .سرعت زندگی داره اضافه می شه اما این توجه و نداریم که جسم ما و انرژی حاکم بر جهان هستی سرعتش و تغییر نداده .در یادگیری می شه سرعت و بالا برد به این معنا نیست که سرعت جسم و سرعت سلول سازی تغییر کرده باشه .سرعت ضربان قلب و اینها تغییر نکرده .جسم سرعتش تغییر نکرده
باید توجه به تغییرات باشه و باید استمرار داشته باشی .ما با تصمیم نمی تونیم لاغر شیم تعهد می خواد .من متعهد که کار و دنبال می کنم .خیلی مهمه که متعهد باشی که هر روز دنبال کنی به این شکل خواسته تبدیل می شه به تصویر ذهنی و بعد به جسم .اینها و نمی شه سرعتش و زیاد کرد .
در ذات بشر اینه که ادامه نده یه چیزی و .اگر می خوای یه چیزی و که عاشقش هستی جلو پات بیاد باید همین کاری که داری رو با تعهد و لذت انجام بدی بعد به راحتی به اونجایی که لایقش هستی منتقل می شی .در هر شرایطی که هستی حقتون همینه .گله و شکایت نداره .نمی خوای باید بلند شی یه جسم دیگه بسازیم .وقتی متعهد باشی حتی اگر در مسیر اشتباه بری مسیرت درست می شه .
امروز خونه مامانم بودم مامانم هیچ وقت توجه نمی کنه به من گفت امروز هر دفعه که می بینمت لاغر تر می شی گفتم پس چرا نگفتی می گه اخه تو همش چیزای گشاد می پوشی .
بعد که اومدم پایین همسایشون و دیدم گفت به به چه هیکلی رقم زدی ! خلاصه اینم از جوانه های امروز من .خدایا شکرت
سلام و درود .
وقتی مسیری آسون باشه انسان چه بخواد چه نخواد بهش تعهد میده .
ما سالها به مسیر چاقی متعهد بودیم چون برای خودمون آسونش کرده بودیم .
ولی من دیگه چاق موندن رو راحت نمیدونم .
چاقی واقعا سخته .
هر روز باید کلی زحمت بکشی برای اینکه بلند بشی یه برق خاموش کنی .
چاقی خیلی سختیا داره .
توجه به سختیهای چاقی باعث میشه من نخوام مسیر چاقی رو هی تکرار کنم .
سختی چاقی در همین زندگی معمولی قابل مشاهده است . نفس نفس زدن موقع راه رفتن . سختی کشیدن در زمان سوار ماشین و موتور شدن . کارهای روزمره انجام دادن . از نردبان بالا و پایین رفتن .
حتی امسال که یکم به مادرم در خونه تکونی کمک کردم خیلی راحتتر از سالهای پیش بودم نمیگم خیلی کم کردم حداقل عذاب روحیم و سنگینی بار فکرم کمتر شده . بار جسمم هم کمی کمتر از گذشته و تونستم راحتتر به مادرم کمک کنم .
چاقی خیلی سخته و با وجود این همه سختی ما فقط به طمع خوردن برای خودمون با هزار راه راحتش می کردیم .
در حالیکه مگه لذت خوردن در زمان چاقی چقدره . لذتش فقط همون چند لحظه اوله . مابقیش فقط زجره .
وقتی انسان پرخوری می کمه زجر کمبود رو بیشتر حس می کنه . ولی وقتی نرمال میخوره اصلا حس کمبود نمی کنه .
مثلا همین افطار و سحرها وقتی پرخوری می کنم اصلا در طی روز نمیتونم روزه داری رو تحمل کنم ولی وقتی به اندازه نیازم میخورم در طول روزه داری هم گرسنگی اصلا بهم فشار نمیاره .
بارها تجربه کردم .
زیاده خوردن فقط حالمو بدتر می کنه .
چاقی منو اذیت می کنه .
پرخوری انسان رو چاق نمی کنه .
ولی قطعا تمام انسانهای چاق پرخوری و کم خوریهای بی رویه دارن .
اصلا چون پرخوری می کنند و رنج می کشند کم خوری های رنج آور هم به خودشون میدن .
به هر حال اگه فقط روی ذهنمون کار کنیم که لاغر شدن رو آسونی بدونه و زندگی راحتتر در لاغربودن رو ببینه لاغری رو خیلی راحت در طی روز به دست میاریم .
تعهد دادن در عمل خیلی مهمه .
ما عملاً باید متعهد باشیم که در رفتارهای روزمره انتخابهای لاغری داشته باشیم .
۱- وقتی سیریم نخوریم .
۲- گرسنگیهای طولانی مدت به خودمون ندیم .
۳- در میان وعده ها فقط اونقدری بخوریم که رفع گرسنگی بشه .
۴- برای ناهار و شام هم که موقع گرسنگی بخوریم و وقتی سیر شدیم و مزه غذا از دهنمون افتاد دیگه ادامه ندیم .
همین چند نکته رو اگه انجام بدیم در طی روز و همین تغییرات کوچیک رو اعمال کنیم در عمل به لاغری پایبندیم .
لاغری چیز پیچیده و سختی نیست که نشه انجامش داد .
اتفاقا خیلی هم راحته .
همیشه سبکیم سیریم از خوردن و نخوردنمون لذت میبریم از شخصیتمون لذت میبریم . دوتا تفریح میخوایم بکنیم لازم نیست همش بار سنگین با خودمون این طرف و اون طرف بکشیم .
اصلا همین که دیگه چاقی رو انتخاب نکنیم خودش یعنی لاغری .
ما بیشتر بعد از پرخوری دچار حس چاقی میشیم .
حتی به چاقی انداممون هم بیشتر بعد از پرخوری ها توجه می کنیم .
وقتی پرخوری کمتر تکرار بشه و تعهدمون رو باهاش بشکنیم و با به اندازه نیاز خوردن تعهد ببندیم خب این تعهد مارو لاغر می کنه .
تعهدهای سنگین هم لازم نیست ببندیم .
میخوایم برای راحت بودن تعهد بدیم .
برای لذت بردن بیشتر از زندگی .
برای سبک بودن .
به عشق نفسمون قلبمون معده مون خونمون .
به عشق خودمون .
من به عشق خودم میخوام با لاغری تعهد ببندم چون لایق لاغری هستم .
من عطا علی بزرگی از امروز تعهد میدم که هر صبح که از خواب بیدار میشم تا فردا صبح همون ساعت انتخابهام در جهت راحتتر زندگی کردن باشه . راحت تر زندگی کردن یعنی انتخاب لاغری داشتن . یعنی سبک بودن . یعنی همسو شدن با بدن . یعنی فشار نیاوردن به خود .
من با لاغریم متعهدم و در عمل و انتخابهام لاغر بودن رو انتخاب می کنم .
موقع گرسنگی خوردن عمل لاغر کننده است و نخوردن عمل چاق کننده .
در حالیکه موقع سیری نخوردن عمل لاغر کننده است و خوردن عمل چاق کننده .
پس خیلی مهمه چه فعلی در چه زمانی انجام بشه .
خوردن و نخوردن هم باعث چاقی میشه هم باعث لاغری . بستگی به زمانش داره که چه حسی در ما ایجاد میکنه .
پس خود فعل نیست که باعث چاقی و لاغری میشه بلکه حسی که به ما میده مهمه .
زمان گرسنگی ، فعل نخوردن مارو چاق می کنه چون حس ولع و کمبود میاره .
زمان سیری ، فعل خوردن مارو چاق می کنه . چون حس عذاب وجدان و سرزنش میاره .
زمان گرسنگی ، فعل خوردن مارو لاغر می کنه . چون حس رضایت و سپاسگزاری در وجودمون شکل میگیره .
زمان سیری ، فعل نخوردن مارو لاغر می کنه چون حس رضایت و احترام مندی به خود و لیاقت در ما پدید میاره .
پس اینکه چه فعلی رو در چه زمانی به کار ببریم خیلی مهمه چون افعال در ما ایجاد احساس می کنند و اینکه چه حسی در ما تولید می کنند بستگی به اون نیازی داره که ما در لحظه حسش می کنیم .
برای همینه که فرمول اصلی غذا خوردن ما به اندازه نیاز خوردن هست . چون زمان سیری و گرسنگی نیاز انسان متفاوته و احساس انسان هم متفاوت . پس انجام افعال هم تاثیر متفاوتی روی ما میزاره .
چیزی که مهمه اینه در همه ی زمانها انتخابهایی داشته باشیم که به لاغری نزدیکتر باشه و حس رضایت و عشق و امید و حال خوب در ما پدید بیاره .
به نظر من زندگی کردن در این مسیر یعنی تعهد داشتن به لاغری
نشان های دریافت شده
سللم روز خوبی داشته باشید هم مسیران
متعهد شدن به نظر من یی قولی قلبی وعملی هست که به خودت میدی که کاری رو که قبول داری در بهترانجام دادن یعنی کا رچه اون کار یاد گیری باشه وچه رفتاریی باشه وچه عملی من تو مسیر که هستم باید باخودم متعهد بشم که برای به دست اوردن این هدیه که از خودم گرفتم حالا اگاهی به درست دارم میدم توهمه جنبه باتعهد انجام بدم نه نصفه ونیمه این نشون دهنده تعهد کم داشتن هست میخوام دوباره باز گشت کنم به چالش باید انقد این تکرار زیادکنم که ملکه ذهنم بشه تو اون قسمت یی کمی در خودم احساس کم کاری دارم ویا شاید زیادی به اون بخش حساس شدم
حتی تو بخش افکار منفی هم تا وفتی نمی نوشتم فایلهای مربوط بهش سعی میگردم تا انجام ندادم دیگاهشو ننویسم
تو چند جا بودن برام زمان میخواهد تا با هم هما هنگ کنم
استاد به نظرتون من هر روز یی بخش خوب کار کنم فردا یی بخش دیگه رو بهتر نیست مثلا یی روز فقط چالش یی رور فقط افکار منفی ویی روز هم ۱۰۰ گام اینوطوری همه حواسم به اون بخش خلاصه میشه من گه عجله ندارم بهتر به نظرم باشه اینطوری کامل حواسم هست ولی با سه بخش شدن هی می خوام همه رو کامل انجام بدم کم میارم زمان زیادی از من میگیره چون تو نوشتن خیلی زیاد زمان میزارم فکر کنم درام بهونه میارم قرار بود بهونه نداشته باشیم تبلیی بی تنبلی
انجام میدم اشتباه شد من متعهد هستم پس باید انجام بدم کار نشد نداره خواستم مثل افرادی که بهونه میارن رفتار کنم
ابن کلمه تعهد من یادی دست دادن مردهای در قدیم وسیل گروه گذاشتت میدازه
وفتی به چیزی که در انجامش قول وقرار گذاشتی پایبند نباشی اون کار درست پیش نمیره قول یعنی من قبول کردم در بهتر انجام شدن قولی که دادم سعی وتلاش رو اضافه کنم
کسی که به تعهد خودش خوب عمل نمیکنه یعنی اون کار رو خیلی قبول نداره یا داره تبلیی میکنه
من در چاقی خیلی خوب به تعهد عمل کردم حالا تومسیر برگشت اون باید سر لوحه قرار بدم برای نتیحه خوب وعالی
تو مسیر برگشت از باند لاغریی هیچ بهون هیج کم کاری وهیچ بی نظمی در نظرم قبول نیست من درام تغییر میکنم
تا همه مورد باهم هماهنگ بشن زمان میبره تا باانجام بشه
باید وقت بزارم اگه درست انجام بدم خودم هم بهتر نتیجه گرفتن موفق عمل کردم کمی اولش سخت هست ولی رویی غلطک می یوفته ولذتش مال خودم هست همین حلا هن با احساس سبکی به خودم پاداش دادم یاد سال گذشته که حتی پاشودن برام خیلی سخت بود چه به راه رفتن ولی شکر خدا کمی که سبک شدم تو پا شدن بهتر رفتار میکنم پس درام نتیجه میگیرم همین حس ارامش که تو مسیر هستم به یی دنیا می ارزه چون تو سایه امن ارامش هستی حی فکرت وذهنم درگیر این نیست که دنبال جای برای رهایی از چاقی باشم
این قسمت سختر از هر چیر دیگر هست خدابا شکرت که دیگه این حس تحربه نمیکنم بر ام سخت بود حالا فقط تلاش علاقه اعتماد به نفس انگیزه سعی وکوشش در بهتر یاد گیری بهتررفتار کردن وبهتر عمل کردن هست جای امنی دارم خیالم راحته به یی ناخدا کار بلد سکان به دست داره من با د رنظر گرفتن اینگه من تو این مسیر باید از لیز خوردن خودم حفظ کنم باره به هر شکل نجوای ذهنی خواسته من از مسیر دل سرد کنه اون قول یا تعهد که به شما تو قسمت لیز خوردن دادم بارهه به کمک امد چه خوب که اون قول به شما دادم
من اونجا متعهد شدم ولی به زبان قول که ازطرف خودم به شما دادم د اددم خودم خیلی وظیفه میدونم که درست کامل تو هر کاری که برهدف رسیدن باشه کم نزارم تاحالا که خدارو شکر از مسیرخارج نشدم پس ادامه میدم تارسیدن به انجه لایقش هستم تو همه مسیرنه فقط لاغریی
این مسیرچندین مسیر وچندین راهکار داره برای بهتر شدن زندگی سعی می کنم تو هر مسیر که به من کمک میکنه باشن
کم کاری ممنوع بهانه ممنوع تبلی ممنوع هرکاره بی هوده ممنوع تو اینستا ممنوع تو فضای رژیمهای بیهوده ممنوع حتی فکرش ممنوع ورد هر افکارکه من دلسرد کنه ممنوع
امید زیاد انگیزه زیاد اعتماد به نفس زیاد شادی وعشق به انجه خواهی داشت تلاش وکوشش برای به دست اوردن انجه از تو بخاطرچاقی کرفته شده اولش حس سبکی وداشتن تو مبتونی تو حتما میتونی در تو لایقت هست که به دست بیاری درتو لایقت داری بهتر زندگی کنی خداوند تو رو هدایت کرده تمام دیگه هر چیزی که اون بخواد تمام من کاری نیستم فقط یا رب من
خدا پشت پناهتون باشه یاحق حق نگهدارتون
سلام و درود
به شکلی که احساس بهتری دارید و از نتیجه کار راضی هستید عمل کنید.
نشان های دریافت شده
سلام عیدتون مبارک باشه
از این که روراول عید وقت میزارید جواب می دید ودیگاه رو می خوا نید تشکر دارم انشالله عید خوبی با همراه خانواده سال پر برکتی داشته باشید
درپناه خدا باشید
“به نام خداوند هستی بخش”
درود به استاد ارجمند و دوستان هم مسیر ؛
گام شصت و ششم : برای لاغر شدن باید متعهد باشیم ؛
پروردگار مهربانم ،سپاس می گویم تو را که بالاخره امروز ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ توانستم به لطف و یاری تو ، گام شصت و ششم را بردارم ،خدایا شکرت .
این روزها که نزدیک به ایام عید است و رسم عیدی بردن برای خانواده های دو طرف و دیگر کارهای مربوط به عید و برای من همزمان شده است با مراسم عروسی خواهرم ، با تمامی کارهایی که باید انجام بدهیم و تدارک ببینیم ، چند روزی است که نتوانسته ام دیدگاه این گام را بنویسم و بالاخره امروز با خودم گفتم که به هر طریقی شده است باید این گام را نیز به طور کامل انجام دهم و دیدگاه خودم را بنویسم و خدا را شکر که بالاخره موفق به انجام این کار شدم .در این چند روز چند بار نوشته های استاد مربوط به این گام را خوانده ام و دو یا سه بار فایل تصویری را دیده ام و دیدگاه های دوستان را نیز مطالعه کرده ام و حالا نوبت به نوشتن دیدگاه خودم رسیده است.در ابتدا می خواهم متعهد شدن و تعهد را تعریف کنم .به نظر من تعهد یعنی عهد و پیمان محکمی که با خود یا دیگری درباره ی موضوع خاصی می بندی و خود را موظف به انجام و رعایت نکات مربوط به آن موضوع می کنی و وظیفه ی خود می دانی که به هر طریقی شده است با میل و رغبت در هر شرایطی آن را به انجام برسانی ، گفته می شود .در واقع متعهد شدن یک قرارداد و میل درونی و پایدار در مورد موضوع خاصی است مانند متعهد شدن و تعهد بستن دو نفر بعد از عقد و ازدواج نسبت به همدیگر که باید خود را موظف به انجام و رعایت تمامی نکات مربوط به عهد و پیمان زناشویی بدانند در هر زمان و هر موقعیتی .در موضوع لاغری هم ما باید برای لاغر شدن متعهد باشیم یعنی در هر شرایط و موقعیتی با خود عهد ببندیم که در مسیر بمانیم و تمام سعی خود را به کار ببندیم تا آموزش های مربوطه را به طور کامل یاد بگیریم و آموزش ببینیم و در زندگی به کار ببریم.باید به این نکته توجه داشته باشیم که متعهد شدن با تصمیم گرفتن تفاوت دارد .تصمیم گرفتن به این شکل می باشد که در یک لحظه انسان با خود می گوید و فکر می کند که از فردا یا تاریخ فلان مثلا سعی می کنم زود از خواب بیدار شوم و این در حد همان فکر باقی می ماند اما متعهد شدن به این شکل می باشد که فرد خود را موظف می کند که هر طور شده کاری را که می خواهد باید انجام دهد و آن را به عمل تبدیل می کند و انجام می دهد و در آن استمرار و مداومت دارد .به نظر من افرادی که اضافه وزن دارند و دچار چاقی هستند انسان هایی بسیار متعهدی می باشند چون هر بار از طریق راه و روش مختلفی اقدام به لاغر شدن می کنند اما چون مسیر و روش آنها درست نبوده نمی توانند لاغر شوند ولی اینک که من و شما دوستان عزیز با مسیر لاغری با ذهن آشنا شده ایم و در حال طی کردن این مسیر هستیم کافی است خود را موظف به انجام تمرینات مربوطه کنیم و آنها را در هر شرایطی انجام دهیم و در این کار استمرار و مداومت داشته باشیم و چون راه و روش و مسیر ما درست و صحیح می باشد یقینا به لاغری و تناسب دست پیدا می کنیم .
“یا حق ”
سلام و وقت بخیر.
بله واقعا تعهد داشتن تو هر مسئله ای آخرش موفقیت هست چه در زمینه لاغری باشه چه هر کاری دیگه منم تا زمانی که هر روز صبح نسبت به تعهدی که داشتم یک گام پیش میرفتم تو هر موقعیتی بودم اولویتم اول لاغری با ذهن و این سایت بود خیلی عالی و با ذهن فعال پیش میرفتم از زمانی که هفته دو سه بار به سایت سر میزدم و یه فایلی رو تا نصفه هاش گوش میکردم و یه کاری برام پیش میومد میرفتم فراموش میکردم به گوش کردن تمرین فایلم برگردم خودم به وضوح دیدم که توی 20 روز حتی یک سانت هم از دور کمرم کم نشد درسته اضافه نشد اما کم هم نشد و این یعنی یه جای کار من مشکل داشت و میلنگید اونم تنها مشکل من که امروز کامل بهش رسیدم تعهد نداشتن به وظایف خودم نسبت به لاغری بود با خودم گفتم چطور وقتی میخواستم برم باشگاه یا رژیم لاغری داشتم برنامه مینوشتم که فراموش نکنم سر موقع برم بیام اینقدر اضافه تر نون نخورم این چند کالری بخورم اما چطور فراموش کردم که گوش کردن به فایل روزانه ام و انجام تمرینش برام اینقدر بی اهمیت شده و به جای فکر کردن به این موضوع شکستن تعهد گفتم مغزم دیگه کشش نداره ولی خداروشکر میکنم دوباره برگشتم به مسیرم خیلی خوشحالم که این سایت هست که تا یکمی میای راه رو اشتباه بری کمکت میکنه برگردی به سمت هدفت خلاصه به امید روزهای بهتر و اندام زیباتر برای همه