سالها فکر میکردم مشکل من بیارادگیه. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با انگیزه شروع کردم، هر بار شکست خوردم و هر بار دوباره بلند شدم و یه رژیم تازه رو شروع کردم. اطرافیان میگفتن اراده نداری و من هم کمکم باورم شده بود. ولی امروز وقتی به اون سالها نگاه میکنم، یه چیز دیگه میبینم: من پر از تعهد برای کاهش وزن بودم؛ فقط این تعهد رو در مسیر اشتباه خرج میکردم.
شاید تو هم سالهاست خودت رو بیاراده میدونی. توی این مقاله میخوام نشونت بدم چرا احتمالاً اشتباه میکنی، چرا تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کردی نشونهی قدرته نه ضعف، و چطور میشه همین تعهد رو به مسیر درست برد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🚧 تعهد داشتن در مسیر اشتباه
هر کسی که با اضافهوزن زندگی کرده، احتمالاً حداقل یه بار با یکی از روشهای رایج تلاش کرده لاغر بشه؛ رژیم، ورزش، قرص، دمنوش. و خیلیها از این دویدنها به مقصد نرسیدن و لاغری براشون مثل یه سراب شده.
بیشتر ما فکر میکنیم مشکل از ارادهی ماست. ولی واقعیت برعکسه. کسی که بارها رژیم گرفته، شکست خورده و باز هم ایستاده و دوباره شروع کرده، یکی از متعهدترین آدمهاست. اگه تعهد نداشت، بعد از اولین یا دومین شکست قید همه چیز رو میزد.
رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. ولی هیچوقت کامل کنار نکشیدم. یعنی تعهد داشتم؛ فقط جادهام بنبست بود.

⚽ چرا تعهد، موتور موفقیته؟
تعهد کلید موفقیت در هر کاریه؛ فرقی نمیکنه توی زمین فوتبال باشه، توی کار یا توی یادگیری یه مهارت تازه. ولی تعهد فقط وقتی به نتیجه میرسه که در مسیر درست خرج بشه.
کسی که عاشق فوتباله و میخواد حرفهای بشه، از همون اول وارد یه باشگاه معتبر میشه و زیر نظر مربی تمرین میکنه. با هر عرق ریختن، یه قدم به هدفش نزدیکتر میشه و هیچوقت به این نتیجه نمیرسه که تلاشش بیفایده بوده؛ چون مسیرش روشنه.
حالا کسی رو تصور کن که با تمام وجود میخواد لاغر بشه، ولی بارها و بارها در مسیرهای اشتباه قدم برمیداره. بعد از مدتی، خسته و فرسوده به این نتیجهی اشتباه میرسه که هیچ راهی براش جواب نمیده. من سالها همین آدم بودم. و چیزی که کم داشتم اراده نبود؛ نقشهی درست بود.
🙅 تو بیاراده نیستی، فقط آدرس رو اشتباه رفتی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هر بار به دیوار خوردی، یه لحظه مکث کن. اگه فکر میکنی دلیل این شکستها کمبود اراده یا تنبلیه، داری خودت رو ناعادلانه قضاوت میکنی.
موفقیت ترکیبی از تلاش و مسیر درسته. هر چقدر هم با انگیزه و سرعت توی یه جادهی اشتباه برونی، به مقصد نمیرسی و فقط سوختت تموم میشه. و بدتر از اون، تصویرت از خودت خراب میشه و فکر میکنی بیارادهای؛ در حالی که مشکل هیچوقت از موتور نبوده، از جهت فرمون بوده.
💍 تعهدی که به یه هدف بیرونی وصل بود
یکی از قویترین تعهدهای عمرم مال روزهای خواستگاری بود. وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، با تمام وجود متعهد شدم و وزن کم کردم.
ولی دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. تعهد من واقعی بود، ولی به ازدواج وصل بود، نه به لاغری. وقتی به هدف بیرونی رسیدم، تعهد هم تموم شد. لاغر شدن هیچوقت برام سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود.
📅 تعهدهایی که از بیرون میومدن
تصمیمهای من برای لاغری همیشه از بیرون شروع میشد: یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تعهدی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار هم تموم میشه. این تعهد واقعیه، پرانرژیه، ولی کوتاهمدته. برای لاغری ماندگار، تعهد باید از درون بیاد؛ از خواستهی خودت.
💪 قدرت پنهان در شکستهای گذشته
وقتشه نگاهت به گذشته رو عوض کنی. هر بار که برای لاغری تلاش کردی و سختیهای مسیر رو تحمل کردی، در واقع داشتی ثابت میکردی که یه تعهد عمیق توی وجودت هست. این میل تمومنشدنی به تغییر، بزرگترین نشونهی قدرت توئه؛ قدرتی که تا امروز در مسیرهای اشتباه هدر رفته.
اگه یه آدم با همین میزان تعهد و پشتکاری که در رژیمهای قبلی خرج کرده، از روز اول وارد مسیر درست شده بود، به احتمال زیاد تا حالا به مقصد رسیده بود. پس سرزنش رو کنار بذار. تو کم نذاشتی؛ فقط راه رو بلد نبودی.

🔄 تعهد به چاقی؛ تعهدی که نمیدیدیم
یه نکتهی جالب دیگه هم هست: ما به چاق شدن هم متعهد بودیم، فقط اسمش رو تعهد نمیذاشتیم. من تقریباً تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. این یعنی یه تعهد روزانه و منظم؛ فقط در جهت مخالف.
از نوجوونی یه صدا توی ذهنم بود که بعد از تموم شدن هر کاری دعوتم میکرد چیزی بخورم: بعد از مشق، بعد از فوتبال، بعد از کمک به مادرم. من به این صدا سالها با وفاداری کامل گوش دادم. یعنی تعهد داشتم؛ به عادتهایی که چاقم نگه میداشتن.
وقتی این رو بفهمی، یه نتیجهی امیدوارکننده میگیری: اگه تونستی سالها به چاقی متعهد باشی، پس توانایی تعهد رو داری. فقط باید جهتش رو عوض کنی.
🧠 تعهد در مسیر لاغری با ذهن
همهی ما از مسیر ذهن به اضافهوزن رسیدیم، و راه ماندگار برگشت هم از همون مسیر میگذره. روشهایی مثل ورزشهای فرسایشی و رژیمهای سخت فقط به رفتار بیرونی کار دارن و به باورها و عادتهای ذهنی دست نمیزنن. برای همینه که حتی با تعهد کامل، نتیجهشون معمولاً موقتیه.
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال تغییرهای بزرگی توی وضع مالی، رابطهها و کارم دیدم. همون موقع فهمیدم همون تعهدی که سالها توی رژیمها خرج کرده بودم، اگه به سمت ذهن بره، میتونه کارهای بزرگی بکنه. بعد همین نگاه رو به لاغری آوردم.
🗝️ تعهد بدون «باید»
یکی از اولین چیزهایی که یاد گرفتم، این بود که «باید» رو با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. «باید لاغر بشم» برای من همیشه معنای جنگیدن داشت؛ و تعهدی که از جنگ ساخته بشه، خستهکنندهست. «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» تعهدی میسازه که از خواستن میاد و خسته نمیکنه.
🔑 تعهد یعنی مسئولیت، نه سرزنش
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. تعهد واقعی از همینجا شروع شد؛ چون حالا میدونستم تغییر دست خودمه.
ولی مسئولیت با سرزنش فرق داره. امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبلاً بعد از هر پرخوری میگفتم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم» و فردا ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» حالا قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم.
🌱 تعهد یعنی ادامه دادن، حتی با لغزش
قبلاً همه یا هیچ فکر میکردم؛ اگه یه وعده پرخوری میکردم، کل برنامه رو کنار میذاشتم. تعهد من شکننده بود چون جایی برای اشتباه نداشت. در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم تعهد یعنی ادامه دادن، حتی وقتی لغزش داری. من هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن.
اوایل مسیر، ذهنم بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جواب، شکل تعهد من بود: نه وعدهی معجزه، بلکه قول یاد گرفتن.
با همین تعهد، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
🗣️ تعهدی که زیر بار حرف دیگران خم میشد
یکی از چیزهایی که تعهدهای قبلی من رو میشکست، حرف دیگران بود. مسخره شدن توی مدرسه، «نصیحتها» دربارهی وزنم و نگاههایی که حس میکردم توی مهمونیها روی بشقابمه. هر بار که تصمیم میگرفتم، یه نفر چیزی میگفت که یا تعهدم رو زیر سؤال میبرد یا من رو به خوردن بیشتر میکشوند. احساس گناه بعد از حرف یکی از فامیل توی مهمونی، همیشه من رو به خوردن بیشتر میبرد.
حتی وقتی وزن کم میکردم، این حرفها تموم نمیشد. مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» راستش رو بخوای، خودم هم ته دلم باور نداشتم که میمونه.
من یه مردم و میدونم حرف دیگران روی من کمتر از خانمها اثر میذاره. ولی خوندن و جواب دادن به پرسشهای هزاران نفر از اعضای سایت کمکم کرد بفهمم برای خیلیها این فشار چقدر سنگینتره. تعهدی که از درون بیاد، کمتر زیر بار این حرفها خم میشه؛ چون دلیلش توی ذهن خودته، نه توی نظر دیگران.
👀 لاغرها تعهد نمیدن؛ عادت دارن
یه چیزی که سالها برام معما بود، رفتار دوستهای لاغرم بود. توی مهمونیها بدون نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. هیچ تعهد بزرگی نمیدادن، هیچ رژیمی نداشتن.
امروز میدونم اونها به یه سری عادت ذهنی متعهد بودن؛ بدون اینکه اسمش رو تعهد بذارن. و هدف لاغری با ذهن هم همینه: اینکه تعهدت کمکم از یه قول بزرگ و سخت، به یه عادت ساده و روزمره تبدیل بشه. وقتی به اونجا برسی، دیگه لازم نیست هر روز تعهدت رو تجدید کنی؛ خودش بخشی از تو شده.
☕ تعهدهای کوچیک امروز من
امروز تعهد من خیلی کوچیکتر و سادهتر از روزهای رژیمه. صبحها هنوز چای با یه شکلات یا بیسکویت میخورم و همیشه بهترین انتخاب رو ندارم، ولی انتخابهام از قبل بهتر شده. هنوز گاهی بعد از تموم کردن یه کار، همون صدای قدیمی دعوتم میکنه چیزی بخورم؛ گاهی بهش گوش میدم و گاهی نه.
تعهد من دیگه «هرگز نخوردن» نیست؛ دیدن و انتخاب کردنه. همین تعهد کوچیک، از همهی اون قولهای بزرگ رژیمی ماندگارتر بوده.

🍃 تعهدی که هر روز سبکتر میشه
رژیمها هر روزشون سختتر از روز قبل بود. ولی در مسیر لاغری با ذهن، هر روز که میگذره، مسیر سادهتر و آشناتر میشه. تعهد اینجا یه بار سنگین نیست که تا آخر خط تحملش کنی؛ یه عادت تازهست که با هر روز تمرین، طبیعیتر میشه.
اگه حس میکنی شعلهی این تعهد توی دلت روشن شده، ولی هنوز نقشهی راه دقیقی نداری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده؛ یه مسیر قدمبهقدم که تعهدت رو از جادههای بنبست به سمت تغییر ذهن میبره.
🏁 جمعبندی
اگه بارها برای لاغری تلاش کردی و هنوز نرسیدی، تو بیاراده نیستی؛ تعهدت رو در مسیر اشتباه خرج کردی. تعهدی که از فشار بیرونی بیاد، با رفتن فشار تموم میشه. ولی تعهدی که از خواستهی خودت بیاد، با مسئولیتپذیری همراه باشه و جا برای لغزش داشته باشه، میتونه تو رو به لاغری ماندگار برسونه.
✍️ تمرین: قدرت تعهدت رو ببین
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و به این سؤالها جواب بده:
- در روشهای قبلی لاغری چقدر متعهد بودی؟ با یه مثال بنویس.
- به چاق شدن هم متعهد بودی؟ چه عادتهایی رو هر روز با وفاداری تکرار میکردی؟
- چرا با وجود این تعهد، به نتیجهی دلخواهت نرسیدی؟
- تعهدهای قبلیت از فشار بیرونی میومدن یا از خواستهی خودت؟
- یه تعهد کوچیک برای این هفته بنویس، با جملهی «دوست دارم … رو تجربه کنم».
📝 برام بنویس
تا حالا خودت رو بیاراده دونستی؟ بعد از خوندن این مقاله، نگاهت به تلاشهای گذشتهات چه تغییری کرد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، تعهد کوچیکت برای این هفته رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تعهد برای کاهش وزن یعنی چی؟
یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر و ادامه دادن مسیر، حتی وقتی لغزش داری یا نتیجه دیر میرسه. تعهد واقعی از خواستهی خودت میاد، نه از فشار بیرونی.
چرا با اینکه متعهد بودم، لاغر نشدم؟
چون احتمالاً تعهدت رو در مسیرهایی خرج کردی که فقط رفتار بیرونی رو تغییر میدادن و به باورهای ذهنی کاری نداشتن. مشکل از اراده نبود، از مسیر بود.
آیا شکستهای قبلی یعنی من بیارادهام؟
نه. کسی که بارها شکست خورده و دوباره شروع کرده، تعهد زیادی داره. همین تعهد اگه به مسیر درست بره، میتونه نتیجه بده.
چطور تعهدم برای لاغری رو ماندگار کنم؟
«باید» رو به «دوست دارم» تبدیل کن، مسئولیت انتخابهات رو بدون سرزنش بپذیر و لغزش رو بخشی از مسیر ببین، نه دلیل رها کردن.
امتیاز 4.61 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر
واقعا لازمه که روی این فایل بیشتر کار کنم و تلاش کنم برای متعهد بودن.
بنظر خودم مشکل من اینه که هر روز نمیتونم فایل گوش بدم،
باید نظم کارهام رو بیشتر کنم تا هر روز برای یک فایل وقت گیر بیارم و تکالیفم رو انجام بدم.
امیدوارم من هم مثل شما دوست عزیزی که تا این حد سورپرایز شدی با کم کردن سایز ما هم سورپرایز بشیم و بتونیم اعلام کنیم موفقیت مون رو.
ممنونم استاد عزیز
خسته نباشید هرگز
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که بی دریغ می بخشد
من لایق عالیترین زندگی هستم و به لطف خدای مهربان و تلاش خودم آن را دارم (:
جانم از اوست خودم را تأیید می کنم و خودم را دوست دارم و هرروز زندگی ام بهتر می شود (:
سلام و درود دوستان متعهد و پرانرژی ..
متعهد بودن به رسیدن خواسته یعنی تلاش کردن برای داشتن آن رویا و ادامه دادن …
تلاش ذهنی یا فیزیکی یا هردو؟!…
تلاش برای آموختن و یادگیری و تبدیل آگاهی به مهارت زندگی صحیح ترین راه در مسیر رسیدن به هر خواسته ای است ..
سالهای زیادی که در لاغری و چاقی رفت و آمد داشتم از روشهای بسیاری که هر کدام به گونه ای سختی و درد و رنج بهم تحمیل می کردند ،استفاده می کردم و هر بار سعی می کردم با اراده و تلاش مضاعف خود به خواسته ام برسم ولی به دلیل اشتباه بودن مسیر هربار شکست می خوردم، یا یک نتیجه مقطعی می گرفتم …ولی ادامه دادن همون مسیرهای اشتباه باعث شد به این نتیجه برسم که یک نیرویی فراتر از ذهنم باید راه را بهم نشون بده و وقتی درمانده شدم و تسلیم درگاه خالقم شدم او هدایتم کرد تا به آسونی و از راه و روش صحیح و خیلی آسون و لذت بخش به رویای خود برسم ….
تعهد داشتن در مسیر اشتباه انقدر مهم هست که مسیر را درست می کند و از بیراهه به راه مستقیم می رسی شاید همون اشتیاق هم باشه ….
و چقدر این جمله شگفت انگیز بود …
به پاس تشکر از هدایت پروردگارم این مسیر را ادامه می دهم و می خواهم رویای خود را خلق کنم و از آن لذت ببرم.
بارها در زندگی تصمیم گرفتیم کاری انجام بدیم که احتمالا هم قرار بود از شنبه روزی شروع بشه !..
ولی بعد بیخیال شدیم …چون این تصمیم در سطح افکار ما بوده است ولی یه جاهایی عزم راسخ داشتیم و به گفته استاد با این نوع تفکر که یا میمیرم یا لاغر میشم و در همچین حالتی متعهد شدیم به ادامه دادن مسیر برای رسیدن به هدفمون..
استمرار داشتن در مسیر ،هم خودش سطحهای مختلفی دارد که میتوان هر بار بهتر این استمرارداشتن را تجربه کرد …
اینکه هرروز فایل گوش بدیم یک استمراره …ولی اگر تمرینات را بنویسیم تعهد بهتر میشه …حالا اگر روزانه برای تکرار هم فایل گوش بدیم یعنی خواسته ما قویتره و در نهایت فردی که بتونه آگاهی ها را تبدیل به مهارت زندگی کنه واقعا متعهده و به نظرم اون شخصی که با سبک لاغری زندگی می کنه یعنی تمام آگاهی ها را هرروز زندگی میکنه حتما تا الآن شگفتی ساز شده و یک فرد متناسب طبیعی هست با لبی خندون و البته اعتماد به نفس بالا ….(:
من تغییر کردن را دوست دارم و خداوند هم خیلی لطفش شامل حالم هست که بتونم با لذت و خوشحالی و به آسونی تغییر کنم ولی با این حال وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم واقعا درک مطلب خوبی نسبت به موضوعات ذهنی چاقی و اصلاح آنها نداشتم یعنی اگر می خواستم طبق گفته ها عمل کنم می شد کنترل بیرونی !…
چون هنوز محتوای ذهنم انقدر آگاهی نداشت و کفه ترازوی لاغری ذهنم سنگین نشده بود …
می خوام بگم این همان موضوع زمان هست که خیلی کمکم کرد به مروز زمان لایه لایه این آگاهی ها در ذهنم قرار گرفتند و بدون اینکه بخوام سختی بکشم یا کاری انجام بدم، تغییرات و تمایلات رفتاری برام ایجاد شد .
پس تعهد داشتن با زمان همسو میشه و جدایی از اراده است که من بخوام از صبح اراده کنم تغییر کنم یک شبه نمیشه و اگر بشه این تغییر میشه مبارزه و همون ناهنجاری های قبل که در رژیم و ورزش و …تجربه کردیم !…
سالها با آموزشها و ذهنیت غیرصحیح نسبت به مواد غذایی زندگی کردیم و به همین دلیل دوستمون فکر می کردند که شکلات حتما خیلی چاق کننده است که وقتی چند روز نخوردند حالا قراره خیلی لاغر بشوند؟!!
واقعا من با خودم فکر کردم مثلا اگر در یک وعده غذایی پرخوری کنم و حدود ۲۰۰گرم اضافه هم بخورم قرار نیست که این۲۰۰گرم بسته بندی بشه و بچسبه به شکم یا پهلو من !؟؟…
موضوع ترس و نگرانی منه که به اون ۲۰۰گرم قدرت میده و از طرفی تکرار این عادت پرخوری هربار و بارها در روز !…
وقتی در روز چهاربار هم پرخوری کنی…باز همون روز یک کیلو اضافه نمی کنی چون تعریق و چربی پوست داری و در نهایت دفع!…
بنابراین اصلاح این رفتار پرخوری به خاطر خودمون هست که احساس خوبی داشته باشیم و از رفتار خود به احساس رضایت و ارزشمندی برسیم که با مرور و تکرار و البته تبدیل آگاهی ها به عملکرد ایجاد می شود.
با گزارش نویسی هرروز نسبت به رفتار خودمون بهتر نسبت به رفتار خود و البته شناسایی الگوهای چاق ذهنمون آگاه می شویم و تغییرات رفتاری را ایجاد می کنیم …
از طرفی مثلا در ذهن من لاغری یعنی۵۴کیلو وزن و یک تصویر لاغراندام با قد کشیده …اما در ذهن هر کدام از دوستان این وزن ممکنه متفاوت باشه….و چون در ذهن من لاغری یک تصویر و عدد تعریف شده است، وقتی می خواهم لاغر بشم یا به زبان میارم که لاغر بشم، منظورم اینه که یهو بشم اون تصویر نهایی !…و این در مدت کوتاه …غیر ممکنه !!!
همه دوستانی که می گویند ما لاغر نشدیم هم دقیقا منظورشون همون تصویر نهایی است …وگرنه قانونه اگر ذهن ما و بینش ما تغییر کنه حتما رفتار ما تغییر می کنه و کوچکترین تغییرات نتیجه های بزرگی را رقم می زنند …
دوست من اون گرم های کم شده از وزنتون یا حتی کمتر شدن سایزتون به چشمتون نمیاد چون با تصویر نهایی ذهن مقایسه می کنید گاهی فقط بدنتون منسجم میشه و این شگفت انگیزه… کاری که هیچ جراحی نمی تونه انجام بده !!!….
و به همین دلیل باید به تغییرات احساسی و رفتاری خود توجه کنیم تا چشم از نتیجه برداریم که حالمون بد نشه و انقدر مسیر را ادامه بدیم تا به اون تصویر نهایی در ذهنمون نزدیک بشیم …
هر چقدر هم از نظر تکنولوژی پیشر۴ت داشته باشیم و وسایل سرعتی بسیاری در منزل و جامعه راهگشای مسایل روزمرگی ما باشند …انواع خوراک پز برقی و وای فای و ….باز بدن ما جزئی از طبیعت است و به همان مقدار زمانی که برای شکفتن یک غنچه نیاز هست برای لاغر شدن ما و حتی تغییرات ذهن و بینش و رفتاریمون زمان نیاز هست که با موضوع صبوربودن در ارتباطه و خداوند پاداش بدون حساب به صابرین عطا می کند …
خیلی جالبه ما واسه همه کارها عجله داریم به فرض قرمه سبزی را در زودپز یک ساعته می پزیم و با وقت اضافه خود چه می کنیم ؟!..اینستاگردی یا سریال یا نشستن پای تلفن؟؟؟!!! ….
واقعا اگر انقدر زمان گرانبها بوده که باید یک سری کارهای روزمره به سرعت انجام شوند …چرا برای زمانمون برنامه نداریم؟؟؟؟ …
سریع غذا را می پزیم که بریم بخوابیم ….در مورد لاغری هم همینگونه است می خواهیم سریع لاغر بشیم که در نهایت چیکار کنیم ؟!…باز بریم یقه خدا را بگیریم که چیز دیگری کم است !….
در مسیر تناسب فکری ما روش و سبک زندگی متعادل را می آموزیم که همسو با حالت طبیعی و ذاتی ما هست و از خود نتیجه لاغری با اهمیت تر است و عاااشقشم اون ربّ را که پرورش دهنده همه جهانیان است .
ما سالها با پیامهای اشتباه مغزمون زندگی کردیم و اصلاح این موضوع زمانبر هست ولی با اشتیاق و تشویق خودمون که نسبت به تغییرات روزانه خود داریم می تونیم سطح و لول این یادگیری را بالا ببریم …
فردی که اضافه وزن داره وقتی بیماره می خواد بخوره که جون بگیره و زود خوب بشه …وقتی خوابش نمیبره میگه حتما گرسنمه …وقتی خسته میشه می خواد با خوردن رفعش کنه ….شادی و عصبانیت ….تفریح و لذت و ….همه چیز را سالها ربط به خوردن داده و زندگیش کرده آن هم کنار افرادی که همین روش را در پیش گرفته بودند یا حداقل توجهش به اینگونه افراد و الگوهای رفتاریشون بوده است …..
اما یه جایی همون خواستن و پذیرش مسئولیت که این چاقی انتخاب خودمون بوده و الآن هم با همان توانمندی لاغری طبیعیت خودمون را انتخاب می کنیم ،باعث توانمندی ما میشه که با شجاعت و ایمان به همون خدایی که انتخابمون کرد شخصیت و سبک جدید و طبیعی زندگی خودمون را بسازیم.
خدایا سپااااسگزارتم /عااااشقتم
عشق به ذرات هوشمند کائنات و وفور رزق و روزی های آسمانی و زمینی
پاینده و برقرار باشید
نشان های دریافت شده
تعهد داشتن
برای رسیدن به هر هدف چندین مرحله است مرحله ی اول تصمیم گرفتن است من سه سال پیش وقتی از تمام راه های کاهش وزن خسته شدم بودم و ناامید
من اون سال دقیقا یک سال در رژیم ورزش سخت بودم و چندین ستیز کم کرده بودن که پای من در باشگاه شکست در طی اون ۵۰ روز تمام کاهش وزن برگشت بود خیلی ناراحت ناامید بودم که برادر شوهرم یک فایل رایگان از استاد رو برام فرستادند
یک نوری در دلم گفت خودشه دقیقا یادمه ۹۹۹هزار تومن روز بعد واریز کردم ومن واقعا بعد از ۲۶ سال زحمت کشیدن ودر مسیر روش های کاهش وزن دیگه بریده بودم و شروع کردم روزهای اول ماههای اول درک نمیکردم حتی سال اول ولی ادامه دادم استمرار داشتم بعد از ماهها دیرم من عوض شدم روح من عوص شده باز ادامه دادم من از یک آدم افسرده ناراحت نا امید عصبی به یک آدم آرام شاد امیدوار تبدیل شده بودم یکی یکی خواسته های من داشت تحقق میگرفت روابط خوب زناشوی خونه خوب ماشین خوب شعل خوب و من باز هم تعهد دارم در این مسیر تنها مسیر تمام موفقیت ها ی زندگی مسیر با قدرت ذهن است وتنها کلید موفقیت همین تعهد داشتن است من هروز بلا استثنا ۵ صبح بیدار میشم یک ساعت فایل های خودم گوش میدهم تمرین انجام میدهم و کیف میکنم کل روز در مورد اون فایل فکر میکنم این مسیر برای من تمامی ندارد تا امروز تمام میشود روز بعد شروع میکنم خود دوره ی لاغری ذهن در امتداد مسیر پاکسازی
و کیف میکنم و هر دفعه فایل ها رو تکرار میکنم اصلا احساس نمیکنم خسته کننده شده بلکه انگار درک من بیشتر میشود و چیزهایی رو متوجه میشم که دفعه قبل نفهمیده بودم این مسیر مسیر صحیح است من آنقدر در مسیر اشتباه تعهد داشتم که به مسیر صحیح هدایت شدم سال ها دنبال برنامه های مختلف رژیمی بودم اروبیک بدنسازی قرص لاغری پودر لاغری دمنوش ووووو
تا در نهایت به مسیر صحیح هدایت شدم من باید همان تعهدی که در مسیر چاق شدن داشتم اینجا داشته باشم تا لاغر بشم یادمه هروز هروز هرلحظه من در مسیر چاقتر شدن بودم پس الان هم همان است باید با همان تعهد ادامه بدهم
و تعهد خیلی خیلی مهم تر از تصمیم گرفتن است باید ادامه بدهم مدام به تغییرات مثبت خودم توجه کنم تا ذهن من ابن تغییرات رو بیشتر بکند
من در شرایط آرامی بزرگ نشدم و مسلما شرایط زندگی خیلی در برنامه ریزی ذهن موثر است تو حتی خودتو نباید با خواهر برادرانت مقایسه کنی هر انسان ذهن خودش رو دارد و افکار خودش
من دارم آرام آرام آرام خط های کتاب لاغری خودم رو پر میکنم و یادت نره تو قبلا رمان ها از چاقی پر کردی پس فقط باید با احساس خوب در این زیبا ادامه بدهی و مطمئن باش خواسته ی لاغری تو در جهان منتظر تو است تا تو در بغلش بگیری فقط به گام های کوچک وپیوسته ی خودت ادامه بده فقط به حال خوب خودت توجه کن با حال خوب پیش برو
تعهد مهم ترین عامل موفقیت در هر زمینه ای است تو ۲۳ ساعت در روز برای دیگران خدمت میکنی یک ساعت به خودت خدمت کن تو مهم تربن شخص زندگی خودت هستی که میتونی به خودت کمک کنی
هر زمانی که میتونی باید صرف این دوره کنم چون ذهن ناخودآگاه ما وجهان هستی با توجه کار میکند اون تصمیمی که داری فایل گوش میدهی و تمرین مینویسی یعنی داری اطلاعات خوب به ذهن خودت میدهی و ذهن تو مرکز تبادل تو با جهان هستی است شیطان هر لحظه سعی میکند ذهن تو رو با افکار پوچ مثل فکر کردن در مورد دیگران گرانی …….پر کند ولی تو مخودت مسئول ورودی های ذهن خودت هستی باید اطلاعات مثبت بهش بدهی تا خواسته های مثبت تو رو به جهان ساطع کند .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند وهاب
سلام خدمت استاد ارجمندم و همه دوستانم
خدارو صدهزار مرتبه شكر ميكنم بابت هدايت و حمايتش در اين مسير زيبا و از استاد عزيز بابت فايل فوق العاده امروز كمال تشكر و قدرداني را دارم.
از روزي كه من با اين دوره آشنا شدم به خودم تعهد دادم كه در اين مسير الهي بمونم و هميشه استمرار داشته باشم،وقتي دوره اي هست كه باعث تغيير افكار و رفتار من و آرامش و ايمان به خدا در من شده است چرا نخوام تو اون دوره باشم.
هدف نهايي همه ما در اين دنيا ،لذت بردن از هر لحظه زندگي و شاد بودن و آرامش هست و اين دوره چون دوره الهي هست همه اينها رو به من داده و من مجدد تعهد ميدهم تا در اين مسير زيبا تداوم داشته باشم و تا زماني كه زنده هستم تعهد ميدم به خودم .
من به خداوند ايمان دارم
نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استادگلم ودوستان خوبم ،استاد من برای لاغری متعهد هستم چون در طول زندگیم روشهای مختلفی رو انجام دادم برای اینکه لاغر بشم درسته نتیجه مدنظرم رو نگرفتم ولی لاغر می شدم اما ماندگار نبود ودلیلش اشتباه بودن روشها بوده وزمانی که من خیلی خسته ومونده بودم شرایطم خیلی سخت بود واز ته قلبم از خداخواستم که شرایطم رو تغییر بده وخدا من روبه این دوره هدایت کرد ودر هفته ی اول تغییر روحی رو در خودم دیدم والان بعداز نزیک سه سال هنوز به آموزشهای لاغری متعهد هستم درسته بخاطر اینکه خدا یک هدیه خوشکل که پسرمه داده وبخاطر نگهداری ازش وقت نمی کنم هرروز تمرینات رو در سایت بنویسم ولی هرروز فایل هم رو گوش می دم وبه عملی کردن آموزشها متعهد هستم وخودم انسان متعهدی هستم وهمه کارها روباتعهد انجام می دم ،به روابطم بادوستام وهمسرم وفرزندام وخانواده ام متعهد هستم وبنظر من تا در کاری تعهد نداشته باشی در اون کار موفق نمی شی چون تعهد به اون کار باعث تکرار واستمرار می شه واین تکرار رمز موفقیت در اون کاره ،من هم عاشق لاغری هستم وباتعهد دنبال می کنم وباید نتیجه که لاغریه رو ببینم.فقط زمان بره واین هم بخاطر اینه که پروسه ی لاغری تکاملیه وکم کم اتفاق میوفته چون اصلا روند جهان به این رواله
نشان های دریافت شده
سلام
من یادم میاد که یه سمیناری ازخانم استرهیکس دیده بودم که ایشون میگفتن که برای زندگی کردن راه بی مقاومت رو برید وهمش تو خونمون وقتی کاری رو میخاست خواهرم انجام بده وحوصله نداشت میگفت ببین خانم استرهیکس میگه مسیری که بهت لذت بده روانتخاب کن وبارها پیش میومد وکاری روبرنامه ریزی میکردیم و اون میراشت به حساب حرف خانم استرهیکس که نه الان حوصله ام نمیگیره وسختمه و مسیر بی مقاومت روانجام میدم .
من همش تو این فکر بودم اگه این خانم درست میگه پس تعهد واستمرار دریک کاری معنیش رو از دست میده .
کم کم متوجه شدم مسیر بی مقاومت یعنی مسیری که در اون ادامه دادن و استمرار لذت بخشه و بهمون حس خوبی میده .
مثل روش لاغری با ذهن . که متناسب شدن دراین مسیر اصلا رنجی نداره و مرتب باحال خوب و آرامش توام هست .
اما لاغری با رژیم مرتب درگیری ذهنی داره و عصبی شدن .
تعهد واستمرار موافقت ذهن ناخودآگاه رو میخاد و ما دراین روش بیس اصلی رو داریم . وبقیش دست خودمونه .
ما به روش ذهنی زندگی خودمان رو خلق میکنیم پس با همین روش ذهنی میتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم .
وهرجا سختی و نا آرامی هست یعنی مسیری که انتخاب کردیم اشتباهه .
وگرنه مسیر ذهنی خودبه خود لذت بخشه و آرامش بخش .
خدایا شکرت بابت هدایت دراین مسیر زیبا
تشکر از استاد گرانقدر
نشان های دریافت شده
به نام خداوند وهاب
سلام خدمت استاد ارجمندم و همه دوستان
من ٤ ماه هست كه از سايت تناسب فكري هر روز به صورت مستمر استفاده ميكنم و هر روز تعهدم بيشتر ميشه و اصلا نميتونم سراغ روش ديگري برم چون نميتونم و دلم نميزاره و اين يعني تعهد زياد،همش فرشته درونم ميگه صبر داشته باش و تو به هدفت ميرسي .
حتي يك روز هم نشده تو اين مدت كه من فايل گوش نكنم و تمرينم رو انجام ندم ،اگه انجام ندم حالم بد ميشه و عذاب وجدان ميگيرم و معمولا در روز چند بار فايل ها رو وقت كنم گوش ميكنم.
استاد كاملا درست ميگن كه تعهد تو هر كاري يعني موفقيت و اين به من ثابت شده است و به اميد خدا بعد اتمام دوره ورود به سرزمين لاغرها ،دوره هاي ديگه رو خريداري ميكنم و ميخوام تعهد بدم كه تا اخر عمرم اين مسير رو ادامه بدم چرا كه حالم رو خوب ميكنه و احساس ارامش در زندگيم پيدا ميكنم و چي از اين مهمتر.
خدارو صدهزار مرتبه شكر بابت هدايت و حمايتش در اين مسير.
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ارادت به دوست هم مسیرم خانم Banoo :
خیلی خوب نوشتی از اینکه نوشتی در این مسیر آرامش داری و می خوای تا آخر عمر در این مسیر باقی بمونی کاملا صحیحه ،
روش لاغری با ذهن ، یک شیوه جدید در زندگی ماست که باید تا آخر در اون بمونیم و تموم شدنی نیست ..و با اتمام هر دوره ،به سطح بالاتری از آگاهی می رسیم که ذوق رسیدن به اطلاعات بالاتری رو در ما شعله ور می کنه و اینقدر اینجا در این سایت و با مدیریت خوب جناب عطار روشن مطلب برای یادگیری و تکامل هست که نمیشه نقطه پایان درش گذاشت …و اتفاقا این طرز تفکر مانع عجله ارو از جلو پای ما برمی داره …و این دوره ها میشه حالت طبیعی زندگی ما که باید طی یکزندگی عادی با آرامش همیشه با ما باشه …عجله کنیم که به کجا برسیم مگر نه اینه که هر گاه به تناسب هم برسیم بازم باید برای غیر فعال ماندن اطلاعات غلط گذشته به طور مرتب با این سایت در تماس و در ارتباط فکری باقی بمونیم ……
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون
نشان های دریافت شده
با سلام روز ۳۹ تکرار
من اول چالش امروزم را می گویم .امشب شام دخترم برای من ظرف اورد تا برای همه اعضای خانواده شام را بکشم .من خیلی راخت برای همه کشیدم و خودم توی ظرفی که دخترم برای من آورده بود چیزی نریختم.و اصلا ختی خواستم به اجبار خودم برم سر سفره واقعا چیزی دلم نیامد .بعد یک ساعت رفتم و یک نان خونگی به اندازه کف دست از یخچال برداشتم و با چایی خوردم و تا حالا اصلا سیر سیرم.واقعا برام جالب شده من امشب خودم داشتم به خودم نه مز گفتم
*متعهد بودن* متعهد بودن جزء مراحل متناسب بودن هست.ما یک سرس عادتها و رفتارهایی داریم که جزء طبیعت زندگی ما هستند. و در خیلی از مراحل زندگی به ما لطمه می زنه.ولی چون بهش توجه نمی کنیم و در لاغری وقتی لاغر نمی شیم فک می کنیم ما مشکل داریم.تعهد داشتن در هر موضوعی باید باشد تا تغییر ایجاد شود.برای تغییر نیاز داریم که متعهد باشیم.نیاز داری با اشتیاق اون موضوع را دنبال کنی اصلا ربطی به تناسب نداره.نمی شه شما یک هفته بیایید تمام فایلها را خوب گوش کنی بعد بگی چون نتیجه نگرفتم پس فایده نداره.
می دونید دلیل اینکه ما زود خسته می شیم چیه؟؟جهان در حال پیشرفت کردنه.همه چیز در حال سرعت و پیشرفت سریع هست.یعنی سرعت زندگی داره اضافه می شود امااااا ما توجه نداریم که جسم ما و انرژی حاکم در هستی که سرعتش را تغییر نداده* مخصوصا جسم ما درسته در یادگیری می شه سرعت را بالا برد.اما هیچ کدوم به این معنا نیست سرعت جسم من هم تغییر کرده.سرعت قلب و سلولهای من تغییر نکرده.شاید سرعت بهبود بیماریها زیاد شده اماااا همه اینها عامل بیرونیه*عوامل درونی ما تغییر نکرده.حالا چند ماه هست که تغییر جسمی نکردید نباید رها کنید.
در ذهن ما هر کلمه یک معنی داره.لاغر به چی می گن؟؟لاغری در ذهن ما به معنای متناسب شدنه ۵ کیلو یا ۱۰ کیلو کم کردن معنای لاغری در ذهن نیست.یعنی نتیجه لاغری ما می شود معنی لاغری برای ذهن.پس یک هفته یا یک ماه قرار نیست ما لاغر بشیم.شما باید توجهت به تغییراتت باشه.
باید استمرار داشته باشیم.
این مساله تعهد می خواست .تصمیم گرفتن خیلی ساده هست.مثلا می گید من از فردا این کارو می کنم.بعد انجام نمی دادیم.ما با تصمیم نمی تونیم لاغر بشیم.تعهد فرق می کنه با تصمیم.ما قبلا از اضافه وزن ناراحت بودیم دوست داشتیم لاغر بشیم و از خدا خواستیم.بعد با سایت تناسب اندام آشنا می شویم.یعنی اول می خواهیم بعد هدایت می شیم به مثلا سایت تناسب فکری. حالا ممکن چند روز مطالب را دنبال کنی علاقه ات ایجاد می شه و می رویم در سایت ثبت نام می کنیم تازه اینجا می شه تصمیم*حالا از اینجا به بعد کار با تصمیم پیش نمی ره باید تعهد بدی.
همواره باید تمرینها رو انجام بدیم. این می شه تعهد مثلا همین چالش اینو نمی خورم را اگه ادامه بدی می شه تعهد دو دلی در ذات بشره هی تصمیم می گیره. پس اگر می خواهیم متناسب بشیم از روزی که می خواهیم متناسب بشیم باید این تصمیم را دنبال کنیم و هر روز دنبال کنیم.کم کم که دنبال کنیم تبدیل می شود به تصویر ذهنی* و بعد تبدیل به جسم می شه.
نمی شه از یادگیری به تصویر ذهنی را نمی شه سرعتشو زیاد کرد.
ما در چاقی متعهد بودیم.چون هی وزنمون زیاد می شد.نمی شه فرمولهای چاقی را با یک تصمیم دو روزه تغییر داد.
باید دنبال کنیم باید متعهد باشی که ادامه بدی بنویسی و فیلم ببینی و بخونی مطالب دوستان را.
تعهد یعنی کاری را که می خوای انجام بدی همیشه*انجام بدی.در ذات بشر اینه که یک کار و انجام ندن و ادامه ندن.
باید انجام بشه و کوتاه نیاییم.مثلا من کلاس حضوری گذاشتم با وجود تعطیلی مدارس با خودم گفتم باید دوازدهم چون نهایی دارند باید چند بار نمونه سوال نهایی کار کنم و انجام دادم بعد اصلا کوتاه نیومدم و رفتم حالا می فهمم که چطور این تعهد را دارم انجام می دهم اصلا خسته نمی شم لذت می برم از صبح می رم تاااااا۴ یا۵ بعدظهر بعضی مواقع خودمم تعجب می کنم بابت این استمرارم.حالا می فهمم که این تعهد را من از این دوره یاد گرفتم.من هر روز فایل گوش می کنم هر روز یعنی امکان نداشته که رها کرده باشم تمام تلاشم را کردم که ادامه بدهم شاید چند بار وقفه پیش آمد ولی دوباره ادامه دادم و کوتاه نیامدم.
استاد این حرف شما خیلی قشنگه که گفتید اگه کاری که توش هستید را با عشق انجام بدی بعد خییییلیییی راحت به کاری که لایقش هستی می رسی.من دوست دارم استاد دانشگاه بشم و علشق معلمی هستم لذت می بر م از آموزش .اصلا بعضی مواقع تو حین تدریس یک روش جدید را برای یاددهی به بچه ها کشف می کنم و هی هر بار این روشها به بهترین شکل جواب داده.
در هر شرایطی که هستیم حقم همونه.نمی خواهی این شرایطو پاشو بساز.این جسم رو نمی خوای پاشو یک جسم دیگه بساز .این خونه رو نمی خوای پاشو ذهنتو ثروتمند کن.
من خودم خودم را چاق کردم و من که خدای چاقی خودم بودم حالا خدای لاغری خودم هستم . استاد این حرفتونخیلی فوق العاده هست .مقصر چاقی خودمون هستیم.باید متعهد باشیم باید اینقد ادامه بدهیم تا برسی.حرف قشنگ دیگه اگه متعهد باشی حتی اگه مسیرت را اشتباه رفتی . مسیرت درست* می شه.
اگر متعهد باشی خطاهارا پیدا می کنی و اصلاح می کنی و تمومی نداره.
خیلی ها از افراد چاق می گن ما همینیم همیشه تو همون حال می مونه چون برای تغییر کاری نکرده تا کم کم متعهد بشه.باید به تناسب اندام برسیم باید متعهد باشیم .وقتی متعهد می شی به یادگیری لاغری با ذهن*خیلی چیزهای دیگه هم تغییر می کنه.چطور تعهد را قوی تر کنیم؟؟ادامه دادن ما را قوی می کند.اگر دنبال کردن را با نتیجه همراه کنی نا امید می شی اصلا نباید نگات به جسمت باشه زمان می بره.اول ذهن باید تغییر کنه اطلاعات جدید بهش داده بشه بعد اطلاعات به تصویر ذهنی و بعد به جسم تبدیل می شه.این پرسه را باید طی کنیم.متعهد بودن یعنی ادامه دادن.
گرسنگی زنگ نیست قشنگ حسش می کنیم.حالا در افرادی که اضافه وزن دارند خیلی از پیغام ها را فک می کنن که پیغام گرسنگی هست.مثل یک کم سرشون درد می کنه ربط می دهند به گرسنگی.
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه 🙋♀️
خیلی از افراد چاق وقتی از شرایط جسمی خودشان و حرف های دیگران خسته می شوند، تصمیم میگیرند که لاغر شوند، ولی بیشتر تلاشهای آنها برای لاغری با شکست مواجه می شود و فقط عده کمی نتیجه می گیرند. چرا وقتی روش ها یکسان است و بدنها هم آفرینش یک جور دارند، نتایج متفاوت است؟؟
عمدهترین دلیل آن این است: کسانی که فقط تصمیم می گیرند بعد از مدتی نسبت به تصمیم خودشان بی تفاوت می شوند و دیگر مثل اول پیگیر نیستند و تصمیم آنها قاطع و جدی نبوده است و تحت عواملی و برای برداشتن فشار از روی خودشان در یک مقطعی تصمیم میگیرند که اقدام کنند ولی بعد که از آن احساس لحظهای، فاصله می گیرند، تقریباً تصمیم خودشان را فراموش میکنند و به روال قبلی برمیگردند، اما کسانی که برای تصمیمشان تعهد می دهند و آن را واقعاً میخواهند و به طور مستمر آن را پیگیری و دنبال می کنند، قطعاً به نتیجه میرسند. حتی اگر در ابتدا مسیری که انتخاب کرده باشند درست نباشد ولی در نهایت به مسیر درست هدایت میشوند.
به دلیل پیشرفت جهان و بالا رفتن سرعت و کاهش زمان انتظار در رسیدن به خواسته ها، عجله کردن برای لاغری عاملی است که میتواند هر کسی را وارد این پروسه شده است، درگیر کند. اما باید بدانیم که سیستم بدنی ما از روز ازل تا ابد یکسان و بدون تغییر است. شاید الان با پیشرفت تکنولوژی سرعت آموزش و یادگیری ها بالاتر رفته باشد ولی همچنان ضربان قلب، گردش خون، سلول سازی و فعالیت های داخلی و روتین بدن ما با سرعت معمول خودش در حال انجام شده است. خواسته هایمان با دنبال کردن به تصویر ذهنی تبدیل میشوند و در نهایت این تصویر ذهنی است که جسم ما را رقم میزند، اما این فرآیند احتیاج به زمان دارد و عجله کردن ما روند آن را سریع تر نمی کند و وقتی تعهد داشته باشیم این زمانبر بودن مسیر را درک می کنیم و همچنان با اشتیاق ادامه میدهیم.
ما خدای چاقی خودمان بوده ایم و من کاملاً این را قبول دارم. زمانی را یادم هست که ۴ عدد پفک کوچک را در ظرف ریختم و خواستم انقدر بخورم که دیگر دلم پفک نخواهد و از آن زده بشوم و البته نتوانستم همه آن را بخورم و روی علاقهام هم تاثیری نگذاشت، ولی همین موارد ریز روی هم انباشت شده که بدنم در طی سالها به این شکل درآمده است. پس الان هم میخواهم خودم خالق لاغریم باشم.
من خودم را آدم متعهدی میدانم و خیلی کارها را با تعهد داشتن به اتمام رسانده ام. در شرایطی مدرک کاردانی ام را به کارشناسی ارتقا دادم که هیچ تاثیری روی حقوقم نداشت و خودم ۱۲ ساعت سر کار بودم و هیچ کس هم از من چنین توقعی نداشت ولی چون خودم میخواستم آن را انجام دادم.
چون تمام هفته سرکار بودم، روزهای جمعه به کلاس زبان میرفتم و حتی یک روز تعطیلم را صرف کاری که علاقه داشتم می کردم، تا بالاخره دوره ام را تمام کردم.
حتی وقتی دمنوش های بدمزه برای لاغری میخریدم، تا آخر آنها را مصرف می کردم و با اینکه از باشگاه بدنسازی رفتن خوشم نمیآمد ولی به خاطر تعهدی که داشتم در هر شرایطی، حتی روزهای بارانی هم میرفتم و از وقتی این دوره را شروع کرده ام، یک روز نبوده که فایل گوش ندهم و تمرینات آن را انجام نداده باشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو نشونم میده
سلام به استاد عزیز و دوستان همراه
روز سی و نهم تکرار:
برای لاغر شدن باید متعهد باشیم : واقعا تعهد با تصمیم فرق می کنه، من تصمیمم رو برای لاغری خیلی وقته گرفتم..همون اولی که با این سایت آشنا شدم هم تصمیم خودم رو گرفتم، اما انصافا با شرکت توی دوره تو تصمیمم مصمم تر شدم، و به خودم تعهد دادم. این تعهد که اول دوره نوشتم بماند، مهم تر از اون تعهد قلبی و عملی دارم که واقعا پای تصمیمم بایستم. همینکه هر روز دارم پیگیری و تکرار می کنم و فایلها رو توی زندگی روزمره م هم اجراش می کنم یعنی من متعهدم به متناسب شدن و هر روز سعی می کنم پای تعهدم واستم و با اشتیاق ادامه بدم. من متعهدم که مطالب رو یاد بگیرم، مرور کنم و اجرا کنم چون می دونم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است، من تعهد دارم که تا روزی که زنده هستم در مسیر تناسب اندام و صلح درون باشم و حال خوبم رو حفظ کنم. از آفت ها نترسم و بدونم وقتی کود و مواد مغذی کافی به ریشه درخت سلامتی و تناسب اندامم بدم و همیشه در حال هرس افکار و باورهای اشتباه باشم، تا وقتی ریشه هام رو تقویت کنم، هیچ آفتی موندگار نیست و هیچ پرنده ای هم نمی تونه بدنه تنومند و برگهای سبزم رو خراب کنه…به شرطی که مداوم و مستمر مراقب خودم باشم.
من فکر می کنم تعهد داشتن هم از ایمان میاد..ایمان هم به مسیر، هم به خودم و توانمندیم و هم به خدایی که همراه منه، حامی منه و هدایتم می کنه و لحظه ای دستهام رو از دستش بیرون نمیاره. من ایمان دارم که تعهد داشتن از اشتیاق میاد..اشتیاقی که تو رو هر لحظه مصمم تر می کنه که ادامه بدی و بری جلوتر. .. بسازی و خلق کنی رویایی که همیشه از خودت داشتنی. من ایمان دارم که متعهدانه دارم اندام متناسب و زندگی زیبام رو خلق می کنم