0

برتری ذهن در زندگی | از تغییر نگرش تا ساختن آینده

برتری ذهن در زندگی
اندازه متن

🌱 تا حالا شده فقط با یه فکر کوچیک، حال دلت زیر و رو بشه؟ یا مثلاً یه خاطره قدیمی بیاد تو ذهنت و اشکت رو دربیاره؟ 😢

همین نشونه‌ی کوچیکی از قدرت ذهن در زندگی ماست. ذهن ما فقط یه جعبه پر از فکر نیست، یه کارگردان پشت صحنه‌ست که هر روز داره فیلم زندگی‌مون رو کارگردانی می‌کنه! 🎬

هر احساسی که تجربه می‌کنیم، هر تصمیمی که می‌گیریم، اول از ذهنمون عبور می‌کنه.

پس اگه می‌خوای جسمت، حالت، و حتی سرنوشتت تغییر کنه… باید از همین‌جا شروع کنی: ذهنت! ✨🧠

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 11 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.59 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=48466

11 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۴/۱۰/۲۹ ۲۱:۴۰
      مدت عضویت: 774 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      در مورد خودم بخوام بگم من این مدت خیلی خوب تو مسیر لاغری با ذهن بودم قشنگ مدت هفت هشت ماه بود بعدالظهرا میرفتم پیاده روی و با موزیک درگوش و رقص کنان به سمت خونه برمیگشتم مردم رو میدیدم و شبا خیلی خواب راحتی داشتم و اصلا حوصله م سر نمی‌رفت 

      ولی این دو هفته بخاطر این اتفاقات داخل کشور من دیگه نتونستم پیاده روی برم چون اون خیابونی که من میرفتم پر از مامور و شلوغی بود و از طرفی سردی هوا هم مزیت بر علت شد و من دو هفته ست از خونه درنیومدم 

      و اینترنت هم نداشتم و مدام فقط با ماهواره اخبار رو پیگیری میکردم و رفته رفته دیدم چقدر من دارم افسرده و داغون میشم و حال روحی و جسمی م هم بدتر شد 

      تا به لطف خدا به فایل استاد هدایت شدم و دست از پیگیری اخبار و رسانه برداشتم و تصمیم گرفتم وقتی هوا گرم تره سر ظهر برم یه خیابون خلوت و امن تر برای پیاده روی و لذت بردن از زندگی و بیرون اومدن ازین روزمرگی 

      چون ما مامانا که همسرمون شاغل و مغازه دار هستند بیشتر روز تنها تو خونه آیم و جز ناهار و شام درست کردن کار دیگه ای نداریم و یه جورایی زندگی مون توی یه تکرار و روزمرگی گیر می‌کنه اگه پیاده روی و بیرون نریم 

      اینو مامانای خانه دار مثل من درک میکنند هر روز انگار شبیه روز قبل تکراریه

      من خودم با همین قدم زدن و کمی صحبت با مردم و دیدنشون ازین روتین درمیام و حال روحیم و جسمیم بهتر میشه 

      چون خونه ها که کوچیکه اگر بیرون نریم تقریبا تحرک و حرکتی نداریم و یه جورایی کسل میشیم 

      من دیگه از اخبار با کسی حرفی نمی‌زنم فیلما و سریالهای شاد میبینم و اگه بتونم اصلا یه مدت میرم شمال تو زندگی میکنم تا قشنگ روحیه م شاد تر بشه و بعد برمی‌گردم 

      فایلهای استاد تلنگری برای به خود و تو مسیر درست اومدنه 

      مهمترین چیز حفظ آرامش درونی مونه و لذت بردن از همین روزهای بظاهر ساده 

      که همین روزها سفر زندگیه و مقصدی خاص و رویایی وجود ندارد

      تا میتونیم باید کاری کنیم همین روزهای به ظاهر سخت هم بهمون خوش بگذره و روسفید بیرون بیاییم و به هر بهونه شاد باشیم و دنبال شادی بریم 

      وقتی دنبال شادی میرم شانس همش در خونه ی منو میزنه اینو بارها تجربه کردم 

      زندگی ساده و راحته ولی ذهن ما گول میخوره و میخواد همه چیز رو پیچیده و سختش کنه و منتظر یه ناجی امید بخش بگردیم 

      ناجی واقعی خدای درونمونه ساکت باشی آروم باشی صدای ندای الهی رو می‌شنوی که راه درست رو نشون میده

      یادمون نره خدا مارو دوست داره و اگر اینجاییم بخاطر اینه که برگزیده خداییم و عزیز کرده خدا هستیم همگی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم