یادته اولین بار که اسم «لاغری با ذهن» رو شنیدی، تو دلت چی گفتی؟ «مگه میشه؟! آدم با فکر کردن که لاغر نمیشه!» 🤔
حق داری. سالهاست هرجا حرف از لاغری بوده، فقط رژیم و ورزش و متابولیسم شنیدیم. بعد قرص و دمنوش و کمربند لاغری اومد و این روزها هم حرف آمپولهاییه که میگن میزنی و لاغر میشی. من خودم سالها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردم ولی نتیجه ای نگرفتم. روشهایی که برای همه منطقی بودن ولی در نهایت از روشی تونستم متناسب بشم که اتفاقا برای همه عجیب بود.
تو این مقاله میخوام بهت نشون بدم چرا لاغری با ذهن اصلاً عجیب نیست و چطور میشه لاغری آسان رو با روش لاغری با ذهن تجربه کرد: از شناختن فکرهایی که سالها چاقی رو تو ذهنمون ساختن و کم کردن شدتشون.
اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، پیشنهاد میکنم اول مقدمهی دورهی رایگان لاغری با ذهن رو ببینی تا تصویر کاملتری داشته باشی. 🌱
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا لاغری با ذهن برامون عجیبه؟
جوابش خیلی سادهست: چون هیچوقت نشنیدیمش! فکر کن هزار بار شنیده بودی «آشپزی با ذهن»، «موسیقی با ذهن»، «جدول ضرب با ذهن»، «کتابخوندن با ذهن». اونوقت «لاغری با ذهن» برات کاملاً عادی بود و میگفتی خب همهچیز با ذهنه، لاغری هم با ذهن.
برای همین اولین قدم اینه که لاغری با ذهن رو برای خودت منطقی، ساده و طبیعی کنی. هرچی برات طبیعیتر باشه، پذیرشش و نشستنش تو ذهن ناخودآگاهت راحتتر میشه. لاغری آسان یعنی همین؛ وقتی برای ذهنت طبیعی شد، دیگه جنگ و زوری در کار نیست.

📢 حرف و حدیثهای لاغری از کجا میاد؟
قدم دوم اینه که گوشت رو از حرف بازار دربارهی لاغری برداری. این حرفها هزار شکل دارن: «فلان رژیم معجزه میکنه»، «فستینگ بگیر بدنت پاکسازی بشه»، «یه سبک غذایی سالم انتخاب کن، ضرری که نداره».
ولی دقت کردی این حرفها بیشتر بین چه کسایی دهنبهدهن میچرخه؟ بین ما که با اضافهوزن درگیریم. یه آدم متناسب اصلاً تو این فکر و خیالها نیست؛ نمیشینه نگران پاکسازی بدنش باشه یا دنبال رژیم جدید بگرده. اصلاً به وضعیت جسمش فکر نمیکنه! 🙂
پس لازم نیست دنبال این باشی که امروز چی کشف شده، کی چی گفته یا کی با چه روشی نتیجه گرفته. همین توجه کردن، ذهنت رو بیشتر تو دنیای چاقی نگه میداره.
🧠 همهی کارهای زندگیت با ذهنه
یه لحظه به کارهای روزمرهت فکر کن. وقتی پیاز رو تفت میدی، ادویه میریزی یا یه پیچ رو باز میکنی، دستت اینا رو یاد گرفته؟ نه! ذهنت یاد گرفته.
اون عروسک یا دوچرخهای که بچگی هدیه گرفتی و هنوز ذوقش یادته رو در نظر بگیر. اگه کسی مغزت رو نگاه کنه، که عکس اون عروسک رو اونجا پیدا نمیکنه! همهی اینا تو حافظه و ذهنت ثبت شده. آشپزی، خیاطی، نواختن ساز، شعر گفتن… هر کاری میکنی، با ذهنت داری انجامش میدی.
حالا یه سؤال: چرا برای یاد گرفتن آشپزی آمپول نساختن؟ چرا قرص یادگیری زبان یا آمپول شیمی نداریم؟ برای همهی این مهارتها کتاب هست، آموزش هست، تمرین هست. ولی تا پای لاغری وسط میاد، هیچکس حرف از آموزش نمیزنه؛ سریع میرن سراغ قرص و دمنوش و دستگاه.
من خودم یادمه اون دستگاههای دراز و نشست خونگی که تازه اومده بود، چقدر باهاش عقبجلو شدم که شکمم آب بشه! 😅 ذهنم هنوز باور نکرده بود که اصل ماجرا جای دیگهست.
🎹 استعداد و ژنتیک؛ توجیه همیشگی ذهن
فرض کن یکی رو میبینی که فوقالعاده پیانو میزنه و همه محوش شدن. اگه یه حس کمبودن بیاد سراغت، ذهنت سریع یه توجیه پیدا میکنه: «بابا، طرف استعدادش رو داشته، تو خونشه!»
در حالی که خیلی از موسیقیدانهای بزرگ هیچکس تو خانوادهشون اهل ساز نبوده. اونا علاقه داشتن، تکرار کردن و یاد گرفتن. مهارت از تکرار ساخته میشه.
ولی تو موضوع چاقی همیشه حرف از نقص بدنه: هورمون، متابولیسم، ژنتیک. نمیخوام بگم هیچچیز دیگهای وجود نداره؛ فقط میپرسم چرا هیچکس نمیگه «شاید طرف چاقی رو یاد گرفته؟» ما که سالها با اضافهوزن درگیر بودیم، خیلی وقت پیش با پوست و گوشتمون فهمیدیم رژیم جواب نمیده و یه جای ذهنمون گیره.

🔁 ما در چاقی «مهارت» پیدا کردیم
این جملهها برات آشنا نیست؟
- «هفتهی بعد مهمونیه، حالا با این وزن چی بپوشم؟ مردم چی میگن؟» 👗
- «این لباس چاقم میکنه، اون یکی لاغرتر نشونم میده.»
- «فردا مصاحبهی کاری دارم، منو با این هیکل ببینن چی فکر میکنن؟»
- «سر کلاس سؤال نمیپرسم، خجالت میکشم.»
- «تو تاکسی جای دو نفر رو میگیرم…»
- «خیلی دلم میخواد برم استخر، ولی با این وضعیت نه!» 🏊
میلیونها بار تو ذهنمون خودمون رو محروم کردیم، ساکت کردیم و سرزنش کردیم. این یعنی چی؟ یعنی مهارت ذهنمون تو چاقی به بینهایت رسیده. و تا وقتی این مهارت سر جاشه، هیچ رژیمی لاغری آسان رو برامون نمیاره.
یه نوازنده رو در نظر بگیر؛ اونقدر تمرین میکنه که حتی وقتی سازش دستش نیست، نتها تو ذهنش میچرخه. من خودم بیش از ده ساله اونقدر رو لاغری و مطالب سایت تمرکز کردم که حتی وسط جمع هم ذهنم خودبهخود میره سراغش. ذهن همینطوریه: هرچی زیاد بهش بدی، همون رو مرور میکنه. اگه یه مدت پشت سر هم خبرهای استرسزا ببینی، دیگه ذهنت ولکن نیست.
ما هم سالها به ذهنمون ترس از چاقتر شدن، ترس از قضاوت و ترس از «هیچوقت موفق نمیشم چون چاقم» دادیم. حالا ذهنمون تو چاقی خلاق شده و از هر چیزی یه ربطی به چاقی پیدا میکنه. جالب اینجاست که وقتی بالاخره میریم همون مهمونی، خبری از اون همه نگرانی نیست؛ ولی ذهنمون یه هفته تمام اون صحنهها رو مرور کرده بود!
🌀 دور باطل ذهن چاق
یه جایی دیگه خود ذهن هم تو یه دور باطل میفته: اول تشویقت میکنه فلان خوراکی رو بخوری، بعد بلافاصله خودش میاد عذاب وجدان میده که «باز خوردی؟ تو که میخواستی لاغر شی!» 😔 ذهن ناخودآگاه نمیدونه داره با جسمت چیکار میکنه؛ فقط چیزی رو که بارها شنیده و تکرار کرده، دوباره تکرار میکنه.

🤍 لاغری با ذهن یعنی کم شدن شدت این فکرها
تو یکی از تمرینهای دورهها، بچهها از آدمهایی که همیشه متناسب بودن چند سؤال ساده میپرسن. تقریباً همیشه همه شوکه میشن! جوابها شبیه هم و خیلی سادهست و همه میبینن نگاهشون به غذا، به خودشون و به رفتارهاشون زمین تا آسمون با یه آدم متناسب فرق داره.
پس لاغری با ذهن چیز پیچیدهای نیست؛ یعنی شدت فکرهای چاقکننده رو تو ذهنمون کم کنیم. وقتی این فکرها رو بشناسی و بگی «آهان، این فکر چاقی بود»، نصف خطرش رفع شده. خیلی از بچهها همون هفتههای اول میگن: «انگار اون حولوولا و ترس قبلی آروم گرفته.»
یه دیوار سیاه رو تصور کن که اسمش چاقیه. هر بار یه آگاهی تازه میشنوی، انگار یه لایه رنگ سفید روش میزنی. سیاهی هنوز اون زیر هست، ولی هر لایه، محوترش میکنه. هی بزن، هی بزن… تا دیوار سفید و سفیدتر بشه. 🎨 این یعنی همون مسیر لاغری با ذهن.
✍️ تمرین: فکرهای چاقیت رو روی کاغذ بیار
- سه مهارت ذهنیت رو بنویس. سه کاری که تو زندگی یاد گرفتی (آشپزی، رانندگی، یه زبان…) و ببین همهشون با ذهن ساخته شدن.
- فکرهای تکراری چاقی رو بنویس. هر فکری که دربارهی چاقی، لباس، مهمونی یا نگاه مردم تو ذهنت میچرخه.
- اسم بذار. کنار هر کدوم بنویس: «این یه فکر چاقیه.»
- یه تصمیم کوچیک بگیر. بنویس از این مقاله چی برداشت کردی و میخوای کدوم نگاهت رو عوض کنی.
- جشن بگیر. هر بار یه فکر چاقی رو شناختی، به خودت آفرین بگو؛ یه لایهی سفید دیگه زدی! 🎉
ذهنت چقدر درگیر چاقیه؟
با چند سؤال ساده ببین ذهنت در چه وضعیتیه و از کجا باید شروع کنی.
شروع تست چاقی ذهن ✨💛 اگه باز هم این فکرها اومدن
طبیعیه. فکرهایی که سالها تکرار شدن، یهشبه نمیرن. اگه یه روز دوباره نگران مهمونی شدی یا بعد از خوردن خودت رو سرزنش کردی، خودت رو نزن. فقط بگو: «این هم یه فکر چاقی بود، شناختمش.» همین شناختن، یه لایهی سفید دیگهست. لازم نیست منتظر بمونی یکی از بیرون بیاد و لاغرت کنه؛ این تغییر از نحوهی فکر کردن خودت شروع میشه.
🎓 دورهی پاکسازی چاقی ذهن
همین فکرهای مهمونی، لباس، نگاه مردم و هزار ربط عجیبی که ذهنمون به چاقی میده رو تو دورهی پاکسازی چاقی ذهن مفصل با هم کار کردیم. اونجا یاد میگیری فکرهای چاقی رو لایهبهلایه بشناسی و فرمولهای چاقکننده رو از ذهنت پاک کنی تا راه برای یه لاغری آسان و بیدردسر باز بشه. 💪
🌈 جمعبندی
- همهی مهارتهای زندگیت با ذهن ساخته شده؛ چاقی و لاغری هم از این قاعده جدا نیستن.
- سالها فکر و ترس تکراری، چاقی رو تو ما به یه مهارت تبدیل کرده.
- با شناختن این فکرها و کم کردن شدتشون، قدمبهقدم از چاقی با ذهن به سمت لاغری با ذهن حرکت میکنی؛ این یعنی لاغری آسان.
حالا نوبت توئه: چه چیزهایی تو زندگیت یاد گرفتی که کاملاً ذهنی بوده؟ و چه فکری دربارهی چاقی بیشتر از همه تو ذهنت مرور میشه؟ برام تو دیدگاهها بنویس؛ مشتاق خوندن نوشتههاتم. 💌
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 11 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام جالب بود برام درسته که افراد دارای اضافه وزن و چاق دغدغه و فکر های روزشون به مقدار زیادی حول محور وزن میچرخه از صبح اینکه چه غذایی کالری کمتری داره یا سالمتره فکر میکنند ممکنه تا شب یا عصر تلاش داشته باشند و یکهو عصر یا شب از این فشار فکری خسته شده و با کوچکترین خستگی ناراحتی روزانه تسلیم پرخوری میشن حتی بدون گشنگی میخورند