خیلی وقتها تصمیمات من برای لاغر شدن زمانی بود که خودمو توی آینه میدیدم. به محض اینکه چشمم به لایههای آویزون بدنم میافتاد با خودم عهد میبستم که: “از فردا دیگه لب به برنج نمیزنم”؟
حتی دو سه مرتبه سر همین خودمو تو آینه دیدن، باشگاه ثبتنام کردم ولی بعد از دو سه هفته با آسیب بدنی و ناامیدی ادامهاش ندادم. 😔
موضوع این جلسه درباره کالری، پروتئین یا ساعت ورزش نیست. درباره یک کشف تازه است. کشفی که نشان میده کلید گمشدهای که سالها دنبالش بودیم، در مقدار غذا و میزان فعالیت جسمی و …. نبوده بلکه جای دیگری پنهان شده است.
در این جلسه میخوام قدرت ذهن در کاهش وزن صحبت کنیم؛ موضوعی که وقتی اون رو عمیقاً درک کردم، دیگه هرگز نیاز پیدا نکردم برای لاغری از صبح شنبه با ترس و لرز یه رژیم غذایی جدید رو شروع کنم.
در این جلسه میآموزیم:
چرا روشهای فیزیکی همیشه شکست میخورند؟
این موضوع رو با یک سوال ساده شروع میکنم؟ اگر ماشینت خراب باشه و استارت نزنه، آیا با شستن بدنه ماشین و تنظیم باد چرخها، مشکلش حل میشه؟ مسلماً نه! 🚗 بدنه ماشین هرچقدر هم تمیز باشه، اگر موتور ایراد داشته باشد، حرکت نمیکنه.

ماجرای ما با روشهای لاغری هم شبیه همینه. سالهاست سعی میکنیم با عوض کردن چیزی که میخوریم یا با فشار آوردن به بدن لاغر بشیم. مثل کسی که فکر میکنه با شستن ماشین یا هل دادنش میتونه مشکلش رو حل کنه. ولی چیزی که اشتها، عادتهای غذایی و رفتار ما با غذا رو تعیین میکنه جای دیگهست، و اون ذهن ماست.
وقتی فقط روی بدن کار میکنیم، داریم نتیجه مشکل ذهنی رو دستکاری میکنیم اما چیزی که اون مشکل رو ایجاد کرده در جسم نیست بلکه در ذهنه.
اضافه وزن ما نتیجهی برنامههایه که توی ذهن ناخودآگاهمون ایجاد شده، و رژیم و ورزش فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیرن و به اون برنامهها دسترسی ندارن. تا وقتی از قدرت ذهن در کاهش وزن استفاده نکنیم، هر تلاشی برای لاغری شبیه نگه داشتن یه توپ زیر آبه. تا وقتی با زور نگهش داری، زیر آب میمونه، ولی همین که خسته بشی و دستت رو برداری، با شدت بیشتری میاد بالا.
وزن ما هم همینطوره. تا وقتی با اراده رژیم میگیریم پایین میاد، ولی وقتی اراده تموم میشه برمیگرده و گاهی بیشتر از قبل. 🌊
راز بزرگ: لاغری یک روش نیست، یک فرکانسه
این همون چیزیه که میخواستم بهتون بگم. خیلیها فکر میکنن لاغری با ذهن هم یه روش دیگهست مثل بقیهی روشها. مثلاً میگن «رژیم کتوژنیک رو امتحان کردم، رژیم کانادایی رو هم امتحان کردم، حالا بذار روش ذهن رو هم امتحان کنم ببینم چی میشه».
ولی ذهن یه روش کنار روشهای دیگه نیست. باید بدونید که رژیم، ورزش و هر روش دیگهای رو در واقع ما داریم با ذهنمون انجام میدیم، اگر نتیجه نمیگیریم به این دلیله که ذهن خودش اجرا کننده است و نمیشه با اون روشها تغییرش داد. درواقع ذهن همون چیزیه که نتیجهی همه روشها رو تعیین میکنه. 🧠
یه مثال بزنم. حتماً دور و برت کسی رو دیدی که وقتی با هم پیتزا یا ساندویچ سفارش میدین، نصفش رو نمیخوره و میگه «دیگه میل ندارم». خودت شاید همون پیتزا رو با عذاب وجدان و سریع میخوری و بعدش هم از خودت ناراحت میشی. فرق شما و اون فرد در میزان مصرف غذا نیست بلکه در نوع نگرش و فرمولهای ذهنی شماست.
ذهن ما غذاهایی مثل پیتزا رو «چاقکننده» میدونه و برای همین باهاشون راحت نیست، ولی اون آدم متناسب همون غذا رو بدون نگرانی میخوره و وقتی سیر شد دست میکشه.
یعنی اون آدم متناسب، بدون اینکه خودش بدونه، با ذهنی داره غذا میخوره که با غذا مشکلی نداره. لاغری با ذهن هم میخواد ذهن شما رو به همین حالت ذهن افراد متناسب برگردونه.

قدرت ذهن در کاهش وزن چگونه عمل میکند؟
شاید بپرسی: “استاد جان، یعنی من بشینم یه گوشه و فقط فکر کنم لاغرم، لاغر میشم؟” 🤔
نه دوست من! قضیه عمیقتر از یک رویاپردازی ساده است. لاغری با ذهن یعنی تغییر نرمافزاری که سالهاست داره به بدن تو دستور “ذخیره چربی” میده.
بدن ما یک ماشین بیولوژیکی فوقالعاده هوشمنده که تمام دستوراتش را از مغز میگیره.
- وقتی تو استرس داری، مغز دستور ترشح کورتیزول میده و بدن چربی ذخیره میکنه.
- وقتی تو از غذا خوردن میترسی، مغز حالت قحطی اعلام میکنه و متابولیسم را پایین مییاره.
- وقتی تو خودت را در آینه میبینی و از چاقیات متنفر میشی، داری به سلولهات پیام میدی: “من چاقم”. و بدن برای اینکه به فرماندهاش (ذهن) وفادار بمونه، چاق باقی میمونه.
پس میبینید؟ ما با دستان خودمان (یا بهتر بگویم با افکار خودمان) داریم دکمه چاقی را فشار میدیم و بعد با نخوردن غذا سعی میکنیم لاغر بشیم! این جنگ نابرابر هیچوقت پیروز ندارد. 🏳️
تفاوت لاغری با ذهن و رژیمهای غذایی
دوستایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها و دیگر دورههای سایت تناسب فکری استفاده کردند تفاوتهای زیادی بین این روش و سایر روشهای لاغری دیدن و تجربه کردن ولی برای دوستانی که شاید هنوز یادگیری لاغری با ذهن رو شروع نکردن در این حد بدونید که:
در رژیم، تو با بدنت میجنگی. گرسنگی میکشی، میل به شیرینی را سرکوب میکنی و دائماً در حال نبرد با خودت هستی.
اما وقتی از قدرت ذهن در کاهش وزن استفاده میکنی، تو با بدنت دوست میشوی. یاد میگیری به پیامهای سیری و گرسنگی واقعی بدنت گوش کنی.
هیچکس نمیتواند تا آخر عمرش کالری بشمارد یا نان و برنج نخورد. بالاخره خسته میشوی.
اما وقتی باورهایت تغییر کند، وقتی تصویر ذهنیات از یک «آدم چاق» به یک «آدم متناسب» تبدیل شود، این تغییر تا پایان عمر با تو میماند.
در رژیم، تو لیستی از غذاهای ممنوعه داری.
در متد تناسب فکری، هیچ غذایی ممنوع نیست. تو آزادی که هر غذایی بخوری؛ اما وقتی ذهنت درست شود، «میزان» و «نحوه» خوردنت خودبهخود اصلاح میشود. دیگر ولع و پرخوری عصبی وجود ندارد.

نقش باورها: شما همونی میشی که باور داری
یکی از ارکان اصلی لاغری با ذهن، بحث باورهاست. بسیاری از ما باورهای مخربی داریم که مثل سیمهای خاردار دور بدنمان پیچیده شدهاند و اجازه نمیدهند لاغر شویم.
- “ما خانوادگی چاقیم، ارثیه.”
- “من آب هم بخورم چاق میشم.”
- “لاغر شدن خیلی سخته.”
- “بعد از زایمان دیگه نمیشه لاغر شد.”
این جملات برات آشنا نیست؟ 🧐 تا زمانی که این باورها در ناخودآگاه تو فعال هستن، اگر روزی ۱۰ ساعت هم ورزش کنی، دوباره به وزن اول برمیگردی. چون “ترموستات ذهنی” تو روی چاقی تنظیم شده.
کاهش وزن با ذهن به ما یاد میده که چطور این سیمهای خاردار را قیچی کنیم و چطور باورهای جدید و متناسب کننده را در ذهن ناخودآگاه ایجاد کنیم.
وقتی باور کنی که “بدن من یک کارخانه چربیسوزی است”، واقعاً متابولیسمت تغییر میکنه.
استرس: قاتل خاموش تناسب اندام
نمیشه از نقش ذهن در وضعیت جسم حرف زد و به استرس اشاره نکرد. وقتی ذهنت آرام نیست، بدن در حالت “جنگ و گریز” قرار میگیره.
در این حالت، بدن تمام سیستمهای غیرضروری (مثل گوارش صحیح و چربیسوزی) را متوقف میکنه و تمام انرژی را صرف ذخیره چربی میکنه تا برای روز مبادا آماده باشه.
خیلی از افراد چاق، پرخور نیستن؛ بلکه “مضطرب” هستن. آنها غمها، ترسها و نگرانیهایشان را میخورند. 🍕🍔 یعنی با خوردن غذا تلاش میکنن از میزان فشار ذهن خود کم کنن.
رژیم غذایی نمیتونه استرس تو را درمان کنه. فقط با استفاده از لاغری با ذهن میتونی میزان استرس رو در ذهنت کاهش و در مقابل آرامش رو افزایش بدی و به این صورت یک گام مهم به سوی لاغری برداری.
وقتی یاد بگیری احساساتت را مدیریت کنی، نیمی از اشتهای کاذبت خود به خود محو میشود. دیگر وقتی عصبانی هستی سراغ یخچال نمیروی، چون یاد گرفتهای که با ذهنت آرام شوی، نه با دندانهایت!
چطور از امروز شروع کنیم؟
اگه احساس کردی این نوشته شباهت زیادی به شرح حال زندگی و داستان چاقی تو داره، پیشهاد میکنم از این روش برای تحقق رؤیای لاغری خودت استفاده کنی.
- آشتی با آینه: اولین قدم اینه که جنگ با خودت رو تموم کنی. بتونی جلوی آینه بایستی و به جای انتقاد، از بدنت تشکر کین که تا امروز همراهت بوده.
- شناسایی گفتگوهای ذهنی: دقت کن وقتی غذا میخوری، توی سرت چی میگذره؟ داری خودت را سرزنش میکنی؟ این سرزنشها را باید متوقف بشن.
- تصویرسازی: هر شب قبل از خواب، خودت را در لباس دلخواهت و با اندام ایدهآلت تصور کن. این کار به ناخودآگاهت جهت و مسیر جدید میده.
اینها قدمهای کوچک ولی مهمی هستن. برای اینکه یک تغییر اساسی و بنیادین در وضعیت جسمی خودت ایجاد کنی، نیاز به یک نقشه راه دقیق و گامبهگام داری.
باید یاد بگیری چطور وارد سرزمین لاغرها بشی، سرزمینی که مردمانش بدون رژیم و زجر کشیدن، همیشه متناسب هستند. 🗺️
🌟 دعوت به یک سفر جادویی: ورود به سرزمین لاغرها
دوست من، دانستن اینکه لاغری با ذهن وجود داره یا تاثیرگذاره یک بخش ماجراست، اما یاد گرفتن “چگونگی” استفاده از آن برای تغییر فیزیکی بدن، یه چیز دیگهاست.
اگر از اینکه سالهاست در “سرزمین چاقها” زندگی میکنی و خسته هستی؟ سرزمینی که در آن همیشه حسرت خوردن غذاهای خوشمزه را داری، همیشه نگرانی که لباست تنگ نشود، و همیشه احساس سنگینی میکنی؟ 🏰🚫
من، رضا عطارروشن، یک ویزای اختصاصی برای تو آماده کردهام. ویزای ورود به “سرزمین لاغرها”.
این دوره یک رژیم غذایی نیست. یک برنامه ورزشی هم نیست. این دوره، یک سفر درونیه برای تغییر کامل فرمولهای ذهنی.
در این دوره یاد میگیری:
- چگونه بدون حذف هیچ غذایی، لاغر شوی. 🍛
- چگونه اشتهای کاذب و ریزهخواری را برای همیشه درمان کنی.
- چگونه با قدرت ذهن در کاهش وزن، بدنت را تبدیل به یک کوره چربیسوزی کنی، حتی وقتی در خواب هستی! 🔥
- چگونه لباسهایی که سالهاست ته کمد خاک میخورند را دوباره بپوشی و لذت ببری. 👗
تصور کن… تصور کن چند ماه دیگر، دوستانت تو را میبینند و با تعجب میپرسند: “چکار کردی؟ چه رژیمی گرفتی؟” و تو با لبخند و آرامش میگویی: “هیچ رژیمی! من فقط یاد گرفتم چطور با ذهنم لاغر شوم.” 😎
اگر آمادهای که یکبار برای همیشه پرونده چاقی را ببندی و وارد دنیای جدیدی شوی، همین الان روی لینک زیر کلیک کن و قدم در سرزمین لاغرها بگذار. جای تو آنجاست، نه در دنیای محدودیتها.
منتظرت هستم تا با هم سفر شگفتانگیز قدرت ذهن در کاهش وزن را شروع کنیم.
[همین الان بلیط ورود به سرزمین لاغرها را تهیه کن]
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.59 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
ب نام خداوند بخشنده مهربان
از وقتی ک خودم رو شناختم یعنی ب سنی رسیدم ک متوجه شدم چاق هستم،دوران کودکیم بود.هرکی من و خانواده ام رو می دید می گفت:عیب نداره هروقت بزگ شد لاغر میشه،یعنی منظورشون این بود ک رژیم می گیره ولاغر میشه و الان نمیتونه رژیم بگیره،دیگه ازون موقع تا اللان هر شخصی من یا ی فرد چاق رو ببینه فقط میگن باید رژیم بگیری و تحرک بیشتر داشته باشی و همش مارو از غذاها ترسوندند،ترس ترس ترس همش ترس همش مارو ترسوندند حتی از آب خوردن،افراد عادی همه پزشکان هرشخصی رو ببینیم مارو از غذاهای مختلف ترسوندند.
خوب منم خیلی باورم شده بود ک خیلی غذاها چاق کننده هستند من باورم شده بود،ک برای لاغرشدن باید فقط مواد پروتئین و سبزیجات باید مصرف کنم خوب ب فرض هم این طور باشه تا کی میشه این غذاها رو خورد و بقیه چیزها رو نخورد مگه ی هفته یا یک ماه هست؟هیچ کس هیچ شخص واقعا نمیتونه برای همیشه ی رژیم خاص رو دنبال کنه و ب همین خاطر هست گ وزن بالاوپایین میشه.
اگر وزن هم پایین بیاد فقط تا زمان رژیم پایین می آید و بعدهم مشکل ثبات وزن است،وزن کم کردن یی مقوله ونگهداری آن ی مقوله دیگر،وای من ک هر وقت ب دیگران می گفتم بابا من همیشه دارم رژیم می گیرم دیگه چی کار کنم هر کار می کنم نمیشه،بهم میگن نه،ب خاطر اینکه تو اداااااامه نمیدی بخاطر همین چاقی اراده نداری بخاطر همین چاقی تو ب فکر خودت نیستی بخاطر همین چاقی.
واقعا این حرفها و تفکرات مغز آدم رو سوراخ میکنه،خوب بخاطر همین حرفها من ترس عجیبی هم از مواد چربی وهم از مواد قندی نشاسته ای پیدا کردم.
چون تمام رژیمها ک ب من می دادن حتما حتما تاکید داشتند غذاها باید اب پز باشد هر جا می رفتیم می گفتند باید سالاد حتما خالی بلشه چون سس چاق می کنه ومن اون موقع خیلی از خوردن سالاد الویه می ترسیدم چون داخلش سس مایونز داشت از روغن و سرخ کرده می ترسیدم چون می گفتند چاق می کنه
ولی الان نمی ترسم ن از روغن ن سس مایونز از پیتزا ک ب هیچ عنوان نمی ترسم،استاد در مورد تخم مرغ گفته بودن،چون من هیچ جا در مورد چاق کننده بودن تخم مرغ نشنیده بودم ب هیچ وجه از این نمی ترسیدم چون برعکس هرجا سرچ می کردم نوشته بود یکی از مواد لاغر کننده خوردن تخم مرغ هست بنابر این با خیال راحت هم می خوردم والبته همون عسلی هم دوست دارم.
اتفاقا دیروز صبحانه داشتم تخم مرغ می پختم پدرم بهم گفت نباید زیاد تخم مرغ بخوری چون چربی داره وبرات خوب،نیست.من گفتم پس ب نظر شما چی بخورم مربا یا عسل والبته پنیر داشتیم چون بسیار شور بود واون مدل ک باب طبع من بود نبود ومن دوست نداشتم بخورم بعد بهم گفت ارده بخور من گفتم ارده کجا بود و ب لاکی عسل ک روش نوشته بود ارده کنجد وخالی شده بود وما داخلش عسل ریخته بودیم اشاره کرد.
گفتم متوجه نشدی اون داخلش عسل هست بعد دیگه ادامه ندادم ک چرا فکر می کنید ارده برام خوب هست چون اگه ب چربی باشه چربی ارده بسیار بالاتر از تخم مرغ میتونه باشه،بعد بهشون گفتم دلیل لاغری شما چیه اول گفت نه من لاغر نیستم بعد گفت چون من سنم بالا میره لاغر میشم وهم اینکه تحرک دارم گفتم خوب باشه.
گفتم دلیل اینکه بعضیها لاغر هستند چیه؟اومد ی کتاب آورد آورد گفت ب این دلیل باون دلیل و برای لاغر شدن باید این غذا واون غذا رو نخوری ودر آخر اسم تخم مرغ رو هم آورده بود ک باید خوردن این موارد خیلی محدود شود من دیگه چیزی نگفتم.
خواهرم فکر کنم ی س چهار کیلویی دقیقا نمیدونم چقدچون ی من نمیگه،وزنش بالا رفته دیدم دو روزه صبحانه نمی خوره،بهش گفتم چرا صبحانه نمی خوری ؟ میگه می خواهم لاغریشم،بهش گفتم جدا برای لاغری صبحانه نمی خوری بعد بهش گفتم ایا نخوردن صبحانه باعث لاغری میشه؟یعد بهش گفتم اگه نتیجه گرفتی حتما نتایجت رو در اختیار من بگذار!ی مدت گفت می خوام برم پیاده روی.
من فکر کردم همین طوری می خواد بره بعد متوجه شدم برای لاغری می خواد بره،فقط کلا فکر کنم سه بار هم بیشتر نتونست بره اونم حدود دو ماه پیش.بهش گفتم دیدی خواستی بری پیاده روی نتونستی ادامه بدی گفت خوب من وقت ندارم که،میرم مدرسه کی میتونم برم پیاده روی گفتم همون دیگه ،پس مسائلی پیش میاد ک آدم مجبور میشه اون رو رها کنه.
ومن هم دقیقا بخاطر همین اصلا سمت باشگاه نرفتم فقط فقط بچه بودم ی چن بار رفتم فقط همون شد.چون همیشه استرس شدید داشتم نسبت ب اینکه اگر برام ی اتفاقی بیفته ک من نتونم ورزش کنم ممکنه ب شدت چاق بشم چون ار افراد می شنیدم گ هرکی بره ورزش ول کنه چاق میشه ومن ازین موضوع ب شدت می ترسیدم گفتم چ کاریه اگه قراره دوباره چاق بشم اصلا نمیرم چون میدونم ک اصلا نمیتونم ادامه بدهم.
اره دیگه ب خواهرم گفتم ب نیت لاغری نرو ب نیت سلامتی و روحیه برو و نو چون ب نیت لاغری رفتی ول کردی گفت ن من عمدا ک ول نکردم وقت نداشتم و بعدش من خودم کلی راه می رم چ نیازی جدا برم گفتم خوب اره تو کلی راه میری همون حسابه دیگه.گفت ن اخه اونا ک ب نیت پیاده روی نمی رم
گفتم توو بقیه ب نیت سلامتی و روحیه می روید یا برای لاغری؟گفت ب نیت هر دو تا می ریم گفتم نه اگه ب نیت روحیه میری برو اشکال نداره ولی ب نیت لاغری نرو گفت چه فرقی میکنه هیچ اشکالی نداره.
من منظورم این بود که او چون ب نیت لاغری رفته بود ولش گرد ولی اگر ب نیت روحیه باشه پس برای کسی فرق نمی کنه ک چه زمانی بره یا نره ولی من سعی در قانع کردنش نداشتم ولی ب نظرم مقداری قانع شد ولی مادرم با تمام حرفهای من موافق هست و حرفهای من رو تایید کرده،من ب مادرم گفتم خوب ماهم فایل ورزش و پیاده روی موثر هم داریم وگفتم این طور نیست ک حق نداریم ورزش یا پیاده روی کنیم ولی شرایطی دارد و مادرم گفت آره این حرفها درست هست.
دوستان گلم شاد باشید…