برخی افراد چاق بر این باورند که دلیل اصلی اضافهوزنشان، به هم خوردن تعادل برخی از هورمونهاست؛ چیزی که در گفتوگوهای روزمره، با عنوان «هورمون چاقی» شناخته میشه و اغلب بهعنوان مقصر اصلی ناکامیهای لاغری معرفی میشه.
آیا هورمون چاقی واقعاً وجود داره؟ و اگر وجود داره چطور حتی با مشکلات هورمونی هم میتونیم لاغر بشیم؟!
در این جلسه میآموزیم:

هورمون چاقی چرا مقصره؟!
اگه تو هم جزو اون آدمایی هستی که بعد از هر بار شکست توی رژیم، با یه آه عمیق و یه نگاه خسته به آینه گفتی:
«مشکل از هورمونه دیگه… من که تلاشم رو کردم!»
پس حتماً حتماً این مقاله برای توئه. چون قراره یه بار برای همیشه، تکلیفمون رو با این واژهی مرموز و پرطرفدار “هورمون چاقی” روشن کنیم.
راستش، این روزا خیلیها دنبال یه جواب ساده برای یه مسئلهی پیچیده هستن. اضافهوزن، اونقدر فشار روانی و احساسی داره که مغز دنبال یه مقصر دمدستی میگرده. و چه چیزی بهتر از «هورمونها»؟ چون نامرئین، پیچیدهن، علمین و مهمتر از همه… تقصیر ما نیستن!
اما بیا یه سؤال جدی از خودمون بپرسیم:
آیا واقعاً این هورمون چاقی وجود خارجی داره که جلوی لاغری ما رو گرفته؟ یا نکنه داریم ازش بهعنوان یه سپر دفاعی استفاده میکنیم تا با اصل ماجرا، یعنی ذهن، باورها، و الگوهای رفتاریمون، روبرو نشیم؟
در این مقاله قراره دو تا عینک بزنیم:
🔍 یکی عینک علم، که کمکمون میکنه دقیقتر بفهمیم توی بدنمون چی میگذره؛
🧠 یکی هم عینک ذهن و باور، چون واقعیت اینه که بدن ما فقط یه تودهی فیزیولوژیکی نیست.
بدن، انعکاس باورها و احساسات ماست.
و خیلی وقتها، داره با زبان خاص خودش به ما میگه: «هی! یه چیزی تو ذهنت هست که باید تغییر کنه!»
پس اگه میخوای بدونی واقعاً هورمونها چقدر نقش دارن و از اون مهمتر، آیا میشه با تغییر ذهن، روی اونا اثر گذاشت، این مقاله رو با دل و جون بخون.

هورمون چاقی یعنی چی؟
یه توضیح ساده اما علمی درباره هورمون چاقی اینه که:
هورمونها در واقع پیامرسانهای شیمیایی قدرتمندی هستن که بدنمون برای برقراری ارتباط بین اندامها و بافتها ازشون استفاده میکنه. اونا مثل نامهبرهایی هستن که مدام بین مغز، معده، کبد، پانکراس، غدد فوق کلیوی و تیروئید در رفتوآمدن و پیامهایی مثل «گرسنهای»، «الان وقت ذخیرهی چربیه»، یا «باید انرژی بسوزونی!» رو میرسونن.
حالا بعضی از این پیامرسانها، معروف شدن به اسمهایی مثل هورمون چاقی! یعنی هورمونهایی که نقش مهمی توی افزایش وزن، تحریک اشتها یا ذخیرهی چربی دارن. ولی واقعاً اینطوره؟ بیاید یه نگاهی دقیقتر بندازیم:
🔸 انسولین: معروفترین هورمون چاقی که وقتی زیاد ترشح بشه (مثلاً بهخاطر مصرف زیاد قند و کربوهیدراتهای ساده)، بدن رو به سمت ذخیرهی چربی هل میده. انسولین بالا = کاهش چربیسوزی!
🔸 لپتین: این هورمون از سلولهای چربی ترشح میشه و به مغز میگه که سیر شدی. اما در افراد چاق، مغز ممکنه به لپتین حساس نباشه و دچار «مقاومت به لپتین» بشه. این یعنی بدنی که پر از چربیه ولی هنوز فکر میکنه گرسنهست! یکی از عوامل مهم در مکانیزم هورمون چاقی.
🔸 گرلین: بهش میگن «هورمون گرسنگی»؛ وقتی سطحش بالا بره، مغز پیغام غذا میفرسته. بعد از رژیمهای سخت یا استرس بالا، سطح گرلین ممکنه زیاد بشه. باز هم این هورمون در دستهی مشکوکهای هورمون چاقی جا داره.
🔸 کورتیزول: وقتی استرس داری یا خوابت ناکافیه، کورتیزول بالا میره. این هورمون باعث افزایش اشتها و تجمع چربی در ناحیه شکم میشه. اگر مدت زیادی تحت فشار روانی باشی، کورتیزول میتونه یکی از عوامل پنهان هورمون چاقی باشه.
🔸 تیروکسین (هورمون تیروئید): این یکی به تنظیم متابولیسم کمک میکنه. کمکاری تیروئید باعث کاهش سوختوساز و اضافهوزن میشه. گاهی افراد کمکاری تیروئید رو عامل اصلی چاقی خودشون میدونن و به تیروکسین هم برچسب هورمون چاقی میزنن.
🧠 پس ماجرا اینه: سیستم هورمونی بدن، مجموعهای پیچیده و تأثیرگذاره که دائم بین حالتهای سوزاندن، ذخیره کردن، گرسنگی و سیری در حال نوسانه. اما این وسط، ذهن ما هم بازیگر پنهان ولی قدرتمند این صحنهست.
چرا؟ چون افکار، احساسات، سبک زندگی و حتی باورهای ما میتونن تنظیم این هورمونها رو تغییر بدن. یعنی حتی اگر «هورمون چاقی» در بدن فعال باشه، با کار کردن روی ذهن، تصویر ذهنی و سبک زندگی، میتونی اونها رو متعادل کنی.
نمونه واضح و دم دست همه ما این همه افراد متناسب وجود داره که قطعا اونها هم همین هورمون ها رو هم دارند، اتفاقا مشکل تیروئید و استرس و …. هم دارند اما متناسب هستند.

ذهن چی میگه؟ مغز، فرماندهی کل قوا!
ذهن ما، مخصوصاً ذهن ناخودآگاه، نقش عظیمی توی تنظیم کل سیستم بدن داره. تحقیقات نشون داده که باورها و افکار ما میتونن ترشح هورمونها رو تغییر بدن! و جالبه بدونی که همین افکار، میتونن روی ترشح و تنظیم هورمونهای چاقی هم اثر مستقیم داشته باشن.
📚 مقالهای از Harvard Health Publishing به بررسی تأثیرات مدیتیشن بر سلامت ذهنی و جسمی پرداخته. این مقاله اشاره میکنه که مدیتیشن میتونه ضربان قلب، فشار خون، نرخ تنفس، مصرف اکسیژن، سطح آدرنالین و سطح کورتیزول (که یکی از اصلیترین هورمونهای چاقی ناشی از استرسه) رو کاهش بده.
این یافتهها نشون میدن که ذهن، از طریق آرامسازی و تمرکز، واقعاً میتونه تعادل هورمونی بدن رو بازسازی کنه. یعنی چی؟ یعنی ذهن، واقعاً میتونه عملکرد هورمون چاقی رو مهار کنه، بدون اینکه دارویی در کار باشه!
شاید عجیب به نظر برسه، ولی سالها تحقیق در علوم اعصاب و روانزیستشناسی این رو تأیید کرده. ذهن ما فقط یه مرکز فکر کردن نیست؛ یه مرکز فرماندهیه که با احساس امنیت یا تهدید، به کل سیستم بدن پیام میفرسته. و این پیامها، تعیینکنندهی نوع و میزان ترشح هورمونهای چاقی مثل کورتیزول، انسولین و حتی گرلین هستن.

وقتی باورهای ما درباره غذا، بدن و خودمون پر از استرس، سرزنش و ترس باشه، مغز اون رو به عنوان خطر تفسیر میکنه. جواب مغز به خطر چیه؟ فعالسازی سیستم سمپاتیک یا همون «واکنش جنگ یا گریز».
این سیستم باعث میشه هورمونهایی مثل کورتیزول و آدرنالین ترشح بشن. حالا تصور کن این ترشح مزمن و همیشگی بشه! نتیجهاش فعال شدن دائم مسیرهای هورمون چاقی توی بدنه. یعنی همون چیزایی که باعث پرخوری عصبی، ذخیرهی چربی شکمی، و اختلال در هورمونهای سیری میشن.
اما وقتی ذهن احساس امنیت، آرامش و کنترل رو تجربه میکنه، سیستم پاراسمپاتیک فعال میشه؛ سیستمی که با «آرامش و ترمیم» شناخته میشه. تو این وضعیت، بدن وارد healing mode میشه. و در این حالت، نهتنها هورمونهای چاقی متوقف میشن، بلکه مسیر لاغری فعال میشه.
هورمونهای استرس کاهش پیدا میکنن، هورمونهای سیری مثل لپتین بهتر کار میکنن، و حتی حساسیت به انسولین افزایش پیدا میکنه. همهی اینها یعنی یه ذهن آروم، میتونه مستقیماً ترمز هورمون چاقی رو بکشه.
مثلاً تصور کن یه نفر هر روز با اضطراب جلوی آینه میایسته و خودش رو تحقیر میکنه. این فرد در ذهنش ناامنی، ترس از غذا، و تنفر از بدنش رو مرور میکنه. بدنش، همون چرخهی سمی هورمونهای چاقی رو تکرار میکنه.
اما حالا برعکسش رو تصور کن: کسی که تصمیم میگیره با مهربونی به خودش نگاه کنه، باور کنه که در حال بهتر شدن و یادگیریه، و به جای جنگ با بدنش، همراهش بشه. این تغییر ظاهراً سادهی ذهنی، میتونه سطح کورتیزول رو پایین بیاره، خواب رو بهتر کنه، اشتهای عصبی رو مهار کنه — و همهی اینها، یعنی توقف تدریجی چرخهی هورمون چاقی.
پس بهطور خلاصه، آرامش ذهنی فقط یه حس خوب لحظهای نیست؛ یه فاکتور اساسی برای تنظیم هورمونها و جلوگیری از فعال شدن هورمون چاقی محسوب میشه. این یعنی راه اصلی کاهش وزن پایدار، از ذهن شروع میشه، نه فقط از رژیم.
ذهن ما، مخصوصاً ذهن ناخودآگاه، نقش عظیمی توی تنظیم کل سیستم بدن داره. تحقیقات نشون داده که باورها و افکار ما میتونن ترشح هورمونها مخصوصا هورمون چاقی رو تغییر بدن!
ذهن، مهمتر یا هورمونها؟
ما با افراد زیادی کار کردیم که سالها تصور میکردن دلیل اصلی اضافهوزنشون فقط مشکلات جسمیه؛ از کمکاری تیروئید گرفته تا تخمدان پلیکیستیک (PCOS) و مقاومت به انسولین. خیلیهاشون باور داشتن که مشکل اصلی، همون هورمون چاقیه که بدنشون رو از کار انداخته.
باورشون این بود که بدنشون خراب شده، سیستمشون دیگه درست کار نمیکنه، و تنها راه نجاتشون دارو و رژیم سختتره.
اما وقتی آموزشهای لاغری با ذهن رو شروع کردن، کمکم یک چیز عجیب ولی واقعی رو دیدن: بدنشون با همون شرایط پزشکی، شروع کرد به همکاری. وزنشون کم شد، حتی بدون فشارهای قبلی! چون بهجای جنگیدن با هورمون چاقی، شروع کرده بودن به اصلاح ذهنی که باعث ترشح و اختلال اون شده بود.
یکی از هنرجویان دوره لاغری با ذهن، توی تجربهش اینطور نوشته بود:
«من سالها با تیروئید کمکار جنگیدم. هر دکتری میرفتم یه لیست بلند از دارو و رژیم میداد. یه مدت رژیم پروتئینی، یه مدت ورزشهای طاقتفرسا. ولی نه وزنم پایین میاومد، نه حال دلم خوب بود.
از وقتی با روش لاغری با ذهن آشنا شدم، تمرکزم رو گذاشتم روی تصویر ذهنی جدیدم… روی اینکه بدنم دشمنم نیست، دوستمه. شروع کردم به حرف زدن با خودم، با بدنم، بهجای دعوا، تشویقش کردم… و کمکم دیدم که دارم تغییر میکنم، از درون. احساس میکردم که بدنم داره باهام همکاری میکنه، نه اینکه باهام بجنگه. بعدها فهمیدم که این احساس خوب، داره روی هورمونهای چاقی بدنم هم اثر میذاره.»
این فقط یه داستان شخصی نیست؛ بارها دیدیم که وقتی ذهن با بدن وارد گفتوگو میشه و باورهای محدودکننده کنار میرن، بدن هم شروع میکنه به پاسخ دادن. افرادی که زمانی ناامید از همه چیز بودن، الان سبکتر، شادتر و پرانرژیتر هستن. خوابشون عمیقتر شده، اشتهاشون متعادلتر، و مهمتر از همه: احساسشون نسبت به خودشون بهتر شده. و این احساس خوب، نشونهی مهمیه از پایین اومدن سطح هورمون چاقی و فعال شدن هورمونهای سیری.
این تغییرات همه نشونهی یه چیزه: تنظیم تدریجی هورمونها، مخصوصاً هورمونهای چاقی، از طریق اصلاح نگاه، باور و آرامسازی ذهن.
ذهنی که دیگه بدن رو بهخاطر چاقی تنبیه نمیکنه، بلکه درکش میکنه… همین ذهن، مثل یه تنظیمکنندهی دقیق، شروع میکنه به بالانس کردن سیستمهای درونی. و یکی از مهمترین سیستمهایی که به تعادل میرسه، همون سیستم ترشح هورمونهای چاقیه.
و همون موقعه که معجزهی واقعی اتفاق میافته، نه توی آزمایشگاه، بلکه توی آینهی زندگی واقعی آدمها.

چرا بعضیها پشت عنوان «هورمون چاقی» قایم میشن؟
چون قایم شدن پشت هورمون چاقی راحتتره! آره واقعاً، خیلی وقتها گفتن جملهی «مشکل از تیروئیده، تقصیر من نیست» حس آسودگی میده. نه به این خاطر که آدم دروغ میگه، بلکه چون دیگه لازم نیست با بخش سختِ ماجرا روبهرو بشه: تغییر دادن عادتهایی که سالها باهاش زندگی کرده. تغییر تفکری که سالها جا خوش کرده توی ذهن.
درسته، از نظر بیولوژیکی، بعضی بدنها ممکنه حساستر باشن، یا تنظیمات هورمونی متفاوتی داشته باشن. تحقیقات هم نشون داده که بیماریهایی مثل کمکاری تیروئید، سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) و مقاومت به انسولین میتونن روی وزن تأثیر بذارن. اما بیایید صادق باشیم: برای خیلیا، «هورمون چاقی» تبدیل شده به یه برچسب قشنگ برای نپذیرفتن مسئولیت.
وقتی تو تمام بار مسئولیت رو بندازی گردن یه غده توی گردنت، دیگه لزومی نداره غذات رو با آگاهی انتخاب کنی، یا بفهمی که چرا هر شب سر یخچال میری دنبال چیزی که اصلاً گرسنهات نیست. درواقع این جملهها، نهتنها احساس قدرت نمیدن، بلکه آدم رو توی نقش «قربانی» قفل میکنن.
اما وقتی بفهمی که حتی با همون شرایط جسمی هم میتونی تغییر کنی – که خیلیا کردن – اونوقته که یه در مخفی به روی قدرت واقعیت باز میشه. قدرتی که توی قرصهای تجویزی یا توی عدد ترازو پیدا نمیشه؛ توی ذهنته.
🧠 ذهن انسان وقتی خودش رو قربانی میبینه، انگیزهای برای تغییر نداره. چون ناخودآگاه میگه: «چه فایده؟ تقصیر من نیست که!» ولی ذهنی که مسئولیتپذیره، حتی در شرایط سخت، دست به کار میشه. دنبال راهحل میگرده. از خودش میپرسه: «خب، با این شرایط خاص، بهترین کاری که میتونم بکنم چیه؟»
و این همون ذهنیه که میتونه معجزه کنه.
همون ذهنیه که بهجای «چرا من؟» میپرسه «الان چه کاری ازم برمیاد؟»
همون ذهنیه که میفهمه اگر قراره یه روزی بدنش متعادل بشه، این تعادل باید اول از فکر و احساس شروع بشه.
و وقتی ذهن به تعادل برسه، کمکم بدن هم پشت سرش حرکت میکنه… حتی اگه مسیرش کمی پیچیدهتر باشه.
پس بالاخره چی کار کنیم؟
✅ قدم اول: بدنت رو درک کن، نه سرزنش
اولین کاری که باید بکنی، اینه که دست از جنگیدن با بدنت برداری. اون هر کاری کرده، از روی وفاداری بوده، نه خیانت! شاید واقعاً مشکل هورمونی داری – کمکاری تیروئید، تخمدان پلیکیستیک، یا مقاومت به انسولین – اما بدون: تو قربانی هورمونهات نیستی.
بدنت رو مثل یه همتیمی ببین، نه یه دشمن. تا وقتی باهاش بجنگی، نتیجهای نمیگیری. اما وقتی درکش کنی، تازه میتونین با هم متحد بشین.
✅ قدم دوم: ذهنت رو فعال کن و باهاش کارکن
ذهن فقط یه چیز فلسفی یا روانشناسانه نیست؛ ذهن یه نیروی فیزیولوژیکه! یعنی میتونه مستقیماً عملکرد بدنت رو تغییر بده.
مطالعات زیادی نشون دادن که تمرینهای ذهنی مثل مدیتیشن، تصویرسازی و جملات تأکیدی مثبت میتونن سطح کورتیزول (هورمون استرس) رو کاهش بدن، سیستم عصبی پاراسمپاتیک رو فعال کنن و بدن رو وارد فاز «ترمیم» کنن.
تو با انجام روزانهی حتی چند دقیقه تصویرسازی ذهنی – مثلاً تصور کنی در بدنی متعادل، سبک و شاد در حال راه رفتنی – درواقع داری به مغزت دستور برنامهریزی دوباره میدی. این تمرینها، داروهای طبیعی هستن؛ بینیاز از نسخه، ولی پر از اثرات درمانی.
✅ قدم سوم: تمرکزت رو از عدد ترازو بردار، بیار روی عادتهات
آره، وزن کم شدن لذتبخشه. اما عدد ترازو گاهی میتونه دشمن پیشرفت واقعی باشه. چون فقط به ظاهر نگاه میکنه، نه به عمق ماجرا.
بهجاش روی این تمرکز کن: امروز چه رفتاری داشتم که از ذهن سالمترم میاومد؟ مثلاً اینکه وسط استرس سراغ شکلات نرفتی، اینکه به صدای سیری بدنت گوش دادی، یا اینکه موقع خوردن، با حضور و آگاهی غذا خوردی.
تغییرات ذهنی مثل بذرهاییان که امروز میکاری و فردا از توشون عادتهای جدید درمیاد. و همین عادتها هستن که تغییر جسمی پایدار میسازن.
✅ قدم چهارم: تغذیهت رو به عشق بسپار، نه به ترس
یکی از بزرگترین اشتباهها تو مسیر لاغری، رژیمهای از روی ترسه. از ترس چاق شدن، از ترس قضاوت دیگران، از ترس بیماری. اما ترس، خودش یه محرک بزرگ برای افزایش کورتیزوله – همون هورمونی که به بدن دستور میده چربی ذخیره کنه!
غذا خوردن از روی عشق یعنی چی؟ یعنی وقتی غذا میخوری، بدنت رو به چشم یه موجود دوستداشتنی ببینی که لیاقتش بهترینهاست. حتی اگه هنوز به وزن دلخواهت نرسیدی، باز هم حق داری با احترام غذا انتخاب کنی. نه از سر محرومیت، بلکه از روی مراقبت.
✅ قدم پنجم: کمک بگیر، اما بدون که درمان کامل فقط توی نسخه نیست
شاید واقعاً نیاز باشه که برای تنظیم تیروئید یا بررسی انسولین، بری دکتر. و این کاملاً درسته. اما نکتهی مهم اینه: اگه ذهنت همراهت نباشه، هیچ دارویی معجزه نمیکنه.
حتی بهترین متخصصها هم میدونن که سبک زندگی، باورها و آرامش روانی، تأثیر فوقالعادهای روی عملکرد درمان دارن. خیلی از هنرجوهای ما که دارو میخوردن اما نتیجه نمیگرفتن، وقتی شروع کردن به تغییر در نگرشها و رفتارها، کمکم داروهاشون هم بهتر جواب داد.
ذهن و جسم مثل دو بال پرواز هستن؛ فقط با یکیش نمیشه بلند شد.
🎯 نتیجهگیری: قدرت درون تو، بیشتر از هر هورمونیـه!
بله، قبول داریم: هورمونها نقش مهمی تو تنظیم وزن دارن. انسولین، لپتین، گرلین، کورتیزول و تیروکسین… هر کدومشون یه قطعه از پازل متابولیسم بدنن. اما اینو با تمام اطمینان بهت میگیم:
ذهن تو، کارگردان اصلی این پازله.
ذهن، فقط محل فکر کردن نیست؛ ذهن تو مرکز فرماندهی کل بدنته. وقتی ذهنت وارد وضعیت آرامش و امنیت میشه، همونجاست که هورمونها شروع میکنن به همکاری.
تحقیقات نشون دادن که تصویرسازی ذهنی، باورهای مثبت، کاهش استرس و تمرینهای تمرکز، میتونن حتی تنظیمات درونی هورمونها رو تغییر بدن. مثل یه برنامهنویس که کدهای عملکرد سیستم رو اصلاح میکنه.
✅ پس اگه فکر میکنی «هورمون چاقی» داری، نترس!
نه، تو خراب نیستی. تو ناقص نیستی. فقط یه مسیر متفاوت برای تغییر داری. مسیر تو، از ذهن شروع میشه. از جایی که تصمیم میگیری:
• خودت رو سرزنش نکنی،
• قربانی هیچ عبارتی نشی (نه ژنتیک، نه تیروئید، نه تخمدان پلیکیستیک)،
• به قدرت بازسازی خودت ایمان بیاری.
🎈 چون لاغری با ذهن یعنی ساختن یه نسخهی جدید از خودت: کسی که دیگه با رژیم و ترازو نمیجنگه، بلکه خودش رو میشناسه، درک میکنه، و با ذهنش، بدنش رو به تعادل میرسونه.
دوره پاکسازی چاقی ذهن یه روش عجیب و غریب نیست؛ این همون چیزیه که بدنت همیشه دنبالش بوده: شنیده شدن، درک شدن، دوست داشته شدن.
پس بیا از امروز، فرمان زندگیت رو بدی دست ذهنی که با آگاهی انتخاب میکنه. چون اونوقت دیگه هورمونها نه دشمنتن، نه مانع راهت… بلکه همپیمانت برای رسیدن به اون جسمی که واقعاً لایقشی.
💬 حالا نوبت توئه…
تو چی فکر میکنی؟
آیا تا حالا شده «هورمون چاقی» رو مقصر بدونی؟ یا شاید تجربهای داری که با وجود مشکلات هورمونی، تونستی قدمهایی برای لاغری برداری؟
شاید هم تازه داری با روش لاغری با ذهن آشنا میشی و دلت میخواد بدونی این مسیر چطور میتونه بهت کمک کنه.
📝 برامون بنویس. همین پایین، توی بخش دیدگاهها.
ما همیشه با دقت میخونیم، با عشق جواب میدیم، و شاید حرف تو، تلنگری باشه برای آدمی که درست مثل تو دنبال یه راه جدید میگرده.
منتظرتیم… مثل دوستی که از راه دور داره با لبخند نگاهت میکنه 😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.03 از 32 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد گرانقدر
حقيقتش من تا حالا به اينكه هورمون چاقي باعث چاقي من هست فكر نكردم .ولي درباره اينكه تيروتيد دليل چاقي من هست زياد فكر كردم و حتي دارو كه ميخوردم خيلي بهتر شده بود وزنم …
درباره مطالب اين مقاله جا داره اضافه كنم ،یه نگرش جدید توی پزشکی سرو صدا كرده جديدا كه خلاصه اش ميشه///// زندگیتو درست کن، نه فقط قرص بخور!/////
چند سالیه یه موج تازه توی دنیای پزشکی راه افتاده که دیگه فقط دنبال نوشتن نسخه و قرص دادن نیست. اسم این نگرش رو گذاشتن «پزشکی سبک زندگی» یا همون Lifestyle Medicine. یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه فقط با دارو بخوایم بیماریها رو کنترل کنیم، بیایم ریشهشون رو از بین ببریم؛ اونم با تغییر توی سبک زندگيمون.
..
به نظر من اگر اين طرز فكر رشد كنه انقلابي ايجاد ميشه در زمينه پزشكي و سلامتي
چون خیلی از ماها وقتی مریض میشیم، سریع میريم دکتر، یه مشت قرص میگیریم و خیالمون راحت میشه. اما واقعیت اینه که اون قرصا فقط علامتها رو کم ميكنن، نه خودِ دلیل بیماری رو………… مثلا فشار خون داری، قرص میخوری که نره بالا. ولی چرا اصلاً فشار خونت رفته بالا؟ به خاطر چی؟ سبک زندگيت،،،،،،، غذات، خوابت، استرست، بیتحرکیت… اینا همشون نقش دارن و ناديده گرفتنشون خنده دار هست .
.
.
پزشکی سبک زندگی دقیقاً چی میگه؟
میگه اگه این شش تا مورد رو جدی بگیری، خیلی از بیماریها اصلاً بهت نزدیک نمیشن، یا حتی اگه بيمار شدي، با رعايت همين موارد میتونی بهترشون کنی:
۱. تغذیه سالم
یعنی کمتر فست فود و غذاهای آماده بخوری، بیشتر بری سمت میوه، سبزیجات، غذاهای خونگی و سالم،،،،،،،،،،،،،، بهجای نوشابه، آب بخور،،،،،،،، بهجای چیپس، بادوم یا گردو،،،،،،،
۲. تحرک بدنی
لازم نیست بری باشگاه و بدنسازی سنگین. همین که روزی نیمساعت راه بری، پله استفاده کنی، یه نرمش سبک تو خونه انجام بدی، خیلی بهتر از بی تحرکیه.
۳. خواب کافی و باکیفیت
خیلی از ما شبها تا دیر وقت پای گوشی و سریال میمونیم. درحاليكه خواب خوب، یعنی بدن فرصت ترمیم پیدا کنه، مغز آروم بشه، هورمونها تنظیم بشن. پس یه خواب مرتب و کافی خیلی تاثیر داره.
۴. مدیریت استرس
استرس از اون دشمنهاي نامرئیه. فشار میاره به قلب، سیستم ایمنی رو ضعیف ميكنه. پس باید یاد بگیریم آرومتر باشیم؛ با نفس عمیق، مدیتیشن، دعا، پیادهروی یا هرچی که بهمون آرامش میده.
۵. روابط اجتماعی سالم
تحقيقات نشون داده ارتباطات خوب با خانواده و دوستای واقعی یه جور داروی طبیعی برای روحه. تنهایی و دوری از آدمها خودش باعث بیماری های روانی و جسمی میشه.
۶. دوری از چیزای مضر
سیگار، الکل، مواد مخدر و حتی مصرف بی رویه داروها، همه باعث بیماری ميشن. و باید آگاهانه ازشون فاصله بگیریم.
.
.
فرق اين لايف استايل جديد با پزشکی سنتی در اين هست كه، در پزشكي سنتي دکتر بیشتر تمرکزش رو میزاره روی بیماری و دارو. ولی توی این نگرش جدید، تمرکز روی خودته! تویی که باید آستین بالا بزنی و سبک زندگی خودت رو تغییر بدی. پزشک اینجا میشه مربی، نه فقط نسخهنویس.
مثلاً به جای اینکه فقط قرص دیابت بهت بده، باهات حرف میزنه ببینه چی ميخوري، چقدر ميخوابي، استرست از کجاست، آیا ورزش میکنی یا نه، بعد با کمک خودت یه برنامه درست ميكنه که از ریشه همه چيز درست بشه.
.
.
خيلي جالبه كه اين روش جديد با عمر كمي كه داره جواب داده …… تحقیقات زیادی هست که نشون میده با تغییر سبک زندگی، میشه بیماری هایی مثل دیابت نوع ۲، فشار خون بالا، چاقی، کبد چرب، و حتی بعضی سرطانها رو پیشگیری کرد یا روندشون رو کند کرد یا برگردوند به حالتي كه بدن در تناسب كامل هست از هر نظر. یعنی یه بار برای همیشه از بدنت خارجشون كني هر چي كه تو رو از تناسب ذهني و بدني خارج كرده ….
مثلاً کسایی بودن که فقط با تغییر تغذیه و ورزش، قند خونشون رو نرمال کردن و دیگه نیازی به انسولین نداشتن.
.
.
چند تا دلیل هست كه اين روش داره با سرعت رشد ميكنه :
*آدمها دیگه از مصرف همیشگی دارو خسته شدن.
*بیماریهای مزمن زیاد شدن.
*آگاهی مردم رفته بالا.
*پزشکای جدیدتر خودشون دنبال درمانهاي ریشهای تر و ماندگار تر هستن.
.
واقعاً وقتشه که نگاهمون رو به سلامتی و تناسب اندام عوض کنیم. بهجای اینکه فقط وقتی مریض شدیم دنبال درمان باشیم، بیایم پیشگیری کنیم…به جاي اينكه الان كه اضافه وزن داريم دنبال مقصر بيروني باشيم، بدنمون رو بهتر بشناسیم…….. غذای سالم بخوریم، به موقع بخوابیم، تحرک داشته باشیم، آروم باشیم و با آدمای حال خوب ارتباط داشته باشيم….
سلامتی یه سرمایهست، نه فقط یه وضعیت.
پزشکی سبک زندگی داره بهمون یاد ميده که چطوری خودمون، دکترِ خودمون باشیم. به نظرم با رعايت همين نكات همون آرامشي كه هميشه در اين سايت ازش اسم برده شده هم به زندگيمون برميگرده و تمام هورمون ها تنظيم ميشه …نتيجه ميشه ما و يك بدن سلامت و نرمال …..
.
آخر همه اين نسخه ها و سبك جديد زندگي رو سهراب جوان سالها پيش برامون گفته :
.
.زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست”
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
― سهراب سپهری
با تشكر به خاطر اين مقاله