میخوام داستان خودم رو برات تعریف کنم. نه از اون داستانای قشنگ و خوشگل اینستاگرامی؛ نه.
از واقعیتهای زندگی یه آدم چاق. آدمی که سالها با چاقی زیاد، رژیم، و ترس از ترازو زندگی کرد…
ولی بالاخره فهمید راه لاغری تغییر غذا و میزان فعالیت نیست، بلکه راهش در تغییر ذهنه.
🍕 من و رژیم؛ یک رابطهی سمیِ تکراری
همهچیز با یک عدد شروع شد: ۱۳۵ کیلو.
نه اینکه آن عدد فقط روی ترازو باشد. نه.
روی اعتمادبهنفسش من هم نشسته بود. روی لباسهایی که دیگر نمیپوشیدم. روی مهمانیهایی که نمیرفتم.
بارها وزن کم کرده بودم، و هر بار بیشتر از قبل برگشته بود.
سالها از زندگیم رو با این فکر گذروندم که:
«اگر فقط ۱۰ کیلو وزن کم کنم، همهچیز درست میشه.»
هر بار با امید شروع میکردم: رژیم فلان، دمنوش بهمان، کالریشماری، ورزشهای سنگین. هر بار چند کیلویی هم کم میکردم.
ولی بعدش چی؟
با یه مهمونی، یه مسافرت، یا خوردن به عید نوروز یا ماه رمضان همه چیز برمیگشت. حتی بیشتر از قبل.
بدتر از عدد ترازو، این بود که دیگه به خودم اعتماد نداشتم.
احساس شکست، احساس ناتوانی، احساس بی عرضه بودن و بدتر از همه، اون صدای توی سرم که میگفت:
«تو هیچوقت نمیتونی لاغر بشی!»

🤯 ولی چرا هیچ رژیمی برای من جواب نمیداد؟
واقعاً چرا؟
من که اراده داشتم. بارها ثابت کرده بودم. ولی انگار یه چیزی از درون، هی خرابش میکرد.
اون موقع نمیدونستم، ولی حالا میدونم:
مشکل از ذهنم بود، نه معدهم.
باورهای اشتباهی توی ذهنم جا خوش کرده بودن:
- “تو ژنتیکی چاقی”
- “تا نخوری، آرامش نمیگیری”
- “لاغر بودن یعنی زجر کشیدن”
- “من همیشه چاق میمونم”
تا وقتی اینا رو پاک نکرده بودم، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل رنگ زدن روی دیوار ترکخورده بود.
💡 نقطهی عطف: آشنایی با لاغری با ذهن
راستش رو بخوای، اولش که این ایده در قلبم شکل گرفت “با ذهن لاغر شو”، خندم گرفت!
فکر کردم باز یه فکر توهمی یا ترفند بازاریه.
ولی یه چیزی ته دلم گفت: امتحان کن. ضرر نداره.
و همون شد نقطهی شروع…
🧠 من شروع کردم ذهنم رو لاغر کردن
نه رژیم گرفتم، نه دو ساعت تو باشگاه عرق ریختم.
فقط شروع کردم خودم رو بشناسم.
- فهمیدم کی واقعاً گرسنهم و کی فقط حوصلهم سر رفته.
- فهمیدم چرا اوقات خاصی در روز، هوس شیرینی میکنم.
- یاد گرفتم با خوردن نجنگم، بلکه با ذهنم گفتوگو کنم.
هر روز، چند دقیقه چشمهامو میبستم و خودمو توی بدن دلخواهم میدیدم. با حس آزادی، با لباسهایی که همیشه آرزوشونو داشتم.
باور نمیکنی، ولی همین تمرین ساده، کمکم مغزمو برنامهریزی کرد!
💃 تغییرات شروع شد، بیاینکه زور بزنم
نهتنها وزنم شروع کرد به کم شدن، بلکه:
- اشتهای کاذبم کمتر شد
- میل به شیرینی و پرخوری عصبی کمرنگ شد
- بدنم آروم شد، ذهنم روشنتر
و مهمتر از همه:
احساسم نسبت به خودم بهتر شد.
دیگه نمیخواستم با لاغر شدن، خودمو دوست داشته باشم؛ بلکه دوست داشتن خودم، شد دلیل لاغر شدنم.
✨ حالا چی؟ من هنوز در مسیرم، ولی…
من هنوز در مسیرم. با اینکه هنوز دوست دارم متناسب تر بشم، ولی دیگه اون آدم ناامیدِ درگیرِ رژیم نیستم.
حالا میدونم لاغر شدن، یه فرآیند ذهنیه. یه تغییر از درونه، نه از رژیم و عدد روی ترازو.
و من هر روز دارم ذهنم رو اصلاح میکنم، و بدنم داره دنبالش میاد…

🧱 چاقی زیاد، مانع نیست؛ بهانهی ذهنه!
خیلی از آدمها وقتی چاقیشون زیاد میشه، ناامید میشن و یه جملهی آشنا توی ذهنشون میچرخه:
«من دیگه خیلی چاق شدم، لاغر شدن دیگه فایده نداره!»
اگر تو هم این فکر رو کردی، بذار همینجا یه حقیقت طلایی بهت بگم:
چاق بودن جسم، مثل یه درد مزمنه؛ ولی درد جسم نیست که داره مقاومت میکنه، بلکه ذهنه که همچنان داره فرمان چاق موندن رو صادر میکنه.
حتی اگه الان جلوی آینه واستادی و با خودت گفتی «من خیلی چاقم، امیدی نیست»، بدون جسمت داره پشت پرده، بیصدا برای ترمیم خودش تقلا میکنه.
همون جسمی که:
- زخمهاتو خوب کرد
- سرماخوردگیتو شکست داد
- شکستگیهاتو جوش داد
- ویروسها رو بیرون کرد
- و هر روز بدون اینکه بفهمی، داره سلول به سلول خودشو ترمیم میکنه…
همین جسم، برای رهایی از چاقی زیاد هم آمادهست.
فقط کافیه بهش فرصت بدی.
🧠 مشکل از ذهنه، نه از حجم بدنت
ذهن چاق، همیشه دنبال بهونه میگرده:
«چاقیم ارثیه»
«بدنم مقاومه»
«سوختوسازم خوابیده»
«من استعداد چاقی دارم»
و معروفترینش:
«چاقی زیاد من، دیگه راه برگشتی نداره!»
اما همهی اینا فقط نتیجهی تلقینهای طولانیمدت ذهنه.
وقتی مدام با این افکار زندگی میکنی،
بدنتم مجبوره اطاعت کنه و همون مسیر چاقی زیاد رو ادامه بده.
یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هیچ غذایی نخوری، ولی توی ذهن، همچنان خودتو «آدم چاقِ بیاراده» بدونی، بدنتم همون فرمان رو اجرا میکنه.
🔥 جسمت منتظر فرصته، نه معجزه
جسم تو، درست مثل یه کارگر خستهست که مدتهاست دستور اشتباه گرفته.
نه تنبله، نه بیعرضه؛ فقط سردرگمه.
وقتی تو شروع کنی به اصلاح افکارت و تغییر نگرشت نسبت به چاقی زیاد، همین جسم، با همون DNA، با همون متابولیسم، با همون سن و شرایط،شروع میکنه به متناسب شدن. بیهیچ اجبار و زوری.
ببین، اگه جسمت تونسته تا این حد چاق بشه، یعنی توانایی فوقالعادهای در ساختن و تغییر دادن داره.
حالا کافیه این توانایی رو در مسیر لاغری هدایت کنی.
✅ چاقی زیاد، فقط نشونهی نیاز به توجه بیشتره
یادت باشه:
چاقی زیاد، زنگ خطره، نه مهر محکومیت.
بدن تو نمیخواد چاق باشه؛ اون داره فریاد میزنه:
«بهم کمک کن! بیا ذهنمون رو درست کنیم!»
و تو، همین حالا میتونی جواب بدی.
با یه تصمیم. با یه تغییر نگرش.
📌 عادت به چاقی زیاد؛ مانعی پنهان برای لاغری
تا حالا شده درد و رنجی رو اونقدر تکرار کنی که دیگه برات عادی بشه؟
چیزی مثل یه کفش تنگ که اولش اذیتت میکنه، ولی کمکم اونقدر پاش میکنی که دیگه متوجه فشارش نمیشی.
چاقی زیاد هم دقیقاً همینطوریه.
در ابتدا، شاید از دو کیلو اضافه وزن حسابی بههم بریزی. لباسهات تنگ بشن، تو آینه با خودت قهر کنی، تو مهمونیها خودتو عقب بکشی.
اما کمکم، پنج کیلو، ده کیلو، بیست کیلو… و تو همچنان همون کفش تنگ رو پات نگه داشتی، چون عادت کردی به دردش!
🌀 ذهن ما استاد عادت کردنه؛ حتی به درد
همهمون تو زندگی تجربهاش کردیم. محل کار عوض شده، اولش غر میزنیم که وای چقدر راهش دوره، چقدر ترافیکه.
ولی بعد از یه مدت، بدون غر زدن راه میفتیم. چرا؟ چون ذهن، استاد عادت کردنه.
چاقی زیاد هم یکی از اون چیزاست که ذهن بهش عادت میکنه.
دیگه اون رنج اولیه رو حس نمیکنی. دیگه از دیدن عددهای بالا روی ترازو تعجب نمیکنی. حتی شاید با خنده بگی:
«عههه منم که دارم به سمت خرس قطبی شدن پیش میرم!» 😅
و این شوخیها، یعنی ذهنت پذیرفته وضعیتتو.
نه بهعنوان یه شرایط موقت، بلکه بهعنوان واقعیت زندگیت.
💣 خطرناکترین قسمت چاقی زیاد، عادت به اونه!
هرچی چاقی بیشتر بشه و مدت بیشتری باهاش زندگی کنی، شور و اشتیاقت برای تغییر کمتر میشه.
یهجورایی ذهنت میگه: «خب دیگه! حالا که اینم شد یه سبک زندگی، چرا تغییرش بدیم؟»
و اینجاست که چاقی زیاد نهتنها روی جسمت اثر میذاره، بلکه موتور انگیزهی درونت رو هم خاموش میکنه.

❌ توجه زیاد به اضافه وزن = ناامیدی بیشتر
یکی از دلایلی که آدمای چاق، مخصوصاً با چاقی زیاد، خیلی وقتا انگیزه لاغری رو از دست میدن، اینه که مدام به همهی اون کیلوهای اضافی فکر میکنن.
ذهن با خودش میگه:
«من که ۳۰ کیلو اضافه دارم! اصلاً مگه میشه کمش کرد؟ اگه بخوام لاغر بشم، باید از فردا ورزشکار حرفهای شم!»
و این فکرها فقط یه نتیجه داره: ناامیدی.
راهش چیه؟
به کل اضافه وزنت نگاه نکن! به یه قدم کوچیک فکر کن.
به این فکر کن که همونطور که چاقی تو طی ماهها و سالها اضافه شد، لاغری هم میتونه با روندی طبیعی، آرام و بیدردسرتو برگردونه به حالت نرمال.
مطالعات علمی نشان داده که تمرکز بیش از حد بر عدد روی ترازو میتواند احساس شکست و ناامیدی ایجاد کند. به جای آن، بهتر است بر تغییرات مثبت در سبک زندگی، مانند افزایش فعالیت بدنی، بهبود تغذیه و ارتقاء سلامت روان تمرکز کنید.
این رویکرد میتواند انگیزه را حفظ کرده و به نتایج پایدارتر منجر شود.
🧠 ذهن تو باور داره چاقی آسونه و لاغری سخته!
بذار یه سوال بپرسم:
اگه بهت بگن تو ۳ ماه آینده میتونی ۱۰ کیلو چاقتر شی، با اطمینان میگی: آره، راحته!
ولی اگه بگن میتونی همین ۱۰ کیلو رو کم کنی، چی؟ میگی: ای بابا… سخته، نشدنیه!
اینجاست که معلوم میشه ذهن ما از بس تجربه چاق شدن داره، باور کرده راحته.
ولی چون هر بار برای لاغری از روشهای سخت و مقطعی استفاده کرده، باور کرده لاغری سخته.
پس چاره کار چیه؟
🌱 از ذهن بخواه که سبکبال لاغر شه!
باید به جای تمرکز روی چاقی زیاد، تمرکزتو بذاری روی توانایی بدن برای ترمیم خودش.
بدنت میدونه چطور زخم رو خوب کنه.
همین بدن میتونه اضافه وزنی که با برنامهریزی اشتباه ذهنی ایجاد شده رو هم پاک کنه.
فقط کافیه به جای سختگیری و ناامیدی، با مهربونی و اعتماد راهش رو باز بذاری.
به جای اینکه هر روز با خودت تکرار کنی “من ۲۰ کیلو اضافه دارم!”، اینو بگو:
همونطور که بدنم این ۲۰ کیلو رو ساخته، میتونه اون رو آرومآروم بازسازی کنه.
🔁 جملهای برای تکرار روزانه:
💭 چی میشه اگه لاغر بشم؟
به این سوال فکر کن. براش تصویرسازی کن. و در موردش بنویس.
و ببین که چطور ذهنت کمکم از باور «چاقی زیاد یعنی شکست»، به باور «چاقی زیاد هم قابل ترمیمه» تغییر مسیر میده.
🎯 حرف دلم به تو
اگر تو هم مثل من خستهای، ناامیدی، بارها شکست خوردی…
اگه فکر میکنی دیگه هیچ راهی نیست…
میخوام دستتو بگیرم و بگم:
یه راه هست. یه راه واقعی.
اسمش لاغری با ذهنه.
تو هم میتونی این مسیر رو بری.
منم یه روز با شک و تردید شروع کردم.
ولی حالا با تمام وجودم مطمئنم:
این بهترین تصمیمی بود که برای خودم گرفتم.
👣 بیا با هم قدم برداریم
من توی سایت «تناسب فکری» مسیرمو به اشتراک گذاشتم.
قدمبهقدم.
آموزشها، تمرینها، فایلهای صوتی، و همهی چیزهایی که کمکم کرد از اون منِ خسته به این منِ امیدوار برسم.
🔹 دوره «آموزش جامع لاغری با ذهن» جاییه که تغییر واقعی شروع میشه.
اگه آمادهای، بیا شروعش کنیم.
نه برای یه عدد روی ترازو،
بلکه برای رهایی، آرامش، و دوست داشتن خودت.
✍️ وقت تمرینه!
حالا که تا اینجای مقاله رو خوندی، نوبت اینه که یک قدم برای تغییر برداری. به سوالهای زیر فکر کن و پاسخهات رو در بخش دیدگاهها بنویس:
- ✅ چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
- ✅ تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
- ✅ چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن.
- ✅ اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟
منتظرم نظرت رو بخونم 💌 پس همین حالا بریز دلت رو توی کامنتا!
امتیاز 4.71 از 49 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
و سلام بچه خوب تناسب فکری
چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
شکست پشت شکست رژیم های زیاد وطاقت فرسا
هر روز چاق شدن های زیاد و ترکیدن دکمه های لباس
اینکه هروقت میفرفتم لباس فروشی یه سایز بزرگتر پیشنهاد میدادن که بپوشم منم حسابی بهم میریختم که نه دیگه من نمیتونم لاغر شم.
گفتن این جمله و شنیدن من که حسن بازم چاقتر شده.
عرق کردن های زیاد و نداشتن راه حلی برای اون
از همه اینا خسته شده بودم و فهمیده بودم که نه دیگه لاغری کار من نیست دیگه بی حس شده بودم برای چاقی فقط میگفتم من که چاقم بزار بیشتر بخورم حالا که اینطوری شده گور بابای لاغری فوقش میرم لباس سایز بزرگ میخرم با این اتفاقا دیگه عادت کرده بودم به چاقی.
تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
تو ۳۵ سال چاقی و اضافه وزن هر بار که چاقی شکمم رو میدیدم نا امید میشدم اولین جایی بود که بزرگ میشد و تو رژیم گرفتن اخرین جایی بود که لاغرمیشد . هر بار که بزرگی شکمم که همیشه همراهم بود رو میدیدم نا امید میشدم
اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟
دیگه شکمم که همیشه مثل زن باردار جلو بود نبینمش تنها دلیل اینکه میخوام لاغر باشم شکمم چونکه این شکم تو همه چی تاثیر داره تو لباس پوشیدنم تو شلوار پوشیدنم تو بد فرم بودن بدنم همه و همه تاثیر داره.
چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن.
یه شکم صاف و تخت و سفت تصویری که از خودم دارم میرم جلوی اینه یه حسنی میبینم که دیگه نه شکم داره نه سینه تخت تخت هستش وقتی میرم حموم با یه بدن زیبای خوش فرم روبرو هستم .
میرم لباس فروشی فروشنده وقتی میپرسم اقا دو ایکس لارج بده میگه اقا به شما لارج شایدم مدیوم بخوره یسری لباس اسپورت ام هست فیت بدنته.
میرم شلوار پرو کنم کلی شلوار تنگ و اسپورت برام میاره.
دیگه هر روز بخاطر بوی بد عرق نمیرم دوش بگیرم بلکه برای عضله سازی که رفتم باشگاه عرق کردم میرم دوش بگیرم .
دیگه لباس هایی که میخرم تنگ نیستن که بعد از چند وقت گشاد بشن.
دیگه وقتی لاغرم عاشق غذا نیستم عاشق خودمم که غذا میخورم انرژی بگیرم و از خودم لذت ببرم.
اینایی که گفتم کلی بود برای اینکه یه روز عادی از زندگی لاغری بگم اینکه
صبح با زنگ موبایل از خواب پامیشم وای دیگه بدنم خیس عرق نیست خشک خشکه( اخه قبلا هر شب بدنم از عرق خیس خیس بود) قبلا تو زمستونم پتو نمیتونستم رو خودم بکشم بسکه گرمم بود الان از سرما با لباس میخوابم
پا میشم میرم جلوی اینکه دیگه اون شکم بزرگ که همیشه جلوتر از من تو اینه بود نیست اول خودمو میبینم لذت میبرم کیف میکنم
میرم صورتمو بشورم تو اینه دیگه اون حسن لپ اویزون نیست یه فیس قشنگ و زیبا
میرم لباس بپوشم برم سر کار وای چقدر لباس دارم که لاغر شدم چقدر تیشرت دارم شلوار اسپورت و اندامی که منتظر منن که بپوشم و لذت ببرم حق انتخاب زیاد لباس های روشن اندامی یه شلوار اسپورت جدب مشکی با یه پیراهن سفید امدامی تنم میکنم و راهی سوار شدن ماشین میشم تو ماشین نشستم تو زمانی چاقی وقتی مینشستم یه شکم جلوم بود هر روز تو مخم الان یه شکم تخت و سفت میبینمش و لذت میبرم ازش.
میرسم سرکار از پله ها که بالا میرم با اعتماد بنفس خیلی زیاد سبک و راحت قدم بر میدارم واقعا سبک این سبکی رو که الانم مینویسم قشنگ میتونم حسش کنم که چه کیفی میده .
و همینطوری که تو سالن راه میرم دیگه خبری از اون شکم چاق و گنده وجود نداره .
سپاس از شما استاد عزیز و گرامی که چراغ راه من شدید.
نشان های دریافت شده
با سلام و درو د
سپاس از آگاهی که جاری می کنید
چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
عادت نکردم
هر روز بهش فکر می کنم که چطور می توانم از اسارت چاقی دربیام و آزاد و رها بشم
هنوز آزاردهندست برام و آرزوم تناسب و لاغریه
وقتیکه چنگ میزنم به یک روش جدید که شاید اینبار دیگه از اسارت چاقی دربیام
و چقدر به دردسر میوفتادم
ولی نتیجه چشمگیرنداشت
و ترس از دوباره برگشت و نرسیدن به تناسب مورد نظرم منو ناامید و غمگین می گرد
اینکه خودمو تو هر لباسی میبینم از دیدن تناسب اندامم و لاغری لذت می برم
و شکم و پهلوهام اضافه نیستن
فکر و دهنم حول چز بخرم نیست
سبک بشم و درد کمر و زانوم کمتر بشه
نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان وهم مسیران گرامی
اگر بخام واقع بینانه به این سوال پاسخ بدم اینکه من به شخصه نمیتوانستم باچاقیم کنار بیام وعادت کنم ولی بصورت مقطعی گاهی اوقات واقعا سرخورده وناامید میشدم و پیش میاد که مدتها باچاقیه کنار میامدم وحتی باخودم لجبازی میکردم وپرخوری های رو باشدت بیشتری ادامه میدادم
اما باز نجواهای ذهنی ام رهایم نمیکرد که این چه وضعشه این چه عکسهاییه و بخودم وبدنم گیرمیدادم وهمزمان اعصاب خوردی های پس ازپرخوری نیز همیشه وجودداشت
این ترس بادیدن عددهای روی ترازو خیلی بسراغم میامد هرچه عدد میرفت بالاتر ناامیدی بیشتر وبعداز یک وزنی دیگر چنان ناامیدی غالب میشد که میگفتی وللش وکاملا رها میکردی که دیگه محاله بشه کاریش کرد
(((اگر بتوانم تنها دلیلم را برای لاغرشدن بیان کنم سالم وسلامت بودن سرحال وشادزیستن وداشتن شوروشوق برای ادامه زندگیست که همگی درگرو داشتن تناسب است )))
صبح سحرکاهی باروحیه یی بالا وتوکل بخدا وتشکر ازخدا ازخواب برخیزم وپس از کمی خلوت بااو
گرمکن جذب وشیک وزیبایم رابه تن کنم و به دشت وکوه روستای پدریم بزنم وسرحال وسبک کوهنوردی کنم بااندامی متناسب ویکدست و خوش تیپ
منهم مانند استاد املت نمیخورم درتابستان ترجیحم خیاروگوجه ونون تازه وپنیرتبریزیست باریحون وفلفل یک صبحانه کامل ومورد پسند من که آن را درباغ بزنم به بدن سپس به روستا برگردم دوشی بگیرم سازی بزنم کتابی بخوانم فیلمی ببینم وسری هم به سایت بزنم
ودرتمام طول روز از زیبایی اندامم ورفتاروافکار درست غذایی ام لذت ببرم واینکه باتلاش ولطف خدا به تناسبی پایدار رسیدم افکاری ورفتاری
خدایا شکرت
وهرروز ازاطرافیانم بازخوردهای شگفت انگیز میگیرم وتشویق و تمجید اطرافیانم
ومن هر لحظه ازخداوند شاکرم و سعی میکنم که تجربیاتم را به کسانی که خواهان بدست آوردن تناسب هستند انتقال دهم
خدایا شکرت
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلامی به گرمی خورشید و ب روشنی روز 🌼
👤چی باعث شده به چاقی عادت کنی؟
بنظرم تکرار اینکه چاقم و تسلیم شدن در برابر چاقی دیگه باعث شد کم کم عادت کنم ک چاق باشم و خودم رو با اون وقف بدم انتخاب لباس هایی ک چاقی رو کمتر نشون بده انتخاب رنگ های تیره انتخاب فعالیت هایی ک با چاقی بشه راحت انجام داد و…
احساس ناتوانی در برابر چاقی و پیدا کردن راه حل هایی برای کنار اومدن با چاقی باعث شد ک ۱۵ سال چاقی رو تکرار کنم و خیلی بهش عادت کنم
👤تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
خیلی زیاد وقتی یادم میاد ک ۲۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم خیلی زود از لاغر شدن نا امید شدم
👤 چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن.
دارم میبینم ک لاغر و سبک هستم💓 خوش لباس با مانتوی رنگ استخوانی شیک شاد و خوشحال و سلامت و پر انرژی هستم و بدون هیچ فکری میرم مهمونی 😎
👤 اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟
من میخام لاغر بشم تا ب حس خوب آزادی برسم ب اعتماد بنفس برسم و ب سبکی و شادابی 🤸
لاغر شدن یک آرزو یا رویای محال نیست لاغری طبیعت هر انسانیه و من مطمئنم که میتونم بزودی ب طبیعت خودم برگردم 🤩
نشان های دریافت شده
سلام منم یک زندگی چاق وپرازرنج روسپری کردم که به هردری میزدم تا لاعربشم رژیم میگرفتم چندکیلوکم میشدتارهامیکردم وزن بیشترمیشد عددترازوچقدرحال ماروبدمیکردسایزکردن بدترورزش چقدربی حالمون میکرد نون باترازووزن کن مبادا زیادبشه برنجتودقیق ۸قاشق بکش اگردوتااضاف میخودریم میگفتیم دیگه چاق میشم چه اشتباهی کردم اونقدرسرزنش میکردیم تاناامیدمیشدیم درکناررزیم دنبال رژیم دوست بودیم اونم جواب نمیداد تصمیم میگرفتیم شام نخوریم لاعربشیم میوه دوواحد سالادبخورچون فیبرداره معدتوپربکنه بعدباشگاه چقدربی حس حال بودم من بعدزایمان دوباربرنامه گرفتم دیدم نمیتونم رهاکردم تواینستا دیدم لاغری باذهن برام جداب بودمطالبی که استادهایی تدریس میکردن میزاشتن ومن سعی میکردم اجراکنم تاحدودسایزکم کردم هرکی منودیدگفت چیکارکردی لاغرشدی گفتم کاری نکردم تاازخداخواستم راهی جلوم بزاره منم بتونم این روش رواجراکنم باسایت استاداشناشدم وشروع کردم به گوش دادن فایل ها ابتداچاقترشدم ولی بمرور لاغرشدم وادانه دادم وهنوزم شاگرداین روش هستم یادگرفتم چاقی توذهن من بوده نه توبشقابم من ازبس اطرافیان گفتن چاقیت ارثیه همونوثبت کرده بودم ولی درروش ذهنی گفتن اصلا به ارث ارتباطی نداره چقدرترس ازخوردن داشتم ولی الان ندارم چقدرنجواتودهنم زمزمه میکردالان کم شد یادگرفتم شرط لاغری داشتن احساس خوب حس لیاقت ازدرون اغارمیشه من به چاقی عادت نکرده بودم همش حسرت اندام افرادمتناسب رومیخوردم ولی الان عاشق لاغری باذهنموهدفم ازلاغری اول سلامت دوم ارامش سوم متناسب شدن تمام اینهارومدیون استادهستیم
به نام خدای بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرمذهن من از بس تجربه چاق شدن رو داشته باور کرده چاق شدن راحته ولی چون هر بار برای لاغری از روش های سخت و مقطعی استفاده کردم باور کردم که لاغری شدن سخته پس باید چکار کرد؟ باید از ذهنم بخواهم که سبکبال لاغر بشه و به خودش سخت نگیره باید به جای تمرکز روی چاقی زیاد تمرکز بذارم روی لاغریبدن توانایی ترمیم خودش رو داره وقتی بدن من میتوانه خودش را ترمیم کنه پس توانایی لاغر شدن را هم داره بدنی که میتونه زخم ها و جراحت ها و حتی سرطان ها رو درمان کنه پس برای لاغری هم میتونه به من کمک میکنه همین بدن میتوانه اضافه وزنی که با برنامه ریزی اشتباه ذهنی ایجاد شده رو هم پاک کنه و لاغری رو جایگزین کنه
۱. چی باعث شده بود که به چاقی زیادت عادت کنی؟ این که همیشه درباری چاقی با من حرف میزدند یا روی موادغذایی برچسب چاق کنندگی میزدم یا به این باور رسیده بودم که چاق من از طرف مادری و ژنتیک هست و خیلی چیزهای دیگه۲. تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزن ناامید شدی؟ تا الان بی نهایت ناامید شدم وقتی رژیم رو رها می کردم و دوباره چاق میشدم و میگفتم که من باید برای همیشه چاق باشم۳. چه تصوری از لاغری داری؟به این باور رسیدم که بهترین روش لاغری ، لاغری با ذهن هست و در این راستا دارم تلاش میکنم تا برای همیشه لاغری بمونم فقط تلاش کنم و استمرار داشته باشمتصور میکنم به اون لاغری که دوست دارم رسیدم اون وقت دنیا مال منه دیگه میتونم لباسهای زیبا و مورد علاقه م را بپوشیم راحت خرید کنم و راحت راه میرم و فعالیت داشته باشم شادم و پر از لبخند و حس خوبم۴. اگر یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی اون دلیل چیه؟ اینکه بتونم از هر نظر راحت زندگی کنم
با تشکر از استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی وموفقیت برای همه دوستان هم مسیرم
سلام استاد
ما با افکار و فرمولهای چاقی که از کودکی اموزش دیدم و انها را با حواس پنجگانه تجربه کردیم روزبه روز چاقتر شدیم و دراین کار مهارت بسیار زیادیهم داریم چون ما به راحتی چاق میشویم و به سختی لاغر میشویم
ذهن ما پراز فرمولهای چاقی است که با تکرار و مرورانها به صورت یک عادت درامده و الان دقیقا طبق عملکرد ذهنمان رفتار میکنیم و نسبت به مواد غذایی واکنش نشان میدهیم ما از طریق ذهن چاق شدیم و باید از طریق تغییر باورها و فرمولهای ذهنی نیز دوباره لاغر شویم به قول استاد جی پی اس بزنیم و راه را برگردیم تا به مقصد اصلی که متناسب شدن برسیم
چی شد به چاقی زیادت عادت کنی ؟
من از وقتی باور من ارثی چاقم را درذهنم باور کردم وقتی که مقداری از وزن من افزایش می یافت درابتدا کمی ناراحت میشدم و احساسم بد میشد ولی کم کم به ان وزن عادت میکردم و با ترس به وزن بیشتر هم فکر میکردم درنتیجه ذهن من را به وزن بالاتر میبرد
تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
من بارها با انجام دادن انواع رژیمها و رها کردن و بازگشت دوباره به وزن قبلی و حتی بیشتر از لاغر شدن خودم ناامید شدم و گفتم من تا پایان عمر چاق میمانم و با انواع بیماریها و سختی از دنیا میروم ولی الان اصلا این باور درذهن من وجود ندارد چون میدانم من ارثی چاق نیستم و از طریق باورها و الگوهای نامناسب من چاق شدم و با تغییر الگوهای ذهنی و استمرار دراین مسیر من هم بالاخره متناسب میشوم و با شادی و لذت زندگی میکنم چون من لیاقت دارم زندگی بسازم که خودم ان را دوست دارم
چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن؟
تصویر لاغر شدن در ذهن من هنوز کمتر از چاق بودن است چون من ۴۸ سال چاق بودم و بارها تصویر ذهنی چاقی بیشتر را درذهنم دارم و جالبه ذهن حافظه داره و گاهی بعضی از تصاویررا درحافظه خود نگه میدارد که وقتی خواستیم ان را به یاد بیاوریم ان را به ما نشان میدهد
من دارم سعی میکنم هرروز تصویر ذهنی از لاغر شدن و شاد بودن با ظاهری مناسب را درذهنم بسازم تا تجربه این تصاویر درذهن من پررنگ شود و من روزبه روز لاغرتر شوم چون ذهن ما اصل را ازبدل تشخیص نمیده و هرچیزی را که بیشتر به ان فکر کنیم همین اتفاق برای ما خواهد افتاد
اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟
من لیاقت دارم با لاغر شدن زندگی برای خودم بسازم که دوستش دارم و از ان لذت میبرم و با احساس خوب هرروز از تمام جنبه های زندگی لذت ببرم چون پیش فرض زندگی کردن ما ادمها دراین دنیا لاغر و متناسب بودن است و اگر الان ما اضافه وزن داریم مقصر اصلی خودمان هستیم چون ما مسئول خوردن غذا در بدن هستیم پس با تغییر الگوهای ذهنی ما کم کم و بدون سختی لاغر میشویم بدون رژیم و ورزش پس با استمرار دراین مسیر یاد بگیریم که
لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام و درود
چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
اینکه هر روز یه سری عادتها و رفتارها داشتم و هر روز تکرارشون کرده بودم اینکه هر روز تصویرهای چاقی در ذهنم مرور میشد
اینکه نمی تونستم کاری برای خودم بکنم
اینکه متناسب شدن رو دور میدیدم باور کرده بودم که دیگه من نمیتونم متناسب بشم
اینکه چاقی برام راحت و آسان بود
اینکه هر زمان با مواد غذایی روبرو میشدم با لذت میخوردم و بعد از اتمام آن متوجه ی رفتارم میشدم
همه ی اینا باعث شده بود که من به چاقی عادت کنم و هر روز رفتارهای تکراری رو انجام بدم
نمیتونستم از این رفتارها دست بکشم
و نتونستنم رو دلیل ناتوانی خودم می دونستم و خودم رو ضعیف میدیدم که من نمیتونم این کار رو انجام بدم و من برای همیشه چاق باقی می مونم
و چاقی رو ترجیح داده بودم برای زندگی کردن
و حال بدم رو برای همیشه انتخاب کرده بودم که باید همین جوری که هستم ادامه بدم راه و چاره ای نیست
برای رهایی از چاقی
🌸تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن وزنت ناامیدی شدی؟
من قبل از اینکه وارد دوره بشم هر بار که میرفتم رو ترازو خیلی عصبی و ناامید میشدم و باور نمیکردم که روزی بتونم خودم رو به ایده الم برسونم و همیشه حسرت میخوردم که خدایا چرا من نمیتونم وزن کم کنم چرا من باید اینجوری خلق بشم
عدد روی ترازو هر بار بار سنگینی رو بر من تحمیل میکرد هر بار کوله باری از غم و غصه رو بر من سرازیر میکرد
و من رو افسرده و ناامید میکرد
و من خودم رو سرزنش میکردم که چرا نمیتونم اضافه های بدنم رو کم کنم
هر بار که وزن من زیادتر میشد خیلی خیلی حالم گرفته میشد و احساس بدی در من به وجود می اومد
من می توانم بگم به اندازه ی تمام این سالهای که من با چاقی روبرو شدم و بارها و بارها که روی ترازو میرفتم
از عدد روی ترازو من ناامید میشدم
من نمیتونستم اون عدد وزنی رو برای همیشه پایین بیارم شاید برای مدت کمی پایین می اومد ولی باز برمی گشت و شاید بیشتر از قبل هم میشد
خیلی غم بزرگی در پی داشت
🌸چه تصویری از لاغری تو ذهنت داری ؟یه روز عادی از لاغریت رو توصیف کن
من متناسب شدم و در کنار فرزندانم و همسرم هستم دور هم نشستیم و با هم صحبت میکنیم از بودن در کنار عزیزانم لذت میبرم طمع واقعی دور همی در کنار هم بودن در کنار عزیزانم خیلی حس خوبی بهم میده و اینکه فرزندانم از زیبایی و تناسب اندام من صحبت میکنند و همسرم من رو تشویق میکنه
و بهم افتخار میکنه که من تونستم به اون هدفم برسم و لذت زندگی کردن رو ببرم
و از اینکه من برای خودم ارزش قایلم خوشحالم چون از حس ارزشمندی هم باعث شده که همسرم و فرزندانم این حس رو بدن که من واقعا ارزشمندم و باعث افتخارشون
که این همه آگاهی دریافت کردم
از پوشیدن لباس مورد علاقه ام در کنار عزیزانم لذت میبرم از سبک بودنم لذت میبرم از زیباتر شدنم لذت میبرم از حال خوبم لذت میبرم از جوان تر شدنم لذت میبرم
خدای مهربانم بابت متناسب شدنم ممنون بابت سلامتیم ممنون بابت هدایتی که در این مسیر نصیبم کردی هزاران بار شکر
🌸اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی اون یک دلیل چیه؟
اون یک دلیل حال خوبه احساس خوب راحت زندگی کردن
من برای ادامه دادن زندگی به حس و حال خوب نیاز دارم
به آرامش نیاز دارم من همین که در این مسیر حالم خوبه خیلی خوشحالم من میتونم با همین آگاهی بتونم به فرزندانم بیاموزیم زندگی کردن با حال خوب رو
من برای ادامه مسیر زندگیم میخام تو این مسیر باقی بمونم و حس و حال خوب بیشتری رو تجربه کنم
بتونم این حس و حال خوبم رو انتقال بدم به اطرافیانم
چون حال خوب منبع تمام خیر و نیکی هاست همین که حالمون خوبه باشه از خودمون راضی باشیم خیلی اوکیه👌
به نام خداوند هستی بخش مهربان
مدتها بود دنبال راهی برای لاغری همیشگی می گشتم که به آسانی به آن برسم اشتهایی کم شود تمایل به خوردن شیرینی کم شود تا…
چاقی یک درد است دردی مزمن در ذهن من ،جسمم تلاش می کند مثل همیشه ترمیم کند ولی قدرت در دست ذهن است و او با توجه به آموخته های قبلیش امر به چاقی میکند و فرصتی به جسم نمی دهد که بدنم را ترمیم کند مثل وقتی که بدنم زخمی می شود پس باید ابتدا ذهن را هوشیار کرد و او را بیدار کنیم تا باورهایشان عوض شود چاقی جسم بیانگر اینست که توجه بیشتری می خواهد به سلامتی جسم .
توجه زیاد به چاقی ناامیدی را می آورد پس به جای توجه به چاقی باید به موفقیت های کوچک توجه کنیم به تغییر نگرشها ،بهبود تغذیه،ارتقا سلامتی و…و با مهربانی و اعتماد به نفس راه جسم را باز بگذاریم همیشه با خودت بگو چی میشه لاغر شوم؟و تصویر سازی کن
شکستهای پی در پی و گذشت زمان عواملی هستند که به چاقی عادت کردم بزرگترین انگیزه ام برای رسیدن به لاغری دریافت سلامتی کامل است
همیشه شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید
سلام استاد عزیز.چاقی زیاد مانع لاغری نمیشود چراکه همانطور که با ذهنم چاق وچاقتر شده ام الان تصمیم گرفته ام که با ذهنم لاغرولاغرتر شوم چراکه به این هدف ایمان دارم وتا لحظه ای که به هدفم نرسیده ام دست ازاین هدف بزرگ برنمیدارم چرا که راز رسیدن به آرزوهای تلاش و پایداری درمسیرهست.وبا امید به خدا و راهنمایی شما استاد عزیزم در این مسیر قدرتمندانه ادامه میدهم وبه زودی زود بارسیدن به هدفم این پیروزی را جشن میگیرم.انشاالله