0

چاقی زیاد مانعی برای لاغری نیست

چاقی زیاد
اندازه متن

می‌خوام داستان خودم رو برات تعریف کنم. نه از اون داستانای قشنگ و خوشگل اینستاگرامی؛ نه.

از واقعیت‌های زندگی یه آدم چاق. آدمی که سال‌ها با چاقی زیاد، رژیم، و ترس از ترازو زندگی کرد…

ولی بالاخره فهمید راه لاغری تغییر غذا و میزان فعالیت نیست، بلکه راهش در تغییر ذهنه.

🍕 من و رژیم؛ یک رابطه‌ی سمیِ تکراری

همه‌چیز با یک عدد شروع شد: ۱۳۵ کیلو.

نه اینکه آن عدد فقط روی ترازو باشد. نه.

روی اعتمادبه‌نفسش من هم نشسته بود. روی لباس‌هایی که دیگر نمی‌پوشیدم. روی مهمانی‌هایی که نمی‌رفتم.

بارها وزن کم کرده بودم، و هر بار بیشتر از قبل برگشته بود.

سال‌ها از زندگیم رو با این فکر گذروندم که:

«اگر فقط ۱۰ کیلو وزن کم کنم، همه‌چیز درست می‌شه.»

هر بار با امید شروع می‌کردم: رژیم فلان، دمنوش بهمان، کالری‌شماری، ورزش‌های سنگین. هر بار چند کیلویی هم کم می‌کردم.

ولی بعدش چی؟

با یه مهمونی، یه مسافرت، یا خوردن به عید نوروز یا ماه رمضان همه چیز برمی‌گشت. حتی بیشتر از قبل.

بدتر از عدد ترازو، این بود که دیگه به خودم اعتماد نداشتم.

احساس شکست، احساس ناتوانی، احساس بی عرضه بودن و بدتر از همه، اون صدای توی سرم که می‌گفت:

«تو هیچ‌وقت نمی‌تونی لاغر بشی!»

چاقی زیاد

🤯 ولی چرا هیچ رژیمی برای من جواب نمی‌داد؟

واقعاً چرا؟

من که اراده داشتم. بارها ثابت کرده بودم. ولی انگار یه چیزی از درون، هی خرابش می‌کرد.

اون موقع نمی‌دونستم، ولی حالا می‌دونم:

مشکل از ذهنم بود، نه معده‌م.

باورهای اشتباهی توی ذهنم جا خوش کرده بودن:

  • “تو ژنتیکی چاقی”
  • “تا نخوری، آرامش نمی‌گیری”
  • “لاغر بودن یعنی زجر کشیدن”
  • “من همیشه چاق می‌مونم”

تا وقتی اینا رو پاک نکرده بودم، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل رنگ زدن روی دیوار ترک‌خورده بود.

💡 نقطه‌ی عطف: آشنایی با لاغری با ذهن

راستش رو بخوای، اولش که این ایده در قلبم شکل گرفت “با ذهن لاغر شو”، خندم گرفت!

فکر کردم باز یه فکر توهمی یا ترفند بازاریه.

ولی یه چیزی ته دلم گفت: امتحان کن. ضرر نداره.

و همون شد نقطه‌ی شروع…

🧠 من شروع کردم ذهنم رو لاغر کردن

نه رژیم گرفتم، نه دو ساعت تو باشگاه عرق ریختم.

فقط شروع کردم خودم رو بشناسم.

  • فهمیدم کی واقعاً گرسنه‌م و کی فقط حوصله‌م سر رفته.
  • فهمیدم چرا اوقات خاصی در روز، هوس شیرینی می‌کنم.
  • یاد گرفتم با خوردن نجنگم، بلکه با ذهنم گفت‌وگو کنم.

هر روز، چند دقیقه چشم‌هامو می‌بستم و خودمو توی بدن دلخواه‌م می‌دیدم. با حس آزادی، با لباس‌هایی که همیشه آرزوشونو داشتم.

باور نمی‌کنی، ولی همین تمرین ساده، کم‌کم مغزمو برنامه‌ریزی کرد!

💃 تغییرات شروع شد، بی‌اینکه زور بزنم

نه‌تنها وزنم شروع کرد به کم شدن، بلکه:

  • اشتهای کاذبم کمتر شد
  • میل به شیرینی و پرخوری عصبی کم‌رنگ شد
  • بدنم آروم شد، ذهنم روشن‌تر

و مهم‌تر از همه:

احساسم نسبت به خودم بهتر شد.

دیگه نمی‌خواستم با لاغر شدن، خودمو دوست داشته باشم؛ بلکه دوست داشتن خودم، شد دلیل لاغر شدنم.

✨ حالا چی؟ من هنوز در مسیرم، ولی…

من هنوز در مسیرم. با اینکه هنوز دوست دارم متناسب تر بشم، ولی دیگه اون آدم ناامیدِ درگیرِ رژیم نیستم.

حالا می‌دونم لاغر شدن، یه فرآیند ذهنیه. یه تغییر از درونه، نه از رژیم و عدد روی ترازو.

و من هر روز دارم ذهنم رو اصلاح می‌کنم، و بدنم داره دنبالش میاد…

🧱 چاقی زیاد، مانع نیست؛ بهانه‌ی ذهنه!

خیلی از آدم‌ها وقتی چاقی‌شون زیاد می‌شه، ناامید می‌شن و یه جمله‌ی آشنا توی ذهن‌شون می‌چرخه:

«من دیگه خیلی چاق شدم، لاغر شدن دیگه فایده نداره!»

اگر تو هم این فکر رو کردی، بذار همین‌جا یه حقیقت طلایی بهت بگم:

چاقی زیاد، هرچقدر هم که باشه، مانع لاغر شدن نیست؛ بلکه نشونه‌ی یه برنامه‌ریزی ذهنی اشتباهه.

چاق بودن جسم، مثل یه درد مزمنه؛ ولی درد جسم نیست که داره مقاومت می‌کنه، بلکه ذهنه که همچنان داره فرمان چاق موندن رو صادر می‌کنه.

حتی اگه الان جلوی آینه واستادی و با خودت گفتی «من خیلی چاقم، امیدی نیست»، بدون جسمت داره پشت پرده، بی‌صدا برای ترمیم خودش تقلا می‌کنه.

همون جسمی که:

  • زخم‌هاتو خوب کرد
  • سرماخوردگی‌تو شکست داد
  • شکستگی‌هاتو جوش داد
  • ویروس‌ها رو بیرون کرد
  • و هر روز بدون اینکه بفهمی، داره سلول به سلول خودشو ترمیم می‌کنه…

همین جسم، برای رهایی از چاقی زیاد هم آماده‌ست.

فقط کافیه بهش فرصت بدی.

🧠 مشکل از ذهنه، نه از حجم بدنت

ذهن چاق، همیشه دنبال بهونه می‌گرده:

«چاقی‌م ارثیه»

«بدنم مقاومه»

«سوخت‌وسازم خوابیده»

«من استعداد چاقی دارم»

و معروف‌ترینش:

«چاقی زیاد من، دیگه راه برگشتی نداره!»

اما همه‌ی اینا فقط نتیجه‌ی تلقین‌های طولانی‌مدت ذهنه.

وقتی مدام با این افکار زندگی می‌کنی،

بدنتم مجبوره اطاعت کنه و همون مسیر چاقی زیاد رو ادامه بده.

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هیچ غذایی نخوری، ولی توی ذهن، همچنان خودتو «آدم چاقِ بی‌اراده» بدونی، بدنتم همون فرمان رو اجرا می‌کنه.

🔥 جسمت منتظر فرصته، نه معجزه

جسم تو، درست مثل یه کارگر خسته‌ست که مدت‌هاست دستور اشتباه گرفته.

نه تنبله، نه بی‌عرضه؛ فقط سردرگمه.

وقتی تو شروع کنی به اصلاح افکارت و تغییر نگرشت نسبت به چاقی زیاد، همین جسم، با همون DNA، با همون متابولیسم، با همون سن و شرایط،شروع می‌کنه به متناسب شدن. بی‌هیچ اجبار و زوری.

ببین، اگه جسمت تونسته تا این حد چاق بشه، یعنی توانایی فوق‌العاده‌ای در ساختن و تغییر دادن داره.

حالا کافیه این توانایی رو در مسیر لاغری هدایت کنی.

✅ چاقی زیاد، فقط نشونه‌ی نیاز به توجه بیشتره

یادت باشه:

چاقی زیاد، زنگ خطره، نه مهر محکومیت.

بدن تو نمی‌خواد چاق باشه؛ اون داره فریاد می‌زنه:

«بهم کمک کن! بیا ذهنمون رو درست کنیم!»

و تو، همین حالا می‌تونی جواب بدی.

با یه تصمیم. با یه تغییر نگرش.

📌 عادت به چاقی زیاد؛ مانعی پنهان برای لاغری

تا حالا شده درد و رنجی رو اون‌قدر تکرار کنی که دیگه برات عادی بشه؟

چیزی مثل یه کفش تنگ که اولش اذیتت می‌کنه، ولی کم‌کم اون‌قدر پاش می‌کنی که دیگه متوجه فشارش نمی‌شی.

چاقی زیاد هم دقیقاً همین‌طوریه.

در ابتدا، شاید از دو کیلو اضافه وزن حسابی به‌هم بریزی. لباس‌هات تنگ بشن، تو آینه با خودت قهر کنی، تو مهمونی‌ها خودتو عقب بکشی.

اما کم‌کم، پنج کیلو، ده کیلو، بیست کیلو… و تو همچنان همون کفش تنگ رو پات نگه داشتی، چون عادت کردی به دردش!

🌀 ذهن ما استاد عادت کردنه؛ حتی به درد

همه‌مون تو زندگی تجربه‌اش کردیم. محل کار عوض شده، اولش غر می‌زنیم که وای چقدر راهش دوره، چقدر ترافیکه.

ولی بعد از یه مدت، بدون غر زدن راه میفتیم. چرا؟ چون ذهن، استاد عادت کردنه.

چاقی زیاد هم یکی از اون چیزاست که ذهن بهش عادت می‌کنه.

دیگه اون رنج اولیه رو حس نمی‌کنی. دیگه از دیدن عددهای بالا روی ترازو تعجب نمی‌کنی. حتی شاید با خنده بگی:

«عههه منم که دارم به سمت خرس قطبی شدن پیش می‌رم!» 😅

و این شوخی‌ها، یعنی ذهنت پذیرفته وضعیتتو.

نه به‌عنوان یه شرایط موقت، بلکه به‌عنوان واقعیت زندگیت.

💣 خطرناک‌ترین قسمت چاقی زیاد، عادت به اونه!

هرچی چاقی بیشتر بشه و مدت بیشتری باهاش زندگی کنی، شور و اشتیاقت برای تغییر کم‌تر می‌شه.

یه‌جورایی ذهنت می‌گه: «خب دیگه! حالا که اینم شد یه سبک زندگی، چرا تغییرش بدیم؟»

و اینجاست که چاقی زیاد نه‌تنها روی جسمت اثر می‌ذاره، بلکه موتور انگیزه‌ی درونت رو هم خاموش می‌کنه.

❌ توجه زیاد به اضافه وزن = ناامیدی بیشتر

یکی از دلایلی که آدمای چاق، مخصوصاً با چاقی زیاد، خیلی وقتا انگیزه لاغری رو از دست می‌دن، اینه که مدام به همه‌ی اون کیلوهای اضافی فکر می‌کنن.

ذهن با خودش می‌گه:

«من که ۳۰ کیلو اضافه دارم! اصلاً مگه می‌شه کمش کرد؟ اگه بخوام لاغر بشم، باید از فردا ورزشکار حرفه‌ای شم!»

و این فکرها فقط یه نتیجه داره: ناامیدی.

راهش چیه؟

به کل اضافه وزنت نگاه نکن! به یه قدم کوچیک فکر کن.

به این فکر کن که همون‌طور که چاقی تو طی ماه‌ها و سال‌ها اضافه شد، لاغری هم می‌تونه با روندی طبیعی، آرام و بی‌دردسرتو برگردونه به حالت نرمال.

مطالعات علمی نشان داده که تمرکز بیش از حد بر عدد روی ترازو می‌تواند احساس شکست و ناامیدی ایجاد کند. به جای آن، بهتر است بر تغییرات مثبت در سبک زندگی، مانند افزایش فعالیت بدنی، بهبود تغذیه و ارتقاء سلامت روان تمرکز کنید.

این رویکرد می‌تواند انگیزه را حفظ کرده و به نتایج پایدارتر منجر شود.

🧠 ذهن تو باور داره چاقی آسونه و لاغری سخته!

بذار یه سوال بپرسم:

اگه بهت بگن تو ۳ ماه آینده می‌تونی ۱۰ کیلو چاق‌تر شی، با اطمینان می‌گی: آره، راحته!

ولی اگه بگن می‌تونی همین ۱۰ کیلو رو کم کنی، چی؟ می‌گی: ای بابا… سخته، نشدنیه!

اینجاست که معلوم می‌شه ذهن ما از بس تجربه چاق شدن داره، باور کرده راحته.

ولی چون هر بار برای لاغری از روش‌های سخت و مقطعی استفاده کرده، باور کرده لاغری سخته.

پس چاره کار چیه؟

🌱 از ذهن بخواه که سبک‌بال لاغر شه!

باید به جای تمرکز روی چاقی زیاد، تمرکزتو بذاری روی توانایی بدن برای ترمیم خودش.

بدنت می‌دونه چطور زخم رو خوب کنه.

همین بدن می‌تونه اضافه وزنی که با برنامه‌ریزی اشتباه ذهنی ایجاد شده رو هم پاک کنه.

فقط کافیه به جای سخت‌گیری و ناامیدی، با مهربونی و اعتماد راهش رو باز بذاری.

به جای اینکه هر روز با خودت تکرار کنی “من ۲۰ کیلو اضافه دارم!”، اینو بگو:

همون‌طور که بدنم این ۲۰ کیلو رو ساخته، می‌تونه اون رو آروم‌آروم بازسازی کنه.

🔁 جمله‌ای برای تکرار روزانه:

💭 چی می‌شه اگه لاغر بشم؟

به این سوال فکر کن. براش تصویرسازی کن. و در موردش بنویس.

و ببین که چطور ذهنت کم‌کم از باور «چاقی زیاد یعنی شکست»، به باور «چاقی زیاد هم قابل ترمیمه» تغییر مسیر می‌ده.

🎯 حرف دلم به تو

اگر تو هم مثل من خسته‌ای، ناامیدی، بارها شکست خوردی…

اگه فکر می‌کنی دیگه هیچ راهی نیست…

می‌خوام دستتو بگیرم و بگم:

یه راه هست. یه راه واقعی.

اسمش لاغری با ذهنه.

تو هم می‌تونی این مسیر رو بری.

منم یه روز با شک و تردید شروع کردم.

ولی حالا با تمام وجودم مطمئنم:

این بهترین تصمیمی بود که برای خودم گرفتم.

👣 بیا با هم قدم برداریم

من توی سایت «تناسب فکری» مسیرمو به اشتراک گذاشتم.

قدم‌به‌قدم.

آموزش‌ها، تمرین‌ها، فایل‌های صوتی، و همه‌ی چیزهایی که کمکم کرد از اون منِ خسته به این منِ امیدوار برسم.

🔹 دوره «آموزش جامع لاغری با ذهن» جاییه که تغییر واقعی شروع می‌شه.

اگه آماده‌ای، بیا شروعش کنیم.

نه برای یه عدد روی ترازو،

بلکه برای رهایی، آرامش، و دوست داشتن خودت.

✍️ وقت تمرینه!

حالا که تا اینجای مقاله رو خوندی، نوبت اینه که یک قدم برای تغییر برداری. به سوال‌های زیر فکر کن و پاسخ‌هات رو در بخش دیدگاه‌ها بنویس:

  • ✅ چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
  • ✅ تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
  • ✅ چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن.
  • ✅ اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟

منتظرم نظرت رو بخونم 💌 پس همین حالا بریز دلت رو توی کامنتا!

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 49 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=7444
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      سلام استاد 

      ما با افکار و فرمولهای چاقی که از کودکی اموزش دیدم و انها را با حواس پنجگانه تجربه کردیم روزبه روز چاقتر شدیم و دراین کار مهارت بسیار زیادیهم داریم چون ما به راحتی چاق میشویم و به سختی لاغر میشویم 

      ذهن ما پراز فرمولهای چاقی است که با تکرار و مرورانها به صورت یک عادت درامده و الان دقیقا طبق عملکرد ذهنمان رفتار میکنیم و نسبت به مواد غذایی واکنش نشان میدهیم ما از طریق ذهن چاق شدیم و باید از طریق تغییر باورها و فرمولهای ذهنی نیز دوباره لاغر شویم به قول استاد جی پی اس بزنیم و راه را برگردیم تا به مقصد اصلی که متناسب شدن برسیم 

      چی شد به چاقی زیادت عادت کنی ؟ 

      من از وقتی باور من ارثی چاقم را درذهنم باور کردم وقتی که مقداری از وزن من افزایش می یافت درابتدا کمی ناراحت میشدم و احساسم بد میشد ولی کم کم به ان وزن عادت میکردم و با ترس به وزن بیشتر هم فکر میکردم درنتیجه ذهن من را به وزن بالاتر میبرد 

      تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟

      من بارها با انجام دادن انواع رژیمها و رها کردن و بازگشت دوباره به وزن قبلی و حتی بیشتر از لاغر شدن خودم ناامید شدم و گفتم من تا پایان عمر چاق میمانم و با انواع بیماریها و سختی از دنیا میروم ولی الان اصلا این باور درذهن من وجود ندارد چون میدانم من ارثی چاق نیستم و از طریق باورها و الگوهای نامناسب من چاق شدم و با تغییر الگوهای ذهنی و استمرار دراین مسیر من هم بالاخره متناسب میشوم و با شادی و لذت زندگی میکنم چون من لیاقت دارم زندگی بسازم که خودم ان را دوست دارم 

      چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن؟

      تصویر لاغر شدن در ذهن من هنوز کمتر از چاق بودن است چون من ۴۸ سال چاق بودم و بارها تصویر ذهنی چاقی بیشتر را درذهنم دارم و جالبه ذهن حافظه داره و گاهی بعضی از تصاویررا درحافظه خود نگه میدارد که وقتی خواستیم ان را به یاد بیاوریم ان را به ما نشان میدهد 

      من دارم سعی میکنم هرروز تصویر ذهنی از لاغر شدن و شاد بودن با ظاهری مناسب را درذهنم بسازم تا تجربه این تصاویر درذهن من پررنگ شود و من روزبه روز لاغرتر شوم چون ذهن ما اصل را ازبدل تشخیص نمیده و هرچیزی را که بیشتر به ان فکر کنیم همین اتفاق برای ما خواهد افتاد 

      اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟

      من لیاقت دارم با لاغر شدن زندگی برای خودم بسازم که دوستش دارم و از ان لذت میبرم و با احساس خوب هرروز از تمام جنبه های زندگی لذت ببرم چون پیش فرض زندگی کردن ما ادمها دراین دنیا لاغر و متناسب بودن است و اگر الان ما اضافه وزن داریم مقصر اصلی خودمان هستیم چون ما مسئول خوردن غذا در بدن هستیم پس با تغییر الگوهای ذهنی ما کم کم و بدون سختی لاغر میشویم بدون رژیم و ورزش پس با استمرار دراین مسیر یاد بگیریم که 

      لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۹ ۱۱:۴۱
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/07/19 توفیق خواندن این مطالب مهم را به من داده است 

      چاقی زیاد مانع لاغری نمیشود چقدر این جمله باعث زیاد شدن انگیزه و اعتماد به نفس درمن شد که با اینکه هنوز اضافه وزن دارم اصلا فکر نکنم که چقدر اضافه وزن دارم و فقط دراین مسیر باشم خود بدن کم کم این تغییرات را اعمال میکند و فقط به دقیق به فرمولهای ذهنی درمورد لاغری توجه کنم و این یعنی بدون سختی و رژیم لاغر خواهیم شد .

      چی می شه اگر لاغر بشم؟ استاد من قبلا وقتی رژیم میگرفتم اصلا به این فکر نمیکردم چی میشه اگر لاغر بشوم فقط به کاهش وزن روی ترازو فکر میکردم که خدا را شکر 5کیلو کم شدم اصلا به آینده و دلیل لاغر شدن فکر نمیکردم 

      ولی الان چی میشه اگر لاغر بشوم پاسخ میدهم با خیال راحت 

      من احساس سبکی و خوشحالی دارم 

      من دیگر نباید رژیم بگیرم و در مهمانیها غذای رژیمی بخورم 

      من میتوانم به راحتی نفس بکشم بدون نفس نفس زدن 

      من میتوانم به راحتی راه بروم بدون خستگی 

      من میتوانم کارهای خانه را انجام بدهم بدون عرق ریختن 

      من میتوانم لباسهایی با رنگ روشن بپوشم 

      من میتوانم رنگ و سایز لباسم را خودم انتخاب کنم 

      من میتوانم بدون گشتن زیاد برای سایز بزرگ خرید کنم 

      من میتوانم بدون ترس از چاقی مربا و کره بخورم (چندین سال بود نخورده بودم )

      من میتوانم به راحتی پله بالا بروم 

      من میتوانم به راحتی جابه جا بشوم 

      من میتوانم لب جو سرپا بنشینم (چقدر برای این موضوع ذوق کردم )

      من براحتی میتوانم از دستشوییهای عمومی و بدون فرنگی استفاده کنم 

      من براحتی میتوانم هرچه دلم خواست بخورم 

      من سلامتی و تندرستی را بدست میاورم الان چربی من بهبود یافته انشاالله دیابت و تیروئید هم خوب میشه 

      من چقدر از دیده شدن درآیینه ذوق میکنم 

      چربیهای پشت من خیلی کمتر شده 

      مانتو و لباسها قبلی برایمن خیلی گشاد و زشت شدند بعضی مواقع تعجب میکنم که من چنین لباسهای گشادی را میپوشیدم 

      4 سایز از لباسهای من کمتر شده است 

      1سایز از کفش من کمتر شده است 

      خودبه خود تمایل من به رنگهای روشن خیلی زیاد شده است 

      برای اولین بار درطول 46 سال سن مانتو قهوه ای شکلاتی خریدم 

      خدایا شکرت برای این همه تغییراتی که از چاقی به لاغری درمن بوجود آمده و انشاالله تا وزن ایده ال خودم که 59 کیلو است با اشتیاق این مسیر را ادامه خواهم داد تا سر سال به وزن ایده ال خودم برسم هنوز خیلی باید دراین مسیر استتمرار و آموزش ببینم 

      استاد خیلی از شما تشکر میکنم که دراین مسیر همراه و راهنمای ما هستید . هرکجا هستید سالم و تندرست باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم