0

چاقی زیاد مانعی برای لاغری نیست

چاقی زیاد
اندازه متن

می‌خوام داستان خودم رو برات تعریف کنم. نه از اون داستانای قشنگ و خوشگل اینستاگرامی؛ نه.

از واقعیت‌های زندگی یه آدم چاق. آدمی که سال‌ها با چاقی زیاد، رژیم، و ترس از ترازو زندگی کرد…

ولی بالاخره فهمید راه لاغری تغییر غذا و میزان فعالیت نیست، بلکه راهش در تغییر ذهنه.

🍕 من و رژیم؛ یک رابطه‌ی سمیِ تکراری

همه‌چیز با یک عدد شروع شد: ۱۳۵ کیلو.

نه اینکه آن عدد فقط روی ترازو باشد. نه.

روی اعتمادبه‌نفسش من هم نشسته بود. روی لباس‌هایی که دیگر نمی‌پوشیدم. روی مهمانی‌هایی که نمی‌رفتم.

بارها وزن کم کرده بودم، و هر بار بیشتر از قبل برگشته بود.

سال‌ها از زندگیم رو با این فکر گذروندم که:

«اگر فقط ۱۰ کیلو وزن کم کنم، همه‌چیز درست می‌شه.»

هر بار با امید شروع می‌کردم: رژیم فلان، دمنوش بهمان، کالری‌شماری، ورزش‌های سنگین. هر بار چند کیلویی هم کم می‌کردم.

ولی بعدش چی؟

با یه مهمونی، یه مسافرت، یا خوردن به عید نوروز یا ماه رمضان همه چیز برمی‌گشت. حتی بیشتر از قبل.

بدتر از عدد ترازو، این بود که دیگه به خودم اعتماد نداشتم.

احساس شکست، احساس ناتوانی، احساس بی عرضه بودن و بدتر از همه، اون صدای توی سرم که می‌گفت:

«تو هیچ‌وقت نمی‌تونی لاغر بشی!»

چاقی زیاد

🤯 ولی چرا هیچ رژیمی برای من جواب نمی‌داد؟

واقعاً چرا؟

من که اراده داشتم. بارها ثابت کرده بودم. ولی انگار یه چیزی از درون، هی خرابش می‌کرد.

اون موقع نمی‌دونستم، ولی حالا می‌دونم:

مشکل از ذهنم بود، نه معده‌م.

باورهای اشتباهی توی ذهنم جا خوش کرده بودن:

  • “تو ژنتیکی چاقی”
  • “تا نخوری، آرامش نمی‌گیری”
  • “لاغر بودن یعنی زجر کشیدن”
  • “من همیشه چاق می‌مونم”

تا وقتی اینا رو پاک نکرده بودم، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل رنگ زدن روی دیوار ترک‌خورده بود.

💡 نقطه‌ی عطف: آشنایی با لاغری با ذهن

راستش رو بخوای، اولش که این ایده در قلبم شکل گرفت “با ذهن لاغر شو”، خندم گرفت!

فکر کردم باز یه فکر توهمی یا ترفند بازاریه.

ولی یه چیزی ته دلم گفت: امتحان کن. ضرر نداره.

و همون شد نقطه‌ی شروع…

🧠 من شروع کردم ذهنم رو لاغر کردن

نه رژیم گرفتم، نه دو ساعت تو باشگاه عرق ریختم.

فقط شروع کردم خودم رو بشناسم.

  • فهمیدم کی واقعاً گرسنه‌م و کی فقط حوصله‌م سر رفته.
  • فهمیدم چرا اوقات خاصی در روز، هوس شیرینی می‌کنم.
  • یاد گرفتم با خوردن نجنگم، بلکه با ذهنم گفت‌وگو کنم.

هر روز، چند دقیقه چشم‌هامو می‌بستم و خودمو توی بدن دلخواه‌م می‌دیدم. با حس آزادی، با لباس‌هایی که همیشه آرزوشونو داشتم.

باور نمی‌کنی، ولی همین تمرین ساده، کم‌کم مغزمو برنامه‌ریزی کرد!

💃 تغییرات شروع شد، بی‌اینکه زور بزنم

نه‌تنها وزنم شروع کرد به کم شدن، بلکه:

  • اشتهای کاذبم کمتر شد
  • میل به شیرینی و پرخوری عصبی کم‌رنگ شد
  • بدنم آروم شد، ذهنم روشن‌تر

و مهم‌تر از همه:

احساسم نسبت به خودم بهتر شد.

دیگه نمی‌خواستم با لاغر شدن، خودمو دوست داشته باشم؛ بلکه دوست داشتن خودم، شد دلیل لاغر شدنم.

✨ حالا چی؟ من هنوز در مسیرم، ولی…

من هنوز در مسیرم. با اینکه هنوز دوست دارم متناسب تر بشم، ولی دیگه اون آدم ناامیدِ درگیرِ رژیم نیستم.

حالا می‌دونم لاغر شدن، یه فرآیند ذهنیه. یه تغییر از درونه، نه از رژیم و عدد روی ترازو.

و من هر روز دارم ذهنم رو اصلاح می‌کنم، و بدنم داره دنبالش میاد…

🧱 چاقی زیاد، مانع نیست؛ بهانه‌ی ذهنه!

خیلی از آدم‌ها وقتی چاقی‌شون زیاد می‌شه، ناامید می‌شن و یه جمله‌ی آشنا توی ذهن‌شون می‌چرخه:

«من دیگه خیلی چاق شدم، لاغر شدن دیگه فایده نداره!»

اگر تو هم این فکر رو کردی، بذار همین‌جا یه حقیقت طلایی بهت بگم:

چاقی زیاد، هرچقدر هم که باشه، مانع لاغر شدن نیست؛ بلکه نشونه‌ی یه برنامه‌ریزی ذهنی اشتباهه.

چاق بودن جسم، مثل یه درد مزمنه؛ ولی درد جسم نیست که داره مقاومت می‌کنه، بلکه ذهنه که همچنان داره فرمان چاق موندن رو صادر می‌کنه.

حتی اگه الان جلوی آینه واستادی و با خودت گفتی «من خیلی چاقم، امیدی نیست»، بدون جسمت داره پشت پرده، بی‌صدا برای ترمیم خودش تقلا می‌کنه.

همون جسمی که:

  • زخم‌هاتو خوب کرد
  • سرماخوردگی‌تو شکست داد
  • شکستگی‌هاتو جوش داد
  • ویروس‌ها رو بیرون کرد
  • و هر روز بدون اینکه بفهمی، داره سلول به سلول خودشو ترمیم می‌کنه…

همین جسم، برای رهایی از چاقی زیاد هم آماده‌ست.

فقط کافیه بهش فرصت بدی.

🧠 مشکل از ذهنه، نه از حجم بدنت

ذهن چاق، همیشه دنبال بهونه می‌گرده:

«چاقی‌م ارثیه»

«بدنم مقاومه»

«سوخت‌وسازم خوابیده»

«من استعداد چاقی دارم»

و معروف‌ترینش:

«چاقی زیاد من، دیگه راه برگشتی نداره!»

اما همه‌ی اینا فقط نتیجه‌ی تلقین‌های طولانی‌مدت ذهنه.

وقتی مدام با این افکار زندگی می‌کنی،

بدنتم مجبوره اطاعت کنه و همون مسیر چاقی زیاد رو ادامه بده.

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هیچ غذایی نخوری، ولی توی ذهن، همچنان خودتو «آدم چاقِ بی‌اراده» بدونی، بدنتم همون فرمان رو اجرا می‌کنه.

🔥 جسمت منتظر فرصته، نه معجزه

جسم تو، درست مثل یه کارگر خسته‌ست که مدت‌هاست دستور اشتباه گرفته.

نه تنبله، نه بی‌عرضه؛ فقط سردرگمه.

وقتی تو شروع کنی به اصلاح افکارت و تغییر نگرشت نسبت به چاقی زیاد، همین جسم، با همون DNA، با همون متابولیسم، با همون سن و شرایط،شروع می‌کنه به متناسب شدن. بی‌هیچ اجبار و زوری.

ببین، اگه جسمت تونسته تا این حد چاق بشه، یعنی توانایی فوق‌العاده‌ای در ساختن و تغییر دادن داره.

حالا کافیه این توانایی رو در مسیر لاغری هدایت کنی.

✅ چاقی زیاد، فقط نشونه‌ی نیاز به توجه بیشتره

یادت باشه:

چاقی زیاد، زنگ خطره، نه مهر محکومیت.

بدن تو نمی‌خواد چاق باشه؛ اون داره فریاد می‌زنه:

«بهم کمک کن! بیا ذهنمون رو درست کنیم!»

و تو، همین حالا می‌تونی جواب بدی.

با یه تصمیم. با یه تغییر نگرش.

📌 عادت به چاقی زیاد؛ مانعی پنهان برای لاغری

تا حالا شده درد و رنجی رو اون‌قدر تکرار کنی که دیگه برات عادی بشه؟

چیزی مثل یه کفش تنگ که اولش اذیتت می‌کنه، ولی کم‌کم اون‌قدر پاش می‌کنی که دیگه متوجه فشارش نمی‌شی.

چاقی زیاد هم دقیقاً همین‌طوریه.

در ابتدا، شاید از دو کیلو اضافه وزن حسابی به‌هم بریزی. لباس‌هات تنگ بشن، تو آینه با خودت قهر کنی، تو مهمونی‌ها خودتو عقب بکشی.

اما کم‌کم، پنج کیلو، ده کیلو، بیست کیلو… و تو همچنان همون کفش تنگ رو پات نگه داشتی، چون عادت کردی به دردش!

🌀 ذهن ما استاد عادت کردنه؛ حتی به درد

همه‌مون تو زندگی تجربه‌اش کردیم. محل کار عوض شده، اولش غر می‌زنیم که وای چقدر راهش دوره، چقدر ترافیکه.

ولی بعد از یه مدت، بدون غر زدن راه میفتیم. چرا؟ چون ذهن، استاد عادت کردنه.

چاقی زیاد هم یکی از اون چیزاست که ذهن بهش عادت می‌کنه.

دیگه اون رنج اولیه رو حس نمی‌کنی. دیگه از دیدن عددهای بالا روی ترازو تعجب نمی‌کنی. حتی شاید با خنده بگی:

«عههه منم که دارم به سمت خرس قطبی شدن پیش می‌رم!» 😅

و این شوخی‌ها، یعنی ذهنت پذیرفته وضعیتتو.

نه به‌عنوان یه شرایط موقت، بلکه به‌عنوان واقعیت زندگیت.

💣 خطرناک‌ترین قسمت چاقی زیاد، عادت به اونه!

هرچی چاقی بیشتر بشه و مدت بیشتری باهاش زندگی کنی، شور و اشتیاقت برای تغییر کم‌تر می‌شه.

یه‌جورایی ذهنت می‌گه: «خب دیگه! حالا که اینم شد یه سبک زندگی، چرا تغییرش بدیم؟»

و اینجاست که چاقی زیاد نه‌تنها روی جسمت اثر می‌ذاره، بلکه موتور انگیزه‌ی درونت رو هم خاموش می‌کنه.

❌ توجه زیاد به اضافه وزن = ناامیدی بیشتر

یکی از دلایلی که آدمای چاق، مخصوصاً با چاقی زیاد، خیلی وقتا انگیزه لاغری رو از دست می‌دن، اینه که مدام به همه‌ی اون کیلوهای اضافی فکر می‌کنن.

ذهن با خودش می‌گه:

«من که ۳۰ کیلو اضافه دارم! اصلاً مگه می‌شه کمش کرد؟ اگه بخوام لاغر بشم، باید از فردا ورزشکار حرفه‌ای شم!»

و این فکرها فقط یه نتیجه داره: ناامیدی.

راهش چیه؟

به کل اضافه وزنت نگاه نکن! به یه قدم کوچیک فکر کن.

به این فکر کن که همون‌طور که چاقی تو طی ماه‌ها و سال‌ها اضافه شد، لاغری هم می‌تونه با روندی طبیعی، آرام و بی‌دردسرتو برگردونه به حالت نرمال.

مطالعات علمی نشان داده که تمرکز بیش از حد بر عدد روی ترازو می‌تواند احساس شکست و ناامیدی ایجاد کند. به جای آن، بهتر است بر تغییرات مثبت در سبک زندگی، مانند افزایش فعالیت بدنی، بهبود تغذیه و ارتقاء سلامت روان تمرکز کنید.

این رویکرد می‌تواند انگیزه را حفظ کرده و به نتایج پایدارتر منجر شود.

🧠 ذهن تو باور داره چاقی آسونه و لاغری سخته!

بذار یه سوال بپرسم:

اگه بهت بگن تو ۳ ماه آینده می‌تونی ۱۰ کیلو چاق‌تر شی، با اطمینان می‌گی: آره، راحته!

ولی اگه بگن می‌تونی همین ۱۰ کیلو رو کم کنی، چی؟ می‌گی: ای بابا… سخته، نشدنیه!

اینجاست که معلوم می‌شه ذهن ما از بس تجربه چاق شدن داره، باور کرده راحته.

ولی چون هر بار برای لاغری از روش‌های سخت و مقطعی استفاده کرده، باور کرده لاغری سخته.

پس چاره کار چیه؟

🌱 از ذهن بخواه که سبک‌بال لاغر شه!

باید به جای تمرکز روی چاقی زیاد، تمرکزتو بذاری روی توانایی بدن برای ترمیم خودش.

بدنت می‌دونه چطور زخم رو خوب کنه.

همین بدن می‌تونه اضافه وزنی که با برنامه‌ریزی اشتباه ذهنی ایجاد شده رو هم پاک کنه.

فقط کافیه به جای سخت‌گیری و ناامیدی، با مهربونی و اعتماد راهش رو باز بذاری.

به جای اینکه هر روز با خودت تکرار کنی “من ۲۰ کیلو اضافه دارم!”، اینو بگو:

همون‌طور که بدنم این ۲۰ کیلو رو ساخته، می‌تونه اون رو آروم‌آروم بازسازی کنه.

🔁 جمله‌ای برای تکرار روزانه:

💭 چی می‌شه اگه لاغر بشم؟

به این سوال فکر کن. براش تصویرسازی کن. و در موردش بنویس.

و ببین که چطور ذهنت کم‌کم از باور «چاقی زیاد یعنی شکست»، به باور «چاقی زیاد هم قابل ترمیمه» تغییر مسیر می‌ده.

🎯 حرف دلم به تو

اگر تو هم مثل من خسته‌ای، ناامیدی، بارها شکست خوردی…

اگه فکر می‌کنی دیگه هیچ راهی نیست…

می‌خوام دستتو بگیرم و بگم:

یه راه هست. یه راه واقعی.

اسمش لاغری با ذهنه.

تو هم می‌تونی این مسیر رو بری.

منم یه روز با شک و تردید شروع کردم.

ولی حالا با تمام وجودم مطمئنم:

این بهترین تصمیمی بود که برای خودم گرفتم.

👣 بیا با هم قدم برداریم

من توی سایت «تناسب فکری» مسیرمو به اشتراک گذاشتم.

قدم‌به‌قدم.

آموزش‌ها، تمرین‌ها، فایل‌های صوتی، و همه‌ی چیزهایی که کمکم کرد از اون منِ خسته به این منِ امیدوار برسم.

🔹 دوره «آموزش جامع لاغری با ذهن» جاییه که تغییر واقعی شروع می‌شه.

اگه آماده‌ای، بیا شروعش کنیم.

نه برای یه عدد روی ترازو،

بلکه برای رهایی، آرامش، و دوست داشتن خودت.

✍️ وقت تمرینه!

حالا که تا اینجای مقاله رو خوندی، نوبت اینه که یک قدم برای تغییر برداری. به سوال‌های زیر فکر کن و پاسخ‌هات رو در بخش دیدگاه‌ها بنویس:

  • ✅ چی باعث شده بود به چاقی زیادت عادت کنی؟
  • ✅ تا حالا چند بار از ترس زیاد بودن اضافه وزنت ناامید شدی؟
  • ✅ چه تصویری از لاغری توی ذهنت داری؟ یه روز عادی از زندگی لاغرت رو توصیف کن.
  • ✅ اگر فقط یک دلیل برای لاغر شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟

منتظرم نظرت رو بخونم 💌 پس همین حالا بریز دلت رو توی کامنتا!

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 49 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=7444
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۶ ۱۶:۴۵
      مدت عضویت: 2030 روز
      امتیاز کاربر: 10620 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,320 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💓💓💓

      سلام به دوستان هم مسیرم 🖐️

      چاقی زیاد مانع لاغری نمی‌شود 🌹

      چاقی من بعد از ازدواج👩‍❤️‍👨 شروع شد این قدر که در خانواده👨‍👨‍👧‍👧👨‍👩‍👦‍👦 شنیده بودم که چاقی در خونواده ما ارثی و ژنتیکیه و همه دخترا و پسرا مون بعد از ازدواج چاق میشن و این عبارت دیگه کلا رفته بود تو ذهن من و خیلی عالی نهادینه شده بود چون افراد خانواده قشنگ با دلیل و مدرک حرف می‌زدند و چون من اونا رو خیلی دوست🤩 داشتم و دارم و اون زمانم بچه بودم پس حرفا شون برام سند بود و نه تنها من بلکه همه در دوران کودکی حرفایی که از بزرگتراشون میشنوند باور میکنند پس حالا که به این مسیر زیبا هدایت شدیم و به این درک رسیدیم که تاثیر حرف ها و نقش باورها در زندگی خیلی بیشتر از سعی و تلاشی که برای کار و هدفی انجام میدیم تاثیر گذاره و اینکه ما یک پله از بقیه بالاتر هستیم بنابراین سنجیده حرف بزنیم چون حرف زدن روی شکل گیریه باورهای فرزندان و اطرافیان مون خیلی تاثیر داره و تا دل تون بخواد تو این زمینه الگو دیده بودم تا اینکه نوبت خودم شد به محض اینکه ازدواج 👩‍❤️‍👨کردم شاید یک ماه طول نکشید که بدنم پر شد و هر کس منو میدید اولین حرفی که بهم میزد این بود که تپل شدیا مراقب خودت باش راستش اون اوایل بدم نمیومد ولی کم کم این اضافه وزن که به صورت صعودی هم بود و با بارداری و زایمان بدتر شد داشت آزارم میداد و دیگه از چاقی بیزار بودم و مرتب به دنبال راهی برای خلاصی از چاقیم بودم و هر کس هر راهی و پیشنهاد میداد و یا خودم تو اینترنت یا جایی مطلبی ، چیزی می‌خوندم اون راه و پیشنهاد و امتحان می‌کردم الان که یادم میاد میبینم که چقدر برای رسیدن به لاغری تلاش می‌کردم و نتیجه نمیگرفتم (دمنوش های تلخ و بدمزه ، عرقیات گیاهی زهر مار ی ، پودرهای لاغری تلخ ، ورزشهای سنگین ، پیاده روی های طولانی ، عرق ریختن های پشت سر هم که خودم حالم بد می‌شد ، باشگاه ، گن های تنگ لاغری نایلونی …….) دلم به حال خودم میسوزه چقدر رنج کشیدم ، چقدر تلاش کردم البته که مقداری از وزنم کم می‌شد اما چه فایده که ماندگار نبود و به محض تموم شدن مدت زمان استفاده از هر روشی اون لاغری به دست آمده هم از بین می‌رفت درست مثل غول چراغ جادو در فیلم ها که اگه این چراغ جادو به دست کسی می‌افتاد فقط زمانی که اون فرد دستی به چراغ میکشید غولی از اون بیرون می یومد و آرزوهای اون فرد و براش برآورده میکرد و به محض اینکه اون غول حالا به هر دلیلی می‌رفت تو چراغ  اون آرزوها و خوشی های اون فرد هم ناپدید میشدند و اون فرد دوباره بر میگشت سر جای اولش درست شده حکایت ما افراد چاق و روشهای نادرستی که برای رسیدن به لاغری استفاده کردیم همه شون مثل همون چراغ و غولش جادویی هستند فقط تا زمانی که از اون روشها استفاده میکنیم جواب میده و زمانی که اون روشها رو رها میکنیم دیگه جواب نمیده .چون تموم این روشها تلاش روی جسم افراد در حالیکه لاغری اصلا کاری به جسم نداره برای لاغر شدن باید اول از ذهن شروع کرد اصلا همین که من خودم قبل از ازدواج لاغر بودم و بعد از ازدواج چاق شدم کاملاً نشون میده که چاقی و لاغری ذهنی صورت میگیره وگرنه من که لاغر بودم پس چرا چاق شدم ؟مگه غیر از اینکه ذهنم کلی فرمول های نادرست داشته که در زمان خودش در جسمم نمایان شده  چون من باور و ایمان قلبی داشتم که چاقی در خانواده و اقوام ما ارثی و ژنتیکیه و من بعد از ازدواج چاق میشم و پذیرفتن همین باور باعث شد که چاقی در زندگی واقعی من اتفاق بیوفته و من اونو تجربه کردم ولی از زمانی که از طرف خداوند متعال به این مسیر زیبا🛤️ هدایت شدم با استفاده از محتوای آموزشی و راهنمایی های ارزشمند استاد گرامی این باور من شکست و با شکستن اولین و بزرگترین و قوی ترین باور من در مورد ارثی بودن چاقیم همون اوایل کاهش وزن من شروع شد و من به وضوح احساس میکردم که وزن و سایزم در حال ریزش و کم شدنه و کم کم هر کس منو میدید می‌گفت لاغر شدی و من  هروز ایمان و اشتیاقم به درستی این روش بیشتر میشه🥰🥰 و لاغری با قدرت ذهن نه تنها در جنبه لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگی من تاثیر گذار بوده و هست تازه گیها از خداوند یک چیزی درخواست کردم و خداوند اون خواسته منو به بهترین شکل تو دامنم گذاشت الهی شکر خدایا ممنونم سپاسگزارم که همیشه حواست به من هست و صدامو میشنوی همین الان با نوشتن این موضوع دوباره حالم خوب شد .🎊🎊🎊

      با خوندن این مقاله به این درک رسیدیم که هر کسی اگه هر چقدر هم که چاق باشه بازم این اضافه وزنش نمی‌تونه مانع لاغری اون فرد بشه چون چاقی و لاغری ربطی به جسم نداره و  اگه فرمول‌های ذهنش تغییر کنه جسم هم خود به خود تغییر میکنه پس اگه در مسیر درست هستی ولی هنوز چاقی نگران نباشید چون داره فرمول‌های ذهنیت تغییر می‌کنه و کم‌کم تغیرات در جسمت نمایان میشه واین تغییرات زمان بره و  در افراد مختلف متفاوته و بستگی به ایمان و باور هر فرد داره و ممکنه این تغییر برای یکی زود اتفاق بیوفته و برای دیگری دیرتر پس خود مونو با هیچ کس مقایسه نکنیم و عجله نداشته باشیم چون ممکنه که این طوری لیز بخوریم و از مسیر درست خارج و منحرف بشیم عوضش به این فکر کنیم که هر کس که در مسیر درست باشه هر چه قدر هم که کند پیش بره و درست عمل کنه بلاخره به مقصد میرسه بهشت را به بها دهند به بهانه ندهند پس به بهانه های الکی خودمونو از بهشتی که بهش خیلی نزدیک شدیم دور نکنیم .

      اگه من لاغر بشم  و به اون ایده آلی که در ذهنم هست برسم (که البته من همین الان هم متناسب هستم )  دنیا برام بهشت میشه هر لباسی👗🧥👚🎽👕👖 با هر رنگ و سایزی که دوست داشته باشم می‌پوشم و لذت شو میبرم ، در مجالس کفش پاشنه بلند👠👠 می‌پوشم و چون متناسب شدم دیگه فشار روی کمر و پاهام نمیاد و بعدش دیگه کمرو پاهام درد نمیگیره ، موقع پیاده روی از همسرم تندتر🏃🏃🏃 راه میرم و نفسم به شماره نمی یوفته ، کت و شلوار و کت و دامن های سایز کوچک و با هر رنگی که دوست دارم می‌پوشم و در مجالس میدرخشم ، هر چقدر که بچه هام دوست داشته باشند با ها شون بدو ، بدو ، و بازی میکنم و زود خسته و عصبی نمیشم ، شلوارهای لی 👖👖سایز کوچک می‌پوشم و کیف میکنم ، زمانی که میرم خرید خیلی وقتم گرفته نمی‌شه چون هر نوع لباسی که بخوام بخرم در هر سایز و رنگی💃💃 که بخوام فرشنده زود برام میاره و میگه سایز شما هر رنگ و مدلی که بخواهید داریم و من زود انتخاب میکنم وکارم سریع تموم میشه و همه اطرافیانم دوست دارند با من بیان خرید چون وقت شونو نمی‌گیرم و اذیت نمیشن ، چونکه متناسب شدم سبک ، سبک🤸🤸 شدم و برای بلند شدن و نشستن هیچ مشکلی ندارم و خیلی تند و فرز شدم و کارها مو در کمترین زمان انجام میدم باز کلی وقت اضافه میارم ، و اگه دیگران هم نیاز به کمک داشته باشند میتونم به اونا هم کمک کنم ، سالم و سرحال و شاداب و جوان و زیبا شدم و هیچ دارویی استفاده نمیکنم چون با متناسب شدنم همه بیماری ها و چربیهای اشباع و اضافی از جسمم برای همیشه بیرون شدند و من دارم از تموم زندگیم لذت میبرم و تک تک لحظات زندگی مو با عشق زندگی میکنم . الهی شکر بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا .🤗🥳🤩😍🥰

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم . 🌷

      با تشکر از زحمات استاد گرامی🙏🙏🙏🌷🌷🌷

      با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم