خیلی هامون از گرفتن عکس تو دورهمیهای فامیلی فراری هستیم؟ همه دور هم جمع شدن و ما بیاختیار رفتیم ته صف یا پشت یکی دیگه قایم شدیم. کسی چیزی نگفته بود، ولی ذهنت همون لحظه یه حرفی زد: «بهتره تو عکس نباشی.» این همون جاییه که چاقی و اعتماد به نفس به هم ارتباط پیدا میکنند، و معمولاً کسی متوجهش نمیشه.
من خودم از بچگی بارها شنیده بودم که بچهی خجالتیای هستم و این حرف تا بزرگسالی همراهم موند. سالها فکر میکردم خجالتی بودن یه خصلت ذاتیه که تو وجود منه. تا وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم عامل اصلی خجالتی بودنم چاقیم بوده، نه شخصیتم.
تو این جلسه میخوام نشون بدم چاقی چطور کمکم اعتماد به نفس رو پایین میاره، نقش ذهن در پایین اومدن اعتماد به نفس چیه و برای رها شدن ازش باید از کجا شروع کرد. اگه هنوز شروع مسیر لاغری با ذهن رو تجربه نکردی، دورهی رایگان ۱۲ گام بهترین نقطهی شروعه.
در این جلسه میآموزیم:
🧍 تجربهی من از میز آخر کلاس
تو کلاس درس همیشه میز آخر مینشستم تا جلوی دید کسی رو نگیرم و کسی منو بهخاطر چاقیم مسخره نکنه. زنگ ورزش سعی میکردم خودمو مخفی کنم تا مجبور نشم با بچهها بازی کنم، چون میترسیدم بهخاطر چاق بودنم باعث باخت تیممون بشم.
برای امتحان ورزش هم که باید دوی ۱۰۰ متر میدویدم و دراز و نشست میرفتم، خدا خدا میکردم نفر آخر باشم تا بچهها دیگه نباشن و امتحان دادنم رو نبینن.
جالبه که با بزرگتر شدنم، همین عادتها تو مقاطع تحصیلی بالاتر و بخشهای مختلف زندگیم به شکلهای دیگه ادامه پیدا کرد. اون موقع نمیدونستم همهش بهخاطر چاقیه. فکر میکردم از بچگی خجالتی بودم و کمبود اعتماد به نفس باعث شده از هر موقعیتی فرار کنم.
یعنی علت رو تو شخصیت خودم میدیدم، در حالی که ریشهی همهی اینا چاقی و نگاهی بود که ذهنم به بدنم پیدا کرده بود.
این تجربه فقط برای من نیست؛ خیلیها سالهاست فکر میکنن ذاتاً خجالتی یا کماعتماد به نفس هستن و هیچوقت علت اصلی رو بررسی نکردن.

🧠 چاقی چطور اعتماد به نفس رو پایین میاره
رابطهی چاقی و اعتماد به نفس از همینجا شروع میشه. اعتماد به نفس یعنی ذهن بهت بگه «من تو این جمع جا دارم». وقتی چند بار بهخاطر وزنمون مسخره میشیم، یه نگاه عجیب میبینیم یا حرف فامیل رو میشنویم، ذهن همهی اینا رو یادش میمونه و برای محافظت از ما یه قانون میسازه: «تو جمع دیده نشو، خودتو قایم کن.»
حرفهایی که بارها و بارها میشنویم هم همین کار رو میکنن. من اینا رو «فرمول ذهنی» تعریف کردم، مثل همون «تو بچهی خجالتیای هستی» که از بچگی میشنیدم. فرمولها با تکرار تثبیت میشن و بعد از یه مدت دیگه لازم نیست کسی حرفی بزنه؛ خود ذهن از همون اول هشدار میده.
بچهها حرف بزرگترها رو بدون هیچ فیلتری قبول میکنن. وقتی بارها بهم گفتن بچهی خجالتیای هستم، ذهنم این رو بهعنوان یه واقعیت دربارهی خودم ثبت کرد و من هم مطابق همون رفتار کردم؛ هرچی بیشتر مطابقش رفتار میکردم، قویتر میشد. نکتهی مهم اینه که اون برچسب، اسم یه رفتار بود که ریشهش ترس از قضاوت دربارهی بدنم بود.
برای ذهن فرقی نداره که خطر واقعی باشه یا فقط احتمال مسخره شدن؛ تو هر دو حالت آمادهی دفاع میشه. برای همین آدم تو مهمونی یه گوشه میشینه، لباس گشاد میپوشه یا ترجیح میده تو عکس نباشه، حتی وقتی هیچکس قصد بدی نداره.
یه آدم متناسب تو همون عکس گروهی اصلاً به جای ایستادنش فکر نمیکنه. میره وسط، لبخند میزنه و عکس رو میندازه. این فرق فقط تو بدنشون نیست، تو فرمولهایی هم هست که ذهنشون دربارهی حضور تو جمع داره. کاری که برای اون سادهست، برای کسی که چاقه و ذهنش پر از فرمولهای قدیمیه، سخته.
درسته که من مرد هستم و حرف فامیل روی ذهن من خیلی کمتر از خانمها فشار میاره، ولی از نوشتهها و سؤالهای اعضای سایت زیاد دیدم که مقایسهی بدن با عکسهای فیلترشدهی اینستاگرام و تیکههای فامیل چقدر روی ذهن خانمها اثر میذاره.

🔄 چرخهای که از اعتماد به نفس پایین به خوردن میرسه
اعتماد به نفس پایین فقط حال آدم رو بد نمیکنه، به خوردن هم وصل میشه. وقتی از جمع فرار میکنیم و حس ناکافی بودن داریم، ذهن دنبال سریعترین راه آرامش میگرده و معمولاً به خوراکی میرسه، مثل چای با کیک یا شکلات وقتی تنها شدیم. بعدش از خودمون ناراحت میشیم، حس شرمندگی بیشتر میشه و دوباره همون راه آرامش رو انتخاب میکنیم.
مثلاً بعد از یه مهمونی که ته جمع نشستی و کم حرف زدی، شب جلوی تلویزیون با یه چیز خنک و هلههولهای سراغ آرامش خودت میری. اون لحظه بهنظر انتخاب سادهایه، ولی ریشهش همون حسیه که تو مهمونی ساخته شده.
یعنی چاقی اعتماد به نفس رو پایین میاره و اعتماد به نفس پایین، خوردن بیشتر رو میسازه. برای همین با رژیم و ورزش این چرخه شکسته نمیشه؛ رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره، ولی این الگو تو ناخودآگاه ذهنه.
خیلی ساده بگم: چاقی اول ذهن ما رو به قضاوت و ترس عادت میده، بعد این ترس اعتماد به نفس رو پایین میاره و در نهایت همین حس دوباره خوردن رو بیشتر میکنه.
👥 چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی اجتماعی
تأثیر چاقی بر ذهن فقط تو خود آدم نمیمونه، تو رفتار و رابطههامون هم دیده میشه. کسی که اعتماد به نفسش پایینه، خودش رو از خیلی موقعیتها کنار میکشه: برای نرفتن به مهمونی خانوادگی بهونه میاره، عکس نمیندازه، از خرید لباس تو مغازه فرار میکنه یا تو جلسه و کلاس ساکت میشینه و نظرش رو نمیگه.
گاهی هم این فشار از بیرون میاد: یه فامیل تو مهمونی میگه «چقدر چاق شدی»، یا وقتی گوشی دست میگیریم عکسهای فیلترشده و قبلوبعد لاغری رو کنار عکس خودمون میذاریم. هر کدوم از اینها یه فرمول دیگه به ذهن اضافه میکنه و اعتماد به نفس رو کمتر میکنه.
هر بار که کنار میکشیم، ذهن نتیجه میگیره کار درست همین بوده. دفعهی بعد فرار آسونتر و اعتماد به نفس کمتر میشه. همونطور که تو زندگی خودم عادت میز آخر کلاس به بقیهی جاها هم رسید.
برگرد به همون عکس گروهی اول مقاله. اون ایستادن ته صف همین چرخه بود که با فرمولهای قدیمی ذهنت دوباره اجرا میشد.

💡 رها شدن از این چرخه از کجا شروع میشه
اولین قدم بالا بردن اعتماد به نفس با حرفهای انگیزشی نیست. چون اعتماد به نفسی که با حرفهای انگیزشی بالا بره، با اولین نگاه یا تیکهی فامیل دوباره پایین میاد. اولین قدم اینه که بفهمیم فرار کردن و خجالتی بودنمون از کجا اومده. ولی وقتی علت رو بشناسی، دیگه لازم نیست هر بار از اول بسازیش.
وقتی من فهمیدم علتش شخصیتم نیست و چاقیه، نگاهم عوض شد: اینها الگوهایی هستن که یاد گرفته شدن و میشه تغییرشون داد، نه یه عیب ثابت تو وجود من.
این الگوها همون «خطاهای مغز چاق» هستن که تو فایلهای مختلف بارها دربارهشون گفتم. لازم نیست با خودمون بجنگیم یا برای همهشون راهحل پیدا کنیم؛ کافیه ذهنمون رو کمتر درگیر استرس و قضاوت کنیم تا بهمرور نسبت به این فرمولها بیتفاوت بشیم. تمرین زیر یه شروع سادهست.
📝 تمرین: موقعیتهایی که خودت رو قایم کردی
قبل از اینکه شروع کنی، یادت باشه هدف این تمرین پیدا کردن عیب تو نیست؛ هدفش اینه که ببینی ذهنت دقیقاً چه جملههایی رو تکرار میکنه.
- یه برگه بردار و سه موقعیتی رو بنویس که بهخاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی، مثل ایستادن ته صف عکس، نخریدن لباس یا ساکت موندن تو جمع.
- جلوی هر کدوم بنویس ذهنت اون لحظه چی بهت گفت، مثل «همه دارن نگاهم میکنن».
- دور اون جمله یه خط پررنگ بکش و روش یه ضربدر بزرگ بزن. قرار نیست باهاش بحث کنی؛ فقط ببین این یه جملهست که سالها تکرار شده.
- چشمهات رو ببند و کل اون موقعیت رو تو ذهنت سفید ببین.
- چند روز این کار رو تکرار کن و فقط دقت کن ذهنت کجاها این جملهها رو میگه. همین که الگو رو کشف کنی کافیه.
چرا این تمرین کمک میکنه؟ چون تا وقتی این جملهها تو ذهنت ناشناخته میمونن، هر بار خودشون بهصورت خودکار تو موقعیتهای جدید اجرا میشن. وقتی نوشتیشون و جلوی چشممون گذاشتیم، میتونیم ببینیم که فقط یه جملهی تکراری هستن و کمکم دیگه بهاندازهی قبل بهشون اهمیت نمیدیم.
🤍 اگه بازم قایم شدی
ممکنه با وجود این تمرین بازم ته صف وایسی یا از یه جمع فرار کنی. این یعنی ذهنت هنوز داره طبق فرمول قدیمیش عمل میکنه، نه اینکه تمرین جواب نداده یا تو اراده نداری. همون لحظه رو بنویس، بدون سرزنش سراغ تمرین برگرد و اگه افسردگی یا اضطراب شدید داری، این مسیر رو کنار پزشکت برو.
یادت باشه موضوع چاقی و اعتماد به نفس یه شبه درست نمیشه. اعتماد به نفسی که سالها پایین اومده، تو یه شب بالا نمیره. ولی هر بار که فرمول رو میشناسی و روش خط میکشی، فاصلهت با اون ذهن چاق یه کم بیشتر میشه.

🎯 دورههایی که کمکت میکنن
۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها
برای کسایی که میخوان نگاهشون به بدن و مقایسهی خودشون با بقیه عوض بشه و فرمولهای ذهن چاق رو بشناسن.
۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن
برای کسایی که میخوان باورها و تصویری که تو ذهنشون از خودشون ساخته شده رو عمیقتر اصلاح کنن.
📝 برام بنویس
تو چه موقعیتی بهخاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی یا قایم کردی؟ زیر همین مقاله بنویس، چون من هم مثل تو تو کلاس درس و زنگ ورزش همین حس رو داشتم. اگه فکر میکنی چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی تو هم به هم گره خورده، حتماً برام بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.37 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
پس در جامعه ما به این شکل که اگر بخوای لاغر بشی باید ا مواد غذایی کمتری مصرف کنی و با رژیم اینا میان این کارو انجام میدن و هیچ فایده هم نداره
و بارها تجربه کردیم که کلی رژیم گرفتیم دمنوش و …استفاده کردیم اما تاثیری نداشته دوباره برگشتیم سر جای اولمون
و تا زمانیکه فرمولهای ذهنی ما تغییر نکنن ما لاغری ماندگاری نخواهیم داشت ما رژیم میگیریم ولی داریم مواد غذایی رو حذف یا کم میکنیم تغییری در فرمول ذهنی پا ایجاد نشده
در نتیجه بعد از دوره رژیم ذهن ما جسم ما رو هم برمیگردونه به همون شکل قبلی که تصویر ذهنی درباره اون شکل داشتیم که همون چاقی
و برای تغییر کردن باید نگاهمون به اون موضوع تغییر بدیم در نتیجه باعث میشه فکر ما تغییر کنه و وقتی نگاه ما فکر ما تغییر کنه ما تصمیمات متفاوتی میگیریم و در نتیجه نتایج ما هم تغییر میکنه
پس برای تغییر یک موضوع یا مشکل یا مسئله
اول باید نگاهمون تغییر بدیم ببینیم چه نگاهی نسبت به این مشکل من دارم چه افکار منفی در ذهنم درباره اون مشکل دارم اونها رو باید تغییر بدم
مثلا من میگم ای بابا چند ماه شد دارم تلاش میکنم هنوز یه مشتری هم ندارم دیگه این نگاه نباید داشته باشم
من میگم نه عزیزم خداوند زحمات تو رو بی نتیجه نمیذاره تو میبافی در پیجت قرار میدی خداوند داره مشتریها رو گلچین میکنی بهترینها رو به سمت تو هدایت میکنه تا بیان باعث بشن پول وارد زندگیت بشه
پس من اول نگاهم تغییر بدم در نتیجه وقتی نگاهم تغییر میکنه حتما حتما فکرم هم تغییر میکنه که دیگه اون نگاه قبلی ندارم و وقتی این روند تکرار بشه
من امیدوار میشم سعی زیادتری میکنم بهترین خودم ارائه بدم تصمیات بهتری میگیرم مثلا میگم بذار از یوتیوپ ویدئو ببینم لباسهای جدیدتر رو یاد بگیرم ببافم این میشه تصمیم جدید من و وقتی من حاصل این تصمیم که بافت یه لباس جدیدتر رو در پیجپ بذارم
مشتری هایی میان از اونها خوششون میاد اونو از من میخرن باعث میشن پول وارد زندگی من بشه
امیدوارم این مبحث خوب درک کرده باشم و باعث میشه این مشکل من حل بشه
و برای هر مشکل همین روند باید در پیش بگیرم که فرمولش میشه تغییر نگاه بعلاوه تغییر فکر بعلاوه تصمیمات بهتر مساوی با نتایج خیلی فراتر از انتطار من خدایا شکرت
من تمام اقداماتی که قبلا برای لاغری انجام دادم همه همه فقط بخش جسمی رو بهش فشار آوردم و فایده هم نداشته
حالا به روشهای مختلف خوردن دمنوشهای تلخ و بی مزه خوردن قرصهای لاغری تند و تلخ استفاده کم کردن یا نکردن مواد غذایی استفاده از کمر بند لاغری و استفاده از رژیمهای متعدد و گوناگون در نهایت تصمیم به دائم الرحیم بودن یعنی همیشه در رژیم باشم و همه شون نتایج ماندگاری برای من نداشتن
من از وقتی از آموزشهای ذهنی استفاده کردم یعنی اگر بگم زندگیم کلا تغییر داشته که نه ولی خیلی شاید ۹۰ درصد زندگی من تغییر کرده
فقط بخاطر استفاده مداوم از آموزشهای ذهنی
من اول فکر میکردم من نمیتونم لاغر بشم انگار فایده نداره من محکوم هستم تا آخر عمرم چاق باشم اینا تغییر کرده
خدارو شکر آرامش الهی رو تجربه کردم خدارو شکر درک کردم که منم میتونم لاغر بشم خدارو شکر روند لاغری من دوباره شروع شده
من تغییرات رو دارم زندگی میکنم
اینم درک کردم لاغر شدن دست منه مسئولیتش بعده گرفتم خودم باعث چاقی خودم شدم حالا هم مسئولیت لاغر شدنم میپذیرم خودم باید تلاش کنم لاغر بشم
من ایمان دارم که وقتی فرمولی در دهن من تغییر کنه نتایج خیلی فراتر از انتطار رو برای من به ارمغان میاره
من درک کردم که من دارم آموزش میبینم لاغر شدن من در این مسير الهی قرار دارم خداوند منو هدایت کرده تا در این مسير الهی باشم پس حق منه پس طبیعی که من لاغر و لاغر و لاغر تر بشم
و این مسیری که خداوند برای من در نظر داشته و ایمان دارم که خداوند اشتباه نمیکنه خداوند در من این توانایی رو دیده در من این توانایی رو از قبل قرار داده پس نتیجه من چیزی جز لاغری نخواهد بود چه من بخوام چه نخوام
خداوند منو از اول خلقتم لاغر آفریده بود من به اشتباه از یه سنی فرمولهای ذهنی خودم تغییر دادم چاق شدم و الان که دوباره دارم فرمولهای که به اشتباه تغییرشکل دادم چاق شدم
دوباره تغییر میدم از مسير الهی پاکشون میکنم پس در نتیجه من دوباره وارد اون مسیری میشم که خداوند از اول خلقتم برای من در نظر داشته که سلامتی و تناسب اندام ایده الم بوده که شاد بودن که خوش بودن که شغل داشتن که درآمد کسب کردن که ارتباط عالی با دیگران داشتن که ارتباط عالی با خداوندم داشتن که کلی بگم تجربه و زندگی و خوشبخت بودن
پس من هم بزودی خوشبختی رو تجربه و زندگی میکنم خدایا خیلی دوستت دارم خدایا ممنونم خدایا متشکرم خدایا سپاسگزارم
خدایا ممنونم که به من کمک کردی تا به بهترین شکل ممکن فرمولهای اشتباه ذهنم شناسایی کنم اونها رو تغییر بدم دوباره در مسیر الهی تو خدای مهربانم گام بردارم
البته استاد عزیزو گرامی و عالیقدرم زحمات شما رو هیچ وقت فراموش نمیکنم بینهایت به توان تیلیارد سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که به من آموزش دادید منو وارد دنیای کوچک خودتون کردید تا منم بتونم زندگیم تغییر بدم دنیای کوچک خودم بسازم بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
واقعا استاد گفته های شما بینظیر هستن
همیشه همین طور بوده ما خواستیم جسممونو تغییر بدیم اومدیم غذا رو یا مواد از افراد بگیریم خلاصه اومدیم روی بخش وجودمون که صحنه آخر صحنه نمایش تغییراتی ایجاد کنیم
و همیشه هم شکست خوردیم شاید اولش موفق شدیم ولی بعد از یه مدت دوباره وزن قبای برگشته ما شکست خوردیم
اون روزها همیشه این اشتباه تکرار میکردم همیشه میخواستم غذا کمتری بخورم ورزش کنم دمنوش و…رو مصرف کنم تا لاغر بشم و نتایج ماندگاری هم برای من نداشته تازه منو نا امید تر افسرده تر کرده و شکستهای پی در پی
هم باعث شده این فرمول ذهنی در من ایجاد بشه که من نمیتونم لاغر بشم من کلی کار کردم اما نتیجه ای نداشته و نا امید و سر گردون منتظر میشدم ببینم
کی چی میگه انجامش بدم و بازم فایده نداشته
چقدر تلاش کرده باشم فق، دو قاشق از غذای خودم نخورم بلکه کم کم لاغر بشم اما نتونستم
چقدر خواستم با کارهای مختلف آرامش الهی تجربه کنم نتونستم
چقدر ورزشهای سنگین کردم و چقدر رژیمهای سخت دمنوشهای تلخ و بی مزه و….خورده باشم تا لاغر بشم اما نشده
همیشه شنیده بودم اگر میخوای لاغر بشی باید ورزش کنی و باید کمتر غذا بخوری در نتیجه تصمیم گرفتم همیشه در حالت رژیم باشم
و با حسرت بشینم پیتزا خوردن فرزندانم افراد دیگه رو تماشا کنم
ولی خدارو شکر میکنم که خداوند منو هدایت کرد تا وارد این دنیای شگفت انگیز بشم
تا یاد بگیرم به جسمم نباید کاری داشته باشم برای لاغر شدن فقط باید فرمولهای ذهنیم تغییر بدم
برای ترک اعتیاد فقط باید فرمولهای ذهنی افراد بر طرف کرد
نتیجه خودبهخود تغییر میکنه فرد کاملا پاک میشه چه از لحاظ چاقی چه از لحاظ اعتیاد
اینجوری با قدرت ذهن خیلی راحتر و آسانتر و بهتر معجزه آسا تر لاغر شدن یا ترک اعتیاد
اتفاقا استاد چند روز پیش نمیدونم چی شد موضوع اعتیاد در ذهنم اومد گفتم چقدر خوب میشد استاد یه دوره هم برای اون بندگان خدا تهیه میکردن تا اونها هم برای همیشه اعتیاد ترک کنن به زندگی خودشون برگردن
من درک میکنم اونا رو چون خودم یه جور اعتیاد دارم دیگه چاقی هم به نظر من یه جور اعتیاد وقتی میخوای لاغر بشی وقتی میخوای شبیه تصویر ذهنی لاغری خودت بشی اما نمیتونی یه جور اعتیاد دیگه
من خدارو شکر میکنم که عضو این دنیای شگفت انگیز شدم پذیرفتم که هر مشکلی هر مسئله ای تو زندگیم دارم مقصر خودم هستم میپذیرم از اعماق وجودم خودم باعث این چاقی شدم دوست ندارم اسم اعتیاد روش بذارم در بد و بدتر بد رو انتخاب میکنم
خدارو شکر میکنم و جالبتر و شگفت انگیز تر معجزه آسا تر ش اینه که وقتی یه فرمول ذهنی تغییر بدیم در تمام جنبه های زندگی من تاثیر میذاره
مثلا فرمول ذهنی ترس وقتی من از تاریکی میترسم این یه فرمول ذهنی به این معنی است که من در جنبهای دیگه زندگیم هم ترس دارم شاید از همسر یا مادر یا پدرم میترسم یا میترسم بلایی س بچه ام بیاد یا میترسم نکنه من رانندگی کنم حالم بد بشه نکنه شارژم تموم بشه و تمرینم نتونم ارسال کنم
خلاصه ترس ترسه فرقی نمیکنه چی باشه فرمول ذهنی و اگر من فرمول ذهنی ترس کمرنگ کنم از بین ببرم در تمام جنبه های زندگیم این فرمول پاک میشه و برای همین که در تمام جنبه های زندگیم نتایج چشمگیری حاصل میشه
پس باید بجای تقلا کردن رنج کشیدن سختی کشیدن با لذت با شادی با آرامش با حال خوب بیام فایلها رو گوش کنم تمرین بنویسم که فرمولهای ذهنیم تغییر بدم و نتایج خیلی فراتر از انتظارم خداوند برای من بعنوان پاداش در نظر گرفته و منتظره تا من به او برسم اون هدایا رو از خداوند بزرگم بگیرم
و همین آرامشی که الان دارم همین حال دل خوبی که الان دارم همی احساس خوبی که دارم جز اون پاداشها بحساب میان و این مسير استمرار داشته باشم ایمان دارم نتایج خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم
من این نتایج تجربه کردم ایمان دارم مطمئنم که نتایج خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم
و یاد گرفتم تا فرمولهای ذهنی من تغییر نکنه هیچ اتفاق خوبی برای من رخ نخواهد داد پس سعی میکنم که اونها رو تغییر بدم البته با کمک استاد گرامی و عالیقدرم وبا هدایت خدای مهربان و بزرگم و با تلاش خودم من پیروز میدان میشم خدایا خیلی دوستت دارم