خیلی هامون از گرفتن عکس تو دورهمیهای فامیلی فراری هستیم؟ همه دور هم جمع شدن و ما بیاختیار رفتیم ته صف یا پشت یکی دیگه قایم شدیم. کسی چیزی نگفته بود، ولی ذهنت همون لحظه یه حرفی زد: «بهتره تو عکس نباشی.» این همون جاییه که چاقی و اعتماد به نفس به هم ارتباط پیدا میکنند، و معمولاً کسی متوجهش نمیشه.
من خودم از بچگی بارها شنیده بودم که بچهی خجالتیای هستم و این حرف تا بزرگسالی همراهم موند. سالها فکر میکردم خجالتی بودن یه خصلت ذاتیه که تو وجود منه. تا وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم عامل اصلی خجالتی بودنم چاقیم بوده، نه شخصیتم.
تو این جلسه میخوام نشون بدم چاقی چطور کمکم اعتماد به نفس رو پایین میاره، نقش ذهن در پایین اومدن اعتماد به نفس چیه و برای رها شدن ازش باید از کجا شروع کرد. اگه هنوز شروع مسیر لاغری با ذهن رو تجربه نکردی، دورهی رایگان ۱۲ گام بهترین نقطهی شروعه.
در این جلسه میآموزیم:
🧍 تجربهی من از میز آخر کلاس
تو کلاس درس همیشه میز آخر مینشستم تا جلوی دید کسی رو نگیرم و کسی منو بهخاطر چاقیم مسخره نکنه. زنگ ورزش سعی میکردم خودمو مخفی کنم تا مجبور نشم با بچهها بازی کنم، چون میترسیدم بهخاطر چاق بودنم باعث باخت تیممون بشم.
برای امتحان ورزش هم که باید دوی ۱۰۰ متر میدویدم و دراز و نشست میرفتم، خدا خدا میکردم نفر آخر باشم تا بچهها دیگه نباشن و امتحان دادنم رو نبینن.
جالبه که با بزرگتر شدنم، همین عادتها تو مقاطع تحصیلی بالاتر و بخشهای مختلف زندگیم به شکلهای دیگه ادامه پیدا کرد. اون موقع نمیدونستم همهش بهخاطر چاقیه. فکر میکردم از بچگی خجالتی بودم و کمبود اعتماد به نفس باعث شده از هر موقعیتی فرار کنم.
یعنی علت رو تو شخصیت خودم میدیدم، در حالی که ریشهی همهی اینا چاقی و نگاهی بود که ذهنم به بدنم پیدا کرده بود.
این تجربه فقط برای من نیست؛ خیلیها سالهاست فکر میکنن ذاتاً خجالتی یا کماعتماد به نفس هستن و هیچوقت علت اصلی رو بررسی نکردن.

🧠 چاقی چطور اعتماد به نفس رو پایین میاره
رابطهی چاقی و اعتماد به نفس از همینجا شروع میشه. اعتماد به نفس یعنی ذهن بهت بگه «من تو این جمع جا دارم». وقتی چند بار بهخاطر وزنمون مسخره میشیم، یه نگاه عجیب میبینیم یا حرف فامیل رو میشنویم، ذهن همهی اینا رو یادش میمونه و برای محافظت از ما یه قانون میسازه: «تو جمع دیده نشو، خودتو قایم کن.»
حرفهایی که بارها و بارها میشنویم هم همین کار رو میکنن. من اینا رو «فرمول ذهنی» تعریف کردم، مثل همون «تو بچهی خجالتیای هستی» که از بچگی میشنیدم. فرمولها با تکرار تثبیت میشن و بعد از یه مدت دیگه لازم نیست کسی حرفی بزنه؛ خود ذهن از همون اول هشدار میده.
بچهها حرف بزرگترها رو بدون هیچ فیلتری قبول میکنن. وقتی بارها بهم گفتن بچهی خجالتیای هستم، ذهنم این رو بهعنوان یه واقعیت دربارهی خودم ثبت کرد و من هم مطابق همون رفتار کردم؛ هرچی بیشتر مطابقش رفتار میکردم، قویتر میشد. نکتهی مهم اینه که اون برچسب، اسم یه رفتار بود که ریشهش ترس از قضاوت دربارهی بدنم بود.
برای ذهن فرقی نداره که خطر واقعی باشه یا فقط احتمال مسخره شدن؛ تو هر دو حالت آمادهی دفاع میشه. برای همین آدم تو مهمونی یه گوشه میشینه، لباس گشاد میپوشه یا ترجیح میده تو عکس نباشه، حتی وقتی هیچکس قصد بدی نداره.
یه آدم متناسب تو همون عکس گروهی اصلاً به جای ایستادنش فکر نمیکنه. میره وسط، لبخند میزنه و عکس رو میندازه. این فرق فقط تو بدنشون نیست، تو فرمولهایی هم هست که ذهنشون دربارهی حضور تو جمع داره. کاری که برای اون سادهست، برای کسی که چاقه و ذهنش پر از فرمولهای قدیمیه، سخته.
درسته که من مرد هستم و حرف فامیل روی ذهن من خیلی کمتر از خانمها فشار میاره، ولی از نوشتهها و سؤالهای اعضای سایت زیاد دیدم که مقایسهی بدن با عکسهای فیلترشدهی اینستاگرام و تیکههای فامیل چقدر روی ذهن خانمها اثر میذاره.

🔄 چرخهای که از اعتماد به نفس پایین به خوردن میرسه
اعتماد به نفس پایین فقط حال آدم رو بد نمیکنه، به خوردن هم وصل میشه. وقتی از جمع فرار میکنیم و حس ناکافی بودن داریم، ذهن دنبال سریعترین راه آرامش میگرده و معمولاً به خوراکی میرسه، مثل چای با کیک یا شکلات وقتی تنها شدیم. بعدش از خودمون ناراحت میشیم، حس شرمندگی بیشتر میشه و دوباره همون راه آرامش رو انتخاب میکنیم.
مثلاً بعد از یه مهمونی که ته جمع نشستی و کم حرف زدی، شب جلوی تلویزیون با یه چیز خنک و هلههولهای سراغ آرامش خودت میری. اون لحظه بهنظر انتخاب سادهایه، ولی ریشهش همون حسیه که تو مهمونی ساخته شده.
یعنی چاقی اعتماد به نفس رو پایین میاره و اعتماد به نفس پایین، خوردن بیشتر رو میسازه. برای همین با رژیم و ورزش این چرخه شکسته نمیشه؛ رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره، ولی این الگو تو ناخودآگاه ذهنه.
خیلی ساده بگم: چاقی اول ذهن ما رو به قضاوت و ترس عادت میده، بعد این ترس اعتماد به نفس رو پایین میاره و در نهایت همین حس دوباره خوردن رو بیشتر میکنه.
👥 چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی اجتماعی
تأثیر چاقی بر ذهن فقط تو خود آدم نمیمونه، تو رفتار و رابطههامون هم دیده میشه. کسی که اعتماد به نفسش پایینه، خودش رو از خیلی موقعیتها کنار میکشه: برای نرفتن به مهمونی خانوادگی بهونه میاره، عکس نمیندازه، از خرید لباس تو مغازه فرار میکنه یا تو جلسه و کلاس ساکت میشینه و نظرش رو نمیگه.
گاهی هم این فشار از بیرون میاد: یه فامیل تو مهمونی میگه «چقدر چاق شدی»، یا وقتی گوشی دست میگیریم عکسهای فیلترشده و قبلوبعد لاغری رو کنار عکس خودمون میذاریم. هر کدوم از اینها یه فرمول دیگه به ذهن اضافه میکنه و اعتماد به نفس رو کمتر میکنه.
هر بار که کنار میکشیم، ذهن نتیجه میگیره کار درست همین بوده. دفعهی بعد فرار آسونتر و اعتماد به نفس کمتر میشه. همونطور که تو زندگی خودم عادت میز آخر کلاس به بقیهی جاها هم رسید.
برگرد به همون عکس گروهی اول مقاله. اون ایستادن ته صف همین چرخه بود که با فرمولهای قدیمی ذهنت دوباره اجرا میشد.

💡 رها شدن از این چرخه از کجا شروع میشه
اولین قدم بالا بردن اعتماد به نفس با حرفهای انگیزشی نیست. چون اعتماد به نفسی که با حرفهای انگیزشی بالا بره، با اولین نگاه یا تیکهی فامیل دوباره پایین میاد. اولین قدم اینه که بفهمیم فرار کردن و خجالتی بودنمون از کجا اومده. ولی وقتی علت رو بشناسی، دیگه لازم نیست هر بار از اول بسازیش.
وقتی من فهمیدم علتش شخصیتم نیست و چاقیه، نگاهم عوض شد: اینها الگوهایی هستن که یاد گرفته شدن و میشه تغییرشون داد، نه یه عیب ثابت تو وجود من.
این الگوها همون «خطاهای مغز چاق» هستن که تو فایلهای مختلف بارها دربارهشون گفتم. لازم نیست با خودمون بجنگیم یا برای همهشون راهحل پیدا کنیم؛ کافیه ذهنمون رو کمتر درگیر استرس و قضاوت کنیم تا بهمرور نسبت به این فرمولها بیتفاوت بشیم. تمرین زیر یه شروع سادهست.
📝 تمرین: موقعیتهایی که خودت رو قایم کردی
قبل از اینکه شروع کنی، یادت باشه هدف این تمرین پیدا کردن عیب تو نیست؛ هدفش اینه که ببینی ذهنت دقیقاً چه جملههایی رو تکرار میکنه.
- یه برگه بردار و سه موقعیتی رو بنویس که بهخاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی، مثل ایستادن ته صف عکس، نخریدن لباس یا ساکت موندن تو جمع.
- جلوی هر کدوم بنویس ذهنت اون لحظه چی بهت گفت، مثل «همه دارن نگاهم میکنن».
- دور اون جمله یه خط پررنگ بکش و روش یه ضربدر بزرگ بزن. قرار نیست باهاش بحث کنی؛ فقط ببین این یه جملهست که سالها تکرار شده.
- چشمهات رو ببند و کل اون موقعیت رو تو ذهنت سفید ببین.
- چند روز این کار رو تکرار کن و فقط دقت کن ذهنت کجاها این جملهها رو میگه. همین که الگو رو کشف کنی کافیه.
چرا این تمرین کمک میکنه؟ چون تا وقتی این جملهها تو ذهنت ناشناخته میمونن، هر بار خودشون بهصورت خودکار تو موقعیتهای جدید اجرا میشن. وقتی نوشتیشون و جلوی چشممون گذاشتیم، میتونیم ببینیم که فقط یه جملهی تکراری هستن و کمکم دیگه بهاندازهی قبل بهشون اهمیت نمیدیم.
🤍 اگه بازم قایم شدی
ممکنه با وجود این تمرین بازم ته صف وایسی یا از یه جمع فرار کنی. این یعنی ذهنت هنوز داره طبق فرمول قدیمیش عمل میکنه، نه اینکه تمرین جواب نداده یا تو اراده نداری. همون لحظه رو بنویس، بدون سرزنش سراغ تمرین برگرد و اگه افسردگی یا اضطراب شدید داری، این مسیر رو کنار پزشکت برو.
یادت باشه موضوع چاقی و اعتماد به نفس یه شبه درست نمیشه. اعتماد به نفسی که سالها پایین اومده، تو یه شب بالا نمیره. ولی هر بار که فرمول رو میشناسی و روش خط میکشی، فاصلهت با اون ذهن چاق یه کم بیشتر میشه.

🎯 دورههایی که کمکت میکنن
۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها
برای کسایی که میخوان نگاهشون به بدن و مقایسهی خودشون با بقیه عوض بشه و فرمولهای ذهن چاق رو بشناسن.
۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن
برای کسایی که میخوان باورها و تصویری که تو ذهنشون از خودشون ساخته شده رو عمیقتر اصلاح کنن.
📝 برام بنویس
تو چه موقعیتی بهخاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی یا قایم کردی؟ زیر همین مقاله بنویس، چون من هم مثل تو تو کلاس درس و زنگ ورزش همین حس رو داشتم. اگه فکر میکنی چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی تو هم به هم گره خورده، حتماً برام بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.37 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام نگرش ویاتفکر براهرموضوعی مسیرحرکت یانتیجه رومشخص میکنه درموردلاغری ورش ورژیم بود همیشه تاگفتیم لاغری همین راهکارروبما دادن کسی نیومدبمابگه شایدمشکل ازذهن هست نه خوردن همانطوربرابرطرف کردن اعتیادیک فرد براترک ااعتیادازروشی استفاده میکردن ولی روش پایدارنبوده من دیدن ادمهایی دوباره سراغ اعتیادرفتن یادرموردچاقی هم رژیم های سخت وورزش های سنگین ماوقتی ازموضوعی ونتیجش راضی نبودیم برامارنج اورهست وقتی من چاق بودم وباید طبق برنامه رژیم رفتارمیکردم وحذف یک سری چیزاچقدرسخت بودوحرص ولع زیادداشتم ومنتظربودم رژیم مدتش تمامدوباره بخورم وچاقترمیشدم امشب من دریخچال بازکردم مغزفرمان میدادچایتوباحلوا بخورولی من راحت نه گفتم چون یکبارخورده بودم من بعدیکساله بیشتردارم یادمیگیرم زبان لاغری روخیلی رورفتارم درموردموادغذایی متمرکزمیشم وتندتندخوردن روگذاشتم کناروارام میخورم چقدرحالم خوب میشه چون باعث میشه درحدنیازبخورم وترغیب به پرخوری نشم من جدیدا متن هارومیخونم واون نکته برداری ها ونوشتن هرشب وخوندن چقدرکمکم میکنه ومیام رفتارموشب مینویسم ومتوجه میشم کجاها اشتباه کردم کجادرست عمل کردم باید عمقی فایل هاروگوش کرد ومتن هارودقیق خوندچون نکات کلیدی استادنوشتن چقدرفرمول ذهنم اشتباه بوده وتصویرسازی چقدرعالیه قبلا ماروجسم کارکردیم ونتیجه مطلوب نگرفتیم ولی درروش ذهنی میایم رو ذهن کارمیکنیم ناخوداگاه همراه میشه باروش ذهنی خیلی ازافرادبخاطرچاقی ازخیلی کارها وجمع ها دورمیشن انگاریجوربی اعتمادبنفس هستن میگن تالاغرنشم نمیرم سرکاریادرسموادامه بدم اگربه اینجوراشخاص اگاهی داده میشداینقدرخودشونوناتوان نمیدیدن همین چاقی باعث شدمادنبال راهکارباشیم تابه متناسب بودن فکرکنیم من خودم یک رژیم سخت روسه بارانجام دادم چراچون به اطرافیان ثابت کنم من میتونم لاغربشم وچقدرحالم بدشدبدنم بی حس وحال بودمابیایم براسلامت خودمون لاغرکنیم هرروزفایل هاروگوش کنیم دوتاگوش کنیم اونم مفید وعجله نداشته باشیم برامامهم نباشه حرف دیگران مهم اجرا انچه استادمیگن هست ایشون توتمام فایل گفتن لاغری روبراذهن اسان کنید ازاخباروافکارمنفی دوری کنیدداشتن حس وحال بدمانع لاغری هست ازورزش هایی مثل پیاده روی استفاده کنیمبراحس وحال نه لاغری از غذاهانترسیم قدرت ذهن مابالاتره مثال معتادهاروگفتن من شنیدم خانومه شوهرشوبرده ترک داده ولی گاهی اون اقا یه یادی ازاون کارهاش میکنه انگار ازوجودش پاک نشده درموردچاقی هم اونقدرتومسیرباشیم که لاغری باذهن غلبه کنه به چاقی وقتی باوروایمان قلبی داشته باشیمبه اموزش ها نمیزاره ازمسیرخارج بشیم هرفایل دریایی ازاگاهی هست ودراین راه بخداتوکل کنیم وناامیدی ازحربه های شیطان هست ماقدرتمندیم
نشان های دریافت شده
سلام نگرشی که ما درزندگی خودداریم نشان ازهدف مادرزندگی هست مثال اگرمسافرت به مناطق گرمسیریاسردسیرمیکنیم وهمراه باچه کسی وچه تجربه کسب میکنیم درموردلاغری خیلی روش هاروامتحان کردیم ازجمله رژیم اونم سخت ترینش ورزش کردن پیاده روی کردن تاچاق شدیم فوری پیشنهادرژیم وورزش دادن چون نگاه کلی جهان برهمین روش ها بود همیشه جسم روتحت فشار گذاشتیم چه بیماری بخاطررزیم سخت گرفتیم بی حس وحالی حتی کم خونی چون همیشه تومغزچاق ما اطلاعات چاقی ذخیره شده بودوماطبق این گفته ها سالها زندگی کردیم وهمیشه گفتیم اره چاقیم ارثیه چون ازنیاکانم بمابه ارث رسیده یامثال ترک اعتیادیک معتاد چه زجرهایی میکشید تاترک کنه نگرش جهان درموردمعتاد موادبهش نرسه تاترک کنه امانتیجه نهایی اینه ترک میکنن ولی دوباره برمیگشت بسمت مواد بجای اینکه روذهن معتادکاربشه بیشتربهش زجرمیدادن مابراخلاص شدن ازچاقی فقط میگفتن رژیم کم تربخوربیشترورزش کن چون چاقی باعث پایین اومدن اعتمادبنفس ما میشه اضاف وزن یک بخش ازطریق رزیم ورزش بوده بخش دوم فرمول ها وتصاویرذهنی وعلت هایی هست ماروترغیب به پرخوری میشه همش بخاطرفرمان های معزی هست بسمت یخچال میریم دست میره بسمت خوراکی ها وبعدش عذاب وجدان ماروول نمیکنه یکی واکنش مغز یکیش تحت تاثیر پیرامونه یاگفتیم یک شبه یاپولشودادیم بخوریم واین نگرش فوق العاده اشتباهه درروش قدیم مافقط بخش فیزیکی داشت ولی روافکارکارنمیشدتامالاغربشیم ولی درروش ذهنی مامیایم فایل هاروگوش میکنیم وتمرکزمیکنیم روگفته های استاد وتمرین حل میکنیم ومثال میزنیم وهی تکرارتاذهن چاق من تغییرکنه فرمول هاش بجاش فرمول جدید جایگزین بشه چون ذهن ناخوداگاه ما اصلا قسمت تنبیه روقبول نکنه همون رژیم ولی درروش ذهنی باذهن ناخوداگاه سازگاره چون طبق انچه درذهن ماتصویرسازی میشه مطابقت داره وما بدون ترس ازخوردن راحت غذامیخوریم وهی دنبال نمیکنیم نگرش های اشتباه مغزی لاغری بادهن فقط روافکاروباورماکارمیکنه مابدون اینکه متوجه بشیم چربی ها اب میشه نه پوست صورت افتاده میشه نه چیزی مسیرخیلی ارام بدون استرس نه لطمه به زندگی میزنه نه چیزی روزی یک ساعت وقت میزاریم واموزش هارو دنبال میکنیم وکلی اطلاعات وارد مغزما میشه اگررژیم ورزش جواب میدادما دنبال روش دایمی براتناسب اندام نبودیم
نشان های دریافت شده
سلام گذشته چاقی مابرمیگرده به اون فرمول اشتباه مغزی ما وهمیشه بماگفته بودن چاقی ارثیه ویک سری خوراکی هارنخورچاق کنندست ما ازهرروشی استفاده میکردیم تا لاغربشیم رژیم های مختلف وورزش بازبجای لاغری بسمت چاقی پیش میرفتیم وروزبه روزچاقترمیشدیم عصبی وناراحت که چرانمیتونیم لاغربشیم اضافه وزن به پا فشارمیاوردزانودردولمون نمیکرد ونمیتونستیم لباس دلخواهمونوتنمون کنیم هرمهمانی رونمیرفتیم نکنه بگن چرالاغرنمیکنی تاکی بایدچاق باشی یالباس رنگ تیره میپوشیدیم یالباس راه راه چاقی مارونشون نده یااگرممیرفتیم به مهمانی همش وسوسه خوردنولموننمیکرد اگرمیخوردیم عذاب وجدان ولموننمیکرد وهمیشه دوست داشتیم یه چیزبخوریم انگاریجورمعتاداین پرخوری شده بودیم وتحت سلطه مغزبودیم ونمیتونستیم پرخوری یا ریزه خواری رو کنترل کنیم خداروشکرمیکنم به این سایت هدایت شدم ودرمسیرلاغری باذهن قرارگرفتم روش های قبلی فقط جسم ماتحت فشاربود ولی درروش جدید جسم تحت فشارنیست ماباافکاروباورکارداریم بایدروهمیناکارکنیم بایداموزش بدیم ذهن مارو تا بتونیم فرمول صحیح جایگزین کنیم
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
فایل بسیار آموزنده و عالی بود .واقعا با هر لحظه از صحبت هاتون موافق بودم و همگی ان ها به من ثابت شده است برای مثال تغییر دادن جسم واقعا ممکن نیست با روش های مختلف که همگی بدن را در قحطی قرار میدهند شاید برای مدت کوتاهی باشه و دوباره و بدتر تو اون مدت درخت چاقی ذهن پربار تر شده و بدتر نتیجه شو نشان میده .
من خودم روش های اینچنین رو امتحان کردم که واقعا جزو بدترین دوران زندگیم بود همش احساس بدبخت بودن میکردم همش به غذا فکر میکردم و عذاب میکشیدم که چرا من باید آنقدر گشنگی بکشم ،هر روز قبل از باشگاه گریه میکردم چون خیلی ورزش های سخت و طاقت فرسایی بود خلاصه سراسر رنج و حرف های منفی ذهنم بود اما الان با حس خوب با آشتی با خودم و به راحتی پ لذت بردن از این مسیر دارم به اهدافم میرسم که میدونم برگشت پذیر هم نیست چی دل بخش تر از این .
هر روز به این مسیری که توش هستم افتخار میکنم و خداروشکر میکنم که به این مسیر هدایت شدم مخصوصا وقتی میبینم افراد با چه سختی و مشقتی از روش هایی استفاده میکنن که اثر بخش نیست برای مثال یکی از همکارام جراحی انجام داده و آنقدر خالش بد بود و شرایط بدی داشت و الان هم همش درگیر غذا خوردنش هست و جمله ای گفت که در ذهن من موند گفت من هنوز ولع دارم هنوز همه چی دلم میخواد ولی چون بالا میارم نمیتونم بخورم اخه ذهن مو که عمل نکردم فقط جسمم را عمل کردم .
دقیقا این حرف خیلی درسته آدم هرچقدر جسم خودش را دست کاری کنه وقتی مغز فرمان شو تغییر نمیده چه فایده داره ؟ چون دوباره مغز تو را به همان شرایط برمیگردونه.
ممنون از استاد عزیز برای این فایل آگاه بخس
سلام دوستان. من مسوولیت چاقی خودم رو میپذیرم من در مسیر تناسب اندام هستم. و هر روز سعی میکنم آگاهی بیشتری در این باره به ذهنم بدم . همه ما حداقل یک بار غذا خوردن خودمون رو با کم خوردن یا نخوردن امتحان کردیم مگه چند روز تونستیم تحملش کنیم برامون سخت بوده و دوباره برگشتیم سر پله اول . با واقعی کردن این موضوع به ذهنمون میگیم که تو مسول چاقی هستی پس من با تو کار دارم و با مسیر تناسب فکری بودن افکار مثبت رو پر رنگ کردن میتوانیم به نتیجه مورد نظر برسیم .با تشکر از استاد عزیز
چاقی باعث خیلی از بیماری هاست فشار خون بالا اولین اتفاق هست و اینکه چاقی آرام آرام بوجود میاد که آدم کم کم با اون کنار میاد ولی یک جرقه یک اتفاق می تونه انسان رو بیدار کنه وبفهمه با بدنش چه کرده وکاش دیر نشه وهمه خیلی زود به فکر اصلاح رفتار خودشون بیفتندانشالله که هممون پیروز شویم
ریشه های همه بیماری ها ؛ چه جسمی و چه روحی میتونه چاقی باشه.
بنابراین قبل از هر چیزی باید چاقی و عادات نامناسب رو درمان کرد.
نشان های دریافت شده
سلام هرمشکلی بایدازریشه حل بشه چاقی روبایدازریشه حل کرد رژیم ورزش نمیتونه کمک کنه تایه حدودی جسم لاغرشد ولی تارژیم تموم شد وزن مابرگشت وحس وحال خوبی نداشتیم بایدافکاروباور درست بشه نه جسم همه چیزازمغزانسان شروع میشه ماباتغییرفرمول ذهنی میتونیم این عادت بدغذایی درست کنیم وقتی افکاردرست بشه جسم هم درست میشه
نشان های دریافت شده
ب نام پروردگار یکتا
بله در دیدگاه جهانی برای رهایی از چاقی،تحرک زیاد غذای کم،حرکت زیاد،خوردن کم،ورزش زیاد،نخوردن نخوردن نخوردن،کم خوردن،انواع رژیمهای مختلف رژیم کم کالری،رژیم سریع رژیم آب رژیم نمیدونم کتوژنیک رژیم چرب خوری،رژیم خام کیاه خواری رژیم فستینگ ووو….
پدرم مدام برام دارو می خره میگه برای لاغری هس بخور و هر دفعه داخل کتاب و ب قول خودش از دیدگاه پزشکان مطلب می خونه میگه فلان دارو برای لاغری برات بخرم می خوری؟ وای خدا من نمیدونم چی جوابی بهشون بدم،میگه تو ک ورزش نمی کنی غذا هم ک رعایت نمی کنی پس این دارو رو بخور.
من نمیدونم منظورش واقعا چی هست،اخه از نظر پدرم وهم بقیه تعدادی از غذاها چاق کننده هستند وحالا من نمیدونم از نظر پدرم دقیقا چ غذایی چاق کننده هست ک من نباید بخورم ی بار گفت چربی نباید بخوری ی بار گفت چقد تخم مرغ می خوری ی بار میگه نباید زیاد برنج بخوری.ولی اگه خودش روزی چن بار برنج بخوره مگه تغییری میکنه؟در حالی ک من قبلا درباره رژیم خیلی سرچ می کردم ودر مورد اینکه برای لاغری بایدپرتویین ب اندازه کافی مصرف کرد،در همه این رژیمها جایی نبود ک تخم مرغ نداشته باشه،وای حالا پدرم می گفت تخم مرغ نباید بخوری چون فکر می کنم خودش با خوردن چربی یا تخم مرغ مشکل داشته باشه ب خاطر همین تقریبا با خوردن همه ماها مخالف هس و البته من بیشتر،من بهشون گفتم از نظر شما من چ غذایی باید مصرف کنم. گفت هر چه ک دکتر دستور داده،خوب من چ میتونم بگم؟
دیروز همسر برادرم در مورد خودش ک دقیق نمیدونم احساس میکنه ک چقد اضافه داره یا جقد می خواد وزن کم کنه،جون ازش نپرسیدم شاید در حد شاید پنج یا شش کیلو یا کمتر،گف کمرم ب شدت آسیب دیده ومن هررطور شده باید وزن کم کنم.گف یکی از دوستام رژیم فستینگ گرفته،آیا تو شنیدی،گفتم نمیدونم اره شنیدم گف خیلی تاثیر داشته و فلان ومن می خوام انجامش بدم.مادرم بهش صبحانه تعارف کرد کفت ن من ساعت ۱۰.۵می خورمهیچی نگفتم تو دلم گفتم من غذای ساعتی خوشم نمیاد دیگه حوصله ندارم.
دیدم خیلی داره ادامه میده وتاکید میکنه،آها گف مربی میگه مخصوصا نون خیلی چاق میکنه وهم مواد قندی و اگه گرسنه شدی میتونی ی چیزی مثل کاهو مصرف کنی ،هر کاری خواستم ک بحث رو عوض کنم دیدم چون مخاطبش من هستم،من ک خودم خدای رژیم و کالری و ای جور چیزا بودم او داشت برای من توضیح می داد،باز هم توی دلم گفتم چ جالب اخه تا مدتی قبل برنج رو عامل چاق شدن خودش یا بقیه میدونست ولی اللان چطو شده اللان نون هم باعث چاقی شده،دیدم خیلی ادامه میده گفتم آخه من خیلی از غذاها رو ن اینکه نمی خورم علاقه زیادی هم ب خوردنشون ندارم یا اینکه اگه هم بخوام خیلی جزوی می خورم پ چرا پدرم هر چی می خوره و هر اندازه و ب طور مثال تعداد زیادی خرما در یک وعده مصرف می کنه پ چرا لاغرتر میشه،میگه چون خیلی فعالیت شدید میکنه.
گفتم شما ک صبح تا آخر شب داری کار سخت می کنی چرا می خواهی رژیم بگیری،گف ن ما خودمون نباید با پدرم مقایسه کنیم من مثل اون باغچه بیل نمی زنم فعالیت ندارمگفتم خو باشه.گف من بخاطر اینکه فلان موقع فلان موقع پرخوری کردم وزنم بالا رفت.گفتم خو ب اندازه بخور لاغر میشی گف ن دیگه ب اندازه بخوری ک لاغر نمیشی باید کم بخوری گفتم باشه.مادرم ته چین درست کرده بود و ی بشقاب براش بردیم،بهمون گف عه امروز هوس ته چین کرده بودم ولی رژیم چکار کنمبعد بهمون گفت امروز رژیم شکستم ت چین دیگه خوردم گف جلسه دوستان رفته بودیم من ی بشقاب اش رشته خوردم مثل اینکه دوستاش خیلی تعجب کردند گفتند تو خودت آشپز هستی مگه اصلا اش نمی خوری،گف ن من اونجا نمی خورم.
دقت می کنید خیلی از افراد دورو برمون براشون حتی غذا خوردن چیز عجیبیه.خورردن ی بشقاب اش رشته برای دوستان همسر برادرم یعنی چیز عجیبی بوده ومن خودم واقعا تعجب کردم.من باز توی دلم گفتم رژیم دیگران ک اصلا هیچی حتی رژیمهایی ک خودم هم با تجویز خودم انجام می دادم حتی حتی اگر بخوام هم نمیتونم نمیتونم انجام بدهم در توانم نیست. ب امید سلامتی و خوشبختی کامل همه دوستان گرامی مطلبم را تمام می کنم.
نشان های دریافت شده
سلام چقدر دلی و قشنگ نوشتی … آفرین عالی بود
نشان های دریافت شده
سلام خیلی ممنون عشقم،خیلی لطف دارین.
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی. من هم ۲۰ سال همیشه درگیر رژیم و ورزش کردن بودم انواع رژیمها دمنوشها قرصها رو تجربه کردم دکتر تغذیه رفتم خیلی وقتها هم موفق میشدم بار اول که رژیم گرفتم ۲۵ کیلو کم کردم ولی چند ماه نشده برگشت خلاصه همیشه فقط رو جسم فشار آوردم ورزش و پیاده روی هر روزه که فقط وزنم بالاتر نره تا اینکه با خاطر مسایلی دیگه نتونستم باشگاه برم پیاده روی هم نرفتم وزنم و سایزم به شدت بالا رفت دیگه دلم نمی خواست تو آیینه به خودم نگاه کنم از خودم متنفر بودم حالم بد بود افسردگی گرفته بودم همش می گفت کاش من شب بخوابم صبح پاشم ببینم لاغر شدم یا می گفتم کاش یه مریضی بگیرم لاغر بشم می گفت ای خدا چی میشه من راحت غذا بخورم تحرکم نداشته باشم لاغر بشم از بس خسته بودم از کم و زیاد شدن وزنم هم روحی هم جسمی خسته بودم حالم بد بود تا اینکه با راهنمایی یکی از آشناهام به این سایت آشنا شدم البته با هدایت خداوند با گوش دادن فایلهای رایگان واقعا حالم خوب شد آرام شدم دارم روی خودم کار می کنم هر روز فایلها رو گوش میدم لاعرتر هم شدم ولی از نظر روحی حالم خیلی خوب شده آرامش دارم دیگه از خودم متنف نیستم خودم و دوست دارم وهر روز به خودم میگه آفرین که این قدر خوب عمل می کنی این قدر اراده داری تو لایق لاغر شدنی و مطمین هستم که من هم به زودی متناسب میشم با تشکر از استاد که پیامبر لاغری ماها هستن