0

چاقی و اعتماد به نفس (گام ۱۶۳)

تأثیر چاقی بر ذهن
اندازه متن

خیلی هامون از گرفتن عکس تو دورهمی‌های فامیلی فراری هستیم؟ همه دور هم جمع شدن و ما بی‌اختیار رفتیم ته صف یا پشت یکی دیگه قایم شدیم. کسی چیزی نگفته بود، ولی ذهنت همون لحظه یه حرفی زد: «بهتره تو عکس نباشی.» این همون جاییه که چاقی و اعتماد به نفس به هم ارتباط پیدا می‌کنند، و معمولاً کسی متوجهش نمی‌شه.

من خودم از بچگی بارها شنیده بودم که بچه‌ی خجالتی‌ای هستم و این حرف تا بزرگسالی همراهم موند. سال‌ها فکر می‌کردم خجالتی بودن یه خصلت ذاتیه که تو وجود منه. تا وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم عامل اصلی خجالتی بودنم چاقیم بوده، نه شخصیتم.

تو این جلسه می‌خوام نشون بدم چاقی چطور کم‌کم اعتماد به نفس رو پایین میاره، نقش ذهن در پایین اومدن اعتماد به نفس چیه و برای رها شدن ازش باید از کجا شروع کرد. اگه هنوز شروع مسیر لاغری با ذهن رو تجربه نکردی، دوره‌ی رایگان ۱۲ گام بهترین نقطه‌ی شروعه.

🧍 تجربه‌ی من از میز آخر کلاس

تو کلاس درس همیشه میز آخر می‌نشستم تا جلوی دید کسی رو نگیرم و کسی منو به‌خاطر چاقیم مسخره نکنه. زنگ ورزش سعی می‌کردم خودمو مخفی کنم تا مجبور نشم با بچه‌ها بازی کنم، چون می‌ترسیدم به‌خاطر چاق بودنم باعث باخت تیممون بشم.

برای امتحان ورزش هم که باید دوی ۱۰۰ متر می‌دویدم و دراز و نشست می‌رفتم، خدا خدا می‌کردم نفر آخر باشم تا بچه‌ها دیگه نباشن و امتحان دادنم رو نبینن.

جالبه که با بزرگ‌تر شدنم، همین عادت‌ها تو مقاطع تحصیلی بالاتر و بخش‌های مختلف زندگیم به شکل‌های دیگه ادامه پیدا کرد. اون موقع نمی‌دونستم همه‌ش به‌خاطر چاقیه. فکر می‌کردم از بچگی خجالتی بودم و کمبود اعتماد به نفس باعث شده از هر موقعیتی فرار کنم.

یعنی علت رو تو شخصیت خودم می‌دیدم، در حالی که ریشه‌ی همه‌ی اینا چاقی و نگاهی بود که ذهنم به بدنم پیدا کرده بود.

این تجربه فقط برای من نیست؛ خیلی‌ها سال‌هاست فکر می‌کنن ذاتاً خجالتی یا کم‌اعتماد به نفس هستن و هیچ‌وقت علت اصلی رو بررسی نکردن.

عادت‌های چاقی و اعتماد به نفس پایین

🧠 چاقی چطور اعتماد به نفس رو پایین میاره

رابطه‌ی چاقی و اعتماد به نفس از همین‌جا شروع می‌شه. اعتماد به نفس یعنی ذهن بهت بگه «من تو این جمع جا دارم». وقتی چند بار به‌خاطر وزنمون مسخره می‌شیم، یه نگاه عجیب می‌بینیم یا حرف فامیل رو می‌شنویم، ذهن همه‌ی اینا رو یادش می‌مونه و برای محافظت از ما یه قانون می‌سازه: «تو جمع دیده نشو، خودتو قایم کن.»
حرف‌هایی که بارها و بارها می‌شنویم هم همین کار رو می‌کنن. من اینا رو «فرمول ذهنی» تعریف کردم، مثل همون «تو بچه‌ی خجالتی‌ای هستی» که از بچگی می‌شنیدم. فرمول‌ها با تکرار تثبیت می‌شن و بعد از یه مدت دیگه لازم نیست کسی حرفی بزنه؛ خود ذهن از همون اول هشدار می‌ده.

بچه‌ها حرف بزرگ‌ترها رو بدون هیچ فیلتری قبول می‌کنن. وقتی بارها بهم گفتن بچه‌ی خجالتی‌ای هستم، ذهنم این رو به‌عنوان یه واقعیت درباره‌ی خودم ثبت کرد و من هم مطابق همون رفتار کردم؛ هرچی بیشتر مطابقش رفتار می‌کردم، قوی‌تر می‌شد. نکته‌ی مهم اینه که اون برچسب، اسم یه رفتار بود که ریشه‌ش ترس از قضاوت درباره‌ی بدنم بود.

برای ذهن فرقی نداره که خطر واقعی باشه یا فقط احتمال مسخره شدن؛ تو هر دو حالت آماده‌ی دفاع می‌شه. برای همین آدم تو مهمونی یه گوشه می‌شینه، لباس گشاد می‌پوشه یا ترجیح می‌ده تو عکس نباشه، حتی وقتی هیچ‌کس قصد بدی نداره.

یه آدم متناسب تو همون عکس گروهی اصلاً به جای ایستادنش فکر نمی‌کنه. می‌ره وسط، لبخند می‌زنه و عکس رو می‌ندازه. این فرق فقط تو بدنشون نیست، تو فرمول‌هایی هم هست که ذهنشون درباره‌ی حضور تو جمع داره. کاری که برای اون ساده‌ست، برای کسی که چاقه و ذهنش پر از فرمول‌های قدیمیه، سخته.

درسته که من مرد هستم و حرف فامیل روی ذهن من خیلی کمتر از خانم‌ها فشار میاره، ولی از نوشته‌ها و سؤال‌های اعضای سایت زیاد دیدم که مقایسه‌ی بدن با عکس‌های فیلترشده‌ی اینستاگرام و تیکه‌های فامیل چقدر روی ذهن خانم‌ها اثر می‌ذاره.

نقشه‌ی تأثیر چاقی بر ذهن

🔄 چرخه‌ای که از اعتماد به نفس پایین به خوردن می‌رسه

اعتماد به نفس پایین فقط حال آدم رو بد نمی‌کنه، به خوردن هم وصل می‌شه. وقتی از جمع فرار می‌کنیم و حس ناکافی بودن داریم، ذهن دنبال سریع‌ترین راه آرامش می‌گرده و معمولاً به خوراکی می‌رسه، مثل چای با کیک یا شکلات وقتی تنها شدیم. بعدش از خودمون ناراحت می‌شیم، حس شرمندگی بیشتر می‌شه و دوباره همون راه آرامش رو انتخاب می‌کنیم.

مثلاً بعد از یه مهمونی که ته جمع نشستی و کم حرف زدی، شب جلوی تلویزیون با یه چیز خنک و هله‌هوله‌ای سراغ آرامش خودت می‌ری. اون لحظه به‌نظر انتخاب ساده‌ایه، ولی ریشه‌ش همون حسیه که تو مهمونی ساخته شده.

یعنی چاقی اعتماد به نفس رو پایین میاره و اعتماد به نفس پایین، خوردن بیشتر رو می‌سازه. برای همین با رژیم و ورزش این چرخه شکسته نمی‌شه؛ رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط می‌گیره، ولی این الگو تو ناخودآگاه ذهنه.

خیلی ساده بگم: چاقی اول ذهن ما رو به قضاوت و ترس عادت می‌ده، بعد این ترس اعتماد به نفس رو پایین میاره و در نهایت همین حس دوباره خوردن رو بیشتر می‌کنه.

👥 چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی اجتماعی

تأثیر چاقی بر ذهن فقط تو خود آدم نمی‌مونه، تو رفتار و رابطه‌هامون هم دیده می‌شه. کسی که اعتماد به نفسش پایینه، خودش رو از خیلی موقعیت‌ها کنار می‌کشه: برای نرفتن به مهمونی خانوادگی بهونه میاره، عکس نمی‌ندازه، از خرید لباس تو مغازه فرار می‌کنه یا تو جلسه و کلاس ساکت می‌شینه و نظرش رو نمی‌گه.

گاهی هم این فشار از بیرون میاد: یه فامیل تو مهمونی می‌گه «چقدر چاق شدی»، یا وقتی گوشی دست می‌گیریم عکس‌های فیلترشده و قبل‌وبعد لاغری رو کنار عکس خودمون می‌ذاریم. هر کدوم از این‌ها یه فرمول دیگه به ذهن اضافه می‌کنه و اعتماد به نفس رو کمتر می‌کنه.

هر بار که کنار می‌کشیم، ذهن نتیجه می‌گیره کار درست همین بوده. دفعه‌ی بعد فرار آسون‌تر و اعتماد به نفس کمتر می‌شه. همون‌طور که تو زندگی خودم عادت میز آخر کلاس به بقیه‌ی جاها هم رسید.

برگرد به همون عکس گروهی اول مقاله. اون ایستادن ته صف همین چرخه بود که با فرمول‌های قدیمی ذهنت دوباره اجرا می‌شد.

راهکار رهایی از چرخه‌ی چاقی و اعتماد به نفس پایین

💡 رها شدن از این چرخه از کجا شروع می‌شه

اولین قدم بالا بردن اعتماد به نفس با حرف‌های انگیزشی نیست. چون اعتماد به نفسی که با حرف‌های انگیزشی بالا بره، با اولین نگاه یا تیکه‌ی فامیل دوباره پایین میاد. اولین قدم اینه که بفهمیم فرار کردن و خجالتی بودنمون از کجا اومده. ولی وقتی علت رو بشناسی، دیگه لازم نیست هر بار از اول بسازیش.

وقتی من فهمیدم علتش شخصیتم نیست و چاقیه، نگاهم عوض شد: این‌ها الگوهایی هستن که یاد گرفته شدن و می‌شه تغییرشون داد، نه یه عیب ثابت تو وجود من.

این الگوها همون «خطاهای مغز چاق» هستن که تو فایل‌های مختلف بارها درباره‌شون گفتم. لازم نیست با خودمون بجنگیم یا برای همه‌شون راه‌حل پیدا کنیم؛ کافیه ذهنمون رو کمتر درگیر استرس و قضاوت کنیم تا به‌مرور نسبت به این فرمول‌ها بی‌تفاوت بشیم. تمرین زیر یه شروع ساده‌ست.

📝 تمرین: موقعیت‌هایی که خودت رو قایم کردی

قبل از اینکه شروع کنی، یادت باشه هدف این تمرین پیدا کردن عیب تو نیست؛ هدفش اینه که ببینی ذهنت دقیقاً چه جمله‌هایی رو تکرار می‌کنه.

  1. یه برگه بردار و سه موقعیتی رو بنویس که به‌خاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی، مثل ایستادن ته صف عکس، نخریدن لباس یا ساکت موندن تو جمع.
  2. جلوی هر کدوم بنویس ذهنت اون لحظه چی بهت گفت، مثل «همه دارن نگاهم می‌کنن».
  3. دور اون جمله یه خط پررنگ بکش و روش یه ضربدر بزرگ بزن. قرار نیست باهاش بحث کنی؛ فقط ببین این یه جمله‌ست که سال‌ها تکرار شده.
  4. چشم‌هات رو ببند و کل اون موقعیت رو تو ذهنت سفید ببین.
  5. چند روز این کار رو تکرار کن و فقط دقت کن ذهنت کجاها این جمله‌ها رو می‌گه. همین که الگو رو کشف کنی کافیه.

چرا این تمرین کمک می‌کنه؟ چون تا وقتی این جمله‌ها تو ذهنت ناشناخته می‌مونن، هر بار خودشون به‌صورت خودکار تو موقعیت‌های جدید اجرا می‌شن. وقتی نوشتیشون و جلوی چشممون گذاشتیم، می‌تونیم ببینیم که فقط یه جمله‌ی تکراری هستن و کم‌کم دیگه به‌اندازه‌ی قبل بهشون اهمیت نمی‌دیم.

🤍 اگه بازم قایم شدی

ممکنه با وجود این تمرین بازم ته صف وایسی یا از یه جمع فرار کنی. این یعنی ذهنت هنوز داره طبق فرمول قدیمی‌ش عمل می‌کنه، نه اینکه تمرین جواب نداده یا تو اراده نداری. همون لحظه رو بنویس، بدون سرزنش سراغ تمرین برگرد و اگه افسردگی یا اضطراب شدید داری، این مسیر رو کنار پزشکت برو.

یادت باشه موضوع چاقی و اعتماد به نفس یه شبه درست نمی‌شه. اعتماد به نفسی که سال‌ها پایین اومده، تو یه شب بالا نمی‌ره. ولی هر بار که فرمول رو می‌شناسی و روش خط می‌کشی، فاصله‌ت با اون ذهن چاق یه کم بیشتر می‌شه.

روش لاغری با ذهن

🎯 دوره‌هایی که کمکت می‌کنن

۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها

برای کسایی که می‌خوان نگاهشون به بدن و مقایسه‌ی خودشون با بقیه عوض بشه و فرمول‌های ذهن چاق رو بشناسن.

۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن

برای کسایی که می‌خوان باورها و تصویری که تو ذهنشون از خودشون ساخته شده رو عمیق‌تر اصلاح کنن.

📝 برام بنویس

تو چه موقعیتی به‌خاطر وزنت خودت رو کنار کشیدی یا قایم کردی؟ زیر همین مقاله بنویس، چون من هم مثل تو تو کلاس درس و زنگ ورزش همین حس رو داشتم. اگه فکر می‌کنی چاقی و اعتماد به نفس تو زندگی تو هم به هم گره خورده، حتماً برام بنویس.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 31 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 57 رای

https://tanasobefekri.net/?p=46478

31 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

31 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سارا آبکار
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۰۸:۰۷
      مدت عضویت: 1013 روز
      امتیاز کاربر: 12895 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 382 کلمه

      بنام حضرت عشق..و با درود فراوان خدمت استاد عزیز وهم مسیران … به نظر من منو بعنوان سلطان رژیمهای ناموفق باید معرفی کنن یاد .اونروزهایی میوفتم که از زندگی خسته شده بودم از یک طرف طعنه های اطرافیان .از طرفی دیگر وقتی خودم را در آینه میدیدم بیشتر از زندگی وخودم متنفر میشدم .تا اینکه با رژیم فیتمیس آشنا شدم و شروع کردم .خداییش ۱۰ کیلو کاهش وزن داشتم وقتی پنج دوره تموم شد به خیال اینکه دیگه نباید کاری کنم واین کاهش وزنم پایدار میمونه رها کردم .و بعداز مدتی برگشت وزنمو میگم ..پیام دادم گفتن نباید رها میکردی باید ادامه میدادی تا به نقطه امن وزنی می رسیدی .ای خدا !!!!من باید چیکار کنم گفتن باید رژیم بگیری و این بار رژیم برلیان 🤔خلاصه اون رژیمم گرفتم و شروع کردم مگه حالا وزنم کم میشد شاید حرکت حلزون سرعتش بالاتر از سرعت کاهش وزن من بود دیدم با این رژیم نمیشه رفتم سراغ یکی دیگه .رژیم ساناز .رژیم الناز ووووو…بعد زدم تو خط دکترا .رژیم دکتر کرمانی ..دکتر علیمردانی.وووو..رژیم توربو .رژیم فستینگ ووو..دیگه هم خودم هم جسمم هم روحم خسته شده بود .درمانده ورانده از همه جا ،،رفتم در خونه خدا گفتم خدایا تو به دادم برس .تو کمکم کن .وبسیار گریه کردم .شاید اگر حرف اطرافیانم اذیتم نمیکرد اینقدر از خودم متنفر نمیشدم .خلاصه گوشیمو برداشتم دیدم توی یه کانالی تبلیغ کرده لاغری با nlpزدم تو گوگل صفحه که باز شد چند تا ویدئو دیدم که لاغری با ذهن بود واستاد صحبت میکردن .با خودم گفتم این دیگه چه روشیه.. ویدئو رو باز کردم و گوش دادم برام جالب بود دیدم قسمت دوم وسوم هم داره .اونارو هم گوش دادم انگار همون آن حالم بهتر شد صبح که از خواب پاشدم دیدم حالم به خاطر یه چیزی خوبه ولی نمیدونستم برای چی بود شاید شما هم تجربه کرده باشید .یک دفعه یادم به حرفای استاد افتاد و دلیل حال خوبمو پیدا کردم .با ذوق وشوق رفتم توی گوگول .دوباره ویدئو.ها رو باز کردم .دفتر آوردم ومو به مو هر چی استاد میگفتنو نت برداری کردم .ای خدا هدایتتو شکر .چقدر تو مستجاب الدعوتی.و تا الان که این نوشته رو مینویسم .خداروشکر اکثر روزا حال دلم خوب هست و فهمیدم که باید ذهنم رو پاکسازی کنم تا جسمم متناسب شود وعوامل بیرونی اگر هم تاثیری داشته باشن گذراست .با تشکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۰۸:۰۳
      مدت عضویت: 1171 روز
      امتیاز کاربر: 8115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      سلام استاد 

      فایل عالی ومهمی بود سپاس از شما

      متن نوشتاری کامل و پرازآگاهیی نیز درآن بود که مطالعه کردم 

      بهر حال مادراین مسیر هستیم و میمانیم برای همیشه 

      برای ذهن وجسمی پایدار ومملو از  افکار لاغری و جسمی سرشاراز رفتار متناسبانه 🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۰۰:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 360 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم….

      این فایل خیلی خوب بود و به موقع. حداقل برای این روزهای من. حال من زمانی خوبه که خودم تصمیم بگیرم خوب بشه. تا زمانی که خودم نخوام هیچ اتفاقی نمی افته. خیلی از ماها(دوستان تناسب فکری)به صورت کاملا اتفاقی وارد این سایت شدیم. به نظرم ماها انسان های با انگیزه بالا هستیم. هیچ عجله ای نداریم و مهمتر از همه خودمون رو خیلی دوست داریم.

      این سایت ارزشمند رو به خیلیا معرفی کردم. ولی هیچ کدوم نمیان. منو میبینن که تغییر کردم، ولی باز نمیان. چون اونا خودشون از درون نمی خوان. 

      من واقعا یه زمانی از اضافه وزن خسته شدم. آخرین بار حدود ۵ کیلو در عرض دو ماه زیاد کردم. غصه خوردم و لاغری با ذهن رو سریع شروع کردم. الان و هیچ وقت دوست ندارم به روزهای گذشته بگردم. چون احساس چاقی زیاد داشتم. فکرم چاق بود. حالم بد بود . از خودم متنفر بودم. 

      فقط وضعیت جسمی من نبود که منو اذیت میکرد، بلکه روحی بیشتر اذیت بودم.

      ولی وقتی چند تا فایل گوش دادم همه چی تغییر کرد. خدا صدای منو شنیده بود که به این سایت هدایت شدم. من بدن رو دوست دارم. من فکرم رو دوست دارم. از همون روز می دونستم من به تناسب می رسم. چون میدونستم اینجا راه درستیه. شخصی اینجاست که حرفهاش از ته دله. فردی که خودش یه زمانی اضافه وزن داشته و با پشتکارش تونسته الان به تناسب برسه. اندام این فایل شما رو دیدم و با اون عکستون مقایسه کردم. خیلی تغییر کردین. فقط جسم شما نیست که تغییر کرده. شما درونی تغییر کردین. خدا رو شکر و برای شما خیلی خوشحالم

      امیدوارم همه ی دوستان هم نتیجه بگیرن….

      تمام دوستان تناسب فکری میدونن با سه ماه داخل سایت بودن، نگرش همه تغییر می کنه. خود من وقتی داخل دورهمی ها مینشینم، حداقل نیم ساعت در مورد چاقی حرف میشنوم. میدونم که اونا راه اشتباه رو میرن و راه درست رو نمیدونن. تا زمانی که خودشون نخواسته باشن و گوش شنوایی نداشته باشن، داخل این سایت ارزشمند هدایت نمیشن

      به امید روزهایی بهتر از امروز برای همه 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghanbarimahbobe92
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۲۲:۴۴
      مدت عضویت: 2277 روز
      امتیاز کاربر: 11628 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      با سلام به دوستای خوب و استاد عزیزم

      نگرش و تفکر برای پرداختن به هر مسئله یا موضوع مسیر حرکت و تجربه و نتایج رو مشخص میکند .مثلا وقتی ما میخواهیم لاغر شویم رژیم میگیریم یا ورزش یا باشگاه میرویم یکسری کارها مربوط به غذا یا فعالیت جسمی داریم .

      نگاه کل جهان به مسئله ی چاقی یا ورزش و رزیم هست یک مجموعه اقداماتی ترکیبی از ورزش و رژیم است بیشتر روی جسم کار میکنند نه ذهن .

      بیشتر برای حل مسایل از ذهن استفاده نمیکنند مثل چاقی و اعتیاد 

      مثلا برای حل مسئله اعتیاد یک یا تنبیه یا زندانی کردن و دو کمپ میبرند ولی در اصل به ذهن که همه چی و منشا ذهنی هست کار ندارند .

      در چاقی هم دو عامل یا رزیم میگیرند یا ورزش میکنند و هر موضوعی در زندگی تکرار میشه و نتیحش نارضایتی هست .

      چاقی بیشتر روی ذهن مثلا اعتماد به نفس و مشکلات زانو درد و روح ادم ضربه میبیند ولی ما با حذف کردن مواد غذایی مثلا میخوایم به وزن ایده ال برسیم .

      بخش دوم فرمول ها و تصاویر دهنی و دلایل و علت های هست که ما رو ترعیب میکند به انجام اون کارها.مثلا ترغیب به پرخوری یا دایم سریخجال میرویم و هله و هوله میخوریم و در اخر دچار عذاب وجدان میشویم و بی نهایت عامل محیطی هست ترغیب میشویم به خوردن و این عمل هی تکرار میشه و ما نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم که همش عوامل ذهنی چاقی هست.

      موصوع چاقی یک عذا و تاثیرات پیرامون بر غذا برجسم است و دکم ترغیب های ذهنی و رفتن به سمت غذا و قابل دیدن هم نیست و مختص خود هر فرد است که باید از ذهن پاک کرد.

      فرایندی است که به همکاری خود فرد دارد تا در ذهن پاک بشه این عوامل آن چیزی است که باعث بروز رفتار و بحث این افکار و نگرشهای ذهنی میشود.

      ما بایر خودمان بخواهیم تعییر کنیم و بپذیزیم من باید تغییر کنم با اموزش جدید و تمرین حل کردن و … و با این کارها میشور سرعت اضافه شدن فرمول های دهنی رو کندتر و فرمول تناسب اندام کارشو انجام میدهد و حقایق روشن میشود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه علیزاده
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۱۸:۳۳
      مدت عضویت: 733 روز
      امتیاز کاربر: 18790 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 384 کلمه

      با سلام و عرض ادب  تغییر ات در تمام جنبه های زندگی ما از زمانی شروع میشه که مسولیت قبول میکنیم میپذیریم که خودمون باعث و بانی هر اتفاقی در زندگی مون هستیم  به نظر من همونایی که خودشون هم قرص و دارو ژل و قهوه و… را تجویز میکنند برای لاغری دیگران به این موضوع پی بردند که همه ی این چیزها بی فایده هست ولی چونکه یک تجارت پر درامد و جهانی هست هرگز دست از فروش محصولات لاغری خود برنمی دارند و مشکل ما هم همین جاست که فقط به ظاهر نگاه میکنیم و همیشه میخواهیم ظاهر مون رو درست کنیم ولی یه چیز خیلی مهم تر که باید در صدر تمام تغییرات قرار بگیره ذهنمون هست  تغییر ذهن باعث تغییر در زندگی ما میشود دوستی دارم که چندین سال هست مرتب باشگاه میره خودشو زجر میده همیشه رژیم هست حالت افسردگی داره و به تناسب رسیده ولی هر وقت میاد خونه ما با این که من قبلا با این روش اشنا نبودم ولی از بعضی رفتارهاش برداشتم این بود که چقدر داره زجر میده خودشو چقدر دلش میخواد غذا بخوره ولی خودشو محدود کرده همیشه بهش غبطه میخوردم که چه اراده ای داره ولی الان دیگه من به خودم میبالم با اینکه شاید زیاد وزن کم نکردم ولی اشتهای من نسبت به قبل خیلی خیلی کم شده قبلنا مگه من سیر میشدم همیشه مثل قحطی زده ها دلم میخواست غذا بخورم ولی الان اینجوری نیستم کنترل من بیشتر و بهتر شده با این که هنوز میل به شیرینی دارم ولی از خوردنش ترسی ندارم و میدونم که این موضوع هم حل خواهد شد و من بالاخره کنترل ذهنم را در دست خواهم گرفت جامعه جهانی برای درمان بیماریها همیشه به ظاهر امر نگاه میکنه در حالی که تمام مشکلات از ذهن شروع میشه و در ظاهر ما خودشو به شکل های مختلف نشون میده  پس ذهنها را باید شست جور  دیگر باید بود من خیلی بر روی کنترل ذهنم کار میکنم چونکه عامل موفقیت خودم رو در تمام زمینه های زندگی ام پیدا کرده ام و اون کنترل ذهن و تغییر باور هایم است برای حذف فرمول های ذهنی باید تکرار و تمرین داشته باشیم و دست از تلاش برنداریم خیلی ممنون از استاد گرامی که ذهنی روشن و قلبی پر از نور دارند زندگی تان پر از نور الهی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۱۴:۲۵
      مدت عضویت: 710 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 486 کلمه

      با سلام برداشتی که من از این فایل داشتم:

      علتی که در تمام جهان برای رفع چاقی و

       رسیدن به تناسب اندام هست همیشه بر مبنی افزایش تحرک وکم کردن مصرف مواد غذایی هست 

      البته این روش برای تمام عاداتی که فرد از نتیجه اون عادت راضی نیست وباعث مزاحمت ومشکل در زندگی فرد میشه کاملا یکسان هست عاداتی مثل اعتیاد به مواد مخدر یا چاقی

      در این روشها چون درمانگران به تغییرات وحالات ظاهری افراد توجه میکنند بنابر این سعی در برطرف کردن نشانه های ظاهری هم دارند مثلا برای ترک اعتیاد ،فرد را از ماده اعتیاد آوری که مصرف میکند دور میکنند ومدتی اورا در جاهایی مثل کمپها یا زندان ویا… زیر نظر دارند تا فرد ترک کند وبعد اورا آزاد میکنند تا به زندگی طبیعی خود برگردد که دیری نمیگذرد ودوباره شروع به مصرف میکند 

      حالا این مورد هم درباره افراد چاق همینطور هست مدتی برنامه غذایی وورزشی میدهند وفرد وزن هم کم میکنه ولی به محض بازگشت به زندگی طبیعی دوباره پرخوری شروع میشه ووزن کم شده کاملا، گاهی هم بیشتر برمیگردد

      حال اینکه چاقی وکلا همه رفتارهایی که با تکرار عادت شده دو جنبه دارن که باید برروی هر دو جنبه کار کرد تا به نتیجه دلخواه با ماندگاری رسید یک جنبه همان جنبه جسمی وظاهری هست وجنبه دوم و مهمتر،جنبه ذهنی میباشد وکار کردن بر روی فرمولهای ذهنی ، که باعث ایجاد عادات اشتباه وتکرار اون عادات باعث ایجاد تغییرات جسمی شده که خوشایند برای فرد نیست ،

      داروهای لاغری دمنوشها ،برنامه های غذایی ،انواع جراحی هایی که برای لاغری انجام میشه

      همه این روشها تنها به جنبه ظاهری چاقی توجه میکنند وشاید هم کاهش وزن ایجاد کنند ولی ماندگاری نداره  زیرا تنها باتغییر باورهای ذهنی میتوانیم به لاغری دائمی دست پیدا کنیم واین هم مهمه که تا فردی خودش برای تغییر فرمولهای ذهنی اقدام نکنه هیچ کس دیگه نمیتونه به اون کمک کنه

       پس برای رفع چاقی نیاز هست که با آگاهی از روش لاغری با ذهن اقدام کرد تا به نتیجه ماندگار برسیم من خودم بارها برای لاغری اقدام کردم وهمه نوع روش بجز جراحی  رو برای اینکار استفاده کردم از برنامه های غذایی وطب سوزنی ورزش در آب ،انواع ورزشهای بدنسازی، انواع قرصهای لاغری ،دمنوش ،گوشواره های لاغری و…اما هر بار یک مقدار از وزنم کم میشد ولی بعد از چند ماه بیشتر از اول هم چاق میشدم چون با روش ذهن ،ترغیبهای ذهن وباورهای اشتباه در ذهنم آگاهی نداشتم وفقط به دنبال تغییر وضعیت جسمی خودم بودم

       ولی حدودا ۴۰ روز هست که با روش آگاهی ذهن آشنا شدم وبا گوش کردن به فایلها وانجام تمرینات وعمل کردن به آموزه ها توانستم تغییرات گرچه کوچک ولی بسیار محسوس ایجاد کنم مثلا من اصلا آلارمی از ذهنم مبنی بر سیری دریافت نمیکردم برای همین همیشه خیلی بیشتر از نیازم میخوردم واصطلاحا پرخوری میکردم ولی حدودا دو هفته هست که به محض خوردن مقدار نیاز بدن آلارم سیری رو از ذهنم دریافت میکنم واین تغییر برای من یک توانمندی خوشایند ایجاد کرده که من خیلی راضی هستم 🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۱۴:۱۸
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87291 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 981 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام‌ب استاد عطار روشن وهمه دوستان هم‌مسیر 

      هدف من زندگی بهتر کردن‌ هست 

      چله تغییر 

      روزیی که توسایت گفته شد مقصر اصلی  چاقیم خودم‌ هستم باورهاش برای من‌ سخت بود که این همه سال کلی بهانه داشتم‌ برای این مشکل باید فبول کنم هیج عامل بیرونی تو این مشکل مقصر نیست وهمه وهمه رو من‌ توجسم  ایحادکردم برای فبول همین یی مورد واقعا سخت بود

        دوره ورود به سرزمین لاغرها کلی بهانه خودم  رو براش دلیل اوردم که اشتباه بوده هست واصلا واقعیت نداشته من برای پوشش چاقی خودم برای صحبت دیگران این بهانه رو برای  خودم  ساختم برای برطرف کردنش به یاد دارم‌ روزهای انقدر اشک ریختم و گریه داشتم‌ که نفس کم‌میاوردم که جرا این بهانه رو اصلا فبول کردم این همه سال انها روبرای خودم مثل گنج نگه داشته هی بهش بال پر میدادم هی انها رو توسطح بزرگتر کسترش میدادم ولی همه از اساس اصلا وجود نداشت 

      یی روز وفتی تودوره به سرزمین لاغرها به  من گفته شد بود ازافراد متناسب سوال جواب داشته باشم بایداز سه نفر میپرسیدم‌که تو ذهن انها چه خبرهست 

      وفتی جوابها انها رو دیدم برام باورهاش سخت بود اصلا اره اصلا  هیج کودم و از باورها من بهش هیج  اگاهی نداشتن با سوال من اول کلی فکرمیکردن واقعا جوابی به شکل من تو ذهنشون‌ نبود کلی تفاوت بود بین  پاسخ ذهن من به اون سوال با پاسخ اون افراد به همون سوال  متو جه این مسئولیت شدم که خودم  ساختم چاقی که براش هزاران بهانه داشتم خود خودم برای جسم عزیزم  با افکار اشتباه که از اگاهی نادرست جمع کردم  ساختم واین شد که فبول کردن بر ای برکشت به مسیر اصلی وطبیعی،جسم هم اول باید خودم ازانجه تو ذهنم انباشته کردم  رها کنم که بشه تناسب فکرم  که حاصل عمل کر.د همون اگاهی بشه بخش طبیعی جسم‌ که کارش درست هست و تناسب ولاغری وسلامتی جسم رو توجسم بینم

       امروز که دارم این دیدگاه رو یادداست میکنم با نگاه به خودم وبخشهای که حجم اون داره وارام ارام کم‌میشه  و لذتی بی حد رو برای من ساخته به خوددم میگم

               

                  افرین افرین افرین صالحه

       که فبول کردی خودت مقصر هستی سخت بود سخت بود ولی قبول کردی این یی شجاعت بود که تو انجام دادی و تازه ابرازش هم میکنه مهم‌نیست وتوافکاردیگران چی هست همین که فبول کردی مهمترین کاره رو برای خودت انجام دادی و حالا داریی جواب اون قبول رو خودت تواینه خونه خودت وتوتنهایی وتوشلوغی اطراف متوجه میشی که به چه دیگران تقاوت وتوافکارت و رفتارت وگفتارت ایحاد شده 

      امروز صبح داشتم‌ این فایل رومی خواستم‌ گوش کنم همسرم‌ منزل بود فایل رو باز کرده  صفحه گوشی روی میز، گذاشتم هدفون به گوش داشتم از زمانم بهترین استفاده میکردم  با ارامش این فایل روگوش کردم چون‌با کمال خوشحالی هنوز همسرمن تواین مدت متوجه نشده من‌ دارم چه‌کار میکنم‌

       تو افکار اون‌ من دارم بازی کامپیوتری میکنم اره من دارم بازهی کامپیوتری ذهنم‌ وانجام‌ میدم‌ این‌کامپیوتر قویتر کامپیو موجود درجهان هست که خلق  خالق بی همتای هستی هست وتوجسم وهربنده شخصی شخصی اون فرد هست بسته به واموزشی که و تواطرافش هست اگاهی که اون فرد هست پرشده کار میکنه میشه دنیایی متفاوت و از هر شخص دیگه اگه و توبخش اطلاعات اصلی که لازمه تناسب هست اشکالی ایجاد نشه واون وفرد درحین موقعیت مالی شغلی رابطه هر جچیر درست از تناسب کامل و سلامتی خوب هم برخودار هست من به و این نتیجه رسیدم ای کاش هیج اموزشی تو این بخش وجود نداشته باشه 

      نه با فایل گوش کردن و نه هیچ‌ کاره دیگه لاغری نیست من یاد گرفتم‌ این‌ من هستم‌ که انچه که شنیدم با انجه تو ذهنم هست چقدر تفاوت داشت 

      دوسال پیش هربار که دخترم بازار میرفت اولین لیست خرید از هر خرید واجبار بود خرید زیزه دارچین بود شاید کلیو کلیو  من همه رومصرف میکردم  میجویدن دم میکردم‌ روی هروعده غذا کلی زیزه مصرف داشتم  ولی هیج فایده نداشت دریغ از کم شدن وزن  فقط به معده بیجاره رو بهش فشار میاوردم حالا که وفتی من دارم تو مسیرم واگاهی درست کسب میکنم‌تازه با دره اصلاح وپرخوردی دارم  متوجه فرمانهای ذهن توبخش خداگاه و ناخداگاه رو متوجه میشم که ذهنم‌ از کودم  بخش داره برای من دستور صادر میکنه فرمان میده  عالی هست 

      حالا که سلولهای بخش لاغری تو ذهنم  داره کسترش پیدا کرده زمان بیشتر تو افکار توبخش تناسب هست وانتظارم حالا تناسب کامل هست

       من‌ توکل برنانه رژیمی فقط هدفم کم شدن وزن بود باور نداشتم من فردی لاغر بشم حالا  خودگ  رو فقط،توجسم لاغر فبول دارم به کمتر از اون اصلا رضایت نمیدم و تجسم هم خودم رو لاغر با سلامتی کامل توحرکت رفت امد مبینم کارهای که فبلا انجام میدادم رو تو هر تجسم دارم انجام میدم واقعا عالی هست که ازیی فردی که خودش معلول دیگه حساب میکرد واین‌ رو همه براش کلی بهانه خدا شناسی بهش میدا وتازه صبر براش از خالقش میخواست‌که همه بی اساس بود

       حالا انتظارم و تصویر تازه از زندگی و هدفم  برام واضح شده و افکارم  رو داشتم مرور میکردم باره گفتم‌ اینده من همین امرزوم هست اگه وامروز روخوب زندگی کنم افکار رو به شکل عالی بهش بها بدم  اموزش های که دیدم رو توعمل کرد رعابت کنم‌ افکار مسیر  فبلی روبهش بها ندم نیرو محرک شگفت انگیز رو توحرکت نگه دارم‌ که همون  استمرار داشتن ادامه دادن هست انجام بدم  به زودی هرانچه تجسم دارم‌ واقعیت زندگی ایم  هست این بهش ایمان دارم

       وفتی دیدگاهم روارسال میکنم‌یی موسیقی شاد میزارن برای خودم  شادی بی حد رو می سازم‌که امروزن رو تو افکاروگفتار وعمل خوبی طی شد افرین به من که تواستم تا این زمان ازکمک وهدایت پرودگارم  بهترین بهر ببرن وپیش خالقم روسفید باشم  وازخانم حضرت زهرا(س)که واسطه این امر شد بی نهایت تشکردارم که دستم  گرفت وکمک کرد این دو بهترین چیزی هست که و تواین مسیر برام مهمترین هست که اگه نبود خودم رو اصلا موفق نمیدم کمک خدایی عزیزم که بی نهایت هست و هرروز درپناهش خودم بیشتر حس میکنم 

      خدا پشت پنا هتون  باشه یا حق حق. نگه  دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۱۳:۱۹
      مدت عضویت: 782 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 496 کلمه

      تاثیر چاقی بر ذهن و جسم 

      سلام بر همگی ۱۱۵ روزه تو این بهشت لاغری ذهن و جسم هستم و خدا رو شکر میکنم بخاطر هدایت الهی ام 

      منم همیشه تو دلم وقتی کمپ های ترک اعتیاد رو می‌دیدم میگفتم خدایا کاش میشد یه کمپی هم برای لاغر شدن ایجاد میکردم تو ایران 

      میرفتم اونجا سر موعد های خاصی وعده های غذایی رژیمی بهم میدادند و مثلا پی از گذشت یه مدتی لاغر و باربی برمیگشتم خونمون 

      مثل رویا بود برام چون همیشه تو خونه رعایت رژیمی با وجود غذا درست کردن برای بقیه و همیشه پای گاز بودن و همراهی کردنشون در رستوران گردی و شکم چرانی سخت بود دوست داشتم تو محیطی یه مدت قرار می‌گرفتم که همه هم درد باشیم و اونجا دیگه لازم نباشه فکر کنم الان و چه ساعتی چه میزانی غذا باید بخورم 

      چاق بری تو اون کمپ و لاغر بیای بیرون 

      ولی الان میفهمم که این خود منم که باید باورهای غلط ذهنیم رو درست کنم به زور کمپ و جراحی نمیشه 

      اگه میشد که خواهر خود من با وجود اسلیو معده از ۱۵۰ کیلو به صد رسید و الان دوباره برگشته سر جای قبلیش و چنان معده ش کش اومده که دکترا تعجب کردند 

      پس یادگرفتن باید ذهنم لاغر بشه باید حریص خوردن نباشه و این باید بدون ممنوعیت و باید و نباید و کاملا آزادانه درمن شکل بگیره 

      وگرنه خود من اینهمه رژیم های سخت گرفتم چی شد آخرش ول کردم و دوباره چاقتر از قبل شدم مثل کش اومدن کش بود رژیم ،تا ولش میکردی بدتر از قبل میشدی 

      حتی باشگاه رو هم امتحان کردم جالبه باشگاه میرفتی بعدش نمیرفتی چاقتر از قبل میشدی 

      یعنی اگر از اول همون‌جوری چاق میموندی و باشگاه نمیرفتی وضعیتت بهتر از رفتن و ول کردن باشگاه میبود

      الان من ورزش خاصی نمیکنم رژیم هم ندارم آزادانه بدون ترس از مواد غذایی از هر چی میلم بکشه میخورم 

      و چون آزادم این رهایی یجورایی احساس فروکش کردن ولع رو خیلی زودتر صادر می‌کنه 

      در صورتی که قبلاً که تورژیم بودم همیشه حریص و مثل گرگ گرسنه ممنوع شده از خوردن بودم که انگار منتظر سوت پایان بشینی و بعدش حمله کنی به خوراکی هایی که به مدت بزور ورقه ی رژیم منع شدی از خوردنشون 

      الان اون حس رو ندارم شاید روند لاغری کندتر صورت بگیره برای بعضیا ولی خوبیش اینه که پایدارتره چون تو فکرت عوض شده نوع نگاهت به غذا خوردن و لذت بردن از زندگی عوض شده 

      اونقدر لذت و آرامش درونی داری که غذا مسکن و آرامش بخش و ترشح کننده هورمون شادی برای تو نیست 

      درون خودمون مأمنی ایجاد میشه که موقع ناراحتی میتونیم بریم درونمون و انرژی بگیریم و یکم از آدمها و فضای مجازی دور بشیم و چه حالی میده تجربه ی شیرینش

      خلاصه بگم ما اگر کمپ لاغری هم می‌رفتیم نتیجه مون گذرا بود و بعد اومدن از کمپ دوباره عادتها و باورهای ذهنی راه خودشون رو پیدا می‌کردند 

      فقط یه مدت می‌تونستیم تناسبمون رو حفظ کنیم 

      ولی من دنبال یه لاغری دائمی و همیشگی هستم و اونقدر استمرار و پایداری بخرج میدم تا اینجا با کمک استادروشن و دوستای گلم  بهش برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ۱۱:۴۳
      مدت عضویت: 2268 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 718 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      واقعا استاد گفته های شما بینظیر هستن 

      همیشه همین طور بوده ما خواستیم جسممونو تغییر بدیم اومدیم غذا رو یا مواد از افراد بگیریم خلاصه اومدیم روی بخش وجودمون که صحنه آخر صحنه نمایش تغییراتی ایجاد کنیم 

      و همیشه هم شکست خوردیم شاید اولش موفق شدیم ولی بعد از یه مدت دوباره وزن قبای برگشته ما شکست خوردیم 

      اون روزها همیشه این اشتباه تکرار میکردم همیشه میخواستم غذا کمتری بخورم ورزش کنم دمنوش و…رو مصرف کنم تا لاغر بشم و نتایج ماندگاری هم برای من نداشته تازه منو نا امید تر افسرده تر کرده و شکست‌های پی در پی 

      هم باعث شده این فرمول ذهنی در من ایجاد بشه که من نمیتونم لاغر بشم من کلی کار کردم اما نتیجه ای نداشته و نا امید و سر گردون منتظر میشدم ببینم 

      کی چی میگه انجامش بدم و بازم فایده نداشته 

      چقدر تلاش کرده باشم فق، دو قاشق از غذای خودم نخورم بلکه کم کم لاغر بشم اما نتونستم 

      چقدر خواستم با کارهای مختلف آرامش الهی تجربه کنم نتونستم 

      چقدر ورزش‌های سنگین کردم و چقدر رژیم‌های سخت دمنوشهای تلخ و بی مزه و….خورده باشم تا لاغر بشم اما نشده 

      همیشه شنیده بودم اگر میخوای لاغر بشی باید ورزش کنی و باید کمتر غذا بخوری در نتیجه تصمیم گرفتم همیشه در حالت رژیم باشم 

      و با حسرت بشینم پیتزا خوردن فرزندانم افراد دیگه رو تماشا کنم 

      ولی خدارو شکر میکنم که خداوند  منو هدایت کرد تا وارد این دنیای شگفت انگیز بشم 

      تا یاد بگیرم به جسمم نباید کاری داشته باشم برای لاغر  شدن فقط باید فرمول‌های ذهنیم تغییر بدم 

      برای ترک اعتیاد فقط باید فرمول‌های ذهنی افراد بر طرف کرد 

      نتیجه خودبه‌خود تغییر  میکنه فرد کاملا پاک میشه چه از لحاظ چاقی چه از لحاظ اعتیاد 

      اینجوری با قدرت ذهن خیلی راحتر و آسانتر و بهتر معجزه آسا تر لاغر شدن یا ترک اعتیاد 

      اتفاقا استاد چند روز پیش نمیدونم چی شد موضوع اعتیاد در ذهنم اومد گفتم چقدر خوب میشد استاد یه دوره هم برای اون بندگان خدا تهیه میکردن تا اونها هم برای همیشه اعتیاد ترک کنن به زندگی خودشون برگردن 

      من درک میکنم اونا رو چون خودم یه جور اعتیاد  دارم دیگه چاقی هم به نظر من یه جور اعتیاد وقتی میخوای لاغر بشی وقتی میخوای شبیه تصویر ذهنی لاغری خودت بشی اما نمیتونی یه جور اعتیاد دیگه 

      من خدارو شکر میکنم که عضو این دنیای شگفت انگیز شدم پذیرفتم که هر مشکلی هر مسئله ای تو زندگیم دارم مقصر خودم هستم می‌پذیرم از اعماق وجودم خودم باعث این چاقی شدم دوست ندارم اسم اعتیاد روش بذارم در بد و بدتر بد رو انتخاب میکنم 

      خدارو شکر میکنم و جالب‌تر و شگفت انگیز تر معجزه آسا تر ش اینه که وقتی یه فرمول ذهنی تغییر بدیم در تمام جنبه‌ های زندگی من تاثیر میذاره 

      مثلا فرمول ذهنی ترس وقتی من از تاریکی میترسم این یه فرمول ذهنی به این معنی است که من در جنبه‌ای دیگه زندگیم هم ترس دارم شاید از همسر یا مادر یا پدرم میترسم  یا میترسم بلایی س  بچه ام بیاد یا میترسم نکنه من رانندگی کنم حالم بد بشه نکنه شارژم تموم بشه و تمرینم نتونم ارسال کنم 

      خلاصه ترس ترسه فرقی نمیکنه چی باشه فرمول ذهنی و اگر من فرمول ذهنی ترس کمرنگ کنم از بین ببرم در تمام جنبه های زندگیم  این فرمول پاک میشه و برای همین که در تمام جنبه های زندگیم نتایج چشمگیری حاصل میشه 

      پس باید بجای تقلا کردن رنج کشیدن سختی کشیدن با لذت با شادی با آرامش با حال خوب بیام فایلها رو گوش کنم تمرین بنویسم که فرمول‌های ذهنیم تغییر بدم و نتایج خیلی فراتر از انتظارم خداوند برای من بعنوان پاداش در نظر گرفته و منتظره تا من به او برسم اون هدایا رو از خداوند بزرگم بگیرم 

      و همین آرامشی که الان دارم همین حال دل خوبی که الان دارم همی احساس خوبی که دارم  جز اون پاداش‌ها بحساب میان و این مسير استمرار داشته باشم ایمان دارم نتایج خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم 

      من این نتایج تجربه کردم ایمان دارم مطمئنم که نتایج خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم 

      و یاد گرفتم تا فرمول‌های ذهنی من تغییر نکنه هیچ اتفاق خوبی برای من رخ نخواهد داد پس سعی میکنم که اونها رو تغییر  بدم البته با کمک  استاد گرامی و عالیقدرم وبا هدایت  خدای مهربان و بزرگم و با تلاش خودم من پیروز میدان میشم خدایا خیلی دوستت دارم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم