چطور مطالعه درباره لاغری میتونه به لاغریمون کمک کنه؟ | کشف تأثیر مطالعه بر ذهن و بدن
ممکنه عجیب بهنظر برسه، ولی مطالعه میتونه یکی از قدرتمندترین ابزارها برای لاغری پایدار باشه!
نه، منظورمون خوندن لیست غذاهای مجاز و ممنوع یا رژیمهای سختگیرانه نیست.
منظورم مطالعهای که باعث میشه ذهنت بیدار بشه، باورهای اشتباه لاغریت زیر سؤال بره و به جای ترس از غذا، یاد بگیری چطور با بدن و روانت دوست بشی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠📚 چرا باید مطالعه درباره لاغری رو جدی بگیری؟
📖 وقتی شروع به مطالعه درباره لاغری به شیوه ذهنی میکنی، در واقع داری با هر پاراگراف، یه پُل میسازی از جایی که هستی، به جایی که میخوای باشی.

مطالعه درباره لاغری ذهنی نه تنها بهت کمک میکنه تا اطلاعات جدید بهدست بیاری، بلکه بهت این قدرت رو میده که عادات قدیمی رو بشکنی و باورهای جدید بسازی.
مقالهها، تجربههای واقعی، یافتههای علمی و حتی جملههای ساده ولی عمیق… همه اینا، مثل نُتهای موسیقی، ذهنتو کوک میکنن برای یک زندگی تازه. 🧠✨
🔬 برای تأیید علمی تأثیر مطالعه درباره لاغری به شیوه ذهنی بر رفتارهای تغذیهای و انتخابهای روزانه، میتوان به مقالهای در مؤسسه ملی بهداشت (National Institutes of Health) اشاره کرد که نشان میدهد عوامل روانشناختی و رفتاری مانند تمایل به غذا خوردن، محدودیتهای شناختی و کاهش کنترل بر خوردن، میتوانند بر وزن بدن تأثیر بگذارند.
این تحقیق تأکید میکند که تغییر در رفتارهای تغذیهای از طریق درک و مدیریت عوامل روانشناختی میتواند به کاهش وزن و بهبود انتخابهای غذایی منجر شود.
بهطور خاص، مطالعه منظم و هدفمند درباره موضوعاتی مثل رفتارهای خوردن، عزت نفس، باورهای محدودکننده و مکانیزمهای مغزی، میتونه به کاهش پرخوری، افزایش انگیزه و حتی اصلاح مسیرهای عصبی مغز کمک کنه.
مغز ما چیزی رو باور میکنه که به طور مکرر و مستمر شنیده میشه. این یعنی هرچه بیشتر مطالعه کنی و اطلاعات جدید رو به ذهن خودت وارد کنی، باورهای قدیمی و محدودکننده رو به چالش میکشی و میتونی مسیری جدید برای لاغری انتخاب کنی.
💡 شاید تو هم مثل خیلیها فقط با وزن و غذا جنگیدی، اما وقتشه که این جنگ رو کنار بذاری و با مطالعه درباره لاغری و ایجاد آرامش ذهنی، یه صلح درونی بسازی.
وقتی مطالعه میکنی، مثل این میمونه که چراغ قوهای روشن کنی توی یک اتاق تاریک. هرچه بیشتر بخونی، بیشتر میفهمی و بهتر میبینی. این نور تازه به تو این امکان رو میده که راحتتر انتخاب کنی، انتخابهایی که نه تنها به بدنت، بلکه به ذهن و روحیت هم کمک کنه.
📚 به جای اینکه به لاغری به عنوان یک مبارزه نگاه کنی، بهش به چشم یه سفر نگاه کن. سفری که از طریق مطالعه درباره لاغری میتونی با هر گام، نزدیکتر به مقصد برسی. تغییراتی که از داخل به بیرون میآید، به اندازه تغییرات فیزیکی ارزشمند هستند.
پس دست از جنگیدن با خودت بردار و به مطالعه و یادگیری از طریق منابع معتبر و تجربیات علمی توجه کن تا به مرور زمان نتیجه دلخواه رو ببینی.

تمایل مغز به یادگیری از دیگران
مغز انسان به طور طبیعی تمایل زیادی به یادگیری از اطرافیان دارد. این ویژگی یکی از دلایل اصلی است که ما به سرعت باورها، رفتارها و عادات دیگران را جذب میکنیم، حتی بدون اینکه خودمان متوجه شویم.
مغز ما به گونهای طراحی شده که اطلاعات جدید را از محیط اطرافش جذب کرده و بر اساس آنها تصمیمات و رفتارهای جدید را شکل میدهد.
🔬 مطالعه درباره لاغری نیز از همین قاعده مستثنا نیست. وقتی ما شروع به مطالعه درباره لاغری به شیوه ذهنی میکنیم، مغزمان به سرعت مفاهیم جدید را میپذیرد و شروع به اعمال آنها در زندگیمان میکند.
بهویژه وقتی این اطلاعات از منابع معتبر یا افرادی که تجربههای موفق در این زمینه دارند، به ما منتقل میشود، اثرگذاری آن بسیار بیشتر میشود.
💡 جالب است بدانیم که مغز انسان وقتی یک رفتار یا باور جدید را از دیگران میبیند و تجربه میکند، این رفتار و باور را مانند یک الگویی برای خودش انتخاب میکند.
بنابراین، اگر در اطراف خود افرادی را ببینی که به شیوههای ذهنی لاغری پرداختهاند و در این مسیر موفق بودهاند، مغز تو نیز به طور ناخودآگاه آن الگوها را جذب خواهد کرد و شروع به تقلید از آنها میکند.
🌱 از این رو، مطالعه درباره لاغری و بهویژه مطالعه تجربیات افرادی که تغییرات مثبت در زندگیشان ایجاد کردهاند، میتواند به طرز شگفتآوری اثرگذار باشد.
در حقیقت، هرچه بیشتر در این مسیر مطالعه کنی و به تجربیات دیگران توجه کنی، مغز تو مسیرهای عصبی جدیدی را میسازد که به تدریج رفتارهای جدید و سالمتری را در زندگیات شکل میدهند.
بهعبارت دیگر، وقتی میخوانی و یاد میگیری، مغز تو در حال تقویت مسیرهای جدید است که میتواند بر رفتارها، انتخابها و حتی احساساتت تاثیر بگذارد. این فرآیند مشابه یادگیری از اطرافیان است، فقط در اینجا این اطرافیان خود تو هستی که از طریق مطالعه به خودت آگاهی و تغییر میدهی.

راهنمای مطالعه درباره لاغری
برای شروع مسیر لاغری به شیوه ذهنی، اولین قدم این است که با مطالعه و کسب آگاهی شروع کنی. در واقع، ذهن ما مثل یک زمین حاصلخیز است که اگر دانههای درست و مفید در آن کاشته شود، نتیجهای شگفتانگیز خواهد داشت.
این مطالعه میتواند شامل مقالات علمی، تجربیات واقعی افرادی که به این روش دست یافتهاند، و البته یادگیری مفاهیم جدید در مورد رفتارهای تغذیهای و لاغری باشد.
🔍 یکی از بهترین منابع برای شروع، نوشتههای لاغری با ذهن در سایت تناسب فکری است. این مقالات نهتنها بر اساس تحقیقات علمی هستند، بلکه تجربیات واقعی و کاربردی را به اشتراک میگذارند که میتواند به شما کمک کند ذهنیت جدیدی در مورد غذا خوردن و لاغری پیدا کنید.
💡 برای اینکه با ذهنی باز و آماده تغییر شروع کنی، پیشنهاد میکنم که به قسمت “نوشتههای لاغری با ذهن” در سایت تناسب فکری سر بزنی. این مقالات به شما کمک میکنند تا باورهای محدودکنندهای که ممکن است در مسیر لاغری داشته باشی را شناسایی کرده و آنها را با باورهای جدید و قدرتمند جایگزین کنی.
📖 مطالعه این مقالات، به شما نهتنها اطلاعات علمی میدهد، بلکه انگیزه و الهام لازم برای شروع تغییرات مثبت در زندگیتان را نیز فراهم میآورد. پس حالا وقتشه که قدم اول رو برداری و ذهن خودت رو برای یک تغییر شگفتانگیز آماده کنی.
برای دسترسی به این مقالات، کافیست به بخش “نوشتههای لاغری با ذهن” در سایت تناسب فکری مراجعه کنی و از مطالب ارزشمند آن بهرهمند شوی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.07 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام نگرشی که من چاق سالها توذهنم ذخیره کردم وباهاش زندگی کردم ولی یک فردمتناسب هیچ اطلاعاتی درذهنش درموردچاقی نداره من تواینستاپیج یک خانم داشتم ایشون متناسب بودن همچی میخوردن دیدم ازشون سوال شده بودشمارژیم میگیریدمتناسب هستیدایشون جواب داده بودنمیدونسته رزیم چی هست ونوشته بودمن طبق نیازبدنم میخورم ویا تواطرافم هستن میبینم متناسبن راحت همچی میخورن ومن میگفتم خوشبحالش چرامن چاقم رژیم هم میگیرم یه مدته زودچاقیم برمیگرده افرادمتناسب نه وسواس غذایی دارن نه ترس ازخوردن ولی من که چاق بودم سالها تمام این حالت هاروداشتم وطبق فایل خیلی ازافراد دنبال روش هایی بودن که متناسب بشن مخصوصا تبلیغات توسط یک پزشک بشه میگن نه حتما منوبه هدف میرسونه مامتاسفانه هیچ وقت نیومدیم درموردلاغری مطالعه کنیم همش درموردچاقی حرف زدیم وچقدربخودمون برچسب زدیم وپرخوروبی لیاقت فقطگفتن کم بخورتالاغربشی همین کم خوری خودش بیشترحرص ولع میاوره وگاهی شده افرادگفتن ما خانوادگی متناسب هستیم هرچی بخوریم چاق نمیشیم ژن چاقی نداریم دکترزنان بمن میگفت کلوچه وشکلات وبستنی نخور وغذاها رویاابپزبخورویاکبابی تالاغربشی خندم گرفت ازنگرشش چون من عضوسایت هستم وطبق اموزش ها یادگرفتم هیچ موادغذایی چاق کننده نیست باورهام بایداصلاح بشه ذهنم نبایدبه نگرش های قدیمی توجه کنه اونقدرباید تومسیراموزش باشیم تا ذهن متناسب بشه داشتن ارامش ذهنی وتمرکز یکی ازرمزموفقیت هست تصویرسازی انجام بدیم منتظر گشادشدن لباس وتغییرعددترازونباشیم داشتن احساس خوب خودش نشانه متناسب بودن هست منتظرتاییدازطرف دیگران نباشیم من خوندم هرروزنوشت های باورسازرومطالعه میکنم ونکته برداری میکنم خیلی کمک میکنه به ذهن من یکساله توسایتم دوستان روشهایی رومیگن ولی من روروش لاغری باذهن موندم وهرروز مصمم ترازدیروزهستم چون اگرقراربودمن بااون روش ها متناسب بشم میشدم والان توسایت نبودم بهترین روش همین لاغری باذهن هست فقط باید درست یادگرفت ودرست اجراکردوبعدهرفایل توجه کردبه احساس وچی یادگرفته میشه عجله نداشته باشیم تندتند فایل گوش کنیم چون سریع چاق نشدیم سریع لاغربشیم بایددرطی این مسیر صبوربود هدف ازلاغری سلامتی.ومتناسب بودن باشه نه ثابت کردن به کسایی که بماحرف زدن چون باعث شکست میشه
نشان های دریافت شده
سلام لاغری باذهن مقابل جاقی باذهن هست ماسالها اطلاعاتی روازاطرافیان دریافت کردیم واونوتوذهن ذخیره کردیم وماسالها فکرکردیم چاقی ارث وبخاطرکم تحرکی هست ماقبل اینکه چاق بشیم تصویرشوتوذهن ذخیره کردیم بمرورجسم ماطبق اون باورذهن شکل گرفته وبرالاغرشدن ازدکتربرنامه گرفتیم ولی بازنتونستیم ادامه بدیم وشکست میخوردیم ولی من افرادی رومیبینم راحت همچی میخورن ولی متناسبن همسرم من ندیدم افکارچاق داشته باشه راحت میخوره ولی متناسب هست بااینکه ورزشکاربودن وپاش اسیب دیده ۷ساله فعالیت ورزشی نداره کارش پشت میزی هست ولی هرکی میبینه ازش میپرسه چیکارمیکنی خوشتیپ هستی ایشون میخنده ومیگه کاری نمیکنم وحتی دوستانی دارم متناسبن بااینکه راحت همچی میخورن من تایک لقمه میخوردم سروصداذهن ولم نمیکرد ما هیچ وقت امیدبه لاغری نداشتیم دهن ناارام بود همیشه دنبال راهی بودیم جسم روتغییربدیم ولی درروش ذهنی میگه لاغری ازافکارشروع میشه به جسم میرسه چاقی توبشقاب نیست ذهن بایداموزش ببینه تااون فرمول اشتباه ذهنی تغییرکنه وبه سمت متناسب شدن هدایت بشه ما هرچه بیشترتومسیرقراربگیریم بیشترزبان لاغری رویادمیگیریم مطالعه درموردلاغری باذهن چقدربماکمک میکنه ایرادهاروشناسایی واصلاحش کنیم همین مقاله هایی که استادتهیه میکنن خیلی کمک میکنه چقدر ذهن روتغییرمیده ازافکارچاقی هرشب یک زمانی تعیین کنیم واین مقاله روبخونیم توقسمت دیدگاه بنویسیم ونوشته دوستان رو بخونیم وفایل هاروگوش کنیم وتمرینات روانجام بدیم واجرا انچه گفته میشه اجراکنیم همه این روشها چقدرکمک میکنه به چاقی نه فکرکنیم نه حرفی بزنیم ازاخباروافکاردوری کنیم درطی این مسیرلیزنخوریم درموردغذاها نگرش روتغییربدیم چون قدرت ندارن ماروچاق کنن این ماهستیم باخوردن یک لقمه فوری به مغزاطلاعات میده که چی خوردی وهمین خودش باعث چاقی میشه ومایادبگیریم تمرکزداشته باشیم روخوردن ها ارام خوردن چقدرکمک میکنع باذهن نجنگیم وقتی با شرایط که هستیم دوست باشیم وقتی ذهن وجسم هماهنگ شدن لاغرمیشیم لاغری روبراخودمون اسان کنیم هیچ موادغذایی حذف نمیشه ونه رژیم بدون کمترین فعالیت ما لاغرمیشیم داشتن ارامش وحس خوب مهمترین شرط موفقیت هست احساس خوب بایدازدرون ایجادبشه تصمیم برالاغری وداشتن حس لیاقت وارزشمندی همش ازدرون هست وقتی مایک ذهن قدرتمندداریم ومیتونیم به اون هدفهای دلخواه برسیم چراحسرت اندام دیگران روبخوریم اینوبدونیم هرچی هم بخوریم بدن یامیسوزونه یا تبدیل میشه به انرژی ودرپایان تشکرمیکنم ازاستادزحماتی میکشن واین همه اطلاعات دراختیارمامیزارن وماکلی اگاهی بدست میاریم
نشان های دریافت شده
سلام من خودم میگفتم سوخت وسازبدنم پایین چون تیرویددارم ولی درذهن یک فردمتناسب این افکاروجودنداره ما چقدراطلاعات چاقی درذهن ذخیره کنیم ترس ازغذاخوردن درذهن ماذخیره شده چقدرحسرت ادم های متناسب رومیخوردیم که خوشبحالشون همچی میخورن ومانمیتونیم ولی درروش ذهنی چقدراطلاعات مازیادشده ویادگرفتیم ذهن بایداموزش ببینه واشتباهاتشوتشخیص بده ومایادمیگیریم باخیال راحت همچی بخوریم درحدنیازبدنبه نجواها توجه نکنیم بخوردن ونخوردن هافکرنکنیم من ازادمهای متناسب سوال میپرسیدم چیکارمیکنی که لاغری میگفتن مازیادنمیخوریم بیشتربه سلامت اهمیت میدیم یا میگفتن شیرینی روحذف کردیم من خودم این روشهاشونوقبول ندارم چون درروش ذهنی همه اینارواستاداثبات کردن که تاثیری درروندلاغری نداره لاغری بایدازذهن شروع بشه به جسم میرسه بایدازدرون تصمیم گرفته بشه وما وقتی یک غذایی میخوریم بایدتوجه کنیم به حس وحال ما نوشته های باورسازچقدرکمک میکنه ما تغییراتی درخودبوجودبیاریم
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
این بخش از سایت دنیای خودش رو داره و مارو وارد یک فضای جدید و دوست داشتنی کرده
من ب شخصه ب شدت از فضاس لذت بردم و خوشم اومد و متنش رو دوست داشتم تا اینک فایا رو گوش کردم و با کوش کردن فایل کاملا ثانع شدم و ب نظرم منطقی شد
و درک کردم مطالعه در رابطه با این موضوع چقدر میتونه تاثیر کزار باشه و چقدر میتونه ذهن و افکار مارو با مسیر ما هماهنگ کنه و مسیر رو برای ما هموار ترکنه
ططبق گفته های فایا هم بله همه ی ما ی سری کارها رو از بقیه افراد تقلید کردیم
حتی شخصی ترین و کوچکترین مسائل زندگیم
مثلا من ب شخصه الان متوحه شدم ک نوع لباس پوشیدن و مانتو هایی ک پیرهنی هستن و عاشقشونم و میخرم کاملا شبیه خالم هست و کاملا استایل رو شبیه ب اون کردم
یا اشپزیم کاملا شبیه مادر هست
یا مثلا ی سری پک های مراقبتی پوستی هستند ک چون دیدم بقیه استفاده کردن من هم کم کم مایل ب خریدشون شدم والان هست ک قهمیدم علشت چیه
و این مسائل خیلی کوچیک رو ما مبینیم و اروم اروم تقلید میکنیم
و الان هم میخوایم در مسیر درست ازش استفاده کنیم و میخوایم وارد مسیر تناسب اندام همیشکی بشیم
ب کمک خودمون شما و دوستان
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
در مورد این آگاهی جدید بگم که ذهن ما دوست داره از جمع تقلید کنه چرا؟چون دیگه خودش در این حالت کمتر زحمت میکشه وخسته نمیشه ..متاسفانه من خودم وهمه ی افراد چاق از جمع چاقها واز حرف های در مورد چاقی تقلید کردیم واونو باور کردیم ..هر بار یه کسی آوند وگفت فست فود نخور چاق میشی
کره نخور چاق میشی
ماکارونی چاق کننده است
خورشت رو رغن نریز چاق میشی
روغن کم استفاده کن هم ضرر داره هم چاق میشی
شکر هم ضرر داره هم چاق میشی
کیک نخور
کلوچه نخور
خواب زیاد چاقی میاره
سوخت وسازت پایینه پس چاق میشی
به خانواده مادرت رفتی پس چاق میشی
داروها چاق کننده آن
تیروئید داری حتما اون باعث چاقی شده
بعد بارداری آدم حتما وزنش میره بالا
بعد ازدواج وعقد حتما وزنت میره بالا
من خودم که چون دیگه نمیدونستم دلیلی پیدا کنم میگفتم من اینقد سوخت وسازم پایینه وقتی نهار میخورم باید از یه کوه بالا برم تا باعث سوخت اون کالری بشه که وارد بدن من شده .چون من اینا رو از بقیه یاد گرفتم ودرونیش کردم …ترس از خوردن .ترس از کالری غذاها ..ولی یه فرد متناسب اصلا این فرمولها رو ذخیره نکرده .من سر کار از دوستم که بسیار لاغره ویه فرزند هم داره هم بهش دقت میکنم که چی میخوره هم ازش سوال میکنم ..میگه من هر چی میخورم یه کیلو هم اضافه نمیشم .خیلی دوست داره وزن بگیره ولی نمیگیره ماشالله صبحانه کامل سرشیر وعسل ونون با چای میخوره ..میان وعده هم کامل میخوره ..میوه میخوره ..شیرینی هم میخوره .نهار خم کامل میخوره وشام هم کامل چون من فرداش ازش میپرسم شام ونها ر چی خوردی ..ولی دریغ از یه فرمول که در ذهن من هست ولی من مدتها کره نمیخوردم چون ترس داشتم .به اون میگفتم بیا تو کره ی سهم منو بخور من نمیتونم بخورم چاق میشم
وتازه میگه کاش یه آدم پایه ای بود برا غذا خوردن با ولع وخوشحالی تا من بیشتر میخوردم تا شاید چاقتر بشم
ولی متاسفانه ما چاقی رو باد گرفتیم ولی دوست من لاغری رو
ولی الان با جهان کوچک سایت لاغری با ذهن استاد عطار روشن دارم تو دنیای لاغرها پرسه میزنم و این آگاهی های جدید رو به صورت گفتگوی دونفره سایت وخودم به مغزم میدم ونمیدونم همانطور که چاقی رو یاد گرفتم اینم یاد میگیرم وهر روز در رفتار واحساسات دارم تغیراتی میبینم ..پس قطعا نتیجه هم میبینم..خدایا فقط شکر که تو راه درست هستم ..فقط شکر به خاطر استاد عطار روشن عزیز ..به خاطر حال واحساس خوبم
خدایا ممنون به خاطر شناسایی باورهای محدود کننده
چون میدونم شناسایی مساویست با =====آزادی
خدا رو شکر
نشان های دریافت شده
سلام لاغری بادهن همان چاقی باذهن هست درگذشته قبل اینکه جسم تغییرکنه اول اومدیم اطلاعات چاقی درمغزذخیره کردیم مثل این چاقی ارثیه کم تحرکی وبابالارفتن سن چاق میشیدچون سوخت وسازبدن پایینه مغزماتصویریه مارژیم میگرفتیم ومتاسفانه چاقی روتوذهن ذخیره میکردیم وترس ازغداخوردن یانخوردن هردوچاقی روتقویت میکردیک فردمتناسب اصلا بخوردن هافکرنمیکنن وترسی ندارن ولی ماچاق ها ترس داشتیم ونگرش هاولمون نمیکردگاهی به اشخاص متناسب حسادت میکردیم یک هم کلاس دانشگاهیم بمن میگفت من ازتوبیشترمیخورم لاغرم ولی توچاقی ومن فکرمیکردم بخاطرتیرویدهست نمیدونستم همش بخاطراطلاعات اشتباهی که تومغزم ذخیره شده ودرگذشته بخاطرلاغری ازهرروشی استفاده میکردیم ومیگفتیم نه بابا دوستم شب شام نمیخوره چه خوشتیپ شده یافلان دکترمیگه این رژیم اجراکنی لاغرمیشی ماهم زودقبول میکردیم دکترگفته کلی علم داره عقلمونودست هرکسی میدادیم صبح زودبریدپیاده روی قبل ده صبح صبحانه بخورچربی سوزی بشه ناهار قبل ساعت ۳بخورشام قبل ۷بخورکلا درگیربودیم کارخونه ورزش نیست بایدورزش بکنی تندغذانخورارام بخوربزارسیگنال سیری به مغژارسال بشه ولی درروش ذهنی یادگرفتیم فرمول درست جایگزین مغزمیشه نه ترسی وجودداره نه رژیم میایدروافکارها کارمیکنه کلا صداروبافایل خاموش میکنیم وقتی بیشترتومسیرباشیم هم به راحتی لاغرمیشیم قبلا اززیادخوابیدن میترسیدم یا گرسنه میشدساعت ۱۲ چیزی بخورم الان اصلا همینکه استادمطالب میزارن وهردفعه براطلاعات درموردلاغری باذهن اضافه میشه
نشان های دریافت شده
اجازه بدین از تجربیات خودم در زمینه مطالعه بگم :
من برای بار دومی هست که بعد از حدود دوسال وارد سایت تناسب فکری شدم . بار اول که وارد سایت شدم اینقدر این مطالب برام شگفت آور و اعجاب انگیز بود که تصمیم گرفتم غیر از استفاده از مطالب محتوای رایگان سایت تناسب فکری ، دوره ی ” ورود به سرزمین لاغرها ” رو هم تهیه کنم و همه ی آگاهی و ذهنیات قدیمی ام رو از پایه و اساس درست کنم . با طی کردن مطالب و تمرینات فوق العاده دوره ، چند هفته ای هم عالی پیش رفتم . همان چند هفته ای که بعلت درمان شکستگی مچ پای راستم ، دکتر برایم استراحت مطلق نوشته بود . در تختم خوابیده بودم و انگار در دنیا هیچ کاری برای انجام نداشتم غیر از خواندن و مرور روزانه درس های دوره لاغری با ذهن و انجام مو به موی تمرینات آن . انگار خداوند منو به یک تعطیلات طولانی دعوت کرده بود تا مدتی دور از همه کارها و مسئولیت هایی که داشتم بتونم به انجام کار مورد علاقه ام ، یعنی تمرینات و مطالعات روزانه مطالب لاغری با ذهن بپردازم .
بعد از طی شدن دوره نقاهت و باز کردن گچ پایم ، کم کم انجام کارهای روزانه و مسئولیت هایی که قبلا به عهده ام بود دوباره شروع شد . کند شدن سرعت انجام کارهایم بدلیل راه رفتن با واکر و چوب زیر بغل خسته ام میکرد . بعلاوه انجام معالجات فیزیوتراپی برای بهبود عضلات ، و رفتن و آمدهای مربوط به اون هم دیگه رمقی برام باقی نمیگذاشت.
کم کم مطالعات ام کم شد ، سرزدن هام به سایت و انجام تمرین هام یکی در میون شد و یواش یواش همه چیز رو در مورد لاغری با ذهن کنار گذاشتم .
عجیبترین اتفاقاتی که در اون چند هفته حضور در سایت و دوره باهاش مواجه میشدم این بود که بصورت تصادفی با روش ها و راه های دیگه ای از رسیدن به تناسب اندام و کم کردن وزن مواجه میشدم که کاملا هم مسیر با دوره و مطالب سایت بود . مثلا مقاله ای راجع به بی اثر بودن خواب زیاد در خصوص اضافه وزن . این خواب نبود که وزن رو اضافه میکرد بلکه استرس ، اضطراب و بدنبال اون کورتیزولی بود که در خون افراد ترشح میشد و اونها رو به خواب طولانی ، بیحالی ، و موندن در رختخواب وادار میکرد . والا خواب طولانی ۷ یا ۸ ساعته ی شبانه ، بهترین اثر رو در پاکسازی سیستم های مختلف بدن ، رفع سموم ، ترشح هورمون رشد حتی در سنین بزرگسالی و کنترل عملکرد سلامت دستگاه های مختلف بدن توسط مغز داره که این موارد همه در جهت سلامت و متعادل کردن بدن انجام میشه .
برخلاف اونچه که فکر میکردم یکی از علل چاقی من این نبود که شبها زود میخوابیدم و خواب شبانه ی زیادی داشتم ! این خودش یکی از بهترین روش های سم زدایی و پاکسازی و تعادل بدن بود !
مطالب زیاد دیگه ای از این دست رو زیاد در طول گذروندن دوره ورود به سرزمین لاغرها باهاش مواجه شدم . این همزمانی مواجه شدن با مطالب و اطلاعات مشابه ، و همینطور بودن در سایت ، استفاده از محتوی های رایگان و بودن در دوره و تکرار هر روزه ی مطالب و موارد درسی و تمرینات مکرر اونها ، بهم کمک کرد تا در طول یکسال بدون هیچ رژیم سخت و ورزش جانفرسایی ، با خوردن بهترین خوراکی ها و خوشمزه ترین غذاها ، تقریبا ۲۷ کیلو از وزنم رو به مرور کم کنم !!!
بعد از رها کردن مطالعه روزانه سایت و ادامه ندادن دوره ، دوباره مقداری از وزنم برگشت ، البته نه به اندازه ی وزن اولیه ام ، چون مقداری از آگاهی های جدیدم ملکه ذهنم شده بود و ناخواسته بهشون عمل میکردم ولی مابقی مطالب فوق العاده و ذهنیات تازه ای که یاد گرفته بودم رو چون تکرار و تمرین و مطالعه روزانه نداشتم انگار فراموش کرده بودم و با پیروی از باورها و افکار قدیمی قبلی ام دوباره به سمت اضافه وزن پیش رفتم .
الان دوباره برگشتم . و با اینکه این جمله رو توی نوشته های قبلی ام چندبار گفتم بازهم تکرار میکنم : هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست .برگشتن دوباره من به سایت ، مطالعه روزانه ، مواجهه با مقالات و آگاهی های جدید تصادفی نبوده که خودم یه روز گوشی ام رو بردارم ، بگم ؛ اوه ، راستی امروز همون روزی یه باید برگردم به سایت تناسب فکری ! اصلا اینطور نبود . نمیخوام زیاد موضوع رو معنوی کنم چون هر کدوم مون به دلایلی مشابه دلایل من یه روزی وارد سایت شدیم ، شاید یه روزی رفتیم ، و یه روزی دوباره با دلایلی که خودمون هم نمیدونیم چی شد که اینطوری شد دوباره و چند باره برگشتیم.
مهم اینه که الان اینجاییم. کنار هم . و با هم داریم یاد میگیریم و مسیر رو طی میکنیم
استاد عطار روشن هم تو مطلب بالا راجع به اثرات فوق العاده مطالعه روزانه برامون نوشته اند . اینم میدونیم که مطالعه باعث میشه فعالیت مغز افزایش پیدا کنه . مطالعه توجه فرد رو زیاد میکنه ، و تمرکزمون روی مسائل گوناگون و مشکلات روزمره مون رو کم میکنه و اگر اضطراب و استرسی داریم که راجع به مساله ای هست که داریم راجع بهش میخونیم و یاد میگیریم رو میتونیم کاهش شون بدیم ، با یادگیری ، با تغییر باورها. با ایجاد ذهنیت های و دانش جدید ، دیگه نمیترسیم، دیگه نگران نیستیم . آگاه و دانا میشیم آرامش رو تجربه میکنیم .
مطالعه یکی از بهترین روش ها برای تحریک مغز ماست ، حافظه مون رو تقویت میکنه ، مطالب جدیدی که یاد گرفتیم رو پر رنگ تر و مستحکم تر میکنه ، و ذهن مون رو برای یاد آوری و بگار گیری آموزه های جدید طبقه بندی میکنه .
استاد عطار روشن ، از یک روشنگری دیگه تون در زمینه اثر مطالعه بسیار سپاسگزارم . ممنونم که هر روز بذر یک باور جدید رو در ذهن ما می کارید . بسیار متشکرم .
برقرار باشید
یا حق .
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد گرامی وهمراهان وهم مسیران عزیز
مهمترین نکته دربحث مطالعه حالا درهر موضوعی اینست که شما باذهن وصدای خودت درواقع درگیر موضوع میشوی وناخودآگاه خودت رو در بین نوشته ها ومطالعه میبینی وهمذات پنداری میکنی در داستانها و رمانها بوضوح این اتفاق میوفته در مطالب علمی وآموزشی نیز شما مرتب با صدای خودتان وچشم درگیریید و بخش اعظمی از احساسات شما کاملا آمیخته با متن وآگاهیهایش میشود پس اگر اهمیت مطالعه و خواندن رو اگر درک کنیم براحتی از نوشته های سایت حالا متنهای قبل از فایل استاد یا نوشته های لاغری یا دیدگاه های دوستان نمیبایست بگذرییم
نشان های دریافت شده
سلام منم فکرمیکردم چاقیم ارثیه وبابالارفتن سن سوخت وسازبدنم پایینه من لاغرنمیشم وهمیشه نگرش های منفی درموردخوردنی هاداشتم وترس ولم نمیکرد من اطرافم افرادهای متناسب بوده چقدرمیخوردولی باربی بود ومن همیشه تعجب میکردم بمن چقدرتوصیه های تغدیه ایی میشد ومن خسته شده بودم کمتربخوربیشترورزش کن شکلات کلوچه ونوشابه وچیپس وپفک نخورچاق میشی فست فودجاق میکنه اش کالریش بالاست کوکوسبزی کالری بالاداره ماکارونی چاق کنندست ولی الان چون عضوسایتم ویادگرفتم دیگه به حرفهای اطرافیان لیزنمیخورم بمن میگن لاغرشدی ولی درکنارش باشگاه بروگفتم نه نیاز نیست برم یادرگذشته میگفتن اروم عذابخورتاپیام سیری به مغزارسال بشه ولی درروش ذهنی به این افکارها خندم میگیره که هیچ کدوم ازغذاها قدرت چاقی ندارن من یادگرفتم افکارم بایددرست بشه فرمول اای چاقی پاک بشه اونم به کمک فایل های اموزشی
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن خلق کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
من در افراد متناسبی که در اطرافیان من هستن خیلی چیزها رو میبینم که دوست دارم مثل ا نا باشم
مثلا افراد متناسب وقتی کار دارن یا قراره براشون مهمون بیاد خوردن به بعدا و بعدا و بعدا موکول میشه
جارو بکشم بعد میخورم ناهارم میزها رو تمیز کنم بعد میخورم حالا ناهار چی بزارم مهمون میاد مواد غذای ظهرم درست کنم واجبتره در نهایت هم خیلی گرسنه است سر پایی در بین کارهایی که انجام میدی یه چیزی کوچیک هم میخورم
یا بعضی وقتا میشه وقتی مهمون اومد صبحانه و ناهارشو یکی میکنه ساعت چهار که مهمونا رسیدن با اونها ناهار میخوره در صورتیکه که مهمونها غریبه نیستن مادر همسرش
من آرزو داشتم که وقتی کار دارم چیزی نخورم و هی خوردن موکول کنم به بعدا الان خدارو شکر اینجوری هستم تمایل به خوردن ندارم نیاز نیست حتی موکول کنم به بعدا
یا افراد متناسب به سالم خوری خیلی اهمیت میدن که همیشه هر چیزی که میخورن باید سلامت باشه مثلا صبحانه یه دونه تخم مرغ آب پز میخوره ولی من نه هر چیزی گیرم بیاد که سیرم کنه میخوردم ممکن بود یه تی تاب میخوردم ولی اون میکه آخه تی تاب هم میشه غذا باید انرژی به بدنت برسونی
من عقیده دارم وقتی کیک یا تی تاب یا بیسکویت برای ذهن من غذا محصوب میشه من هم میتونم اون غذا رو بخورم سیر بشم البته اینم بگم من همیشه این کارو انجام نمیدادم ها گاهی که دلم میخواست میخوردم بیشتر صبحانه میخوردم
ولی الان دیگه اینجوری نیستم هر وقت که گرسنه شدم یه غذایی میخورم
قبلنا در ذهنم بود که این متناسب بشقابش پر میکنه تا ته اونم میخوره ولی لاغر من از خوردن زیاد خوشم نمیاد دوست ندارم زیاد بخورم ولی میخوردم دیگه اون روزا
افراد متناسب چیزی بنام میان وعده یا ساعت دهی ندارن اونا عقیده دارن که اگر الان این سیب بخورم دیگه نمیتونم ناهار بخورم الان منم گاهی اینجوری هستم
که میان وعده نمیخورم مگر اینکه یه میوه دلخواهم باشه بخورم نه بعنوان میان وعده یا عصرانه میوه هست منم میخورم
افراد متناسب عقیده دارن صبحانه رو نباید بعد از ساعت ۸ بخورن اونا عقیده دارن صبحانه باید قبل از ساعت ۸ خورده شده باشه از این رو زودتر بیدار میشن تا صبحانه رو به موقع بخورن ولی من نتونستم در این امر موفق باشم
افراد متناسب عقیده دارن من گرسنه ام میخورم تا سیر بشم ولی من گرسنه بودم میترسیدم که بخورم چون عقیده من این بود خوردن مساوی با چاقی در صورتی اون نیاز بدن من بود همین تحلیل اشتباه باعث میشد از همون مقدار کمی که میخورم چون بدنم نیاز داره هم من چاق بشم
اما اونا خیلی بیشر از من میخوردن اصلا چاق نمیشدن فقط عقیده مون با هم تفاوت داشت
من ۱۰۰ درصد زندگیم بر اساس شنیده هام بوده حالا این وسط گاهی هم پیش میومد که من یه چیزی یا یه کاری از شخصی میدیدم خوشم میومد ه بعد میرفتم مثل اون رفتار میکردم
مثلا اون روزا در شهرستان اتو نبود خیلی افراد تو خونشون اتو نداشتن دوستم میگفت من شلوارم میذارم روی تشکم اتو میشه یا شالم میشورن یه تکان محکم میدم روی سطح صافی میذارم تا خشک بشه دیگه اتو نیاز نداره
ولی همیشه از فردی که برام یه جورایی دختر خدا بود طبعیت میکردم میگفت این بد شاید هم من قبول نداشتم که این بد آخه چیزی نیست که بد باشه کار بدی انجام نمیدم که این میکه بد اما چون اون فرد خیلی قبول داشتم میگفتم درست میگه حتما این بد من نمیدونم
و بارها بارها تکرار میکرد جلوی همه که ای بابا یه پشت خنک کودن خرفت دور من جمع شدن در صورتیکه خودش بلد نبود خوب توضیح بده انتظار داشت ما متوجه بشیم
این باعث شد همه ما از مرد و زن این باور در ما شکل بگیره آره دیگه فلانی حرف رد من متوجه نشدم پس من خنگ هستم
شاید اون لحظه من از یه موضوعی ناراحت بودم هواسم نبود به حرف فلانی دلیل بر خنگ بودن من نیست طبیعی که چیزی متوجه نشم اصلا من جسمم اونجا بوده ذهنم یه جای دیگه بوده پس من خنگ که نیستم هیج خیلی هم توانمند خلاق هوشیار دانا سلامت شاد هستم
میگفت تو رانندگی کنی چاق میشی چون دیگه هر کاری داری از ماشین استفاده میکنی دیگه تحرکات کم میشه تو چاق میشی منم مجبور بودم از ماشین استفاده کنم و انتظار چاق شدن در من شکل میگرفت و من چاق میشدم
ولی الان میگم من از ماشین استفاده کنم دلیل نداره چاق بشم این همه آدم شبانه روز دارن از ماشین استفاده میکنن از این سر دنیا به اون سر دنیا میرن خیلی خیلی هم لاغر هستن
پس فقط باور من اشتباه بوده اگر باور نمیکردم حرف ایشون اصلا چاق نمیشدم
همسر من راننده است بار بر شیشه ساختمانی همیشه بیشتر ساعات روز پشت فرمان بوده اما الان متناسب
پس من فقط باور اشتباهی داشتم
استاد اتفاقا یه دوستی داشتم این کارو کرده بود کل زندگیش باخته بود به منم پیشنهاد داد من اومدم خونه به همسرم گفتم همسرم گفت یه وقت اینکارو نکنی اینا تو گروه گل کوئست هستن چند تا سوال از من کرد منم شرایط زندگیشو گفتم
گفت اگر خوبه پس چرا خودش تو اون وضعیت زندگی میکنه اینجوری شد که شرکت نکردم وگرنه میخواستم از مقدار کمی که پول داشتم عضو اونجا بشم
اون روزا خیلی اینجوری بود پولتون بذارین خونه برنده میشین پولتون و بذارین یخچال برنده میشین البته اون دوران قدیم واقعی بود بعدا دیگه هر کس از این فرصتها استفاده کرد یه پولی به جیب زد و رفت
و خدارو شکر من جز اونا نبودم اما جور دیکه شکست خوردم گفتم براتون که ما شورلت بار داشتیم یه زندگی عالی و راحتی داشتیم در هفته حد اقل سه وعده غذایی بیرون غذا میخوردیم همیشه هم همه چیز تو خونمون فراوان بود
تا اینکه همسرم شنید که شورلت باید اسقاط بشه سریع اقدام کرد و با قیمت خیلی کم با قیمت اسقاطی فروخت و ما ورشکست شدیم
خداروشکر که دیگه اون دوران تموم شد ما تونستیم روی پای خودمون بایستیم
اینا رو گفتم که ما چون حرف کسی رو که بهش باور داریم گوش کردیم این اتفاقات برای ما رخ داد وگرنه اونجاییکه باور نکردن الانم شورلت هاشونو دارن و الان میلیاردی هم نمیفروشند
طبیعی که من لاغر و لاغر و لاغر تر بشم چون خداوند من لاغری رو از قبل در وجود من قرار داده بده ولی چون من یه سری چیزها یه سری حرفها رو شنیدم و باورشون کردم
این شد که ذهن من فکر کنه این آگاهیهای که الان دارم به ذهنم میدم درست و اونم از اون به بعد منو در اون مسير هدایت کرد نتیجه چی شد من چاق و چاقتر میشدم
ولی الان میخوام بگم که هر چیزی درباره چاقی شنیده بودم اشتباه بوده اونا رو افراد چاقی گفته بودن که تلاش بسیاری کرده بودن و نتونستن بودن لاغر بشن در نتیجه گفتن نه دیگه من لاغر بشو نیستم چون کم تحرک هستم چون ژنتیک خانواده ما چاقی چون فلان قرص مصرف میکنم چون فلان دارو مصرف میکنم پس طبیعی من چاق بشم
اما الان یاد میگیریم این طور نیست خداوند برای ما لاغری در نظر گرفته پس من هی لاغر و لاغر تر میشم و چیزهایی که دیگران میگن باور نمیکنم قبول نمیکنم که باعث چاقی من بشه
انسانها معمولا درباره مشکلات خودشون صحبت میکنن در مورد مسائلی که در اون مشکلی ندارن حرفی ندارن برای گفتنش
گفتم که ۱۰۰ در صد زندگی منو حرف های شخصی که بهش باور داشتم تحت تاثیر قرار داد طوریکه منو یه آدم دیگه کرد میگفتم این درست میگه از اون به بعد نطر خودم مهم نبود اگر دخترم میگفت میگفتم مامان تو نمی دونی فلانی درست میگه
در تک تک جنبهای زندگیم ها
مثلا میگفت مگه دختر ۱۲ ساله دوچرخه سواری میکنه زشته بد طفلک دخترم دوچرخه نو خودش دیگه استفاده نکرد
در صورتیکه من با خودم میبردمش دوچرخه سواری دختر من خیلی لاغر بود و همیشه لباسهای گشاد میپوشید خودش دوست نداشت بعد هم همون مسیری میگفتم میرفت و برمیگشت طوریکه من با چشمانم اونو میدیدم
ولی باور کردن نظر دیگران حرف دیگران رز زندگی من خلل ایجاد کرد اگر بگم طوری شده بود که من برده اون بودم باور نمیکنید و اینجوری هم خودم هم بچه هام روی خو استهاشون یه خط قرمز کلفت کشیدن که هیچ یه خط هم روی اون کشیدن بعنوان ورود ممنون دیگه انجام ندادن مگر ت حیاط که آنقدری نبود بخواد بازی کنه