«مامانم از بچگی بهم غذای زیاد میداد.» «تقصیر ژنمه.» «کارم پرفشاره.» من سالها برای چاقیم یه فهرست بلند از مقصرها داشتم. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم و هر بار که شکست میخوردم، یه مقصر تازه هم به این فهرست اضافه میکردم. ولی هیچکدوم از این مقصرها نتونستن یه کیلو از وزن من کم کنن.
خیلیها فکر میکنن چاقی فقط نتیجهی زیاد خوردنه. ولی تا حالا شده با اینکه کمتر میخوری، باز وزنت بالا بره؟ یا یه مدت رژیمت خوب پیش بره و بعد با یه دلشکستگی ساده همهچیز برگرده سر جای اولش؟ اگه جوابت مثبته، احتمالاً باید دلایل چاقی ذهن رو بشناسی؛ دلیلهایی که توی باورها و فکرهای ما پنهان شدن.
توی این مقاله نُه نکته رو مرور میکنم که پایههای ذهن لاغر رو میسازن و کمک میکنن با آرامش و بدون جنگ با غذا، به وزن دلخواهت نزدیک بشی. این مقاله قسمت اول از «رمز و راز متناسب شدن با ذهن» هست و هفت قدم بعدی رو توی قسمت دوم میخونی؛ بعد هم نوبت قسمت سوم و قسمت چهارم میرسه. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

۱. مسئولیت رو گردن کسی ننداز
هیچکس با زور سراغت نیومده که بگه «تو باید چاق بشی». ولی یکی از مهمترین دلایل چاقی ذهن، همین عادته که مسئولیت رو گردن بقیه بندازیم. میگیم «مامان از بچگی غذای زیاد میداد»، «همسرم حمایتم نمیکنه»، «تقصیر ژنمه».
من خودم سالها به همه میگفتم «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم». این جمله هم بهانهی خوبی بود برای اینکه نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، هم ته دلم هنوز امیدوار بودم. وقتی کار دولتی داشتم و فشار کار زیاد بود، همهی بالا رفتن وزنم رو گردن کارم میانداختم.
این حرفها شاید یه مدت آدم رو آروم کنن و حس گناه رو کم کنن، ولی چیزی رو تغییر نمیدن. چون وقتی «دیگران» مسئولن، تغییر هم باید از سمت اونها بیاد و تو فقط یه تماشاچی میشی.
اولین قدم من در لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. این پذیرش اولش سخت بود، ولی از همون لحظه حس کردم کنترل زندگیم دوباره دست خودم اومده.
۲. خودت رو سرزنش نکن، ولی معذرت هم نخواه
گاهی وقتی از وزنمون ناراضی هستیم، ناخودآگاه از دیگران عذرخواهی میکنیم؛ مثلاً موقع عکس گرفتن میگیم «ببخشید، من چاقم، برم عقبتر». این عذرخواهیها فقط حس شرمندگی رو بیشتر میکنن و یکی دیگه از دلایل چاقی ذهن رو تقویت میکنن.
مسئولیت پذیرفتن با سرزنش کردن خودت فرق داره. من سالها بعد از هر پرخوری به خودم بد و بیراه میگفتم و قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم». ولی فردا یادم میرفت و یه صدا میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» سرزنش هیچوقت من رو به کمتر خوردن نرسوند؛ همیشه برعکس بود.
امروز وقتی زیادهروی میکنم، دیگه به خودم عصبانی نمیشم. قبول میکنم که انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم. به جای «ببخشید که چاقم» یا «من بیارادهام»، بگو: «انتخابهای خودم من رو به اینجا رسوندن و حالا دارم یاد میگیرم انتخابهای دیگهای داشته باشم.»

۳. احساسات، دستور غذا نمیدن
اگه هر بار که ناراحت، خسته، دلگیر یا تنها میشی سراغ یخچال میری، این فقط غذا نیست که وزنت رو بالا میبره. وقتی به جای روبهرو شدن با یه احساس ناخوشایند سراغ خوردن میری، غذا تبدیل میشه به یه آرامبخش موقت؛ چیزی که فقط چند لحظه آرومت میکنه و هیچوقت خود ناراحتی رو حل نمیکنه.
من از نوجوونی بعد از تموم کردن هر کاری، از مشق گرفتن تا برگشتن از مدرسه، یه صدا توی ذهنم میشنیدم که میگفت برو یه چیزی بخور. حتی بعد از رد کردن یه مرحلهی سخت توی بازی کامپیوتری هم حس میکردم باید یه چیزی بخورم. غذا برای من جایزه بود، نه جواب گرسنگی. این صدا هنوز هم گاهی سراغم میاد و بعضی وقتها بهش گوش میدم، ولی نه همیشه.
وقتی یاد بگیری احساساتت رو ببینی و از گرسنگی جداشون کنی، دیگه لازم نیست غذا آرومت کنه. در دورهی پاکسازی چاقی ذهن تکنیکهایی رو یاد میگیری که کمک میکنن به جای فرار به سمت غذا، راه دیگهای برای کنار اومدن با احساساتت پیدا کنی.
۴. هنوز تصمیم نگرفتی، فقط داری بهش فکر میکنی
خیلیها سالهاست دربارهی تغییر فکر میکنن، ولی هیچوقت واقعاً تصمیم نمیگیرن. این هم یکی از دلایل چاقی ذهنه. وقتی میگی «دارم بهش فکر میکنم»، یعنی هنوز وارد تصمیم نشدی و داری از پذیرفتن مسئولیت فرار میکنی.
من استاد عقب انداختن بودم. رژیم رو همیشه برای شنبه میذاشتم. توی مهمونیها میگفتم «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب میخورم، از فردا». با دوستام که بیرون بودم میگفتم «الان که نمیتونم برنامهام رو دنبال کنم». حتی شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
ذهن ما دوست داره راحتیاش رو حفظ کنه و از تغییرهایی که مسئولیت دارن فرار کنه. ولی تغییر از یه تصمیم ساده شروع میشه. قرار نیست یهشبه همهچیز رو عوض کنی؛ فقط باید همون تصمیم کوچیک رو بگیری و همین امروز یه قدم برداری. وقتی تصمیم میگیری، ذهن کمکم مسئولیت رو میپذیره و مسیر برات هموارتر میشه.
۵. قربانی زندگی خودت نباش
خیلی از ما فکر میکنیم زندگیمون دست شرایط، آدمها یا زمونهست. این طرز فکر باعث میشه حس کنیم کنترل بدنمون هم دست خودمون نیست. وقتی میگیم «شرایط من اینطوریه» یا «زندگی خیلی سخته»، ذهن بیصدا از تغییر فرار میکنه و ما توی وضعیت موجود گیر میکنیم.
یکی از نشونههای این حالت برای من این بود که تصمیمهام برای لاغر شدن همیشه از بیرون میومد؛ یه متلک، یه نصیحت ناخواسته توی مهمونی یا یه لباس که اندازهام نبود. انگار تا یکی از بیرون تکونم نمیداد، تکون نمیخوردم. و تصمیمی که از بیرون بیاد، با گذشتن اون موقعیت تموم میشه.
قبل از خواستگاری، چون خانوادهی همسرم که همه متناسب بودن شرط گذاشته بودن یه کم وزن کم کنم، به پیشنهاد یه دوست متناسب یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، دوباره به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄 لاغر شدن برای من هیچوقت سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود.
ولی وقتی بگی «هیچکس من رو مجبور نکرده اینطوری ادامه بدم»، ذهنت وارد مسیر تغییر میشه. از حالت قربانی بیرون میای و میفهمی کنترل زندگی و بدنت همیشه دست خودت بوده، حتی وقتی شرایط سخت به نظر میرسه.

۶. تصویرسازی ذهنی؛ متناسبی که هنوز بدن نداره
تصویرسازی ذهنی یکی از قویترین ابزارها برای تغییر دلایل چاقی ذهنه. منظور فقط این نیست که خودت رو لاغر تصور کنی؛ منظور اینه که به ذهنت اجازه بدی تصویر تازهای از خودت بسازه. پژوهشگرهای دانشگاه پلیموث هم روی روشی به اسم «آموزش تصویرسازی عملکردی» برای کمک به کاهش وزن کار کردن که بر پایهی همین تجسمهای ذهنیه.
تصور کن لباس مورد علاقهات رو پوشیدی و با اعتمادبهنفس توی یه مهمونی هستی، بدون اینکه فکر کنی همه دارن غذا خوردنت رو نگاه میکنن. من هر روز چند دقیقه چشمهام رو میبستم و خودم رو با همون رنگهای زرشکی و سبزی میدیدم که همیشه دوست داشتم، ولی سالها به توصیهی مادرم به جاشون تیره پوشیده بودم.
برای ذهن فرق زیادی بین یه تجربهی ذهنی واضح و یه تجربهی واقعی نیست. وقتی این تصویرها رو مدام مرور کنی، ذهنت باهاشون آشنا میشه و رفتارهات هم کمکم به سمتشون میرن. در واقع یکی از دلایل چاقی ذهن اینه که سالها خودمون رو در قالب یه آدم چاق و ناتوان تصور کردیم. حالا وقتشه این تصویر رو عوض کنیم.
۷. برنامهی ذهن رو عوض کن
ذهن ما پر از برنامههای قدیمیه که روی عادتهای غذایی و حتی احساساتمون اثر میذارن. مثلاً ممکنه ذهنت باور داشته باشه «من همیشه چاقم»، «لاغری برای من ممکن نیست» یا «اگه بخورم آروم میشم». این باورها مثل نرمافزارهای قدیمی، تو رو به سمت رفتارهایی میبرن که به نفعت نیست.
ولی این نرمافزارها رو میشه بهروز کرد. فقط برنامهی جدید باید چیزی باشه که ذهن باورش کنه. اوایل وقتی ذهنم مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی»، جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جمله دروغ نبود، برای همین ذهنم باهاش نجنگید. یه تغییر دیگه هم این بود که «باید لاغر بشم» رو با «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم» عوض کردم.
۸. ثبات، قدرت میسازه
یه روز انگیزه داری و روز بعد بهراحتی از مسیر بیرون میزنی. این هم یکی از دلایل چاقی ذهنه. برای من همهچیز یا صفر بود یا صد؛ با یه وعده پرخوری کل برنامه رو کنار میذاشتم. یه بار وسط یه رژیم سخت، یکی از فامیل یه جعبه شیرینی آورد. همون لحظه که دیدمش، حس کردم الان میخورم و رژیم رو کنار میذارم؛ و دقیقاً همین کار رو کردم.
تغییر واقعی توی روزهایی ساخته میشه که انگیزه نداری ولی ادامه میدی. هنوز هم توی این مسیر بارها لغزش دارم، ولی دیگه یه لغزش برام دلیل رها کردن نیست؛ دلیلیه برای اینکه بهتر تمرین کنم. همین ثبات بود که با اون، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
۹. ذهن آروم، تصمیمهای بهتر میگیره
چیزی که وارد ذهنت میشه، مستقیم روی تصمیمهات اثر میذاره. وقتی ذهنت پر از فکرهای منفی و بیهدفه، تصمیمهات هم همونطوری میشن. ولی وقتی فکرهات آرومتر و متمرکزتر باشن، ناخودآگاه انتخابهای بهتری داری.
من اون سالها از صبح تا شب به غذا فکر میکردم؛ حتی صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم. امروز خیلی کمتر به غذا فکر میکنم و بیشتر به کار، خانواده و چیزهایی که دوست دارم. هنوز هم همیشه بهترین انتخابها رو ندارم، ولی خیلی بهتر از قبلم. اگه دوست داری این نُه نکته رو منظمتر و عمیقتر یاد بگیری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
📅 این دلیلها توی یه روز معمولی من
شاید این نُه دلیل روی کاغذ کلی به نظر بیان. برای همین بذار یه روز معمولی از دوران چاقیم رو تعریف کنم تا ببینی چطور توی زندگی واقعی کنار هم کار میکردن.
شب قبل، قبل از خواب، صبحونهی فردا رو توی ذهنم برنامهریزی میکردم: کیک شکلاتی یا خامهعسلی. صبح که بیدار میشدم، اولین فکرم همون صبحونه بود. ساعت نه هم وقت چای و کیک بود؛ یه ساعت ثابت که اگه از دستش میدادم، حس میکردم یه چیزی کمه. این همون ذهنیه که دائم درگیر غذاست؛ دلیل نهم.
وسط روز، فشار کار و درگیریها حالم رو بد میکرد. عصر که برمیگشتم خونه، اولین جایی که میرفتم آشپزخونه بود. اون موقع اسمش رو گرسنگی میذاشتم، ولی در واقع داشتم با خوردن آروم میشدم؛ دلیل سوم. و البته تقصیر رو هم گردن کار میانداختم؛ دلیل اول.
شبها، وقتی خسته بودم، سراغ هلههوله میرفتم. برای اینکه عذاب وجدانم کمتر بشه، آخر شب میوه یا تخمه انتخاب میکردم. امروز فکر میکنم بخش زیادی از اون شبخوریها از خستگی بود، نه گرسنگی. و بعدش قول همیشگی: «فردا رژیم رو شروع میکنم»؛ همون تصمیمی که هیچوقت گرفته نمیشد؛ دلیل چهارم.
اگه یه روز از روزهای خودت رو اینطوری مرور کنی، احتمالاً چند تا از این دلیلها رو کنار هم پیدا میکنی. همین دیدن، اولین قدم برای تغییره. لازم نیست همهشون رو یکجا درست کنی؛ کافیه یکیشون رو انتخاب کنی و از همون شروع کنی.
✍️ تمرین: دلایل چاقی ذهنت رو پیدا کن
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- فهرست مقصرهای چاقیت رو بنویس؛ هر چیزی که تا امروز گردنش انداختی، از ژن و خانواده تا شغل و شرایط.
- کنار هر کدوم بنویس: «این مقصر نیست، ولی روی من اثر داشته. من مسئول انتخابهای خودمم.»
- از این نُه نکته، کدوم بیشتر از همه باهات حرف زد؟ دربارهاش چند خط بنویس.
- یه جملهی «دوست دارم…» بنویس که جای یکی از «باید»هات رو بگیره و هر روز یه بار بخونش.
- دفعهی بعد که از روی ناراحتی یا خستگی سراغ خوراکی رفتی، فقط بنویس چه حسی داشتی. لازم نیست جلوی خودت رو بگیری؛ فقط ببین.
📝 برام بنویس
تو هم مثل من یه فهرست مقصر برای چاقیت داشتی؟ از این نُه دلیل چاقی ذهن، کدوم بیشتر از همه شبیه تجربهی خودت بود؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، جملهی «دوست دارم…» خودت رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه جملهی خودش رو پیدا کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
دلایل چاقی ذهن یعنی چی؟
یعنی باورها، عادتهای فکری و واکنشهای احساسی که رفتار غذایی ما رو هدایت میکنن؛ مثل گردن دیگران انداختن مسئولیت، خوردن برای آروم شدن یا عقب انداختن تصمیم.
چرا با کمتر خوردن هم لاغر نمیشم؟
چون تا وقتی باورها و عادتهای ذهنی تغییر نکنن، ذهن دیر یا زود رفتارها رو به حالت قبل برمیگردونه و هر رژیمی موقتی میشه.
مسئولیت پذیرفتن یعنی خودم رو سرزنش کنم؟
نه. مسئولیت یعنی قبول کنی انتخابها دست خودته و میتونی عوضشون کنی. سرزنش فقط حس بد میسازه و معمولاً به پرخوری بیشتر میرسه.
از کجا شروع کنم؟
از پذیرفتن مسئولیت چاقیت و نوشتن فهرست مقصرهایی که تا امروز داشتی. بعد کمکم جملههای ذهنیت رو با جملههای واقعی و مهربون جایگزین کن.
امتیاز 4.27 از 98 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

این بدن، نتیجهی انتخابهای ذهنی و رفتاری منه
توی دنیای تناسب ذهنی، این نقطهی شروعه
قبول مسئولیت ذهنی
و گفتن
من انتخاب کردم چاق باشم و حالا انتخاب میکنم که تغییر کنم
خودتو به خاطر چاقیت سرزنش نکن، ولی معذرت هم نخواه
وقتی به خودمون میگیم «چاق هستم، این تقصیر منه»، در واقع داریم خودمون رو محدود میکنیم و مسیر اصلاح رو سختتر میکنیم.
من با انتخابهای خودم به اینجا رسیدم، ولی حالا میخوام تغییر کنم
۳. احساسات، دستور غذا نمیدن
زمانی که با احساسات ناخوشایند مواجه میشید و به جای اینکه با اونها روبهرو بشید، به دنبال غذا میرید، این کار در واقع به شما کمک نمیکنه بلکه به تدریج شما رو از لحاظ ذهنی و جسمی به سمت چاقی هدایت میکنه
زمانی که به احساسات خودتون گوش نمیدید، ذهن ناخودآگاه شما با غذا، از جمله شکلات و چیپس و …، سعی میکنه این خلأ عاطفی رو پر کنه
تصمیم نگرفتهای، فقط داری فکرشو میکنی!
خیلی از افراد سالهاست که در دام فکر کردن به تغییرات مختلف افتادن، ولی هیچوقت واقعا تصمیم نمیگیرند.
این دقیقاً یکی ازدلایل چاقی ذهنیهست.
من میخوام لاغر بشم. نه شاید، نه یه روزی، همین امروز شروع میکنم
قربانی زندگی خودت نباش
خیلی از ما درگیر این تصور هستیم که زندگیمون تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار داره؛ به این معنا که ما قربانی شرایط، افراد یا حتی زمانه هستیم.
اما در واقع، این یکی ازدلایل چاقی ذهنیهست که باعث میشه احساس کنیم کنترل بدنمون دست خودمون نیست. وقتی باور داریم که شرایط زندگی و اطرافیان تعیینکنندهی سرنوشت ما هستند، به طور ناخودآگاه مسئولیت تغییرات در بدنمون رو هم از دوش خودمون برمیداریم
هیچکس منو مجبور نکرد این سبک زندگی رو ادامه بدم
یک ذهن آزاد، یک بدن آزاد میسازه.»
تصویرسازی ذهنی؛ متناسبی که هنوز بدن نداره!
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تغییردلایل چاقی ذهنو قرار گرفتن در مسیر لاغری است. وقتی میگیم «تصویرسازی»، به این معنی نیست که فقط خودتون رو در آیندهی لاغر و متناسب میبینید. بلکه منظور اینه که شما به ذهنتون اجازه میدهید تا تصویری از بدنی سالم، قوی و متناسب بسازه
دلایل چاقی ذهنیزمانی ایجاد میشوند که ما خودمون رو در قالب فردی چاق و ناتوان در ذهنمون به تصویر میکشیم. حالا وقتشه که این تصویر رو تغییر بدیم.
برنامهریزی ذهن رو عوض کن، بدنت خودش عوض میشه
برای مثال، ذهن شما ممکنه باور داشته باشه:
«من همیشه چاقم.»
«لاغری برای من ممکن نیست.»
«اگر بخورم، آرامش میگیرم.»
تمام این باورهای محدودکننده مثلنرمافزارهای قدیمی، شما رو به سمت رفتارهایی هدایت میکنن که به هیچ عنوان به نفع شما نیست. اما خوشبختانه، شما میتونید ایننرمافزارها رو آپدیت کنید!
ثبات در تصمیم، قدرت خلق میکنه
چطور میخواهید به هدفتون برسید وقتی که هر روز تصمیمات مختلفی میگیرید؟ یک روز انگیزه دارید و روز بعد، به راحتی از مسیر خارج میشید. این یکی از دلایل چاقی ذهنه
این ثبات در تصمیمات شماست که در نهایت قدرت واقعی رو خلق میکنه
به جای تسلیم شدن، به خودتون بگید:
«نه عزیزم، من تا تهش میرم
ذهن سالم، تصمیمهای سالم میگیره
وقتی ذهن شما پر از افکار منفی، بیانرژی و بیهدف باشه، طبیعتاً تصمیمات شما هم در همون راستا خواهد بود.
اما وقتی افکار شما سالم، مثبت و متمرکز بر هدف باشه، ناخودآگاه تصمیمات بهتری خواهید گرفت. در این حالت، شما روز به روز کمتر به غذا فکر میکنید و بیشتر به خودتون، به زندگی، به اهدافتون و به آیندهتون
پس بسم الله الرحمن الرحیم
………….
لاغری ذهنی آسونترین کاردنیاست
نشان های دریافت شده
سوال اول :ازبین این ۹رمزورازذهنی کدام بیشترباهات حرف زد؟من گاهی بخاطر خارج شدن ازبرناگه ذهنی وپرخوری سرزنش کردم وحالم بدشده ولی زود برگشتم وپرقدرت ترادامه دادم ورها نکردم مسیررو من بایدبیشترتومسیرباشم واشتباهاتمو اصلاح کنم علت روریشه یابی کنم علت رفتارهامو که انجام میدادم من تواین یک سال کلی سایزکم کردم ولی بازمونده تابه هدفم برسم ولی ازخدا ممنونم منوبه این سایت هدایت کرده ومن یه مدت تصویرسازی رواجراکردم خوب بودمدتی رهاکردم ولی دوباره اجرامیکنم خیلی خوبه حس وحال خوبی بمن میده هرروز۵دقیقیه شکرگذاری میکنم تاذهنم خالی بشه ازافکارمنفی چاقیمو گردن کسی نمیندازم خودم مسولیتشومیپزیم لاغری اسانترین کاردنیاست ۲،ایاتصویرسازی ذهنی روزانه میتونه بمن کمک کنه ذهنم بسمت متناسب شدن هدایت شود؟من درطول شنبانه روزتصویرسازی رواجرامیکنم خیلی کمک میکنه ذهنم بسمت متناسب شدن پیش بره وقتی خودموتواندام ولباس متناسب تجسم میکنم چقدرحالم خوب میشه واصلا به چیزدیگه فکرنمیکنم ،۳،جمله ایی که میتونیدبعنوان تصمیم براتغییربنویسی وتکرارش کنی؟بدنم لایق بهترین هاست من هرروزمتناسب ترمیشم ازاخباروافکارمنفی دوری میکنم طبق گفته استادتکنیک هارواجرامیکنم من یک ذهن قدرتمنددارم ومیتونم باهاش به هدفم برسم،۴،درمواقعی که احساس ناراحتی یااسترس میکنی چگونه میتونی ازخوردن غذابراارامش یافتن اجتناب کنی؟من موقع استرس سراغ خوردن نمیرم مواقع خوشحالی هست که سمت غذامیرم ۵،ایاامروزمسوولیت انتخاب گذشته ات رامیپذیری واماده ایی تغییرات مثبت رواغازکنی؟بله صدرصد واماده
تغییرات عالی هستم
نشان های دریافت شده
باسلاموقتتون بخیر
۱.من بین این ۹ راز تصویر سازی ذهنی رو خیلیی دوست داشتیم البت ک تمام این رازهاخیلی کار گشا و روحیه بخش و اگاهی دهنده بودند و من خیلی اژ خواندن و درک انهالذت بردم
ولی تصویر ذهنی رو خیلی بیشتر دوست داشتم و البت ک ب تمرین خیلی بیشاری هم لازم داره چون کار سختی هست ک شما کسی رو بسازی ک نیست و میخوای باشی و هرروز خودت رو با جسم الانتبخواهی سپری کنی
۲.من بشخصه تصویر سازی ذهنی رو میلی قبول دارمو با چشم خودم نتایج اون رو هم دیدمچون انگار ذهن رو سمت تناسب خیلی بیشتر سوق میده و هم راستا میکنه و ب همین دلیل خیلی زیاد باعث میشه حالت خوب بشه و ب مرور و با استمرار خودترو باور کنی و بپذیری ک تو هم میتونی ب تناسب اندام همیشگی و فطرتی خودت برسی
۳.من جمله لاغر شدن اسانترین کار دنیاست رو ب شدت دوست دارم و از تکرارش لذت میبرم و در کنار اون هم جمله
من روز ب روز متناسب تر زیباتر و خوشگل تر میشوم رو هم دوست دارم و حس خوبی ب من مبده و نشانی از استمرار هست
۴ .درواقع من موقع ناراحتی و استرس خیلی نمیتونم غذا بخورم و کلا تمایلم کمتر میشه و همچین تجربه ای رو ندارم
۵.بله من مسئولیت چاقی .اضافه وزن .شرایط فعلی .شرایط جسمی فعلی .شرایط روحی فعلی رو تمام و کمال میپذیرم و با استمرار در این مسیر تلاش میکنم تا ب تناسب اندام همیشگی ام دست پیدا کنم
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
سوالات تمرینی: رمز و راز لاغر شدن
■ قسمت اول •
سوال ۱: کدوم یکی از این ۹ رمز و راز ذهنی بیشتر از همه باهات حرف زد؟ درباره هر مورد که به نظرت مهم بود چند خط بنویس. بنویس چی باعث شده هنوز به تناسب دلخواهت نرسی ؟•
■خوشبختانه من سه سایز کم کردم تا حالا ولی این اندازه کافی نیست می بایست ۱۰ سایز کم کنم تا به شکل قابل قبولی خودم رو متناسب ببینم چیزایی که توی این عدم موفقیت تاثیر گذاربوده و در مقاله آموزشی رمز و راز لاغر شدن ازش نام برده شده عدم ثبات در تصمیم گیری بوده در شرایط سخت و بحرانی رها کردم یه وقتای احساس خستگی داشتم رها کردم ..تکنیک تجسم شبانه ارو هم ادامه ندادم …با اینکه توصیه اکید از استاد بود که به مقدار غذاتون حساسیت نشون ندید و خودتونو تحت فشار در اینمورد نگذارید ولی برای من خیلی طول کشید که تونستم تا حدود زیادی اهمیت این موضوع رو در ذهنم کمرنگ کنم •
سوال ۲: آیا تصویرسازی ذهنی روزانه میتواند به من کمک کند که ذهنم به سمت بدن متناسب هدایت شود؟ تجربه ات رو بنویس حتی اگه قبلا برای چاقی این کار رو انجام دادی.•
■بله صد در صد تاثیر گذاره چون ذهن انسان تصویریه .من مطمئنم یکی از دلایل مهم چاق شدنم استفاده از تکنیک تصویر سازی بوده اما به شکل کاملا نا آگاهانه و ناخودآگاه .. من به غلط در زمان لاغریم بخاطر فشار حرف و حدیث اطرافیان از مدل لاغریم بدم اومد و آرزومند چاقی شدم و خانومای چاق رو با حسرت نگاه می کردم و به خاطر می سپردم و وقتی تنها می شدم یا وقتی می خواستم بخوابم اون تصویرها در ذهنم مرور میشد ..•
سوال ۳: جملهای که میتوانی به عنوان تصمیم برای تغییر بنویسی و هر روز تکرار کنی، چیه؟ بنویسش و تکرارش کن.•
■جمله مهم و تاثیر گذار در این ارتباط می تونه این باشه :• من با قدرت ذهنم می تونم لاغر بشم چون با همین قدرت تونسته بودم جسمم رو از حالت لاغر به چاق تغییر بدم •
سوال ۴: در مواقعی که احساس ناراحتی یا استرس میکنی، چگونه میتوانی از خوردن غذا برای آرامش یافتن اجتناب کنی؟•
■من در این مواقع از تکنیک موثر خنثی سازی احساسات گیر افتاده در مریدین ها استفاده می کنم به نام eft •
سوال ۵: آیا امروز مسئولیت انتخابهای گذشتهات را میپذیری و آمادهای که تغییرات مثبت را آغاز کنی؟•
■بله صد در صد می پذیرم و آماده تغییرات مثبتم …
نشان های دریافت شده
استاد سلام ممنون از لایک ارزشمند شما من برای اینکه دوباره به نوشتن دیدگاهها در سایت برگردم و انگیزه پیدا کنم مدل تمرین کردن خودم رو تغییر دادم البته این مدل تمرین کردن رو در قسمت رایگان سایت میتونم اعمال کنم قبلاً خدمت شما عرض کردم که جدیداً از این مدل تمرین خیلی راضی هستم و با شوق و انگیزه انجامش میدم به این صورت که متنهای آموزشی رو از قسمت رایگان کپی میگیرم و به قسمت نوت بوک گوشیم ارسال میکنم و بعد با خوندن متن و ضبط صدای خودم سعی میکنم که نکته آموزشی رو دریافت کنم و اون رو در پاسخ به تمریناتی که از دانشجو میخواین انعکاس بدم همانطوری که در چاق کردن ذهن لاغر خودم سالیان طولانی استمرار به خرج دادم و به آرزوی بچهگانه خودم رسیدم حالا میتونم به شکل برعکس کار رو ادامه بدم یعنی روی ذهنم باید کار کنم امیدوار باشم که این بار به نفع لاغری اون رو برنامهریزی کنم و جسمم رو تغییر بدم باز هم از لایک شما که به من انگیزه میده خیلی تشکر میکنم
نشان های دریافت شده
سلام چراماهمیشه فکرمیکردیم علت چاقی بخاطر زیادخوردنه وکم تحرک بودنه بخاطرارث وبیماری مثل تیروید برادرمان چاقی رژیم میگرفتیم فکرمیکردیم علت توبشقاب هست کم خوردن ومراعات کردن ورزش میتونه منولاغرکنه چقدر تلاش کردیم تابتونیم اندام متناسبی درست کنیم ولی شکست میخوردیم ورها میکردیم رژیم رو ننیدونستیم علت توذهن منه نه توبشقاب چون دهن من برپایه اطلاعات قدیمی برنامه ریزی شده وباید روشی باشه این اطلاعات روتغییربده ذهن چاق من بااطلاعات جدیدتبدیل بشه به ذهن متناسب من مسوولیت چاقیمومینداختم گردن چون پدرومادرم چاق بودن بمنم ارث رسیده ومن بخاطرتیروید سوخت وسازبدنم کمه من بخاطرکم تحرکی ولی اینطورنیست تامدتی بااین نگرش ها زندگی کردیم بخاطرچاقی چقدرجلوایینه میرفتم وخودمونگاه میکردم وسرزنش میکردم چقدرحالم گرفته میشد من برعکس موقع خوشحالی سمت خوردن میرفتم موقع ناراحتی اصلا ازبس فکرم درگیرمیشداشتهام کم میشد ولی خوردن یک مسکن موقته نمیشه بهش تکیه کرد من تصمیم میگرفتم دیگه رژیم روتا انتهااجرامیکنم دوباره رها میکردم چقدرخودموسرزنش میکردم وقتی ازخداخواستم یک راهی بمن نشون بده من بتونم ازشرچاقی خلاص بشم انگاربرام معجزه کردوباسایت تناسب فکری اشناکردومن طبق اموزش های استاد یادگرفتم چاقی من ازذهن هست بایدافکارونگرشم تغییرکنه ومن بایدطبق انچه یادمیگیرم بیام اون عادت های اشتباهموشناسایی کنم واصلاحش کنم پرخوری ها زیاده خوری ها اصلاح بشه غذاصلاح دفاعی مانیست فقط براتامین انرژی بدن منه نبایدازافکارواخبارهای منفی رودنبال کنم بایددوری کنم ومن این کاروکردم تصویرسازی ذهنی چقدربمن کمک کرده تا برابدنم یک جسم سالم بسازم میگن توایینه نگاه نکنیدچشم ازجسم خودبرداریدولی من باهربارنگاه خداروشکرمیکنم تاهمینجا تونستم موفق بشم کلی ذوق میکنم همینکه ذهنم درمسیراموزش های درسته وتوتمام جنبه های زندگیم تاثیرداشته تونستم باذهن قدرتمندم حالموخوب کنم دیگع به رژیم وچاقی فکرنمیکنم هروزمنتظرلاغری نیستم میام اموزش هارودنبال میکنم وفایل هاروبه قصداینکه برامعجزه کنه گوش نمیدم گوش میکنم زبان لاغری رویادبگیرم وحس وحالم بهتربشه وممنونم ازاستادبخاطر مطالب بسیارارزشمندشون ویک فضای ایجادکردن کلی دوستان خوب داریم باایده های خوب وخداروشکرمیکنم لاغری باذهن برامن یک تولددوبارست انگارمنوکوبید ویک فرد جدید باافکارجدید ساخت
سلام استاد وقت بخیر
این ۹ رمز بیشتر من درگیر موارد ۶ ،۷، ۸ بودم وگاهی اوقات هم هستم .
جواب سوال ۲ تصویر سازی ذهنی باعث میشه ما تشویق بشیم که جسم چاقمون رو لاغر ببینیم وبگیم که اگه لاغر بشی نگاه کن چقدر زیبا و سالم و دوست داشتنی میشی
جواب سوال ۳ ،،لاغر شدن مثل آب خوردنه آسانترین کار دنیاست ،، ولی باید استمرار داشته باشی خودتو سرگرم کنی که کمتر افکار منفی واسترس بیاد سراغت که خواسته باشی به غذا پناه ببری و چاق بشی برنامه داشته باشی
جواب سوال ۴ هر موقع استرس میگیرم پارج آب میکنم میرم داخل حیاط میخورم تا آروم نشدم خونه نمیرم یا میرم پارک کنار خونمون کولن از خونه و آشپزخونه دور میشم یا میرم داخل اتاق خواب آهنگ میزارم گوش میدم یا فایل های سرزمین لاغرها اون هم تصویری ها رو میبینم که بیشتر حواسم پرت بشه از استرسم کم بشه
جواب سوال ۵ بله من عاشق تعغیر کردنم
نشان های دریافت شده
سلام ماهمیشه فکرمیکردیم علت چاقی بخاطرزیادخوردنه حتی کم هم میخوردیم وزن بالا میرفت حتی رژیم هم میگرفتیم بعدیه مدت رهامیکردیم همه این روش ها نمیتونست عامل چاقی باشه چاقی توبشقاب من وشمانبوده همش برمیگرده به ذهن چاق تازمانی افکارما تغییرنکنه جسم تغییرنمیکنه مسوولیت چاقی روبه گردن کسی نندازیم نه مادرونه ارث نه بیماری نمیتونه علت چاقی ماباشه هیچ روشی نمیتونه برامامعجزه کنه تازمانی ذهن مامسوولیت چاقی رونپذیره بخاطرچاقی نه سرزنش نه عذرخواهی بیایم اشتباهاتمونوشناسایی واصلاحشون کنیم باذهن باز چه زمانی خسته اییم یاموقع خوشحالی غذارو اهرم لذت ندونیم غذابرارفع نیازبدنه غذافقط مثل یک مسکن عمل میکنه اونم مقطعی بایداراده کنیم وذهن روتعییربدیم شرایط زندگی وسرنوشت رو تحت تاثیراطرافیان نندازیم یک ذهن ازادیک بدن ازادمیسازه تصویرسازی ذهنی عالیه به ذهن اجازه میدیم یک تصویرازجسم سالم وقوی بسازه بااستفاده ازاموزش ها افکارقدیمی روازروذهن پاک کنیم وافکارجدید ولاعرکننده جایگزین کنیم درواقع ذهن ناخوداگاه اموزش میبینه روتصمیم مصمم باشیم اگرلاغری باذهن شروع کردیم روش پایبندباشیم وهرروز تصمیم روتغییرندیم ازافکارواخبارمنفی بدورباشیم ذهن سالم همیشه تصمیمات سالم میگیره
سلام خدمت همه دوستان
خیلی خوشحالم برای این پیامی که میزارم
توی این دیدگاه به نکته بسیار مهمی میخام اشاره کنم که اگر هر کی اینو بخونه قول میدم، منو دعا کنه!!!!!!
فکر کن شما پادشاهی و یه روزی خدایی نکرده یا اتفاقی میفته وقدرت از دست شما خارج میشه
از یک پادشاه تبدیل به یک خدمتکار میشی و خدمتکار شما اونی هر روز لباس شماره میشت هر روز برای نوکری میکرد و کار های شما انجام میداد میشه پادشاه
این داستان کاملا واقعی!!!!!!!!
تمام اوضاع از هر لحاظ به هم میریزه کل مملکت به هم میریزه همه چیز بهم میریزه،مردم توی فقر و سختی قرار میگیرن یا دشمن میاد با ارتش هزار نفری پشت در دروازه و میخواد همه کنه تا کل مملکت بگیره.
حالا من این استان گفتم تا برسم به اینجا که اگر ذهن من یا شما یا هر ادمی از حالت خدمتکار خارج بشه،بشه مشاور،بشه کسی که به من پند میده اون وقته که تمام مملکتم رو باخت میدم
اون وقته که من اضافه وزن میگیرم اون وقت که ذهن تسلط دست گرفت شد همه کاره میگه:
دیدنن دوستان وقتی که بهش جولان بدیم همینه ولی وقتی بگیم من لاغر میشم من انجامش میدم من هر روز روی این مطالب کار میکنم و من روی ذهنم و روی نفس ام و روی هر مانعی تسلط و تمرکز و کنترل کامل دارم اون وقته که شما پاداشاه میشید
درود استاد عزیز وهمراهان گرامی
من همیشه چاق بودنم رو به پرخوری عصبی ربط میدم،یااینکه طبق گفته های اطرافیان که خودم رو وادار کردم که آره چاقیه من ژنتیکیه،یاشایدم دلیلش قرصهاییه که مصرف میکنم،
نمیشه،دیگه بسه بایدبه خودم وذهنم بقبولونم که میخوام وحتما باید لاغر بشم
دیگه نباید بخاطر چاق بودن خودمو حقیر کنموخجالت بکشم بایدذهنم رو برای لاغرشدن آماده کنم واین واقعیت روقبول کنم که من میتونم،من میخوام واینکه من باید تغییر رو درخودم ایجاد کنم
باید هرزمان که عصبی وناراحت شدم به طریقی خودم رو از خوراکی ها دور کنم تا نا امید نشم ومغلوب افکارم نشم وبخاطر غمگین وعصبی بودن به سمت خوراکی ها ویخچال حرکت نکنم ،میخوام محکم باشم وقاطعانه تصمیم به پاکسازی ذهن پرازچاقی خودم بگیرم(ازهمین حالا هدفم رو مشخص کنم)
یکتای بزرگ ای خالق زیباییها به من قدرت وتوانایی متقاعدکردن ذهنم روعطابفرما
به نظرم میتونم !هرچقدر هم که سخت باشه !من به راحتی ذهنم رو مجبور به چاق بودن کردم،اما درحال حاضرتلاش میکنم که تخته سیاه ذهن چاقم رو پاک کنم ونقاشی زیبای لاغری روش بکشم
مطمعنا تصمیمم اینه که باتمام وجود میخوام یک فرد لاغراندام زیبا باشم وبتونم هرلباسی که دیگران باتمسخر بهم میگن چاقی بهت نمیادوبخاطر وزن زیادت اشکال بدنت رو زشت میکنه به تن کنم (من باید لاغربشم نه به هرقیمتی بلکه به خواست خودم وپاک کردن ذهنم از چاقی)
به نظر خودم آرامبخش ترین کار درمواقع ناراحتی واسترس وچیزی که مانع جلب توجه به خوراکی ها میشه میتونه(نوشتن مسئله ای که ازش ناراحت هستیم باشه یا مطالعه کردن،پیاده روی ویامشغول کردن خودمون باکارهای خونه ویا حتی شخصی)
بله من مسئولیت انتخابهای اشتباه گذشته رو می پذیرم وآماده ام که تغییر کنم
(خالق من دست نیازم راخالی برنگردان)
(آمین)🌹
نشان های دریافت شده
باسلام من مورد هشتم یعنی(ثبات در تصمیم ،قدرت خلق میکنه) برام خیلی حرفها داشت چرا؟
چون من از اون دسته آدمهایی هستم که متاسفانه همه یا هیچم!!!!! یک روز از خواب بیدار میشم وشاد ومحکم برای رسیدن به هدف شروع میکنم ، توجه میکنم که کاملا مطابق با هدفم رفتار کنم ، افکارم را تحت کنترل میگیرم که فقط مثبت باشند ولی وای اگر یک خطایی بکنم که از مسیر خارج بشم ، اون روز میگذره وفکر میکنم خودم رو بخشیدم ولی متاسفانه فردا صبح که بیدار میشم غمگین ،و بیحوصله هستم حتی حوصله گوش کردن فایل رو هم ندارم و خوب مسلما در این موقعیت ذهن منفی بافی هم جولان میده و….😢😢
هر روز سعیم بر این هست که تصویر سازی ذهنی بدن متناسب داشته باشم البته نمیتونم طولانی تصویر سازی کنم ولی احساسم رو خیلی تغییر میده و امیدوار میشم
وجمله ای که میتونم از اون انگیزه بگیرم اینه که:من باید متناسب بشم چون خودم جسمم رو به این وضعیت در آوردم وهیچکس غیر از خودم نمیتونه به من کمک کنه
موقع استرس با نوشتن میتونم آرامش رو دوباره به خودم برگردونم وقتی احساسم رو بنویسم بار منفی اون احساس با نوشتن تخلیه میشه فقط باید این رفتار رو تکرار کنم تا به شکل عادت بشه
من امروز مسولیت هر تغییری که در جسمم ایجاد شده رو میپذیرم ومیدانم نه غذا نه دیگران ، ونه احساسات مسول وضعیت جسم اکنون من نیستند من با انتخابهای خودم به این ظاهر تبدیل شدم پس با انتخابهای جدیدم میتونم جسم جدیدی برای خودم ایجاد کنم و آماده هستم که تغییرات را شروع کنم و در این مسیر از خداوند تقاضای یاری میکنم