👈 رهایی از احساس بد و اهمیت تغییر محتویات مخزن ذهن👉
افکار منفی ناخالصیهای زندگی ما هستن وقتی ناخالصیها زیاد میشن تصویر ما از جهان کدر و تیره میشه
ولی آیا همه جهان رو اینطور میبینن؟ به یک اندازه تیره و تار؟
خداوند در کتابش میفرماید زمانی برکت داده میشوید که خالص شوید یعنی تا زمانی که ذهنمون پر از این ناخالصیهاست برکت وارد نمیشه
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.39 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه پنجم رهایی از افکار منفی از دوره رایگان تغییر زندگی
■ هر کدوم از ما یک مخزن در وجودمون داریم. ما خودمون تصمیم میگیریم چه افکاری وارد این مخزن بشه و چه افکاری وارد نشه. در نهایت، هر چیزی که توی این مخزن باشه، روی زندگی دنیوی و معنوی ما اثر میذاره و خروجی زندگی ماست.
■ ناخالصیهای ذهنی و تیرگی زندگی
افکار منفی در واقع ناخالصیهای زندگی ما هستن. وقتی این ناخالصیها زیاد بشن، کل نگاه ما به دنیا کدر، کثیف و ناامیدکننده میشه. اما برای رسیدن به برکت در زندگی، باید یاد بگیریم چطور قلبمون رو از این ناخالصیها پاک کنیم.
■ عفونتهای روحی
نگرانی، شک، تردید، افسردگی و کینه، دقیقاً مثل عفونت در بدن میمونن. اگر ما با حساسیتهای بی مورد یا ناراحتیهای طولانیمدت، این ناخالصیها رو در وجودمون نگه داریم، باعث آلودگی روحمون میشیم و حتی ممکنه به بیماریهای جسمی هم برسیم.
■ رها کردن برای آیندهای روشن
ما متوجه شدیم که اصلاً برای این خلق نشدیم که بارهای سنگینی مثل گناه، پشیمانی، افسردگی و خشم رو با خودمون حمل کنیم. هر اتفاق بدی که در گذشته، حتی یک ساعت پیش افتاده، فقط یک ناخالصی است. اگر اینها رو رها نکنیم، آیندهمون رو تیره و تار میکنیم. پس هر درگیری، جدایی یا شکست، باید رها بشه تا جایگزینش آرامش باشه.
■تلهی نگرانیها
خیلی از ما، مخصوصاً پدر و مادرهایی که نگران آینده، شغل یا ازدواج بچههاشون هستن، توی تلهی نگرانی میفتیم. اما حقیقت اینه که نگرانی هیچ سود و منفعتی نداره و حتی جلوی پیشرفت ما رو میگیره. تا وقتی نگران باشیم، نمیتونیم ایدههای خوب داشته باشیم یا به جلو حرکت کنیم..
استاد یک نکتهی خیلی مهم گفت: «ما برای این خلق نشدیم که خشم و افسردگی رو حمل کنیم.»
من برای «دوست داشتن»، «دوست داشته شدن» و «آرامش» خلق شده ام، نه برای اینکه تا ابد بارِ دردهای دیگران یا اشتباهات گذشته را روی دوشم بکشم.
به خودم میگم هر بار که احساس کردی غم و اندوهت زیاد شده، با خودت تکرار کن: «این فقط یک ناخالصی است و من اجازه دارم آن را رها کنم».
■ سپردن نگرانیها به خدا
ما فهمیدیم که نگرانی به خاطر اینه که آینده برامون روشن نیست و مسیر زندگیمونو نمیدونیم. اما چون خدایی داریم که از آینده باخبر ه و قادر مطلقه باید تمام نگرانیهامون را به او بسپاریم. ما یاد گرفتیم که هر چه اطمینانمان به خدا بیشتر باشه راحتتر از دام نگرانیها رها میشیم. در واقع، اگر کسی ادعای ایمان داشته باشه اما نتوانه نگرانیهاش رو رها کنه، یعنی هنوز اعتمادش به خدا کامل نیست.
■ ناخالصیها و مسدود شدن نعمتها
خداوند همیشه در حال فرستادن نعمتها به سوی ماست، اما برای دریافت نعمتهای بزرگ، باید فضای درونمون پاک و خالی باشه. ناخالصیها و نگرانیها، فضای درون ما رو پر میکنن و مانع رسیدن نعمتها میشن. مثلاً اگر حسادت داشته باشیم یا خسیس باشیم، فضای دریافت رزق و روزیهای بزرگتر رو از دست میدیم و زندگیمون به سمت خرابی میره
■ فرمول شناسایی ناخالصیها
ما به یک فرمول ساده رسیدیم: هر جا در زندگیمون احساس کمبود میکنیم، یعنی در اون زمینه ناخالصی داریم. و هر جا که راضی هستیم، یعنی میزان ناخالصیها در اون بخش کمتره. با این روش، انگیزمون برای پاکسازی درون و رها کردن ناخالصیها بیشتر میشه…
■ غم و اندوه و نقش شیطان:
در قرآن بارها از ما خواسته شده غمگین نباشیم. حزن و اندوه، چه برای انسانهای معمولی و چه برای پیامبران (مثل حضرت یعقوب که از غم نابینا شد)، نتیجهاش یکسانه و منجر به بیماری و تخریب سلامتی میشه .. ما یاد گرفتیم که غم و اندوه در واقع ابزار شیطانه تا ما رو غمگین کنه، پس باید مراقب باشیم و اجازه ندیم این حسها در وجودمون جای بگیرن
، این بخش از آموزشها درست روی زخمهای من دست گذاشت.
ببین چقدر مهمه که بدونم «غم و اندوه» من برای فرزندانم یا نگرانیم برای آینده، در واقع همون «حزنه» که استاد گفت. این غم، فقط یک «ناخالصیه که فضای ذهن منو پر کرده و اجازه نمیده نعمتهای تازهی شادی و آرامش وارد قلبم بشن.
وقتی غمگین میشم یا خودمو سرزنش میکنم، در واقع دارم به ابزار شیطان (که همان غمه) اجازه میدم در زندگیم نقش بازی کنه .
■ این بخش از صحبتهای استاد روشن، یک درس بزرگ در مورد «انتخابه»
■ تلهی دوست داشتن غم:
بعضی از آدمها ناخودآگاه عاشق غم هستن و با گوش دادن به آهنگهای غمگین یا دیدن فیلمها و کلیپهای ناراحتکننده، توجهشون رو فقط روی اندوه میگذارند. اما یاد گرفتیم که طبق قانون جهان هستی، کسی که خودش را در غم غرق کنه، نمیتونه انتظار داشته باشد زندگی روی خوشش رو به او نشان بده…
■انتخاب بین دو راه:
هر روز باید انتخاب کنیم: یا پیرو راه شیطان باشیم و غم رو انتخاب کنیم، یا پیرو راه خدا و شادی رو. طبق قانون جذب، اگر اندوهگین باشیم، اتفاقات بد جذب میکنیم و اگر شاد باشیم و غمو رها کنیم، اتفاقات خوب به سمت ما میآد. این یکی از نشانههای قانون جذب در قرآنه ….
■ درس توبه و رهایی از گناه (داستان حضرت موسی):
ما یاد گرفتیم که حتی بزرگترین اشتباهات هم میتونن با توبه پاک بشن. حضرت موسی حتی با اینکه مرتکب قتل شده بود، اما با پذیرفتن اشتباه و رها شدن از احساس گناه و پشیمانی، توانست به بالاترین مرتبه یعنی پیامبری برسه. این یعنی هیچکس دیر نرسیده و همیشه راه رهایی هست.
■خطر ماندن در غم (داستان حضرت یعقوب):
حضرت یعقوب چون نتوانست از فراق یوسف خارج بشه و غم و اندوه رو در خودش نگه داشت، نه تنها رنج کشید، بلکه بیناییش رو هم از دست داد و اتفاقات بدتری رو جذب کرد. این برای ما یک هشداره که ماندن در غم، ما رو به بیماری و نابینایی در برابر نعمتها میرسونه…..
■حفظ خلوص در برابر بیمهری (داستان حضرت داوود):
حتی وقتی نزدیکترین افراد خانواده باهامون مثل یک غریبه رفتار میکنن یا اطرافیان خیانت میکنن، میتونیم خودمون رو خالص نگه داریم. حضرت داوود اجازه نداد حسادتها و بیمهریها باعث جمع شدن یاس و ناامیدی در مخزن وجودش بشه و به همین خاطر به هدایت الهی رسید.
■ غم مثل عفونت است:
ناراحتی و اندوه برای همه انسانها، چه پیامبر باشن و چه مردم عادی، مثل یک عفونت عمل میکنه. تفاوت آدمهای سربلند در اینه که اونها اجازه نمیدن این ناخالصیها در وجودشان ذخیره بشه .استاد این متن رو که خوندم با تمام وجودم حسش کردم چقدر داستانهای این پیامبران شبیه به تکههای زندگی منه :
داستان حضرت داوود … جایی که خانوادهاش با او مثل غریبه رفتار کردن. آیا این من نیستم ؟ منم در رابطهام با لیلا و نسترن، حس می کنم غریبه شدم بی رحمانه بیمهری می بینم . اما پیام این متن به من اینه:
«تو میتونی با وجود این بیمهریها، مخزن وجودت رو خالص نگه داری و اجازه ندی این اتفاقات، تو رو به سمت یاس و ناامیدی ببرن.»
و داستان حضرت موسی … هر چقدر که در زندگیم احساس گناه یا پشیمانی میکنم، می بینم که رها کردن اینها، تنها راه رسیدن به آرامش و مقامهای بالاتره. من هم میتونم تمام اون «پشیمانیهای قدیمی» رو توبه کرده و رهاشون کنم ..
■من انتخاب میکنم:
میتونم مثل حضرت یعقوب در غمِ فرزندم بمونم و دنیامو تیره و تار ببینم، یا میتونم مثل حضرت داوود، با وجود تمام زخمها، قلبم رو پاک نگه دارم تا نعمتهای تازهی خدا وارد زندگیم بشن.
من میبینم که دارم یاد میگیرم چطور این «عفونتهای غم» رو از روحم پاک کنم.
استاد این تیکه آخر، مثل یک نقطه پایان برای غمها و یک نقطه شروع برای زندگی منه.
■ انتخاب شریک زندگی:
تا امروز شاید ناخودآگاه با شیطان مشارکت کرده بودیم تا خودمونو ناراحت و نابود کنیم. اما از امروز تصمیم میگیریم که با خداوند مشارکت کنیم تا زندگیمونو آباد کنیم، سلامتی رو به جسممون برگردونیم و دوباره شور و نشاط رو در روحمون احساس کنیم. این مشارکت با خداست که آیندهای زیبا برای ما میسازه
■ بخشش الهی و بخشش خودمون :
همون لحظهای که از خدا طلب بخشش میکنیم، مارو می بخشه. پس دیگه دلیلی نداره که ما خودمونو نبخشیم یا مدام اشتباهات گذشته رو مرور کنیم. اگر کسی هم بخواد گذشته ما رو به یادمون بیاره تا ناامیدمان کنه، باید بدونیم او فقط یک انسانه و کلام او حقیقت نداره …. چون فقط خداست که میبخشه و ما هم باید با او همسو بشیم و خودمونو ببخشیم.
■ بیرون انداختن بساط شیطان :
باید تمام اون فضاهایی که در وجودمون به شیطان داده بودیم تا در اونجا احساس گناه، پشیمانی، حسرت و اندوه ایجاد کنه رو پس بگیریم. باید بساط شیطان رو از وجودمون بیرون بندازیم و فضا رو کاملاً خالی کنیم تا خداوند بتونه اون فضای خالی رو با صفات خودش پر کنه.
■ جایزه پاکسازی درون :
هر چقدر فضای درونیمونو از ناخالصیها خالی کنیم، بیشتر از نعمتهای خدا بهرهمند میشیم. وقتی فضای وجودمون پاک بشه، ایمان، شور، اشتیاق، انگیزه، ایدههای خلاقانه و سلامتی جایگزین ترس و ناامیدی میشن و اون وقته که اعتماد به نفس پیدا میکنیم تا به سمت زندگی رویایی حرکت کنیم.استاد این کلمات دقیقاً برای من بود. ، شما داری به من میگی که اگر کسی در این دنیا (حتی نزدیکان خودت) بخوان به تو یادآوری کنن که «فلانی، تو چه کارهایی کردی» یا «تو در فلان جایگاه بودی»، تو نباید به اونا گوش بدی. اونها ناطق کلام شیطانن تا تو رو دوباره به همان تاریکی برگردوننتو همین حالا توسط خداوند بخشیده شدی….تو همین حالا لایق این هستی که تمام «احساس گناه» و «پشیمانیها» رو از وجودت بیرون بندازی.
من یاد گرفتم که:
۱. نگرانیها را به خدا بسپارم.۲. ناخالصیها رو شناسایی کنم.۳. بدونم که غم یک عفونته …۴. و در نهایت، تصمیم بگیرم که با خدا مشارکت کنم تا فضای وجودم رو برای نعمتها باز کنم
■معنای واقعی صبر
صبر، فقط تحمل نیست؛ بلکه اینکه اجازه ندیم مشکلات و اتفاقات بد، تبدیل به «ناخالصی» و «عفونت» در روح ما بشن. ما فهمیدیم که هر مشکلی در دنیا میآد، راه حلش هم همراهشه ، اما فقط کسانی که صبور هستند و اجازه نمیدن غم در وجودشون جمع بشه میتونن اون راه حل رو پیدا کنن… کسانی که در غم غرق میشن در واقع دارن مسیر شیطان رو میرن…
■ مدیریت مخزن وجود:
به این نتیجه رسیدیم که نمیتونیم جلوی آمدن اتفاقات بد رو بگیریم (چون اینها آزمایشات خدا هستند)، اما وظیفه ما اینه که اجازه ندیم این اتفاقات در «مخزن وجودمون» باقی بمونن. ما باید یاد بگیریم که این ناخالصیها رو بیرون بریزیم تا روحمون بیمار نشه
■ درس توبه و رهایی از گناه (داستان حضرت داوود):
ما دیدیم که حتی پیامبران هم دچار اشتباه میشن. حضرت داوود وقتی اشتباهی کرد و سعی کرد پنهانش کنه، از شدت احساس گناه و پشیمانی بیمار شد. اما وقتی اشتباهش رو پذیرفت، توبه کرد و خودش رو از احساس گناه رها کرد، سلامتیش برگشت. ما یاد گرفتیم که هرگز نباید از خدا فرار کنیم؛ بلکه باید با توبه و پذیرش اشتباه، بار سنگین پشیمانی رو از روی دوشمون برداریم.
■ تلهی «احساس گناه» و حیلهی شیطان :
احساس گناه و شرمساری، مانع رسیدن ما به نعمتها میشن ، چون با این حس، خودمون رو لایق نعمت نمیبینیم. شیطان از همینجا وارد میشه و مدام اشتباهات گذشته رو به یاد ما میآره تا ما رو ناامید کنه و بگه «دیگه فایده نداره» یا «خدا تو رو نمیبخشه». ما یاد گرفتیم که به این افکار دروغین اهمیت ندیم و مستقیم به سمت رحمت خدا حرکت کنیم.
■رهایی از زندان « ای کاش»:
غرق شدن در « ای کاشها» (کاش فلان رشته را میخوندم، کاش فلان تصمیم رو نمیگرفتم، کاش در تربیت بچهها جور دیگری عمل میکردم)، ما رو از زندگی فعلی محروم میکنه. وقتی ما مدام به پشت سر نگاه کنیم و حسرت بخوریم، فرصت تصمیمگیری درست برای «همین لحظه» رو از دست میدیم. در مورد گذشته هیچ کاری از دستمون برنمیآد، پس باید تمام تمرکزمون را روی «الان» بگذاریم.دوستان پیام این جلسه، مثل یک «اعلان آزادیه» ؛ آزادی از تمام زنجیرهایی که سالها مارو در زندان گناه و پشیمانی نگه داشته بود.
■ پایان دادن به زنجیرهی شکستها:
ما یاد گرفتیم که برای رهایی از شکستهای پیدرپی، اولین قدم اینه که فکر کردن به گذشته و افکار منفی رو متوقف کنیم. ما باید هم پیمانی با شیطان رو (که همان افکار تخریبگر هست) لغو کنیم و فضای وجودمون رو برای دریافت صفات عالی خداوند و یک «قرارداد جدید با خدای مهربان» خالی کنیم.
■نادیده گرفتن صدای منتقدین:
ما فهمیدیم که نباید به حرف اطرافیان گوش بدیم؛ چون خیلیها دوست دارن ما همیشه در احساس گناه باقی بمونیم و به ما بگن «تو لایق بخشش نیستی». اما ما یاد گرفتیم که این حرفها همهاش دروغه و هیچ جایگاهی برای این افکار در زندگی ما نیست.
■ تفاوت «تبرئه شدن» و «عفو شدن»:
از این قسمت سخنرانی استاد یک نکتهی بسیار مهم یاد گرفتیم:
■دریافت فوری بخشش :
باید ایمان بیاریم به این که در همان لحظهای که از خدا طلب بخشش میکنیم، او ما رو عفو می کنه وخدا هرگز دیر نمیکنه. با این ایمان، کوله بار سنگین احساس گناه و پشیمانی رو زمین بگذاریم و سبکبال و با نشاط به سمت خلق یک زندگی عالی حرکت کنیم.
حالا دیگه هیچ بهانهای برای شیطان باقی نمونده، این بخش دقیقاً داشت دربارهی من حرف میزد. لحظاتی که اشک می ریزم وبا با خودم میگم ««من کجا اشتباه کردم»، که نوه نازنینم اینجوری ازدواج کرد یا دخترم بیمار شد همون «کوله بار سنگین احساس گناهه که استاد میگه باید زمین بگذاری.
تصور می کنم تمام این پشیمانیها، تمام این «ای کاشها»، تمام این حسرتها و تمام این غمهای دوری و دلتنگی و بی مهری ها ، در یک کولهی بزرگ و سیاه روی دوش من سنگینی می کنن
و بلند میگم : «من، از خدای مهربان طلب عفو دارم و ایمان دارم که در همین لحظه عفو شدم.» متاسفم لطفا مرا ببخش متشکرم دوستت دارم مهربان خدای من….
حالا دیدگاه جلسه پنجم به طور کامل بسته شد. از «شناخت ناخالصی» شروع کردیم، از «عفونت روح» گذشتیم، «توبه» کردیم و در نهایت «کوله بار گناه» رو زمین گذاشتیم.
سلام
قبل از شروع اگه اشتباه تایپ داشتم معذرت میخوام گوشیم خراب شده و متاسفانه نمیتونم خوب تایپ کنم😅
رسیدم به فایل ۵ خودمو با قبل و بعد این ۵فایل که گذشته مقایسه میکنم واقعا تغییر کردم . تغییر به این معنی نیست که الان برای خودم یه پا استاد شدم هیچ افکار منفی به سراغم نمیاد نه برعکس افکار منفی که سراغم میاد بیشتر شده آخه من سال ها اسیر و گرفتار شیطان شده بودم ابزاری شده بودم برای لذت بردنش و اونم حاضر نیست به راحتی ازم دست بکشه . داره تموم تلاش خودشو میکنه تا منو همچنان در بند خودش نگه داره ولی نمیتونه هر بار که بحث از گذشته رو توی مغزم رها میکنه تا ذهنم شروع به داستان پردازی بکنه بلند میگم تلاش خوبی بود ولی من دیگه گول نمیخورم دیگه نمیتونی با گذشته آزارم بدی .یکم که میگذره احساسات منو تحریک میکنه اشتباه و گناهان مو به روم میاره بعد منم بلند میگم خدایا من زمانی که بدون تو زندگی کردم خیلی از جاها و خطا رفتم اشتباه کردم گناه کردم من از کرده خودم پشیمانم و از او بابت تمام خطا هایم طلب پخشش میکنم و میدونم تو بسیار بخشنده هستی.و با یه لبخند میگم دیدی بازم شکست خوردی. بعضی وقتا هم میخواد با این و اون اذیتم کنه خب گاهی از دستم در میاره یه جیغ و داده خیلی کوچولو میکنم بعد میگم پریسا مگه راه تو آینه یه نفس عمیق بکش آیا این بحث ارزش اینو داره که روح خودتو سنگین کنی و از خدای خودت دور بشی و تو این چند روز توی بحث و اتفاق ها هم محکم به طرف مقابلم گفتم تمومش کن من این اجازه رو به تو نمیدم که حالمو خراب کنی و نمیخوام هیچ بحث دیگه با من بکنی .
این تغییرات من شگفت انگیز هستن بی نظیرن من به یک درک و آگاهی رسیدم که اگه ادامه بدم اگه اونو توی زندگیم جریان بدم خداوند منو با نعمت های فراوانش همراهی میکنه.
خدا خودش گفته از ناراحتی دور بشین از حس ها منفی فاصله بگیرید من زمانی که در ناراحتی و ناامید بودم میتونم بگم یک انسان کور و کر بودم نه میتوانستم زیبایی زندگی مو ببینم نه میتوانستم حرف های خوب رو بشنوم.ولی الان خیلی خوشحالم که تونستم راهمو پیدا بکنم من شادم خوشحالم غنی هستم از تمام خوبی ها چون همسفر من خدای من است .
😅 متاسفانه حرف زیاد دارم ولی گوشیم یاری نمیکنه .
استاد عزیزم تمام تلاشم رو میکنم تا در هر شرایطی از هر فایلی که استفاده میکنم نظر خودمو ثبت کنم تا لااقل بتونم با این طریق بخش کوچکی از لطف بزرگ شمارو جبران کنم شما باعث شودید دنیای خودمو رو با یه دید دیگه ای نگاه کنم و لبخند رو به لبانم و زندگیم بخشیدید .خیلی از شما ممنونم♥️
به نام خداوندبخشنده ومهربان
باسلام وعرض ادب خدمت استادمحترم وباتشکراز آگاهی های ایشون
میدونیدچرا ناامیدی،نگرانی،حسادت،ترس ،دلسوزی برای کسی و…باعث دورشدن ماازخداوندمی شود؟بیایین بررسی کنیم:
ناامیدی:وقتی ناامیدهستی بعدازاون دچارناراحتی میشی که ناامیدی یعنی من ایمانم به خدااونقدرقوی نیست که خودم رابه خدابسپارم ودیگه ناامیدنباشم.
نگرانی وترس:نگرانی وترس ازحس کمبودمیادیعنی اینکه من به خداتوکل نکردم وبه خدااعتمادندارم که بهترین هارابرای من رقم میزنه.
حسادت:یعنی شخصی انقدرخودش راکم میبینه که حسرت زندگی کس دیگه ای را میخوره وچون که ماانسان ها قطره ای ازدریای بیکران خداوندیم صفاتی مثل این صفات اهانت به پروردگار محسوب میشه و خداوند نسبت به همه عادل هست وبه کسی نسبت به کس دیگر هیچ چیزاضافه نداده.
دلسوزی برای کسی:بعضی وقتاخداوندبرای بیدارشدن شخصی یکسری مشکلات که اونم خوداون شخص باافکارش به وجود آورده ایجادمیکنه تابیداربشه وبه سمت سعادت حرکت کنه وتو بادلسوزی های بی مورد نه تنهاتغییری درزندگی اون شخص نمیدی بلکه ارتباط خودت رابا خدا قطع میکنی.
به قول استادهمه این هاورفتارهایی که حس کمبودرادرماایجادمیکنن همه کارهای شیطان هستن وشیطان قسم خورده که انسان را گول بزنه واون راگمراه کنه به نظرمن وقتی که خداراداریم حق نداریم درناامیدی وترس بمونیم چون ممکنه گاهی اوقات ناامیدبشیم یابترسیم ولی اینکه بخواهیم همش توی این حالت باشیم وهمش سمت چیزای منفی بریم این یعنی به خداتوکل نکردیم وازمسیرسعادت خودمون رادورکردیم.
بایدمواظب مخزن خودمون باشیم که باچه چیزهایی پرمی کنیم وانرژی خودمون راصرف چی میکنیم به نظرمن زندگی ماباانتخاب هامون شکل میگیره مثلا:(تومیتونی انتخاب کنی که ازصبح تاشب توی اینستاگرام باشی یا پادکست های مفیدگوش کنی)(میتونی غذاهای مضروبدمصرف کنی وباورهای محدود کننده داشته باشی یامیتونی مواظب غذای خودت باشی وتناسب اندام وباورهای درست داشته باشی وسالم باشی)(میتونی هرروزتوی انرژی منفی غرق بشی یامیتونی روزبه روزبه خدانزدیک تربشی) میبینی همه این انتخاب هازندگی مارارقم میزنه به قول استاد وقتی اراده خودمون رابااراده خداوندهم جهت میکنیم اونوقت هست که به تموم آرزوهامون باحس لذت وبه آسانی میرسیم.
(باآرزوی سلامتی وشادی وصلح برای همه مردم جهان)
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
بیشتر افکار منفی ما اصلا ارزش فکر کردن هم ندارند ولی ما خوشمون میاد بهشون بچسبیم من به خودم و خدای خودم قول میدهم که به افکار منفی نچسبم و خودم رو هم از احساس گناه دور کنم
یکی از مشکلات من اینکه که هیجانی یه حرفی میزنم بعد هم احساس گناه و پشیمونی میکنم الان خیلی دارم رو خودم کار میکنم مثلا وقتی میخوام به کسی زنگ بزنم میگم یه خورده صبر کن مثلا یه ساعت وایسا بعد زنگ میزنی این جوری میخوام صبر رو به خودم یاد بدم یا مثلا میخوام یه حرفی به شوهرم بزنم میگم حالا بهش میگم عجله ای نیست میخوام اون حالتی که هیجانی تصمیم میگرفتم و حرف میزدم وبعد هم پشیمون میشدم رو درست کنم میدونم که ما به عنوان اشرف مخلوقات خدا میتونیم از پس شیطون بر بیاییم و گرنه خدا به همهی فرشته هاش نمیگفت در برابر ما سجده کنند من از همین لحظه به خدای خودم قول میدم که حواسم به خودم باشه که دارم به چی توجه میکنم آیا دنباله رو شیطانم یا حواسم به خدای درونم هست
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
سلام باگوش دادن به فایل ها یادگرفتم بایدمخزنموخالی کنم ازکینه ونفرت وحسادت وشادزندگی کنم وافسردگی روازخوددورکنم بابچم وهمسرم رفتاربهتری داشته باشم ورابطمومحکمترکنم باخدا وانشالله افکاربیمارزاازهمه دوربشه وزندگی شادداشته باشیم
به نام خدای بخشنده
با سپاس از استاد عزیزم
امروز صبح با خدا مشارکت کردم و همه مشکلات و نگرانی ها رو به او سپردم فقط به خدا توکل میکنم
ذهن خودم رو از کینه نفرت دورویی حسادت و ….پاک کردم ورودی مثبت به ذهنم دادم تا دنیا برای من شاد باشه خدایا من رو به خاطر گناهانم ببخش خدایا ممنونم من رو به این مسر هدایت کردی
نشان های دریافت شده
زندگی دوجنبه داره خوب و بد
اتفاقهای بد برای همه میوفته حتی پیامبران مستثنی نیستند وخدتپنددبارها در قرآن به سرگذشت پیامبران اشاره کرده که چه اتفاقات بدی واسشون افتاده وچطور نجات پیدا کردن
پس نمیشه که اتفاق بد واسه کسی نیوفته مهم اینه که چطور از اون انفاق بیرون بیایم چقدر بمونیم تو اون اتفاق وجقدر درگیر اثرات اون اتفاق باشیم
انسان صابر در اتفاقات خودش رو به خدا میسپاره و گرفتار غم واندوه اونهم طولانی مدت نمیشه
باید داستان های قرآن و پیامبران رو سرلوحه خودمون قرار بدیم باید به فرمودهدهای خداوند راجع به غم اندوه دقت کتیم .خداپند بارها و بارها در قرآن گفته غمگین نباشید غم از طرف شیطان هست استاد هم بارها گفتن هر چیزی که حست رو بد کرد بدون از ناحیه شیطان هست
با پاکسازی ذهن از افکار منفی شامل کینه کدورت غم و ناراحتی حسرت حسادت و غیره فضایی که در اختیار شیطان هست رو ازش میگیریم و خودبخود جایگاه خداوند و نعمت هاش میشه
با پاکسازی ذهن از افکار منفی فضای کافی برای دریافت نعمت های خداوند ایجاد می کنیم
با پاکسازی ذهن فضای ذهن رو از دسترس و تصرف شیطان خارج می کنیم ودیکه راهی برای ایجاد حزن واندوه وجود نداره وتبدیل به انسان مومن که نه غم داره ونه اندوه میشیم
خداوند برای هر مشکلی راه حلی قرار داده ولی کمتر پیش اومده که در اتفاقات بدنبال راه حل باشیم اغلب ناآگاهانه در مشکل غرق میشیم ومدتها با افکار منفی و غم وناراحتی سپری میشه
اغلب ما اونقدر ایمانمون روتقپیت نکردیم که بتونیم همه مشکلات رو به خدا بسپاریم و رها کنیم اغلب به خدا میسپارم ولی همچنان ناراحت هستیم
بنظرم میشه با تمرین به جایی رسید که مثل پیامبران با توبه و استغفار از ناراحتی مشکلات خارج شد فقط کافیه دررهزراتفلقربذی خدا رو در نظر بگیریم و از اوبخپایم که وارد عمل بشه راه حل نشون بده و بهش عمل کنیم البته قبل از اون توبه و طلب بخشش که بلافاصله خداوند میبخشه چون دوست نداره ما گرفتار غم و ناراحتی که از ناحیه شیطان هست باشیم
در هر جنبه از زندگی که بجای فراوانی مشکل داریم باید ببینیم در اپنجنبه چه افکار منفی و ناراحتی داریم که اجازه نمیده نعمت ها وارد بشن و با طلب بخشش از خداوند پاکسازی کتیم.
این وظیفه ماست که سعی کنیم در دنیا شاد و سعادتمند باشیم وظیفه ماست که سعی کنیم از همه نعمت های الهی بهره مند باشیم
با خالی کردن مخزن ذهن از انواع آلودگیها که در اثر افکار منفی مثل ترس کینه غم حسرت حسادت و غیره ایجاد شده وجایگزینی افکار مثبت با اونها سیل نعمت های الهی به سمت ما سرازیر میشه و دنیا رو جور دیگه تجربه می کتیم
من که منتظر خلق زیباترین و بهترین زندگی و تجربه نعمتهای بینظیر الهی که مهمترین آرامش و احساس رضایت و شادیست هستم البته با تمرکز وتوجه روی افکارم و سپردن خودم به خداوند در انفاقات زندگی و بدنبال راه حل الهی بودن و عمل کردن به ایده های الهی
موفق و پیروز باشید🌹❤️
با سلام خدمت شما استاد عزیز
من هم امروز احساس بهتری م و گذشته خودم رو دیگه مرور نمیکنم و حتی گذشته آدمهایی که در زندگی من لحظاتی بودن و آیا ناراحتشون کردم،
عوض خودم رو میبخشم و به مسیر رسیدن به خداوند برمیگردم خداوند نزدیک من است و مومن واقعی غم و اندوه ندارد،
خیلیا فکر میکنن گفتن این حرفها راحته و گوش دادن به اونها ساده است اما من با تلاش کردن به این تغییرات رسیدم و تمرین کردن مداوم،
نه ساده بودنشو زیر سوال نمیبرم اما باید باورهایمان را عوض کنیم این مرحلهاش سخته اینکه تربیت ذهنی خودمون رو که ۲۵ سال همراه ما بوده باید تغییر بدیم برای بهتر شدن کیفیت زندگی و افکار،
اما چرا هنوز انسانهایی هستند که خودشون را نمیبخشند و حتی خودشون را دوست ندارند؟
به نظر من چون که اگر به خداوند و بخشندگی خدا ایمان داشتند و باور داشتند که خداوند بی قید و شرط ما را دوست داره خودشون رو میبخشیدند و هیچ وقت درباره خودشون احساس بد یا گناه نداشتن ،
من وز که این فایل مفید رو گوش دادم انسانهای مختلفی که در زندگیم حضور دارند و رفتارشان با این گفتهها خیلی نزدیک هست رو در ذهنم مرور کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که آره،
حال این افراد خوب نیست و با خودشون در صلح نیستند و احساس خوبی ندارند و خودشون رو انسانی گناهکار و پر از حسرت و ای کاشهایی میبینند که در گذشته انجام ندادند یا انجام دادند،
خدا را شکر طی یک سال گذشته که من در سایت فعالیت داشتم تونستم با خودم به نتیجه خوبی برسم و از خودم راضی و خوشحال باشم از اینکه انسانی متفاوت هستم و طرز فکر و باورهای جدیدی دارم راضی هستم،
اینکه خدا رو اونجوری شناختم که واقعاً وجود داره خدایی که در قرآن نوشته شده و خدایی که احساس ذهن و قلب من برای من اتفاقهای زندگیم رو رقم میزنه،
پس من ایمان دارم و اطمینان قلبی دارم که خداوند من رو بخشیده و برای تمام کارهای بدی که در گذشته با احساس بد و افکار شیطانی انجام دادم من رو عفو کرده،
و من هم امروز میخوام خودم رو بابت تمام کارهایی که با احساس بد و افکار شیطانی در گذشته انجام میدادم که احساس بدی رو به خودم میدادم مثل استرس داشتن مثل ترس از نرفتن به کلاس دانشگاه مثل بیماری و ترس از درد و رنج به خداوند ایمان میآورم و اعتماد میکنم که بابت همه این افکار ترس آلود میبخشه و من هم خودم رو میبخشم،
خیلی سپاسگزارم خدای عزیزم برای امروز که با احساس خوب جسم سالم و افکاری جدید زنده هستم و زندگی خوبی رو بر اساس افکار خوب تجربه میکنم و من میخوام که بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
سلامافکار منفی، ناخالصیهای زندگی ما هستند اگه در وجودمان زیاد شود باعث تیرگی زندگی ما خواهند شد ناراحتی، نگرانی، گناه، کینه افسردگی مانند عفونت در بدن هستند و باید آگاه باشیم که این عفونت ها وارد وجود خودمون نکنیم و اگر در وجودمان بود نباید به مدت طولانی نگه نداریم و اون رو رها کنیم تا دنیایمان تیره و تار نشود و نتیجه از بیماریهای جسمی و روحی در امان باشیم.مومن واقعی کسی است که حزن و اندوه نداشته باشد چون حزن نجوای شیطان است و حزن با شیطان برابره
من از وقتی که مادر شدم نگران آینده پسرم هستم این باعث شده که نسبت به قبل خیلی ترسو شده ام و شجاعت و جسارت قبل رو ندارم و نگران آینده هستم از امروز می خواهم نگرانیهای رو به خدا بسپارم چون خدا از آینده خبره داره و می خواهم با خدا مشارکت کنم ایمان دارم که خدا قادر مطلق هست و از هر مشکلی بزرگترها و تواناتر هستهمیشه برای گناهانم از خدا طلب توبه کردم اما آن گناه از ذهنم پاک نشده این یعنی به خدا اطمینان و اعتماد ندارم از امروز می خواهم به خدای خودم اعتماد و باور داشته باشم و همون طور که خدا خودش گفته هرکسی توبه واقعی داشته باشد من توبه اون رو می پذیرم من نمیتونم هم نگران و افسرده کینه خیلی از افکار منفی رو داشته باشم و همش بگم که چرا زندگی من روی خوش ندارم چرا شاد نیستم پس من همه مسائل و مشکلات روبهخدا میسپارم و فقط میخوام در احساس خوب باشم و همیشه سپاسگزارنعماتی که خدا بهم عطا کرده هستم
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
رهایی از احساس بد و اهمیت تغییر محتویات مخزن ذهن
از شما استاد عزیز ممنونم که با این فایلها ما را به سمت مسیر خوشبختی در زندگی هدایت میکنید . همانطور که در فایلهای قبلی گفتید مغز انسان مثل یک مخزن کار میکنه اگر مخزن را از افکار مثبت پر کنیم و افکار منفی را که مثل عفونت است از بدن خارج کنیم همیشه سالم هستیم .افکار منفی ناخالصی زندگی ما هستند که زندگی را تیره وتار نشان میدهند و ناراحتی -نگرانی- افسردگی -کینه- تلافی کردن همگی مثل یک عفونت در بدن هستند ما باید ابتدا عفونتها را از بین ببریم و بعد ناخالصیها را پاک کنیم و به خداوند ایمان کامل داشته باشیم که در مرحله از زندگی هستیم خداوند ما را میبخشد نباید درگذشته باشیم و حسرت بخوریم که چرا چنین کاری را انجام دادیم و حالا از خداوند خجالت بکشیم برای توبه کردن ، حسرت خوردن فرصت فکر کردن را ازشما میگیرد و این کاررا شیطان انجام میدهد پس آگاه باشیم هروقت حال و احساسمان بد شد بدانیم که گوش به فرمان شیطان دادیم و از او پیروی کردیم چون احساس خوب و حال خوب داشتن نشانه مومنان است و کسی که از عفو خداوند ناامید شود عملش جزء گناهان کبیره به حساب میآید چون خداوند از همه به بندگانش مهربانتر است و من از این ساعت به خودم یادآوری میکنم که در حسرت کارهای گذشته نباشم و به خدا ایمان کامل داشته باشم و جای هیچ نگرانی از آینده نداشته باشم و با توکل به خداوند و افکار مثبت بهترین زندگی را برای خودم درست کنم چون هرچه فکرو احساس ما مثبت باشد به همین منوال در زندگی برای ما رقم خواهد خورد . انشاالله به امید خدای مهربان هرروز شیطان را از خود دور کنیم و با احساس خوب به خداوند و خوشبختی همیشگی نزدیک شویم .