0

رهایی از افکار منفی (قسمت پنجم)

رهایی از افکار منفی و احساس بد
اندازه متن

👈 رهایی از احساس بد و اهمیت تغییر محتویات مخزن ذهن👉

افکار منفی ناخالصیهای زندگی ما هستن وقتی ناخالصیها زیاد میشن تصویر ما از جهان کدر و تیره میشه

ولی آیا همه جهان رو اینطور میبینن؟ به یک اندازه تیره و تار؟

خداوند در کتابش میفرماید زمانی برکت داده میشوید که خالص شوید یعنی تا زمانی که ذهنمون پر از این ناخالصیهاست برکت وارد نمیشه

همه ما به ناخالصیهای زندگی برخورد می کنیم ولی بعضیها از این ناخالصیها عبور می کنیم و بعضی مشغول ناخالصی ها شده و درگیر احساس بد میشویم

واقعیت اینه که ما خلق نشدیم که در احساس بد یا گناه، خشم و ناراحتی بمونیم👌👌👌

هر احساس بدی در گذشته، حتی یکساعت گذشته تنها یه ناخالصی هست و باید رها کنیم اگه در اون باقی بمانیم زندگی ما رو تیره میکنه

نگرانی، قسمتی از زندگیه ولی کاری رو پیش نمیبره باید نگرانیها رو به خدا واگذار کنیم👌👌

احساس بد در اثر نگرانی به خاطر مبهم بودن آینده در ما ایجاد می شود ولی خدا از آینده هم خبر داره😏

با یاد خدا و کمک گرفتن از خدا و اعتماد به خدا میتونیم از نگرانیها رها بشیم 🙏🙏

ایمان واقعی اینه 😍😍، ظاهر مذهبی مهم نیست 😶

خداوند، خدای نعمتها است و ما به اندازه ای که ظرفمون جا داشته باشه از نعمتها استفاده میکنیم.

وقتی ظرفمون رو از حسرت، ناراحتی، کینه، خشم، نفرت و قضاوت پر کرده باشیم جایی برای دریافت نعمت باقی نمی ماند.

هرجایی در زندگی احساس بد یا کمبود داریم بیایم بررسی کنیم چه ناخالصیهایی در وجودمون داریم و هر جایی پر از برکت و فراوانی هست در اون قسمت ناخالصی کمتری داریم و همین نشونه برای ما کافیه برای بررسی میزان خلوصمون👌👌👌

👈 خیلی مهمه ما یاد بگیریم از ناخالصیها رها بشیم 👉 کلمه حزن ۴۲ بار در قرآن اومده و اکثرش با “ لا “ اومده یعنی تاکید شده که ناراحت نباشید و جالبه که نتیجه این حزن برای همه یکسانه و برای پیامبر هم با بقیه یکسانه

حزن نتیجه نجوای شیطانه حزن با شیطان برابره

بعضی انسانها رسما غم رو دوس دارن و تمام توجه آنها به غم هست و در مقابل انتظار زندگی شاد دارن چطور ممکنه؟!

باید توجه کنیم که بیشتر ساعتهای روز غرق افکار منفی و احساس بد هستم یا شادی چون در نهایت همان را تجربه می کنیم 👌👌👌

قانون برای همه یکسانه طبق قانون جذب هر چیزی شبیه خودش رو جذب میکنه مخزن ذهن که پر از افکار منفی باشه اتفاقات و آدمهای منفی رو جذب میکنه و وقتی پر از افکار مثبت باشه اتفاقات مثبت و ادمهای مثبت رو جذب میکنه

در داستان حضرت موسی میبینیم که:

از بدترین عمل (قتل) با توبه و رها شدن از احساس گناه به پیامبری رسید🙂

و در داستان حضرت یعقوب حزن و اندوه برای حضرت یعقوب اتفاقات بدی مثل کوری و فقر رو بوجود آورد😮

یا در مورد حضرت داوود که مورد بی مهری خانواده و مورد حسرت پادشاه زمانش شد تونست مخزن وجودش رو خالص نگه داره و به پیامبری رسید.

مشکلات برای همه میاد بین پیامبر و انسان عادی هم فرقی نداره این وعده خداوند هست که به کاستی در مال و عزیزان امتحان میشیم و اونوقت به صابرین وعده رزق بی حساب داده شده🤗🤩

هر مشکلی همراهش راه حل هست و انسانهایی که در دل مشکل دنبال راه حل هستن مومن واقعی اند

احساس گناه و پشیمانی باعث آلوده شدن روح میشه و هرباری که توبه کنیم و خودمون رو پاک کنیم از هر نگرانی و غصه و پشیمانی اونوقت اتفاقها توسط خداوند شروع میکنن به بهتر شدن

خداوند خودش رو در قرآن به عنوان بارها توبه پذیر مهربان یاد کرده و هر لحظه منتظر ما است تا برگردیم 🤗🙏

اینکه ما خودمون رو غرق در گناه ببینیم و خودمون رو از خدا دور ببینیم هم باز نجوای شیطان هست

نا امیدی حربه شیطان هست که هر بار با یاداوری اشتباهات گذشته ما فاصله ما رو با خدا زیاد میکنه 🤨🤨

اینکه هر روز با احساس پشیمانی و حسرت و اندوه و کینه عذاب وجدان زندگی کنیم که آسان هست و دنباله روی از شیطانه 😶😶

ما در مورد گذشته هیچ کاری نمیتونیم بکنیم فقط در حال میتونیم کاری انجام بدیم ولی با فکر گذشته فرصتهای حال رو هم از خودمون میگیریم

ایمان داشته باشیم همون لحظه که از خدا طلب بخشش کنیم او ما رو میبخشد پس چرا خودمون خودمون رو نمیبخشیم

از امروز همه فضاهایی که در اختیار شیطان قرار دادیم رو ازش بگیریم و با خداوند مشارکت کنیم تا از همه چیزهای خوبی که خدا رو اختیارمون قرار داده بهرمند بشیم🎁

افکار شیطانی شامل: ترس، اندوه، احساس پشیمانی و افسردگی است.

باید فکر کردن به افکار گذشته رو رها کنیم و مطمئن باشیم که هر کاری هم کرده باشیم خداوند ما رو می بخشه و همه ما لیاقت گذشت وعفو رو داریم

تنها از طریق پاکسازی میتونیم خودمون رو رها کنیم و با ایمان به اینکه هر لحظه برگردیم و طلب بخشش کنیم در همون لحظه بخشیده میشیم.

باید خودمون رو از احساس گناه، پشیمانی، غم ،اندوه ،کینه، عذاب وجدان و حسرت رها کنیم و با حال و احساس خوب زندگی کنیم و منتظر اتفاقهای عالی زندگیمون باشیم که هر لحظه به سمت همه ما روان هست

نوشته “saberizahra80” در بخش نظرات


” انتخاب ” بهترين كلمه ايست كه در اين فايل توجهم رو جلب كرد.

در زندگى همواره, دو انتخاب پيش رو دارم, انتخاب مسير تاريكى با همراهى ذهن منفى بافم و انتخاب مسير نور و روشنايى با همراهى خداى درونم.

وقتى كه در زندگيم به مانعى برخورد مى كنم , نگرانى و همراهى با ذهن منفى بافم رو انتخاب مى كنم⁉️ و يا آرامش و اعتماد به خداوند را⁉️
در تمام سالهايى كه گذشت, متاسفانه اغلب ترس و نگرانى, با همراهى ذهن منفى بافم رو ناآگاهانه انتخاب كردم.

اگر هم, من در شرايطى بودم كه دوست نداشتم, حاصل انتخاباى خودم بوده, بخاطرِ اينكه در كارام بدون هدايت الهى و اعتماد به خدا, انتخاب مى كردم, البته از خدا كمك مى خواستم, اما كدوم خدا ! خداى ترس و نگرانى كه در ذهنم ساخته بودم!

نمى تونستم نگرانى هامو رها كنم و به خدا اعتماد كنم ! و اين دو با هم همخوانى نداشت !بخاطرِ اينكه ديدگاهم به خدا , بر اساس اعتماد نبود !

خدايا توبه مى كنم , نه بخاطرِ اينكه انتخابهام اشتباه بوده , و يا نبوده ! بلكه بخاطرِ اينكه بدون هماهنگى با تو انتخاب كردم .

خدايا حضورِ تو در زندگيم وقتى بود كه من به موانع برخورد مى كردم و آگاه نبودم كه تو در همه حال , حتى شاديها كنارم بودى …

در واقع ما با ترس , نگرانى و دلسوزى براى خودمون , ذهن منفى باف مونو , تغذيه مى كنيم , و در اين شرايط حضور خداوند كمرنگ تَر از هميشه است .

خيلى كارا رو انجام دادم اما نتيجه ى عالى در بر نداشت , الان در اين فايل دريافتم كه چرا در كارام موّفق نبودم !

هر روز با نگرانى در مورد مسائل زندگى خودم و در مورد مسائل بيرونى و در مورد اوضاع و اتفاقاتى كه در كشورم پيش مى اومد , ذهنم رو مشغول كرده بود , واقعا خيلى از نگرانى ها هم , جاشون در ذهن من نبود , اما ورودى ذهن من براى خوب و بد باز بود , مى گفتم , خدايا من نگرانى هامو رها مى كنم اما بهشون مدام فكر مى كردم و در باره شون حرف مى زدم .

اما بعدها دريافتم , وقتى كه در هر كارى با اعتماد به خدا جلو برم , خدا هم در مسير يار و ياور منه , اين مسير رو هم , با هدايت الهى انتخاب كردم . وقتى با هدايت الهى انتخاب مى كنم , خدا هم در اون انتخاب هميشه با من همراهى مى كنه .
❄️چرا ما مجبور هستيم كه اطلاعات ذهنى خودمونو تغيير بديم⁉️

در دنياى امروزى در حالى كه رسانه ها , شبانه روز در حال پخش اخبار زنده و حتى تكرار آنها به دفعات بيشتر با تيتراژهايى كه بيننده و شنونده رو به سوى خود جذب مى كنند.

در اين ميان , من خوشحال و سپاسگزارم كه با قوّت خداوند مهربان در جايى هستم كه هر روز با بودن مسائل زندگى م حال و احساس خوبى دارم و هر روز قدمى براى تغيير زندگى بهتر برمى دارم .

شنيده ام كه وقتى نگران مى شيم بدن مواد شيميايى توليد مى كنه ( ترشح مى كنه ) و بخاطرِ همين واكنش منفى , ما در احساس بد هستيم ,

خيليامون توجه مون به همه چى هست جز حال و احساس خودمون , منم همينطور بودم , توجه م بيش از آنكه به خودم باشه , بيشتر به مسائل بيرونى و مسائل زندگيم , بود

خيلى خوشحال و سپاسگزارم از اينكه مى گم , ” بود ” بخاطر اينكه مدتى ست كه من در حال و احساس بد و نگرانى باقى نمى مونم , كاملا طبيعى ست كه من هم نگران مى شم , و يا حال و احساس بد ممكنه باشه اما چون در اين مسير هستم , و هر روز , ديدن و گوش دادن به فايلها توجه منو به حال و احساس خوب خودم جلب مى كنه , من هر روز تمرين مى كنم تا در مسير اصلى باشم و ادامه مى دم و ادامه مى دم🚶🏻‍♀️__🚶🏻‍♀️__🚶🏻‍♀️__

امروز حال خوبى داشتم و با خودم زمزمه مى كردم , وقتى خدا توو كاره , همه چى عاااليه.

نوشته شادی عزیز در بخش نظرات این فایل آموزشی

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید!

اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید به شما بگم که من هم چند سال قبل این تصور را داشتم به عنوان فردی که توانسته‌ام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید.

زیرا هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازه‌ی او خوشبخت شوید…

سالهای زیادی از زندگی ام را با افکار منفی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته خودم بودم، به دنبال مهم‌ترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان شروع به آموزش خودم برای تغییر زندگی کردم، کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روی دست یافتم که به تغییر زندگی را برایم آسان کرد.

دوره رایگان چگونه زندگی خود را تغییر دهیم  حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است  برخی از آن در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.

مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.

زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم. ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همه‌ی زیبایی‌های جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.

زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم.

ما وظیفه داریم از  توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا  در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که می‌توانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.

تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعی‌ترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.

خدا را شکر می‌کنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.

خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.

به شما دوست عزیزی که به هر طریقی با من و این مطلب مواجه شده اید توصیه میکنم فایل های رایگانی که به منظور تغییر زندگی قرار داده ام را با دقت گوش داده و به تمرینات آن عمل کنید و چنانچه احساس کردید توانایی آموزش های بیشتر و کاربری تر را دارم از محتوای آموزشی دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند استفاده کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.38 از 61 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11102
68 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۵/۰۴/۰۲ ۱۴:۵۳
      مدت عضویت: 2207 روز
      امتیاز کاربر: 44366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 2,277 کلمه

      با نام و یاد خدا

      جلسه پنجم رهایی از افکار منفی   از دوره رایگان تغییر زندگی 

      هر کدوم از ما یک مخزن در وجودمون داریم. ما خودمون تصمیم می‌گیریم چه افکاری وارد این مخزن بشه و چه افکاری وارد نشه. در نهایت، هر چیزی که توی این مخزن باشه، روی زندگی دنیوی و معنوی ما اثر می‌ذاره و خروجی زندگی ماست.

      ■ ناخالصی‌های ذهنی و تیرگی زندگی

      افکار منفی در واقع ناخالصی‌های زندگی ما هستن. وقتی این ناخالصی‌ها زیاد بشن، کل نگاه ما به دنیا کدر، کثیف و ناامیدکننده می‌شه. اما  برای رسیدن به برکت در زندگی، باید یاد بگیریم چطور قلب‌مون رو از این ناخالصی‌ها پاک کنیم.

      ■  عفونت‌های روحی

      نگرانی، شک، تردید، افسردگی و کینه، دقیقاً مثل عفونت در بدن می‌مونن. اگر ما با حساسیت‌های بی مورد یا ناراحتی‌های طولانی‌مدت، این ناخالصی‌ها رو در وجودمون نگه داریم، باعث آلودگی روحمون می‌شیم و حتی ممکنه به بیماری‌های جسمی هم برسیم.

      ■ رها کردن برای آینده‌ای روشن

      ما متوجه شدیم که اصلاً برای این خلق نشدیم که بارهای سنگینی مثل گناه، پشیمانی، افسردگی و خشم رو با خودمون حمل کنیم. هر اتفاق بدی که در گذشته، حتی یک ساعت پیش افتاده، فقط یک ناخالصی است. اگر این‌ها رو رها نکنیم، آینده‌مون رو تیره و تار می‌کنیم. پس هر درگیری، جدایی یا شکست، باید رها بشه تا جایگزینش آرامش باشه.

      ■تله‌ی نگرانی‌ها

      خیلی از ما، مخصوصاً پدر و مادرهایی که نگران آینده، شغل یا ازدواج بچه‌هاشون هستن، توی تله‌ی نگرانی می‌فتیم. اما حقیقت اینه که نگرانی هیچ سود و منفعتی نداره و حتی جلوی پیشرفت ما رو می‌گیره. تا وقتی نگران باشیم، نمی‌تونیم ایده‌های خوب داشته باشیم یا به جلو حرکت کنیم..

      استاد یک نکته‌ی خیلی مهم گفت: «ما برای این خلق نشدیم که خشم و افسردگی رو حمل کنیم.»

      من  برای «دوست داشتن»، «دوست داشته شدن» و «آرامش» خلق شده ام، نه برای اینکه تا ابد بارِ دردهای دیگران یا اشتباهات گذشته را روی دوشم بکشم. 

      به خودم   میگم   هر بار که احساس کردی غم و اندوهت زیاد شده، با خودت تکرار کن: «این فقط یک ناخالصی است و من اجازه دارم آن را رها کنم». 

      ■ سپردن نگرانی‌ها به خدا

      ما فهمیدیم که نگرانی به خاطر اینه که آینده برامون روشن نیست و مسیر زندگی‌مونو نمی‌دونیم. اما چون خدایی داریم که از آینده باخبر ه و قادر مطلقه  باید تمام نگرانی‌هامون‌ را به او بسپاریم. ما یاد گرفتیم که هر چه اطمینانمان به خدا بیشتر باشه   راحت‌تر از دام نگرانی‌ها رها می‌شیم. در واقع، اگر کسی ادعای ایمان داشته باشه اما نتوانه نگرانی‌هاش رو رها کنه، یعنی هنوز اعتمادش به خدا کامل نیست.

      ■ ناخالصی‌ها و مسدود شدن نعمت‌ها

      خداوند همیشه در حال فرستادن نعمت‌ها به سوی ماست، اما برای دریافت نعمت‌های بزرگ، باید فضای درونمون پاک و خالی باشه. ناخالصی‌ها و نگرانی‌ها، فضای درون ما رو پر می‌کنن و مانع رسیدن نعمت‌ها می‌شن. مثلاً اگر حسادت داشته باشیم یا خسیس باشیم، فضای دریافت رزق و روزی‌های بزرگتر رو  از دست می‌دیم و زندگی‌مون به سمت خرابی می‌ره

      ■ فرمول شناسایی ناخالصی‌ها

      ما به یک فرمول ساده رسیدیم: هر جا در زندگی‌مون احساس کمبود می‌کنیم، یعنی در اون زمینه ناخالصی داریم. و هر جا که راضی هستیم، یعنی میزان ناخالصی‌ها در اون بخش کمتره. با این روش، انگیزمون  برای پاک‌سازی درون و رها کردن ناخالصی‌ها بیشتر می‌شه…

      ■ غم و اندوه و نقش شیطان:

      در قرآن بارها از ما خواسته شده غمگین نباشیم. حزن و اندوه، چه برای انسان‌های معمولی و چه برای پیامبران (مثل حضرت یعقوب که از غم نابینا شد)، نتیجه‌اش یکسانه و منجر به بیماری و تخریب سلامتی می‌شه  .. ما یاد گرفتیم که غم و اندوه در واقع ابزار شیطانه تا ما رو غمگین کنه، پس باید مراقب باشیم و اجازه ندیم این حس‌ها در وجودمون جای بگیرن

      ، این بخش از آموزش‌ها درست روی زخم‌های من دست گذاشت. 

      ببین چقدر مهمه که بدونم «غم و اندوه» من برای فرزندانم یا نگرانیم برای آینده، در واقع همون «حزنه» که استاد گفت. این غم، فقط یک «ناخالصیه که فضای ذهن منو پر کرده و اجازه نمی‌ده نعمت‌های تازه‌ی شادی و آرامش وارد قلبم بشن.

      وقتی غمگین می‌شم یا خودمو  سرزنش می‌کنم، در واقع دارم به ابزار شیطان (که همان غمه) اجازه می‌دم در زندگیم نقش بازی کنه .

      ■ این بخش از صحبت‌های استاد روشن، یک درس بزرگ در مورد «انتخابه» 

      ■ تله‌ی دوست داشتن غم:

      بعضی از آدم‌ها ناخودآگاه عاشق غم هستن و با گوش دادن به آهنگ‌های غمگین یا دیدن فیلم‌ها و کلیپ‌های ناراحت‌کننده، توجهشون رو فقط روی اندوه می‌گذارند. اما یاد گرفتیم که طبق قانون جهان هستی، کسی که خودش را در غم غرق کنه، نمی‌تونه انتظار داشته باشد زندگی روی خوشش رو به او نشان بده…

      ■انتخاب بین دو راه:

      هر روز باید انتخاب کنیم: یا پیرو راه شیطان باشیم و غم رو   انتخاب کنیم، یا پیرو راه خدا و شادی رو. طبق قانون جذب، اگر اندوهگین باشیم، اتفاقات بد  جذب می‌کنیم و اگر شاد باشیم و غمو رها کنیم، اتفاقات خوب به سمت ما می‌آد. این یکی از نشانه‌های قانون جذب در قرآنه ….

      ■ درس توبه و رهایی از گناه (داستان حضرت موسی): 

      ما یاد گرفتیم که حتی بزرگ‌ترین اشتباهات هم می‌تونن با توبه پاک بشن. حضرت موسی حتی با اینکه مرتکب قتل شده بود، اما با پذیرفتن اشتباه و رها شدن از احساس گناه و پشیمانی، توانست به بالاترین مرتبه یعنی پیامبری برسه. این یعنی هیچ‌کس دیر نرسیده  و همیشه راه رهایی هست.

      ■خطر ماندن در غم (داستان حضرت یعقوب):

      حضرت یعقوب چون نتوانست از فراق یوسف خارج بشه و غم و اندوه رو در خودش نگه داشت، نه تنها رنج کشید، بلکه بیناییش رو هم از دست داد و اتفاقات بدتری رو جذب کرد. این برای ما یک هشداره  که ماندن در غم، ما رو به بیماری و نابینایی در برابر نعمت‌ها می‌رسونه…..

      ■حفظ خلوص در برابر بی‌مهری (داستان حضرت داوود):

      حتی وقتی نزدیک‌ترین افراد  خانواده  باهامون مثل یک غریبه رفتار می‌کنن یا اطرافیان خیانت می‌کنن، می‌تونیم خودمون رو خالص نگه داریم. حضرت داوود اجازه نداد حسادت‌ها و بی‌مهری‌ها باعث  جمع شدن یاس و ناامیدی در مخزن وجودش بشه و به همین خاطر به هدایت الهی رسید.

      ■ غم مثل عفونت است:

      ناراحتی و اندوه برای همه انسان‌ها، چه پیامبر باشن و چه مردم عادی، مثل یک عفونت عمل می‌کنه. تفاوت آدم‌های سربلند در اینه که اون‌ها اجازه نمی‌دن این ناخالصی‌ها در وجودشان ذخیره بشه .استاد  این متن رو که  خوندم  با تمام وجودم حسش کردم چقدر داستان‌های این پیامبران شبیه به تکه‌های زندگی منه  :

      داستان حضرت داوود  … جایی که خانواده‌اش با او مثل غریبه رفتار کردن. آیا این من نیستم ؟ منم در رابطه‌ام با لیلا و نسترن،  حس می کنم غریبه شدم  بی رحمانه  بی‌مهری می بینم . اما پیام این متن به من اینه: 

      «تو می‌تونی با وجود این بی‌مهری‌ها، مخزن وجودت رو خالص نگه داری و اجازه ندی این اتفاقات، تو رو به سمت یاس و ناامیدی ببرن.»

      و داستان حضرت موسی … هر چقدر که در زندگی‌م احساس گناه یا پشیمانی می‌کنم،  می بینم  که رها کردن این‌ها، تنها راه رسیدن به آرامش و مقام‌های بالاتره. من هم می‌تونم تمام  اون «پشیمانی‌های قدیمی» رو توبه کرده و رهاشون کنم ..

      ■من انتخاب می‌کنم:

      می‌تونم مثل حضرت یعقوب در غمِ فرزندم بمونم و دنیامو تیره و تار ببینم، یا می‌تونم مثل حضرت داوود، با وجود تمام زخم‌ها، قلبم رو پاک نگه دارم تا نعمت‌های تازه‌ی خدا وارد زندگیم بشن.

      من می‌بینم که  دارم یاد می‌گیرم چطور این «عفونت‌های غم» رو از روحم پاک کنم. 

      استاد  این تیکه آخر، مثل یک نقطه پایان برای غم‌ها و یک نقطه شروع برای زندگی منه.

      ■ انتخاب شریک زندگی:

      تا امروز شاید ناخودآگاه با شیطان مشارکت کرده بودیم تا خودمونو  ناراحت  و نابود کنیم. اما از امروز تصمیم می‌گیریم که با خداوند مشارکت کنیم تا زندگی‌مونو آباد کنیم، سلامتی رو به جسم‌مون برگردونیم و دوباره شور و نشاط رو در روحمون احساس کنیم. این مشارکت با خداست که آینده‌ای زیبا برای ما می‌سازه

      ■ بخشش الهی و بخشش خودمون  :

      همون لحظه‌ای که از خدا طلب بخشش می‌کنیم، مارو  می بخشه. پس دیگه دلیلی نداره که ما خودمونو نبخشیم یا مدام اشتباهات گذشته رو مرور کنیم. اگر کسی هم بخواد گذشته ما رو به یادمون بیاره تا ناامیدمان کنه، باید بدونیم او فقط یک انسانه  و کلام او حقیقت نداره  …. چون فقط خداست که می‌بخشه و ما هم باید با او هم‌سو بشیم و خودمونو  ببخشیم.

      ■ بیرون انداختن بساط شیطان :

      باید تمام اون  فضاهایی که در وجودمون به شیطان داده بودیم تا در اونجا  احساس گناه، پشیمانی، حسرت و اندوه ایجاد کنه رو پس بگیریم. باید بساط شیطان رو از وجودمون بیرون بندازیم و فضا رو کاملاً خالی کنیم تا خداوند بتونه اون فضای خالی رو با صفات خودش پر کنه.

      ■ جایزه پاک‌سازی درون :

      هر چقدر فضای درونی‌مونو از ناخالصی‌ها خالی کنیم، بیشتر از نعمت‌های خدا بهره‌مند می‌شیم. وقتی فضای وجودمون پاک بشه، ایمان، شور، اشتیاق، انگیزه، ایده‌های خلاقانه و سلامتی جایگزین ترس و ناامیدی می‌شن و اون وقته  که اعتماد به نفس پیدا می‌کنیم تا به سمت زندگی رویایی‌ حرکت کنیم.استاد این کلمات دقیقاً برای من بود. ، شما داری به من می‌گی که اگر کسی در این دنیا (حتی نزدیکان خودت) بخوان به تو یادآوری کنن که «فلانی، تو چه کارهایی کردی» یا «تو در فلان جایگاه بودی»، تو نباید به اونا گوش بدی. اونها  ناطق کلام شیطانن تا تو رو دوباره به همان تاریکی برگردوننتو همین حالا توسط خداوند بخشیده شدی….تو همین حالا لایق این هستی که تمام «احساس گناه» و «پشیمانی‌ها» رو از وجودت بیرون بندازی. 

      من یاد گرفتم که:

      ۱. نگرانی‌ها را به خدا بسپارم.۲. ناخالصی‌ها رو شناسایی کنم.۳. بدونم که غم یک عفونته …۴. و در نهایت، تصمیم بگیرم که با خدا مشارکت کنم تا فضای وجودم رو برای نعمت‌ها باز کنم

      ■معنای واقعی صبر

      صبر، فقط تحمل نیست؛ بلکه اینکه اجازه ندیم مشکلات و اتفاقات بد، تبدیل به «ناخالصی» و «عفونت» در روح ما بشن. ما فهمیدیم که هر مشکلی در دنیا می‌آد، راه حلش هم همراهشه ، اما فقط کسانی که صبور هستند و اجازه نمی‌دن غم در وجودشون جمع بشه می‌تونن اون راه حل رو پیدا کنن… کسانی که در غم غرق می‌شن  در واقع دارن مسیر شیطان رو می‌رن…

      ■ مدیریت مخزن وجود:

      به این نتیجه رسیدیم که نمی‌تونیم جلوی آمدن اتفاقات بد رو بگیریم (چون این‌ها آزمایش‌ات خدا هستند)، اما وظیفه ما اینه که اجازه ندیم این اتفاقات در «مخزن وجودمون» باقی بمونن. ما باید یاد بگیریم که این ناخالصی‌ها رو بیرون بریزیم تا روحمون بیمار نشه

      ■ درس توبه و رهایی از گناه (داستان حضرت داوود):

      ما دیدیم که حتی پیامبران هم دچار اشتباه می‌شن. حضرت داوود وقتی اشتباهی کرد و سعی کرد  پنهانش کنه، از شدت احساس گناه و پشیمانی بیمار شد. اما وقتی اشتباهش رو  پذیرفت، توبه کرد و خودش رو از احساس گناه رها کرد، سلامتیش برگشت. ما یاد گرفتیم که هرگز نباید از خدا فرار کنیم؛ بلکه باید با توبه و پذیرش اشتباه، بار سنگین پشیمانی رو از روی دوشمون برداریم.

      ■ تله‌ی «احساس گناه» و حیله‌ی شیطان :

      احساس گناه و شرمساری، مانع رسیدن ما به نعمت‌ها می‌شن  ، چون با این حس، خودمون رو لایق نعمت نمی‌بینیم. شیطان از همین‌جا وارد می‌شه و مدام اشتباهات گذشته رو به یاد ما می‌آره تا ما رو ناامید کنه و بگه «دیگه فایده نداره» یا «خدا تو رو نمی‌بخشه». ما یاد گرفتیم که به این افکار دروغین اهمیت ندیم و مستقیم به سمت رحمت خدا حرکت کنیم.

      ■رهایی از زندان « ای کاش»:

      غرق شدن در « ای کاش‌ها» (کاش فلان رشته را می‌خوندم، کاش فلان تصمیم رو نمی‌گرفتم، کاش در تربیت بچه‌ها جور دیگری عمل می‌کردم)، ما رو از زندگی فعلی‌ محروم می‌کنه. وقتی ما مدام به پشت سر نگاه کنیم و حسرت بخوریم، فرصت تصمیم‌گیری درست برای «همین لحظه» رو از دست می‌دیم.   در مورد گذشته هیچ کاری از دستمون برنمی‌آد، پس باید تمام تمرکزمون را روی «الان» بگذاریم.دوستان  پیام این جلسه، مثل یک «اعلان آزادیه» ؛ آزادی از تمام زنجیرهایی که سال‌ها مارو در زندان گناه و پشیمانی نگه داشته بود.

      ■ پایان دادن به زنجیره‌ی شکست‌ها:

      ما یاد گرفتیم که برای رهایی از شکست‌های پی‌در‌پی، اولین قدم اینه که فکر کردن به گذشته و افکار منفی رو متوقف کنیم. ما باید  هم پیمانی  با شیطان رو (که همان افکار تخریب‌گر هست) لغو کنیم و فضای وجودمون رو برای دریافت صفات عالی خداوند و یک «قرارداد جدید با خدای مهربان» خالی کنیم.

      ■نادیده گرفتن صدای منتقدین:

      ما فهمیدیم که نباید به حرف اطرافیان گوش بدیم؛ چون خیلی‌ها دوست دارن ما همیشه در احساس گناه باقی بمونیم و به ما بگن «تو لایق بخشش نیستی». اما ما یاد گرفتیم که این حرف‌ها همه‌اش دروغه و هیچ جایگاهی برای این افکار در زندگی ما نیست.

      ■ تفاوت «تبرئه شدن» و «عفو شدن»:

      از این قسمت سخنرانی  استاد  یک نکته‌ی بسیار مهم یاد گرفتیم:

       هیچ انسانی لایق «تبرئه شدن» (یعنی کاملاً بی‌گناه بودن) نیست، اما همه‌ی انسان‌ها لایق «عفو شدن» هستند.  برای بخشیده شدن توسط خدا، لازم نیست حتماً تمام کارهای گذشته رو جبران کنیم (چون شاید نتونیم)، بلکه کافیه با ایمان کامل، از خدای مهربان «طلب عفو» کنیم.

      ■دریافت فوری بخشش :

      باید ایمان بیاریم به این که در همان لحظه‌ای که از خدا طلب بخشش می‌کنیم، او ما رو عفو می کنه  وخدا هرگز دیر نمی‌کنه.  با این ایمان، کوله بار سنگین احساس گناه و پشیمانی رو زمین بگذاریم و سبک‌بال و با نشاط به سمت خلق یک زندگی عالی حرکت کنیم.

      حالا دیگه هیچ بهانه‌ای برای شیطان باقی نمونده، این بخش دقیقاً داشت درباره‌ی من حرف می‌زد.  لحظاتی که اشک می ریزم وبا  با خودم می‌گم ««من کجا اشتباه کردم»، که نوه نازنینم  اینجوری ازدواج کرد  یا دخترم بیمار شد  همون «کوله بار سنگین احساس گناهه که استاد می‌گه باید  زمین بگذاری.

      تصور می کنم تمام این پشیمانی‌ها، تمام این «ای کاش‌ها»، تمام این حسرت‌ها و تمام این غم‌های دوری و دلتنگی  و بی مهری ها ، در یک کوله‌ی بزرگ و سیاه روی دوش من سنگینی می کنن

      حالا، با تمام وجود این کوله را زمین  میگذارم … 

      و بلند میگم‌ : «من، از خدای مهربان طلب عفو دارم و ایمان دارم که در همین لحظه عفو شدم.»  متاسفم لطفا مرا ببخش  متشکرم  دوستت دارم مهربان خدای من….

      حالا دیدگاه جلسه پنجم به طور کامل بسته شد. از «شناخت ناخالصی» شروع کردیم، از «عفونت روح» گذشتیم، «توبه» کردیم و در نهایت «کوله بار گناه» رو زمین گذاشتیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
گردونه هدایا گردونه هدایا