0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت سوم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

زندگی کردن، رسالت ما از بودن در دنیای مادی است.

بسیاری از انسان‌ها سال‌ها از زندگی خود را صرف یافتن پاسخ این سؤال می‌کنند که «رسالت من در زندگی چیست؟» اما به نتیجه‌ای نمی‌رسند. به نظر من، پاسخ ساده‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنیم:

🎯 رسالت ما، خودِ زندگی کردن است. یعنی تجربه‌ی شرایطی که الان در آن هستیم. یعنی بهتر کردن همین لحظه‌ها.

اگر قرار بود زندگی همه ما یکسان باشد، پس چرا این‌همه تفاوت بین آدم‌ها وجود دارد؟ چرا هرکس تجربه‌ای متفاوت دارد؟ دلیلش ساده است:

🧠 هر کسی زندگی‌اش را طبق فرمول‌های ذهنی خودش تجربه می‌کند.

🧩 فرمول ذهنی یعنی چی؟

از شنیده‌ها و دیده‌هامون، ذهن‌مون شروع می‌کنه به ساختن باورها و فرمول‌هایی که بعداً زندگی ما رو هدایت می‌کنن. اون تصویر کلی‌ای که از دنیا در ذهن‌مون می‌سازیم، پایه‌ی ساختن شرایط واقعیه زندگی‌مونه.

مثلاً:

اگر همیشه شنیدی «زندگی سخته»، «ما پول نداریم»، «همه چیز شانسیه»، اینا توی ذهن‌ت می‌شن یه فیلتر برای دیدن دنیا. در نهایت هم شرایطی رو جذب می‌کنی که همین سختی‌ها رو بازتاب می‌ده.

در مورد چاقی هم همین‌طوره. قبل از اینکه بدن چاق بشه، تصویر چاقی بارها توی ذهن تکرار شده. نتیجه؟ بدن مطابق اون تصویر شکل می‌گیره.

👨‍👦 یه مثال ساده خانوادگی:

من از کودکی بارها شنیده بودم که شبیه عموهام هستم. مخصوصاً یکی از عموهام که چاق بود. با تکرار این جمله و دیدنش، ناخودآگاه تصویر چاقی توی ذهن من ساخته شد… و خب، من چاق شدم! 😅

ولی جالبه که اون عمو از نظر مالی هم خیلی موفق بود. اما چون هیچ‌وقت کسی نگفت من از نظر مالی هم بهش شباهت دارم، اون بخش به ذهنم منتقل نشد.

📌 نتیجه؟ تصویر ذهنی، همون چیزیه که بارها تکرار شده؛ نه بیشتر، نه کمتر.

🧠 قدرت تصویر ذهنی در نسل بعدی

من همیشه درباره علاقه‌م به کامپیوتر حرف می‌زدم. پسرم مهدی، این حرفا رو شنیده… و حالا علاقه زیادی به کامپیوتر داره. برای من کاملاً طبیعیه، چون شبیه خودمه. اما اطرافیان ممکنه تعجب کنن.

🎥 این یعنی چقدر راحت رفتار ما، افکار ما و حتی حرف‌های ما روی ذهن اطرافیان‌مون اثر می‌ذاره و تصویر می‌سازه.

🔄 پس می‌شه شرایط رو تغییر داد؟

قطعاً بله. چون اگه ذهن‌مون عامل ساخت شرایطه، پس می‌تونیم با ساختن فرمول‌های جدید شرایط رو هم تغییر بدیم.

و خبر خوب اینه که:

✅ برای این کار لازم نیست از خانواده یا محیط فاصله بگیری.

فقط کافیه تمرکزت رو بذاری روی ساختن باورهای جدید. استمرار و اشتیاق داشته باشی… و بعد از مدتی، می‌بینی که وسط همون محیط قبلی، شرایط زندگی‌ت فرق کرده!

من هنوز کنار خانواده‌ام زندگی می‌کنم، اما نتیجه‌ی فرمول‌های ذهنی جدیدم، یه زندگی کاملاً متفاوته.

💡 به جای تغییر اطرافیان، خودتو تغییر بده!

محتوای ذهنی تو، تنها چیزیه که روی شرایط زندگی‌ت اثر داره. تا وقتی مثل اطرافیان فکر می‌کنی، زندگی‌ت هم شبیه اوناست. اما به‌محض اینکه باورهای جدید بسازی، مسیر زندگیت هم عوض می‌شه.

📚 مجموعه فایل‌های آموزشی «استفاده از قوانین در عمل» دقیقاً برای این طراحی شدن:

تا بهت یاد بدن چطور فرمول‌های ذهنی جدید رو در زندگی روزمره به‌کار بگیری.

این آموزش‌ها برگرفته از تجربه‌ی شخصی منه. تجربه‌ای که باعث شد شرایط زندگی من تغییر کنه.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 25 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 52 رای

https://tanasobefekri.net/?p=31007

25 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

25 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۰۱:۳۲
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      همیشه ما عادت داریم یعنی حداقل من که اینجوری بودم همیشه چون مامانم اگه چند دقیقه دیر می رسیدیم خونه از مدرسه دم در و دم پنجره منتظر بود ون موقع ها هم که موبایل و اینا نبود من باید پیاده میامدم و اتوبوس سوار می شدم هیچ وقت نتونستم تو مسیر مدرسه با دوستام بیام و حرف بزنم همیشه دوستام می گفتن ما نفهمیدیم تو چرا انقدر عجله می کنی این شد که این عجله بهم موند حالا فقط توی همین لاغری بود که من تونستم کنترل کنم مثلا خرید می رفتم آیی باید سریع تموم می شد همسرم بهم می گفت مگه باید ساعت بزنی .

      ولی حالا دیگه نه همش با خودم تکرار می کنم که سر فرصت کارام و انجام بدم لذت ببرم و عجله نکنم خیلی دوست دارم بدون عجله کارام و بکنم البته جایی می خوام برم همیشه باید سروقت برم .ولی هنوز گه گداری عجله میاد به سراغم.

      خدا رو شکر دیگه من به خودم فشار نمیارم هر چیزی و که لذت می برم به روش خودم انجام می دم هبده ای یه بار می رم یوگا 

      هر وقتم وقت کنم پیاده روی می کنم در طبیعت دوست دارم هوای آزاد و گل و گیاه ها رو خیلی آرامش می گیرم از پیاده روی .

      فقط باید ادامه بدیم .

      مثلا من مامانم یادمه اون موقع ها همش از بزرگراه می رفت هر جا می خواستیم بریم اون موقع ها من دوست داشتم که شهر و نگاه کنم آدم‌ها و مغازه ها از توی ماشین ولی می گفت نه خیلی شلوغه اینجا بریم چراغ کمتره یه چراغ کمتر داره من اصلا به این چیزها فکر نمی کنم از فلانجا برم که مثلا یه چراغ کمتر داره .

      الان هم همینطور دوست دارم وقتی با ماشین می رم همه چی رو ببینم از مسیر لذت ببرم .از زندگیمون با سرعت ملایم لذت ببریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم