افکار منفی مهمترین مانع تجربه خوشبختی در دنیا و آخرت است.
نمیتوانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی تان جستجو نمایید!
اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید به شما بگم که من هم چند سال قبل این تصور را داشتم به عنوان فردی که توانستهام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید.
زیرا هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازهی او خوشبخت شوید…
سالهای زیادی از زندگی ام را با افکار منفی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته خودم بودم، به دنبال مهمترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان شروع به آموزش خودم برای تغییر زندگی کردم، کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روی دست یافتم که به تغییر زندگی را برایم آسان کرد.
دوره رایگان چگونه زندگی خود را تغییر دهیم حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است برخی از آن در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.
مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.
زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم. ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همهی زیباییهای جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.
زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم.
ما وظیفه داریم از توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که میتوانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.
تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعیترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.
خدا را شکر میکنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.
خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.
به شما دوست عزیزی که به هر طریقی با من و این مطلب مواجه شده اید توصیه میکنم فایل های رایگانی که به منظور تغییر زندگی قرار داده ام را با دقت گوش داده و به تمرینات آن عمل کنید و چنانچه احساس کردید توانایی آموزش های بیشتر و کاربری تر را دارم از محتوای آموزشی دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند استفاده کنید.
نوشته خانم سهیلا عزیز در بخش دیدگاه:
“هیج هدفی مقدس تر از تغییر زندگی نیست
زندگی مانند کالا یا اجناسی نیست که به ما تحویل داده شده باشد و ما نتوانیم در آن تغییر ایجاد کنیم.
بلکه با تغییر نگاه و تغییر توجه و تمرکز داشتن بر روی نکات مثبت میتوانیم زندگی دلخواه عاری از حسرت و خوشبختی زندگی دیگران را نیز برای خود خلق کنیم.
وقتی به گذشته خودم مینگرم زندگی من پر از فرلز و نشیب های زیادی بود.
کلا فردی به ظاهر مثبت گرا بودم ولی درونم پر از نگرانی هایی بود که ممکن است برایم اتفاق بیافتد و همان نگرانی ها درونی باعث همان اتفاقات ناگوار در زندگی من شد.
اوایل احساس میکردم حتما حس ششم قوی دارم که این اتفاقات را میتوانم پیشگویی کنم ولی الان به نتیجه رسیدم که آن اتفاقات ناگوار را به دلایل تکرار زیاد در ذهن ام و تصویرسازی از آنها توانستم در زندگی خود خلق کنم و اینها به دلایل پیشگویی نبود بلکه قانون جهان هستی بود چون من به آن اتفاقها فکر میکردم و در ذهن ام از آنها تصویر میساختم و آن را به جهان هستی ارسال میکردم و به جهان میگفتم من از این نوع اتفاقات را در زندگی ام میخواهم.
حالا خدا را شکر گذارم که با شرکت در این دوره به این آگاهی ها دست پیدا کردم و چون تجربه فکر و تصویر سازی را دارم حالا با فکر صحیح و تصویر سازی صحیح میتوانم به خواسته و آرزوهام برسم.
الان به این آگاهی رسیدم که خداوند منشاء تمام خوبیها و زیبایی ها و رفاه و آرامش است و جز این هم برای بندگان خود نمی خواهد و من باید سعی کنم و حتی وظیفه دارم زندگی خود را تغییر دهم تا بتوانم برای اطرافیان ام هم راهگشا باشم و زندگی خود و کسان نزدیک ام را به سمت رفاه و آسایش ببرم.
چون ما لیاقت و ارزشمندی یک زندگی خوب و پر از آرامش و رفاه را داریم فقط باید نگاه امان را به زندگی عوض کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کنیم.
یک زندگی خوب داشتن نه تنها آسان است بلکه به طور طبیعی هم ما برای خوب زندگی کردن آفریده شدیم و باید از لحظات خوب برخوردار شویم و طبیعت ما خوشبخت زندگی کردن است.
این مساله باید در ذهن طبیعی جلوه کند نه بدیهی.
طبیعت ما شاد زیستن است.
شادی زندگی، ارثی است که از خداوند به ما رسیده و ما نباید با افکار منفی و مخرب این شادی را تبدیل به حس و حال بد کنیم.
ما نیاز به آموزش صحیح برای تغییر زندگی داریم تا توانایی خلق کردن یک زندگی شگفت انگیز را بدست بیاوریم.
در این سمینار صوتی تمرین می کنیم تا به مخزن وجود خود پی ببریم و یاد بگیریم که این مخزن را از افکار مثبت پر کنیم تا کم کم افکار منفی در ذهن ما کمرنگتر شود.
معامله با خداوند برای استاد عزیز و قرار دادن فایل های رایگان را ارزش قرار بدهیم و راه این فایل ها را برای دوستان دیگر با گسترش آن باز کنیم تا بتوانیم حق خود را نسبت به اقدام استاد ادا کنیم.
مخزنی در ذهن ما قرار دارد که پر کردن آن به اختیار خودمان واگذار شده ما میتوانیم این مخزن را از افکار و دیدگاه های مثبت و یا منفی به دلخواه خودمان پر کنیم ونتیجه آن را در زندگی خود مشاهده کنیم.
در گذشته شاید به بودن این مخزن مطلع نبودیم و نمی دانستیم که با غر زدن شکوه کردن گلایه داشتن حسرت خوردن حسادت کردن عصبانی شدن و تمام افکار منفی داشتن داریم مخزن ذهن امان را پر میکنیم از این فکرهای منفی و انتظاراتی هم که در زندگی داشتیم بد شانسی بد بیاری بخت خوب نداشتن واتفاقات منفی در زندگی رخ دادن.
بارها در گذشته به دلیل آگاهی نداشتن این تجربه های تلخ را در زندگی تجربه کردیم هر بار که غر زدیم خدای این چه زندگیه که به ما دادی ببین فلانی چقدر خوشبخته از خوشبختی بیشتر فاصله گرفتیم.
چون افکار منفی حسرت و یا حسادت در ذهن ما انباشته بود وجایی برای افکار مثبت باقی نمانده بود و هر روز ما از شادی در زندگی دور دورتر میشدیم و روزهای خوب زندگی کردن را از دست دادیم اما حالا دیگر آگاهی پیدا کردیم که باید به نکات مثبت توجه کنیم ومخزن ذهن را پر از نکات مثبت وشادی آور کنیم تا بتوانیم از خوب زندگی کردن بهره ببریم.
مخزن ذهن ما از هرچی بیشتر پر شود از همان در زندگی ما بیشتر میشود چون جهان وظیفه دارد از همان ها به ما در زندگی بدهد واتفاقات زندگی ما برمبنای همان افکاری که در مخزن ذهن پر کردیم رقم میخورد و خروجی مخزن ما بر جهان پیرامون ما تاثیر میگذارد.
پس به این ترتیب ما هر روز میتوانیم بر دارایی مخزن خود اضافه کنیم و چون مساحت این مخزن محدود است مقداری از این انباشته های مخزن خارج می شود تا جای برای ورودی های جدید باز شود حالا اگر ما وردی های مثبت را بیشتر کنیم خروجی های منفی منفی میشود و جای برای وردی های مثبت در ذهن ما هم بیشتر میشود.
در صورتیکه ممکن است در گذشته عکس آن را انجام میدایم ولی الان دیگر آگاهی داریم که چه فکر و رفتار مثبتی داشته باشیم تا اتفاقات آینده ما به دست جهان هستی به سمت و سوی مثبت و خوشایند ما رقم بخورد.
افکار منفی مانند کینه ترس نگرانی خشم حسرت حسادت احساس گناه نفرت انتقام و تمامی افکاری که معادل آن است اگر وارد مخزن ذهن شود اتفاقات بد را رقم میزند.
اگر میخواهیم زندگی ما تغییر کند باید واقعیت را بپذیریم و با خودمان رو به رو شویم و مسولیت افکار منفی را بپذیریم و تلاش کنیم تا وردی های ذهن را به سمت مثبت ببریم و جودمان را که خانه خداست از این افکار منفی و مخرب پاک کنیم و به جایش افکار عالی و مثبت از جنس عشق محبت مهربانی گذشت همدلی زیبایی وک مک به دیگران پر کنیم تا جایی برای آن افکار منفی باقی نماند.
تا جهان هستی به این افکار عالی ما پاسخ مثبت از همان جنس افکار عالی هدیه بدهد و اتفاقات مثبت و عالی را در آینده ما رقم بزند.
زمانی که کسی میخواهد با برخورد منفی انجام دهد مثلا عصبانیت و ناراحتی میخواد ما را از افکار منفی پر کنه و ما را در مدار پایین جهان هستی نگاه داره و حق ما برای بالا رفتن ضایع میشه و روح ما از افکار منفی سنگین میشود و روح ما سبک نمیشود تا به مدار های بالاتر برود.
ما مرتب در مدار خودمون پرسه میزنیم و اگر این مدار پایین باشد فضای منفی بیشتری ما را احاطه کرده و بیشتر در این فضای منفی قرار میگیریم ولی اگر در مدار خودمون ایمان به لطف خداوند برای حل مشکلات پیرامون خودمون داشته باشیم و فرکانس های مثبت به جهان هستی ارسال کنیم و مخزن ذهن را از امید ایمان و توکل پر کنیم.
لطف خداوند هم شامل حال ما می شود و کارها بطور اتوماتیک از سمت خداوند وجهان هستی درست میشود و به این شکل ما در مدار بالاتر میرویم.”
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 131 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه دوم از دوره چگونه زندگی خود را تغییر دهیم
عنوان : افکار منفی مهمترین مانع تجربه خوشبختی در دنیا و آخرت .
دیدگاه شماره 1
■هدف مقدس :
ما نمیتونیم هدفی مقدس تر از تغییر کردن رو در زندگی جستجو کنیم!اگه تصور کنیم زندگیمون مثل کالاییه که به ما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید بگیم خیر به هیچوجه اینگونه نیست ……
نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنیم، چون ما هم می تونیم زندگی فوق العاده ای رو تجربه کنیم…
هیچ فردی اونقدر خوشبخت نیست که نتونیم به اندازهی او خوشبخت بشیم…
■ همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی رو آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده تجربه کنیم. ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتونیم همهی زیباییهای جهان رو تجربه کنیم، آزادانه زندگی کنیم، زندگی با کیفیتی که که پر از رفاه و آسایش باشه ….
■ این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده تا بتونیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران داشته باشیم.
■ما وظیفه داریم از توانایی که خداوند به ما داده استفاده کنیم تا در لحظه مرگ “بدون حسرت از کاری که میتونستیم انجام بدیم و ندادیم ، در آرامش و زیبایی دنیا رو ترک کنیم…..بتونیم به همه بگیم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسون، بلکه طبیعیترین نوع زندگیه چرا که انسان به دلیل بنده خدا بودن ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخته. …..
■ ما با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن ، می تونیم تغییرات مهم و قابل توجهی در جهان اطرافمون ایجاد می کنیم
■ما با تغییر نگاه و تغییر توجه و تمرکز از نکات منفی بر روی نکات مثبت میتونیم زندگی دلخواه ، عاری از حسرت از دیدن خوشبختی در زندگی دیگران ، برای خود خلق کنیم.
■وقتی درون ما پر از نگرانی هایی باشه که فکر می کنیم ممکنه اتفاق بیافته که تا ۹۹ درصد اتفاق هم نمیفتن وقتی همین نگرانی های بیمورد درونی در کانون توجه قرار می گیرن باعث اتفاقات ناگوار در زندگیمون میشن…
■تحقیقات روان شناسی و علوم متافیزیک تونسته به اثبات برسونه اتفاقات ناگوار به دلایل تکرار فکرهای منفی در ذهن و تصویرسازی واضح و شفاف و تکراری در زندگی خلق میشن…..
■در حقیقت ما با این توجهات و تصویر سازی ها به جهان و کائنات اعلام می کنیممن از این نوع اتفاقات رو در زندگیم میخوام…..
■خبر خوب اینه که با فکر و تصویر سازی صحیح میتونیم به خواسته ها و آرزوهامون برسیم. و اجازه بروز و ظهور ناخواسته هارو در زندگی ندیم…
■مابه این آگاهی رسیدیم که خداوند منشاء تمام خوبیها ، زیبایی ها ، رفاه و آرامشه و جز این هم برای بندگان نمی خواد و من نوعی وظیفه دارم زندگیمو تغییر بدم تا بتونم نه تنها برای شخص خودم بلکه برای اطرافیان و خانواده و بچه هام هم راهگشا باشم و علاوه بر زندگی خودم ، اونهارو هم به سمت رفاه و آسایش ببرم.
■ ما لیاقت و ارزشمندی یک زندگی خوب و پر از آرامش و رفاه رو داریم فقط باید نگاهمون رو به زندگی عوض کنیم تا شرایط بهتری رو تجربه کنیم.
■یک زندگی خوب داشتن نه تنها آسونه بلکه به طور طبیعی ما برای خوب زندگی کردن آفریده شدیم و باید از لحظات خوب برخوردار بشیم چون طبیعت ما خوشبخت زندگی کردنه
این مساله که طبیعت ما شاد و سالم و در رفاه و آسایش زیستن هست باید در ذهن طبیعی جلوه کنه نه بدیهی….
■■■■■■■■■■
شادبودن در زندگی، ارثی است که از خداوند به ما رسیده و ما نباید با افکار منفی و مخرب این شادی رو تبدیل به حس و حال بد کنیم.
■ما نیاز به آموزش صحیح برای تغییر زندگی داریم تا توانایی خلق یک زندگی شگفت انگیز رو بدست بیاریم.
■ ما یاد میگیریم که مخزن ذهنمون رو از افکار مثبت پر کنیم تا کم کم افکار منفی کمرنگ بشن…
■ انسان حق انتخاب داره پس پر کردنمخزن ذهن به خودمون واگذار شده میتونیم این مخزن رو از افکار و دیدگاه های مثبت و یا منفی به دلخواه پر کنیم ونتیجه اشو در زندگیمون مشاهده کنیم.
■در گذشته نمی دونستیم که با غر زدن شکوه کردن گلایه داشتن حسرت خوردن حسادت کردن عصبانی شدن و کلی افکار منفی دیگه مخزن ذهن امون رو پر میکنیم از مواردی که انتظاراتی در زندگی بوجود می آورد که این انتظارات ، باعث بد شانسی بد بیاری بد بختی واتفاقات منفی میشده و به دلیل نا آگاهی از این قانون نمی فهمیدیم که ریشه این همه ناخواسته کجاست و بیشتر و بیشتر از خوشبختی فاصله می گرفتیم …
■ وقتی ذهن انباشته بشه از این مدل افکار جایی برای افکار مثبت باقی نمی مونه و هر روز از شادی در زندگی دور و دورتر میشیم و روزای خوب زندگی کردن رو از دست می دیم ….
■ اما حالا دیگه آگاهی پیدا کردیم که باید به نکات مثبت توجه کنیم ومخزن ذهن رو پر از نکات مثبت وشادی آور کنیم تا بتونیم از خوب زندگی کردن بهره ببریم.
■مخزن ذهن ما از هرچی بیشتر پر بشه از همون در زندگیمون بیشتر میشه چون جهان و کائنات وظیفه داره از همان ها به ما در زندگی بده واتفاقات زندگی ما برمبنای همون افکاری که در مخزن ذهن پر کردیم رقم میخوره و خروجی مخزن ما هر چی که باشه بر جهان پیرامون ، تاثیر میگذاره …
■ همیشه باید یادمون باشه که مساحت این مخزن محدوده اگر می خوایم مثبتهارو در اون وارد کنیم باید از انباشتگی های منفی مخزن کم کنیم تا جا برای ورودی های جدید و مثبت باز بشه…
اینجوری پاسخ می دیم که اگر وردی های مثبت رو بیشتر کنیم منفی های ذهن کم و کمتر شده پاکسازی اتفاق میفته وخروجی منفی کم و کمتری خواهیم داشت چون برای وردی های مثبت در ذهن جا باز کردیم….
اما در گذشته عکس این کارو انجام میدادیم ولی الان دیگر آگاهی داریم که چه فکر و رفتار مثبتی داشته باشیم تا اتفاقات آینده ما که به دست جهان هستی است به سمت و سوی مثبت و خوشایند رقم بخوره.
■ اگر افکار منفی کینه ترس نگرانی خشم حسرت حسادت احساس گناه نفرت انتقام و تمامی افکاری که معادل منفی هاست و خیلی هاشو می دونیم که چیا هستن وارد مخزن ذهن کنیم اتفاقات بد رو رقم میزنن… برای همین حالا آگاهیم که برای دیدن روی خوب و خوشایند زندگی به جای غر زدن شکایت کردن ، دیگران رو مقصر دونستن و خود را قربانی شرایط دیدن ، غمگین و شاکی و خشمگین شدن از دست این و اون باید به درونمون بریم و از منفی ها پاکسازیش کنیم اونوقته که آرامش رو تجربه خواهیم کرد….
■اگر میخواهیم زندگی ما تغییر کنه باید واقعیت رو بپذیریم و با خودمون رو به رو بشیم و مسولیت ورود افکار منفی به ذهن رو بپذیریم و تلاش کنیم تا وردی های ذهن رو از مثبت ها انتخاب کنیم و اجازه ورود بدیم…
■ وجودما خانه خداست و این یک حقیقت محضه باید ظرفیت این وجود با ارزش رو از افکار منفی و مخرب پاک کنیم و به جاش افکار عالی و مثبت از جنس عشق محبت مهربانی گذشت همدلی زیبایی وکمک به دیگران پر کنیم تا جایی برای افکار منفی باقی نمونه ….تا جهان هستی به این افکار عالی پاسخ مثبت از جنس همون افکار متعالی هدیه مناسبی بده این هدیه شامل رقم خوردن اتفاقات مثبت و عالی در آینده ما خواهد بود .
■زمانی که کسی میخواد در ارتباط با ما با برخورد منفی کاری انجام بده مثلا عصبانی بشه و ناراحتی کنه و حرفای بی ربط بارمون کنه و ما رو از افکار منفی خشم و رنجش پر کنه و در مدار پایین جهان هستی نگاه داره و حق ما برای بالا رفتن رو ضایع کنه و در نتیجه روح ما از افکار منفی سنگین بشه در اینصورت باید خیلی روی افکار و واکنشهامون کار کنیم و از ورودی ذهنمون خیلی مراقبت کنیم تا ذهن آلوده به واکنشهای انتقامجویانه به دور بمونه روح سبک بشه تا بتونه به مدار های بالاتر بره ….
■ حقیقت اینه که ما مرتب در مدار خودمون قدم میزنیم فکر و رفتار می کنیم و اگر این مدار پایین باشه فضای منفی بیشتری ما رو احاطه کرده و بیشتر در این فضای منفی قرار میگیریم ولی اگه با ایمان به لطف خداوند برای حل مشکلات پیرامون اقدام کنیم در مدار بالاتری قرار می گیریم و فرکانس های مثبت به جهان هستی ارسال می کنیم و مخزن ذهن رو از امید ایمان و توکل پر میکنیم. لطف خداوند شامل حال ما می شه و کارها بطور اتوماتیک از سمت خداوند وجهان هستی درست میشه و به این شکل ما مرتب و پیوسته به مدار های بالاتر و متعالی تری میریم و روح الهی ما به تکامل می رسه و غایت جهان هستی همینه : تکامل روح …
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه دوم رهایی از افکار منفی
دیدگاه شماره 2
تحلیل و بررسی فایل صوتی
باید حواسمون باشه وقتی کسی یا اتفاقی عصبانیمون میکنه، سریع به خودمون بیاییم و نذاریم اون حال بد بیشتر از سه دقیقه طول بکشه. اگه این عصبانیت رو مدام تو ذهنمون مرور کنیم، فقط داریم به خودمون صدمه میزنیم و مخزن ذهنمون رو پر از افکار منفی میکنیم. اون آدم ممکنه الان خیلی خوش و خرم باشه، ولی ما با موندن تو اون حال، جایگاهمون رو تو طبقات جهان هستی پایین میآریم و فرصت ورود ایدههای مثبت رو از خودمون میگیریم.
فکرای منفی بار وزنی خیلی زیادی دارن و روحمون رو سنگین میکنن. وقتی روح سنگین بشه، نمیتونه به طبقات بالاتر جهان که پر از نعمت و خوشیه برسه و تو همون سطح پایینِ منفیبافی و بدبختی درجا میزنه. اگه به آدمهای موفق نگاه کنیم، میبینیم که خیلی کم عصبانی میشن و اگه بشن هم سریع از اون حالت خارج میشن تا حقشون رو از آرامش و نعمتهای جهان ضایع نکنن.
نباید صبح که از خواب بیدار میشیم، سریع بریم سراغ غصهها و نگرانیهای توی ذهنمون؛ مثل اینکه قسطها چی میشه یا مشکلات کی حل میشه. چون ممکنه مخزن ذهنی خودمون فعلاً پر از مثبتها نباشه، بهتره از مخزن الهی قرض بگیریم. یعنی صبحها خودمون رو تو باغ رحمت خدا تصور کنیم و بگیم خدا خودش کمک میکنه همهچی به بهترین شکل حل بشه. این کار اولش سخته ولی بعد از چند روز برای ذهن عادت میشه و ارتعاشمون رو بالا میبره.
برای اینکه صبحها موفق باشیم، باید از شب قبل شروع کنیم. شب موقع خواب باید ذهنمون رو از هرچی فکر منفی و مشکله پاک کنیم تا صبح با هجوم نگرانیها بیدار نشیم. هر روز که این تمرین رو تکرار کنیم، روحمون سبکتر میشه و به لایههای بالاتر جهان منتقل میشیم؛ جایی که نعمتها بیشتر و افکار منفی کمتره و این روند مدام ما رو به سمت زندگی بهتر و بالاتر میبره.
در پناه خدا باشید …..
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
خلاصه دریافت من از این جلسه
با عرض سلام و احترام:
ذهن ما مثل یک ظرفه هر چی در اون بریزیم، همون رو پس میده. اگر این مخزن رو با «ترس و نگرانی» پر کنیم، جهان هستی هم به ما «اتفاقات ترسناک» پس میده. اما وقتی من تصمیم بگیرم ورودیهامو به «عشق، مهربانی و ایمان» تغییر بدم در واقع دارم دستور سفارشات زندگیمو عوض میکنم …
برای کم کردن منفیها، نباید باهاشون جنگید (چون جنگیدن یعنی توجه بیشتر و پر کردن بیشتر مخزن از منفیها)، بلکه باید ورودیهای مثبت رو زیاد کرد، تا منفیها خودبهخود بیرون رانده بشن . این یعنی «نور» به گونهای وارد بشه که تاریکی دیگه جایی برای موندن نداشته باشه…
یکی از سختترین و در عین حال رهاییبخشترین مراحل آگاهی پذیرش مسئولیت و خارج شدن از نقش قربانیه. وقتی من پذیرفتم که دیگه «قربانی شرایط» یا «قربانی رفتار دیگران» نیستم. در حقیقت پذیرفتم که سربارِ ورودیهای ذهنم خودمم این یعنی من حالا «قدرت» دارم چون هر کسی که مسئولیت ورودیهاشو بپذیره، یعنی کلید تغییر زندگیش دست خودش افتاده ..
زیباترین دریافت آگاهی اینجاست : وقتی من نوعی بدانم که بدن و روحم، خانهی خداونده ، دیگه نمیتونم اجازه بدم که زبالههای ذهنی (کینه، خشم، حسادت) در این خانهی مقدس جمع بشه. من به عنوان نگهبان این خونه، با دقت تصمیم میگیرم چه کسی و چه فکری اجازه ورود به این فضای مقدس رو داشته باشه …
《پایان برداشت شخصی》
در این قسمت نگاهی می کنیم به خلاصه ای از سخنرانی ارزشمند استاد در این جلسه :
باید حواسمون باشه وقتی کسی یا اتفاقی عصبانیمون میکنه، سریع به خودمون بیاییم و نذاریم اون حال بد بیشتر از سه دقیقه طول بکشه. اگه این عصبانیت رو مدام تو ذهنمون مرور کنیم، فقط داریم به خودمون صدمه میزنیم و مخزن ذهنمون رو پر از افکار منفی میکنیم. اون آدم ممکنه الان خیلی خوش و خرم باشه، ولی ما با موندن تو اون حال، جایگاهمون رو تو طبقات جهان هستی پایین میآریم و فرصت ورود ایدههای مثبت رو از خودمون میگیریم.
فکرای منفی بار وزنی خیلی زیادی دارن و روحمون رو سنگین میکنن. وقتی روح سنگین بشه، نمیتونه به طبقات بالاتر جهان که پر از نعمت و خوشیه برسه و تو همون سطح پایینِ منفیبافی و بدبختی درجا میزنه. اگه به آدمهای موفق نگاه کنیم، میبینیم که خیلی کم عصبانی میشن و اگه بشن هم سریع از اون حالت خارج میشن تا حقشون رو از آرامش و نعمتهای جهان ضایع نکنن.
نباید صبح که از خواب بیدار میشیم، سریع بریم سراغ غصهها و نگرانیهای توی ذهنمون؛ مثل اینکه قسطها چی میشه یا مشکلات کی حل میشه. چون ممکنه مخزن ذهنی خودمون فعلاً پر از مثبتها نباشه، بهتره از مخزن الهی قرض بگیریم. یعنی صبحها خودمون رو تو باغ رحمت خدا تصور کنیم و بگیم خدا خودش کمک میکنه همهچی به بهترین شکل حل بشه. این کار اولش سخته ولی بعد از چند روز برای ذهن عادت میشه و ارتعاشمون رو بالا میبره.
برای اینکه صبحها موفق باشیم، باید از شب قبل شروع کنیم. شب موقع خواب باید ذهنمون رو از هرچی فکر منفی و مشکله پاک کنیم تا صبح با هجوم نگرانیها بیدار نشیم. هر روز که این تمرین رو تکرار کنیم، روحمون سبکتر میشه و به لایههای بالاتر جهان منتقل میشیم؛ جایی که نعمتها بیشتر و افکار منفی کمتره و این روند مدام ما رو به سمت زندگی بهتر و بالاتر میبره.
( کلام آخر به عنوان برداشت شخصی از این آگاهی :
چه جوری میشه هر شب قبل از خواب مخزن ذهنمون رو خالی کنیم بعد بخوابیم ؟
با نوشتن ….نوشتن تمام افکار و احساساتی که خروجیش حال بد ما بوده در طی روز گذشته …بنویسیم یا در دفتر یا به شکل تایپ در گوشی یا به شکل وویس در فضای ابری برنامه هایی که داریم … خلاصه نباید بذاریم اون افکار و احساسات در ذهن حبس بشن مانور بدن و با پریشانی خاطر بخوابیم ….)
در پناه خدا موفق و پیروز در جهت خالی کردن مخزن ذهن از افکار منفی ….
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه دوم تکرار : رهایی از افکار منفی با عنوان :
معجزه تغییر ….
دوستان سلام ، استاد ارجمندم سلام مفاهیم جلسه دوم به شکل پرسش و پاسخ تقدیم حضورتون …
این مدل تمرین به این صورت تنظیم شد که شخص سوال کننده خودم نباشم یک شخص فرضی باشه به نام ناهید که با من دوسته اون پرسیده و من مهربانانه و صمیمی پاسخ دادم … سابقه این مدل تمرین رو در سناریو سازی برای خودم در جسم لاغر در پرونده تمریناتم دارم .. نشستم خلاقیت به خرج دادم و این خروجی کار منه … امیدوارم هم برای خودم مفید و تاثیرگذار باشه هم برای دوستانم …
■سؤال اول:
ناهید : راستش نسرین جان من همیشه فکر میکردم زندگی هر کسی از اول تعیین شده و هر چی پیش بیاد باید پذیرفت. واقعاً میشه زندگی رو تغییر داد؟
پاسخ:ببین عزیزم، اصلاً اینطور نیست! زندگی مثل یک جعبهی بسته نیست که تحویل بگیری و تمام. اتفاقاً «تغییر کردن» مقدسترین هدفیه که میتونیم در زندگی داشته باشیم. هیچکس اونقدر خوشبخت نیست که تو نتونی به اندازهی اون یا حتی بیشتر خوشبخت بشی. ما به این دنیا اومدیم تا زیباییها، رفاه و آسایش رو تجربه کنیم، نه اینکه با حسرت به زندگی بقیه نگاه کنیم. تغییر، حق توئه و تو کاملاً لیاقتش رو داری.
■سؤال دوم: اما چرا بعضی وقتها احساس میکنم خوشبختی خیلی دوره یا اصلاً مال من نیست؟
پاسخ: ببین ناهید جان ما یاد گرفتیم به جای «نور»، به «سایهها» نگاه کنیم. حقیقت اینه که خوشبخت بودن، ارثی هست که خدا به ما داده. یعنی ما «ذاتاً» خوشبختیم! فقط مشکل اینجاست که ما شادی رو با افکار منفی مهار می کنیم.
اما وقتی باور کنی که تو لایق بهترینها هستی و نگاهت رو عوض کنی، میبینی که خوشبختی و شاد بودن نه تنها سخت نیست، بلکه طبیعیترین حالت زندگی توئه.
■سؤال سوم: این افکار منفی چطوری روی زندگی ما اثر میذارن؟ یعنی واقعاً فکر ما میتونه اتفاقات بد رو جذب کنه؟
پاسخ: بله، دقیقاً همینطوره! علم متافیزیک و روانشناسی ثابت کردن که ذهن ما مثل یک «مخزن» است. وقتی ما مدام روی نگرانیها تمرکز میکنیم (حتی چیزهایی که ۹۹ درصد اتفاق نمیافتن)، در واقع داریم به کائنات پیام میدیم که «من این اتفاقات رو میخوام». تکرار فکرهای منفی و تصویرسازیهای تاریک، مثل یک آهنربا عمل میکنه و اتفاقات ناگوار رو به سمت ما میکشه. در واقع ما خودمون با توجهمون، داریم واقعیت زندگیمون رو میسازیم.
■سؤال چهارم: پس راه نجات چیه؟ چطور باید این مسیر رو تغییر داد؟
پاسخ: راهش خیلی ساده اما اثربخشه: «تغییرِ تمرکز». یعنی به جای اینکه روی نقاط منفی زوم کنیم، روی نکات مثبت تمرکز کنیم. خبر خوب اینه که با فکر و تصویرسازی صحیح، میتونیم هر آرزویی رو به واقعیت تبدیل کنیم. ما باید یاد بگیریم که مخزن ذهنمون رو با افکار مثبت پر کنیم تا افکار منفی کمکم رنگ ببازن و برن.
■سؤال پنجم: آیا این تغییر فقط برای خودمه یا روی بقیه هم اثر میذاره؟
پاسخ: ناهید جان سوال قشنگ و به جایی پرسیدی این یکی از زیباترین بخشهای ماجراست! وقتی تو خودت رو تغییر میدی و به آرامش میرسی، تبدیل میشی به یک «راهنما» برای بقیه. تو با تغییر مسیرت، نه تنها خودت، بلکه خانوادهت و بچههات رو هم به سمت رفاه و آسایش میبری. تو با نورانی شدنت، تمام اطرافیانت رو هم با خودت بالا میکشی.
■سؤال ششم: من قبلاً خیلی غُر میزدم، حسادت میکردم یا عصبانی میشدم… آیا اینها باعث شده من «بدشانس» باشم؟
پاسخ: ببین، کلمهی «بدشانسی» اصلاً وجود نداره. چیزی که وجود داره «ناآگاهی از قانون انرژی» است. وقتی ما با غُر زدن، شکایت کردن و حسرت خوردن، مخزن ذهنمون رو پر میکنیم، دیگه جایی برای شادی باقی نمیمونه. در واقع ما ناخودآگاه داشتیم بدبختی رو سفارش میکردیم و فکر میکردیم این شانس ماست. اما حالا که آگاهی پیدا کردی، میتونی هر لحظه که بخواهی، این سفارشات قدیمی رو لغو کنی و سفارش «شادی و برکت» بدی.
ناهید : نسرین جان از پاسخهای زیبایی که دادی خیلی استفاده کردم ممنون
نسرین : خواهش می کنم گفتگوی خوبی بود ممنون از،سوالهای جالب توجهی که پرسیدی باز هم بیا پیش من …
ناهید : خیلی دوستت دارم حتما باز هم می آم با هم گپ و گفت داشته باشیم ..
نسرین : انشا الله خدانگهدار …
نشان های دریافت شده
خانم پریسا رهام ۲۰ ساله سلام عزیز دلم با این سن کم چه دیدگاه زیبایی نوشتی …آخ که چقدر دلم خواست دختر ۳۸ ساله من لیلا در این سطح از آگاهی قرار می گرفت و از شر غم و افسردگی که از بد روزگار بهش مبتلا شده و محتاج داروهای روانپزشکی شده رها میشد و این بار غصه و غم از روی دل من بلند میشد و با رضایت مندی بیشتری به زندگیم ادامه می دادم …
آفرین و هزار آفرین به این دختر نازنینم رهام خانم واقعا احسنت و آفرین بهت باشه که اینقدر قشنگ فکر و رفتار می کنی یک قسمت از دیدگاهت خیلی به دلم نشست عزیزم نوشتی :
خودکار و دفتری و بر روی اپن قرار دادم و فکر منفی آمد توی ذهنم مینویسم و تهش نوشته خودمو با خب پرونده این موضوع هم بسته شد تموم میکنم و دیگه بهش فکر نمیکنم برعکس آمدم زیرش اتفاق که واقعا دلم میخواد در باره اون موضوع برام رقم بخوره رو نوشتم با جزئیات همون شکلی که دلم میخواد نشستم خوندمش برای ذهنم عادی شد و شروع کردم به فکر کردن راجب اون اتفاق که واقعا دلم میخواد اتفاق بی افته .
البته این پاراگراف اشتباه دستوری داره من اینجوری ویرایش می کنم خودت بخونی متوجه میشی :
خودکار و دفتری بر روی اپن قرار دادم تا وقتی فکر منفی آمد توی ذهنم بنویسمش و تهش نوشته خودمو با خب پرونده این موضوع هم بسته شد تموم کنم و دیگه بهش فکر نکنم برعکس بیام زیرش اتفاقی که واقعا دلم میخواد در باره اون موضوع برام رقم بخوره رو با جزئیات بنویسم همون شکلی که دلم میخواد بعد میشینم می خونمش تا برای ذهنم عادی بشه بعد از این فکر و تصمیم شروع کردم به فکر کردن راجب اون اتفاقاتی که واقعا دلم میخواد اتفاق بیفته …
اما من مفهوم عالی ومثبت دیدگاهت روکاملا درک کردم شما به من ۵۸ ساله درس دادی و یک نکته آموزنده یادم دادی واقعا کیف کردم و لذت بردم و برات آرزوی موفقیت بسیار در آینده پیش روکردم من بعد از خوندن این قسمت از دیدگاه زیبات تصمیم گرفتم همین کارو کنم
یه دفتر بذارم روی میزم وهرفکرآزار دهنده ای که درباره خودم همسرم دخترم دامادم نوه ام و مامانم عروسم وهرشخص دیگه در دل دارم باجزییات بنویسم و بعد بگم خوب رفتار اینا با من و حتی با خودشون چیزهایی هستن که افکار منفی ذهن خودم اونهارو رقم زده این افکار حالا از ذهن من خارج شده آمده روی کاغذ باید پرونده اشو ببندم بذارم کنار حالا بیام جلوی هر فکر منفی که درباره این افراد تاثیرگذار در زندگیم در ذهنم دارم افکار مثبت و صحیح اونجور که دلمو شاد و راضی می کنه بنویسم و تمرکزم رو بگذارم روی همین مثبتها ایمان و توکلم به خدارو بیشتر و بیشترکنم تا این آدمها رفتارشون با من تغییرکنه جوری رفتار کنن که من انتظار دارم …
عزیزم باز هم تشکرمی کنم ازت بخاطر این دیدگاه عالی که برامون نوشتی به من نوعی هم ایده دادی
در پناه خدا خوشبخت و سعادتمند باشی …
نشان های دریافت شده
عزیزم سلام …ممنون که منو قابل دونستی گوشه ای از ناراحتیتو به من گفتی ….. ماهایی که اینجا دور هم جمع شدیم فرکانس افکار مون باعث جذبمون به همدیگه شده و مسائلی که باهاش رو برو میشیم معمولا شبیه همن ..همین باعًث میشه بتونیم درک بهتری نسبت به هم داشته باشیم ..
مثلا مشکلاتی که در ارتباط با مادرهامون داریم … اونا خیلی هم مقصر نیستن اما متاسفانه چوب کم سوادی و نا آگاهیشونو خوردن و می خورن …
خدارو شکر من و شما در قرن آگاهی و اطلاعات زندگی می کنیم جزء با سوادها و تحصیلکرده ها حساب میشیم و نمی خوایم اشتباهات نسلهای گذشته ارو تکرار کنیم …
مهمترین چیزی که ما یعنی مادران نسل حاضر باید بهش اهمیت بدیم و بهش باور داشته باشیم اینه که فکر نکنیم چون مادر چند فرزند هستیم پس حق داریم هر جور دلمون می خواد با فرزندانمون رفتار کنیم اگر حرفی بزنیم یا کاری در حقشون انجام بدیم که ناراحتشون کنیم یا حقی ازشون ضایع کنیم مسئولیم و باید جبران کنیم ما ابتدا انسانیم با تمام خطاهای انسانی که طبیعت وجودمونه و بعد یک مادر که هیچ منتی بر فرزندانمون نباید بگذاریم ..من ایمان دارم هیچکدوم از ما برای پرورش نسل ازدواج نکردیم که حالا بخوایم منت به سرشون بذاریم خدارو شکر خیلی از مادران نسل حاضر که من و شما جزئی از اوناییم به این آگاهی ها رسیدیم و از کلمات عاق والدین به عنوان اهرم فشار به منظور خودخواهی و خودشیفتگی استفاده نمی کنیم و بچه هارو راحتشون گذاشتیم که هر طور دوست دارن زندگی کنن …
خدایا هزاران بار از تو ممنونیم که در عصر اتم و دهکده جهانی زندگی می کنیم و از فرهنگ خودشیفتگی و دیکتاتور منش فاصله گرفتیم …
دوست عزیزم برات بهترینهارو آرزومندم
نشان های دریافت شده
سلام دوست گرامی خانم مصی …… عزیزم من متاسفم که اینقدر رنج کشیدی …از احساسات پاک و انسانی شما سوء استفاده کردن و قدر خوبی هاتو ندونستن …. ولی چه خوب که وقتی فهمیدی آدمای سمی زندگیت چه کسانی هستن دور اونارو خط کشیدی و به خدا توکل کردی … حتی مادر ها با وجود جایگاه والایی که در فرهنگ ما دارن ممکنه به دلیل نا آگاهی و بی سوادی یا کم سوادی تبدیل بشن به آدم سمی زندگی بچه هاشون …
یکمادر فهمیده و با کمال حتما متوجه هست که یک انسانه و حتما در ارتباط با بچه هاش ممکنه خیلی اشتباه حرف بزنه یا رفتار کنه و جا داره عذر خواهی کنه و اشتباهشو بپذیره و با غرور بی جا نمک به زخم بچه اش نپاشه ….
منم با مادرم که ۱۵ سال از من بزرگتره خیلی مشگل دارم حتی یه مدت دو سال پیش شماره هاشو بلاک کردم که باهام تماس نگیره …کاری کرد باقی بچه هاش علیه من جبهه بگیرن و تماس بگیرن و انتقاد کنن و نقش بچه های دلسوز واسه مادر بازی کنن …. دیدم نمی تونم و نمیشه باهاش قطع رابطه کرد پس سعی کردم نوع نگرش و فکرمو نسبت به مادرم تغییر بدم تا از این فشار روحی و رنجش فاصله بگیرم و آرامش رو تا حد زیادی به خودم برگردونم ….
همه چیز برمی گرده به نوع نگاه ما به آدما و مسایل زندگیمون … مثال می زنم یکی از علل چاقی ما نوع نگرش به مواد غذایی بوده غذای بیچاره که وظیفه اش فقط تامین انرژی مورد نیاز ما بوده اما ما با نوع فکر و انرژی منفی که بهش می دادیم از خوردنشون انتظار چاقی داشتیم و واقعا چاق می شدیم …. تناسب فکری فقط برای لاغر شدن نیست …نکته پندآموز و دانستنی هایی داره که در جنبه های دیگر زندگیمون تاثیر مثبت زیادی داره مثلا در جنبه روابط ما به خانواده ، دوستان و سایرافراد جامعه ….من یاد گرفتم در جنبه روابط هر طوری که نسبت به افراد فکر کنیم و بسته به نوع انتظار ی که ازشون داریم نسبت به ما واکنش می دن …
ما باید طرز فکر و نگرشمون رو نسبت به مادرمون تغییر بدیم وگرنه هیچی عوض نمیشه …
مادرهای ما معمولا آدمای مغروری هستن و فکر می کنن هر کاری که با فرزندانشون می کنن باید تایید بشن و احترامشون حفظ بشه ما ضمن حفظ احترامشون باید جور دیگه ای بهشون فکر کنیم تا اونا به تدریج رفتارشونو با ما تغییر بدن تا رضایت ما هم تامین بشه و تحت فشار روحی قرار نگیریم …
برات بهترینهارو آرزومندم