0

راهکارهای طلایی برای شکست چرخه پرخوری (گام ۱۲۸)

تاثیر مغز در چاقی
اندازه متن

🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بی‌سروصدا داره تصمیم می‌گیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!

همین مغزه! 🧠

تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.

ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بی‌خبریم.

🧠 فرمانده‌ی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی می‌کشاند؟

تا مدت‌ها فکر می‌کردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنه‌ام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمی‌خورم.

اما خیلی وقت‌ها دیدم که همه‌چیز برعکسه…

🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه می‌رفتم و بوی نون تازه می‌اومد، یا تصویر یه فست‌فود خوشمزه توی اینستاگرام می‌دیدم،

بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم می‌گفت:

“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”

“امروز بخور، از فردا رژیم می‌گیری!”

“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”

وقتی خوب فکر می‌کردم، می‌دیدم قبل از اینکه معده‌م بخواد، ذهنم خواسته بود.

یه فرمانده‌ی پنهان که دستور خوردن می‌دادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.

نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامه‌ای که از سال‌ها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 بهانه‌هایی که مغز برای چاقی می‌تراشد

ذهن من استاد توجیه کردن بود.

هربار یه دلیل قانع‌کننده داشت که چرا باید بخورم:

  • «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
  • «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران می‌کنی.»
  • «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
  • «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»

🔸 همه این جمله‌ها از الگوهای ذهنیِ کهنه‌ای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار می‌کرد، چون مغز، استاد تکراره.

📌 این همون‌جاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.

🔁 چرخه بی‌پایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار می‌کند

شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…

🗓 یه روز با خودت می‌گی:

«تموم شد! از امروز دیگه جدی می‌گیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»

با انگیزه می‌ری سراغ رژیم غذایی، لیست می‌نویسی، مواد سالم می‌خری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامه‌ریزی دقیق می‌کنی.

روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.

روز دوم: هنوز انگیزه داری.

روز سوم: کم‌کم فکرت می‌ره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.

روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت می‌گه:

«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران می‌کنی.»

و بعد از خوردن؟ 😞

احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…

و دوباره، همه چی از اول.

علت شکست رژیم ها

🌀 چرا این چرخه تکرار می‌شود؟

برخلاف چیزی که فکر می‌کردم، مشکل این نبود که “من بی‌اراده‌ام” یا “من نمی‌تونم لاغر شم”.

مشکل، ذهنم بود که آماده‌ی تغییر نبود. ذهنی که سال‌ها طبق الگوهای چاقی برنامه‌ریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید می‌دید.

بذار برات مثال بزنم:

😣 وقتی رژیم می‌گرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” می‌کردم.

غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل می‌شد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.

ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونه‌زدن می‌کرد:

  • «این یکیو بخور، بعدش محکم‌تر ادامه می‌دی.»
  • «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
  • «فقط همین یه بار!»
  • «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم می‌تونی بخوری!»

این مکالمات درونی، همشون نشون می‌دادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.

حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر می‌شه.

📌 مغز فکر می‌کنه:

«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»

و در نتیجه:

  • متابولیسم رو کند می‌کنه
  • احساس گرسنگی رو شدیدتر می‌کنه
  • تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا می‌ذاره
  • و مقاومت شدیدتر نشون می‌ده

📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم می‌گیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا می‌کنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساس‌تر می‌شه.

و این یعنی رژیم گرفتن به‌تنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر می‌بره.

این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون می‌ده که ما فکر می‌کنیم داریم درست‌ترین کار ممکن رو انجام می‌دیم: رژیم گرفتن!

تاثیر مغز در چاقی

✨ راه‌حل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا

تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمی‌مونه.

من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمی‌ام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.

یاد گرفتم:

  • با ذهنم حرف بزنم
  • صدای بهانه‌ها رو بشناسم
  • به جای سرزنش، گفت‌وگوی ذهنی‌ام رو عوض کنم
  • به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
  • از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم

🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبه‌خود عوض می‌شه.

📌 حالا متوجه می‌شی که ریشه شکست‌های مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.

اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر می‌ده.

📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمی‌گردن.

💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبه‌خود به تناسب می‌رسه.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 انعطاف‌پذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق

🧠 مغز انسان توانایی شگفت‌انگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی می‌گن «انعطاف‌پذیری عصبی».

یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت می‌تونه برنامه‌ی چاقی رو پاک کنه و با برنامه‌ی متناسب جایگزین کنه!

✍️ با تمرین‌هایی مثل:

  • نوشتن گفت‌وگوی ذهنی
  • تصویرسازی ذهنی لاغری
  • تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست می‌خورم» به «من در حال یادگیری‌ام»)
  • گوش دادن به فایل‌های آموزش ذهنی

مغز کم‌کم مسیرهای جدید می‌سازه، مثل جاده‌ای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿

📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل می‌شه!

✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.

تاثیر مغز در چاقی در آزمایش‌های واقعی، قابل مشاهده و اندازه‌گیریه.

✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمی‌شه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.

🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری

همون‌طور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمی‌شه.

ذهن من از بچگی طوری برنامه‌ریزی شده بود که:

  • غذا = پاداش
  • پرخوری = خوشی
  • رژیم = رنج و محدودیت
  • چاقی = اجتناب‌ناپذیر

🔄 این برنامه‌ها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال می‌شدن.

🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بی‌حوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» می‌گشت.

نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.

🎯 دقیقاً همون‌جا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم می‌تونه باعث لاغری پایدار بشه…

به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کم‌کم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.

📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع می‌شه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.

🔁 تمرین‌های کوچک، تغییرات بزرگ

یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همه‌چی رو یک‌شبه عوض کنم.

بلکه باید هر روز تمرین‌های کوچیک ذهنی رو انجام بدم:

📝 تمرین نوشتاری:

هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا می‌خوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”

🎧 شنیدن فایل‌های آموزشی ذهنی:

هر روز ذهنم رو با پیام‌های درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.

📌 با همین تمرین‌ها، آروم‌آروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل می‌شه به تأثیر ذهن در تناسب.

تاثیر مغز در چاقی

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار

خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره می‌گه:

«من هم می‌خوام از این مسیر برم… من هم می‌خوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخه‌ی خسته‌کننده‌ی رژیم و پرخوری.»

💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!

سال‌هاست که بدن‌مون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهن‌مون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسه‌ای مسیرمون رو منحرف کنه.

📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردیم.

🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر می‌کنه

🌟 این همون نقطه‌ی طلاییه که مسیر من از رژیم‌های بی‌نتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.

وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.

✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.

✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمی‌شه.

✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دست‌و‌پا بزنی.

🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی

🎁 به لطف خدا و تجربه‌ی ۳۵ سال چاقی و سال‌ها آموزش ذهنی، دوره‌ای آماده شده به نام:

🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دوره‌ی شگفت‌انگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:

  • یاد می‌گیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
  • چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
  • چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
  • و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایده‌آلت برسی

این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالری‌شماری.

📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راه‌حل بیرونی نمی‌گردی.

💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 74 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14917
120 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار من میتوانم
      1399/01/26 09:57
      مدت عضویت: 2324 روز
      امتیاز کاربر: 18293 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      سلام. من هم یادم میاد وقتی پدرم سفر میرفت برای من غذای هواپیما می آورد و منم وقتی رفتار بردارم رو میدیدم که هرچی دم دستش بود ? میخورد ? منم میخوردم و اصلا خوردن غذای هواپیما یک فرمول اختصاصی برای لذت بردن بود حتی اگر سیر بودم.
      عروسی که فرصت عالی برای بی نهایت خوردن بود و وقتی یادم میاد رفتارمو حالم بد میشه و میگم اخه چجوری من این کارو میکردم آدم عاقل مگه با خودش این کارو میکنه ؟؟
      شیرینی هم هروقت داشتیم من یدونه نمیخوردم سه تا چهار تا در روز میخوردم و یهو هم میخوردم بعدش میگفتم ااا چه خبر بود اخه.
      موقع رژیم گرفتنم نمیدونم چه قسمتی بود ? بهترین غذاها و شیرینی ها هرروز ما داشتیم میگفتم شانس رو ببین هاا حالا من رژیم گرفتم کم مونده از بهشت غذا بیارن و نتیجه ش اعصاب خوردی بود چون یا نمیخوردم و اعصابم خورد میشد یا میخوردم و عذاب وجدان میگرفتم و باز اعصاب خوردی داشت.
      به لطف خدا الان اگر سیر باشم محاله غذا بخورم حتی اگر از بهشت غذا بیارن. وقتی سیر هستم بهترین غذا یا شیرینی و بهترین و خوشمزه ترین خوراکی ها برام تحریک کننده نیستند و مثل این میمونه که مثلا با بهترین ابزار ساختمان سازی مواجه شدم ? همونطور که در مقابل وسایل ساختمانی عالی و باکیفیت من وسوسه ای به خوردن ندارم و اصلا فکرش هم نمیکنم وقتی سیر هستم هم اصلا مواد غذایی فکر خوردن در من ایجاد نمیکنند،خداروشکر.
      الان گرسنه بشم به راحتی، به راحتی میتونم چند ساعت صبر کنم و بعد اون چیزی که دوست دارم بخورم. اما قبلا گرسنه میشدم و مثلا ناهار حاضر نبود من با هله هوله خودم رو خفه میکردم بعد دوباره از غذا هم میخوردم و هیچ وقت لذتی که الان داره نداشت. یعنی اصلا لذت نداشت فقط عادت بود به اینکه تا مرز خفگي پرکنم معده مو حالا هرچی هروقت.
      خدایا سپاسگزارم که الان رفتار خیلی بهتری دارم و میدونم که میشه بهتر بشم و ادامه میدم تا هرروز رفتارهای بهتری داشته باشم در جهت سپاسگزاری از تو و احترام به جسمم، روحم و ذهنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1399/08/23 22:41
      مدت عضویت: 2324 روز
      امتیاز کاربر: 18293 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      روز 56 ام تکرار :
      نمی دونم چرا تا حالا متوجه فوق العاده بودن این فایل نشدم. امشب ، نصف یک ساندویچ رو در حالیکه میدونستم نباید بخورم ، خوردم و همش درگیری بود با خودم که : میخوام بخورم اما نباید بخورم و خلاصه بخش باید بخورم پیروز شد اما حالم یجوری شد که بابا من اینهمه کار کردم چی شد آخهههههه ؟؟؟؟؟؟؟
      بعد اومدم فایل های دوره تکرار رو انجام بدم . اولین فایل مون این بود که جواب سوال و مشکل من هستش .
      من فهمیدم آروم آروم باید این قدم ها برداشته بشه . من چند روزه احساس سبکی میکنم اما مادرم هی میگه نه تو چاق شدی و… اما من توجهی نمی کنم اینکه اینجا مینویسم برای این هستش که دوستای دیگه هم اگر خوندن کامنت منو ، سعی کنن به حرف های منفی اطرافیان اگر منفی هستش و اذیتشون میکنه اصلا توجهی نکنن حتی اگر عزیزترین فرد زندگی مون باشه .
      با آرامش ادامه میدم و هیچ عجله ای ندارم . مگه میشه اینهمه انرژی و اشتیاق من بی نتیجه و بی پاسخ بمونه؟ هررررررررگززززززز
      پس با نیروی ایمان و اشتیاق پیش به سوی شروع و تجربه ی هفته ای فوق العاده و سرشار از شادی و آرامش.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1400/02/07 06:23
      مدت عضویت: 2324 روز
      امتیاز کاربر: 18293 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 657 کلمه

      سلام سلام 😍😍. 

      اشتیاق یعنی بعد از نماز بیدار بمونی تا اول گام امروز رو برداری و آگاهی جدید و موثر به ذهنت بدی ..درسته که جسمت روزه است ولی غذای ذهن نباید فراموش بشه 😉

      تاثیر مغز در چاقی و راهکار تغییر آن؛

      ✅ تجربه ی من درباره ی نجواهای ذهنی 

      👈🏻 معمولا به صورت منفی هستند و اگر حواسم را جمع نکنم طی مدت کوتاهی نتایج بزرگ مرا در مقابلم هیچ جلوه می دهد و نقاط ضعف مرا چنان بزرگ می کند که باعث ایجاد ناامیدی می شود و فکر می کنم هرچی هم کم کرده بودم برگشت 🤦🏻‍♀️😅🥲

      ✅تفاوت ذهن یک فرد متناسب با فرد چاق :

      من این جمله ی “میل ندارم” را نشانه ی باکلاسی میدانستم و فکر می کردم افرادی که این حرف را می زنند اصلا به آن اعتقادی ندارند … و فقط ادا در می آوردند …اصلا تصور یک سبک زندگی متفاوت آن هم انتخاب غذاها بر اساس گرسنگی و نیاز بدن برای من تعریف شده و شناخته شده نبود…فکر می کردم همه مثل من هستند اما متناسب ها جلوی خودشان را می گیرند و نمی خورند…

      ✅گاهی بهانه ی من برای پرخوری کردن، کم خوردن در وعده ی قبلی بود و با این توجیه که من مثلا ناهار کم خوردم مجاز بودم تا میتوانستم غذا بخورم و پیش خودم هم خیالم راحت بود و به خودم حق می دادم زیاده روی کنم 😜

      ✅همیشه وقتی عروسی دعوت بودم تمام فکر من این بود که حداقل آنجا درست رفتار کنم ولی هیچ وقت موفق نمی شدم و موقع رسیدن به خانه دست به دامن عرقیجات می شدم تا کمی سنگینی مرا برطرف کنند‌..

      🟢امشب بعد از افطار برادرم به من گفت : خیلی خوبه که تو کم غذا میخوری و خودت رو سنگین نمیکنی..

      بهش گفتم: ببین من کم نمی خورم بلکه وقتی سیر بشم دیگه نمی خورم ..این خیلی فرق داره با کم خوردن …کم خوردن حالت قحطی ایجاد میکنه در بدن اما من در آرامش غذایی که دوست دارم میخورم ..

      بعد با خودم مرور کردم که من همان کسی هستم که تا چند سال پیش از شدت فشار شکم و سنگینی جلو سفره افطار تا مدت ها می نشستم و وقتی کمی سبک می شدم دوباره شروع به خوردن می کردم ..و الان همین آدم می تواند رفتارهایش را مدیریت کند ..این برای من موفقیت بزرگی است و خداوند را بی نهایت سپاسگزارم.

      🟣خاطره:یک بار ماه رمضان بلافاصله بعد از افطار برای شام به یک رستوران دعوت شدیم ..مادرم هم لوبیاپلو گذاشته بود به هیچ کدام نمی توانستم نه بگویم بنابراین مقدار زیادی لوبیاپلو بعد از افطار خوردم و در رستوران هم جوجه کباب سفارش دادم و تنهایی یک پرس خوردم و با حالتی آشنا برای همه ی افراد چاق به خانه بازگشتم…..در حالیکه خودم را سرزنش می کردن که چه کاری بود من کردم ای کاش کم تر می خوردم….

      اما امشب که در سفره همه ی غذاهای مورد علاقه ام بود من فقط غذایی که دوست داشتم خوردم ..حتی حلیم هم داشتیم که من نخوردم و تمام شد اما اصلا نگفتم که کمه بذار بخورم یا حیف تموم شد کاش یکم ازش می خوردم..

      این  ها تغییراتی هستند که با تغییر فرمول های ذهنی در من ایجاد شدند ، تغییراتی که با صد سال رژیم گرفتن و محدودیت به نزدیکی آن هم نمی رسیدم…🏃🏻‍♀️

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅سرعت انتقال پیام از مغز به بدن:

      وقتی مغز فرمان می دهد کاری نمی شود کرد و مقاومت در برابر فرمان مغزی باعث ایجاد تنش می شود و اعصاب ما بهم میریزد.

      اما دستورات مغز تحت تاثیر فرمول های ذهنی هستند و با تغییر فرمول های ذهنی ، مغز دستورات متفاوتی می دهد.

      ✅عدم تعادل بین فرمان های مغز و رفتارهای ما در طول رژیم:

      همیشه فکر می کردم وقتی رژیم گرفتن اینقدر محدودیت داره ببین دیگه لاغری چه قدر محدودیت داره و این فکر باعث می شد خیلی سریع از ادامه ی رژیم انصراف بدم.

      فکر می کنم که بیش ترین زمانی که من رژیم گرفتم ۶ ماه بوده….

      به لطف خدا، تا همیشه از این افکار رها شدم و این رهایی تجربه ی بهشت در زمین بود 🕊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا