0

راهکارهای طلایی برای شکست چرخه پرخوری (گام ۱۲۸)

تاثیر مغز در چاقی
اندازه متن

🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بی‌سروصدا داره تصمیم می‌گیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!

همین مغزه! 🧠

تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.

ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بی‌خبریم.

🧠 فرمانده‌ی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی می‌کشاند؟

تا مدت‌ها فکر می‌کردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنه‌ام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمی‌خورم.

اما خیلی وقت‌ها دیدم که همه‌چیز برعکسه…

🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه می‌رفتم و بوی نون تازه می‌اومد، یا تصویر یه فست‌فود خوشمزه توی اینستاگرام می‌دیدم،

بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم می‌گفت:

“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”

“امروز بخور، از فردا رژیم می‌گیری!”

“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”

وقتی خوب فکر می‌کردم، می‌دیدم قبل از اینکه معده‌م بخواد، ذهنم خواسته بود.

یه فرمانده‌ی پنهان که دستور خوردن می‌دادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.

نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامه‌ای که از سال‌ها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 بهانه‌هایی که مغز برای چاقی می‌تراشد

ذهن من استاد توجیه کردن بود.

هربار یه دلیل قانع‌کننده داشت که چرا باید بخورم:

  • «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
  • «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران می‌کنی.»
  • «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
  • «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»

🔸 همه این جمله‌ها از الگوهای ذهنیِ کهنه‌ای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار می‌کرد، چون مغز، استاد تکراره.

📌 این همون‌جاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.

🔁 چرخه بی‌پایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار می‌کند

شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…

🗓 یه روز با خودت می‌گی:

«تموم شد! از امروز دیگه جدی می‌گیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»

با انگیزه می‌ری سراغ رژیم غذایی، لیست می‌نویسی، مواد سالم می‌خری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامه‌ریزی دقیق می‌کنی.

روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.

روز دوم: هنوز انگیزه داری.

روز سوم: کم‌کم فکرت می‌ره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.

روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت می‌گه:

«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران می‌کنی.»

و بعد از خوردن؟ 😞

احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…

و دوباره، همه چی از اول.

علت شکست رژیم ها

🌀 چرا این چرخه تکرار می‌شود؟

برخلاف چیزی که فکر می‌کردم، مشکل این نبود که “من بی‌اراده‌ام” یا “من نمی‌تونم لاغر شم”.

مشکل، ذهنم بود که آماده‌ی تغییر نبود. ذهنی که سال‌ها طبق الگوهای چاقی برنامه‌ریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید می‌دید.

بذار برات مثال بزنم:

😣 وقتی رژیم می‌گرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” می‌کردم.

غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل می‌شد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.

ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونه‌زدن می‌کرد:

  • «این یکیو بخور، بعدش محکم‌تر ادامه می‌دی.»
  • «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
  • «فقط همین یه بار!»
  • «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم می‌تونی بخوری!»

این مکالمات درونی، همشون نشون می‌دادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.

حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر می‌شه.

📌 مغز فکر می‌کنه:

«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»

و در نتیجه:

  • متابولیسم رو کند می‌کنه
  • احساس گرسنگی رو شدیدتر می‌کنه
  • تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا می‌ذاره
  • و مقاومت شدیدتر نشون می‌ده

📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم می‌گیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا می‌کنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساس‌تر می‌شه.

و این یعنی رژیم گرفتن به‌تنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر می‌بره.

این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون می‌ده که ما فکر می‌کنیم داریم درست‌ترین کار ممکن رو انجام می‌دیم: رژیم گرفتن!

تاثیر مغز در چاقی

✨ راه‌حل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا

تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمی‌مونه.

من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمی‌ام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.

یاد گرفتم:

  • با ذهنم حرف بزنم
  • صدای بهانه‌ها رو بشناسم
  • به جای سرزنش، گفت‌وگوی ذهنی‌ام رو عوض کنم
  • به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
  • از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم

🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبه‌خود عوض می‌شه.

📌 حالا متوجه می‌شی که ریشه شکست‌های مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.

اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر می‌ده.

📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمی‌گردن.

💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبه‌خود به تناسب می‌رسه.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 انعطاف‌پذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق

🧠 مغز انسان توانایی شگفت‌انگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی می‌گن «انعطاف‌پذیری عصبی».

یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت می‌تونه برنامه‌ی چاقی رو پاک کنه و با برنامه‌ی متناسب جایگزین کنه!

✍️ با تمرین‌هایی مثل:

  • نوشتن گفت‌وگوی ذهنی
  • تصویرسازی ذهنی لاغری
  • تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست می‌خورم» به «من در حال یادگیری‌ام»)
  • گوش دادن به فایل‌های آموزش ذهنی

مغز کم‌کم مسیرهای جدید می‌سازه، مثل جاده‌ای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿

📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل می‌شه!

✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.

تاثیر مغز در چاقی در آزمایش‌های واقعی، قابل مشاهده و اندازه‌گیریه.

✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمی‌شه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.

🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری

همون‌طور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمی‌شه.

ذهن من از بچگی طوری برنامه‌ریزی شده بود که:

  • غذا = پاداش
  • پرخوری = خوشی
  • رژیم = رنج و محدودیت
  • چاقی = اجتناب‌ناپذیر

🔄 این برنامه‌ها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال می‌شدن.

🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بی‌حوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» می‌گشت.

نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.

🎯 دقیقاً همون‌جا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم می‌تونه باعث لاغری پایدار بشه…

به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کم‌کم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.

📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع می‌شه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.

🔁 تمرین‌های کوچک، تغییرات بزرگ

یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همه‌چی رو یک‌شبه عوض کنم.

بلکه باید هر روز تمرین‌های کوچیک ذهنی رو انجام بدم:

📝 تمرین نوشتاری:

هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا می‌خوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”

🎧 شنیدن فایل‌های آموزشی ذهنی:

هر روز ذهنم رو با پیام‌های درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.

📌 با همین تمرین‌ها، آروم‌آروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل می‌شه به تأثیر ذهن در تناسب.

تاثیر مغز در چاقی

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار

خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره می‌گه:

«من هم می‌خوام از این مسیر برم… من هم می‌خوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخه‌ی خسته‌کننده‌ی رژیم و پرخوری.»

💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!

سال‌هاست که بدن‌مون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهن‌مون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسه‌ای مسیرمون رو منحرف کنه.

📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردیم.

🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر می‌کنه

🌟 این همون نقطه‌ی طلاییه که مسیر من از رژیم‌های بی‌نتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.

وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.

✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.

✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمی‌شه.

✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دست‌و‌پا بزنی.

🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی

🎁 به لطف خدا و تجربه‌ی ۳۵ سال چاقی و سال‌ها آموزش ذهنی، دوره‌ای آماده شده به نام:

🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دوره‌ی شگفت‌انگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:

  • یاد می‌گیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
  • چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
  • چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
  • و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایده‌آلت برسی

این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالری‌شماری.

📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راه‌حل بیرونی نمی‌گردی.

💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 74 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14917
120 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      1400/07/05 22:14
      مدت عضویت: 1761 روز
      امتیاز کاربر: 531 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,261 کلمه

      بنام خدا 

      گام 37 

      همه افراد چاق رفتارهایی دارند که موجب ناراحتی آنها می شود و اتفاقا  آن رفتارها را عامل چاقی خودشون می دانند.

      و ما بارها تلاش کردیم که  اون رفتارهامون و تغییر بدیم اما نتونستیم .

      تنها دلیللتغییر نکردن رفتارهای ما تاثیر مغز در رفتارها می باشد.

      فرمول های مغز را نمیشه با تصمیم قاطع تغییر داد بلکه باید از طریق خودش اقدام کرد.

      باید چاق باشی تا حرف دل چاق ها را درک کنی.!

      بهترین پزشک تغذیه هم که باشی و در موقعیت چاقی نبوده باشی ،از میل به خوردن، احساس حرص و ولع، ترس از خوردن، فکر کردن به خوردن و صدها فرمول که در ذهن افراد چاق وجود دارد هیچ اطلاع و درکی نخواهی داشت !

      مثلا این مثال و میزنم چون بیشتر بخاطر مشکلم با روانشناسان در ارتباط بودم ، هیچ کدوم از اونها نتوانسته بودند به خوبی که میخواستم مرا درک کنن ! من مشکلم رو برای انها بازگو میکردم و اونها روش های آرامسازی و به من میگفتن !!! خب الان من خودمو ارام کردم ، مشکلم حل شد؟ ! 

      به خیلی از انها  مراجعه کردم  تا شاید مشاورقبلی خوب نبوده باشه ولیی هیچکدوم نتوسته بودن منو کاملا درک کنن و من هم تصمیم گرفتم که دیگه به چنین اشخاصی مراجعه نکنم و الان هم به هیچ وجه آنهارا قبول ندارم .!

      فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی !

      منم هر وقت با غذا مواجه می شدم، تنها فکرم این بود که از اون غذا باید بخورم.و وقتی که چاق شدم  تنها راهی که سراغ داشتم رژیم گرفتن بود!

      چون علت چاقی رو غذاخوردن میدونستم ، چون از بچگی شنیده بودم که غذا میتونه آدمو چاق کنه و برای اینکه لاغر بشیم باید غذاخوردن خودمونو کنترل کنیم .

      منم اگر چند روز به شکل عالی برنامه رژیمی را دنبال می کردم و یک وعده به هر دلیلی پرخوری می کردم از خودم ناراحت و می شدم واز فردا یا وعده بعد تصمیم میگرفتم که مواظب خوردنم باشم ولی وعده بعد و خرابتر میکردم و حسم خیلیی بد میشد ولی  همینطوری تصمیماتم ادامه پیدا میکرد تا اینکه خسته میشدم .

      من هم بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگرفتم ،مثلا بارها پیش اومده بود که غذاخورده بودم ، سیر بودم ولی وقتی با یک چیز جدید مواجه میشدم باید میخوردم و بعد از خوردن احساس عذاب وجدان به من دست میداد و بعد از کلی سرزنش کردن خودم تصمیم می گرفتم که دیگه درست رفتار کنم .

      سرعت انتقال دستور مغز 50 متر در ثانیه است و دلیلی که افراد جاق وقتی با غذایی مواجه میشن و نمینونن جلوی خودشون بگیرن اینه که این دستور مغزه ! به دست فرمان برداشتن غذا رو میده به چشم فرمان میده که با دیدن غذا تحریک بشه و….

      من تو زمان هایی که رژیم بودم همش عصبانی و پرخاشگر بودم چون غذاهارو میدیم ولی نمخواستم بخورم چون برای خودم مشخص کرده بودم که یچیز دیگه رو بایدد بخورم ولی دلم میخواست که با خانوادم تو ی سفره بشینم و از غذاهای اونا بخورم و این واقعااا خیلی فشار سنگینی داشت و کنترل کردن خودت برای نخوردنش یچیزی و اون حسی که بعد از اینکه اون غذا خورده شد ولی تو نخوردی که اینشکلی بود که دیگه پیش نمیمود ، کاش میخوردیش چرا نخوردی وو.. یعنییی این همه فشار و عصاب خوردی و… تمام فکرم رو خوردن بود و …و همش هم عصبانی بودم و یادمه با خانوادم بحث میکردم و اینو میگفتم که مگه شما نمیدونین که من رژیمم و بازم از این غذاهای خوشمزه درست میکنین ، که من نمیتونم بخورم!!

      و اون روزا برام قیامت بود !

      ما عصبانی میشدیم چون که داشتیم از فرمان مغزمون سرپیجی میکردیم ، اون هی دستور میداد که بخورر بخورر ولی ما نمیخواستیم بخوریم و همش افکار ماروحواس مارو به سمت غذا ها پرت میکرد و ما هم چون نمیخواستیم که بخوریم وبهشون فکر کنیم ، عصبانی میشدیم !و به خاطر همین نمیتونستیم ادامه بدیم و نتیجه ای هم نمیگرفتیم .

      دقیقاا هم وقتی به واکنش  دوستان متناسبم وقتی که بیش از حد غذا میخوردند دقت میکردم میگفتن حالم بد شده و نمیتونستن تحمل کنن!

      حتی یادمه زمانی که خیلی بچه بودم نزدیم 8 یا 9 سالم بود دخترعمم که خیلی لاغر بود و از من هم کوچک تر بود و ما با هم بازی میکردیم ، برای بازی به خونه ما اومده بود و برای ناهار با ما سر سفره نشسته بود و خب دوقاشق غذا خورده بود و سیر شده بود ولی من و مامانم انقدر بچه رو زور کردیم که بخور و خیلی خوشمزس و … و فکر میکردیم که داره تعارف میکنه نه اینکه سیره ! بچه بیچاره چند قاشق دیگه هم خورد و بعد همونجا رو سفره بالا اورد !!

      و حتی دقت کردم که افراد چاق در مناسبت ها و مهمانی ها همش به فکر خوردنن و یا از روز قبل به غذاهایی که قراره در مهمانی سرو بشه فکر میکنن !یعنی تنها فکرشون خوردنه در هرجایی دنبال یافتن چیزی برای خوردن هستند و خوردن رو حتما باید در همه کارهاشون راه بدن .

      مامان من که به ما اینطوری میگفت ، ناهار نخوریم بریم اونجا بخوریم !!!

      ولی خیلی از افراد متناسب  فکر خوش گذروندن و رقصیدن و..هستن !

      اصلا تمایلی به خوردن ندارند !

      تنها تفاوت افراد چاق و لاغر با همدیگه دستورهای مغزی و فرمان های ذهنی اوناست و به راحتی میتونن از غذا ها بگذرند ، ولی افراد چاق هرچیزی و میبینن فقط باید بخورن ، هرچقدر که بد مزه باشه وکهنه  باشه و… به اجبارم که شده میخورن .

      به خاطر اینه که مغز فرمان داده ! و فرمان مغزو کاری نمیشه کرد ! مغز افراد چاق پر از دستورات چاق کننده است . 

      و ما با رژیم گرفتن نمیتونیم جلوی صادر شدن اون دستورات رو بگیریم . به خاطر همین وقتی از بند رژیم آزاد میشدیم احساس راحتی میکردیم!

      منم بعضی وقتا که اونقدر کار دارم و خسته میشم و نمیتونم با انرژی شوق گام هامو بردارم ، میگفتم خدایا حالا که ما مثل کامپیوتر هستیم ایکاش مثل کامپیوتر ورودی usb  هم داشتیم و یهو مغزمون و دوباره سریع programming  میکردیم . تا دستور به خوردن و … نده 

      ولی اینطور نیست و باید آموزش ببینیم .

      ما در این دوره ها آگاهی و اطلاعات جدید به مغزمون میدیم و به مرور هم مغزما دستور های متفاوت صادر میکنه !

      من خودم  خیلیی تغییر کردمم، هر روز تغیراتم داره بیشتر هم میشه به طوری که متوجه شدم که روز قبل من یطور دیگه رفتار کردم و اما امروز فرق داشت . تمام رفتارام تغییر کرده وقتبی سیر شدم و میخوام مثلا یزره دیگه بخورم حالتم عوض میشه اصلا نمیتونم ، حس مریضی و حالت تهوع وحشتناککک بهم دست میده و اصلا نمیتونم اضافه تر بخورم !! مثلا امروز بیسکوییت پرتقالی باز کردم با خرما و سمنو تا با چایی بخورم ، یدونه خرما با چایی که خوردم دیگه میلم نکشید بیسکوییت بخورم و یدونه بیسکوییت اونم بزورر خوردم  و سمنو هم که دیگه حالت بالا اوردن بودم و نصف قاشق چای خوری و فقط هم تونستم یزره لیسش بزنم !! 

      خیلییی خوشحالم و خیلی هم به خودم افتخار میکنم و به خودم هم تبریک میگم که نتیجه استمرار و تلاش های من آغاز شده ، خدای مهربون و عزیزم شکرت 

      یعنی دیگه حرص ولع خوردن ندارم  ، دیگه با خودم جنگ ندارم که مغزم دستور بده بخور ولی من نخورم یا خودمو کنترل کنم و بزور جلوی خودم و بگیرم !

      چون وقتی بهمون داره سخت میگذره و یعنی مغزمون تغییر نکرده و ما به زور داریم جلوی خودمون و میگیریم ، دقیقا اوایل این دوره برای من اینشکلی بود ! ولی ادامه دادم و جا نزدم .

      و الان آروم آروم دارم تغییرات و حس میکنم . 

      همین دوره برای لاغر شدن کافیه . فقط اطمینان و باور ما میتونه نتیجه رو رقم بزنه !

      به دنبال یادگیری لاغری باشیم نه تحمیل کردن لاغری !

       شاد و پیروز و متناسب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا