نمیتوانید هدفی مقدستر از رهایی از افکار منفی را در زندگی تان جستجو نمایید!
اگر تصور میکنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید به شما بگم که من هم چند سال قبل این تصور را داشتم به عنوان فردی که توانستهام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما میگویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم میتوانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید.
زیرا هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازهی او خوشبخت شوید…
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.03 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا …
جلسه سوم رهایی از افکار منفی از دوره تکرار ( ۳ از ۶ )
دیدگاه شماره ۲
دوستان توانمندم لطفا به این موضوعات توجه بفرمایید :
یک _ ما اگه میبینیم کسی تو یه سال زندگیش زیر و رو شده نباید فکر کنیم معجزه عجیبی رخ داده یا راه میانبر رفته چون واقعیت اینه که اون آدم اول توی ذهنش تغییر ایجاد کرده و ورودیهای مخزنش رو عوض کرده هیچکس یه شبه و بدون تغییر دادن فکرش به موفقیت پایدار نمیرسه و اگه با زرنگبازی هم به چیزی برسه چون با محتوای ذهنش همخوانی نداره زود از دستش میده
دنیای بیرون، آینهی دنیای درون ماست.
بسیاری از مردم فقط نتیجه دیگران رو میبینن(ماشین، پول، جایگاه یا سلامتی) و فکر میکنن اینها اتفاقات تصادفی یا معجزات لحظهای هستن اما اونا نمیبینن که قبل از اینکه اون نتیجه در دنیای بیرون ظاهر بشه، یک «جنگ» در دنیای درون اون آدم اتفاق افتاده … ببینیم چه اتفاقاتی در حوزه ذهن افتاده که خروجی یه چیز عالی ازآب دراومده
■۱. تغییر مخزن (ورودیها):
وقتی میگیم «ورودیهای مخزنش رو عوض کرده»، یعنی اون آدم یاد گرفته چه چیزهایی رو به ذهنش راه بده و چه چیزهایی را دور بریزه. کسی که مخزن ذهنش پر از «من نمیتونم»، «دنیا بی انصافه » یا «شانس ندارم» باشه، حتی اگر یک کیسه پول و طلا و دلار هم بهش بدن، چون ظرفیت ذهنی برای مدیریت اون نعمت نداره دوباره به همون نقطه صفر برمیگرده … درست مثل کسی که در یک قرعه کشی به شکل غیر منتظره یه پول زیادی برنده میشه اما بعد از چند ماه به دلایلی همه اشو از دست میده چرا ؟ چون ظرفیت ذهنی داشتن این مقدار پول رو از قبل نداشته براحتی از دستش داده ….
■۲. تفاوت «زرنگی» و «آگاهی»:
ببینید زرنگبازی شاید یک نتیجه سریع به دست بده، اما چون «محتوای ذهنی» با اون موفقیت همخوانی نداره اون موفقیت تبدیل به یک «بار» میشه . مثلاً کسی که با زرنگی به ثروت میرسه اما هنوز ذهنیتی از ترس و کمبود داره هر لحظه میترسه که این پول رو از دست بده و در نهایت یا با استرس بیمار میشه یا با یک اشتباه کوچیک، تمام اون را از دست میده. چون ظرفیت پذیرش نعمت را در درونش نساخته …
■۳. موفقیت به عنوان نتیجه طبیعی نه هدف:
وقتی آدم روی ذهن و افکارش کار میکنه، موفقیت دیگه یک «هدف» نیست که دنبالش بدوه، بلکه تبدیل به یک نتیجهی طبیعی میشه یعنی به جای اینکه دنبال پول بدوه، تبدیل به کسی میشه که «خوب است»، «آگاه است» و «ارزش خلق میکند»؛ در نتیجه، پول و نعمت به طور طبیعی به سمت او جذب میشه …
با توجه به این آگاهی در زندگی شخصیم فقط به دنبال این نیستم که درد بدنم به دلیل دیسک خوب بشه یا «وزنم کم بشه » (که اینها نتایج بیرونی هستن). من دارم روی محتوای ذهنیم کار میکنم. دارم یاد میگیرم چطور به گرسنگیهای کاذب «نه» بگم.
– دارم یاد میگیرم چطور غصهها و کینهها رو پاک کنم تا فضای ذهنم بازبشه.دارم یاد میگیرم که به جای مسکنهای موقتی، به دنبال درمان ریشهای برم …
یعنی دارم ظرفیت خودمو برای دریافت سلامتی و آرامش بالا میبرم. وقتی این تغییر درونی اتفاق بیفته، بهبودی جسمی دیگه یک اتفاق تصادفی نخواهد بود، بلکه نتیجهی مستقیم تغییر مخزن ذهنی منه …
این یک نگاه شفاف و زیبا به ایمانه ایمانی که تبدیل شده به یک ابزار کاربردی برای بهبودی و شادی …..این نگرش یک نکته بسیار کلیدی رو روشن میکنه اونم رابطه بین اتفاقات سخت با غم و اندوهه….
در زندگی، اتفاقات سخت (مثل دردهای جسمانی یا مشکلات خانوادگی) برای همه پیش میآن،
وقتی میگیم غم خروجی افکار منفیه دقیقاً به این نکته اشاره میکنیم که ما میتونیم در میان سختترین شرایط، باز هم آرام باشیم، چون ایمان داریم که:
■۱. ایمان ضدِ استرس:
■۲ _بخشش پاک کننده فضای ذهنی :
■۳. اعتماد به خدا (توکل) یعنی رها کردن کنترل :
اتفاقی که برام میفته دیگه با بیماریم نمیجنگم، بلکه باهاش همزیستی آگاهانه پیدامیکنم تا زمانی که شفا برسه. به جای اینکه بپرسم «چرا من این دردها رودارم؟ میگم من میدونم که در حال بهبودی ام و از این فرصت برای پاکسازی ذهنم استفاده میکنم.این یعنی شفارو نه فقط در آزمایش خون و امآرآی، بلکه در تغییر فرکانس ذهنی جستجو میکنم. کسی که بتونه در اوج درد، لبخند بزنه و دیگران روببخشه، در واقع بر تمام بیماریهاش پیروز شده حتی قبل از اینکه دارو اثر کنه.
پایان دیدگاه دوم از جلسه سوم تکرار….
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه سومرهایی از افکار منفی _ تکرار
دو پاراگراف آخر :
■ فرار از تله حسادت و محدودیت
ما باید باور کنیم که منابع خدا نامحدوده و اگه کسی به جایی رسیده جای ما رو تنگ نکرده چون برای هر کدوم از ما یه در رحمت جداگانه وجود داره که به اسم خودمون ثبت شده وقتی ما برای موفقیت دیگران خوشحال میشیم یعنی داریم به خدا اعلام میکنیم که ما هم آماده دریافت هستیم و با این کار خودمون رو به نعمتهای بیشتر نزدیک میکنیم
■راز جوانی و نشاط در گرو روحیه
ما میبینیم بعضی جوونها افسرده و پیر شدن چون روحشون به خاطر نگرانی و بیایمانی فرسوده شده اما آدمهای مسنی هستن که چون مسائل رو به خدا سپردن و شاد هستن بدنشون هم سالم و جوون مونده راز جوانی ابدی در اینه که نگران نباشیم مسائل رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روحمون قوی بمونه و جسممون رو هم سرحال نگه داره
■خلاصه :
باید باور کنیم که نعمتهای خدا برای همه هست و موفقیت بقیه اصلاً جای ما رو تنگ نمیکنه. اگه برای موفقیت بقیه خوشحال شیم، در واقع داریم به خدا میگیم که ما هم آمادهایم نعمتهای جدید بگیریم و اینجوری زودتر به خواستههامون میرسیم
درباره جوانی هم میگه که خیلی از جوونها چون مدام نگرانن و ایمان ندارن، روحشون پیر شده و افسردهان. ولی بعضیهای پیرتر چون همه چیز رو سپردن به خدا و شادن، جسمشون هم سالم و جوون مونده. پس راز جوانی ابدی اینه که نگرانیها رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روح و جسممون سرحال بمونه
《پایان 》
از جلسه بعد روی قسمت چهارم تکرار کار می کنیم
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
رهایی از افکار منفی
جلسه سوم (تکرار )
عنوان کلی :خالی کردن مخزن ذهن
دیدگاه شماره 1
ذهن ما مثل یک ظرفه اگر این ظرف پر از نخالهها و آشغالهای قدیمی (کینه، ترس، خشم و حسرت) باشه، دیگه جایی برای ریختن شهد و شیرینیهای زندگی باقی نمیمونه…
اگر بخوام این متن رو با شرایط فعلیم پیوند بزنم، میتونم اینطور بگم:
مدتیه درگیر درمان دردهای مزمن در عضلات بدنم هستم ، این «آشغالهای فکری» (مثل استرس یا نگرانی از بیماری) میتونن مثل یک سد جلوی بهبودی سریع منو بگیرن وقتی ذهنم رو از کینه و نگرانی پاک کنم، بدنم هم در حالت پذیرندگی قرار میگیره و اثر داروهای تقویتی و درمانهای کلینیک درد چندین برابر خواهد شد ..
من در حال یادگیری مفاهیم جدیدی در حوزه لاغری فکری ام برای اینکه این آموزشها فقط «متن» نباشن و تبدیل به تجربه بشن، باید فضای ذهنیم باز باشه. وقتی ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم (مثلاً کمتر با آدمهای منفیباف باشم یا کمتر به اتفاقات تلخ گذشته فکر کنم)، تازه میبینم که چه ایدههای درخشانی برای تغییر زندگی به سراغم میآد.
دقیقاً مثل بحث دور ریختن غذای اضافه که در متنهای قبلی خوندیم؛ همونطور که یاد گرفتیم غذایی که به ما آسیب میزنه رو دور بریزیم، باید یاد بگیریم افکاری که به روح ما آسیب میزنن رو هم دور بریزیم. باید از خودم بپرسم: «همین حالا چه فکر یا کینهای در ذهنم هست که فضای زیادی اشغال کرده و اجازه نمیده نعمتهای جدید وارد بشن ….حالا می تونم با یک دم و بازدم عمیق، تصور کنم که دارم اون تکه کاغذ قدیمی و کثیف رو از ذهنم بیرون میندازم و به جاش، یک فضای سفید، درخشان و باز برای «معجزات الهی» ایجاد میکنم.
من در مسیر درستی هستم، همزمان با درمان جسمم، دارم روح و ذهنم رو هم پاکسازی میکنم …
بسیاری از مردم سالها دعا میکنن که یک اتفاق خوب بیفته، اما متوجه نیستن که اون اتفاق خوب، در قالب یک ایده ساده یا یک شهود هر روز در حال ضربه زدن به درِ ذهنشونه ، اما چون ذهنشون با غصه، شکایت و ناامیدی پر شده، صدای اون ایدهها رو نمیشنون …
این موضوع روبا اتفاقات اخیر زندگی خودم که بررسی کردمبه این نتایج رسیدم :
۱. در مورد سلامتیم :
اگر فقط منتظر میموندم که یک روز صبح بیدار شم و دردهای مزمن بدنممعجزهوار غیب شن، شاید سالها در رنج میموندم . اما یک ایده دریافت کردم: برم به کلینیک درد. این همون الهام الهی بود. به این ایده عمل کردم آزمایش دادم، امآرآی گرفتم و حالا مسیر درمان رو میشناسم. (بهبودی در آینده ای نزدیک نتیجهی عمل کردن به این ایده خواهد بود.)
۲. در مورد تغذیه و عادتهای غذاییم :
وقتی در دورههای آموزشی شرکت میکنم و یاد میگیرم که «لقمهها رو کوچیکتر بردارم یا برخورد درست با غذای اضافه، اینها در واقع همان ایدههای نویی هستن که وارد ذهنم شدن اگر ذهنم پر از این باور بود که «من هرگز نمیتونم تغییری کنم»، این ایدهها را نمیپذیرفتم. اما پذیرفتم و حالا دارم نتیجهاش رو میبینم (حس رضایت بیشتر و پرخوری خیلی کم).
حالا به یک فرمول می رسم:
پاکسازی ذهن = دریافت ایده (الهام) = عمل کردن به ایده = دریافت نعمت (نتیجه مادی)
غصه و غم مثل یک نویز یا پارازیت شدیده که اجازه نمیده فرستنده (خالق) پیامهاشو به گیرنده (ذهن ما) برسونه. وقتی تصمیم میگیرم غصهها رو دور بریزم و فضای ذهنم رو باز کنم، در واقع دارم آنتن خودمو برای دریافت این ایدههای نجاتبخش تقویت میکنم.
همین آگاهی که میگه من باید ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم تا جای نعمتها باز بشه، خودش یکی از بزرگترین نعمتهاییه که همین حالا وارد ذهنم شده …
به مسیر ادامه میدم، چون حالا میدونم که کلید تغییر زندگیم ، نه در اتفاقات بیرونی، بلکه در کیفیت افکار و سرعت عمل به ایدههای درسته…
پایان دیدگاه یک جلسه سوم از دوره تکرار ..
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
رهایی از افکار منفی
جلسه سوم
■ ما برای اینکه بتونیم نعمتها و خیر و خوبیهای خدا رو دریافت کنیم اول باید فضای ذهنمون رو باز کنیم چون وقتی ذهن ما پر از افکار منفی کینه و نگرانیه دیگه جایی برای ورود ایدهها و الهامات الهی باقی نمیمونه پس قدم اول برای تغییر زندگی اینه که ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم و آشغالهای فکری رو بیرون بریزیم تا جا برای دریافت نعمت باز بشه
■نعمتهای الهی در قالب ایده و فکر
ما نباید منتظر باشیم که خدا مستقیم یه ماشین یا یه کیسه پول از آسمون برامون بفرسته چون شیوه کار خدا اینجوری نیست تمام خیر و برکتی که خدا به ما میده در قالب افکار و ایدههای نو وارد ذهنمون میشه و ما با عمل کردن به این ایدههاست که زندگیمون رو متحول میکنیم پس اگه ذهنمون پر از غصه باشه اصلا این ایدهها رو دریافت نمیکنیم
■تغییر درونی قبل از تغییر بیرونی
ما اگه میبینیم کسی تو یه سال زندگیش زیر و رو شده نباید فکر کنیم معجزه عجیبی رخ داده یا راه میانبر رفته چون واقعیت اینه که اون آدم اول توی ذهنش تغییر کرده و ورودیهای مخزنش رو عوض کرده هیچکس یه شبه و بدون تغییر دادن فکرش به موفقیت پایدار نمیرسه و اگه با زرنگبازی هم به چیزی برسه چون با محتوای ذهنش همخوانی نداره زود از دستش میده
■رابطه ایمان با شادی و دوری از غم
ما طبق وعده قرآن اگه واقعا مومن باشیم نباید غم و اندوه داشته باشیم چون غم خروجی افکار منفیه و نشون میده که ما به خدا اعتماد نداریم ایمان واقعی یعنی اینکه توی اوج مشکلات و بیماری هم استرس نداشته باشیم و با بخشش دیگران و رها کردن کینهها فضای ذهنمون رو خالی نگه داریم تا خدا اون فضا رو با آرامش و شفا پر کنه
■ فرار از تله حسادت و محدودیت
ما باید باور کنیم که منابع خدا نامحدوده و اگه کسی به جایی رسیده جای ما رو تنگ نکرده چون برای هر کدوم از ما یه در رحمت جداگانه وجود داره که به اسم خودمون ثبت شده وقتی ما برای موفقیت دیگران خوشحال میشیم یعنی داریم به خدا اعلام میکنیم که ما هم آماده دریافت هستیم و با این کار خودمون رو به نعمتهای بیشتر نزدیک میکنیم
**راز جوانی و نشاط در گرو روحیه
ما میبینیم بعضی جوونها افسرده و پیر شدن چون روحشون به خاطر نگرانی و بیایمانی فرسوده شده اما آدمهای مسنی هستن که چون مسائل رو به خدا سپردن و شاد هستن بدنشون هم سالم و جوون مونده راز جوانی ابدی در اینه که نگران نباشیم مسائل رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روحمون قوی بمونه و جسممون رو هم سرحال نگه داره