نمیتوانید هدفی مقدس تر از رهایی از افکار منفی را در زندگی تان جستجو نمایید!
اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید به شما بگم که من هم چند سال قبل این تصور را داشتم به عنوان فردی که توانستهام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید.
زیرا هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازهی او خوشبخت شوید…
سالهای زیادی از زندگی ام را با افکار منفی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته خودم بودم، به دنبال مهمترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان شروع به آموزش خودم برای تغییر زندگی کردم، کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روی دست یافتم که به تغییر زندگی را برایم آسان کرد.
دوره رایگان زندگی با طعم خدا حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است برخی از آن در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.
مأموریت این دوره، آموزش رهایی از افکار منفی و چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.
زیرا همه ما وظیفه داریم که با رهایی از افکار منفی تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم.
ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همهی زیباییهای جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.
زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم.
ما وظیفه داریم از توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که میتوانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.
تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعیترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.
خدا را شکر میکنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.
خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.
نوشته خانم شادی عزیز دربخش نظرات این فایل باعث گستش آگاهی در ذهن ما می شود.
“من از اين فايل دريافتم , خداوند مهربان عطيه اى شگفت انگيز و خارق العاده درون همه ى ما انسانها قرار داده , كه اگه هر فردى به هر دليل و دلايلى , سالها خووب زندگى نكرده , بتونه با تغيير و اصلاح باورهاى ذهنى , زندگيش رو , ترميم و بازسازى كنه .
خدا مى گه , هيچوقت دير نيست , تو هنوز فرصت دارى و مى تونى آنطورى كه دوست دارى زندگى كنى .
خداوند , ذهن شگفت انگيز رو به همه ى ما انسانها داده تا هر كسى مسئوليت زندگى خودشو به عهده بگيره و چقدر سيستم جهان هوشمندانه و خارق العاده است .
به هر چى توجه و تمركز كنم همون وارد زندگيم مى شه , پس چرا به چيزايى كه دوست ندارم , توجه كنم !
من هر لحظه در مسير انتخاب هستم و با هدايت الهى انتخاب مى كنم ,
من انتخاب كرده ام كه در اين مسير با اشتياق و استمرار ادامه بدم ,
من انتخاب كردم كه در نگرانى هام به خداوند اعتماد كنم و در ناراحتى و احساس بد باقى نمونم و مراقب احساس خوبم باشم .
بيشتر مردم مى ترسن و نگرانن از بيماريها , از فقر و كمبودها , از اخبارا و رسانه هاى خبرى كه با تيتراژ خبرى همه رو نگران مى كنن , جالب اينجاست كه متاسفانه برنامه هاى خبر 24 ساعت شبانه روز , مدام تكرار و تكرار مى شه .
من هم مراقب نبودم كه همين چيزايى كه منو نگران مى كنه , رو رها كنم و نگاهم و اعتمادم به خدا باشه و نه به اوضاع نگران كننده .
همه ى چيزايى كه سالها در ذهنم انباشته شده , يادم نمى ياد كه به چه چيزايى توجه كردم , تو ذهنم چه چيزايى رو ذخيره كردم , اما جالبه كه ذهنم به من يادآورى مى كنه كه چه چيزايى در ذهنم ذخيره شده , و مانع دريافت نعمتها و رحمتها در زندگيم هست .
من هر روز دارم در اين مسير تمرين مى كنم تا نگرانى هامو رها كنم و آگاه باشم كه خداوند در كنترل جهان است .
من فكر مى كنم براى اينكه ذهنم رو از تمام افكار منفى , ترسها , نگرانى ها , شنيده ها , و … پاكسازى كنم , بايد هر روز با هدف برنامه ريزى شده در مسير ادامه بدم ,
بايد حجم زيادى از باورهاى اشتباه ذهنم رو , رها مى كردم , تمام چيزايى كه به روان من آسيب زده بود , هر بار يكى يكى , توو ذهنم انباشته مى شدن ,
به لطف خداوند مهربان و با هدايت الهى من در اين مسير قرار گرفتم در واقع اين مسير , به سوى من جذب شد , و هر فايلى رو كه مى بينم و گوش مى دم , خوشحال و سپاسگزارم .
هر روز براى من روزى تازه هست , و دريافتم كه ترس و نگرانى و به دنبال آن احساس بد مثِ دور كوه چرخيدن هست , و نمى زاره من توو زندگيم جلو برم .
براى ادامه دادن در مسير بايد💯 به خداوند اعتماد كنم و با رهایی از افکار منفی به آرامش برسم و باور داشته باشم كه نگران هيچى نباشم و مراقب وروديهاى ذهنم باشم , به همين سادگى نيست اما در اين مسير با اعتماد كردن به خداوند , راه هموارتر مى شه .
نگرانى مانع آرامش و احساس خوب در منه .
در اين مسير , من با خودم در آرامشم , هر روز ذهنم با افكار خوب , احساس خوب تغذيه مى شه , من تغيير رو از خودم شروع مى كنم ,
قبلا فكر مى كردم كه موانع ذهنى & مسائل زندگيم بايد بيرون از من حل بشن و يا برطرف بشن , اگه اين بود , اگه اون نبود , اگه اينطور مى شد , اگه اونطور نمى شد , زندگيم بهتر مى بود … تا من احساس خوب داشته باشم ,
اما الان دريافتم كه بايد درون من و آنچه در ذهنم وجود داره , اصلاح بشه تا زندگى رو آنطور كه دوست دارم ببينم .
من در اين مسير تمرين مى كنم قضاوت نكنم چون من نمى تونم ذهن ديگران رو بخونم . چه بسا نعمتها و رحمتهاى فراوانى در نزد خداوند دارم اما موانع ذهنى م مانع از دريافت اونا شده .
با تشكر فراوان , شاد و شادمان باشيد🥰🎄🎄”
به شما دوست عزیزی که به هر طریقی با من و این مطلب مواجه شده اید توصیه میکنم فایل های رایگانی که به منظور رهایی از افکار و تغییر زندگی قرار داده ام را با دقت گوش داده و به تمرینات آن عمل کنید و چنانچه احساس کردید توانایی آموزش های بیشتر و کاربری تر را دارم از محتوای آموزشی دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند استفاده کنید.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 98 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا …
جلسه سوم رهایی از افکار منفی از دوره تکرار ( ۳ از ۶ )
دیدگاه شماره ۲
دوستان توانمندم لطفا به این موضوعات توجه بفرمایید :
یک _ ما اگه میبینیم کسی تو یه سال زندگیش زیر و رو شده نباید فکر کنیم معجزه عجیبی رخ داده یا راه میانبر رفته چون واقعیت اینه که اون آدم اول توی ذهنش تغییر ایجاد کرده و ورودیهای مخزنش رو عوض کرده هیچکس یه شبه و بدون تغییر دادن فکرش به موفقیت پایدار نمیرسه و اگه با زرنگبازی هم به چیزی برسه چون با محتوای ذهنش همخوانی نداره زود از دستش میده
دنیای بیرون، آینهی دنیای درون ماست.
بسیاری از مردم فقط نتیجه دیگران رو میبینن(ماشین، پول، جایگاه یا سلامتی) و فکر میکنن اینها اتفاقات تصادفی یا معجزات لحظهای هستن اما اونا نمیبینن که قبل از اینکه اون نتیجه در دنیای بیرون ظاهر بشه، یک «جنگ» در دنیای درون اون آدم اتفاق افتاده … ببینیم چه اتفاقاتی در حوزه ذهن افتاده که خروجی یه چیز عالی ازآب دراومده
■۱. تغییر مخزن (ورودیها):
وقتی میگیم «ورودیهای مخزنش رو عوض کرده»، یعنی اون آدم یاد گرفته چه چیزهایی رو به ذهنش راه بده و چه چیزهایی را دور بریزه. کسی که مخزن ذهنش پر از «من نمیتونم»، «دنیا بی انصافه » یا «شانس ندارم» باشه، حتی اگر یک کیسه پول و طلا و دلار هم بهش بدن، چون ظرفیت ذهنی برای مدیریت اون نعمت نداره دوباره به همون نقطه صفر برمیگرده … درست مثل کسی که در یک قرعه کشی به شکل غیر منتظره یه پول زیادی برنده میشه اما بعد از چند ماه به دلایلی همه اشو از دست میده چرا ؟ چون ظرفیت ذهنی داشتن این مقدار پول رو از قبل نداشته براحتی از دستش داده ….
■۲. تفاوت «زرنگی» و «آگاهی»:
ببینید زرنگبازی شاید یک نتیجه سریع به دست بده، اما چون «محتوای ذهنی» با اون موفقیت همخوانی نداره اون موفقیت تبدیل به یک «بار» میشه . مثلاً کسی که با زرنگی به ثروت میرسه اما هنوز ذهنیتی از ترس و کمبود داره هر لحظه میترسه که این پول رو از دست بده و در نهایت یا با استرس بیمار میشه یا با یک اشتباه کوچیک، تمام اون را از دست میده. چون ظرفیت پذیرش نعمت را در درونش نساخته …
■۳. موفقیت به عنوان نتیجه طبیعی نه هدف:
وقتی آدم روی ذهن و افکارش کار میکنه، موفقیت دیگه یک «هدف» نیست که دنبالش بدوه، بلکه تبدیل به یک نتیجهی طبیعی میشه یعنی به جای اینکه دنبال پول بدوه، تبدیل به کسی میشه که «خوب است»، «آگاه است» و «ارزش خلق میکند»؛ در نتیجه، پول و نعمت به طور طبیعی به سمت او جذب میشه …
با توجه به این آگاهی در زندگی شخصیم فقط به دنبال این نیستم که درد بدنم به دلیل دیسک خوب بشه یا «وزنم کم بشه » (که اینها نتایج بیرونی هستن). من دارم روی محتوای ذهنیم کار میکنم. دارم یاد میگیرم چطور به گرسنگیهای کاذب «نه» بگم.
– دارم یاد میگیرم چطور غصهها و کینهها رو پاک کنم تا فضای ذهنم بازبشه.دارم یاد میگیرم که به جای مسکنهای موقتی، به دنبال درمان ریشهای برم …
یعنی دارم ظرفیت خودمو برای دریافت سلامتی و آرامش بالا میبرم. وقتی این تغییر درونی اتفاق بیفته، بهبودی جسمی دیگه یک اتفاق تصادفی نخواهد بود، بلکه نتیجهی مستقیم تغییر مخزن ذهنی منه …
این یک نگاه شفاف و زیبا به ایمانه ایمانی که تبدیل شده به یک ابزار کاربردی برای بهبودی و شادی …..این نگرش یک نکته بسیار کلیدی رو روشن میکنه اونم رابطه بین اتفاقات سخت با غم و اندوهه….
در زندگی، اتفاقات سخت (مثل دردهای جسمانی یا مشکلات خانوادگی) برای همه پیش میآن،
وقتی میگیم غم خروجی افکار منفیه دقیقاً به این نکته اشاره میکنیم که ما میتونیم در میان سختترین شرایط، باز هم آرام باشیم، چون ایمان داریم که:
■۱. ایمان ضدِ استرس:
■۲ _بخشش پاک کننده فضای ذهنی :
■۳. اعتماد به خدا (توکل) یعنی رها کردن کنترل :
اتفاقی که برام میفته دیگه با بیماریم نمیجنگم، بلکه باهاش همزیستی آگاهانه پیدامیکنم تا زمانی که شفا برسه. به جای اینکه بپرسم «چرا من این دردها رودارم؟ میگم من میدونم که در حال بهبودی ام و از این فرصت برای پاکسازی ذهنم استفاده میکنم.این یعنی شفارو نه فقط در آزمایش خون و امآرآی، بلکه در تغییر فرکانس ذهنی جستجو میکنم. کسی که بتونه در اوج درد، لبخند بزنه و دیگران روببخشه، در واقع بر تمام بیماریهاش پیروز شده حتی قبل از اینکه دارو اثر کنه.
پایان دیدگاه دوم از جلسه سوم تکرار….
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه سومرهایی از افکار منفی _ تکرار
دو پاراگراف آخر :
■ فرار از تله حسادت و محدودیت
ما باید باور کنیم که منابع خدا نامحدوده و اگه کسی به جایی رسیده جای ما رو تنگ نکرده چون برای هر کدوم از ما یه در رحمت جداگانه وجود داره که به اسم خودمون ثبت شده وقتی ما برای موفقیت دیگران خوشحال میشیم یعنی داریم به خدا اعلام میکنیم که ما هم آماده دریافت هستیم و با این کار خودمون رو به نعمتهای بیشتر نزدیک میکنیم
■راز جوانی و نشاط در گرو روحیه
ما میبینیم بعضی جوونها افسرده و پیر شدن چون روحشون به خاطر نگرانی و بیایمانی فرسوده شده اما آدمهای مسنی هستن که چون مسائل رو به خدا سپردن و شاد هستن بدنشون هم سالم و جوون مونده راز جوانی ابدی در اینه که نگران نباشیم مسائل رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روحمون قوی بمونه و جسممون رو هم سرحال نگه داره
■خلاصه :
باید باور کنیم که نعمتهای خدا برای همه هست و موفقیت بقیه اصلاً جای ما رو تنگ نمیکنه. اگه برای موفقیت بقیه خوشحال شیم، در واقع داریم به خدا میگیم که ما هم آمادهایم نعمتهای جدید بگیریم و اینجوری زودتر به خواستههامون میرسیم
درباره جوانی هم میگه که خیلی از جوونها چون مدام نگرانن و ایمان ندارن، روحشون پیر شده و افسردهان. ولی بعضیهای پیرتر چون همه چیز رو سپردن به خدا و شادن، جسمشون هم سالم و جوون مونده. پس راز جوانی ابدی اینه که نگرانیها رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روح و جسممون سرحال بمونه
《پایان 》
از جلسه بعد روی قسمت چهارم تکرار کار می کنیم
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
رهایی از افکار منفی
جلسه سوم (تکرار )
عنوان کلی :خالی کردن مخزن ذهن
دیدگاه شماره 1
ذهن ما مثل یک ظرفه اگر این ظرف پر از نخالهها و آشغالهای قدیمی (کینه، ترس، خشم و حسرت) باشه، دیگه جایی برای ریختن شهد و شیرینیهای زندگی باقی نمیمونه…
اگر بخوام این متن رو با شرایط فعلیم پیوند بزنم، میتونم اینطور بگم:
مدتیه درگیر درمان دردهای مزمن در عضلات بدنم هستم ، این «آشغالهای فکری» (مثل استرس یا نگرانی از بیماری) میتونن مثل یک سد جلوی بهبودی سریع منو بگیرن وقتی ذهنم رو از کینه و نگرانی پاک کنم، بدنم هم در حالت پذیرندگی قرار میگیره و اثر داروهای تقویتی و درمانهای کلینیک درد چندین برابر خواهد شد ..
من در حال یادگیری مفاهیم جدیدی در حوزه لاغری فکری ام برای اینکه این آموزشها فقط «متن» نباشن و تبدیل به تجربه بشن، باید فضای ذهنیم باز باشه. وقتی ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم (مثلاً کمتر با آدمهای منفیباف باشم یا کمتر به اتفاقات تلخ گذشته فکر کنم)، تازه میبینم که چه ایدههای درخشانی برای تغییر زندگی به سراغم میآد.
دقیقاً مثل بحث دور ریختن غذای اضافه که در متنهای قبلی خوندیم؛ همونطور که یاد گرفتیم غذایی که به ما آسیب میزنه رو دور بریزیم، باید یاد بگیریم افکاری که به روح ما آسیب میزنن رو هم دور بریزیم. باید از خودم بپرسم: «همین حالا چه فکر یا کینهای در ذهنم هست که فضای زیادی اشغال کرده و اجازه نمیده نعمتهای جدید وارد بشن ….حالا می تونم با یک دم و بازدم عمیق، تصور کنم که دارم اون تکه کاغذ قدیمی و کثیف رو از ذهنم بیرون میندازم و به جاش، یک فضای سفید، درخشان و باز برای «معجزات الهی» ایجاد میکنم.
من در مسیر درستی هستم، همزمان با درمان جسمم، دارم روح و ذهنم رو هم پاکسازی میکنم …
بسیاری از مردم سالها دعا میکنن که یک اتفاق خوب بیفته، اما متوجه نیستن که اون اتفاق خوب، در قالب یک ایده ساده یا یک شهود هر روز در حال ضربه زدن به درِ ذهنشونه ، اما چون ذهنشون با غصه، شکایت و ناامیدی پر شده، صدای اون ایدهها رو نمیشنون …
این موضوع روبا اتفاقات اخیر زندگی خودم که بررسی کردمبه این نتایج رسیدم :
۱. در مورد سلامتیم :
اگر فقط منتظر میموندم که یک روز صبح بیدار شم و دردهای مزمن بدنممعجزهوار غیب شن، شاید سالها در رنج میموندم . اما یک ایده دریافت کردم: برم به کلینیک درد. این همون الهام الهی بود. به این ایده عمل کردم آزمایش دادم، امآرآی گرفتم و حالا مسیر درمان رو میشناسم. (بهبودی در آینده ای نزدیک نتیجهی عمل کردن به این ایده خواهد بود.)
۲. در مورد تغذیه و عادتهای غذاییم :
وقتی در دورههای آموزشی شرکت میکنم و یاد میگیرم که «لقمهها رو کوچیکتر بردارم یا برخورد درست با غذای اضافه، اینها در واقع همان ایدههای نویی هستن که وارد ذهنم شدن اگر ذهنم پر از این باور بود که «من هرگز نمیتونم تغییری کنم»، این ایدهها را نمیپذیرفتم. اما پذیرفتم و حالا دارم نتیجهاش رو میبینم (حس رضایت بیشتر و پرخوری خیلی کم).
حالا به یک فرمول می رسم:
پاکسازی ذهن = دریافت ایده (الهام) = عمل کردن به ایده = دریافت نعمت (نتیجه مادی)
غصه و غم مثل یک نویز یا پارازیت شدیده که اجازه نمیده فرستنده (خالق) پیامهاشو به گیرنده (ذهن ما) برسونه. وقتی تصمیم میگیرم غصهها رو دور بریزم و فضای ذهنم رو باز کنم، در واقع دارم آنتن خودمو برای دریافت این ایدههای نجاتبخش تقویت میکنم.
همین آگاهی که میگه من باید ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم تا جای نعمتها باز بشه، خودش یکی از بزرگترین نعمتهاییه که همین حالا وارد ذهنم شده …
به مسیر ادامه میدم، چون حالا میدونم که کلید تغییر زندگیم ، نه در اتفاقات بیرونی، بلکه در کیفیت افکار و سرعت عمل به ایدههای درسته…
پایان دیدگاه یک جلسه سوم از دوره تکرار ..
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
رهایی از افکار منفی
جلسه سوم
■ ما برای اینکه بتونیم نعمتها و خیر و خوبیهای خدا رو دریافت کنیم اول باید فضای ذهنمون رو باز کنیم چون وقتی ذهن ما پر از افکار منفی کینه و نگرانیه دیگه جایی برای ورود ایدهها و الهامات الهی باقی نمیمونه پس قدم اول برای تغییر زندگی اینه که ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم و آشغالهای فکری رو بیرون بریزیم تا جا برای دریافت نعمت باز بشه
■نعمتهای الهی در قالب ایده و فکر
ما نباید منتظر باشیم که خدا مستقیم یه ماشین یا یه کیسه پول از آسمون برامون بفرسته چون شیوه کار خدا اینجوری نیست تمام خیر و برکتی که خدا به ما میده در قالب افکار و ایدههای نو وارد ذهنمون میشه و ما با عمل کردن به این ایدههاست که زندگیمون رو متحول میکنیم پس اگه ذهنمون پر از غصه باشه اصلا این ایدهها رو دریافت نمیکنیم
■تغییر درونی قبل از تغییر بیرونی
ما اگه میبینیم کسی تو یه سال زندگیش زیر و رو شده نباید فکر کنیم معجزه عجیبی رخ داده یا راه میانبر رفته چون واقعیت اینه که اون آدم اول توی ذهنش تغییر کرده و ورودیهای مخزنش رو عوض کرده هیچکس یه شبه و بدون تغییر دادن فکرش به موفقیت پایدار نمیرسه و اگه با زرنگبازی هم به چیزی برسه چون با محتوای ذهنش همخوانی نداره زود از دستش میده
■رابطه ایمان با شادی و دوری از غم
ما طبق وعده قرآن اگه واقعا مومن باشیم نباید غم و اندوه داشته باشیم چون غم خروجی افکار منفیه و نشون میده که ما به خدا اعتماد نداریم ایمان واقعی یعنی اینکه توی اوج مشکلات و بیماری هم استرس نداشته باشیم و با بخشش دیگران و رها کردن کینهها فضای ذهنمون رو خالی نگه داریم تا خدا اون فضا رو با آرامش و شفا پر کنه
■ فرار از تله حسادت و محدودیت
ما باید باور کنیم که منابع خدا نامحدوده و اگه کسی به جایی رسیده جای ما رو تنگ نکرده چون برای هر کدوم از ما یه در رحمت جداگانه وجود داره که به اسم خودمون ثبت شده وقتی ما برای موفقیت دیگران خوشحال میشیم یعنی داریم به خدا اعلام میکنیم که ما هم آماده دریافت هستیم و با این کار خودمون رو به نعمتهای بیشتر نزدیک میکنیم
**راز جوانی و نشاط در گرو روحیه
ما میبینیم بعضی جوونها افسرده و پیر شدن چون روحشون به خاطر نگرانی و بیایمانی فرسوده شده اما آدمهای مسنی هستن که چون مسائل رو به خدا سپردن و شاد هستن بدنشون هم سالم و جوون مونده راز جوانی ابدی در اینه که نگران نباشیم مسائل رو رها کنیم و همیشه بخندیم تا روحمون قوی بمونه و جسممون رو هم سرحال نگه داره
نشان های دریافت شده
سلام بیشترادما دچارافکارمنفی میشن واونم دراثرحسادت وغیبت ودروغ ،ما برااینکه ازشرافکارمنفی راحت بشیم بایدمخزن ماپربشه ازخوبی ها وخیرها کمترسراغ گناه رفتن بیشترباخدارفیق بودن رازونیاز دعاوقران ونمازهمش مخزن ماروپرمیکنه ازافکارمثبت وقتی من یک زن افسرده وغمگین وتوذهنم همیشه افکارورفتارهامرورمیشه چجوری من میخوام به حس وحال خوب برسم من وقتی به لباس وطلا وزندگی دوست وفامیل حسادت میکنم چرامن ندارم چرامن اینجورنیستم همین خودش یجورمانع میشه من خودم دیدم حسادت کردن افرادی به زندگی دیگران جوری شدن ازعرش به فرش رسیدن ادمهای حسودارام وقرارندارن دیدم طرف به ازدواج کردن دوست وفامیل حسودی میکنه وبجای خوشحال بودن وبرادیگران خیرخوبی خواستن بااین رفتاردررحمت خداروبه روی خودشون میبندن ولی افرادی هستن افکارمثبت دارن وچقدردرکنارشون ادم احساس ارامش. میکنه من ازرفتارادمازودناراحت میشدم وفکرمیکردم من نکنه ایراددارم ولی بمرور فهمیدم نبایدتوجه کنم به اون رفتارها اونایجوربیمارهستن ومن باناراحتی ورودافکارمنفی روبه ذهنم بازکنم یادرموقع بیماری نبایدناله کردافرادی هستن بدترین بیماری رودارن ولی یکبارگله نکردن همیشه راضی بودن به رضای خدا ،خدا بهتربه اوضاع واحوال مابندگانش اگاهست ونباید یاس وناامیدی به مخزن وجودمون واردکنیم من وقتی خالصانه ازخدا میخوام اگرصلاح بدونه بمن داده ومن همچیزروازخدامیخوام ویادگرفتم به مسایل دیگران توجه نکنم خیلی درگیرافکارمنفی بودم حالم بدمیشدعصبی میشدم ولی بلطف خدا یادگرفتم دوری کنم من ازپیشرفت دیگران حسادت نمیکنم خوشحال میشم چون میدونم خدا دررحمتهاشوبرام بازمیکنه من الان یکساله اینجام خیلی خوشحالم چون این فایل ها چقدر بمن انگیزه داده ومن دوست دارم همیشه شادباشم
توی ذهنم آنقدر حرف است نمیدونم از کجا شروع کنم از چی بگم .
با بهترین جمله که گفتید شروع میکنم خداوند نعمت هاشو به صورت کالا برات نمیفرسته مشکلی که توی فکر خیلی هاهست انتظار داریم بخوایم و اونو بدون هیچ تلاشی برسیم در خونه رو بزنن بگن بفرما از خدا ماشین خواستی اینم سویچ اش .
راه ارتباط ما با خدا از طریق ذهن ماست از طریق افکاری که داریم .
آیا من اون ارتباط و دارم ؟جوابم بله و خیر هست بله به این دلیل که تونستم راهمو پیدا کنم و دارم تلاش میکنم بهترش بکنم و خیر بخاطر این که افکار منفی من سال هاست مانع پیشرفت من و ارتباط با خالق من شده است .
همه این حرف و باور داریم تا زمانی که خونه ما پر بشه از وسایل کهنه و خراب جا برا خریدن وسایل نو برامون باقی نمیمونه. و این دقیقاً توی افکار من هم وجود داره .فکر کن سال ۱۴۰۰شروع زندگی متاهلی من بود همراه با حرف ها مشکلاتی که برام به وجود آمده بود و الان چند سال ازش گذشته شرایط بهتر شده از مشکلی که داشتم رها شدم ولی متوجه این شدم که افکار من عین یه عروسک کوکی توی این چهار سال گذشته گیر کرده حتی توی یه دقیقه پیش خودش هم گیر کرده ذهن من همواره داره رو به عقب میره و این بر خلاف قانون جهان است ما همواره رو به جلو میریم چون همه اتفاق ها که قرار برا ما بی افته در حال و آینده ما جریان داره نه گذشته .
خب منی که الان توی گذشته گیر کردم توی مشکلاتی که الان دیگه اصلا نیستن چطوری میتونم الان خودمو ببینم و چطوری میتونم آینده خودمو بسازم .
راه ارتباط ما با خدا توی افکار ماست .(من از خداوند کمک میخواستم نعمت میخواستم ثروت میخواستم و خیلی چیز های دیگه ولی توی افکارم جایی برای دریافت جواب خدا نداشتم خداوند میخواست الان آینده منو بسازه و من گیر داده بودم به گذشته که توی گذشته باقی مونده بود.)
و برای این مشکلم یه جمله شنیدم که برای خودم که بی نظیر بود یا باید زندگی رو زندگی کنی یا مرگت رو بارها زندگی کنی .تلاش خودم اینه برای ذهنم اینو عادی کنم و یاد بگیره رو به جلو بره یاد بگیره یه دقیقه پیش توی یه دقیقه پیش مونده دنبال حرف ها اتفاق های که از زمان عقب موندن نرو برو جلو چیز های خوبی که دلت میخواد اون جلو وجود داره نه عقب.
نعمت های خداوند بی نهایت اصلا اعداد ارقام براش وجود ندارد آنقدر هست که برای من و هزاران نسل بعد از من هم وجود داره همون جوری که هزاران نسل قبل از من از آن استفاده کردند.یاد بگیر پریسا پیشرفت هر کسی و دیدی خوشحال باش بدون موفقیت که برای اون بود برای تو هم هست تو هم میتونی بهش برسی خوشحال باش جوری ذوق کن که انگار برای خودت اتفاق افتاده و حسرت نخورم چون هیچ کسی آنقدر خوشبخت نیست که تو نتونی بهش برسی.
راستی استاد تمرین که گفتید عالی بود بی نظیر بود همواره دارم مینویسم و تهش به خودم با نوشتن حرف زدن میگم پریسا تموم شده پریسا این مشکل و تو دیگه نداری ببین قبلاً بود میدونم باعث شد اذیت بشی ولی ببین الان نیست قرار هم نیست بازم اتفاق بی افته تموم شد قبول کن و ذهنم عین یه بچه کوچولو که متوجه شده آروم تایید میکنه و مینویسم این پرونده هم بسته شد خدایا شکرت
سلام
گاهی افکار منفی وارد ذهنم میشه آره
مؤمنین انسان های شادی هستند منم خیلی شاد بودم
وردی مخزن ذهنم گاهی منفی هستش
میخام محذن ذهنمو خالی کنم ولی کمی خستم کمی نا امیدم کمی میترسم
خدا جز خزر خوبی چیزی ب ما نمیده مشکل از خودمونه مشکل از افکارمون هستش
ایده دارم واسه کارم ولی کمی گفتم میترسم ناراحتم کمی خسته هستم
متاسفانه افکارم منفی شده زیادی امید وارم خدا کمکم کنه
باید زندگیمو تغییر بدم وگرنه زنده نمیمونم
نمیدونم نوشته هام درسته یا ن
شایدم چیز خیلی خوبی ننویسم ولی خب مینویسم
داشتم تمرین جلسه اول رو انجام میدادم دیدم فکرم ینی افکار منفی فکرم بیشتر چند چیز نیست ولی این چند چیز زیاد شده میدونی ینی مثلا هی میگم ای بابا الان میرم دانشکاه ولی نمیتونم برم سرکار این فکر همش توی سرم میچرخه همش یادش میافتم
دلم ی معجزه از خدا میخاد ی حال خیلی خوب
نیاز خللی کردن افکار منفی و بد هستم واقعااااا
یکم از خدا دور شدم
ی حس افسردگی دارم حوصله هیچ کاری رو ندارم
میخام ورود افکار مزاحم رو جلوش رو بگیرم ولی
لطف خدا معلومه بی انتهاس مشکل خودمه نمیدونم
دلم میخاد ت باغ الهی قدم بزنم با آرامش حال خوب 🥰
منم حس میکنم خدا منو نمیبینه
باید فضای ذهنمو خالی کنم آره درسته
دلم میخاد خدا ب بهترین شکل همه چیو حل کنه واسم
همواره ب دنبال خالی کردن و ناراحتی هاو….. هستم
آره احساس شکست و تنهایی دارم
بله دستم اومده چرا
و حس میکنم واثعا حالم بهتره بهتر از قبل از گوش دادن اولین فایل🙂
ممنون از شما ب امید زندگی عالی زندگی پر از برکت و خنده
پر از رحمت خدا پر از لطف خدا
به نام خداوندبخشنده ومهربان
باسلام وعرض ادب خدمت استادمحترم وباتشکرازآگاهی های ایشون
ما انسان هالایق بهترین نعمت ها،فراوانی و…هستیم وخداهم ازاین موضوع آگاهه و همیشه بهترین نعمت ها وفراوانی هارا برای ما فرستاده ولی اکثرانسان ها فکر میکنن خالق زندگیشون نیستن وبایدهمین زندگی راتحمل کنن وباری به هرجهت زندگی می کنندوخودشون راازنعمت های این دنیاکه بیشماره محروم می کنندوگرنه برای خداهیچ بنده ای ازاون یکی بالاتریاپایین ترنیست وفرقی نداره وهمه یکی هستندوبه قول استادهیچکس انقدر خوشبخت نیست که مانتونیم مثل اون یاحتی بهترباشیم بایدبه خودمون وبه توانایی هامون اعتماد داشته باشیم وهرگزخودمون راباکسی مقایسه نکنیم چون خدا برای هرکدوم ازما مسیر ویزه ای درنظر گرفته که باباوردرست وصدالبته تلاش وپشتکارمیتونیم بهش برسیم باید به خودمون بگیم این زندگی منه ومن برای هراتفاقی که برام افتاده شکرگزارم چون به من خیلی چیزها یاد داد چه خوب چه بد این زمین بازی منه پس من ازاتفاقات بدی که برام افتاده درس میگیرم وبه ذهنم رجوع میکنم تاببینم کجای راه رااشتباه رفتم وبابت خوبی هاونعمت ها و…شکرگزارم چون چه خوب چه بد این زمین بازی منه ومن به عنوان یک انسان ناآگاه باید یادبگیرم تا روزبه روز به سعادت وروشنایی وخوشبختی وآرامش نزدیکتر بشم البته منظورم ازاین حرف این نیست که زندگی هرکسی دست خودش نیست بلکه منظورم اینه که باید بپذیری که قرارنیست همه ازتو خوششون بیاد،قرارنیست همه تاییدت کنن یا برای رفتار بددیگران مدام خودت را اذیت کنی بلکه باید بپذیری که مسؤل رفتاردیگران نیستی اون هانسبت به احساساتی که هروز دارن باتورفتارمیکنن اون هاراببخش واین رفتاررابزاربه حساب عدم آگاهی اونابه نظرمن اگه از تعریف دیگران خوشحال شدی باید منتظراین باشی که از تخریبشون ناراحت بشی تو بایدخودت رادوست داشته باشی ونظر بقیه هیچ اهمیتی برات نداشته باشه وبه قول استاد مخزن خودتو بااین چیزهای بی ارزش پرنکنی چیزی که سرمایه زندگی تو هست با حسادت وعدم اعتمادبه نفس و…خرابش میکنی ماانسان هادربعضی مواقع نسبت به خودمون هیچ رحم ومهربونی نداریم جوری باخودمون صحبت میکنیم که اگه به هرکسی بگیم دیگه باهامون حرف نمیزنه ولی این صحبت هاراراحت بدون هیچ رودربایسی به خودمون میگیم مثلا یه لیوان ازدستمون میوفته میشکنه وبعدبه خودمون میگیم ای دست پاچلفتی ،عرضه یه لیوان نگه داشتنم نداری درصورتی که اگه یکی ازدوستای صمیمی هرکدوم ازمامشکلی براش پیش بیادساعت ها باهاش صحبت میکنیم که مشکلی نیست تو لیاقت بهترین ازاین هاست، تو زیبایی ،تو کافی هستی ونیازی به تایید کسی نداری ولی درمقابل خودمون دقیقابرعکس عمل میکنیم به نظرمن حق خودمون نیست که اینجوری باخودمون صحبت کنیم باکسی که این همه ساله کنارماست ودرهمه شرایط بوده وتا آخرعمرهم پیش ماخواهدبودمابایداز کنار اون بودن لذت ببریم وهروز نسبت به دیروزیک قدم به خودشناسی و خداشناسی نزدیکتر بشیم وبه بدن خودمون که معبدروح ماست احترام بزاریم وازش مراقبت کنیم.
امیدوارم بهترینابرای همه شما وکل مردم دنیا اتفاق بیوفته وهمه ازقدرت درونی خودشون آگاه بشن.
با سلام و درود فراوان
خداوند فرموده :مومنین انسان هایی هستند که نه غم دارند و نه اندوه
من همیشه فکر میکردم کسی مومن هست که شب و روز نماز بخونه مستحبات رو انجامبده مثل نماز شب و بذل و بخشش امول خود .
کارهایی رو که من سعی میکردم به نحو احسن انجام بدم و هر چه بیشتر انجام میدادم مشکلاتم بیشتر میشد انگیزه زندگی کردن کمتر میشد چون روز به روز مشکلات من بیشتر میشد و من با این جمله معروف که شنیده بودم خودم رو آروم میکردم
ظالم سالم و مومن گرفتار
اما چه ارامشی ؟؟؟؟!!!
افکار منفی و نگرانی در تمام جنبه های زندگی که در راس آنها کمبود مالی بود و مدام به خودم میگفتم خدایا چرا من لیاقت ثروتت رو ندارم ؟ چرا طرفیت پول رو ندارم ؟ یعنی اگه بهم پول بدی من ایمانم رو از دست میدم ؟!
استاد دقیقا من هم این سوال بارها و بارها این سوال مطرح میشد پس خارجی ها که حجاب ندارن و نماز و روزه به شکل ما ندارن چطور اینقدر وصعیت خوبی دلرن ؟ ! به جوابی نمیرسیدم که هیچ حتی از این فکر هم احساس گناه کردم !!!
عجیبه ذهن من رو اطرافیان با حرفهای چرت و بی اهمیت پر کردند و من هنوز دارم به این افکار اجازه میدم نفوذ کنند و مخزن ذهنم رو به تمام معنا آلوده میکنند و به این ترتیب درهای رحمت الهبی رو به روی خودم بستم .
فضا ایجاد کن تا درهای رحمت به روت باز بشه چون من در درگاه خداوند خیلی نعمت دارم و هیچ کسی جای من رو نخواهد گرفت این خود من هستم که مخزن ورودی ام رو با حرفهای چرت پر کردم و راه درهای رحمت رو بستم .
پس این من هستم تا فضای ذخن و افکارم رو خاای کنم و جا باز کنم برای دریافت نعمتهایی گه به اسم من هستن . نعمتهای خداوند بی انتهاست اگه بخوای نعمتهای بی انتها بهت میده
به خدا اعتماد کن و حرکت خود را ادامه بده .و به وعده الهی ایمان داشته باش .
زینب تو هنوز اکثر اوقات خسته ای بع زور خودت رو میکشونی و احساس پیری میکنی وواینونسان از بی ایمانی توست و این در جالی که تو فکر میکنی به خدا ایمان داری تا دیر نشده رو خودت کار کن . به خدا اعتماد کن مسائل رو رها کن و به خدا بسپر . چقدر خوبه فضا و مخزن ذهن رو خداوند و خصوصیاتش رو پر کنه بنابراین
به خدا اعتماد کن و به او توکل کن
تمام مسایل رو به خدا بسپر و آنها رو رها ون
همیشه شاد باش و باداحساس خوب زندگی کن
افکار منفی و بی ارزش و حاشیه ها رو کنار بگذار و آنها را در ذهنت کمرنگ و کمرنگ کن تا از بین برن و جای اونها رو با افکار مثبت و فکر حدا پر کن .
خدایل شکرت
نشان های دریافت شده
بنام خداوند روزی رسان روزی های معنوی ویس های خوب خداوند انسان های خوب ایکاش این اگاهی ها رو از بچگی به ما یاد میدادن توی مدرسه بهمون یاد میدادن و ما همه الان در بهترین جایگاه خودمون بودیم بازم خدا رو شکر که الان در مسیر هستم و قصد م فقطو فقط از بین بردن افکار منفی هست من کلا همیشه دیدم به زندگی مثبت بوده یادم میاد وقتی همه از گرانی و کمبود بیماری صحبت می کردن من ته دلم روشن بود با خودم میگفتم همیشه همه چی هست مگه اینا خدا هستن جالبه وقتی توی خونه همه مرتب اب و برق قطع میشد خونه ما خیلی کم اتفاق میفتاد اب یا برق قطع بشه چون من هیچ وقت باور نکردم اب کمه یا برق کمه امسال که مرتب برق قطع میشد به دلیلی گرمی هوا خونه ما فقط دوبار برق قطع شد خودمم تعجب میکردم وقتی به همکارام میگفتم باورشون نمیشد پس این نتیجه این بوده که من باید همیشه ذهنم پر از فراوانی باشه فراوانی از هر نظر چونکه خدا همه جا هست و همیشه هست ذهنم را خالی میکنم از افکار منفی از کینه ها حسادت ها بد خلقی ها تا فضا باز شود و حسهای خوب ایده ها ی خوب و ناب به سمت من بیاد باید ذهنم را پاکیزه نگه دارم غذای ذهن من باید خوب باشد تا خروجی خوب باشد باید به چیزهای خوب فکر کنم به تصاویر زیبا نگاه کنم تا ذهنم روز به روز زیباتر و شفاف تر بشه خدا را سپاس بابت روزی امروز که این فایل زیبا بود زندگی تون پر از افکار زیبا
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خیلی خوب بود این فایل
من همیشه میگم توکل به خدا ولی این فقط در حد حرفه من بیشتر مواقع نگرانم و چوب این نگرانیها رو هم خوردم اما باید همین طور که تونستم بر نگرانی چاق تر شدن ،نگرانی لاغر نشدن و افکار منفی چاقی مسلط بشم پس بقیه ی نگرانی ها رو هم درست کنم و اون هم با بی توجهی به این افکار منفی است خیلی جالب بود این چند روز که افکار منفی رو مینوشتم دیدم اصلا در مورد چاقی و لاغری چیزی ننوشتم و این یک نقطه ی روشن هست پس من مطمئنم که میتونم بقیه ی نگرانی ها رو هم به خدا بسپارم من میتوانم ۲۲۰