نمیتوانید هدفی مقدستر از رهایی از افکار منفی را در زندگی تان جستجو نمایید!
اگر تصور میکنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست باید به شما بگم که من هم چند سال قبل این تصور را داشتم به عنوان فردی که توانستهام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما میگویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم میتوانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید.
زیرا هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازهی او خوشبخت شوید…
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.03 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند آرامش بخشم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
خواست خداوند چقدر جالبه انگار تک تک این فایلها جوری چیده و تنظیم شده که برای هر فردی متناسب با شرایط زندگیش تنظیم شده ، منی که روزها چنگ میزدم به هر سمتی تا حالم خوب بشه ،چند روزه روی این فایلهای رهایی از افکار منفی من و به بهترین آگاهی ها رسوندن خدایا سپاسگزارم برای هدایتم استاد ممنونم زبانم قاصره از بیان تشکر
این فایلها هر روز که گذشت باعث حال عالی من شد مخزن و کاملا ریختم بیرون دونه دونه افکار و ایده هام و برداشتم بررسی کردم اگر جذاب و حال خوب کن بود انداختم تو مخزن و قول دادم ارتقاش بدم و اگر مزاحم و خراب بود ریختم سطل زباله و درش و بستم ؛
واقعا به یاد آوردم که کسی آزاری بهم داده بود و اون فرد رفته بود و حتی یادش نبود چه رنجی به من داده و من مدتها یاد اون می افتادم و پر از خشم و نفرت میشدم و خودم و با مرور اون خاطرات آزار میدادم ؛
تصمیم گرفتم مثل خدا رفتار کنم ببخشم و بگذرم و واقعا چقدر حالم خوب شد از خشم خالی شدم از احساس گناه خالی شدم
فهمیدم اونها همونقدر میفهمن و من نباید خودم و بخاطر نفهم بودن دیگران آزار بدم ؛درک اونا از زندگی همونقدره، سقف آسمونشون کوتاهه
من هم اینقدر میفهمم و درک دارم پس تفاوت در نگرشهاست که باعث دلخوری ها میشه
پس میبینم
میشنوم
حس میکنم
اما
میگذرم
رها میکنم
مرور نمیکنم
فراموش میکنم
به خدا میسپارم
و میگذارم کنار
چرا باید بیام مرورش کنم؟
چرا گذشته رو شخم میزنم ؟
چرا خود آزاری دارم؟
چرا آرامش خودم و با فکر به گذشته ای که رفته خراب میکنم؟چرا از آینده ای که هنوز نیومده اضطراب دارم؟
چرا ترس از دست دادن دارم؟
چرا ترس از گناه کردن دارم؟
چرا قبلا که این احساسها نبود افکارش نبود روز به روز پیشرفت کردم طوری که زبانزد همه بودم ؟
چرا اگر از حقم دفاع کنم فکر میکنم گناه کردم؟
چرا اگر در برابر ظلم بایستم فکر میکنم الان گناه کردم ؟
چرا باید بقیه من و اذیت کنن من بگم ببخشید فقط بخاطر اینکه از قهر بودن و خشم خدا میترسم؟
چرا باید مالم و بدم به جماعتی که گمان دارن وظیفه دارم براشون؟
چرا وقتی پولم و خرج آدمهای بیخودی که پر از انتظارن نمیکنم همش میگم نکنه اشتباه کردم ؟
واقعا وظیفه انسانی من اینه همه رو از خودم راضی نگه دارم؟
مگه میشه همه رو راضی نگه داشت؟
تا کی باید خودم و قربانی کنم برای خوش آمد دیگران؟
نه من دیگه اجازه نمیدم کسی از احساسم از قلب پاکم از مالم سو استفاده بکنه ؛؛؛؛؛
من دیگه اجازه نمیدم آدمهای منفی با ورودی های منفیشون زندگیم و فلج کنند ؛؛؛؛؛؛؛
من دیگه جلوی تمام افکار و خاطرات منفی وایمیستم ؛؛؛؛؛؛
دلیل تمام گرفتاری هامو فهمیدم و اون چیزی جز پر کردن مخزنم با چیزهای بد و منفی نبود،من جایی برای افکار مثبت نداشتم
یادمه یه مدتی از بس از صبح تا شب آدمها پرم میکردن از دردهاشون و یا وقتی کارهای خونه رو انجام میدادم مدام خاطرات بد گذشته رو مرور میکردم که من و پر از کینه و خشم میکرد و اینکه چرا به هر کس خوبی میکنم بدی ازش میبینم و به یه حالت انزجار از آدمها میرسیدم و احساس میکردم شانس ندارم و هیشکی خوشش ازم نمیاد
از آدمها فرار میکردم و در جمعها گوشه گیر بودم کمتر با کسی حرف میزدم و بیشتر شنونده بودم اما تا جایی که در توان داشتم از خودم میزدم برای دیگران و در جواب بدی میدیدم از همون آدمها و کلی افسرده شده بودم ،با غذا خوردن و پرخوری کردن خودم و سرگرم میکردم تا به اون آدمها فکر نکنم و هر روز جسمم و چاقتر میکردم و نفرتم از جسمم حالم و وخیم تر هم میکرد،عصبی میشدم میخوردم تا آروم بشم حرص بقیه رو روی بدن بینوای خودم خالی میکردم انگار و چقدر بد راهی و رفتم ؛
رجوع کردم به آیات الهی که حالا مثلا فلان سوره همراهت باشه این مزایا رو داره و اونها رو از اینترنت سرچ کردم و دادم کافی نت برام ریز ترین حد چاپ کرد و اون دعاها و سوره ها همیشه در گردن من بودن ،کم کم اعتماد به نفسم بالاتر رفت به حرمت همون قرآن حالم عالی شد و چند روز بعدش با سایت آشنا شدم و انگار یه سری امواج مثبت همش دور من در حرکت هستن البته هر کس اعتقادی داره من که حالم بهتر شد خدا رو شکر به لطف کلام خداوند
توی این چند روز با فایلهای ارزشمندی روبرو شدم که نه تنها تناسب اندام بلکه زندگی من و ظرف وجودی من و زیر و رو کرد
گفتم مصی ببین جسمت قرآن خدا رو حمل کرد و الان خدا به جایی آوردت که روحت هم سرشار از نور خدا کنی و چقدر خوشحالم برای هدایتم الهی شکرت
الان فهمیدم هر کس اذیتم کرد واگذارش کنم به خدا و ظرف خودم و پر از انرژی های بد نکنم چون قلب من وجود من جایگاه خداست و جایی که خدا باشه نباید انرژی های منفی و بدی باشه،
من قبلا میگفتم خدایا واگذار به تو اما در درون خودم با مرور اون افکار زجر میکشیدم و حالم خراب میشد و هر روز نفرت و دوری از اون آدمها برام پر رنگ تر از قبل میشد یعنی من فقط زبانی میگفتم خدایا خودت میدونی و اون بنده ات، ولی خودم در ذهنم با مرور اون افکار هزاران بار اون شخص و در ذهنم با حس نفرت و خشم شماتت کرده بودم؛
اما امروز با تمام وجودم همه چیز و همه کس و رها کردم واگذار کردم وجودم و به خدای مهربانم و یقین دارم اگر مانند پروردگارم رحیم باشم ببینم بشنوم و بگذرم حال خودم عالی میشه ؛دیگه هر کی ناراحتم کنه همون موقع جوابش و میدم و پرونده و میبندم دیگه سکوت نمیکنم دیگه دست از قربانی کردن خودم برای خوش آمد دیگران برداشتم اگر خواستم جواب میدم نخواستم میگذرم تا خدا جواب بده ولی دیگه مرورش نمیکنم ؛
مصی نگاه کن خدا این همه نعمت و هدیه به تک تک آدمها و جانداران داده و هر کس به نحوی ناشکری میکنه حتی خودت گاهی حواست نیست به نعماتت . اما آیا خدا خودش و نعمتهاش و از ما پس میگیره نه خدا هرگز این کار و نمیکنه به وقتش نعمت میده حتی وقتی ناشکری و ناسپاسی میبینه بله خدا هرگز دیر نمیکنه
من لیاقت و ظرفیت خودم و بالا میبرم تا نعمات خداوند برمن فزون تر بشه چون لطف خدا بی پایانه چون اون بهترینها رو برای ما میخواد این ما هستیم که با ناسپاسی با گناه با خشم با کینه با حسادت با دروغ و با …………خودمون و محروم کردیم از این نعمتها ما ظرف وجودمون و ذهنمون و پر کردیم با چیزهای بد و حالا جا برای خوبی ها که برای ما بسیار خوبی در جهان وجود داره نیست
فکر کن میخوای بری سفر کاری مهم و باید چند دست لباس مناسب بیرون و شیک ببری اما تو ساک لباست و پر از لباسهای راحتی خونگی کردی آیا با لباس راحتی خونه میتونی بری توی جلسه کاری؟ خوب ساک جا نداره در بیار اونها رو تو کلا چند دست لباس میتونی ببری برنامه ریزی به نسبت حجم ساکت کن و لباس بردار چرا از حجم ساک بهترین استفاده رو نمیکنی ؟شنیدید میگن فلانی اومد بره مسافرت دیوارهای خونش هم کنده برده (یعنی از بس چیزهای اضافه و بدرد نخور برداشته که اصلی ها دیده نمیشه)
من به خدا اعتماد کامل کردم و ظرف خودم و از تمام اون حسها و انرژی ها ی منفی و افکار مزاحم خالی کردم و به حرکتم ادامه میدم تا به نعمتهایی که به اسم من ثبت شده برسم من میخوام با خدا معامله کنم یه معامله واقعی من دیگه تمام مسائل و رها میکنم تا خدا حلشون کنه ،تمام خاطرات بدم و چال کردم امروز ؛
حتی دیگه نمیخوام مرورشون کنم تا درس بگیرم نه درسی نیست زجره فقط ،پس من ذهنم خالی خالیه؛
مثل دوستم که از کما در اومده و هیچی یادش نیست حتی نمیدونه مواد غذایی چیه و چقدر خنده هاش قشنگتر شده بود چقدر حالش عالی بود منم میخوام مثل فرزانه خالی خالی باشم و شاد باشم و از فرصتها استفاده کنم برای تغییر زندگیم و تغییر نگرشهام خدایا کمکم کن بتونم زیباترین مدل زندگی و از امروز تجربه کنم
من میخواستم آدمهای مضر زندگیم و از حذف دربیارم و ببخشم و کنار بیام اما یاد این افتادم که خود پروردگار وقتی میبینه بنده ای درست بشو نیست اونو در گمراهی خودش رها میکنه ،نمیدونم این چیزی که من شنیدم و درک کردم درسته یا نه اما من خودم بارها و بارها گذشت کردم و رفتارم و حتی از قبل بهتر کردم ولی اون افراد مضر و سمی هر روز پر روتر و حریص تر شدن و ضربات محکمتری بهم زدن و امروز با آرامش بخشیدمشون و خاطراتشون و کاملا حذف کردم و خود اون آدمها رو هم در کمال آرامش از زندگیم حذف کردم الان مهمترین چیز جهان من خودمم ،آرامشم و سلامتی روحی و جسمیمه ،مگه من مریض باشم روحم در عذاب باشه کسی جز خودم رنج میبره و اذیت میشه من بعد ۳۹ سال عمر تازه دارم یاد میگیرم اول خودم و دوست داشته باشم و اولویت اولم خودم باشم آرامش ذهن من در گرو حذف کردن ورودی های منفی و آدمهای منفیه پس بدون کوچکترین عذاب وجدانی به روحم و جسمم احترام میگذارم اونو جایگاه پروردگار مهربونم میکنم و پرش میکنم از حسهای زیبای جهان من از حالا عاشق خودمم و برای حال خوب خودم تلاش میکنم من لیاقت بهترینها رو دارم من لیاقت آرامش و دارم پس پیش به سوی نهایت خوشبختی الهی به امید تو