برنامه الهی تقدیر یا سرنوشت نیست که خداوند از قبل برای من مشخص کرده باشد و مرا مجبور به حرکت در مسیر رسیدن به آن کند.
بلکه نقشه ای است که خداوند برای تحقق خواسته های من ترسیم کرده است و من فقط کافی است به برنامه الهی خود برای تحقق رویاهایم ایمان داشته باشم.
بی هدف زندگی نکنید
سال های زیادی از عمرم را باری به هر جهت سپری می کردم. هر مساله ای در زندگی ام رخ می داد برای برطرف کردن آن تلاش می کردم و باز مساله دیگر فرا می رسید و من همواره در حال حل و فصل مسائل و مشکلاتم بودم.
بسیاری از انسانها در حال حاظر به همین شیوه زندگی می کنند. هیچ طرح و برنامه ای برای زندگی خود ندارند و هر روز روند زندگی تکراری را در پیش می گیرند و هر مساله ای در این مسیر رخ دهد از آن به عنوان یک مشکل، مصیبت، بدبختی یا هر عنوان دیگری یاد می کنند.
نسبت به آن مساله و کل زندگی گله و شکایت دارند و هیچ امیدی به بهبود شرایط یا انگیزه ای برای تغییر شرایط خود ندارند.
اگر بدون داشتن هدف و برنامه مشخص زندگی کنید جهان هستی بهم ریختگی های زیادی وارد زندگی تان خواهد کرد تا مشغول مرتب کردن آنها شوید.
در واقع جهان هستی و خداوند اجازه نمی دهد هیچ موجودی در جهان بی اثر و بی فایده باشد. بنابراین حتی اگر به نظر خودتان کار مفیدی انجام نمی دهید یا زندگی شما باری به هر جهت سپری می شود اما از نظر قوانین جهان هستی شما در پروسه زندگی نقش دارید.
نقش شما ممکن است باعث بهبود شرایط یا کمک به دیگران شود ولی برای خودتان تاثیر مثبت و روحیه بخشی نداشته باشد چون شما با برنامه زندگی نمی کنید.
از خداوند برنامه الهی خود را طلب کنید
برای لذت بردن از زندگی و تجربه لذت ها و نعمت های بیشمار خداوند باید بر اساس برنامه الهی خود زندگی کنید.
بدین شکل که برای خود هدف یا آرزو تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.
مهم نیست که برنامه ریزی شما برای رسیدن به هدف چقدر صحیح یا غلط باشد بلکه فقط مهم است که برای زندگی کردن هدف داشته باشید و در جهت تحقق خواسته خود قدم بردارید.
وقتی شروع به اقدام کردن برای تحقق خواسته خود می کنید خداوند برنامه الهی یا نقشه راهی که شما را به هدف خود می رساند طرح ریزی کرده و قدم به قدم آن را به شما الهام می کند.
این امر نه تنها موضوع عجیب و باورنکردنی نیست بلکه همه شما در زندگی بارها به شکل ناخودآگاه این مساله را تجربه کرده اید که وقتی برای تحقق خواسته ای تلاش کرده اید ایده ها و اتفاقاتی در مسیر زندگی شما رخ داده است که باعث آسان شدن برآورده شدن خواسته شما شده است.
این همان طرح و برنامه الهی است که وقتی فردی رویا یا خواسته ای داشته باشد و برای تحقق آن حرکت کند به مرور خداوند حرکت فرد را در مسیر و نقشه راهی که خود برای او ترسیم کرده است متمایل می کند و فرد اتفاقات عالی را در مسیر رسیدن به خواسته خود تجربه می کند که عقیده دارد فقط کار خدا بوده است و در زندگی او معجزه رخ داده است.
برای شرح عملی چگونگی طلب کردن برنامه الهی از خداوند و نحوه اجرای آن درباره عرضه یکی از خواسته های خودم به خداوند و چگونگی شکل گیری و اجرای برنامه الهی برای تحقق آرزویم را شرح می دهم.

آرزوی کسب و کار اینترنتی
زمانی که درک کردم می توانم هر خواسته ای از خداوند داشته باشم این علاقه در من شکل گرفت که کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا بتوانم در هر زمان و مکانی که دوست داشتم زندگی کنم و همزمان کسب و کار خودم را مدیریت کنم.
در آن زمان من صاحب مغازه ابزار و یراق بودم و هیچ ایده ای برای داشتن کسب و کار اینترنتی نداشتم و اصلا هیچ اطلاع و آگاهی از موضوع اینترنت و سایت و … نداشتم.
در قدم اول: من خواسته خود را به خداوند عرضه کردم:
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم.
برای قدم دوم: دلایل و منطق خواسته خود را به صورت انشایی شرح دادم.
لازم به ذکر است انجام این مرحله به منظور تفهیم دلیل درخواست به خداوند نیست چون هر خواسته ای برای خداوند مقدس و لازم الاجرا است بلکه برای واضح تر شدن دلیل علاقه به کسب و کار اینترنتی درباره دلیل علاقمندی ام به کسب و کار اینترنتی تمرین نوشتاری انجام دادم.

درخواست برنامه الهی تحقق آرزو
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا آزادی زمانی و مکانی را تجربه کنم و بتوانم بدون وابسته بودن به مکان خاص زندگی کنم و آزادی الهی را تجربه کنم.
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا درآمد و ثروت بیشتری وارد زندگی ام شود چون گسترش کسب و کار اینترنتی بسیار بیشتر از داشتن یک مغازه در یک خیابان از یک شهر می باشد.
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم چون هم به کار کردن با کامپیوتر علاقه دارم و هم از اینکه در کسب و کار ابزار و یراق مجبور بودم برای هر فروش با مشتری به صورت رو در رو صحبت و ارتباط داشته باشم خسته شده بودم و دوست داشتم شرایطی را تجربه کنم که به صورت مستقیم با مشتری برخورد نداشته باشم.
لازم به یادآوری است که در آن روزها هیچ ایده ای برای اینکه چگونه باید کسب و کار اینترنتی داشته باشم را نداشتم.
چند روز به صورت پراکنده زمان می گذاشتم و نوشته های خودم درباره دلایل علاقمندی ام به داشتن کسب و کار اینترتی را می خواندم و آن را تکمیل و تکمیل تر می کردم.
بعد از آن نوبت به اقدام کردن بود و باید یک حرکت یا اقدامی برای تحقق خواسته خود انجام می دادم.
توجه داشته باشید این مراحل برای ثابت کردن به خودم و خداوند بود که من آرزو دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم و حاظرم برای تحقق آزوی خود حرکت کرده و قدم بردارم.
با خودم فکر کردم که برای قدم برداشتن به سمت تحقق آرزوی خودم چه اقدامی می توانم انجام دهم؟!
هیچ ایده یا راهکاری به نظرم نمی رسید.!
اینجاست که خداوند برنامه الهی خود را به شکل ایده و الهام به انسان عرضه می کند و در واقع او را در مسیر رسیدن به خواسته اش هدایت می کند.

شروع برنامه الهی برای تحقق آرزو
در ذهنم این ایده شکل گرفت که کالاهایی که در مغازه دارم را به شکل اینترنتی بفروشم و کسب و کار خودم را علاوه بر حضوری به شکل غیرحضوری گسترش دهم.
لازم به ذکر است که این ایده من در سال ۱۳۹۳ بود که هنوز جهان درگیر بیماری فراگیر و غیرحضوری شدن بسیاری از کسب و کارها نشده بود.
به نظرم ایده خوبی بود و من تصمیم گرفتم تا کالاهایی که در مغازه دارم را در یک سایت به شکل اینترنتی بفروشم.
ایده به نظر خوبی بود اما هیچ اطلاع یا آگاهی درباره چگونه انجام دادن این کار نداشتم.
اولین اقدام خداوند
در آن زمان مغازه کناری من خدمات کامپیوتری بود که ملزومات مصرفی کامپیوتر مثل موس و کیبورد و … می فروخت و صاحب اون فروشگاه کارمند دانشگاه بود و فقط بعد از ظهرها خیلی دست و پا شکسته مغازه را باز می کرد.
یک روز عصر که برای باز کردن مغازه اومده بود، از جلوی مغازه من رد شد. ناخودآگاه و بدون برنامه قبلی بعد از سلام کردن او را صدا زدم و درباره اینکه می خوام سایت فروش ابزار و یراق تاسیس کنم به او گفتم.
گفت ایده خیلی خوبیه و اتفاقا تا حالا برای چند نفر سایت راه اندازی کرده است.
من از شنیدن این حرف تعجب کردم چون اصلا فکرش را نمی کردم این فرد قادر به انجام این کار باشه و با اینکه چند سال بود این فرد را می شناختم ولی هیچ وقت درباره این موضوع حرفی از این فرد نشنیده بودم.
اینجا بود که باور کردم خداوند به محض اینکه من برای تحقق آرزوی خودم اقدام کنم برنامه الهی خودش را اجرا کرده و کارها را برای من آسان می کند.
فردای آن روز این فرد تمام کارهای لازم برای داشتن سایت را برای من انجام داد و یک آدرس اینترنتی به من داد و گفت آقای عطار سایت شما آماده شده و می تونید محصولات را بهش اضافه کنی.
من شوکه شده بودم که چطور به این سرعت ایده داشتن سایت اینترنتی برای من به واقعیت تبدیل شد.
آدرس سایت را در مروگر گوگل وارد کردم و دیدم یک سایت باز شد به اسم ابزار و یراق عطار.
از دیدن این صحنه لذت بردم و خدا را شکر کردم که چقدر زود همه کارها را برای من انجام داد و من صاحب سایت اینترنتی شدم.

استمرار برای بهبود تحقق آرزو
چالش بعدی این بود که سایت باز می شد ولی اطلاعاتی که من دوست داشتم یا نیاز داشتم در سایت نبود و همه تصاویر و نوشته ها به صورت پیش فرض قرار داده شده بود که باید با مطالب مورد نظر من جایگزین می شد.
شروع کردم به تحقیق در اینترنت که چطور باید اطلاعات را وارد سایت کنم.
ساعت ها وقت صرف کردم و جلسات آموزشی را انجام دادم و در حد خیلی جزئی تونستم مطالب در سایت وارد کنم.
با اینکه از انجام همان چند حرکت ساده بسیار خوشحال بودم اما کافی نبود و چیزهای خیلی زیادی بود که باید هنوز یاد می گرفتم و چون به صورت اصولی و گام به گام مطالب آموزشی وجود نداشت و من هم پراکنده در هر سایت یه چیزهایی می خوندم نمی تونستم بیشتر از این با تحقیق و پیگیری کار کردن با سایت را یاد بگیرم.
چند روز به همین شکل گذشت و من در تلاش برای یادگیری بودم. و به این فکر می کردم که کاش یه جایی بود که می تونستم برم کلاس حضوری اما کار مغازه این فرصت را بهم نمی داد و از طرفی می دونستم که در کلاسهای آموزشی خیلی مسائل حاشیه ای گفته می شه که مورد نیاز من نیست.
من دوست داشتم که شرایطی فراهم می شد تا فقط چیزی که نیاز من برای کار کردن با سایت هست را یکی بهم یاد می داد.

دومین اقدام خداوند
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: یک روز بعد از ظهر برادر من برای دیدم به مغازه آمد.
در لابلای صحبت های روزمره درباره تاسیس کردن سایت اینترنتی با برادرم صحبت کردم و سایت را بهش نشون دادم و گفتم که خیلی کار داره و تازه شروع کردن به یادگیری ولی خیلی سردرگم هستم که باید چطور مراحل یادگیری را دنبال کنم.
برادر من کارمند آب و فاضلاب روستایی بود و فردای اون روز در محل کار کامپیوتری که باهاش کار می کرده با مشکل مواجه می شه و فردی که مسئول پشتیبانی فنی کامپیوترهای اداره بوده برای تعمییر به اتاق کار برادرم می ره و مشغول رفع مشکل میشه.
در حین انجام کار و صحبت کردن، برادرم درباره اقدام من جهت تاسیس سایت و علاقه ام به یادگیری کسب و کار اینترنتی به برای این فرد صحبت می کنه و اون فرد خیلی تعجب می کنه که یه نفر در شهر دزفول داره سایت فروش ابزار و یراق تاسیس می کنه.
به برادرم میگه که من چند سال در یک شرکت بزرگ در شهر قم پشتیبانی سایت اینترنتی را انجام دادم و به انجام این کار کاملا مسلط هستم و اگه برادرت دوست داره می تونم بهش کمک کنم که بتونه با سایتش کار کنه.
برادرم با من تماس گرفت و موضوع را مطرح کرد و من خیلی خوشحال شدم و بلافاصله گفتم حتما می خوام یاد بگیرم و اتفاقا خیلی هم مشتاق هستم و شماره اون فرد را به من داد.
با اون فرد تماس گرفتم و داستان را براش تعریف کردم و اون فرد گفت که چند جلسه به شکل حضوری میاد مغازه من و کار کردن به سایت را به من آموزش می ده.

یعنی من با شنیدن این خبر تو ابرها بودم و خدا را شکر می کردم که چقدر ساده و بدون اینکه من کاری انجام بدم چیزی که نیاز من برای تحقق آرزوم هست را به سمت من می فرسته.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: در اولین جلسه آموزشی متوجه شدم که این فرد پشتیبان یکی از معتبرترین سایت های نرم افزایی بوده که خودم همیشه از این سایت برنامه ها را دانلود می کردم یعنی کاملا حرفه ای و مسلط به این کار بود.
ظهرها که باید می رفتم خونه، نمی رفتم و درب مغازه را می بستم و این فرد هر روز حدود ۲ ساعت درباره چگونه کار کردن با سایت به من آموزش می داد.
و من با اشتیاق تمرینات را انجام می دادم و چند روز به همین شکل گذشت و من یواش یواش کار کردن با سایت و اینکه چطور عکس و مطالب و منوها و قیمت ها و هرچی لازم بود را در سایت ایجاد کنم را یاد گرفتم.
بعد از چند روز برگزاری کلاس خصوصی آموزشی هرچقدر از این فرد درخواست کردم که هزینه برگزاری این کلاس ها را اعلام کنه تا پرداخت کنم قبول نکرد و گفت کار من چیزه دیگه است ولی چون برادرت گفت که علاقه به سایت داری و دیدم سایت را هم تاسیس کردی دوست داشتم به همشهری خودم کمک کنم.
این کار خداست که وقتی برنامه های الهی برای تحقق آرزوها را اجرا می کنه نتیجه اون بسیار فراتر از انتظار فرد خواهد بود.
دقت کنید من چند روز بعد از اینکه خواسته داشتن کسب و کار اینترنتی را به خداوند عرضه کردم و بعد از اینکه اشتیاق خودم را نشون دادم و اولین قدم که فکر کردن به این بود که چه کاری می تونم برای تحقق خواستم انجام بدم درهای رحکت خداوند باز شد.
توسط دستان خداوند که هر کدام به شکل خاص وارد زندگی من شدند من هم صاحب یک سایت شدم و هم نحوه کار کردن با سایت را یاد گرفتم به شکل کاملا رایگان و به راحت ترین شکل ممکن که حتی لازم نبود به کلاس آموزشی برم و در مغازه خودم توسط یک فرد کاملا حرفه ای آموزش دیدم.
بیش از شش ماه تمام وقت آزادم در طول روز را صرف وارد کردن اطلاعات و تهیه عکس ها و کامل کردن سایت ابزار و یراق عطار کردم و تقریبا سایت آمده شده بود و ظاهر و عملکرد قابل قبولی داشت.

سومین اقدام خداوند
در این مرحله از مسیر تغییر کردن بود که ایده لاغر شدن با قدرت ذهن در من شکل گرفت و مصمم شدم که این موضوع را اجرا کنم و با قدرت ذهنم لاغر بشم.
باز هم در اون لحظه هیچ ایده و اطلاعی درباره چگونگی انجام این کار نداشتم اما دیگه طریقه هدایت شدن و باز شدن درهای رحمت خداوند برای تحقق آرزوها را تجربه کرده بودم و به همان شکل که برای تحقق آرزوی سایت اینترنتی اقدام کرده بودم برای تحقق رویای لاغری با ذهن نیز عمل کردم.
روزها درباره خواسته خودم می نوشتم.
اینکه چرا می خواهم لاغر شوم.
چرا می خواهم با استفاده از قدرت ذهنم لاغر بشم.
حتی درباره این موضوع می نوشتم که از خدا انتظار دارم که همانطور که خیلی ساده و راحت همه کارها برای تحقق رویای سایت را انجام داد برای تحقق رویای لاغری هم من را کمک کند و البته ایمان داشتم که اینگونه خواهد بود.
بعد از تعیین خواسته لاغری با ذهن به این فکر کردم که خوب، برای اولین قدم من چه کاری می توانم انجام دهم؟
اولین ایده این بود که از این به بعد هر کتابی در زمینه قانون جذب می خوانم یا هر فیلم و مطلب آموزشی که تماشا می کنم تمرینات آن را به تمرینات مربوط به لاغری تغییر داده و آنها را انجام دهم.
به عنوان مثال وقتی در کتاب یا فیلم آموزشی درباره اینکه اگر می خواهید ثروتمند شوید باید احساس ثروتمند شدن داشته باشید یا سعی کنید درباره اینکه اگر ثروتمند شوید چگونه خواهید بود فکر کنید و درباره آن بنویسید تا باور ثروتمند شدن در ذهن ناخودآگاه شما ایجاد شود، من این تمرین را برای لاغری انجام می دادم.
درباره مزایای لاغر شدن می نوشتم و اینکه چه احساسی خواهم داشت و چه تغییر و دگرگونی در زندگی من ایجاد خواهد شد می نوشتم.
اینکه اگر لاغر بشم از خریدن و پوشیدن لباس های رنگ شاد چه احساسی خواهم داشت می نوشتم.
اگر لاغر بشم چه تغییری در اعتماد به نفس و احساس شادی و رضایت من از زندگی ایجاد خواهد شد.
به شکل های مختلفی درباره مزایای لاغری می نوشتم و هرچه بیشتر می نوشتم اشتیاق و انگیزه من برای لاغر شدن بیشتر میشد.

ماه ها به همین شکل گذشت و در کنار کار کردن روی سایت ابزار و یراق تمرینات لاغری با ذهن را انجام می دادم و ایده های مختلف برای انجام تمرینات ذهنی برای لاغر شدن را اجرا می کردم.
در این مدت هم به شکل های معجزه وار که البته می دانستم همه آنها برنامه های الهی است که در جهت برآورده کردن آرزوی لاغری من می باشند به کتابها و مطالبی هدایت می شدم که ایده های کارآمدتری برای لاغری با ذهن بود و به شکل قدم به قدم تمرینات موثرتری برای تنظیم ذهن ناخودآگاه برای لاغر شدن انجام می دادم که شرح کامل این تمرینات در دوره ورود به سرزمین لاغرها به طور مفصل توضیح داده شده است.
بعد از حدود ۱۵ ماه نشانه های لاغری در جسم من از طریق دیگران مشاهده شد. کم کم افرادی که بعد از مدتی من را می دیدند می گفتند که رضا چیکار کردی لاغر شدی؟! بعضی ها می گفتند احساس می کنم نسبت به قبل لاغر شدی! و این شروع نشانه های تحقق آرزوی لاغری من بود.
با اشتیاق و انگیزه بیشتری به مسیر خودم ادامه دادم و در مدت کوتاهی نتایج جسمی من واضح و واضح تر شد به طوری که هرکس مرا می دید از لاغر شدن من تعجب می کرد و بلافاصله درباره روشی که برای لاغری استفاده کرده بودم از من سوال می کردند.
به همه می گفتم که با روش لاغری با ذهن لاغر شده ام اما هیچکس باور نمی کرد چون اصلا نمی دانستند این چه روشی است و چطور می شود با ذهن لاغر شدن. جالب اینکه خودم هم نمی دانستم که چطور باید این موضوع را شرح بدم چون برای بار اول بود که بدون رژیم و ورزش لاغر شده بودم و خودم هم نمی دانستم روند لاغری من چگونه بوده است که آن را برای دیگران توضیح بدم.
بعد از چند وقت یکی دو نفر از اطرفیان من که اضافه وزن داشتند علاقمند به اطلاع از روش لاغری با ذهن شدند و از من درباه چگونه لاغر شدن با ذهن سوال می کردند.

چهارمین اقدام خداوند
خیلی برای آنها توضیح می دادم ولی متوجه نمی شدند تا اینکه این ایده در ذهن من شکل گرفت که به جای توضیح دادن نوشته ها و تمریناتی که انجام داده ای را به آنها هم بگویم تا انجام دهند و به این شکل خودبخود لاغری با ذهن را یاد خواهند گرفت.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: گروهی در تلگرام تشکیل دادم و من به همراه دو نفر از علاقمندان به لاغری با ذهن عضو این گروه شدیم.
هر روز درباره تمریناتی که انجام داده بودم و کلا لاغری با ذهن مطالبی را به شکل نوشتاری در گروه منتشر می کردم.
یکی از دوستان من که اتفاقا کاملا متناسب بود جهت کنجکاری از من خواست که او را عضو گروه کنم تا ببیند من دارم چه کاری انجام می دم.
این فرد را عضو گروه کردم.
اتفاقا برادر این فرد هم مرا می شناخت و در یک مکالمه تلفنی وقتی دوست من درباره لاغر شدنم و اینکه ادعا می کنم با ذهنم لاغر شده ام صحبت کرده بود او نیز کنجکاو شده بود و توسط برادرش عضو گروه لاغری با ذهن شد و گروه ما پنج نفره شد.
چند روز به همین شکل گذشت تا اینکه برادر دوستم که تهران زندگی می کرد و اصلا با من در ارتباط نبود درباره موضوع لاغری با ذهن با همسرش که اتفاقا اضافه وزن دارد و سالهاست برای لاغر شدن تلاش می کند صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد که عضو گروه بشه و نوشته های من را مطالعه کند، شاید بتونه سر در بیاره که من چی می گم.
البته به همسرش گفته بود که این فرد را می شناسم و خودش چاق بوده و الان لاغر شده و همین تایید برادر دوستم باعث میشه تا همسرش کنجکاو بشه که لاغری با ذهن چیه و عضو گروه شد.
آن خانم چندتا از نوشته های من در گروه چند نفره را می خواند و احساس خوبی پیدا می کنه و براش جالب و جدید می یاد.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: از سر شوق که انگار راه جدیدی برای لاغری پیدا کرده لینک گروه چند نفره ما را در یک گروه خانوادگی که تعداد اعضای زیادی داره قرار میده و میگه که این گروه درباره لاغری هست و صاحب این گروه را می شناسه که خودش چاق بوده و از این روش لاغر شده و حالا داره به بقیه آموزش میده.
در طی چند ساعت گروه چند نفره ای که برای توضیح لاغری با ذهن تاسیس کرده بودم به بالای صد نفر عضو رسید. صد نفری که همه مشتاق یادگیری لاغری با ذهن بودند و این سرآغاز تحول در زندگی من و برآورده شدن آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی من بود.

واضح تر شدن برنامه الهی من
بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که سایت ابزار و یراق اون چیزی نیست که من دوست دارم داشته باشم بلکه دوست دارم کسب و کار اینترنتی من در جهت علاقه اصلی من که لاغری است باشه و به همین دلیل سایتی که چندین ماه شبانه روز براش زحمت کشیده بودم را پاک کردم و مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: چند سال به همین شکل سپری شد و به لطف خدا اعضای اون گروه چند نفره به حدود دو هزار نفر رسید و در طی این چند سال افراد زیادی نتایج شگفت انگیزی کسب کردند و روز به روز اشتیاق و انگیزه من برای ادامه دادن و گسترش لاغری با ذهن بیشتر شد تا روزی که این ایده در ذهن من شکل گرفت که سایت آموزشی لاغری با ذهن را تاسیس کنم.
اما این بار دیگر شرایط تاسیس سایت تناسب فکری با سایت ابزار و یراق کاملا متفاوت بود چون من از سالها قبل کار کردن با سایت را یاد گرفته بودم و همه تمرینات و آزمون و خطاها را قبلا روی سایت ابزار و یراق انجام داده بودم.
همین امر سبب شد که سایت تناسب فکری در مدت خیلی کمتر و به شکل خیلی بهتری شروع به کار کرد و در همان سالی که تلگرام در ایران فیلتر شد من از چند ماه قبل سایت تناسب فکری را تاسیس و آماده کرده بودم و فیلتر شدن تلگرام هیچ خللی در روند رشد لاغری با ذهن ایجاد نکرد.
من بر اساس برنامه الهی خودم حرکت کرده بودم و هرآنچه برای تحقق آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی نیاز داشتم در زمان مناسب به بهترین شکل در مسیر زندگی من قرار می گرفت و من فقط از این فرصت ها استفاده می کردم.
قدم به قدم حرکت کردم. ابتدا ایده تاسیس سایت ابزار و یراق را اجرا کردم. حدود یک سال بعد ایده لاغری با ذهن به من الهام شد و حدود ۲ سال بعد سایت مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم و تقریبا دو سال بعد از آن سایت تناسب فکری که رویای اصلی من بود ولی در ابتدا به شکل سایت ابزار و یراق شکل گرفته بود به واقعیت همیشگی من تبدیل شد.

لزوم داشتن آرزو در زندگی
برای لذت بردن از زندگی باید هدف یا آرزو داشته باشید. آرزویی که مشتاق برآورده شدن آن باشید.
آرزویی که واقعا با برآورده شدنش تحول و دگرگونی در زندگی شما ایجاد شود.
اگر آرزوی شما دارای این شرایط و ویژگی ها باشد از فکر کردن به آن لذت می برید و هرگز خسته نمی شوید.
از اینکه برای تحقق آرزوی خود قدم بردارید احساس شادی و رضایت خاطر دارید.
قدم برداشتن می تواند مطالعه کردن درباره آن آرزو باشد. قدم برداشتن می تواند صحبت کردن درباره آرزوی خود با فرد مناسب و یا حتی نوشتن درباره آن برای خداوند باشد.
باید از طریق نوشتن و صحبت کردن بر آرزوی خود متمرکز شوید تا ارزش این آرزو و خواسته بیشتر و بیشتر شود و پیام شما مورد تایید خداوند قرار گرفته و برنامه الهی برای تحقق آرزوی شما طرح و به شما عرضه شود.
در اجرای مراحل بعدی دیگر شما تنها نیستید. بلکه خداوند را به عنوان مدیر برنامه الهی خود همراهتان دارید و در بهترین زمان بهترین تصمیم و ایده ها را به سمت شما جاری می کند.
شما فقط کافی است به ایده های الهامی خود عمل کنید. این ایده ها بسیار ساده هستند و با شرایط فعلی تان می توانید آنها را انجام دهید.
فقط لازم است به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و تصور نکنید چرا چند روز گذشت ولی اتفاق خاصی رخ نداد.
اینگونه فکر نکنید که آرزوی من خیلی بزرگ است و این حرکت ها یا اقدامات کوچک چه فایده ای دارد؟
خواسته یا آرزوی من نیاز به چقدر پول و سرمایه دارد و من هیچ پولی ندارم و چگونه قرار است این پول به من داده شود؟!
هرگونه فکر کردن به چطور و چگونه اجرا شدن برنامه الهی برآورده شدن خواسته و آرزویتان باعث ایجاد اختلال در روند اجرای برنامه الهی تان می شود.
بنابراین بدون مقاومت هر اقدامی که فکر می کند در مسیر تحقق آرزویتان است را با اطمینان و اشتیاق انجام دهید هرچند که به نظر خیلی کوچک و بی تاثیر باشد.
برنامه الهی با برنامه های دنیایی بسیار متفاوت هستند و نتایج آنها نیز فراتر از انتظار زمینیان است.
به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و حرکت خود را آغاز کنید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی های این جلسه درک و برداشت خود برای ادامه زندگی را شرح دهید.
۲- تاکنون در زندگی چه اهدافی را تعیین و به آن رسیده اید؟ بزرگ یا کوچک بودن ندارد، هر هدفی که تعیین کرده و به آن رسیده اید را شرح دهید.
۳- روزهایی که مشغول رسیدگی به اهداف خود بوده اید با چه حال و احساسی زندگی می کردید، درباره ذوق و شوق و انگیزه زندگی کردن در اون دوران شرح دهید.
۴- لیست آرزوهای خود در فایل مقدمه را مرور کنید و سعی کنید از نظر خداوند مسیر رسیدن به خواسته های خود را به شکل ساده ترسیم کنید. به این معنی که اگر شما خدا بودید چگونه به ساده ترین شکل ممکن این خواسته ها را برای بنده خود برآورده می کردید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.41 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
باید برای زندگی خودمون هدف و برنامه داشته باشیم و خداوند انسان بیکار و باری به هر جهت رو به بدترین شکل ممکن مشغول میکنه . هدف به زندگی جهت میده و وقتی ما برای زندگی خودمون هدف داشته باشیم خداوند میبینه که ما میخوایم مفید باشی و علاقه ای به بی مصرف بودن نداریم مدیریت برنامه های ما در دست میگیره فقط کافیه شروع کنیم و اصلا مهم نیست که هیچ ایده و نظری نداریم خداوند خودش مارو به سمت بهترین ایده ها و عملکردها هدایت میکنه فقط اینو باید بدونیم که برنامه های الهی برای ما با نوع زمینی ش فرق میکنه ممکنه اون نقشه راهی که خداوند برای ما در نظر گرفته شاید اصلا هیچ نشانه ای در ابتدای راه از اون خواسته ما نداشته باشه و ما فک کنیم که این اقدامات اصلا ربطی به خواسته من نداره ولی فقط باید ادامه داد و اطمینان کرد خداوند به بهترین شکل ما رو به مسیر الهی مون هدایت میکنه همونطوری که استاد تعریف کردن که چطور سایت تناسب فکری راه اندازی شد و از جایی شروع شد که اصلا در مورد شغل دیگه بود ولی در نهایت به سایت لاغری با ذهن ختم شد و خداوند درست ترین راه رو برای استاد برای رسیدن به خواسته شون در نظر گرفته پس برای ما هم میتونه اتفاق بیونه هدف مون رو تعیین کنیم و از خدا درخواست برنامه الهی برای رسیدن به خواسته مون بخوایم و اقداماتی که بهمون الهام میشه هر چند کوچیک و نامربوط رو انجام بدیم .
بنام خالق هستی
سلام به استاد عزیزم وتمام هم مسیرانم
گام سوم از دوره زندگی با کمک خداوند
من به برنامه الهی ام ایمان دارم
منظور از برنامه الهی سرنوشت از پیش تعیین شده نیست که جبرا اون را بپذیریم بلکه نقشه وراهی هست که خداوند برای تحقق راحت خواسته ها وآرزوهای ما پیش پای ما قرار میدهد به شرطز که ما به برنامه الهی خود ایمان وباور داشته باشیم
ما اگر میخواهیم از زندگی لذت ببریم باید هدف وخواسته داشته باشیم که اگر خواسته وهدف نداشته باشیم زندگی ما دچار دچار ناهماهنگی وهرجومرج میشود ولی اگر هدف ماخواسته ای باشه که زندگی مارومتحول کنه از آن لدت میبریم وقدم برداشتن برای ان مارا خسته نمیکنه،بعد از درخواست اهدافمون از خداوند باید این سوال را از خود بپرسیم که الان من چه کاری میتونم در راستای اهدافم انجام دهم وهر کاری هر چند کوچک اگر میدانیم که در راستای خواسته هامون هست باید انجام دهیم وقدم برداریم این قدم برداشتن میتونه نوشتن در مورد خواستمون باشه میتونه صحبت کردن در مورد ان باشه ویا تجسم کردن آنویا کسب اطلاعات ومطالعه در راستای خواستمون ،وبعد که خداوند شوق ما رو دید برنامه وراه درست وراحت رسیدن به خواسته هامون را بهمون الهام میکنه قدم به قدم وما باید الهامات خداوند که بسیار راحت ومطابق با شرایط ماست را انجام دهیم تا قدمهای بعدی را فراتر از انتظارمان برایمان بردارد واز آن به بعد مادیگه تنها نیستیم وخداوند با ماست وخواستمون محقق میشود به بهترین شکل ممکن واین نتیجه توکل برخداوند وایمان ماست به خداوند استاد ممنونم بابت این آگاهی که در اختیار ما قرار دادین
نمونه های از برنامه ریزی خداوند در زندگیم
کسب مهارت برای شروع کسب وکارم ا که اولین خانمی که باهاش تماس گرفتم گفتش من این کار تورو نمیتونم انجام بدم وبدون اینکه من ازش درخواست کنم گفتن که من بین همکارام میگردم وکسی که بتونه این مهارت رو به شما آموزش بده براتون پیدا میکنم وتو همون روز هماهنگ کرده بود وطرف بهم زنگ زد ومن مشغول کسب مهارتم شدم اون خانم دستی از دستان خداوند بود وگرنه من باید ماها دنبال میگشتم تا اون شخص را پیدا کنم تا اموزشم بده چون کمتر کسی میتونست در شهر ما این آموزش را بهم بده ،بعد از فوت مامانم ممن ابتدایی بودم وواقعا آشپزی وخونه داری بلد نبودم ومن به صورت معجزه وبدون اینکه از کسی کمک بگیرم وفقط کار خدا بود منی که تا حالا آشپزی نکرده بودم وقتی میخواستم برا خواهر برادرام غذا درست کنم به راحتی غدا درست میکردم وهمش به خودم میگفتم چطوره من بلدم غذا درست کنم با اینکه هیچ آموزشی ندیدم ودیگران وقتی میفهمیدن من برای خانواده غذا درست میکنم تعجب میکردن ویادمه همون موقع میگفتم فقط خدا بهم میگه چکار کنم ،ساخت وساز خونمون که من وهمسرم دونفری تمام کاراشو انجام دادیم والان که فکر میکنم میگم خدای من چطور تونستم اون کارای مردونه وسخت را با یه بچه شیر خوار تونستم انجام بدم واین فقط کار خدایم بود وبس،ازدواجم هم باهمسرم که خداروشکر راضی هستم وبا هم خوشبختیم را باز از طرف خداوندم میدانم چون طبق برنامه ای خارج از کنترل وتصور من انجام شد چون یادمه که همون اول خواستگاری من ازدواج وآینده ام را به خدا سپردم وخداوند به بهترین شکل کمکم کرد خداوندا بابت تمام برنامه های که برام بریختی ومن اصلا متوجه هم نبودم وتمام آنهای که درکشون کردم بینهایت سپاسگزارم
اگر خدا بودم ومیخواستم خواسته بنده ام را برآورده کنم به ساده ترین شکل
خیلی سخته که خودمو جای خدا قرار بدم چون درک عظمت خداوند برایمن که در مقابلش خیلی کوچیکم واقعا سخته
یکی ازخواسته من این بود که راحت با خدا حرف بزنم ومطمعن بشم که خداوند حرفامو گوش میده والهاماتش رادرک کنم وراهکاری که به ذهنم میرسه اینه که با نشانه های واضح وخیلی روشن به طوری که بندهام متوجه شود بهش نشونمیدادم که هستم وحرفاشو گوش میدم
خواسته بعدسلامتی بود وراهی که به ذهنم میرسه به ساده ترین شکل از طریق کسی داروی گیاهی بدون عوارض را سر راهش قرار میدادم وبدون دکتر رفتن وخوردن مواد شیمیایی شفا میگرفت
بزرگ کردن کسب وکار م ودایر کردن تولیدی بزرگ،راهی که به ذهنم میرسه اینه که اول از راهی که به ذهنش نمیرسید کسی را به عنوان راهنما ومشاور سر راهش قرار میدادم تا تماماطلاعات لازم را در اختیارش قرار دهد وبعد لوازم وامکانات لازم ونیروهای انسانی فوق العاده را به سمتش هدابت میکردم واشیاق را در درونش آنقدر میکروم که به خواسته اش برسه، البته من مقام خداوند را حتی نمیتونم درکش کنم چه برسه به اینکه بخوام بجاش باشم ولی چون تمرین استاد عزیزم بود اینها را نوشتم
ممنون بابت این تمرین چون این تمرین هیچ وپوچ بودنم را در مقابل خالق قدرتمندم برام بیشتر وبیشتر ثابت کرد که هیچ وقت در زندگیم با کسب موفقیتایی غرورم نگیرد وفک نکنم که من این کار را انجام دادم وهمیشه اعتبار تمام کارام وموفقیتامو به خالق بیهمتایم بدهم ،استاد عزیزم چقد زیرکانه با این سوالات به درون ما نفوذ میکنی وآموزشای نابتون را با گوشت وپوست واستخونمون وتک تک سلولامون به خوردمون می دهید که یادمون بماند، سپاسگزارم 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام استاد با خواندن مطلب شما .گریه کردم گریه کردم وووووووگریه کردم که خده چقدر بزرگ است .کار او کن فیکان است نه موقوف علل.همین
نشان های دریافت شده
سلام برخالق صوت سلام برخدای گوش که با شنیدن چه دنیایی زیبای رو برای من رقم میزنی. سلام خالقم که با صوتی که ازاین موسیقی به من رسیده چشم که نقطه نگاه هست روبستم با ذهنم پرواز داشتم به بی نهایت به احساس به شعور شعف به آروز و رویا چقدر دلنشین بود این صوت وموسیقی انکار تو صوتی یی حسی بی نهایت بود که به من رسید خدایی برای هر چیزی که درجهان خلق کردی بینهایت سپاس تشکردارم خدایا برای اوا که از تولید صدا شروع میشه به گوش که دریچه جمع این آوا هست ودرک این صوت چقد باید کاره بشه که اون تولید کرد ولی تو همه یی جا به من عطا کردی خدایا برای هدیهای که تودابن مسبر به من میرسه تشکربی کران
خدایا تورویایی عرق شدم تو فضایی حضور پیدادکردم که انباشته از نور تونلی از گل گیاه زیباد هست من دورنش به سوی تو درحرکت خو دم یافتم آخر تونل پر بود از نور آخر این تونل تو هستی که انشالله بهش خواهم رسید برای داشتن به خودم افتخار میکنمکه خدایی مثل تورو هم دارم پرستش میکنم خدایا برای دریافت محبت چقدر باید قدردان باشم کم هست خدای بنده رو دریافتی که این مکان قرار دادی انکارکل خستکی که تومسبر فبلی طی کرم ازتنم بیرون شد من آمدم که ترمیمکنم همه بدنم دو توبخش ترمیم نیاز به بازسازی دارم هرروز دارم کاره میکنم تحلیل دارم که این بازسازی رو هم مسیر با خالقم انجام بدم میدنم که همیشه کنار بوده هست
برای درک این موضوع به خیلی چیزهای و کارهای که برای من انجام داده ولی من اصلا بهش توجه نداشتم رو هی مرور دارم الهامات بوده هست فقط این بخش گوش که بشنوه اون و ازاعماق وجود بجوشه بیرون بریزه درک بشه لمس بشه وبهش عمل بشه کافی همه کار هست ای کاشی پسته نباشه که اگه شنوایی داشتم عمل کردم در و باوره باشه دنیای بسیار زیبا رو خواهیم داشت
سلام بر استاد آقای عطاروشن من با این موسقی فقط دارم گوش میکنم هنوز متن رونخواندم تو دنیای زیبای من عرق کرده چقدربرای این موسقی افکارعالی دورقم زد از این بایت از شما استادم بسیار تشکردارم عمق این موسقی برای من که ویی دنیای عجبی رو داره می سازه باهش بیسار ارتباط برقرار کردم انکار هرضربه که به این دستگاه زده میشه یی تصویر زیبار میادجلوی جشمحتی گفتم یی منت فقط برای این دریافت بنویسم تا با خواندن متن بازم یی دیدگاه دیگه روبنویسم مهم برای این دنیای هست که حال دارم تجربه میکنم حال عجبی به من داره میدهد حس ازدای که وتواهنک هست حس نشاط و آرامش که داره گوار همه دوستان باشه من که لذتی بی انداره رو بردم تشکرازحس تظر رشما ودرک خودم و از همین موسقی بود برای همه روزهای بسیار پرنشاط با دلی ارام وخوش اروز دارم
ازوفتی به یاد دارم تو خانوده من کاره کردن خانم یی اشتباه به حساب می امد اصلا این کاره کردن اونم بیرون منرل برای یی خانم کاره بهیوده حساب میشد تو کل خانوده من فقط ،یی دختر عمه کاره میکرد و کلی ازکاره کرداون حرف حدیث بود که کارهش درست نیست من چون تحصیل نیمه کاره رها کرم برای لذت بشتربردن و درامد داشتن وارد آموزش آرایشگری شدم دو تا سالن آرایشگری روبرای آمورش طی کردم چون دوست داشتم استقال مالی داشته باشم بعد از گرفتم دپیلم آرایشگری فوری تو منزل خونه خودمون یی اتاق کوچک برداشتم یی آرایشگاه کوجک درست کردم وسایل خریدم سشوار ایستاده و کمی آرایشگاه رونق گرفت اون زمان هدفم داشتن یی آرایشگاه بود به سطح بزرگتر شدن فکر نکردم تو ذهنم سنم کم بود ۱۹ سالم بود گفتم همین رونق بگیره کارم راه بندازه بس هست چون توخانواده من فانع بودن نشونه خوب بود نشانه زیادی نخواستن که اون گناه حساب میشد بود اگه یی نون داشته باشی امورات رفع بشه این. نشونه درستی فکر خانوداه من بود تو اطراف همکسی اصلا این دید نداشت فقط اون خانمی که برای باره دوم من توسالن ارایشکاه کاره رو به شکل بهتری یادمیگرفتم میدیم اون خانم کاریهای انجام میده که نسبت به هرخانم دبگه اون زمان انجام نمی داد خرید مغازه و خونه و خرید جهیزیه برای دخترها شو خودش انجام میده برای من تو سن ۱۸ سالی کلی تعجب داشت یی خانم ابن کاره رو جطور انجام میده تو نگاه این کاره فقط،برای یی آقا بود نه یی خانم این کاره ایشون کلی افکار تازه به من میداد که من میتوانم از این کاره انجام بدم درآینده
طولی نکشید که همسرم به خواستگاری من امد ازدواج من صورت گرفت تو خانواده همسرم که دیگه اصلا این کار حرفش نزن کاره کردن خانم به هیج وج قابل فبول نیود که یی خانم کاره کنه چه توخونه وچه توبیرون یی خانواده کاملا سنتی که وظیفه مرد رفع نیاز کل خانوداه هست این اشتباه هست که خانمکاره کنه این کاره نشانه خوب نبودن اون آقا هست همسر مرد پرتلاش بود باره برای همین استقال مالی من باهش مشکل داشتم اون اصلا فبول نداست که خانمش کاره کنه حتی اول اجازه داد ارایشکام باز کنم وفتی مشتریهای زیادشدن رفت آمد زیاد شد گفت براش سخت هست تو خانوداهش براش حرف هست و اجازه نداد ادامه بدم همه هزینها رو تا همین زمان به عهد خودش بوده به شکرخدا چیزی کم ندارم وضعیت مآلی خوبی رو هم به شکرخدا دارم
ولی من دوست داشتم استقال مالی رو تجربه کنم بینم خانمی که کاره می کنه چطور این کاره انجام میده جطورمبتوان همکاره کنه وهم بچه داری میکنه هم منزل داری این حس رو دوست داشتم تجربه کنم
پیش بعضی که صحبت میکردم اگه خانم بودن هی میگفتم خدادتو. شکرکن چرا میخواهی خودت به درسر بندازی بزا اونکاره کنه تو ارامش داشته باش ولی حس این استقال مال برام شیرین بود تواون زمان من هدف خواستی نداشتم یی زمان یی کاری تو جامعه مدل میشد هنریی بود من فوری اون کاره یادگرفته برای دل خوشی خودم انجام میدا تابلو کرده تو منزل استفاده میکردم حالا که دقت میکنم هدف بلند مدتی اصلا نداشت کل هدف برای به نصف سال بیشتر نبود سال جندین هدف دیگه دنبال هم نبود ازاین شاخه به اون شاخه پرش داشتم یادگرفتم انجام دادم تابلو ساختم توچندین هنر برای خودم بلد کاره شدم ولی اون رها کرده به دنبال یی کاره دیگه میرفتم اون رشد نمیداد اصلا چیزی به عنوان هدف بلند مدت نداشتم
مثل یی برگی که روی آب هست موج آب اون به هر طرفی که بخواد میبره اون زمان تو فکرم داشتم بهترین کاره رو انجام میدادم ولی حالا که تواین مسیر قرار گرفتم به خودم هیچ کودم ازابن هنرها رو به شکل رشد پیش رفت دنبال نکردم چون اون فقط تونگاه خودت دیدی اگه اون هنر وکاره رو ازخداوند خواستی بودی اون کاره به شکل رشد وپشرفت به شکل ایده والهمات به تو داده می شد ورگه گوش شنوای داشتی تو یکی ازراین همه هنر کار پر سودی رو داشتی حالا که دارم تواینمسیر کل مشکلتی ان که دارن رو برطرف میکنم چون اول ازخداوند درخواست داشتم درنتیجه مرحله به مرحله اول دارم رشد میکنم مرحله به مرحله هم ایده جدید مسیر تازه هدف خوب برای اوح میشه چون ازخالقم خواستم در نتیجه اول تومسیر لاغری من قراردادم حمایت کرد که ادامه بدم تو جندین مسیر من هدایت کرد آلهامات به من داد من کل ابن یی سال تو بهترین زمان زندگی خودم دربالای نقطه اوج پیشرفت رشد قرار گرفتم کاری خودم نگاه من اصلا برای من امکان نداشت کل کارهای که طی این ۵۶ سال انجام نداده بودم همه به یی باره دارم انجام میدم کلاس زبان دارم کاره میکنم حتی امروز معلم زبان ازاینکه من ۳ هفته هست بخاطرمشکلاتی برای همسرم داشتم تنواستم اون وخانم روببنم توکلاس اولین حرفش گفت که دلش برای من بسیارتنک شده بوده اینومحبت ازخداوند دارم اون خانم جوان با ۲۳ سال سن هست من که دلم براش تنک شده بود ولی فکرنمی کردم اون خانم دلش برای من تنک شده باشه اون به واین حد خدایا شکرت ازمحبتی که بین انسانها قرار دادی
جندین مسبر کاره دارم وانجام میدم اصلا دلسری نشدم امید که تواوج هست دارم به فکر ایدهای که خداوند به من داده برای استقال مالی کاره میکنمتو این شرایط مریضی همسرم بسیار ارام هستم دارم کارهایی هرمسبرم روانجام. میدم به تمرین هر دو مسیرم رسیدگی میکنم مهمانی داری دارم حسم حالم به شکر خدا توبخش عالیش می گزراه این همه دست آورد برای من یعنی معجزه تازه به شکرخدا دیگه تو منزل بدون عصا راه میریم این همه کاره ارلطف نظر خدادند تو این چندماه برام اتفاق افتاده اگه به حساب عمر رفته حساب کنم کاره صد شب تویی شب برام خدایی مهربان انجام داده میدنم تو ادامه مسیر دست آورد خیلی بیشتری انتظارم می کشه برای هدایت خداوند که ازته فبلم ازش خواستم بانو حضرت زهرا (ص) واسطه این امر خواستم پس دست اوردم به نگاه خودم برای من که عالی عالی عالی بوده خدایا تسکروسپاس بی کران
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به برنامه الهی ایمان دارم
وقتی برای بار اول این متن رو خوندم ک داستان استاد رو با اینهمه جزئیات خوندم با خودم گفتم که من چنین تجربه ای نداشتم چقدر لذت بخش !چقدر خدا قشنگ برنامه اش رو چیده ولی دفعه دوم و سوم که خوندم و یکم رو اتفاقات زندگی ام زوم کردم دیدم منم تجربه های اینچنینی دارم و چقدر انسان فراموشکار
از خدای مهربونم طلب بخشش میکنم که اینهمه لطف و کرمش رو فراموش میکنم
چند سال پیش این خواسته در من شکل گرفت که رانندگی یاد بگیرم
اولین قدم تجسم بود روزها تجسم میکردم که من راننده شدم و راحت میرم خونه مامانم و کارهامو خودم انجام میدم
درست یادم نیست چند روز بعدش ولی دختر عموم پیام داد و گفت هستی بریم کلاس رانندگی گفتم چقدر جالب من هم به فکرش بودم ولی جرات اقدام کردن نداشتم خلاصه با هم کلاس رو نوشتیم و شروع کردیم بعد از اومدن گواهینامه چون
خونه هامون نزدیک هم بود همیشه وقت خلوت ماشین رو برمیداشتم و تمرین میکردیم تا اینکه دختر همسایمون که رانندگی اش خیلی خوب بود قبول کزد که باهامون بیاد و آموزش بده ولی من از شلوغی شهر میترسیدم و دوست داشتم جایی باشه که خلوت تر باشه راحت پارک کردن و دور زدن و دنده عقب رو بتونم تمرینکنم
همون روزا هدایت شدم که پسرم رو کلاس سفال بنویسم و خیابونی که کلاس توش بود دقیقا همون جیزی بود که من میخواستم
شب ها با همسرم میرفتم و تمرین میکردم تا اینکه به مرحله ای رسیدم که خودم ماشین رو برمیداشتم و میرفتم برای تمرین
شاید ایده ثبت نام پسرم به ظاهر ربطی به آرزوی من نداشت
ولی من هر شب با ذوق میرفتم تو اون خیابون و چون یه جورایی خیالم از شلوغی راحت بود بدون دغدغه و استرس اونجا تمرین میکردم
یا مورد دیگه ای که برام در مورد لاغری بود این بود که این خواسته در وجودم شکل گرفت که کاش راهی بود که بتونم بدون رژیم یا ورزش لاغر بشم و قدم به قدم هدایت شدم به این سایت
اصلا وقتی ریز شدم تدی زندگیم دیدم چقدر خداوند بعصی برنامه های الهی رو خوشگل برام چیده و من متوجه نبودم
من یه سری هدف ها برای خودم مشخص میکردم و درگیر این میشدم نکنه این راهی که دارم میرم اشتباه باشه و این اتفکر خیلی مواقع باعث شد که من حرکتی نکنم.
من یاد گرفتم که باید هدف مشخص کنم و براش برنامه ای که الان میدونم درسته انجام بدم شروع که بکنم دیگه تنها نیستم خداوند برنامه الهی رو بهم میگه
خیلی از کارها رو انجام دادم که به نطرم بی اهمیت هست ولی وقتی داستان شما رو خوندم و فهمیدم برای کسب و کار اینترنی با سایت ابزار و یراق شروع کردید متوجه شدم خواسته داشتید و براش قدم برداشتید
پس بعداز درخواست خواسته باید از خودم بپرسم الان چه کاری میتونم بکنم ؟
وقتی شروع به اقدام کردن برای تحقق خواسته خود می کنید خداوند برنامه الهی یا نقشه راهی که شما را به هدف خود می رساند طرح ریزی کرده و قدم به قدم آن را به شما الهام می کند.
این بند بهترین باور برای کسی مثل من که از شروع کردن میترسه هست
وقتی تو شروع میکنی خداوند برنامه الهی رو به تو الهام میکنه تا وقتی تو قدمی برنداشتی انتطاری هم نمیتونی داشته باشی
یعنی تو این مقاله به یه سوالی که مدت هاست ذهنم رو درگیر کرده بود که نکنه این ایده ای که به ذهنم رسیده ایده درست نباشه نکنه علاقه ام نباشه حرکتی نمیکردم
ولی من هدف داشتم و اقدام نمیکردم اونم بخاطر این ترس ولی حالا همین بند جواب منو داد و قشنگ حس کردم خدا بهم گفت این مسیری که میری درسته تو نگران درست و غلطی و چطوری و کی نشو تو مسیر خدا بهمون ایده های ساده که اتفاقا با شرایط یکسان هست رو میده
همیشه برام این سوال بود یعنی چی ایده مناسب با شرایط ،و امروز خیلی خوشحالم که داستان شما رو اینجا خوندم همین ایده های ساده ای که شما به معازه بغلی بگید که میخواهید سایت راه اندازی کنید یا به برادرتان داستان راه اندازی سایت رو بگید یا برای مطرح کردن تمرینات گروه بزنید ایده هایی که با شرایط شما جور
نیازی نیست زجر بکشی تو برای لذت بردن از نعمت های خدا باید هدف و ارزو داشته باشی و در جهتش هر چیزی که به ذهنت میرسه قدم برداری
و یه نکته ای هم که یادگرفتم این بود در مورد اینکه چرا میخوام این خواسته رو داشته باشم وقت بزارم و بنویسم در موردش صحبت کنم که تصمیم گرفتم بعد از این این کار رو انجام بدم و باید از خودم بپرسم برای رسیدن به فلان هدف من الان چه قدمی میتونم بردارم
و به یه سوال دیگه ام هم پاسخ داده شد تو این متن که قدم برداشتن میتونه خوندن یا صحبت کردن یا نوشتن حتی در مورد اون خواسته باشه یا حتی تصورشبعد برنامه الهی اجرا میشه و دستای خدا به کمکمون میاد ایده ها بهمون گفته میشه
وقتی داشتم اون قسمت از داستان شما رو میخوندم که گفتید دوست دااشتیداموزش ببینید ولی از طرفی کارای مغازه نمیزاشت و شما دوست داشتید از مسائل حاشیه ای به دور باشید خیلی به من امید داد
من دوست داشتم یوتیوب رو یادبگیرم ولی میدیدم کسایی که آموزش میدن خیلی تو حاشیه هستن و تقریبا هر کسی آموزش میداد اینجوری بود و یه نفرم که فک میکردم بهتر آموزش میداد هزینه دوره اش خیلی گرون بود و با شرایط الان من نمیخوندولی به این فکر نکرده بودم میتونم این درخواست هم از خدا بدم که آموزش رو از کسی ببینم که خیلی تو حاشیه نباشه و نکات مهم رو بهم بگه و با شرایط ام جور باشه و امروز این درخواست در من شکل گرفت و ایمان دارم که اگر برای استادم شده برای من هم میشه
از راهی که فکرش را نمیکنم
باسلام خدمت شما استاد عزیز
با توجه به درک من از مطالب خوانده شده از این فایل دریافتم که خواستن به همراه احساس خوب و تلاش کردن و شروع کردن حتی از صفر مهمترین راه رسیدن است،
و حتی در زندگی بعضی وقتا ترسیدهایم که شروع کنیم یا کاری رو انجام بدیم و این اشتباه است که با نگرانی یا احساس بد به انجام کاری فکر کنیم،
مثلاً من در زندگی خودم اهداف زیادی داشتم که به اونها برسند و تجربه کنم یکی از این اهداف تغییر خودم از ناراحتی به شادی بوده،
و این هدف رو تعیین کرده بودم که باید و حتماً به اون برسم و یک انسان متفاوت باشم که در هر شرایطی آرامش داره و شاد هست،
خیلی اهداف دیگه زیادی داشتم مثلاً خودم رو دوست داشته باشم و احساس بدی در رابطه با خودم نداشته باشم رابطه خوبی با دیگران داشته باشم اخلاق خوبی داشته باشم صبر و حوصله زیادی در ارتباط با دیگران داشته باشم،
کارهای مفیدی برای خودم انجام بدم مثل آموزش نقاشی و یا یاد گرفتن یک موسیقی یا آگاهی ذهن خودم رو بالا ببرم یا زبان انگلیسی خیلی خوبی رو بتونم یاد بگیرم،
و الان که این روزها برمیگردم و به گذشته خودم نگاه میکنم بیشتر این احساسات خوب و این خواستههای خودم رو تجربه کردم و بهشون رسیدم حتی بیشتر هم دریافت کردم،
مثل سلامتی مثل آرامش احساس خوب در رابطه با شروع هر روزم مثل دوست داشتن خودم من دیگه هیچ چیزی و هیچ حرفی از طرف دیگران ناراحتم نمیکنه و اون احساس خوب درونی من عمیق شده و حتی آرامش واقعی رو تجربه کردم،
روزهایی که مشغول رسیدن به اهداف خودم بودم همیشه سعی میکردم که با ورودم سایت احساس خوبی رو دریافت کنم در رابطه با ادامه زندگیم شوق و ذوق انگیزه و برنامهریزی داشته باشم برای روزهای خودم تعیین میکردم که امروز خودم رو چه برنامهریزی داشته باشم
مثلاً از خواب که بیدار میشم یک صبحانه کامل و سالم رو بخورم و بعد دفتر فرصت دیگر خودم رو بنویسم و از خدا بابت اینکه دوباره زنده هستم و احساس خوبی دارم سپاسگزاری کنم،
بعد وارد سایت بشم و یک آگاهی جدید به ذهن خودم بدم و تمرینات خوبم رو با ذوق و شوق بنویسم لذت ببرم از خواندن و گوش دادن حرفهای زیبای شما،
الان که به لیست آرزوهای خودم در فایل مقدمه نگاه میکنم و اونا رو مرور کردم میبینم که در این مسیر به کمک خداوند به بیشتر اون خواستهها رسیدم و حتی از اونها هم بیشتر دریافت کردم یعنی نه تنها که به تمام اون خواستهها رسیدم،
به هدفها و خواستههای زیبای دیگری هم در زندگی خودم رسیدم و اصلاً در مسیر رسیدن به اونها سختی یا کار سختی یا تلاشی و تقلایی انجام ندادم،
من هر روز در دفتر خواستههای خودم فقط با احساس خوب مینوشتم و از خدا میخواستم و ایمان داشتم که با حس خوب و اراده خداوند زمانش که برسه به تمام هدفها و آرزوها و خواستههام میرسم و اونها را در زندگیم تجربه میکنم،
من امروز مطمئنم که باکمک خداوند زندگی من زیباتر و قشنگتر است و با اراده اون تمام گرههای زندگیم رو باز کردم،
من امروز از نوشتن این تمرینها بسیار خوشحالم و لذت میبرم که به این درک و آگاهی رسیدم و اون انسان چند سال پیش خودم رو حتی به یاد نمیارم خیلی خوشحالم از اینکه در مسیر شناخت خدا و سپاسگزاری و رسیدن به خواستههای خوبم هستم و من تعهد میدهم که در این مسیر خوب میمانم زیرا که سلامتی آرامش عشق و مهربانی را اموختم و زندگی برای من زیباتر و قشنگتر از گذشته هست زیرا در گذشته نگاه دیگری داشتم و الان که نگاه زیباتری به دنیا و داشتههام دارم احساس من بهتر است هر روز هست،
من دوست دارم که هر روز بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
از امروز میدونم خدا مدیر برنامه های من هست پس مطمئنم بهترین و شگفت انگیزترین برنامه ها رو واسه رسیدن به خواسته هام میچینه و از شگفت انگیزترین مسیرها منو به رویام میرسونه .
من به برنامه های تنها و قدرتمندین خالق هستی ایمان و بهش اعتماد مطلق دارم.میبینم که داره بهم لبخند میزنه و میگه خیالت راحت دارم برنامه اساسی میریزم برای شفا و درمانت. طوری که الان فکرش رو هم نمیکنی.
میشنوم که میگه تو این مسیر به شگفتی های زیادی میرسی غیر از شفا. یه پکیج پر از شگفتی و حس خوب رو یکجا نصیبت می کنم چون من خدام.ازم کم برنمیاد باید زیاد بدم.
من هدفم رو تعیین کردم.مهمترین و دست نیافتنی ترین هدف و چالش زندگیم رو به خداوند جهان اعلام کردم و از الان منتظر نشونه ها هستم. هنوز هیچ ایده ای دریافت نکردم ولی عجله ندارم و اجازه میدم خداوند طبق برنامه بینظیر خودش قدم به قدم جلو ببره .
شاید یه روز صبح از خواب پاشم ببینم هیچ اثری از بیماری نیست و همونطور که تو خواب مبتلا شدم تو خواب هم درمان بشم. هیچ چیز از دستگاه با عظمت خداوند بعید نیست.
شاید پزشکی در گوشه ای از جهان پیدا شد که علم و توانایی درمان معجزه آسای بیماری رو داشته باشه و از همین مسیر مهاجرت هم رقم بخوره.
یه آرزوی که سالهاست دارم و رسیدن بهش تو ذهنم خیلی سخته چون دیگران رو دیدم که سال ها در تلاش بودن برای مهاجرت.
شاید در همین شهر کوچیک خودمون یا کشور خودمون پزشکی یا دستگاهی پیدا شد که بتونه قطعی و کامل و معجزه اسا درمان کنه. شاید امکاناتی در اطرافم باشه که الان از دید من پنهان هستن و با ایده های الهی نمایان بشن.
فقط میدونم که فرایند شفای من شروع شده و در جریان برنامه کائنات قرار گرفته و کائنات درحال رصد و جستجو برای یافتن و ارائه ایده و مسیر هست.
با اشتیاق و حس خوب در مسیر و منتظر نشانه ها هستم و میدونم که بزودی نمایان میشن.هرکاری که لازم باشه انجام میدم مثل نوشتن در سایت مراقبت از حس خوبم و پرهیز از فکر کردن به بیماری و ناامیدی. با حس خوب روند درمان فعلی رو انجام میدم و به امید بهبود سریعتر.
مسیر که بهش فکر می کردم دوستی داشتم که الان در اداره مهاجرت استرالیا شاغل هست و خیلی روی کمک اون حساب کرده بودم ولی متاسفانه شماره تماسش در اختیار کسی قرار نمیده و قصد همکاری نداره.
این مسیری بود که با دید خودم بهش فکر کردم و فکر میکردم به راحتترین راه با این روش میتونم مهاجرت کنم ولی مطمئنم خداوند مسیرهای قشنگتری واسم در نظر گرفته چرا که همه مسیرها متعلق به خداست و اگه یکی رو بسته حتما به نفعم نبوده و برنامه های بهتری در نظر داره.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
برای خضور دراین سایت به شماوتبرک میگمکل ارزوی که دارید همه وهمه تو این مسیربه شما بی کمکاست میرسه من کلی مشکل داستم تواین سن همه شیما استفادکردم نشو طی این یی سال دست اودرم توهمه مسیرهای که شما آروز داری کمکمداره به شکل واقعیت زندکی من تبدیل میشه من برای به دست آوردن این دست آورد اول باوره کردم که مسبر درست هست فبول کردم که توکل ابن دست نیافتن خودم مقصر هیستم مرحله به مرحله کار کردم وشد این زمان که داره به من نتیجه میدهدتوزمبنه لاغری توزمینه رابطه توزمینه سلامتی وبه تازکی توزمین استقال مالی همه دست آورد من تو مرحله اولش هست با ادامه دادن واستمرا این نهادها رشد کرده به بار خواهد نشت
اول باوره سفت سختی برای خودن ایجادکن که این مسیر حتما به شما کمک خواهد کرد من چنان امید داشتم با کاره کردن تواین یی سال اون امید تبدیل شده به اطمینان ویقین کامل دارم کاره روی خودم رو هرروز انجام میدم کم نمیارم ورشد پشرفت خیلی عالی تونگاه خودم کسب کردم توزمنیه سلامتی من دومسیر زندکی با ادره خداوند و زندگی با طمع خدا ودراخر دوره خدا هرکز دیر نمیکند که اوج این مسبرهست تونگاه من اول باید یی زمانی تو سایت طی،کنی دارم دوستانی بودن کهوتوهمین بهش رایگان موفق بودن ولی اگه دوست داری ریشه اینمشکل هل کنی باید ازپایه امورش بگیری توهمین چندمسیر رایگان هم موفق بودن ولی تونگاه اگه واقعا میخواهی ازریشه مشکل کاره رو درست کنی اول هنر لاغری رو یاد بگیر یا با تهیه دوره ودر به سرزمین لاغرها مسکل ریشه یابی کنی خیلی بهترهست ولی تا زمان تهیه دوره ورد به سرزمین لاغرهایا تومسیر۱۲ گام یا ۱۰۰ قدم به شکل واقعی روی خودت کاری کنی مسیر من اول ۱۲گام بعد دوره رایگان بعد ورد به سرزمین لاغرها توهمون زمان تغییر زندگی چالش من این نخوردم بعد زندگی با ادره خداوند ودرمرحله بعدی دور خدا هرکز دیر نمیکند بود حالا توبخش که بشه هستمتا دست اوردم تو ذهنمکسترش پیدا کنه تکرار بسیارمهم هیت چون با تکرار یادگرفته تودهنی کسترش پیدا میکنه
وحالا دارم توبخش سلامتی که خیلی بهش نیازداشتم موفق هم بودم ولی بازم زمان نیازدارم که به سلامتی کامل برسم دوستانی دارمکه حتی سرطان رو توهمین بخش خدا هرکز دیرنمیکند ازبین بردن مشکلاتی دیگه سلامتی داستن به شکرخدا برطرف شده
دوست داشتمکمک کوچکی به یی هم مسیرانجام بدم
خدا پشت وپنا. هتون یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام
ممنون دوست عزیز از توجه و راهنماییتون. بسیار امیدوارتر شدم با خوندن پاسخ شما
ایشالا ته این مسیر برای من و شما سلامتی کامل و رسیدن به همه اهداف هست که با وجود خدای بزرگ و مهربونترین خالق و راهنمای زمینی مثل استاد کاملا طبیعی و دست یافتنی است معجزات
نشان های دریافت شده
استاد عزیزم
در دیدگاهم فراموش کردم بنویسم، انقدر که حال خوش داشتم وقت نوشتن دیدگاه…
اجازه میخوام در دیدگاه جداگانه ای بنویسم و با تمام جان، ازشما استاد روشنگر ، پیغمبر اعجاز، قدردانی کنم.
با اینکه مطمان نبودم که دارم تمرین نقشه الهی از سمت خدا برای آرزوهام رو درست مینویسم یا نه، اما هم زمانی که در دفترم می نوشتم، هم زمانی که در سایت می نوشتم، حالی عجیب سرخوش و شادمان و پر شوق داشتم.
اولین بار بود انقدر دقیق جای خدا می نشستم، و به بنده ام و آرزوها و خواسته هاش نگاه میکردم …
استاد عزیز،
این تمرین ، هم باعث شد نگاه فزاینده و گستراننده ی خدا که من رو ، و به طور کلی -بنده اش- رو، هزاران هزار برابر بیشتر و شایسته تر می بینه، در ذهنم جا بیفته و باور پذیر بشه، و هم کوچکی آرزوهام رو در برابر عظمت و بزرگی بی نهایت خداوند ، عمیقا درک کردم.
این اولین بار بود تجربه ای چنین عمیق و دلنشین ، با تمام سلول های وجودم درک میکردم.
من همیشه در مقابل شما، و به احترام تون ایستاده ام.
الهی چشمان تون شریک همیشگی عمرتون. و به دیدن نهایت زیبایی ها و خوشبختی ها روشن که چشم مون رو به روی دیدن زیبایی ها (به قول ما دزفولی ها 🤩) آمخته کردین 🙏🌟🌟
راه تون روشن و قلب تون مواج از امیدهای طلایی
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
و متشکرم برای لطف و محبت شما
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سپاس گزارم استاد عزیز
الهی سایه تون مستدام
قدردان وجود روشنی بخش تون هستیم 🙏🌟🌸
نشان های دریافت شده
به نام خداوند ِ جان ، خدای بی نهایت و فزاینده ❤️
تقدیم درود و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم کیهانی و هم مسیر نازنین 🌟
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره ی شگفت انگیز، بابت آگاهی های عمیق و ارزشمندی که از استادم دریافت میکنم، سپاسگزارم.
★گام سوم: من به برنامه الهی ایمان دارم.★
☆برنامه ی الهی: نقشه ای که خداوند برای تحقق خواسته های من ترسیم کرده و فقط کافیه من به برنامه الهی خود برای تحقق آرزوهایم ایمان داشته باشم.
🌟بی هدف زندگی نکنیم:
زندگی بی هدف یک زندگی بهم ریخته ست. و قانون جهان هستی اینه که بهم ریختگی های زیادی وارد زندگی های بی هدف کنه تا فرد مشغول و سرگرم مرتب کردن اونها بشه.
به نظر من این قانون کاملا عادلانه است.
فرد بی هدف، طبیعتا زندگی بی نظمی داره، باری به هر جهت زندگی میکنه، پس این فرد نمیتونه ارتعاش درست و متمرکزی داشته باشه و به جهان هستی پیام های نادرست و بهم ریخته ارسال میکنه. پس آنچه که از این جهان قانونمند دریافت میکنه بهم ریختگی هست.
بنابراین گام مهم براب داشتن یک زندگی ایده ال که بتونیم خودمون خالق شرایط ش باشیم، و خوشبختی رو در اون احساس کنیم، اینه که یک هدف و پلن درست داشته باشیم و هیچ کجای زندگی مون جای خالی باقی نگذاریم.
اگر من السا تعیین نکنم در زندگیم چی بیا و چی داشته باشم و مشغول چه کاری باشم، جهان به انتخاب خودش منو وادار میکنه تا تعیین کننده باشم. یعنی اونقدر منو در چالش های مختلف قرار میده تا یاد بگیرم تعیین کننده ی شرایط و خالق شرایط زندگیم باشم. و چون بخش زیادی (اگر نه تماما) خواسته های ما از طریق تضاد ها تعریف و روشن میشه، جهان اونقدر تضاد وارد زندگیم میکنه تا من بلاخره یک جایی به خودم بیام و یاد بگیرم مدیریت تعیین تکلیف زندگیم رو به دست بگیرم. و در مسیر درست قرار بگیرم.
☆بخشی اهدافی که تا کنون رسیدم: (چون لیست خیلی طولانی هست، مهمترین هاش رو در سایت مینویسم تا دیدگاهم طولانی نشه)
-تحصیلاتی که از بچگی آرزوش رو داشتم، هم در رشته و گرایش تحصیلی و هم مقطع
-شغل ایده الی که آرزوی دیرینه ام بوده
-رسیدن به تناسب اندام ایده الی که براش اشتیاق شعله ور داشتم
-رسیدن به درامد 3 برابری در سال 402 در مقایسه با سال 401 (که الان دارم بیش از 10 برابرش رو تجربه میکنم 🤩)
★احساسی که برای رسیدن به اهدافم داشته م و دارم :
من کلا آدم ارتعاشی هستم، موج انرژی و ارتعاشم به شدت عجیبی قویه، و در بین دوستانم مخصوصا دوستانی که علاقمند به مباحث آگاهی و بیداری درون هستن، زبانزد هستم که السا خیلی ذهن قوی ای داره و کافیه یک روز با حال عالی و شوق به یک موضوعی فکر کنه، براحتی در جذب می ترکونه!!
خوشبختانه به خاطر همین موج ارتعاش، هر هدفی که داشته باشم به قدری نسبت بهش شوق دارم، و اشتیاق رسیدنش در قلبم شعله ور میشه که تمام وجودم رو شادمانی فرا میگیره.
در این یک سال نیم اخیر هم که در مسیر تناسب فکری هستم، در سایه ی استاد عزیزم، خیلی عالی تر از قبل تونستم این ذهن و ارتعاش رو تصفیه و مدیریت کنم. ودر نتیجه استرسم به حداقل حداقل رسیده ، باورهای خیلی خیلی درست تری از قبل پیدا کردم، مهمتر از همه شناختم نسبت به خداوند بیشتر و درست تر و منطقی تر شده، قوانین جهان هستی رو دارم می اموزم از استادم، به سپاسگزاری خیلی اهمیت میدم، در کنار همه اینها استمرارم در این مسیر دلنشین و زیبا، باعث شده ارتعاش و احساس شوق بسیار بسیار خالص تر و مثبت تری نسبت به قبل داشته باشم.
☆اگر خدا بودم چه پلنی طراحی میکردم تا بنده ی من السا به خواسته اش برسه: (استاد عزیز نمیدونم این تمرین رو آیا به درستی انجام داده م یا نه، ولی چون نمیخواستم از هیچ تمرینی بگذرم مینویسم. امیدوارم درست باشه)
★☆تجربه ی افزایش درامد سه برابری در هر ماه:
از جایی که بنده ی من به فکرش هم نمیرسه، چون تلاش و تعهد و استمرارش در مسیر رو به من ثابت کرده، چون شور و اشتیاق فراوان به جهان من ساطع کرده، چون من شاهد تلاش و کوشش هستم، چون من رو مدیر برنامه های زندگیش قرار داده، چون من السا رو لایق تر از اونچه که خودش می بینه، می بینم، چون من ِخدا فزاینده و گستراننده ام، افراد، همکاران و مدیر گروه هایی رو سر راهش قرار میدم، تا با پیشنهاد افزایش سه برابری و افزایش درصد حقوق مدرس ، السا رو به همکاری های ملی و بین المللی دعوت کنن. افرادی در مسیرش قرار میدم که ذهن غنی دارن، و توانگرن، و همینطور مشتاق رشد و پیشرفت، تا السا هم به پیشرفت و رشد بیشتر برسه. ایده ها و الهاماتی بهش میدم تا با عمل به اونها، بتونه به بیش از انچه مدنظر داره برسه، ایده ها و الهاماتی ساده، و راحت که مسیرش رو هموار و نورانی میکنه.
خدایا سپاسگزارم.
استاد عزیزم چراغ روشن راهم، سپاسگزارم.
الهی همیشه در نور باشید و شادمانی و خوشبختی ببینید. 🙏🌟
سلام من کارشناس ارشد روانشناسی هستم و سالهاست کار روان درمانی و مشاوره انجام میدم ، همزمان در مورد دلایل روانشناختیه چاقی تحقیق و مطالعه میکنم . مدتیه با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و در این زمینه مطالعه کردم و این حیطه برام خیلی جذاب و جالبه . این حیطه تغریبا داره با روش شناختی رفتاری روی درمان چاقی کارمیکنه .
بنظرم خیلی منطبق بر ذات الهی انسان و نیازهای بنیادین روح الهی انسان هست و روش درمانی شناختی رفتاری cbt در روانشناسی رو تکمیل میکنه .
اینگونه آموزشها که با یاداوری نقش قدرت الهی و حرکت در مسیره رشد با توکل و اطمینان به هدایت خداوندی هست ،بسیار بنیادین و ریشه ای امید به آینده و حرکت رو برانگیخته میکنه و استارت بسیار عالی در انگیزه ی شخص میزنه و موتوره حرکت رو روشن میکنه و میشه ازین اموزشها هم برای درمان چاقی و هم درمان سایر اختلالات روانی بسیار بهره مند شد .
با تشکر از استاد گرامی آقای عطا روشن و آرزوی توفیق روزافزون