0

چه کسانی چشم زخم دارند؟ نگاهی متفاوت به یک باور رایج

چشم زخم
اندازه متن

احتمالاً تو هم مثل من سال‌هاست که موضوع چشم زخم و تأثیراتش بر زندگی‌ات را شنیدی. شاید خودت هم تجربه‌هایی داشتی یا اطرافیانت از اینکه «چشم خوردند» و کارشان گره خورده، صحبت کرده‌اند.

از قدیم به ما گفته‌اند که چشم زخم یک نیروی قدرتمند است که می‌تواند منشأ رنجش، بیماری، ناراحتی، و مانعی بزرگ برای پیشرفت و لذت بردن از نعمت‌های زندگی باشد.
این باور به حدی قوی است که برای در امان ماندن از نیروهای منفی و افراد «چشم شور»، به آویختن آیاتی مثل «و ان یکاد» متوسل می‌شویم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 24 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.72 از 105 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23565

24 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۶ ۰۵:۲۵
      مدت عضویت: 2621 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      وقت همگی بخیر عزیزان
      منم با این چشم زدن تو بچگی آشنا شدم یادمه که مادرم پاهاش مریض شده بود قارچ زده بود خیلی درد داشت و نمی تونست راه بره هی هم دکتر می رفت و خوب نمی شد خلاصه یه روز دیدم زن دایی مامانم اومد خونمون گفت چشمت زدن بزار تخم بشکونیم خلاصه اون موقع داشتن می گفتن از چند هفته پیش کیا رو دیدی؟ اتفاقا مامانم قبلش ختم انعام داشت خلاصه دستش گرفت زن دایی تخم مرغ و هی اسم‌ها رو گفتن و هی گفتن تا رسید به یه اسم ترک خورد و گفتن این بوده و خلاصه تخم مرغ و شکوندن تو دستشویی و از این کارها ….
      یا یادم تو فامیل بچه ها که دنیا میامدن ون یکاد می زدن به قنداقشون و …. و وقتی یه چیزی تو خونه می شکست و بعد از مهمونی یا چیزی مامانم می گفت قضا بلا بوده خوب شد به این خورد و از این حرف‌ها
      ولی بعدا چند سال پیش من با خودم فکر می کردم که اینا بی خودیه ولی بازم هر از گاهی هر چی می شد می گفتم چشم خوردیم یا حتی الان هم بعضی وقتا می ترسم وقتی احساس خوبی دارم و خوشحالم یهو شیطونه میاد و نمی زاره که احساسم خوب بمونه اذیت می کنه
      می دونم که همه قدرت از آن خداست اصلا کسی قدرت نداره ولی از بس اینا رو گفتن ریشش عمیق شده با اینکه الان خیلی کمتر شده ولی کاملا از بین نرفته این چشم ها که مال ترکیه هست همش مادر شوهرم برای ما میاورد ولی من همه رو می دادم به این و اون استفاده نکردم از اونها
      این آیه ۳۹ سوره ااکهف می گه وقتی وارد باغ خود شدی باید می گفتی ماشالله آنچه خدا به من داده و لا قوة الا بالله هیچ کس قدرتی ندارد به جز خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم