0

چه کسانی چشم زخم دارند؟ نگاهی متفاوت به یک باور رایج

چشم زخم
اندازه متن

احتمالاً تو هم مثل من سال‌هاست که موضوع چشم زخم و تأثیراتش بر زندگی‌ات را شنیدی. شاید خودت هم تجربه‌هایی داشتی یا اطرافیانت از اینکه «چشم خوردند» و کارشان گره خورده، صحبت کرده‌اند.

از قدیم به ما گفته‌اند که چشم زخم یک نیروی قدرتمند است که می‌تواند منشأ رنجش، بیماری، ناراحتی، و مانعی بزرگ برای پیشرفت و لذت بردن از نعمت‌های زندگی باشد.
این باور به حدی قوی است که برای در امان ماندن از نیروهای منفی و افراد «چشم شور»، به آویختن آیاتی مثل «و ان یکاد» متوسل می‌شویم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 24 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.72 از 105 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23565

24 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۶ ۰۰:۱۰
      مدت عضویت: 822 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام من باگوش دادن به این فایل ها ارام شدم خیلی اعتقادبه چشم زخم دارم ازبس معتقدم خیلی حالم بدمیشه وارامش روازم میگیره همیشه بماگفتن فلانی چشماش شوره ونحسه ازش دوری کن یا فلانی میره دعامیزنه کلا همه اینا نگرش مغزی ادماهست صحت نداره وقتی درمورد این چیزاشنیدیم اول دهن شیطانی ما اونو پذیرفته بعدناخوداگاه دراثرتکراراونوبرامابه یک باورتبدیل کرده من باقدرت خودم باعث حال بدی میشم نه چشم زخم خداقادرمطلقه مابایدبخداتوکل کنیم ودوری کنیم ازاین خرافات چشم زخم وطلسم همش افکاراشتباه نیاکان مابوده ازبس معتقدبودن بمامنتقل شده وماهم بهش قدرت دادیم نه درموردش حرف بزنیم ونه توجه کنیم زندگی عادی خودمونوداشته باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۳ ۰۹:۲۸
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 13085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      چقدر من این فایلهای شمارا دوست دارم و تا آخر گوش دادم استاد راست گفتید ما نمی توانیم دیگران را توجیه کنیم چون سریعا ایه وان یکاد را می آورند و مثال‌ها از قرآن و پیامبر که بر اثر چشم زخم مردند ویا آسیب دیدند من خدا راشکر از بچگی اصلا به دود اسفند و نمک واینها اعتقادی نداشتم و نه ندارم و همیشه از بوی اسفند حالم بد می‌شد و فقط وقتی غذایمان می سوخت و می خواستیم به نوعی بوی سوختگی را پنهان کنیم اسفند آتش می کردیم 😆😆😆 که خدابیامرز پدرم سریع متوجه می شدند و می‌خندیدند و می گفتند خودتان بگویید کی غذا را سوزانده وحالا اسفند آتش کرده و می خواد بگه چشم نخوره با این غذا درست کردنش 😁😁😁

      استاد من از یک خانواده مذهبی هستم که مادربزرگم ملای قدیمی بودند و نظر گرفتن ، ترس برداشتن ، سوره توبه خواندن بالای سربیمار بدحال، استخاره با قرآن،  استخاره با نخود ، واین کارها را من از ایشان یاد گرفتم و چقدر هم همه بهم می گویندکه نظر خوب می گیرم و طرف سریع بهبود پیدا می کنه من به صدقه دادن خیلی بیشتر از نظر خوردن و چشم زخم اعتقاد دارم وهمیشه صدقه را می دهم و توکلم بخداست  دراین فایل خیلی بهتر متوجه شدم که هر کاری که خدا خواسته باشه انجام میشه و هیچ بنده‌ی ناتوانی نمی تواند به واسطه چشم و فکر خودش آن را تغییر بدهد و چقدر ما بندگان از این فکر غافل بودیم استاد چقدر خوب گفتید که اینها را به دیگران نگیم و فقط خودمان آن را به کار بگیرم من از امروز فقط فقط به خدا پناه می برم و از خدا برای قبل از این آگاهی‌ها بخشش می طلبم و ممنون از شما بابت این آگاهی‌ها 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۴ ۱۵:۵۱
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام السا  خانم 

      موفق پیروز سربلند باشید 

      من   قران وزبان عربی  تسلط ندارم

       ولی درزبان ترکی هم به این شکل هست که منعی کلمه رو توفارسی خیلی سخت میشه به اون لطافت درک منعی کرد فردی که منعی میکنه باید خیلی به هردوزبان مسلط باشه تابا منعی  وترجمه گردن اون جمله به متن اسیب نزنه ودرست ترجمه بشه وفردیکه متن ترجمه شده رو میخوانه بتوانه با اون متن ارتباط درست برقرارکنه ولی خودم من باره بعضی ازمتنهای ترجمه شده ازترکی به فارسی رو وفتی میخوان چون خودم ترک هسنم متوجه این خطا میشم که مترجم یی بخش از ترجمه رو درست انجام‌نداده

       چه برس به قران عظیم که دریای از دانش وکسترش عظیم ازسخنان اون خداوند کسترش داهند اگاهی درکل جهان هستی هست

        کسی که ترجمه میکنه تودید من باید ادم پر دانشی باشه که ترجمه تفسیر کاملی داشته باشه به صرف یی باترجمه نمیشه اون متن رو درست کرد کلی تفسیر پست هرایه هست که دانش خودشو می طلبه 

      خدا پشت وپناهتون یاحق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۴/۳۰ ۰۰:۰۵
      مدت عضویت: 1730 روز
      امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      خسته نباشید 

      استاد واقعا عالی بود این فایل هاتون 

      خیلی خیلی ممنونم 

      قسمتهای زیادی از مطالب رو اونقدر لذت بخش و تودلبرو بود که گریه میکردم ،

      و احساس میکردم که چقدر از قدرت خداوند غافل بودیم،

      واقعا لازم بود که به این زیبایی در مورد آیه های قرآن و معانی قرآن بشنوم.

      من هیچ وقت به فال و …اعتقادی نداشتم ،

      اما در مورد چشم زخم تا حدودی ترس داشتم .

      الان که موضوع رو برامون روشن کردید دیگه اون جوری فکر نمیکنم و ان شاالله تمریناتم رو به خوبی اجرا میکنم .

      استاد گرامی امیدوارم همیشه شاد ، سلامت و سربلند باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۸ ۲۰:۳۰
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      چیزی ب اسم سرنوشت وجود ندارد
      همیشه تو زندگیم اسیر سرنوشتی بودم ک از قبل نوشته شده
      قسمت
      هرچی میشد هرجا ب بن بست میخوردم میگفتم قسمت
      هر بار از ازدواجم پشیمون شدم گفتم قسمت
      هرجا نتیجه ای نگرفتم گفتم قسمت
      اولین بار ک شنیدم سرنوست خودمونیم ک مینویسیم هنگ کردم چی میگن
      مثل کسی بودم ک وارد دنیای دیگه ای شده بود.
      بیشتر از خداخجالت کشیدم ک چقدر محکومش کردم ب خاطر سرنوشتی ک بهم رقم زده
      چشم زخمی ک ب نطرم اونقدر باید فایلهارو گوش بدم تا باورهام تغییرکنن
      بچم ک کوچیک بود تا یکی مبومد میرف این گریه میکرد پامیشدم صدقه و اسفند دود میکردم و بچم اروم میسد
      و من میگفتم چشم خورد بارها این اوضاع رو من در اطرافم دیدم باورش کردم
      نگو اینها باورهای من هستن از وقتی باورهامو تغییر میدم دیگه یبار بیشتر اسفند دود نکردم اونم بخاطر حس خوبی بود ک بهم داد
      از وقتی باورهام تغییر پیدا کردن بچم کمتر سرما خورد همینطور خودم
      میدونم دریکی از فایلها استاد گف ک من نمیتونم ب روی یکی دیگه اثر بزارم ولی من تغییر رو در دخترم دیدم
      تو زندگیم
      دیروز جایی مهمون بودم ک واقعا باورهای ضعیف رو دیدم ودیدم ک ماها چقدر بت پرست شدیم چقدر اصلا خدارو نمیبینم
      اصلا خدا کجای زندگی ماست
      اصلا توکل نداریم قبلا خودمم هم اینطوری بودم
      کسایی ک دودستی بچشونو چسبیده بودن ک نکنه چیزش بشه کرونا بگیره
      در استرس و اضطراب غلت میزدن
      نگرانی
      تا ما رفتیم داخل یکی از ظرفهای اونها شکست مادرشوهرم گف خوب شد تا ماوارد شدیم شکست
      باورهای پوچ
      خواهرشوهر مریض میشه ومیره پیش کسی ک بهش میگه چشم زخم نفوذ کرده تو استخونت
      یا تازه عروسی حق نداره هیج جا بره چن بچه دار نمیشه اگه روش دعا بیاد یا نمیدونم اصطلاحات مسخره
      اون مهمون تازه بچه دارشده بود چهل روز هیچ کس نزاشتن بچه رو ببینه ک دعا میارن براش
      و متاسف شدم گ چر ا ما انقدر خدارو نمیبینیم
      بعضی از بنده ها رو اونقدر بزرگ میکنیم ازشون بت میسازیم
      یبار کسی برام فال گرف گف تا سه سال خونه میگیرید گف کاری ک شوهرت میخواد خوبه براش برو وفلان
      ولی من انتخاب کردم ک نرم
      سپردن ب خدا ارامشی درقلب ادم ایجاد میکنه حس میکنی اون کار حل میشه
      ماها یاد نگرفتیم ک بسپاریم
      ب بچه هامونم همینا رو یاد دادیم
      طرف خودش حالش خوب نیس میندازه گردن دعا طلسم
      خدای من خیلی قدرتمنده خیلی از قدرت فالگیر دعانویس بالاتره
      خوشحالم دهن زیبا دارم
      چ کسایی دیدم ک ب وسیله دعا با یکی ازدواج کردن هر ماه تمدیدش میکنن
      نمیدونم چی بگم حتی مغزم هنگ میکنه
      دنیامون خیلی پراز مزخرفات شده جاهلیت از زمان قاجار رفته بالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۸ ۰۰:۵۰
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 745 کلمه

      سلام
      همیشه یکی از اونهایی بودم ک ب چشم زخم نظر اسفند دود کردن صدقه دادن اعتقاد داشتم امل اززمانی ک رو خودم کار میکنم دیگه هیچ اعتقادی ندارم
      همیشه دورو ورم مر ادمهایی هستن ک مریص شدن و رفتن و گفتن ک از بس تو رو چشم زدن رفته تو استخونات
      اینا
      یا کسایی میشناسم ک مذهبین ولی میرن پیش اینا برای بچه دارشدن
      اما من این مزخرفات قبول ندارم
      انسان هیچ قدرتی در برابر کس دیگه ای نداره هر کسی میتونه فقط خودشو تغییر بده
      ی روز زنعموی همسرم ک فوق العاده مذهبیه گف دخترم مریض شده بود میشینه گریه میکرد بردیم دکتر و فلان رفته بود مشهد اونجا یکی بهش گفته بود تو خونت ی چیزی خاک کردن ریختن نمیدونم اینها من هر چقدر گفتم اینها مزخرفات مادرشوهرم گف ن درسته
      من خودم دخترم کوچیک ک بود از روستامون ترسیده بود انگار ی چیزی میدید نمیدونم فقز با دستش نشون میداد گریه میکرد اونقدری ک بچه طفلک ی جا بند نبود
      خواهر شوهرم یجایی رف گف نظر تموم وجودشو گرف نمیدونم
      ولی من فقط نمک گذاشتم بالا سرش و بعدنها خوب شد
      همه و همه اینها ریشه در نااگاهی ما و نسل ب نسل منتقل شده ب ما
      خودمون حالمون خوب نیس میندازیم گردن چشم این و اون
      من خودم خیلی خیلی سرما میخوردم یعنی از ی هفته ی روزشو احساس میکردم بدنم درد نمیکنه
      و همش قرص سرماخوردگی میخوردم و اما این ماه چن معدم درد میکرد وقتی میخوردم دیگه میمیردم نخوردم گفتم تو سرما نخوردی خوب میشی میبینی
      ویکی دوبار اینطوری شد دیدمدخوب شدم فرداش
      حتی همسرم وقتی کارش زیاد میشه از اضطرابی تودش ب خودش میده همیشه مریص میشه هیچ وقت سرما نمیخوره فقط و فقط وقتهایی ک استرس میده خودش
      بعدب خودم گفتم تو مریض نیستی اونقدر ناخالصی و درونم دارم ک اونها باعث میشه من فک کنم ک سرما خوردم
      واما این مزخرفات کسای دیگه ربط میدن ب چشم و دعا
      ما قدرت خدا رو خدا رو ندید میگیریم اونم تو کشور اسلامی ادمهای مذهبی چکارها ک نمیکنن
      دوست خواهرم سر این دعا ها وفلان چن ساله در حال طلاقه
      ما فقط تعقل نمیکنیم اونقدر در درون خودمون ناخالصی داریم ک اون ناخالصی ها باعث ی چیزهایی در زندگی مو ن میشن وماهم میریم ب سمت این چیزها
      همه ماها شدیم طرف زباله
      زباله‌ها هی توخودمون ذخیره کردیم منفی ها دردها وحرفها
      من چن باره دارم مینویسم وخالی میکنم خودمو چقدر احساس راحتی درمن بیشتر شده
      از خکدم سلفی میگرم بعد مقایسه میکنم با استاد وبقیه میبینم هنوز اون لبخنده ک اقعی نیس از درون نیس چشمام نمیخنده
      هه ما ارامش گم کردیم
      من خودم اوایل زندگیم عاشق خونه زندگیم بودم هم دانشگاه میرفتم هم کارخونه و غذا پختن داشتم ولی با عشق انجام میدادم اما امان از دخالت بقیه از بس ک خانوداه همسرم از بی سلیقه و خونه بقیه گفتن من میترسیدم من از خونم افتادم دیگه علاقه ای نداشتم
      همیشه خدا ترسی در درونم بود ک الان این خونم کثیفه و اینجور مسایل حتی اونها خونشونو برا بقیه تمیز میکنن
      مادرشوهرم مبگه ادم همیشه خونشو تمیز نگه میداره بلکه مرد
      همه اینها در ما جمع شده و من حتی برای انجام کار ساده رغبتی نداشتم
      الان نگاه میکنم میببنم چقدر حالم خراب بوده
      من ی نفر از فامیلمون ک حالش بد بود پراز کینه و نفرت بود اوایل ک درسایت بودم یکماه بود فک کنم ک باهاش برخورد داشتم و من امدم باهاش حرف زدمو اون مقاومت کرد انرزی بود ک صرف کردم بعدش اومدم یکماه مریض شدم نمیدونم شاید نیومد سایت
      و من از اون موقع فهمیدم من قدرتی در تغییر کسی ندارم هر کسی اگه خودش بخواد خدا ب بهترین نحو هدایت میکنه
      من چن بار اومد این فایل گوش بدم اما نشده ب هر طریقی بگی نت قطع شده مهمون رفتم اصلا جور درنیومده حتی یبار حین کار کردن گوش دادم اصلا انگار گوش نداشتم نفهمیدم
      و دانلود کردم
      تو گوشیم بود امروز شد ک گوش بدم
      ب نظر خدا زمانبندیش خیلی دقیقتر از ماست
      ما خدای درونمون فراموش کردیم وخدا چقدر مهربان است ک با این هم بی وفایی ما باز کنار ماست همراه ماست

      کسیو میشناسم ک چن ساله مریضه و میگن چن ترسیده اینطور شده ولی من میدونم قطعا اون ذهنش پره
      نمیدونم میتونستم کمکش کنم
      چندین ساله نمیتونه سوار ماشین بشه جوونه لی هیچی جوونی نمیکنه نمیدونم ی لحطه تصویرش اومد ب ذهنم نمیدونم کمکش کنم یا ن خدایاخودت بگو
      ب دلم شد ک بگم ولی اصرار نکنم همون حرف شما استاد ممنون بابت اموزشهایی ک حتی نمیشه روشون قیمت گذاشت
      ‌‌‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamramezani6262@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۹ ۰۰:۳۹
      مدت عضویت: 2176 روز
      امتیاز کاربر: 48608 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه

      سلام عزيزان 🌹

      من مدتي بود كه از فكر چشم خوردن دور شده بودم ،چند روز گذشته در جمعي بودم كه از كسي شنيدم كه گفت چشم زخم در قرآن اومده و پيامبر در موردش گفته و من گفتم :اين فكر بدي هست كه در ذهن ما وجود داره و من از دكتر طب سنتي شنيدم كه افكار بد از سردي مغز مياد و دود اسپند گرمه و باعث گرمي مغز ميشه ولي توي ذهنم طبق باورهاي قديمي كه داشتم مرور شد پس اينكه ميگن در قرآن اومده چي ؟قرآن حقايق رو بيان ميكنه ؟!

      دوست داشتم جواب سوالم رو بگيرم و امشب وقتي رفتم توي اينستا كه عكس شگفتي سازان عزيز رو ببينم ناخودآگاه با عكس چشم زخم رو به رو شدم و توجه ام رو جلب كرد و خوندمش در صورتي كه من بارها و بارها ازش رد شده بودم و توجه نكرده بودم ، وارد سايت شدم و متن رو خوندم و فايلا رو گوش دادم و جواب سوالم رو بسيار عالي با دليل و مدرك قرآني از زبان استاد عطار روشن عزيز شنيدم ،چقدر شيرينه كه سوال ميپرسي و خداوند به اين زيبايي و راحتي هدايتت ميكنه خدايا بينهايت سپاسگزارم كه هميشه هادي و حامي من هستي و از استادعزيز بينهايت سپاسگزارم كه اين آگاهي رو به صورت رايگان در اختيار ما قرار دادن 🌹

      اين فايلا رو دانلود كردم كه بارها گوش كنم و يادم بياد كه قدرت در دست خداونده و منو طوري آفريده كه بتونم همسو با اراده خودش هر طور كه ميخوام زندگي كنم و هيچ كس جز خودم نميتونه تأثيري در زندگي من داشته باشه ،يادم باشه كه مسوليت كامل زندگي خودم رو بپذيرم و با هدايت خداي مهربانم به شكلي كه ميخوام تغييرش بدم 😍😍😍

      يادم بياد كه باورهامو طبق گفته هاي ديگران نسازم و خودم با استناد به قرآن خدايي ،براي خودم باور سازي كنم.  با گوش دادن اين آگاهي هاي ناب برام يادآوري شد كه ايرادي نداره كه به همه باور هاي قديمي خودم شك كنم و بپرسم از خداي خودم و جوابها رو بگيرم و بعد باورهاي درست در خودم بسازم و ايمانم رو به خداي خودم و خودم قويتر كنم ،قبلا ميترسيدم به باورهاي مذهبي خودم شك كنم و سوالي از خدا بپرسم وحشت از خداي امتحان كننده و قدرتمند و انتقام گير داشتم ولي حالا ديگه نميترسم چون خدايي دارم مهربان عاشق ،زيبا و هادي و حامي و قدرتمند  و بي انتها كه خيلي راحت باهاش حرف ميزنم و سوال ميپرسم و اونم بسيار زيبا و روان كه برام قابل درك باشه جواب منو ميده ،خيللللللي برام لذتبخشه گفتگو با خدا 🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۶ ۱۲:۱۱
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      سلام برداشت من از فایل اول
      پیدایش موضوع چشم زخم هیچ منبع معتبری نداره و فقط از گفته ها و شنیده های دیگران به ما رسیده و پذیرش ما باعث تاثیر اون در زندگیمون شده .
      من از این فایل آنچه درک کردم این بود هر آنچه که قدرت رو از دست من میگیره و اون رو به بیرون از من میده باور اشتباهیه که خودم اون رو پذیرفتم و اگر این باور اشتباه رو بپذیرم پیامدهای بدی بر من داره چون هرچقدر که این باور رو عمیقتر کنم خودمو با دستای خودم ضعیف میکنم و قدرت تسلط خودمو از سرنوشتم میگیرم و زندگیم رو نابود می کنم .
      پس خیلی مهمه چنین باورهایی رو با جرات رد کنم و باور قرآنی رو بپذیرم . ان الله لا یغیرو ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم .
      این ایه صراحتا میفرماید قدرت فقط دست منه . حتی قدرت رو به خدا هم نداده . گفته دست خودمونه . هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگر اینکه من اون رو بپذیرم با پذیرش من بازم خودم اجازه دادم که اتفاق نادلخواه برای خودم بیفته . خودم خواستم اگر ردش کنم اگه نپذیرمش و انتخابش نکنم و بگم من خودم خالق زندگی خودم هستم و این موضوع رو نمیخوام و فلان موضوع رو میخوام و در جای جای زندگیم خودم رو حاکم بر سرنوشت خودم بدونم کم کم اون باورها و اتصالات ذهنیم رو خودم می شکنم و خودم رو قویتر میکنم . احساس توانمندیم رو خودم بیشتر و بیشتر میکنم .
      من باید زندگی خودم رو در دستان خودم ببینم .
      من باید باور کنم خودم خالق سرنوشت خودم هستم و اگر تا بحال هم سرنوشت نادلخواهی رو برای خودم رقم زدم خودم این کارو کردم .
      من خودم نخواستم و دنبال آگاهی بیشتر نرفتم و طبق آگاهیهای گذشته اتفاقات نادخواه زندگیم رو رقم زدم .

      من باید بپذیرم در جایگاه قدرت و انتخاب هستم وقتی بپذیرم من در جایگاه آفرینندگی هستم از همون طریق که موارد نادلخواه رو برای خودم ترسیم کردم از همون راه الگو برداری می کنم و زندگی دلخواهم رو رقم میزنم .
      خدایا سپاسگزارم که قدرت خلق آرزوهام رو به دست خودم عطا کردی .
      از خودم سپاسگزارم از خدای خودم سپاسگزارم که منو به اینجا هدایت کرد تا این آگاهیها رو بشنوم . از استاد سپاسگزارم که این آگاهیها رو برای ما ارائه دادند تا محتوای ذهنی خودمون رو تغییر بدیم تا این صحبتها رو در ذهنمون مرور کنیم بهشون عمل کنیم و خاطرات خلق آرزوهامون رو برای خودمون رقم بزنیم .
      موقع صحبت کردن خیلی باید دقتم رو زیاد کنم چون من در اکثر نوشته هام از فعل (شدن) استفاده می کنم که نشان از این باور داره که قدرت رو میدم دست خارج از خودم . همین الان اگه میخواستم مثل معمول بنویسم تمام جملاتم رو طوری نوشته بودم که نسبت قدرت رو به خودم نداده بودم .
      من الان ریشه ی باورم رو شناختم و این پازل رو هم سرجاش گذاشتم .
      این آگاهی رو باید مرور کنم . خودم باید مرور کنم تا بتونم به این نوع نگرش بیشتر عادت کنم و مدارم رو بالاتر ببرم .
      من هرچقدر خودم رو آگاهتر کنم هر چقدر آگاهیم رو از قوانین آفرینش بیشتر کنم بیشتر میپذیرم که خودم خالق سرنوشت خودم هستم .
      یه باور مانع شما فرمودید که انسانها میترسند از رد کردن این باورها
      الانم یه باور مانع در خودم پیدا کردم . سخت بودن کار .
      من وقتی قدرت رو میدم دست خودم چون همیشه خودم رو ضعیف میدیدم باور سخت بودن کار رو انتخاب می کنم . خب پس دوتا باور مانع پیدا کردم خودم رو ضعیف میبینم و باور و احساس ناتوانی دارم که نمیزارم باور قدرت دادن به خودم رو بپذیرم و کاررو برای خودم سخت میکنم .
      در حالیکه انسان روح الهیست و قدرت الهی در وجودش داره و خداوند قدرت کن فیکون داره . خداوند این قدرت و اختیار رو بهش داده که حاکم سرنوشت خودش باشه و دقیقا به کن فیکونی سرنوشت خودش رو تغییر بده . این موهبت الهیه .
      باور کن فیکون بودن دقیقا همینجا اثبات میشه . چون وقتی من میپذیرم که خودم خالق سرنوشتم هستم و تنها با یک پذیرش و تغییر یک دیدگاه جریان کل آفرینش رو دگرگون میکنم ایمانم بیشتر میشه .
      ما یاد گرفتیم که آفرینش الهی درست مثل کارخونه است همه چیزش خودکاره .کلید روشن و خاموش این دستگاه دست منه . و این با یک کن فیکون انجام میشه . به محض پذیرش کار کارخانه تغییر می کنه و مثلا اگر تا الان نوشابه بیرون میداد حالا عسل بیرون میده و من انتخاب کردم که چه ورودی به این کارخانه بدم تا خروجیم عسل باشه و این قدرت دست منه که ورودیم رو طوری تنظیم کنم که خروجیم عسل بشه . حالا که فکر میکنم من دوسال و نیم که وارد تناسب فکری بودم هرگز از راه ننشستم و دائما در حال تغییر بودم تا عیب و ایرادها رو پیدا کنم و حالا که مجددا به اینجا اومدم دیگه خیالم از جاهای دیگه راحته و با خیال راحت ورودیهای عالی به خودم میدم . چون تا حدود خیلی زیاد با کار کارخونه آشنا شدم .و میدونم هر ورودی که بدم خروجی من مطابق همون ورودیها خواهد بود .
      پس وقتی انسان به قدرت خودش در سرنوشتش ایمان بیاره و در این راه استمرار داشته باشه این باورهای پوسیده به راحتی از بین میره .
      استاد بابت انتقال این آگاهیها از شما بسیار سپاسگزارم .
      ‌فایل اول بسیار عالی بود . به امید خدا قدم به قدم و آهسته آهسته فایلهای بعدی رو هم گوش خواهم کرد .
      من این بار فقط برای خودم مینویسم و تحلیل میکنم ودیگه هیچ تمایلی در وجودم برای انتقال آگاهی به دیگران ندارم . چون من فقط خالق سرنوشت خودم هستم و د . چون هرکسی که در مدار این آگاهیها باشه خودش میاد و من فقط باید این اگاهیها رو تنها برای خودم استفاده کنم تا بتونم اینها رو بیشتر گسترش بدم در وجودم . من باید از نشت انرژیم جلوگیری کنم و انرژی دریافت شده رو برای خودم نگه دارم تا بالنده بشم تا محتویات عمیق ذهنم تغییر کنه .
      من قبلا باورم برای بود که آگاهیها برای اینکه بیشتر بشن باید گسترششون داد ولی الان به این نتیجه رسیدم آگاهیها خودشون گسترده میشن من فقط باید حواسم به خودم باشه که این آگاهیها وجود خودم رو بالنده کنه و خاطرات و سناریوهای ذهن خودم رو تغییر بده .
      چون من تنها خالق سرنوشت خودم هستم و رسالتم بالندگی و تکامل خودم هست .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد ازتون سپاسگزارم .
      فاطمه ازت ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۳ ۲۰:۴۷
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,545 کلمه

      (اشتیاق و استمرار، شرح عالی و الهام بخش)
      .
      سلام استاد خیلی متشکرم بابت فایلهایی که برای ما به صورت رایگان قرار میدید و به این صورت باعث میشید فرمولهای ذهن ما درست بشه . خود متنها کلی آگاهی داره . من فعلا آگاهی که از متنتون دریافت کردم رو می نویسم تا هم از لطف شما بابت رایگان کردن این فایلهای عالی قدر دانی کرده باشم و هم با نوشتن محیط ذهن خودم رو ترقی بدم برای خلق دنیایی بهتر برای خودم تا بعدش با اشتیاق بریم سراغ فایلها ‌ .
      نکات برداشت شده از متن
      ۱- فرمولهای چشم زخم شناسایی شده :
      ☡ افرادی هستند که دیگران را چشم می زنند .
      ☡برای جلوگیری از آسیب چشم زخم باید دعا کرد .
      ☡اسپند دود کردن
      ☡نمادهای آبی رنگ برای دور کردن انرژی های بد
      ☡ ربط دادن اتفاقات به باور چشم خوردن
      ☡ اطمینان به چشم زخم
      ☡ مراقبت از خود در مقابل حرفها و نظرهای دیگران .
      ☡فلانی چشم شور است و اگر راجع به کسی حرف بزند و یا چیزی نظرش را جلب کند قطعا برای آن شخص اتفاق بدی می افته . (این باور انقدر در من قوی هست که حتی الانم که دارم مینویسمش ازش میترسم )
      ☡ و در نهایت رخدادن اتفاقات بنا به باورها و فرمولهای بالا
      ۲- تمام موارد بالا به واسطه ی ورودی گوش ( شنیدن ) و بعد تکرار در ذهن محتوای ذهنی مارا تشکیل داده است .
      ۳- دلایل ما بعد از ایجاد فرمولهای ذهنی در مورد چشم زخم ایجاد شده است .
      ۴- آگاهیهای ذهنی سبب خلق و تجربه ی اتفاقات به صورت عینی و واقعی میشود .
      ۵- واکنشهای ما مطابق آگاهیهای وارد شده تغییر خواهند کرد .
      ۶- مثال شهر و سفر برای درک بهتر مطلب
      ۷- تعریف چشم زخم : توصیف در مورد اشخاص و ایجاد فضایی در ذهن سبب میشود که اتفاقات مطابق آن فضا تبدیل به واقعیت شود .
      ۸- اگر از قبل در مورد افراد آگاهی نداشته باشیم مسلما اتفاقاتی که برای ما خواهد افتاد بسیار متفاوت از وقتیست که پیش از آشنایی از آنها اطلاعات قبلی داریم .
      ۹- گفتن مطلبی برای دیگران سبب تولید واکنشهای متفاوتی نسبت به قبل از گفتن به آنها میشود .
      ۱۰- موضوع چشم زخم در ذهن ما قدمتی به اندازه ی عمر ما دارد و تاثیر بسیار زیادی در زندگی ما دارد .
      ۱۱- داشتن آگاهی در مورد چشم زخم و چگونه برخورد کردن با آن میتواند باعث تغییرات عظیم در طرز فکر و نگرش ما به زندگی شود .
      ۱۲- تغییر فکر و نگرش ما به زندگی باعث تغییر انتظار ما از زندگی میشود و در نهایت اتفاقات و جریانات زندگی برای ما تغییر خواهد کرد و تجربیات جدیدی در زندگی کسب خواهیم کرد .
      ۱۳- با استفاده از محتویات فایلها میتوانیم تغییرات بنیادی در زندگی خود ایجاد کنیم

      برداشت من از متن :
      ابتدا باورهای مربوط به موضوع بیان شد و بعد در مورد قانون صحبت کرده شد و با دلیل و مثال ثابت شد که اصل چشم زخم اینست که توصیف از اشخاص در حقیقت فضایی در ذهن ما ایجاد میکنه که این فضا طبق قانون برای ما سبب ایجاد واقعیاتی مطابق همون فضای ایجاد شده میشود .
      پس این اتفاق نادلخواه توسط ذهن خودمون خلق شده نه دیگران چون ما باورهای اشتباهمون ذهن رو در فضایی قرار میدیم که باعث ایجاد ترس و وحشت و رعب میشه و احساس نادلخواه = اتفاقات نادلخواه . ما مدام انتظار داریم که اتفاق ناخوبی قراره بیفته و مدار ذهن رو میبریم در مدار اتفاقات نادلخواه . پس در حقیقت افکار منفی خودمون هستند که حالا با دیدن شخصی یا با حرف زدن با او منفی میشن و افکار ما هم که زندگیمون رو خلق میکنند و فضای منفی ذهنی سبب خلق تجربیات منفی میشود ‌ .

      البته من هنوز فایلها رو گوش ندادم و چون این موارد رو در خودمم مشاهده می کنم بخوام بنویسم میدونم باورهای مربوط به چشم زخم هم وارد متن میشه . از همین حالا که از اصل چشم زخم اگاه شدم که فضای ذهنی خودم باعث خلق اتفاقات میشه کلی انرژی خوب بهم وارد شد که خودم سبب اتفاقات میشم نه دیگران . پس با تغییر این فضا به راحتی میشه اتفاقات رو طور دیگری رقم زد . پس باید سرنوشت رو تغییر داد . آنچه در سرمون مینویسیم خلق میشه . سرنوشتمون رو تغییر بدیم . نوشته های سرمون رو تغییر بدیم .
      نوشته های تکرار کننده ی ذهنی رو تغییر بدیم .
      چقدر زیباست واقعا این آگاهیها . چقدر امیدوار میشه آدم وقتی میفهمه همه چیز دست خودمونه . چقدر اراده و توانایی و خودباوریمون زیادتر میشه وقتی نگرشمون به مسائل تغییر میکنه .
      تکرار این آگاهیها فضای ذهن رو تغییر میده و این احساسات خوب مرتب تکرار میشه و اتفاقات خوب رو رقم میزنه .
      استاد به ایمانتون غبطه میخورم . وجود شما سرشار از ایمانه و من با خوندن نوشته های شما انگار که به کانون ایمانی وصل میشم که از خودم بیشتره و میتونه منو شارژ کنه تا ذهنیتم رو برای خلق زندگی بهتر تغییر بدم .
      مدتی بود احساس تنهایی میکردم با اینکه تمام دور و برم رو پر کرده بودم از دوستانی که همشون با قانون آشنا شده بودن اما ته دلم همواره یه خلاء بود که اون خلاء ذهنی نمیزاشت زندگی دلخواهم رو رقم بزنم .
      من هنوز راجع به خیلی از مسائل خودم رو باور نکردم و من میدونم در همون قسمتهایی که مشکل دارم ایمان من وارونه است . به چیزی که باید ایمان داشته باشم ندارم و به چیزی که نباید ایمان داشته باشم دارم .
      من وقتی در این سایت مینویسم واقعا احساس آرامش می کنم . احساس می کنم به ایمان وصل میشم چون شخصی قبل از من به بزرگترین آرزوی من رسیده طوری که من ایمانش رو میتونم دریافت کنم و خودم رو بسپرم به آگاهیهاش و رها کنم افکار و دغدغه های خودم رو .
      نوشتن در اینجا سبکم میکنه همونطور که همون دوسال و نیم پیش جرقه ی بزرگ تحول زندگیم زده شد و وجودم سرشار از شادی شد و من رفتم سراغ دیگران تا شاید بتونم ذوق و شور و نشاطم رو به دیگرانم هدیه بدم ولی غافل بودم از اینکه اون آگاهیها هنوز جوان بودن و زیر باورهای ضخیم خودم و دیگران له میشن . باید جایی بنویسم که گیاه نورسته ی وجودم رشد کنه و چه جایی بهتر از باغچه ای که باغبان گلم براش ترتیب داده . جایی که این گل می تونه رشد کنه بزرگ بشه تا ببزرگترین آرزوی زندگیم براورده بشه .
      من به اینجا ایمان دارم . ایمان هرکس به جاییست . به مکانیست . تقدس هرکس به آنجاییست که اولین بار تحول خودش رو از اونجا آغاز کرد و ایمان من به اینجاست . با افراد خیلی زیادی آشنا شدم که خدایی یکی از یکی آگاهتر و گل تر و بهتر . اما من در کنار اونها دلم آروم نبود گرچه حالم خیلی بود ولی ته دلم احساس خلاء و بی ایمانی میکردم .
      چون ایمانم رو اینجا جا گذاشته بودم .
      من اینجا میتونم چشمامو ببندم و راحت و آسوده در فضای خیال پرواز کنم و بنویسم بدون اینکه بترسم از قضاوت شدن . بدون اینکه بترسم از کمبود ایمان و به نوعی شارژ من پر میشه . باغی که گل من توش می روید اینجاست و من دیگه نمیخوام از اینجا جدا شم .
      شاید به نوعی عمدی میخوام خودم رو وابسته کنم تا متعهد بشم .
      متعهد بشم به ایمان . متعهد بشم به اینکه دیگه جایی نرم .

      دل کوچولو
      دل دیوونه
      دیگه نرو از خونه
      پشیمون میشی
      پریشون میشی
      نمیدونی دیوونه

      خلاصه که من برگشتم به خونه و دوباره بذر کاشتم ولی اینبار میخوام از بذرهام مراقبت کنم . میخوام فقط به بذرم توجه کنم . گرچه میدونم بزرگترین له کننده ی بذر در وجود خودمه ولی میخوام این فضای ذهنم رو اینجا آروم آروم تغییر بدم تا بتونم اتفاقات خوبم رو چند برابر کنم .

      گرچه این مدت اتفاقا دلخواه زیادی هم برام رخداده ولی الان فکر میکنم بازم اتفاقات دلخواه بیشتری میخوام پس باید بیشتر روی ذهنم کار کنم و باید جایی این کارو بیشتر انجام بدم که ایمانم بهش زیاده .
      خدایا کمکم کن تا فضای ذهنم تغییر کنه . ایمان دارم که کمکم می کنی .
      ایمانم رو روزافزون کن .
      میدونم اینجا که باشم ایمانم به خودم و ذهنم و خلق آرزوهام بیشتر و بیشتر میشه .
      ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا
      خدایا دلهای مارو بعد از هدایتمون نگردان .
      گرچه خدا هیچ وقت نمیگردونه خودمونیم که میگردونیم فضای ذهنی رو تغییر میدیم دوباره واکنشها و اتفاقات تغییر می کنند .
      به قول یکی از اساتید بزرگوار خداوند آنچه را میخواهد که من میخواهم .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد بابت فایلهایی که برامون رایگان قرار دادید سپاسگزارم .
      من به شخصه با تمام وجودم بهاش رو میدم . با گوش کردنشون با عمل کردن بهشون با انجام عالی تمرینات . من میخوام که تغییر کنم بازم بیشتر بازم بیشتر چون بازم اتفاقات دلخواه میخوام و ممنون از شما که از خواسته های ما حمایت می کنید .
      خداوند همه چیز میشود همه کس را .
      خداوند از خواسته های ما حمایت میکنه و مارو هدایت میکنه تا خواسته های خودمون رو خلق کنیم .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تا وقتی نمی دانیم که می دانیم، دل نگرانی ما از ناخواسته هایی است که آن را از خدا می دانیم و چاره ای جز تحمل نداریم.
        اما وقتی می دانیم که می توانیم هرچه بخواهیم بدانیم، دیگه دل آروم و قرار نمی گیره
        مانند پرنده ای که هرچه بیشتر به اوج آسمان می رود زمین را کوچکتر و آسمان را بزرگتر می بیند
        خدا رو شکر برای احساس خوبی که در شما و نوشته عالی شما احساس کردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۰۸:۵۸
          مدت عضویت: 2608 روز
          امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          سلام . ممنون از لطف شما
          بابت پاسخ آگاهی دهنده و آرامبخشتون سپاسگزارم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۱۴:۰۲
      مدت عضویت: 2142 روز
      امتیاز کاربر: 625 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام استاد… چقدر عالی بود.. لذت بردم و کلی با هرفایل و صحبت هاتون به اشتباه خودم راجبه قدرت چشم شور اطرافیانم و سحر و جادویی که باورش کرده بودم، به فکر فرو رفتم و هراتفاق رو به چشم زخم ربط میدادم … خداروشکر میکنم واقعا که چقدر منو دوست داره، منو تواین مسیر تغییر و هدایت قرار داد و همین اتفاق، معجزه ی زندگی منه که خداوند دست منو گرفته تا از جهل و نادانی، بیرون بیام و کلی علم و اگاهی روزی من کرده تا بهتر بشناسمش و زندگی کنم. خدایا این بالاترین نشانه قدرت تویه که هرکس که بخواد تغییر کنه، تو اونو در مسیر تغییر و هدایت قرار میدی و از نعمت هات و علم و دانش جهان هستی، روزیش میکنی….. ممنونم خدای مهربونم.. وممنون از شما استاد .. عمرتون بابرکت… یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم