0

چه کسانی چشم زخم دارند؟ نگاهی متفاوت به یک باور رایج

چشم زخم
اندازه متن

احتمالاً تو هم مثل من سال‌هاست که موضوع چشم زخم و تأثیراتش بر زندگی‌ات را شنیدی. شاید خودت هم تجربه‌هایی داشتی یا اطرافیانت از اینکه «چشم خوردند» و کارشان گره خورده، صحبت کرده‌اند.

از قدیم به ما گفته‌اند که چشم زخم یک نیروی قدرتمند است که می‌تواند منشأ رنجش، بیماری، ناراحتی، و مانعی بزرگ برای پیشرفت و لذت بردن از نعمت‌های زندگی باشد.
این باور به حدی قوی است که برای در امان ماندن از نیروهای منفی و افراد «چشم شور»، به آویختن آیاتی مثل «و ان یکاد» متوسل می‌شویم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 24 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.72 از 105 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23565

24 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۸ ۲۰:۳۰
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      چیزی ب اسم سرنوشت وجود ندارد
      همیشه تو زندگیم اسیر سرنوشتی بودم ک از قبل نوشته شده
      قسمت
      هرچی میشد هرجا ب بن بست میخوردم میگفتم قسمت
      هر بار از ازدواجم پشیمون شدم گفتم قسمت
      هرجا نتیجه ای نگرفتم گفتم قسمت
      اولین بار ک شنیدم سرنوست خودمونیم ک مینویسیم هنگ کردم چی میگن
      مثل کسی بودم ک وارد دنیای دیگه ای شده بود.
      بیشتر از خداخجالت کشیدم ک چقدر محکومش کردم ب خاطر سرنوشتی ک بهم رقم زده
      چشم زخمی ک ب نطرم اونقدر باید فایلهارو گوش بدم تا باورهام تغییرکنن
      بچم ک کوچیک بود تا یکی مبومد میرف این گریه میکرد پامیشدم صدقه و اسفند دود میکردم و بچم اروم میسد
      و من میگفتم چشم خورد بارها این اوضاع رو من در اطرافم دیدم باورش کردم
      نگو اینها باورهای من هستن از وقتی باورهامو تغییر میدم دیگه یبار بیشتر اسفند دود نکردم اونم بخاطر حس خوبی بود ک بهم داد
      از وقتی باورهام تغییر پیدا کردن بچم کمتر سرما خورد همینطور خودم
      میدونم دریکی از فایلها استاد گف ک من نمیتونم ب روی یکی دیگه اثر بزارم ولی من تغییر رو در دخترم دیدم
      تو زندگیم
      دیروز جایی مهمون بودم ک واقعا باورهای ضعیف رو دیدم ودیدم ک ماها چقدر بت پرست شدیم چقدر اصلا خدارو نمیبینم
      اصلا خدا کجای زندگی ماست
      اصلا توکل نداریم قبلا خودمم هم اینطوری بودم
      کسایی ک دودستی بچشونو چسبیده بودن ک نکنه چیزش بشه کرونا بگیره
      در استرس و اضطراب غلت میزدن
      نگرانی
      تا ما رفتیم داخل یکی از ظرفهای اونها شکست مادرشوهرم گف خوب شد تا ماوارد شدیم شکست
      باورهای پوچ
      خواهرشوهر مریض میشه ومیره پیش کسی ک بهش میگه چشم زخم نفوذ کرده تو استخونت
      یا تازه عروسی حق نداره هیج جا بره چن بچه دار نمیشه اگه روش دعا بیاد یا نمیدونم اصطلاحات مسخره
      اون مهمون تازه بچه دارشده بود چهل روز هیچ کس نزاشتن بچه رو ببینه ک دعا میارن براش
      و متاسف شدم گ چر ا ما انقدر خدارو نمیبینیم
      بعضی از بنده ها رو اونقدر بزرگ میکنیم ازشون بت میسازیم
      یبار کسی برام فال گرف گف تا سه سال خونه میگیرید گف کاری ک شوهرت میخواد خوبه براش برو وفلان
      ولی من انتخاب کردم ک نرم
      سپردن ب خدا ارامشی درقلب ادم ایجاد میکنه حس میکنی اون کار حل میشه
      ماها یاد نگرفتیم ک بسپاریم
      ب بچه هامونم همینا رو یاد دادیم
      طرف خودش حالش خوب نیس میندازه گردن دعا طلسم
      خدای من خیلی قدرتمنده خیلی از قدرت فالگیر دعانویس بالاتره
      خوشحالم دهن زیبا دارم
      چ کسایی دیدم ک ب وسیله دعا با یکی ازدواج کردن هر ماه تمدیدش میکنن
      نمیدونم چی بگم حتی مغزم هنگ میکنه
      دنیامون خیلی پراز مزخرفات شده جاهلیت از زمان قاجار رفته بالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۸ ۰۰:۵۰
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 745 کلمه

      سلام
      همیشه یکی از اونهایی بودم ک ب چشم زخم نظر اسفند دود کردن صدقه دادن اعتقاد داشتم امل اززمانی ک رو خودم کار میکنم دیگه هیچ اعتقادی ندارم
      همیشه دورو ورم مر ادمهایی هستن ک مریص شدن و رفتن و گفتن ک از بس تو رو چشم زدن رفته تو استخونات
      اینا
      یا کسایی میشناسم ک مذهبین ولی میرن پیش اینا برای بچه دارشدن
      اما من این مزخرفات قبول ندارم
      انسان هیچ قدرتی در برابر کس دیگه ای نداره هر کسی میتونه فقط خودشو تغییر بده
      ی روز زنعموی همسرم ک فوق العاده مذهبیه گف دخترم مریض شده بود میشینه گریه میکرد بردیم دکتر و فلان رفته بود مشهد اونجا یکی بهش گفته بود تو خونت ی چیزی خاک کردن ریختن نمیدونم اینها من هر چقدر گفتم اینها مزخرفات مادرشوهرم گف ن درسته
      من خودم دخترم کوچیک ک بود از روستامون ترسیده بود انگار ی چیزی میدید نمیدونم فقز با دستش نشون میداد گریه میکرد اونقدری ک بچه طفلک ی جا بند نبود
      خواهر شوهرم یجایی رف گف نظر تموم وجودشو گرف نمیدونم
      ولی من فقط نمک گذاشتم بالا سرش و بعدنها خوب شد
      همه و همه اینها ریشه در نااگاهی ما و نسل ب نسل منتقل شده ب ما
      خودمون حالمون خوب نیس میندازیم گردن چشم این و اون
      من خودم خیلی خیلی سرما میخوردم یعنی از ی هفته ی روزشو احساس میکردم بدنم درد نمیکنه
      و همش قرص سرماخوردگی میخوردم و اما این ماه چن معدم درد میکرد وقتی میخوردم دیگه میمیردم نخوردم گفتم تو سرما نخوردی خوب میشی میبینی
      ویکی دوبار اینطوری شد دیدمدخوب شدم فرداش
      حتی همسرم وقتی کارش زیاد میشه از اضطرابی تودش ب خودش میده همیشه مریص میشه هیچ وقت سرما نمیخوره فقط و فقط وقتهایی ک استرس میده خودش
      بعدب خودم گفتم تو مریض نیستی اونقدر ناخالصی و درونم دارم ک اونها باعث میشه من فک کنم ک سرما خوردم
      واما این مزخرفات کسای دیگه ربط میدن ب چشم و دعا
      ما قدرت خدا رو خدا رو ندید میگیریم اونم تو کشور اسلامی ادمهای مذهبی چکارها ک نمیکنن
      دوست خواهرم سر این دعا ها وفلان چن ساله در حال طلاقه
      ما فقط تعقل نمیکنیم اونقدر در درون خودمون ناخالصی داریم ک اون ناخالصی ها باعث ی چیزهایی در زندگی مو ن میشن وماهم میریم ب سمت این چیزها
      همه ماها شدیم طرف زباله
      زباله‌ها هی توخودمون ذخیره کردیم منفی ها دردها وحرفها
      من چن باره دارم مینویسم وخالی میکنم خودمو چقدر احساس راحتی درمن بیشتر شده
      از خکدم سلفی میگرم بعد مقایسه میکنم با استاد وبقیه میبینم هنوز اون لبخنده ک اقعی نیس از درون نیس چشمام نمیخنده
      هه ما ارامش گم کردیم
      من خودم اوایل زندگیم عاشق خونه زندگیم بودم هم دانشگاه میرفتم هم کارخونه و غذا پختن داشتم ولی با عشق انجام میدادم اما امان از دخالت بقیه از بس ک خانوداه همسرم از بی سلیقه و خونه بقیه گفتن من میترسیدم من از خونم افتادم دیگه علاقه ای نداشتم
      همیشه خدا ترسی در درونم بود ک الان این خونم کثیفه و اینجور مسایل حتی اونها خونشونو برا بقیه تمیز میکنن
      مادرشوهرم مبگه ادم همیشه خونشو تمیز نگه میداره بلکه مرد
      همه اینها در ما جمع شده و من حتی برای انجام کار ساده رغبتی نداشتم
      الان نگاه میکنم میببنم چقدر حالم خراب بوده
      من ی نفر از فامیلمون ک حالش بد بود پراز کینه و نفرت بود اوایل ک درسایت بودم یکماه بود فک کنم ک باهاش برخورد داشتم و من امدم باهاش حرف زدمو اون مقاومت کرد انرزی بود ک صرف کردم بعدش اومدم یکماه مریض شدم نمیدونم شاید نیومد سایت
      و من از اون موقع فهمیدم من قدرتی در تغییر کسی ندارم هر کسی اگه خودش بخواد خدا ب بهترین نحو هدایت میکنه
      من چن بار اومد این فایل گوش بدم اما نشده ب هر طریقی بگی نت قطع شده مهمون رفتم اصلا جور درنیومده حتی یبار حین کار کردن گوش دادم اصلا انگار گوش نداشتم نفهمیدم
      و دانلود کردم
      تو گوشیم بود امروز شد ک گوش بدم
      ب نظر خدا زمانبندیش خیلی دقیقتر از ماست
      ما خدای درونمون فراموش کردیم وخدا چقدر مهربان است ک با این هم بی وفایی ما باز کنار ماست همراه ماست

      کسیو میشناسم ک چن ساله مریضه و میگن چن ترسیده اینطور شده ولی من میدونم قطعا اون ذهنش پره
      نمیدونم میتونستم کمکش کنم
      چندین ساله نمیتونه سوار ماشین بشه جوونه لی هیچی جوونی نمیکنه نمیدونم ی لحطه تصویرش اومد ب ذهنم نمیدونم کمکش کنم یا ن خدایاخودت بگو
      ب دلم شد ک بگم ولی اصرار نکنم همون حرف شما استاد ممنون بابت اموزشهایی ک حتی نمیشه روشون قیمت گذاشت
      ‌‌‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم