توی سالهای چاقی، تقریباً همهی رژیمهام رو از شنبه شروع میکردم. برای باشگاه رفتن هم دنبال روزی میگشتم که نزدیک تعطیلی نباشه تا بتونم پشت سر هم برم و وسطش وقفه نیفته. یعنی برای شروع لاغری همیشه دنبال یه روز خاص و یه شرایط خاص بودم؛ ولی هیچکدوم از این شروعها به جایی نرسید.
امروز میدونم مشکل از شنبه یا هر روز دیگهای نبود. مشکل این بود که من وضعیت خودم رو قبول نداشتم. از خودم و از وزنم ناراضی بودم و میخواستم هر چه زودتر یه آدم دیگه بشم. ولی تغییر واقعی وقتی شروع میشه که اول قبول کنی الان کجا هستی و از همونجا قدم برداری.
توی این جلسه میخوام بگم شروع لاغری توی مسیر لاغری با ذهن چه فرقی با شروعهای قبلی من داشت. اول این جمله رو یه بار دیگه با دقت بخونید، چون همهی حرف این مقاله همینه:
«از همون جایی که هستی شروع کن، نه جایی که فکر میکنی باید باشی.»
در این جلسه میآموزیم:

🗓 شروع لاغریهای من همیشه از بیرون بود
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم تصمیم من برای لاغر شدن هیچوقت از علاقه یا خواست خودم نبود. تقریباً همیشه یه عامل بیرونی باعثش میشد.
گاهی یه نفر حرفی میزد که حسابی خجالت میکشیدم. همون شب به خودم میگفتم: «دیگه بسه، از شنبه شروع میکنم». گاهی هم قرار بود چند وقت بعد وارد جمعی بشم که مدتها منو ندیده بودن. نمیخواستم چاقیام به چشمشون بیاد؛ برای همین با عجله یه رژیم شروع میکردم.
جالبه که ترازو کمتر از این حرفها روی تصمیمم اثر داشت. پیش میومد روی ترازو برم و ببینم وزنم بیشتر شده. ناراحت میشدم، ولی این ناراحتی باعث نمیشد تصمیم بگیرم لاغر بشم. بیشتر وقتی تصمیم میگرفتم که حرف کسی یا یه موقعیت خاص منو به این نتیجه میرسوند که «دیگه باید لاغر بشم».
چرا این شروعها دوام نداشت؟
وقتی دلیل شروع رژیم، ورزش یا حتی لاغری با ذهن از بیرون باشه، با کماثر شدن اون دلیل، انگیزه هم تموم میشه. حرفی که باعث خجالت من شده بود، بعد از چند روز دیگه برام اهمیتی نداشت. جمعی که از حضور در اون میترسیدم هم برگزار میشد و تموم میشد؛ بنابراین دلیل خاص و مشخصی باقی نمیموند که من به برنامهی لاغریام ادامه بدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی دلیلت برای لاغری عوامل بیرونی و دیگران باشن، با گذر زمان این دلایل بیاثر میشن و بهراحتی تصمیمت برای لاغری رو رها میکنی.
یه مشکل دیگه هم داشتم: شروع کردنهای من برای لاغر شدن همیشه با حس بد بود؛ با خجالت کشیدن و با ترس از نگاه و نظر دیگران. زمانی که آدم با حس بد خودش رو مجبور به انجام کاری میکنه، قطعاً اون تصمیم قاطع و ادامهدار نخواهد بود. چون هر احساسی به هر دلیلی که در وجود ما شکل بگیره، بعد از چند ساعت یا چند روز کماثر میشه یا با احساس دیگهای جایگزین میشه. بنابراین دلیل لاغر شدن هرگز نباید بر مبنای احساسهای سطحی و زودگذر بنا بشه؛ وگرنه قطعاً شکست میخوره.
📍 از همون جایی که هستی شروع کن
وقتی کسی تصمیم میگیره لاغر بشه، اولین چیزی که ذهنش رو درگیر میکنه، وضعیت فعلیشه: «من چاقم، باید لاغر بشم، کاش یه معجزه بشه». خیلیها همینجا اشتباه میکنن. به جای اینکه شرایط فعلیشون رو بپذیرن، فکر میکنن اول باید همه چیز زیر و رو بشه تا بتونن شروع کنن.
ولی تا وقتی خودت رو توی شرایط فعلی نپذیری، هیچ تغییر واقعی اتفاق نمیافته. پذیرفتن یعنی قبول کنی که وزن و شرایطت الان همینه. لازم نیست بهخاطرش از خودت بدت بیاد و لازم نیست منتظر یه روز خاص بمونی.
پذیرش؛ اولین تغییر من
اولین تغییری که توی لاغری با ذهن برای من اتفاق افتاد، همین پذیرش بود. من قبول کردم که صد در صد مسئول چاقی خودم هستم.
شاید این حرف اولش سخت به نظر بیاد، ولی خیال منو راحت کرد. چون باعث شد دیگه غذاها رو مقصر چاقیام ندونم. سوخت و ساز، ژنتیک و هر چیزی که سالها بهعنوان علت چاقی به من گفته شده بود، از لیست مقصرها خارج شد. فقط خودم موندم.
وقتی مقصر فقط خودم بودم، یعنی تغییر هم دست خودم بود. دیگه منتظر نبودم یه رژیم جدید یا یه قرص یا یه ورزش خاص منو نجات بده. حالا باید خودم رو تغییر میدادم؛ تغییری که از ذهن شروع میشد و بعد به رفتار، واکنشها و عادتهام میرسید. برای من شروع لاغری واقعی از همین نقطه بود.
🧠 آماده کردن ذهن برای شروع لاغری
همه چیز از ذهن شروع میشه. هر تغییری که توی بدن ما اتفاق میافته، اول توی ذهن شکل میگیره. وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم کمکم خودش رو با اون تغییر هماهنگ میکنه.
خیلیها فکر میکنن اول باید بدنشون تغییر کنه تا ذهنشون باور کنه. ولی توی لاغری با ذهن ترتیب برعکسه: اول ذهن تغییر میکنه، بعد بدن دنبالش میاد.
برای همین قدم اول اینه که تصویری که از خودت توی ذهنت داری رو عوض کنی. یعنی به جای اینکه خودت رو «یه آدم چاق» ببینی، کمکم خودت رو یه آدم سبک و متناسب ببینی. وقتی این تصویر عوض بشه، فکرها، حسها و عادتها هم قدم به قدم دنبالش میان.

✨ تجسم؛ دیدن خودت در اندازهی دلخواه
یکی از سادهترین و مؤثرترین کارها برای شروع لاغری با ذهن، تجسمه. لازم نیست کار پیچیدهای بکنی. هر روز چند دقیقه وقت بذار، چشمهات رو ببند و خودت رو توی اندازهای که دوست داری ببین.
سعی کن جزئیات رو هم ببینی. ببین چطور راحت راه میری، لباسی که دوست داری چطور اندازهته، چطور راحت نفس میکشی و چه حس سبکیای داری. هر چی این تصویر واقعیتر باشه، ذهن راحتتر باورش میکنه.
وقتی این تصویر رو هر روز تکرار کنی، ذهن کمکم باورش میکنه و رفتارهات هم آرومآروم با همین تصویر هماهنگ میشن. یعنی بدون زور و فشار، خودت میبینی که واکنشهات نسبت به غذا و نسبت به خودت داره عوض میشه.
⚖️ چرا نباید به چاقی زل بزنی؟
یکی از بزرگترین اشتباههایی که خودم سالها انجام میدادم، این بود که مدام به چاقیام نگاه میکردم. عدد ترازو، تنگ شدن لباسها، اندازهی شکم و نگاه بقیه؛ همهی فکرم شده بود همینها.
نتیجهاش یه چرخهی تکراری بود: میخواستم لاغر بشم، به بدنم نگاه میکردم، ناامید میشدم، حس شکست میکردم و دوباره همون رفتارهای قبلی رو تکرار میکردم. آخرش هم به خودم میگفتم: «من همیشه چاقم، این رژیم هم مثل قبلیهاست، ولش کن».
حقیقت اینه که با فکر کردن مدام به چاقی، نمیشه لاغر شد. چاقی نتیجهی فکرها و رفتارهای ماست. پس برای تغییر باید سراغ فکرهامون بریم، نه اینکه فقط به چاقی نگاه کنیم.
ذهن همون چیزی رو نشونت میده که دنبالشی
هر فکری رو که زیاد تکرار کنی، ذهنت بیشتر باورش میکنه.
اگه هر روز به خودت بگی «من چاقم، خستهام، کاری ازم برنمیاد»، ذهن همینها رو باور میکنه و توی رفتارت نشون میده: بیانگیزگی، پرخوری و تکرار عادتهای قبلی. ولی اگه بگی «دارم تغییر میکنم و توی مسیر لاغری هستم»، ذهنت کمکم همین جمله رو باور میکنه.

🚉 چاقی یه وضعیت موقته، نه مقصد
چاقی یه وضعیت موقته. چاقی امروز نتیجهی فکرها و رفتارهای گذشتهست و معنیش این نیست که تا آخر عمر همینطور میمونی.
مشکل وقتی شروع میشه که فکر کنی چاقی جزئی از وجودته و هیچوقت عوض نمیشه. یه فرق ساده توی جملههات خیلی چیزها رو عوض میکنه. به جای اینکه بگی «من چاقم»، بگو «بدنم الان اضافهوزن داره، ولی ذهنم داره تغییر میکنه».
فرق این دو تا جمله فقط توی کلمهها نیست. جملهی اول میگه این منم و عوض نمیشم. جملهی دوم میگه این وضعیت امروزمه و من دارم تغییرش میدم.
💛 با همین بدن هم میشه حال خوب داشت
توی ذهن خیلیها چاقی یعنی خجالت، یعنی شکست و یعنی بیارادگی. برای همین بیاینکه حواسشون باشه، یه قرار با خودشون گذاشتن: «تا وقتی لاغر نشدم، حق ندارم حالم خوب باشه».
ولی کی گفته فقط آدمهای لاغر حق دارن حالشون خوب باشه؟ اگه حال خوبمون رو به عدد ترازو گره بزنیم، یعنی گذاشتیم یه ترازو تعیین کنه که امروز خوشحال باشیم یا نه.
توی شروع لاغری با ذهن، حال خوب خیلی مهمه. وقتی حالت خوبه، یعنی داری مسیر درست رو میری، حتی اگه هنوز به هدفت نرسیدی. برعکسش هم درسته. وقتی خودت رو سرزنش میکنی و جلوی آینه به خودت بد میگی، یه حس ناامیدی میسازی. بعد خیلی وقتها برای آروم کردن همین حس بد، میری سراغ خوردن.
پس لازم نیست صبر کنی تا لاغر بشی و بعد حالت خوب بشه. اول حال خوب میاد، بعد لاغری. همین الان، با همین بدن، میتونی به خودت بگی: «من لایق آرامش و حس خوبم، حتی الان که وزنم بالاست».

🗣 وقتی ذهنم مسخرهام میکرد
وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، ذهنم آروم ننشست. همیشه مسخرهام میکرد و میگفت: «تو لاغر بشو نیستی». روزها رو یادم میاورد و میگفت: «این همه روز گذشت، ولی تو هنوز تغییر نکردی».
به شکلهای مختلف سعی میکرد منو منصرف کنه. ولی من تصمیمم رو گرفته بودم. هر وقت ذهنم میگفت «تو هنوز لاغر نشدی»، به خودم میگفتم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم. وقتی به اندازهی کافی یادش بگیرم، حتماً روی بدنم هم اثر میذاره».
با این جمله با ذهنم دعوا نمیکردم. حرفش رو قبول میکردم، ولی نتیجهی دیگهای ازش میگرفتم. ذهنم میگفت «شکست خوردی» و من میگفتم «دارم یاد میگیرم».
با فکرهای منفی چی کار کنیم؟
فکرهای منفی رو نباید با زور ساکت کرد. هر چی بیشتر باهاشون بجنگی، بلندتر میشن. به جاش این چند تا کار رو امتحان کن:
- فکر رو ببین، ولی باورش نکن. وقتی ذهنت میگه «تو هیچوقت لاغر نمیشی»، فقط بدون که این یه فکره، نه یه حقیقت.
- یه جملهی باورپذیرتر جایگزین کن. لازم نیست وانمود کنی لاغری. فقط یه جمله انتخاب کن که بتونی باورش کنی؛ مثل «من توی مسیر لاغری هستم» یا «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- با خودت مثل یه دوست خوب حرف بزن. همونطور که دوستت رو دلداری میدی، با خودت هم همینطور حرف بزن.
- با یه کار کوچیک به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه. لازم نیست امروز چند کیلو کم کنی. یه تمرین ذهنی کوچیک یا یه واکنش بهتر از دیروز کافیه.
فکرهای منفی میان و میرن. قرار نیست با هر کدومشون همراه بشی. میبینیشون، ازشون رد میشی و به راهت ادامه میدی.

🤝 شروع لاغری بدون زور و اجبار
بدن تو دشمنت نیست. یه وسیلهی خراب هم نیست که فکر کنی هر طور شده باید درستش کنی. ما اینقدر عادت کردیم بدنمون رو «مشکل» ببینیم که یادمون رفته این بدن با همهی خستگیها، استرسها و کممحبتیها، هنوز داره کار میکنه و ما هر روز توی همین بدن داریم زندگی میکنیم.
وقتی از این زاویه نگاهش کنی، دیگه نمیخوای تحقیرش کنی یا بهش فشار بیاری. میخوای کمکش کنی. این همون تغییریه که لاغری با ذهن در نگرش ما نسبت به خودمون ایجاد میکنه و اساس همهی تغییراتیه که برای متناسب شدن نیاز داریم.
یکی از کارهایی که میتونی برای خودت انجام بدی، عوض کردن جملههاییه که هر روز به خودت میگی:
- به جای «نباید بخورم!» بپرس: «الان واقعاً گرسنهام؟»
- به جای «چقدر مونده تا لاغر شم؟» بپرس: «امروز چی یاد گرفتم؟»
- به جای «باز خراب کردم!» بپرس: «از همین لحظه چی کار میتونم بکنم؟»
این جملهها کمک میکنن به جای زور و اجبار، با آرامش و مهربونی با خودت رفتار کنی.

🌱 لاغری از ذهن شروع میشه، نه از رژیم و ترازو
اگه رژیمهایی که از شنبه شروع میکردم میتونستن منو لاغر کنن، با اون همه رژیمی که گرفتم باید خیلی زودتر لاغر شده بودم. ولی هر بار بعد از مدتی برمیگشتم سر جای اولم.
دلیلش این بود که توی ذهنم هنوز همون آدم چاق بودم. عادتها همون بودن، فکرها همون بودن، حسها همون بودن؛ پس نتیجه هم همون میشد. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق میبینی، بدنت هم تغییر نمیکنه.
برای شروع لاغری لازم نیست صبر کنی تا بدنت تغییر کنه یا ترازو عدد خاصی نشون بده. لازم نیست منتظر شنبه یا اول ماه بمونی. همین امروز، از همون جایی که هستی، میتونی نگاهت به خودت رو عوض کنی. این کاریه که توی همهی دورهها قدم به قدم یادش میگیریم.
اگه دوست داری این مسیر رو اصولی و کامل ادامه بدی، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده. توی این دوره یاد میگیری چطور ذهنت رو برای لاغری آماده کنی تا دیگه دنبال رژیم نباشی.
✍️ تمرین: شروع خودت رو بنویس
- آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی رو به یاد بیار. بنویس چی باعث این تصمیم شد: حرف یه نفر، یه مهمونی، عدد ترازو یا خواست خودت؟
- لیست چیزهایی که تا امروز مقصر چاقیات میدونستی رو بنویس؛ مثلاً غذاها، ژنتیک، سوخت و ساز یا شرایط زندگی.
- کنار این لیست بنویس: «من مسئول چاقی خودم هستم، پس تغییرش هم دست خودمه».
- یه جمله برای ذهنت بساز که توش خودت رو توی مسیر لاغری ببینی؛ مثل «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم».
- هر وقت ذهنت مسخرهات کرد یا گفت «هنوز تغییر نکردی»، همین جمله رو به خودت بگو.
شاید اولش این جمله برات غریبه باشه. ولی با هر بار تکرار، ذهن بیشتر باورش میکنه و این همون شروع لاغری واقعیه: از همون جایی که هستی، با همین بدنی که الان داری.
📝 برام بنویس
شروعهای قبلی تو برای لاغری معمولاً از کجا بود؟ از حرف یه نفر، از یه مهمونی یا از خواست خودت؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، جملهای که برای ذهنت ساختی رو هم بنویس؛ شاید همین جمله برای شروع لاغری به یه نفر دیگه هم کمک کنه.
۱. چرا نباید شروع لاغری رو با تمرکز روی وزن و چاقی فعلی شروع کنیم؟
چون ذهن هر چیزی رو که بیشتر بهش فکر کنی، باور میکنه و توی رفتارت نشون میده. وقتی مدام به عدد ترازو و تنگی لباس فکر میکنی، ذهن همون تصویر چاقی رو تکرار میکنه. چاقی یه وضعیت موقته، نه هویت تو. برای تغییر، باید به جای زل زدن به چاقی، تصویر ذهنیات از خودت رو عوض کنی.
۲. آیا برای داشتن حال خوب، اول باید به وزن دلخواه برسیم؟
نه. حال خوب پاداش رسیدن به مقصد نیست؛ چیزیه که توی مسیر نگهت میداره. اگه حال خوبت رو به عدد ترازو گره بزنی، ناامیدی میسازی و این ناامیدی خیلی وقتها به خوردن بیشتر ختم میشه. همین الان، با همین بدن، میتونی حس ارزشمندی داشته باشی.
۳. وقتی ذهن مدام میگه «تو لاغر بشو نیستی» چی کار کنیم؟
لازم نیست باهاش بجنگی. فکر رو ببین، ولی باورش نکن. یه جملهی باورپذیرتر جایگزینش کن؛ مثل «درسته هنوز لاغر نشدم، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم». با کارهای کوچیک روزانه هم به ذهنت نشون بده که تغییر ممکنه.
۴. چرا در شروع لاغری با ذهن، عوض کردن تصویر ذهنی از رژیم مهمتره؟
چون ذهن فرماندهی عادتها و رفتارهای ماست. تا وقتی توی ذهنت خودت رو یه آدم چاق ببینی، رژیمها بعد از مدتی کنار گذاشته میشن و همه چیز برمیگرده سر جای اولش. وقتی تصویر ذهنیات عوض بشه، رفتارهات هم بدون زور و اجبار کمکم با همون تصویر هماهنگ میشن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.56 از 32 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام 🌺🌸🌼
برای لاغری با ذهن از همین جایی که هستی شروع کن .
یادمه وقتی با تناسب فکری آشنا شدم و شروع کردم به خوندن فایل های رایگان و کلی ذوق کرده بودم از کشف خودم ،بعد یک مدت با خودم گفتم :
خب حالا که فهمیدی چی شد پس برو رژیم بگیر و لاغر شو بعد بیا با تناسب فکری تا ابد لاغر بمون .
الان که می نویسم خودم خنده ام می گیره که چه فکر بیهوده ای داشتم ،البته اینکارو نکردم .
اصلا وقتی شروع به یاد گیری می کنی اینقدر همه چی با تو هماهنگه و همش داری تایید می کنی که امکان نداره بتونی حرف دیگه ای رو قبول کنی .
منکه نتونستم .
یادمه قبلا هر وقت از نتیجه ام دلگیر بودم و قاطی می کردم چون عجله داشتم و درک درستی از لاغری با ذهن نداشتم ،مثل قدیما می رفتم توی نت بگردم ببینم چطوری لاغر بشم .
توی گوگل می زدم لاغری و کلی مطلب بالا میومد و منم تا پایین صفحه رو با انگشت بالا و پایین می کردم بدون اینکه مطلبی رو باز کنم ، همش به نظرم مسخره بود و هیچ کدوم رو دیگه حتی باور نداشتم ،بعد خارج می شدم و میومدم توی سایت .
ولی واقعیت اینه که بزرگترین مانع شاید همین دیدن خودمون توی آینه باشه یا پوشیدن یک لباس .
از وقتی وارد سرزمین لاغری شدم و اصولی دارم روی ذهنم کار می کنم تونستم این ماجرا رو حل کنم با آموزش شما ،با خوندن میثاق نامه .
منیکه همیشه از خودم متنفر بودم و همیشه نگاهم به چاقی شکم و پهلو بود الان می تونم ساعت ها از خودم جلوی آینه لذت ببرم و خداروشکر کنم .
گاهی اینقدر راضی هستم که نگران میشم نکنه ذهنم فکر کنه همین خوبه و دیگه متناسب نشم😅🙃
خیلی وقتها بود که جلوی آینه می رفتم و دلسرد و ناامید می شدم .
واقعا قبول خودمون به عنوان اشرف مخلوقات بزرگترین گام برای رسیدنه و من بارها با این موضوع لیز خوردم و خداروشکر می کنم که الان تفاوتش رو کاملا احساس می کنم .
درباره ی تجسم خوندم به عنوان یک گام اساسی .
خداروشکر می کنم بخاطر این موضوع .
هیچ وقت راجب به این تصاویر خبر نداشتم و نمی فهمیدم اونهمه تلاش چرا نیست و نابود میشه .
وقتی برای بار اول شروع می کنی به تجسم ،اصلا نمی تونی خودتو ببینی و دقیقا همون چیزی رو تجسم می کنی که توی آینه می بینی ولی با استمرار و حال خوب و در مسیر بودن به مرور زمان می تونی ،خودتو متناسب ببینی .
حتی در تمام کارها و مراحل زندگی می تونی خودتو زیبا و متناسب ببینی .
چقدر تجسم لذت بخشه .
میدونید وقتی تجسم می کنی و لذت رسیدن رو تجربه می کنی ،ایمانت قوی تر میشه و استمرارت بیشتر میشه ،باورت و انتظارت بیشتر میشه ،رسیدن برات شدنی میشه چون می تونی ببینی .
الان که یاد گرفتم تصویر سازی یکی از مهم ترین کارهاست چون ذهن ما تصویری است و همون تصویر رو به من تحویل میده .
مصمم در انجام تمرین تجسم .
درباره ی تغییر عادت ها و رفتارها خوندم .
الان می تونم با ایمان کامل بگم که حق است چون من تجربه اش کردم .
الان که در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها هستم و در هفته ی ششم هستم .
خیلی تغییرات اساسی دارم که اصلا مربوط به من نیست .
بارها تلاش کردم برای دورریختن غذای اضافی ولی نمی تونستم ،بارها سعی کردم درجه ی سیری و گرسنگی رو پیدا کنم ولی نشد ، خیلی سعی کردم با آگاهی غذا بخورم ولی نشد و خیلی چیزهای دیگه که الان یادم نیست ولی بگم توی همین شش هفته همه رو خودبه خود تجربه کردم ،بدون اینکه بخوام و تصمیم بگیرم می خوام این کارها رو بکنم .
وقتی وارد شدم با خودم گفتم فقط آموزش می بینم و هر چی استاد گفتن رو انجام میدم و تمام اتفاقاتی که یک زمانی می خواستم با زور و فشار انجام بدم ،خودبه خود انجام شد .
می خواین بدونید چطوری ؟
مثلا اومدم غذای اضافی رو بخورم اصلا نتونستم بخورم و حتی بدم اومد بخورم .
یا دوست دارم طعم و مزه ی غذامو خوب بچشم .
و حتی در اینباره بگم که خیلی از غذاها از لیست خوردن هام حذف شده .
مثلا اصلا میل ندارم کنار غذا چیزی بخورم ،منکه سالاد و شوری و خیارشور و ماست جزو غذام بود الان میارم ولی میلم نمی کشه و فقط غذا می خورم .
غذای چرب و ته دیگ رو نمی تونم بخورم و حالم بد میشه .
پنیر پیتزا بهم حالت تهوع میده ،پیتزا بگیرم ،سفارش میدم با پنیر کم .
وای یک چیزی بگم من نوشابه دوست دارم البته زیاد نمی تونم بخورم چون معده ام خرابه ولی خیلی برای اینکه بشوره ،ببره می خورم .
بار آخری یادمه همسرم شله خرید و من آخرش حتما باید نوشابه بخورم ، یک لیوان ریختم، تا یک قورت خوردم حالم بد شد، بازم تست کردم و متعجب که چرا طعمش بد شده ولی نشد بخورم و رفتم ریختم بیرون .
یعنی این یکی اصلا باورم نمیشه ولی شد .
چرا نباید به چاقی توجه کنیم ؟
اینو نمی تونم توضیح بدم ،ولی یک فایل فوقالعاده توی دوره داریم ،اصلا شاهکاره .
همون اسکی و برف .
اصلا نمی تونم فراموشش کنم .
فقط بگم برای کمرنگ کردن مسیر چاقی باید به لاغری توجه کنید و آموزش ببینید .
باید برای ذهن نقشه لاغری ترسیم کرد تا ذهن بتونه ازش استفاده کنه و شما رو برسونه .
توجه به لاغری مثل نقشه ی نشان میمونه.
وقتی ذهنمون رو آموزش بدیم انگار مبدا و مقصد رو مشخص می کنی و اون خودش آسون ترین مسیر و خلوت ترین راه رو بهت نشون میده و تو با اطمینان کامل فقط توی مسیر حرکت می کنی .
شاید از یک گام کوچک یا یک کار کوچک شروع بشه ولی وقتی شروع بشه ،مدام از خودتون متعجب میشید و لذت می برید .
همش می گید ای بابا چطوری شد .
فقط لذت می برید که فرمانده شما رو چطوری به مقصد می رسونه .
فوق العاده است .
می تونم با ایمان کامل بگم تنها راه رسیدن به لاغری فقط لاغری با ذهنه .
خدایا شکرت بخاطر این مسیر .
استاد بی نهایت سپاسگزارم از شما 🙏🌺
سلام
من از وقتی فهمیدم که نسبت به دیگران هم سن سالان خودم چاقتر هستم احساس سرزنش و بی اعتمادی به سراغم امد بارها با خودم میگفتم چرا انها غذا میخورند ولی لاغرند ومن غذا میخورم چاق هستم و گاهی با ترس غذاها را میخوردم و بعد خود را سرزنش میکردم که ایکاش همین را نخورده بودم و کمتر چاق میشدم
و تا با این سایت اشنا نشده بودم نمیدانستم دلیل تفاوت من با افراد متناسب باورها و الگوهای ذهنی من است و فکر میکردم من ارثی چاقم و یا باورهای دیگر داشتم و همیشه از ظاهر خودم فراری بودم و دلم نمیخواست مقابل ایینه و یادر عکسها باشم چون از ظاهر خودم راضی نبودم و تا الان که ۴۸ سال سن دارم بارها با روشهای مختلف و سخت مقداری از وزن خود را کاهش دادم ولی دوباره برگشتم و هرگز از عملکرد خودم راضی نبودم و انسانی بودم که برای خودم و احساسم ارزش قائل نبودم و بیشتر میخواستم مورد تایید دیگران باشم
من هرگز در طول عمرم با جسم خودم به صلح و اشتی نرسیده بودم و هرگز جسمم را حمایت نکرده بودم تا جسم من با تغییر الگوهای ذهنی من را کم کم متناسب کند و من به ارامش ذهنی برسم
من دراین مسیر یاد گرفتم اولین کاری که من باید انجام بدهم این است که با ظاهر الان خودم به ارامش برسم و راضی باشم و هرگز خودم را سرزنش نکنم و بدانم هیچ کس در شکل گیری این بدن و ظاهر من مقصر نیست الا خودم و خودم مسئول چاقی این بدن هستم و تنها و تنها خودم هم میتوانم این بدن را متناسب کنم و هیچ کس با هیچ برنامه ای از بیرون نمیتواند بر الگوهای ذهنی من تغییراتی را اعمال کند چون فقط این فرمولها در ذهن من است و من دسترسی به انها را دارم و رژیمها و ورزشهای سخت فقط جسم من را تحت فشار میگذارد و وقتی که مدتی گذشت و رنج انها زیاد شد و چون احساس من خوب نیست انها را رها میکنم و دوباره ان کاهش وزن برمیگردد و شاید بیشتر از قبل هم چاق می شدم چون از خودم و عملکردم خسته شدم و راضی نبودم و خود را به بی خیالی میزدم تا کمی به ارامش برسم و بعد از مدتی دوباره با گفتن یک تذکر از طرف دیگران و یا ناراحت شدن برای قضاوت دیگران و یا دیدن افراد متناسب به فکر لاغر شدن می افتادم و با روشی دیگر امتحان میکردم ابتدای کار با شور و شوق ادامه می دادم بعد از مدتی خسته میشدم چون نوع غذا خوردن و ساعت غذا خوردن من با دیگران متفاوت بود و احساس خجالت میکردم و کم کم ان روش را رها میکردم درحالی که بارها در ذهنم به خودم میگفتم من دوباره چاق میشوم چون من ارثی چاقم وهیچ روش لاغری روی من اثر نمیگذارد و همیشه احساس سرزنش و بی اعتمادی داشتم
و از روزی که با این سایت اشنا شدم احساس من بسیار خوب و عالی شده است و من هرروز این جمله ها را با خودم تکرار میکنم
من میخواهم هرروز احساس خوبی داشته باشم
من لیاقت دارم زندگی بسازم که دوستش دارم
من لیاقت دارم متناسب باشم و با احساس شاد زندگی کنم
من لیاقت دارم با متناسب شدنم از تمام جنبه های زندگیم لذت ببرم
من لیاقت دارم الان هم با همین جسم چاق احساس خوبی داشته باشم و شاد زندگی کنم
من برای متناسب شدن صبر زیادی دارم و عجله نمیکنم چون بدن من با من همراهه و من برای متناسب شدن نیاز به زمان دارم همانطور که درمدت زمان زیادی من چاق شدم باید به بدنم فرصت بدهم تا این اشغالهای اضافی در بدنم را کم کم از بدن من بیرون بریزد تا بدن من سالم و تندرست شود و من هم مثل افراد متناسب شاد و سرحال زندگی کنم و در سلامتی کامل باشم
و بهترین تصمیم من این باشد که من میخواهم در جهانی خوب زندگی کنم و با احساس ارامش ، زندگی بهتری را بسازم و با خود هرروز تکرار کنم
من در مسیر درست متناسب شدن هستم
من به ذهنم و تصمیمات ان اعتماد و ایمان کامل دارم چون اون من را خیلی دوست دارد و برای بقاء و زنده ماندن من تلاش میکند
من دراین مسیر بدون عجله کردن به نتیجه دلخواهم میرسم
خدایا شکرت که الان درمسیر درست متناسب شدن قرار دارم و علاوه بر اگاهی دراین زمینه با احساس ارامش و روحیه ی شاد در تمام جنبه ها زندگی میکنم
نشان های دریافت شده
سلام من باخوندن این مقاله چقدراگاهی کسب کردم وتشکرمیکنم ازاستادزحمت میکشن ومطالب بسیار عالی براما اماده میکنن طبق گفته استادتوفایل ها بایدموانع برداشته بشه تامالاغربشیم ناسایی باورهای مخرب ،وقتی هرروزجلوایینه میریم وخودمونوتوایینه نگاه میکنیم ومیگیم این چه وضعشه من چرااین شکلی هستم چرا هیچ تغییری نکردم من این همه فایل گوش دادم نوشتم وخوندم هنوزروپله اولم،من خودم مدتی انگارازروش ذهنی دورشدم چون خودموزیادنگاه میکردم وتمرکزم کم شده بودرورفتارهام بجای اینکه عادت اشتباه کمرنگ بشه یکم رنگ گرفته بود حالت سستی ،حتی امشب یکم کسالت انگارشیطان درون داشت منووسوسه میکردنمیخوادفرداگوش کن بنویس من گوش ندادم متن هاروخوندم فایل گوش کردم همش مقصراین رفتارها خودماهستیم گاهی اونقدرغرق درافکارمیشیم ازدنیای حقیقی فاصله میگیریم لاغری اول ازذهن شروع میشه بایدذهن من تغییرکنه بعدجسمم ،اگرچاق هستیم هرجاهستیم به مسیرادامه بدیم من یه مدت توجهم روخوردن هابوددیدم خودش یجورمانع ذهنی هست دیگه توجه نمیکنم ازقبل تصمیم نمیگیرم چی بایدبخورم مغزفرمان خوردن زیاده میده مانبایدبه همه واکنش هاش مغزجواب بدیم افکارمنفی خودش یکی ازباورهای مخرب ذهن هست بایددوری کنیم وقتی عصبی وکلافه هستیم ذهن درگیره چجوری باید لاغربشیم قدم اول داشتن ارامش بخاطراضاف وزن دنبال روش دیگه نباشیم من زودبه زودگرسنه میشدم میخوردم ولی بافایلی که استادگذاشتیدتوکانال واتساپ گوش کردم فهمیدم خطای ذهن چاقه نبایدبه همه فرمانهاش پاسخ داد خوردن اب گاهی تشنگی بجای گرسنگی اشتباه گرفته میشه ذهن مافرمانده عادت ورفتارماست اول تصویرذهنیم بایدتغییرکنه بعد جسم روش ذهنی خیلی بهترازرژیم هست که سالها همه ماباهاش درگیربودیم هیچ بدردنخوردفقط ضربه زدبه بدن اگرروافکارکارمیشد الان همه ادماجزافرادمتناسب بودن من خودم سالهادرگیرچاقی بودم وهمیشه تورنج وسختی اماروش ذهنی ارامه باید صبوربوداماباذهن نجنگیدبایدباهاش دوست بود اگرسلامتی برامامهمه این روش رو اجراکنیم مهم نیست من الان کجاهستم ازهمونجاشروع کنم تغییرات ازدرونم اغازکنم مهم نیست چندبارلیزخوردم مهم اینه پرقدرت تردارم ادامه میدم نگیم چاقی سرنوشت مابوده بایدقبول کنیم نه این نگرش اشتباهه کجا سرنوشت بوده میشه باذهن قدرتمندتغییرش داد منم سالها فکرمیکردم دیگه لاغرنمیشم لاغری براباارادهاست ولی این روش شروع کردم دیدگاهم تغییرکرد وقتی طبق گفته استادپیش بریم راحت به هدف میرسیم جاقی نه ارثیه نه کم تحرکی فقط نگرش بایدتغییرکنه افرادمتناسب همین شیرینی یاهرغذایی میخورن اصلا نگرش چاقی ندارن ولی یک فردچاق باخوردن هرموادغذایی ترس ازچاقی دارن نه دنبال عددترازونه گشادشدن لباس نه تاییدبیرون نباشیم مهم حس وحال خوب هست
نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان عزیز وهم مسیر و استاد مهربان
فایل نوشتاری زیبا وعالی بود با تیتر با چاقی شروع کن باتناسب تموم کن
که البته دوستانی که مدتی است درمسیر هستند با این تاکیدهای کلیدی آشنایی دارند اما تکرار و مرورش بسیار لذت بخش است اینکه
برای شروع تناسب ذهنی میبایست بیخیال وضعیت فعلی شد
خودت ووضعیت اندامت را در هر شرایطی هست باید بپذیری
اهمیت ویژه وصدچندان تصویرسازی
اعتماد به قدرت ذهن واینکه همه چیز ازذهن شروع میشود
اول ذهن تغییر میکند سپس جسم
سپس پروسه ی تدریجی تغییر عادتهای غلط و عدم جذابیت غذاهای ناسالم
تمرکز نکردن بر روی چاقی
تغییر دیدگاه وباور اینکه من چاقم وکاری ازدستم بر نمیاید به اینکه من دارم تغییر میکنم تو مسیرلاغریم وذهنم قوی تر از جسمم است
باید درک کنیم چاقی یک ایستگاه است نه مقصد
و موضوع بسیاربسیار پراهمیتی که استاد همیشه تاکید دارند
احساس خوب داشتن واحساس خوب مستمر که درواقع سوخت موتوره تغییره
باید با حال خوب خودرالایق آرامش وحال خوب بدانیم
واینکه بدانیم ذهن منفی ساز دروغگوترین رفیقمه ومثل یک بچه ی ترسوست که اگردعواش کنی بیشتر جیغ میزنه
باید به ذهن گفت من کنارتم تا آروم بشه
واینکه حتما برای خودمان یک جمله ی تاکیدی و امیدبخش
که روزانه تکرارش کنیم را بسازییم وملکه ی ذهنمان کنیم
جمله ی من
(((((()))))))من مثل آب خوردن لاغرمیشم ((((((((())))))(
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد و هر چه داریم از اوست وبه زمان بندیش ایمان داریم
با چاقی شروع کن و با تناسب تمام کن
من قبلا اصلا به آینه نگاه نمی کردم که ببینم کجای بدنم چاق هستش امروز هر مقاله ای که می خونم متوجه می شوم که من اصلا دوست نداشتم خودم را در اینه ببینم چون من اصلا از دیدن خودم فراری بودم چون همیشه فکر میکردم هیچوقت چیزی تغییر نخواهد کرد و حالا می فهمم که این خودش یک مانع خیلی بزرگی برای تغییر کردن بود و توجهم همیشه به چاقی که داشتم بود
حالا ما برای آغاز کردن لاغری با ذهن از همون جایی که هستیم باید شروع کنیم نه به اون جایی که فکر می کنیم باید باشیم و این خودش یک موضوع مهمی هستش که باید به اون توجه کنیم
زمانی که می خواهیم و تصمیم می گیریم که لاغر شویم اولین چیزی که ذهنمان را به خودش مشغول می کند وضعیت چاقیمان هستش و اون موقع که خودمان را چاق می دانیم و می گوییم باید لاغر شوم احتیاج به معجزه دارم که لاغرم کند و این دقیقا همان جایی هستش که خیلی از آدمها اشتباه می کنند هممون به جای اینکه شرایط فعلیمان را بپذیرم تصورمان این است که باید به اون هدفی که دوست داریم برسیم و شرایطمان به طور کلی باید تغییر کند و این اشتباه هستش
من زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتم یاد گرفتم که باید شرایطی که دارم رو بپذیرم و وقتی ذهن من هم قبول کرد که در همون شرایط هم می توانم تغییر کنم روند لاغری من هم شروع شد نه زوری در کار بود نه فشاری در کار بود بلکه با آگاهی پیدا کردن و پذیرفتن توانستم تغییر کنم
چون همه چیز از ذهنمان شروع می شود ما در بدنمان یک فرمانده قوی و با هوش داریم بنام ذهن که می تواند همه تغییراتی که در بدنمان اتفاق می افتد را به شکل عالی عمل کند ما در این مسیر زیبا لاغری با ذهن مهمترین کاری که بخواهیم انجام دهیم قدرت ذهنمان است که باید بهش اعتماد کنیم زمانی که ذهنمان تغییر کند بدنمان هم آرام آرام و ناخودآگاه و خود به خود خودش را با اون عوض خواهد کرد هماهنگ خواهد شد و حالا ما هممون داریم با چشم خودمان می بینیم که واقعا بدون اینکه بفهمیم تغییر می کنیم زمانی که تصاویر ذهنیمان را عوض کنیم فکرمان، جسممان وحتی عادتهایمان هم گام به گام پشت سرمان خواهند آمد
ما در این سایت یاد می گیریم که تصویر جدید و قشنگی از خودمان بسازیم و با آن پیش برویم و حالا وقتش هست که ذهنمان را از یک فرد چاق به یک فرد لاغر و سبک و سالم تغییرش دهیم چون قبل از آشنا شدنمان با این سایت فکر می کردیم که باید اول جسممان تغییر کند اما حالا می فهمیم که اول باید ذهنمان تغییر کند اون موقع هستش که جسممان هم دنبالش خواهد رفت
یکی از قدرتمندترین و زیباترین ابزارها در لاغری با قدرت ذهنمان تجسم کردن هستش ما برای شروع مسیر لاغریمان به این ابزار ساده اما فوقالعاده اثر گذار نیاز داریم ما فقط باید هر روز به خودمان چند دقیقه فرصت دهیم تا خودمان را در وزن ایده المان ببینیم ما باید با تصور کردنمان حس کنیم که سبک شده ایم و به راحتی می توانیم نفس بکشیم، حرکت کنیم و کارهایمان را به راحتی انجام می دهیم و احساس شادی و سلامتی در بدنمان در حال جریان است چون می خواهیم ذهن و بدنمان با هم در هماهنگی قرار بگیرند و این مسیر زیبا را آغاز کنیم و اگر تصاویر زیبا را هر روز تکرارش کنیم ناخودآگاهمان آرام آرام باورش خواهد شد و بدنمان هم به طرف همان تصاویری که در ذهنمان ساختیم خواهد رفت
چون لاغری با قدرت ذهن از همین جا شروع می شود نه از رفتن به باشگاه، نه از گرفتن رژیمهای سخت، نه از محدود کردن خودمان از مواد غذایی بلکه از درون ذهنمان و باورهایمان.
ذهنمان فرماندهی عادتها و رفتارهایمان است ما وقتی تصویرهای ذهنمان را عوض کنیم رفتارهایمان هم آرام آرام تغییر خواهد کرد و اون موقع هستش که لاغری با ذهن معنای واقعی پیدا خواهد کرد و ما بدون اینکه به خودمان سختی بدهیم و فشار وارد کنیم بطور طبیعی انتخابهای سالمتری خواهیم داشت غذاهای ناسالم دیگر برایمان جذابیت نخواهند داشت و ما به طرف اون چیزهایی که به ما انرژی میدهد خواهیم رفت که به ما حس سبکی وحال خوب بدهند
چون همشون اول بطور ناخودآگاه ایجاد می شود اما زمانی که تکرار شوند به عادتهایمان تبدیل خواهند شد و ما را به اون عادتها به لاغری پایدار خواهند رساند چون تغییر دادن ذهنمان پیش نیاز تغییر دادن بدنمان است من قبل از آشناییم با این سایت همیشه به چاقیم توجه می کردم و اصلا نمی دانستم که باید اول ذهنم را تغییر دهم و تمام توجهم به عدد روی ترازو بود به تنگ شدن لباسهایم بود، اندازه شکم، بزرگی سینه هام و نگاه اطرافیانم و نتیجه اش این شد که من در چرخه تکراری و خسته کننده گیر کرده بودم
ما هممون دوست داشتیم لاغر شویم اما زمانی که بخودمان نگاه می کردیم مایوس و نا امید می شدیم حس شکست می کردیم و باز هم رفتارهای قبلیمان را تکرار می کردیم و به چاقیمان فکر می کردیم و فکر می کردیم که ما همیشه چاق خواهیم ماند و نمی دانستیم که تمرکز مان روی چاقیمان است چون چاقیمان نتیجه بود نه علت ما باید علتهایمان را ببینیم نه نتیجه مان را.
ما اگر همیشه به خودمان بگویم که من چاقم، خسته ام، نا امیدم و هیچ کاری از من ساخته نیست ذهنمان هم همان را باور خواهد کرد و در رفتارهایمان خواهد آورد و ما همیشه غذاهای مضر را انتخاب خواهیم کرد، بی انگیزه خواهیم شد و تکرار کردن عادتهای قبلیمان را خواهیم داشت اما اگر بگوییم من در حال تغییر کردن هستم و در مسیر لاغر شدن هستم چون ذهنمان از جسممان قویتر است اون موقع هستش که ذهنمان هم خواهد گفت که باشه عزیزم حالا می رویم دنبال شواهد جدید چون چاقیمان یک ایستگاه هستش نه مقصد و حالا یاد گرفتیم که باید تصویر ذهنمان را عوض کنیم نه جسممان را.
من قبلا فکر می کردم که باید بدنم لاغر بشه تا حس خوب نسبت به خودم داشته باشم ولی در مسیر لاغری با ذهن فهمیدم که اول باید تصویر ذهنم را تغییر دهم بعد جسمم خودش دنبال ذهنم خواهد آمد
ما اگر هر روز خودمان را در لباس های دلخواهمان با حس سبکی و انرژی خوب تصور کنیم این تصویر آرام آرام در ذهنم هک خواهد شد و بدنمان شروع خواهد کرد باهاش هماهنگ شدن.
حالا در این سایت هستم و بجای فکر کردن به چاقی، غصه خوردن بخاطر وزنم، در حال جنگ کردن با جسمم خوشحال هستم که از درون دارم تغییر می کنم و با ذهنم رفاقت می کنم من همیشه فکر می کردم که تا زمانی که لاغر نشوم و به وزن دلخواهم نرسم خوشحال نخواهم شد من وقتی که با این سایت آشنا شدم یک حس زیبایی پیدا کرده بودم که نمی توانم توصیفش کنم چون از همون روز اول پرخوری را کنار گذاشتم من اصلا در این چند سال پرخوری نکردم و نمی توانم بکنم من تا اندازه ای می خورم که سیر بشم و دست از خوردن بر می دارم و دیگر خودم را سرزنش نمی کنم و عذاب وجدان ندارم و خودم را مکرر چک نمی کنم و امروز فهمیدم حال خوبمان =سوخت موتور تغییر
اول از همه حالمان خوب می شود و بعد لاغر میشویم
ما نباید اون چیزی که ذهنمان می گوید باشیم ما باید انتخاب کنیم و به انتخابمان احترام بگذاریم و اون کسی باشیم که می خواهیم چون بدنمان همیشه و در هر لحظه با تمام مشکلات، خستگی، استرس، بی محبتی ها و غذاهای اشتباهی که می خوردیم و…در کنارمان بود
و اگر بدنمان با ذهنمان در هماهنگی قرار بگیرد همون نقطه شروع لاغری با ذهن هستش و رفاقت آغاز خواهد شد.
حالا من در این مسیر زیبا لاغری با ذهن قرار گرفتهام و فهمیدم که با قدرت ذهنم می توانم به هر آن چیزی که دوست دارم برسم و یکی از اون خواسته هایم لاغری هستش من حالا اینجا هستم و دارم تصویرهای ذهنی عالی می سازم و همیشه خودم را سبک بال، زیبا، جوان، سالم و پرانرژی تصور می کنم خدایا شکرت که مرا به این مسیر زیبا هدایت کردی استاد از شما هم ممنون هستم که این همه آگاهی در اختیارمان قرار می دهی یا حق
نشان های دریافت شده
سلام استاد واقعا مقاله فوق العاده ای بود احسنت به شما چقدر ارامش بخش بود همه رو قبول دارم من برای اینکه درست قدم در راه تعقیر جسمم بزارم ومتناسب بشم باید از همین نقطه ای که هستم با همین ظاهر ووزنی که دارم شروع کنم نه از اون نقطه ای که دوست دارم اینجوری هیچ وقت عادت ها ورفتارهای اشتباه من که سالهاست دارم تکرارشون می کنم شناسایی نمی شه وهیچ وقت تعقیر نمی کنه وتا وقتی همون افکار ورفتار اشتباه رو داشته باشم نمی تونم رفتار جدیدی رو بسازم برای خودم من همیشه از همون روز اولی که تصمیم می گرفتم لاغر بشم اون رفتاری که فکر می کردم باعث لاغری می شه رو شروع می کردم به انجام دادن مثلا کم خوری وحذف خیلی چیزها وورش شدید بدون اینکه به درونم وبه ذهنم وبه ریشه وعلت چاق شدنم فکر کنم یا بخوام اونا رو بشناسم یا تعقیر بدم همیشه دنبال تعقیر جسم بودم در حالی که جسم من تحت امر وفرمان ذهن من بود برای همین خیلی زود خسته می شدم وناامید ورها می کردم وهر بار که شکست خوردم خودمو بیشتر سرزنش کردم خودمو کمتر دوست داشتم وبیشتر از خودم فاصله می گرفتم من برای اینکه شروع کنم به تعقیر کردن باید از همین جا شروع کنم خودمو بپذیرم با همین ظاهری که دارم با همین افکار وباورها وذهنیت واول از همه حسم رو نسبت به این الهامی که هستم خوب کنم خودمو بپذیرم ودوست داشته باشم وقبول کنم این شرایط نتیجه افکار منه نتیجه باورهای منه وفقط یه ایستگاه می تونم ازش بگذرم این مقصد ونهایت رسالت من برای زندگی نیست حتما می تونم اونجوری که دلم می خواد جسمم رو تعقیر بدم پس سوخت موتور ذهن من برای شروع تعقیر حال خوبه بعدش تععقیر اون تصویر ذهنی از یه جسم چاق به یه جسم لاغر باید وقت بزارم وروزی چند دقیقه اون جسم دلخواهم رو تصور کنم خودمو تو اون لباس زیبایی که دویت دارم ببینم حس وحال وسبکی واعتماد به نفس حاصل از اون جسم رو حس کنم وتا می تونم واقعی اونو تصور کنم یه عمره نه تنها خودم بلکه تمام اطرافیانم تا اسم الهام اومده چاقی واضافه وزنش ویه تصویر گرد وقلمبه به بادشون اومده وخودم همیشه تصویر به الهام چاق تر از خودم باهام بوده باید این تصویر رو تعقیر بدم تا ذهنم طبق اون تصویر مسیر جدیدی برای رفتارها ودستور به مغز ترسیم کنه اینجوری دیگه مغز من تحت تاثیر ذهنم فرمان متناسب کننده صادر می کنه ومن بدون رنج وسختی رفتار درستی خواهم داشت
باید از تعقیر کوچک ولی پیوسته وداعمی شروع کنم برای هر رفتار درستم خوشحال باشم وخودمو تشویق کنم با ذهنم دوست باشم باهاش مدارا کنم بهش دلداری بدم وقتی ترسیده وحراسانه آرومش کنم باهاش حرف برنم باید برای خودم بهترین رفیق باشم همون رفیق نابی که هر کسی ارزوی داشتنش رو داره از اشتباهاتم بگذرم سرزنش نکنم بپذبرم تا عادت های جدید ایجاد بشه زمان می بره یه شبه نمی شه افکار منفی راجب اینکه لاغر نمی شم من چاقم همینم نمی شه جلو اومدنشون رو گرفت تا زمانی که هنوز جسمت تعقیر نکرده اما باید زود ازشون بگذری مثل موج های دریامیان ومیرن این افکار نباید خووتو بهشون بسپاری باید راهکار های برای گذر از ابن افکار داشته باشی وبهشون بها ندی
مهم نیست اگه الان هنوز چاقم مهم اینکه دارم از پایه واساس مسعله چاقیمو حل می کمم مهم اینکه دبگه کسی رو مقصر چاقیم نمی دونم ومسعولیتش رو پذیرفتم مهم اینکه می دونم چاقی سرنوشت من نیست واین چیزی نیست که خدا برای من خواسته باشه مهم اینکه من می دونم لیاقت بهترین ظاهر رو دارم وپوشیدن لباس های زیبا فقط برای عده ای نیست منم حق اینو دارم وشایسه این هستم که همیشه زیبا باشم وزیبا بپوشم مهم اینکه دارم تعقیر می کنم دارم از دورن همه چیز رو یکی یکی درست می کنم همه اون پیش فرض های درستی که از اول در وجودم خداوند قرار داده وخودم خراب کردم یکی یکی درست می کنم ومی زارم سر جای خودش
ذهن عزیزم دوست دارم اروم باش من همیشه هواتو دارم نمی زارم اذیت بشی قرار نیست زجر بکشی نرو تو لاک دفاعی نرو تو حالت بحران من درکت می کنم ومی خوام با کمک هم درستش کنیم رفیق❤️
نشان های دریافت شده
سلام و درود
با چاقی شروع کن با تناسب تمام کن
چند وقته که من فقط داشتم به این قضیه فکر میکردم و از خودم می پرسیدم عجیبه چرا من با اینکه خیلی وقته تو مسیرم و خیلی عادات های من تغییر کرده ولی شکم و پهلوی من اونجوری تغییر نکرده و حتی جاهای دیگه شاید یه مقدار کم تغییرات داشتم ولی نه اونقدر نسبت به تلاشی که من میکنم
رفتارهای غذایی من کلی تغییر کرده تمایلاتم تغییر کرده ولی من همچنان همین جور باقی موندم خودم گفتم حتما یه مانعی هست این وسط که نمیزاره که این جسم کارش رو انجام بده
چندبار میخاستم به استاد پیام بدم ولی انگار نمیشد که پیام بدم انگار جواب این سوالم مربوط به خودم میشد
من اگه به خوبی تمام اون چیزهای که استاد میگن رو به خوبی اجرا کنم میتونم به هدفم برسم نیازی به پرسیدن نیس
پس اینجا یه جای کار گیر داره
مقصر خودم هستم باید فکر کنم که ببینم من چه باوری چه تصویری از خودم دارم که جسم من تغییر نمیکنه
وقتی می بینم خیلیا لاغر شدن این فکر مرور میشه که ببین مریم همه لاغر شدن متناسب شدن ولی تویی که اینقدر دوست داری چیکار کردی
دوره رو رها کن شاید اینجا جواب نگیری
اینجا به درد تو نمیخوره وگرنه تو سعی خودت میکنی ولی تغییر نمیکنی
دایم منفی بافی بیخ گوشم سرزنشم میکنه که دوره رو رها کن ول کن این کارها رو
تو که تغییر نمیکنی همه تغییر کردند دیگه تو کی میخاهی تغییر کنی ولی باز هم خدا رو شکر یه نیروی قوی تر در وجودم فریاد میزنه که مریم ادامه بده ادامه بده تو نتیجه میگیری
به هدف میرسی حالا چه عجله ای داری
به هدفت میرسی
مریم تو باید چشمت رو از روی جسمت برداری نری جلو آینه و شکمت رو دست بگیری و بگی کی این چربی ها آب میشه کی پهلوهام آب میشه مدام داری به جسمت توجه میکنی این یه مانع هس که نمیزاره تو متناسب شی
من الان خودم رو میپذیرم و جسمم رو دوست میدارم و چشمم رو از روی جسمم برمیدارم و به راهم ادامه میدم
مانع ها باعث میشه که به هدفمون نرسیم پس کافیه که تو مسیر یکی یکی مانع ها رو برداریم که بتونیم راحت تر مسیر تناسب رو طی کنیم با حال خوب با استمرار داشتن با شوق و ذوق داشتن 🙏
ممنون و سپاس از استادم
ممنون و تشکر از خداوندم که مسیر درست زندگی رو بهم نشون داده خدایا شکرت برای آشنایی من با این دوره ها آشنایی با استاد عزیزم خیلی خوشحالم که اینجا هستم 🥰👍🙏
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز ودوستان خوبم
یک عمر داشتم از روشهایی که بدنم رو لاغر کنم استفاده میکردم و با روزه گرفتن و کم خوردن درحال لاغر شدن بودم ولی خودم رو دوست نداشتم هیچ وقت از خودم خوشم نمی اومد با وجود این که با این روشها 45کیلو بودم و موقع ازدواج 43کیلو بودم ولی ارامش ذهنی نداشتم و همش درگیر این بودم که بتونم کم بخورم تا لاغر بمونم و افکار منفی همیشه تو ذهنم بود اینو نخور که چاق میشی
تو استعداد چاقی داری از ملاحظه نکنی باز چاق میشی و وقتی ازدواج کردم و همسرم که لاغر بود و اصلا افکار چاقی نداشت هی اصرار داشت که باهاش بخورم و اون فرقی نکرد و من شروع به چاق شدن کردم ودیدن خودم در اینه و یا وقتی که لباسهام رو میپوشیدم و برام داشت تنگ میشد حس بد و تنفر از خودم رو در من تشدید میکرد من مدام توفکر این بودم که خب نمیشه یه قرص باشه بخورم که یک شبه برای همیشه لاغر بشم و یا یک معجزه ای برام رخ بده که من برای همیشه لاغر بشم ولاغر بمونم و مثل شوهرم با خیال راحت غذا بخورم و چاق نشم ولی نبود و هر چی منتظر موندم معجزه ای رخ نمیداد غیر از حال بد و افزایش تنفر از خودم هیچ چیز نداشتم
در تمام این سالها نگاهم فقط به چاقی بود و لاغری رو نمیدیدم و برام چاقی راحت ترین کار دنیا بود و لاغر شدن سخت ترین کار چون خوردن برام تفریح شده بود و برام فرار از نگرانی ها بود و لاغر شدن محدود شدن از لذت خوردن بود و این خیلی منو عذاب میداد و با خدا درگیر بودم که چرا من چرا همسرم لاغره و دوستام لاغرن و خیلی ها لاغرن و همه چی میخورن و من که شایدیک صدم اون هم نخورم چاقم
موقع لباس پوشیدن که باز بدتر و موقع لباس خریدن عذاب داشتم همش دنبال لباسهای گشاد بودم که سایز منو داشته باشه وحس تنفرم و افکار منفیم واین که من در مقابل چاقی ناتوانم رو تقویت میکرد
من فکر میکردم برای لاغری باید بدنم رو لاغر کنم و همیشه با خودم فکر میکردم که بزاراین دفه لاغر بشم همش از پوشیدن فلان لباس خوشحال میشم و از این اندام که دارم لذت میبرم همه لذ ت هامو گذاشته بودم برای بعد از لاغری
تا این که روزی این معجزه رخ داد و من به روش معجزه اسایی با این سایت اشنا شدم شروع کردم از همان فایلهای اول که دوره رایگان بود (ولی در واقعیت پر از نکات عالی )ارامش رو دریافت کردم من حالم بهتر شد یاد گرفتم باید اول ذهنم و افکارم رو تغییر بدم تا رفتار و عادت هام تغییر کنه و بعد دوره ها رو تهیه کردم و من در این دوره ها با خودم اشتی کردم و تنفر تبدیل به اشتی باخودم شد به ارامش درونی دست پیدا کردم و خدارو دیگه سرزنش نکردم وخودم رو مسعول همه این گرفتارهایم یافتم پس من خودم هم میتونم درست کنم تمام زندگیمو
اگه قبلا روزه میگرفتم و کم میخوردم و حالم بد بود و خودم رو محدود می یافتم الان از نخوردن های اضافی لذت میبرم و خودم رو تشویق میکنم که چیزی که نیاز نداشتم نخوردم و خیلی راحت با همراهی ذهنم و پیامها و الارم ها ی اون انجام میدم وقتی دستم میره سمت چیزی که نیاز ندارم بهم میگه نخور تو که نیاز نداری و منم گوش میکنم وبا ذهنم دوست شدم باهاش نمیجنگم و هی بگه بخور و من نخورم و روزه بگیرم الان هر وقت گرسنه ام به اندازه نیازم میخورم و وقتی گرسنه نیستم نمیخورم و از این نخوردن لذت میبرم
من وقتی شروع کردم 85کیلو بودم و با همون وزن و اندازه سعی کردم کارهایی که دوست دارم رو انجام بدم و نزارم برای بعد از لاغری مثل خرید کت و شلوار لی و یا کت و جلیقه و یا خرید مانتو شماره یک و برام لذت بخش بود شاید مانتو شماره یک اندازم نبود اون موقع ولی خریدم و خیلی از این خرید لذت بردم
ذهن خوبم رفیق سالهای زندگیم بیا با هم زندگی خوبی بسازیم و بدنی سالم و زیبا و جوان داشته باشیم و با ارامش و شادی زندگی کنیم
ذهن خوبم دوست من سالیان سال با تو جنگیدم ولی هر دوی ما اذیت شدیم و لی از وقتی باهم دوست شدیم هر دو در ارامش و شادی زندگی میکنیم
من به شکر خدا 4سالی هست که در این مسیرم و ادامه میدم تا همچنان این اموزه ها در ذهنم تثبت شود و منو ذهنم دوستای خوبی در این مسیر باشیم و
خداوندا برای بودنم در این مسیر و تغییر افکار و باورهام و رفتارو عادتهام بی نهایت سپاس
خدایا برای تغییر زندگیم در همه جنبه های زندگیم بی نهایت سپاس گزارم
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
چقدر این متن بهم کمک کرد که راحتتر با اضاه وزنم کنار بیام و اونو غول بی شاخ و دم نبینمش.چند وقتیه که دارم توی مسیر صدگام با لاغری قدم برمیدارم و گاهی از خودم میپرسیدم چرا جسمم تغییری نمیکنه و در جواب به خودم میگفتم همین که حسم خوبه یعنی اینکه در مسیر درست هستم و امروز متوجه شدم که من اضافه وزنم رو پذیرفتم و دارم ذهنمو برای تغییر آماده میکنم و کم کم تغییرات در جسمم هم به وجود میاد و هر وقت از خودم میپرسم که پس کی لاغری در من ظاهر میشه به خودم جواب میدم من در مسیر لاغری هستم و این برام خیلی ارزشمند هست چون احساس خوب میده. الهی شکر از این آگاهی ناب.یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خالقبی همتا
صلام خدمت استاددعطار روشن و همه دپستان هم مسیر
جمله کاربردی من
من دارم مهم تربن کار رو برای وجودم انجام میدم تحولی خوب منتظر من هست از عمل کرد من از انچه اموزش دبدم وبهش دارم عمل هم میکنم وبهتربن خودم خرج خودم مبکنم بهتربن ها هم دریافت میکنم امسال در اثر کاری روی توجندین جنبه تمرین تکرار کردم دریافت به مرانب بیشتر هم داشتم
که همه فقط،برای خود خوپم هست و از صحیت رفتار بهتر من تورابطه با اطرافم عمل کرد افراپ. تفاوت چشم گیری هم پیدا کرده
امسال بچه برای روز مادر وروز تولد کادوهای که همه احساس عالی به منانتقال داد تهبه کردن حتی نوه ام که اصلا ارش هیچ انتظاری ندارم برای تهبه کادویی روز مادر اول ی نقاشی کشیده نوشته خوشکلی توش برام کشیده ابن کارقبول نکرده اسرار زیاد که من بابد برای تو ومامان جون حتما گل بگیرم دخترم میگفت وفتی بهش کفتیم نه کلی ناراحتی کرده که حتما باید باید گل بکیرم دختر باهش یی کلدا کلی زیبا گرغته برام اور همسرم هم که من بازم هیچ انتضاری ازش نداشتم برای من کادویی تهیه کرد تازه برای ۴ بچه ها هم کادو کرفت بود وقتی کادوهای داد
اول خودم تعجب کرد بی صدا خربد کرده جیزی نگفته برای بجه کادو گرفته احساسی متفاوت از مجبت بوس خنده بین بچه و پدارش رعد بدل شد
احساس عشق محبت که هرروز ازخالقم درخواستش دارم این عشق محبت به مرور هی داره افزایش بیشتری پیدا میکنه ازخدایی خودم بی نهایت سپاس کزار هستم که هدایت کرد حمایت کرد تصویرخای فبلی کم رنکش کرد تجسم های خوبی دارم هروز احساس خوبی رو طی میکنم
پس من تومسیر درست زنذکیم قرار دادرم که دارم با مسیر زندکی خودم انجام مید خوبی مسیر تناسب فکری فردی موفق هست با زندگی خودش تناسب فکری هم باهش به پیش ببره و مسیر تناسب فکری اصلا از زندکی فردی من که جدا نیست جنبه های زندکی من پوشش میده
حنبه زندکی من با تغیبر درست و عمل کرد خودم به کسترش بهبود و ترمیم انجام میشه امید که دارم یقین دارم دارم هدایت و حمایت دارم میشم که بهترین خودم باشم تغیبرات ارام ارام داشتم تغیبرات هم داره بیشتر کسترش پبدا میکنه
من فردی قویتر شدم برای مونع که جلوی مسیر هست من وفتی بهش برخورد میکنم من قویتر از مانع شدم ارزش با اسونی و راحت عبور می کنم با احساسی متفاوت این بر طرف کردن تجربه خودم و روح هست تا روحم از این طریق زندگی من هم راضی بودنم رو هم تحربه میکنه
احساس موفق بودن خودم برای من راضیت بخش هست من دیگه اپن فرد قبلی نیستم که تجربه های شکست پیشت هم هر برنامه وزن کم کردن از من فردی دیگه ساخته بود
کلی مشکلات غیر فابل حل داشتم که به مسئله قابل حل تغییر پیدا کرد به مرور حل شد بازم مسئله خواهم داشت میدونمکه حل شدنی هست وحل میشه خیلی راحتر اسون چون من دارم روی هر ابعاد وجودی خودم مرتب کار میکنم واین احساس وحال خوب ممپهست که امید به ترمیم بهبود بهتر برای منمی سازه این ساخته از کار خودم و کمک های خدای عزیزم هست که بهش ایمانی بیشتر دارم این کمک به نوع زندگی منداره پشت هم انجام میشه بهبودهای بهتری داشتم خدایا شکرت که از کمکت بی نسیب نیستم
من با جاقی با حسمی سنگین وبا فشار ذهنی زباد افکار به شدت شلوغ جسمی وروحی به مراتب خسته ذهنی مشغول وایمانی که حال احساس،امید درش نبودرضایتی از خودم واعتماد به خودم که جیزی ارزش، دیگه وجود نداشت احساسی خراب انگیره برای ادامه زندگی نداشتن خودم لایق هیج جیز خوب دیگه ندیدن با هدایت و حمایت خالقم خودم تو سایت دیدم
تمام بخش بالا همه تو بخش ترمیم قرار گرفتن طی این مدت تغیبر خوبی انجام شد از هربخش که بهش حالا نگاه میکنم من عبور کرد وحال احساس قویی توهربخش جاگزین شده
اخر مسیر من حتما لاغری هست ولی خارج شدنی از مسیر نخواهم داشن دست اورد من انقدر بزرگخوب عالی هست چرا ازمسیر ش خودم خارج کنم که خدایی نکرده ازاین همه نتیجه عالی بگزرم
دوباره برکشت کنم به همون بخش،فبلی من دیکه هیج نیازی به بخش فبلی ندارم خط باطلی هست که تو هر بخش زندکی بهش کشیدم
تا به هدفم که لاغری و سلامتی و تناسب فکری هست جامعه عمل بپوشونم خدایاسپاس گزار هستم ازت تشکر میکنم که بسیار کمک کردی که زندکی متفاوتی رو تحربه کنم
در ساحل ارامش الهی قرار بگیریم امین