همه ما روزهای سخت در زندگی زیاد داشتیم. روزهایی که صبحش با همسرمون سر یه موضوع ساده بحثمون شده، ظهر سر کار یکی حرفی زده که ناراحت شدیم و عصر هم یه پیام از فامیل اومده که حالمون رو بدتر کرده.
شب، سر میز شام، همون غذای همیشگی رو میخوریم، شاید حتی کمتر از همیشه. ولی فرداش که روی ترازو رفتیم، دیدیم که وزنه بالاتر رفته.
من که هر بار میدیدم وزنم بالاتر رفته اولین فکری که در ذهنم مرور میشد این بود که حتما این چند روزه زیاده روی کردم، من لاغربشو نیستم، من اراده ندارم.
ولی زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم متوجه شدم که موضوع به این سادگی نیست که اگه من یکی دو روز به هر دلیل کمتر بخورم حتما لاغر میشم. چون وقتی ذهن تحت فشار باشه، بدن با همون مقداری که از نظر خودم کم بوده انگار یه جور دیگه رفتار میکنه. دقیقا مثل اینکه حیفش مییاد مصرفش کنه و همش رو ذخیره کرده باشه!.
توی این مقاله میخوام دربارهی تاثیر استرس بر چاقی توضیح بدم. میخوام بهت بگم چرا وقتی استرس داریم حتی با غذای کم هم وزن اضافه میکنیم،
اتفاقا دو تا پژوهش جالب در این مورد پیدا کردم که نتیجهاش جالب توجه که در ادامه دربارهاش صحبت میکنم.
من ۳۵ سال با رژیم و ورزش و ترازو کلنجار رفتم و سالها فکر میکردم مشکلم فقط مقدار غذاییه که میخورم. بعدها فهمیدم خیلی از مواقعی که وزنم بالا میرفت، همون مواقعی بود که پریشانی ذهنم بیشتر بود. جالبه که در این سالها که نوشتههای شماها رو میخونم این ارتباط رو تو نوشتههای خیلی از بچهها که از برنامههام استفاده کردن بارها دیدم.
در این جلسه میآموزیم:
🤯 تاثیر استرس بر چاقی؛ چرا با غذای کم هم وزن اضافه میکنیم؟
سالها فکر میکردم چاقی فقط اینه که من ژنتیکی چاقم یا بخاطر اینه که عادت کردم چای رو با شکر شیرینی میکنم و میخورم. این طرز فکر باعث شد که به این باور برسم که اگه بیشتر بخورم چاقتر میشم. ولی نمیدونم چرا به این فکر نکرده بودم که منی که هر سال چند کیلو وزنم اضافه میشد واقعا غذا خوردنم بیشتر نشده بود که.
اگه برای هر بار چاقتر شدن غذا خوردن من بیشتر شده بود که بعد از چند سال باید میزان خوردن من از توان مالی خانواده ام بیشتر میشد درحالی که واقعا اینطور نبود.
پس چرا من یا احتمالا شمایی که داری این نوشته رو میخونی با اینکه میزان غذا خوردنمون به مرور بیشتر نشده ولی وزنمون به مرور بیشتر و بیشتر شده؟!

یکی از دلایل اضافه شدن وزن اینه که هرچقدر که ما بزرگتر شدیم میزان استرس ما هم بیشتر شده. جالبه بدونی که برای مغز اصلا فرقی نداره که استرس به چه دلیل ایجاد شده، به خاطر دعوای خانوادگی استرس داری یا بخاطر امتحان نوبت اول یا به هر دلیل دیگه چون در هر صورت مغز فقط استرس رو میشناسه و وقتی استرس ایجاد بشه به صورت خودکار دستورات بعدی رو صادر میکنه.
برای مغز انسان و البته سایر موجودات استرس معنی خطر رو میده و مغز وقتی فکر کنه در خطره سعی میکنه انرژی بیشتری ذخیره کنه، درست مثل کسی که خبر بدی شنیده و فکر میکنه شاید روزهای سختی در پیش باشه، پس هرچی دستش میاد رو انبار میکنه.
این مثالیه که سالهای اخیر بارها در زندگی روزمره شاهدش بودیم. بدن هم در این حالت بهجای اینکه غذا رو بسوزونه، ترجیح میده بخش بیشتریش رو به شکل چربی ذخیره کنه.
البته باید اضافه کنم که چون همین شرایط برای افراد متناسب هم وجود داره ولی اونها چاق نمیشن بنابراین نمیشه گفت که این یه دلیل قطعی برای چاقیه ولی میشه اونو عامل تشدید کننده در نظر گرفت.
یه موضوع دیگه هم است که از نظر من خیلی تاثیرگذارتر از مورد قبلیه، وقتی ذهن تحت فشار عصبی قرار میگیره، هوس خوراکیهای شیرین یا خوراکیهایی که بیشتر جنبه تفریحی و لقمه ای دارن بیشتر میشه. یعنی شما وقتی مضطرب میشی خیلی بعیده واسه خودت برنج و قرمه سبزی درست کنی که بخوری یا یه پیتزای کامل بخوری، بیشتر سمت خوراکیهای هله هوله ای یا لقمه ای میری.
یعنی از یه طرف بیشتر میخوری و از طرف دیگه بدنت کمتر میسوزونه. این همون دلیلیه که خیلی از ما بارها گفتیم «من که چیزی نمیخورم، پس چرا وزنم کم نمیشه؟»
اینها حدس و گمان من نیست. دو تا پژوهش جالب، این موضوع رو خیلی دقیق بررسی کردن که در ادامه برات تعریف میکنم. این پژوهشها سالها روی رابطهی استرس و بدن کار کردن.

🍽️ پژوهشی که چاقی رو از زاویهی تازهای نشون داد
سال ۲۰۱۵ نتیجهی یه پژوهش در مجلهی علمی Biological Psychiatry چاپ شد. سؤال پژوهشگرها این بود که آیا استرسی که آدم روز قبل تجربه کرده، روی واکنش بدنش به یه وعدهی غذایی اثر میذاره یا نه.
برای این کار ۵۸ خانم رو انتخاب کردن. همهی این خانمها از ۱۲ ساعت قبل چیزی نخورده بودن و بعد به همهشون یه صبحونهی سنگین و چرب دادن که دقیقاً یکسان بود؛ چیزی حدود ۹۳۰ کیلوکالری، شامل سوسیس، تخممرغ، بیسکویت و سس.
قبل از خوردن غذا، از هر کدوم پرسیدن که روز قبل چه اتفاقهایی براشون افتاده. بعضیها روز آرومی داشتن و بعضیها از یه بحث، یه گرفتاری کاری یا یه نگرانی مالی گفتن. بعد از غذا، پژوهشگرها تا ۷ ساعت بدن این خانمها رو زیر نظر گرفتن تا ببینن چقدر چربی میسوزونن.
نتیجه خیلی جالب بود. خانمهایی که روز قبل حتی یک اتفاق استرسزا رو تجربه کرده بودن، بعد از همون غذای یکسان، چربی کمتری سوزوندن و انرژی کمتری مصرف کردن. یعنی دو نفر دقیقاً یه غذا خورده بودن، ولی بدن کسی که ذهنش آرومتر بود، اون غذا رو بهتر مصرف کرده بود.
این یعنی تاثیر استرس بر چاقی فقط به این نیست که آدم موقع استرس بیشتر میخوره. حتی وقتی به اندازه میخوری، ذهن پراسترس به بدنت میگه این انرژی رو ذخیره کنه.
پژوهش دوم؛ در مورد بحث زن و شوهر بود که خیلی جالبه
همون سال، یه پژوهش دیگه در مجلهی Psychoneuroendocrinology چاپ شد که یه قدم جلوتر رفت. این بار پژوهشگرها ۴۳ زوج رو انتخاب کردن که حداقل سه سال از ازدواجشون گذشته بود.
به هر زوج همون صبحونهی چرب رو دادن و بعد از غذا ازشون خواستن ۲۰ دقیقه دربارهی یکی از موضوعهایی که همیشه سرش بحثشون میشه حرف بزنن؛ مثلاً خرج خونه، تربیت بچه یا رابطه با خانوادهی همسر. موضوعهایی که احتمالاً برای خیلی از ما آشناست.
پژوهشگرها این گفتوگوها رو بررسی کردن و دیدن زوجهایی که بحثشون تندتر و پرتنشتر بود، بعد از غذا چربی کمتری سوزوندن و نشونههای التهاب هم در بدنشون بیشتر بود. یعنی یه بحث بیستدقیقهای بعد از غذا، روی اینکه بدن با اون غذا چی کار کنه اثر گذاشته بود.
حالا اگه به گذشته خودت یا حتی همین چند روز اخیر توجه کنی شاید مواردی رو پیدا کنی که موقع غذا خوردن مشغول یه بحث ناراحت کننده بودی و در همون حالت هم داشتی غذا میخوردی.
یه موضوع دیگه هم هست که این روزها خیلی شایع شده: اینکه خیلیها موقع تماشای فیلم یا دیدن کلیپ غذا میخورن. در این شرایط حواس ما بیشتر از اینکه به خوردن باشه به دیدنه و اون احساسی که از تماشای فیلمها در ما شکل میگیره روی اینکه بدن چه تصمیم یا واکنشی نسبت به غذای وارد شده بگیره تاثیر میذاره.
این موارد در پژوهشها ثابت شده و من فقط با چند تا مثال ساده خواستم شباهت رفتاری و احساسی خودمون با یافتههای علمی رو واضحتر کنم.

🧘♀️ راهحل ذهنی؛ وقتی ذهن آروم میشه، بدن هم بهتر عمل میکنه
تا اینجا دیدیم که استرس هم هوس خوردن رو زیاد میکنه و هم باعث میشه بدن انرژی کمتری مصرف کنه. حالا سؤال اینه که چی کار کنیم.
جواب من اینه که تا وقتی ذهن در حالت خطره، هیچ تلاشی برای لاغر شدن نتیجهی پایدار نمیده. مثل اینه که داری روی تردمیل قدم میزنی با اینکه زمان و انرژی صرف کردی ولی از جات تکون نخوردی.
به همین دلیله که در دورههای آموزشی تمرینات زیادی هست که نتیجه همه اونها افزایش آرامشه و اینو در نوشتههای هزاران نفری که از آموزشها استفاده کردم خوندم که این چند روزه که دارم از دوره استفاده میکنم احساس آرامش بیشتری دارم.
پس قدم اول، کم کردن غذا نیست. قدم اول اینه که ذهنت رو کمتر درگیر استرس و فشار عصبی کنی تا مغز دیگه حس خطر نداشته باشه. وقتی این حس کم بشه، بدن هم کمکم دست از انباشته کردن چربی برمیداره.
یه کار ساده که میتونی از همین امروز شروع کنی، اینه که موقع غذا خوردن فیلم تماشا نکنی، در مورد موضوعات ناراحت کننده صحبت نکنی و حتی اگه تازه یه بحث داشتی یا حالت خوب نیست، چند دقیقه صبر کنی و غذا نخوری، چشمهات رو ببند و سعی کن همهچیز رو تو ذهنت سفید ببینی. بعد که کمی آروم شدی، غذاتو بخور. شاید ساده به نظر بیاد، ولی همین چند دقیقه میتونه اون غذا رو برای بدنت به یه غذای دیگه تبدیل کنه.
برای اینکه بیشتر به این موضوع ترغیبت کنم به این فکر کن که چندبار تا حالا از افراد متناسب شنیدی که وقتی استرس دارند یا اعصابشون خورده چیزی از گلوشون پایین نمیره؟!
به نظرم این رفتار افراد متناسب با چیزی که پژوهشها کشف کردند ارتباط داره. و منی که در هر حالت غذا از گلوم پایین میره، حتی موقعی که عصبانی و مضطرب هستم شاید نتونم هر کار دیگه ای رو انجام بدم ولی غذا رو به خوبی میتونم بخورم بیشتر تاثیر استرس بر چاقی برام باورپذیر میشه.
تو دورهی آرامش در بیداری دقیقاً روی همین موضوع کار میکنیم. در این دوره یاد میگیری چطور استرسهای روزانه رو بدون اینکه باهاشون مبارزه کنی یا بخوای برای همشون راه حل پیدا کنی پشت سر بذاری و مدیریت آرامش ذهنی خودت رو به دست بگیری.

🧸 وقتی ریشهی استرس به بچگی برمیگرده
استرس رو مثل یه مهارت ببینید. مثل گیتار زدن، نقاشی کشیدن، انگلیسی صحبت کردن و هر موضوع دیگه که با تکرار و تمرین باید یاد گرفته بشه. بخاطر همینه که خیلی از ماها بزرگ که میشیم بدون اینکه انتخاب کرده باشیم دچار اضطراب و استرس مزمن میشیم.
بچهای که تو خونهای بزرگ شده که مدام دعوا بوده، یا همیشه نگران بوده که پدر و مادرش از دستش ناراحت بشن، یا حس کرده دیده نمیشه، ذهنش خیلی زود یاد گرفته که همیشه آمادهی خطر باشه. این آمادگی با بزرگ شدن از بین نمیره؛ فقط شکلش عوض میشه.
خیلی از بچههای سایت برام نوشتن، وقتی به بچگیشون فکر کردن، یادشون اومد که خیلی وقتها موقع عصبانیت و ناراحتی با غذا خوردن خودشون رو آروم کردن که البته این عادت هم میتونه ریشه در برخوردی داشته باشه که از بچگی با ما شده.
اگه در کودکی هر وقت گریه میکردی مادرت یه چیزی داده دستت که بخوری ولی گریه نکنی حالا که بزرگ شدی هم دقیقا خودت داری همون الگو رو اجرا میکنی فقط شکلش عوض شده.
متاسفانه این روزها این رفتار در خانوادهها خیلی شایع شده که از خوراکیهای متنوع و رنگارنگ برای خوشحال کردن، آروم کردن یا سرگرم کردن بچهها استفاده میکنند و این رفتار در بزرگسالی به شکلهای مختلف فرد رو دچار مشکل میکنه.
این همون چیزیه که من بهش میگم «فرمول ذهن چاق». یعنی یه برنامهی قدیمی که سالها پیش تو ذهن نوشته شده و هنوز داره اجرا میشه. و تا وقتی این برنامه عوض نشه، تاثیر استرس بر چاقی همچنان ادامه پیدا میکنه، حتی اگه امروز زندگی آرومی داشته باشی.
بازنویسی برنامههای قدیمی ذهن
برنامههای ذهنی رو میشه تغییر داد اگرچه کار ساده ای نیست. ذهنی که یه روز یاد گرفته با غذا آروم بشه، میتونه الان یاد بگیره که راه دیگهای هم برای آروم شدن هست.
با یه تمرین ساده میشه تغییرات اساسی در الگوهای ذهنی ایجاد کرد: هربار که بخاطر استرس یا ناراحتی رفتی سراغ خوراکی سعی کن دلیل حالت احساسی خودت رو نوع خوراکی که انتخاب کردی رو بنویسی. با این کار ساده خیلی راحت میتونی فرمولهای ذهنی خودت رو کشف کنی. بعدش جلوی هر کدوم یه راهکار غیرغذایی بنویس.
مثلا اگه یادداشت کردی امروز بخاطر برخورد همسرم به شدت عصبانی شدم و بعدش چند تا بیسکوئیت خوردم، تو پرانتز یه راه جایگزین غیرخوراکی یادداشت کن مثلا (بعدش یه موزیک آرامش بخش گوش میدم).
تا اینجا تو تونستی فرمول ذهنی رو شناسایی و برای اون جایگزین تعریف کنی، حالا فقط کافیه چند مرتبه در مواقع ضروری از انتخاب جایگزین استفاده کنی. به همین راحتی شما میتونی فرمول ذهنی خودت رو تغییر بدی.
در دورهی پاکسازی چاقی از ذهن این کار رو خیلی عمیقتر انجام میدیم؛ یعنی باورها و ترسهای قدیمی که هنوز تو ناخودآگاه فعالن رو پیدا میکنیم و قدمبهقدم عوضشون میکنیم. وقتی ذهن احساس امنیت کنه، بدن هم دیگه دلیلی برای نگه داشتن چربی نمیبینه.

👗 استرس اجتماعی؛ وقتی نگاه دیگران روی وزنت اثر میذاره
تا حالا شده یه لباس رو دوست داشته باشی، ولی نپوشیش چون میترسیدی بقیه دربارهی بدنت حرف بزنن؟ یا تو یه مهمونی بهجای اینکه از غذا لذت ببری، همهش فکر کنی «نکنه بقیه دارن به من نگاه میکنن که چقدر میخورم»؟
اینها هم نوعی استرس هستن، فقط کمتر کسی اسمشون رو استرس میذاره. استرس اجتماعی یعنی فشاری که از نگاه و حرف دیگران روی ذهنت میاد. خیلی کم افراد به شکل مستقیم این فشار را ایجاد میکنند و خیلی زیاد خودمون در ذهنمون این فشار رو ایجاد میکنیم.
مثلاً وقتی تو جمعی هستی که با بدنت راحت نیستی، تو خودت داری استرس رو در وجودت شکل میدی.
اگه یکی از فامیل جلوی بقیه بهت میگه «چاق شدی» عامل بیرونی یا فرد داره استرس رو به وجودت تزریق میکنه.
زمانی که تو اینستاگرام عکس آدمهایی رو میبینی که اندامشون همونیه که تو رؤیاشو داری و ناخودآگاه خودت رو با اونها مقایسه میکنی داری با استفاده نادرست از رسانه استرس رو در ذهنت ایجاد میکنی.
ممکنه ما این استرسها رو جدی نگیریم و بگیم «مهم نیست». ولی ذهن اینها رو ثبت میکنه و بارها مرورشون میکنه. و همونطور که دیدیم، برای مغز فرقی نداره استرس از کجا اومده. نتیجه همونه: بدن میره تو حالت دفاعی، هوس شیرینی و خوراکیهای هله هوله ای و لقمه ای بیشتر میشه و چربی هم بیشتر ذخیره میشه.
حالا ببین چه چرخهای ساخته میشه: از نگاه دیگران استرس میگیری، بهخاطر استرس بیشتر میخوری یا بدنت کمتر میسوزونه، وزنت بالا میره و بعد از نگاه دیگران بیشتر میترسی. این چرخه از ذهن شروع میشه و از همونجا هم میشه متوقفش کرد.
آرامش درون، سپری در برابر نگاه دیگران
ما نمیتونیم کنترل کنیم که بقیه چی میگن یا چی فکر میکنن. ولی میتونیم یاد بگیریم که حرفشون اینقدر تو ذهنمون نمونه. هدف این نیست که با حرفها بجنگی؛ هدف اینه که بهمرور نسبت بهشون بیتفاوت بشی.
دفعهی بعد که یه نفر دربارهی وزنت حرف زد و دیدی ذهنت داره اون جمله رو مدام تکرار میکنه، از خودت بپرس: «این حرف دربارهی منه، یا دربارهی نگاه اون آدم؟» خیلی وقتها جواب اینه که اون حرف بیشتر از اینکه دربارهی تو باشه، دربارهی ذهن خود اون آدمه.
در دورهی ورود به سرزمین لاغرها روی همین نگاه کار میکنیم؛ اینکه چطور نگاهت به بدنت رو عوض کنی، از مقایسه بیرون بیای و وقتی جلوی آینه میایستی، بهجای قضاوت کردن خودت، با خودت راحت باشی.

🧠 تغییر بدن از ذهن شروع میشه
وقتی همهی اینها رو کنار هم بذاریم، یه تصویر روشن به دست میاد: از استرسهای بچگی گرفته تا بحثهای امروز و نگاه دیگران، همه از یه مسیر روی بدن اثر میذارن. ذهن احساس خطر میکنه و بدن برای محافظت، چربی نگه میداره.
برای همینه که میگم اگه واقعاً میخوای وزنت کم بشه، کنترل غذا یا ورزش و دمنوش و …. فایده نداره. تا وقتی ذهنت در حالت دفاعیه، بدن هم در برابر تغییر مقاومت میکنه. خیلی از کاربرا برام نوشتن، بعد از سالها رژیم گرفتن، تازه الان با استفاده از آموزشها وقتی یاد گرفتن ذهنشون رو آروم کنن، دیدن که وزنشون راحتتر از قبل کم میشه.
بیشتر وقتها هم وقتی ذهن آرومتر میشه، چیزهای دیگهای هم تغییر میکنه: خواب بهتر میشه، هوسهای شبانه کمتر میشه، حوصلهی آدم بیشتر میشه و دیگه هر ناراحتیای مستقیم به یخچال ختم نمیشه.
پژوهشها چه عددی نشون دادن؟
در همون پژوهش اول، خانمهایی که روز قبل حتی یک اتفاق استرسزا داشتن، بعد از اون صبحونه حدود ۱۰ درصد چربی کمتری سوزوندن. شاید ۱۰ درصد عدد بزرگی به نظر نیاد، ولی پژوهشگرها حساب کردن که اگه این اتفاق مدام تکرار بشه، در طول یک سال میتونه به چند کیلو اضافه وزن برسه. اون هم بدون اینکه آدم حتی یک لقمه بیشتر خورده باشه.
این عدد به نظر من بیشتر از هر چیزی نشون میده که چرا نمیشه ذهن رو از مسیر لاغری جدا کرد.
📌 حرف آخر
اگه بخوام همهی این مقاله رو در یک جمله بگم، اینه: تاثیر استرس بر چاقی واقعیه، و از ذهنی شروع میشه که احساس خطر میکنه.
هر بار که با ناراحتی، دلخوری یا بعد از یه بحث غذا میخوری، بدنت اون غذا رو یه جور دیگه مصرف میکنه. پس دفعهی بعد که حالت خوب نبود، قبل از اینکه سر سفره بشینی یا بری سراغ چای و شیرینی، چند دقیقه به خودت فرصت بده تا ذهنت آروم بشه.
یادت باشه همون روز سختی که اول این مقاله تعریف کردم، مشکل اون شام نبود؛ مشکل حالی بود که باهاش سر سفره نشسته بودی. وقتی این حال عوض بشه، رابطهی بدنت با غذا هم عوض میشه.
حالا دوست دارم بدونم: آخرین باری که با ناراحتی غذا خوردی کی بود و بعدش چه حسی داشتی؟ برام تو قسمت نظرات بنویس.
🌱 چرا تمرین ذهنی مهمه؟
خوندن این مقاله اولین قدمه، ولی ذهن با تمرین عوض میشه. تا وقتی فکرهای قدیمی دربارهی غذا و استرس تو ذهنت فعالن، بدن هم در حالت دفاعی میمونه. این سؤالها کمک میکنن رابطهی استرس و خوردن رو تو زندگی خودت پیدا کنی.
📝 سؤالهای تمرین
این سؤالها رو همین امروز از خودت بپرس و جوابهاش رو روی کاغذ بنویس:
- آخرین باری که با استرس یا ناراحتی غذا خوردی، کی بود و بعدش چه حسی داشتی؟
- روزهایی که بحث یا دلخوری داری، بیشتر سراغ چه خوراکیهایی میری؟
- وقتی استرس داری، چه جملهای تو ذهنت تکرار میشه؟ مثلاً «یه چیزی بخورم آروم شم».
- تو بچگیت، وقتی ناراحت بودی، بقیه چطور آرومت میکردن؟
- بهجای خوردن، چه کاری میتونه چند دقیقه ذهنت رو آروم کنه؟
💬 تجربهات رو بنویس
اگه دوست داشتی، جوابهات رو همین پایین تو قسمت نظرات بنویس. من نظرات رو میخونم و شاید خوندن تجربهی تو به خانم دیگهای که همین مشکل رو داره کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 29 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد عزیز و همراهان گرامی
واقعا امروز خیلی خوشحال هستم و واقعا صمیمانه از استاد عزیزم تشکر میکنم بعد از یکسال به خاطر آزمایش دوره ای شرکت رفتم طب کار و کلی لذت بردم که در همه موارد خیلی خوب شدم و حتی چشمم به شکل قبل ضعیف نشده و دیدم کمی بهتر شده بود واقعا عجیب بود و وقتی به قسمت نوار قلب رفتم باید قد و وزن میگرفتم استرس نداشتم چون میدانستم خوب عمل کردم و وقتی رفتم روی ترازو و عدد ۷۵ دیدم همان لحظه فقط استاد اومد تو ذهن من و از صمیم قلب و وجودم ازش تشکر کردم چقدر خوشحال شدم و به قول خود استاد ما نباید کاری بکنیم و ذاتا لاغر هستیم و اضافه وزن یک بیماری خیلی لذت بردم که بدون هیچ گونه فشاری و گرسنگی و هیچ کار خاصی به اندام ایده ال رسیدم و فقط با چنتا تکنیک ساده که خودم بهش رسیدم و شخصی میباشد به این راحتی متناسب شدم و حتی همسرم نگران بود که چرا داری لاغر میشی بااینکه میدونه من فایل گوش میدم ولی میگه مصرف غذا کم نشده و راحت همه چی به اندازه نیاز مصرف میکنم حتی دختر سه ساله من آخر شب میگه بریم فایل به نام خدای مهربان گوش کنیم بااینکه هیچی متوجه نمیشه حداقل ۳ تا ۴ دقیقه فایل گوش میکنه
هدف از این پیام تشکر عمیق صادقانه و با حس و حال عالی از استاد عزیزم استاد عطار روشن که واقعا دارد معجزه میگند در مورد لاغری و هرکسی لایق باشد و هدف داشته و به قول خودش پیشکار و استمرار در این روش و اینکه شما هرچقدر دراین مسیر باشید وتعهد داری به نتایج عالی میرسی و هرچقدر نداشته باشی تعهد بیشتر داری یه اضافه وزن و چاقی
سپاس فراوان از شما استاد عزیز
سلام و درود
خواندن پیامت لبخند عمیقی در وجودم ایجاد کرد.
گفتی بدون فشار، بدون گرسنگی و با لذت به وزن ۷۵ کیلوگرم رسیدی. این یعنی تو الفبای «تناسب با ذهن» را کاملاً درک کردهای.
اینکه چکاپ پزشکیات عالی بوده و حتی بیناییات بهبود پیدا کرده، نشاندهنده این است که وقتی ذهن آرام شود و بدن در مسیر طبیعیاش قرار بگیرد، خودبهخود شروع به بازسازی میکند.
تو نه تنها خودت را تغییر دادی، بلکه آگاهی را به نسل بعدت هم هدیه دادی.
اضافه وزن یک “مهمان ناخوانده” و یک بیماری بود که حالا از خانهی وجودت بیرون رفته است. تو ذاتاً لایق اندام متناسب هستی. استمرار و تعهدی که از آن حرف زدی، کلید اصلی ماندگاری این حال خوب است.
با همین فرمان، با لذت و بدون سختگیری به مسیرت ادامه بده. منتظر شنیدن موفقیتهای بزرگترت در تمام ابعاد زندگی هستم.
در پناه خدای مهربان، شاد، متناسب و ثروتمند باشی.
نشان های دریافت شده
سلام زمانی که چاق بودیم ومیخواستیم لاغرکنیم وقتی برنامه رژیمی ازدکترمیگرفتیم تاحدودی اجرامیکردیم بجای امیدبه لاغرشدن استرس داشتیم دوباره چاق نشیم موقع سایزووزن چقدر استرس داشتیم خداکنه عددترازوکم نشون بده یاموقع سانت گرفتن عدددورکمروشکم کم شده باشه یا موقع درس وامتحان چقدراسترس داشتیم وهمین خودش یکی ازعامل پرخوری بود چاقی همیشه ربطی به ارث نداشت استرس خودش عامل چاقی وقتی رژیم میگرفتیم وکم میخوردیم وگرسنگی کشیدنه خودش یجوربدن روتوفازقحعطی میزاشت وبدن ازترس کمبودموادچربی روذخیره میکردوماوقتی عصبی هستیم چقدرسراغ خوردن میریم وتندتندغذامیخوریم ومتوجه نمیشیم چقدرخوردیم من خودم خیلی تندغذامیخوردم واصلا متوجه سیری نمیشدم وموقع ناراحتی سراغ شیرینی میرفتم من خودم جزافرادی هستم بدعصبانی میشم وشروع میکنم به پرخوری عصبی ولی داشتن یک ذهن ارام چقدرکمک میکنه هم زندگی شادداشته باشیم وهم بدن متناسب وبدن درحالت ارامش چربی ذخیره نمیکنه چاقی ازذهن شروع میشه درروش لاغری باذهن ما میایم بااستفاده ازفایل های اموزشی فرمول های قدیمی رو تغییرمیدیم بحاش فرمول جدید جایگزین میشه یادمیگیریم تندتندغذانخوریم روخوردن هاورفتارتمرکزداشته داشته باشیم ذهن ارام وعصبی نمیشه من خودم یه مدت بدجورعصبی شده بودم وچقدراسیب دیدم ولی بلطف خدا دیگه اون ادم عصبی نیستم وارام شدم تنها باعث پرخوری نمیشه توروابط با خانواده چقدرتاثیربدمیزاره همیشه اختلاف ولی وقتی مهاربشه دیگه ارام هست ویک زندگی تلخ تبدیل میشه به یک زندگی شاد درروش ذهنی یادگرفتیم ازافکارمنفی دوری کنیم خودش یکی ازعوامل استرس زاهست من مادرباید ارامش داشته باشم بتونم بافرزندم روابط خوب داشته باشم باخوشرویی برخوردکنم نه باخشونت یاباهمسرم یک رابطه دوستانه داشته باشم اطرافم بودن افرادی باهمین عصبانیت چه بلایی سرشون اوردن وقتی ذهن ارام باشه بدن هم متناسب میشه خیلی ازافرادهستن لاغری روباذهن شروع میکنن توهفته های اول فایل گوش میدن وانتطاردارن سریع لاغربشن وقتی نمیشن چقدرحالشون بدمیشه ورها میکنن مسیرباذهن یک ارام وطولانیه وقدم دراین راه نیازبه صبروارامش داره نه عجله وبی حوصلگی هروزجلوایینه نگاه کردن وناامیدشدن خوداستادما چقدرتلاش کردن تا بتونن هم متناسب بشن هم توکسب وکارموفق بشن همش نتیجه صبروارامش هست که دارن کسی باعجله به جایی نرسیده همسرم من خیلی صبورن ومن هیچ وقت ندیدم سریع بخوادعصبی بشه یا توانجام کاری عجول باشن هرجابرن جوری برخوردمیکنن کارش زود انجام میشه وطبق این مقاله بهترین نسخه لاغری داشتن ارامش هست
سلام
استرس استرس استرس
خیلی مهمه شاید من قبلا اینطوری راجع بهش فکر نکردم
اینکه هرچی با آرام و حوصله بدو استرس غذا بخورم از هزاران قرص چربی سوز بهتره خیلی حال کردم با این جمله به نظرم هرکی اینا درک کنه کام بزرگی در مسیر تناسب برداشته
چه روزهایی که غذام دیر شده گرسنه بودم با عجله و استرس اومدم تند تند غذا خوردم زیاد نخوردم ولی با عجله و استرس خوردم حالا میفهمم چرا چاقتر میشدم ولی اصلا قراره من به چاقی فکر نکنم
ولی سوال ذهنیم بر طرف شد
از بچگی چه قدر ضربه خوردیم و استرس کشیدیم و بدنمون احساس نا امنی کرده و چربی ذخیره کرده
چ ق در جالبه
در محیط کار رفتارمون زندگی شخصی سراسر استرس بوده و بدن چاره ای جز ذخیره چربی به واسطه هورمون کوتیزول نداشته و همه منشا از ذهنه
اگه ذهن تربیت بشه برا آروم زندگی کردن و در مواجهه با مشکلات آروم برخورد کنه و بگه حالا پیش اومده دیر یا زود حل میشه یا فراموش میشه و این طبیعیه ذهن آروم میگیره و سطح استرس میاد پایین پس
در هر شرایطی ذهن و آروم میکنیم واکنش هیجانی به اتفاقات نشون نمیدیم
و با آرامش هنگام احساس کرسنگی غذا میخوریم و بسیار با آرامش و آرام غذاها را میجویم و از طعم بو و مزه غذا لذت میبریم و خداراشکر میکنیم
سلام استاد و هم مسیران عزیز
استرس اولین مانع برای چاقی است چون استرس به همراه خود عجله کردن و تنش دارد و این عجله کردن در خوردن هم دیده می شود و افراد چاق اکثرا با شتاب غذا می خورند و اصلا غذا را نمی جوند و بیشتر غذاها را قورت می دهند ولی افراد متناسب حتما غذا را می جوند و با صبر و حوصله غذا می خورند در نتیجه نداشتن استرس باعث می شود کل بدن مکانیسم خود را درست انجام دهند و متناسب باشند
خانواده همسر من همگی لاغر هستند و غذا را زیاد می جوند چند سال قبل در مراسمی خانواده همسر و خانواده خودم را دعوت کردم کل خانواده من زودتر از خانواده همسرم غذا خوردند و جالبه تعجب کرده بودند که چطور آنها آهسته غذا می خورند و در هر لقمه غذا خوردن قاشق و چنگال خود را کنار می گذارند ولی افراد چاق هنور لقمه داخل دهان خود را فرو نبردند لقمه بعدی را آماده خوردن کردند و این تفاوت فاحش بین افراد چاق و لاغر است و گاهی افراد چاق به شوخی به افراد لاغر می گویند فکر می کنی دارند سنگ می خورند که اینقدر باید ریز باشه و بجوند
و استرس و ناراحتی دلیل بسیار مهمی برای پرخوری در افراد چاق است چون با زیاد خوردن فکر می کنند به آرامش می رسند و با توجه به این نکته که من وقتی ناراحتم زیاد می خورم این باور اشتباه را در ذهن تقویت کردند و بارها شده در موقع ناراحتی و استرس احساس گرسنگی کردند و با همین کار خود را آرام کردند
افراد لاغر وقتی استرس و ناراحتی داشته باشند اصلا غذا نمی خورند حتی وعده ی غذای روزانه خود را به تعویق می اندازند ووقتی هم سیر باشند اصلا به زیاده بودن غذا به عنوان اسراف نگاه نمی کنند و آن را به راحتی دور می ریزند تا وارد طبیعت شود حتی یک لقمه ولی افراد چاق با باورهای اشتباه این غذای اضافی را وارد بدن خود می کنند تا با ذخیره سازی در بدن اضافه وزن بیاورند و این برگشت به طبیعت با تاخیر بیشتری انجام شود
من دقیقا متوجه شدم هر وقت که استرس دارم و ناراحتم بیشتر گرسنه می شوم و اصلا پیغام سیری رادریافت نمی کنم و این حالت را بارها تجربه کردم و فکر می کنم باور چاق شدن در من بسیار قوی است . پس باید یاد بگیرم قبل از خوردن غذا ذهن خود را به آرامش برسانم و بعد غذا بخورم تا به اندازه بخورم و سریع پیغام سیری را دریافت کنم
پس من در این فایل یاد گرفتم
استرس و نگرانی = چاقی بیشتر
آرامش = متناسب شدن و لاغر شدن
من باید این باور را در خودم تقویت کنم که آرامش داشتن در هنگام غذا خوردن باعث می شود من به درستی غذا بخورم و بدنم نیز مکانیسم خود را درست انجام دهد چون وقتی غذا بدون جویدن و با عجله وارد بدن شود معده نمی تواند آن را هضم کند و مقدار زیادی از آن را در بدن ذخیره می کند و در بدن به صورت چربی در شکم / سینه / باسن / رانها / پشت کمر / کونه ها / گردن به صورت غبغب و ….دیده می شود و ظاهر ما را چاق و زشت می کند وافراد لاغر چون فرصت به معده می دهند تا غذا را به خوبی هضم و جذب کند مقدار زائد دقیقا از بدن آنها دفع می شود و اصلا دخیره در بدن آنها شکل نمی گیرد
انشاالله من هم با این آگاهی به اندازه و بدون استرس غذا می خورم و بدون سختی و بدون ورزش و رژیم متناسب می شوم . چون لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
به نام خالق که ارامش خوب ازش دارم
سلام ب استاد و همه دوستان
وفتی به قبل خودم دقت میکنم زمانی که ارامش داشتم حال روحیم خوب بود تو اطرافم ازمشکلات خبر نبود وفتی یی برنامه رژیمی اجرا می کرد هم باوره لاغر شدن سریع داشتم واقعا سریع لاغر میشم بارها انقدر لاغر شدم که هی به من میگفت میشد چی کار کردی چی شده که به این میزان لاغر شدی
ولی از زمانی که مفصل پام دچار اشکال شد کلی باوره کنارش تو حالت ورزش کردن لاغر خواهم شد که همه دست به دست هم داد حرکت من کند شد و حال روحیم خوب نیود از خودم از وضعیت جسمی رضایت نداشتم باوره زود لاغر شدن کم رنگ شد و همه دست به دست هم داد و کلا موضوع لاغر شدن به کناری رفت فقط وزن کم کردن برنامه من شد بارها بارها به بچه ها می گفت یی الگویی نادرست تو ذهن خودم وبچه جا گرفت
اون زمان نمیدپستم دارم چه بذری خطرناکی تو ذهنم و بچه ها می کارم هم خودم و همه فرزندانم به مرور دچار چاقی شدن خودم تعجب میکرد که جرا هم زمان با من بجه ها هم دارن جاق میشن و حالت روحی من بیشتر خراب میشد وبا نگاه به خودم تنفر بهش اضافه شد وهمه جیز،مهیا بود برای کسترش چاقی تو جسم خودم و خانوداهام شد
به یاد دارم پسرم انقدر لاغر متناسب بود که اون زمان همه به من میگفت چرا انقدر لاغر هست انقدر اسرار همسرم زیاد بود که پسر لاغر متناسب من شد یی پسر چاق دخترم هر کودم از اضافه وزن شکایت داشتن ارث و شکل و مدل چاقی همه به من نسبت میدادن با گفتن این موضوع من بیشتر ناراحت می شدم و خودم وازث مسئول این اشکال خودم فرزندانم تو ذهنم میدونستم
با وارد به سایت به لطف خدای عزیزم انکار همه چیز دست به دست هم داده برای ارامش بیشتر من دخترم دوم حسابی با یی روش خودش لاغر کرد دخترم کوچکم واقعاخودش متناسب کرده وخرید اسون راحت که انجام میدن میپوشن جلوی من راه میرن لذت می برم خداوند شکر
پسرم نه اصلا رژیم گرفت نه کار خواستی انجام داد اول وزنش کنترال شده وزنش داره گم میشه این از عکس که چند روز پیش داشتم مقایسه می کرد بهش رسیدم واز تنکی شلوار وتی شرت و لباس شکایت نداره که لباس خریداری شده اندازهاش نیست همه لباس های عیدش که تعدادش زیاد بود که خریداری همه می پوشه
خودم با این مسیر که خدایی عزیزم هدایت کرده حمایت میکنه حال روحی خوبی رو تجربه میکنم
تو رابطه با همسرم واطرافم حس ارامش دارام خودم با خودم اشتی کردم فرمول اشتباه بهتر بیشتر بهش شناخت پیدا کردم و دارم لاغری اسون راحت داره به پیش میره پس لاغر شدن با تناسب فکری باید هربخش تو جای خودش تو ارامش باشه که لاغری درست به مرور تکمیل بشه
با توجه به خودم و برطرف نشدن موانع ذهنی ومحیط بیرونی من یا لاغری نمیشم ویا لاغری سختری رو خواهم داشت
من تو هفته گذشته دوره اصلاح فرمول ذهنی تو ورزش طبق ایده خدایی عزیزم تویی فایل از شما به من رسید یی جرغه تو ذهنم زد برم ببینم که من این دوره سال اول تهیه کردم ببینم دیدگاهی نوشتم با تعحب دیدم اصلا هیج دید گاهی تو این دوره ندارم اصلا من این دوره آموزش ندیدم یی ۵ روز خوب براش وقت گذاشتم کلی فرمول که مثل چرخ دنده تو در تو بود بهش رسیدم دو فایل صوتی برای خودم ضبط کردم باید توذهفته های آینده بازم این دوره مفید بازم تکرار و دیدکاهم بنویسم انقدر مطلب برام جالب بود که تو دفترم نوشتم
برای سلامتی جسم که اولین اون تناسب جسمی هست یی پاک سازی دیگه تواین بخش نیاز داشتم که داره با دقت انجام میشه حس سبکی بهتری رو برام به ارمغان آورد باور پزیز نیست این دوره داشتم انجام دادم چون هنوز تو فرکانسش قرار نداشتم حتی دیده گاه ننوشتم پس یعنی ازش هیجی متوجه نشدم که هیج دیدگاهی ندارم من یادپگرفتم من کلی فرمول تو ذهنم دارم که تو هرجنبه اون داره کار خودش انجام میده فقط بخش چاقی و لاغری تمام شدنی نیست
تو رابطه هست تو ارامش واقعی هست تو رفتار تو گفتار وعمل کرد وانتظارم ازخودم بازم ریشه میشه به هر سرشاخه اب رسانی دارای میکنه ولی وفتی بلدش که نبود نمیدوستم از کجا سرچشمه میگیرد
حالا به شکر خدایی عزیزم متوحه میشم دارم چی برخوردی با خودم و با اطرافم دارم انجام میدم که همه چیز تو ارامش به پیش بره ارامش توخوردن کمی بعضی زمان کم بود یا نبود به خودم قول دادم این بخش تو ارامش کاملتری به پیش ببرم که لاغری بهتری رو دریافت کنم
لاغری اسون راحت زمانی برای من هست که واقعا تو ارامش باشم فقط با گفتن ایجاد نمیشه تمام مراحلش باید اموزش تمرین کرد تکرار و اطمینان داشت شک نداشت و ادامه داد استمرار داشتن بهش خواهم رسید
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
سلام سلام سلام
من قبلا کتاب در رابطه با هیپنوتیزم که میخوندم متوجه میشدم که بدن و ناخودآگاه با هر آسیبی برای دفاع از خودش خودش را پنهان میکنه لای چربی هاش
و چاق میشه
وجاق شدن ی مکانیسم دفاعی برای دفاع از هر آنچه بود که درون اسیب دیده بود
و با این مقاله دلیل کاملش و متوجه شدم
من تقریبا هرگز یادم نمیاد غذایی و با آرامش خورده باشم همیشه استرس و ترس از اضاف وزن داشتم حتی وقتی آروم بودم مثلا
من همیشه غذا و با هیجان و سریع خوردم انگار.وقت ندارم یا کسی دنبالمه یا تکه نخورم میمیرم
دقیقا این مقاله تمام سؤالای ذهنیه منا جواب داد و مکمل با ارزشی در رابطه با کتاب هایی که خوندم
من وقتی استرس دارم اصلا جمله ای به ذهنم نمیاد فقط فکر میکنم باید بخورم وگرسنم که شاید اگه از خودم میپرسیدم آیا واقعا کرسنه ای جواب ن بود شاید اگه لباس میپوشبدم و بیرون میرفتم و یا کاری دیگر میکردم درست میشد
خیلی خوبه که فکر کنم واحساس کنم قبل غذا نیاز به هیجان نیست قرار نیست بمیرم از گرسنگی و غذا هست نترس
و با ارامش غذا بخورم و تمرین کنم
من از امروز به خودم قول میدم
که قبل هر استرسی و هیجانی دلیلشو بپرسم و خودمو آروم کنم و با آرامش و آرام غذا بخورم
و دائم به خودم بگم چیزی نیست آروم باش
نشان های دریافت شده
با سلام به استادعزیز وهم مسیران گرامی آخرین باری که با استرس غذا خوردی، چه حسی بعدش داشتی؟ متاسفانه این روزها حداقل برای من بسیار پرتنش واسترس زا در حال سپری شدن است وشوربختانه باید بگردم دنبال آخرین باری که بااسترس غذا نخورده ام وبا خواندن مطالب امروز دریافتم که درصورت نداشتن آرامش وهمراه بودن با شرایط استرس زا همه تلاشمان جهت تناسب همچون آب درهاونگ کوبیدن است واین اگرچه موضوع وواقیتی تلخ است اما در تلخی ش موضوعی مهم نهفته که غیر قابل انکاراست وبایدپذیرفت که راه گریزی نیست اما خبر خوب اینکه باوجود همه این شرایط من سعی وکوششم براینست که با افکار ورفتاری درست بسمت غذا بروم اگرچه خودخوب میدانم استرس وعدم آرامش دروجودم هست واین بخش رو کمتر میتوانم کنترل کنم درمورد خودم به شخصه براین باورم که درهنگام عدم آرامش و شرایط نابسامان واسترس زا با بی میلی وبسیار کم غذا میخورم ولی چه سود که همان مقدار درست ورفتار درست غذایی بجهت شرایط بد ذهنی چندان موثرنیست واین نجوا گاهی میاد که ول کن بابا نخوریم کی چی لاغربشیم که چی واینجا رفتار نادرست هم گاهی بسراغمان میاید وتوامان با عدم آرامش واسترس میشود آنچه نباید بشود حال واحساس بدپرخوری ازبابت حال وهوای بدذهنی بکمک هم همه تلاشمان رانابود میکند آیا تا حالا متوجه شدی روزهای پرتنش، بیشتر هوس غذاهای چرب یا شیرین پیدا میکنی؟ دراین مورد توضیح دادم که ترجیحم این است که اصلا غذا نخورم وغذاها اصولا بهم نمیچسبه ولی دچار یاس وناامیدی که بشوم ناگهان ناخودآگاه میبینم که همه ی هدفهای مسیر تناسبم برایم کم اهمیت میشوند وقتی استرس داری، چه جملهای معمولاً در ذهنت میاد؟ ولش کن بزا بخوریم تو این وانفسا کی حالشو داره لاغر شه لاغرشیم که چی بزا بخوریم گور پدردنیا وازاین جملات مخرب والبته تاثیرگذار درجهت خلاف تناسب اگر یاد بگیری آرامش رو قبل از غذا خوردن تمرین کنی، چه تغییری تو روند کاهش وزنت اتفاق میافته؟ باتوجه به توضیحات نوشتاری این فایل حالا درک کردم که آرامش چه سهم بزرگ وکلیدی درتناسب داره و من بعد میبایست تمرین کنم که حداقل درتایم خوردنها ووعده های غذایی ابتدا به یک آرامش ذهنی برسم سپس درست رفتارکنم ودرست فکرکنم تا به تناسب ایده آل و پایدارم دست یابم به لطف خداوند و آموزه ها وآگاهیهای شما استاد گرامی و دعای خیر همراهان مسیر لاغری با ذهن سپاس از شما بابت این متن بسیار عالی وپربارو آموزنده
نشان های دریافت شده
با اجازه ی خدای خوبم سلام خدمت استاد عزیز وهم مسیران .من الان معنی این حرفو متوجه شدم که همیشه بهمون میگفتن آروم غذا بخور دنبالت که نکردن .وقتی که به گذشته فکر میکنم میفهمم چرا چاق شدم و چرا با وجود رژیمهای مختلفو ورزش های هرروزه نتونستم به وزن دلخواهم برسم چون همش با استرس غذا میخوردم بعد از غذا هم طبق معمول عذاب وجدان جلو در ذهنم منتظر نشسته بود .یادمه زنداداشم که دیابت داره میگفت من یه روز صبح پاشدم و دلم بستنی خواست بستنی رو خوردم رفتم قندمو چک کردم دیدم نرماله .ولی روز بعد اعصابم خرد بود وهیچی نخوردم رفتم قند ناشتامو چک کردم دیدم ۴۵۰ شده .میگفت اونوقت متوجه شدم که استرس چقدر سیستم بدنو مختل میکنه .من قبل از شروع صد گام ادم بسیار استرسی بودم ونگران از خوردن .ولی خدارو شکر که این دوره از من یه آدم دیگه ساخت .استاد عطار روشن تا آخر عمرم مدیون شما هستم .من خیلی لغزش داشتم و بی ایمان وباور به این دوره بودم دلیلشم اول خودم بعد هم رژیمهای نا موفق قبل بودن .که با هر رژیم تازه ناامید تر میشدم ولی الان با ایمان کامل این مسیرو دارم ادامه میدم .خدایا ازت میخوام که در این مسیر ثبت اقدامنا باشم .من هروقت با همسرم بحثم میشد سریع میرفتم سروقت شیرینی جات .ولی یاد گرفتم که اول خودمو آروم کنم بعد ببینم چی میشه …من مطمئنم اگه با آرامش غذا بخورم در مسیر کاهش وزن قرار میگیرم .با تشکر .همیشه سر بلند باشید استادم.