این جلسه در ادامه قسمت نهم از مجموعه گنج پنهان میباشد.
اگر درباره «لاغری با ذهن» شنیدهای که فقط با تغییر افکار، تکرار جملات تأکیدی یا تصویرسازی ذهنی میتوان بدون تغییر رفتار وزن کم کرد، احتمالاً با یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن روبهرو هستی.
خیلیها که وارد مسیر لاغری با ذهن میشوند، دقیقاً همین نگرش را دارند… فکر میکنند فقط تغییر افکار و باورها کافی است و نیازی نیست به رفتار و عادات روزانهشان توجه کنند 😵💫.
نتیجه؟ بعد از چند هفته، سردرگم و ناامید میشوند و ممکن است فکر کنند روش لاغری با ذهن اصلاً جواب نمیدهد 😞.
ذهن و باورها نقش مهمی در شکلگیری انتخابها و عادتهای غذایی دارند، اما بهتنهایی کافی نیستند؛ برای رسیدن به نتیجهای واقعی و پایدار، لازم است تغییر نگرش با توجه به رفتارهای غذایی، احساس گرسنگی و سیری و عادتهای روزمره همراه شود.
در این مقاله بررسی میکنیم کدام باورها ممکن است مسیر لاغری ذهنی را دشوار کنند و چگونه میتوان با هماهنگ کردن ذهن و رفتار، مسیر آگاهانهتر و پایدارتری را دنبال کرد.
در این جلسه میآموزیم:
چرا فقط کار کردن روی باورها کافی نیست؟ 🤔
خیلی از افراد تازه وارد مسیر لاغری ذهنی، با خودشان فکر میکنند:
«کافی است روی باورهای خودم کار کنم، عبارتهای تأکیدی تکرار کنم، تصویرسازی ذهنی انجام دهم و وزن ایدهآلم را بهدست آورم!» 🧘♀️✨
اما واقعیت چیز دیگری است: باور بدون عمل بیثمر است.

درست است که افکار و باورها نقش کلیدی دارند، اما اگر رفتارها تغییر نکنند، باورها تنها حس خوبی ایجاد میکنند و هیچ تغییری در وزن واقعی رخ نمیدهد.
بسیاری از افراد با همین اشتباه گرفتار میشوند و تصور میکنند مسیر لاغری با ذهن صرفاً با تغییر افکار امکانپذیر است. اینجاست که باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن ذهن را سردرگم میکنند و باعث توقف نتیجه میشوند. ⚠️
برای مثال، تصور کن فقط روی عبارت تأکیدی «من لاغر هستم» کار میکنی 🧘♀️، اما هر وقت پای یک میز مهمانی مینشینی، پرخوری میکنی 🍕🍦.
در این حالت، ذهن تو پیام «لاغر بودن» را میشنود، اما اعمال تو با آن همخوانی ندارد و نتیجهی مورد انتظار ظاهر نمیشود. این دقیقاً نمونهای از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است که ذهن را با واقعیت رفتار تطبیق نمیدهد.
پس باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن معمولاً شامل این طرز فکرها هستند:
- «فقط تغییر نگرش کافی است.» 🧠
- «لازم نیست به نقطه سیری و رفتارهای غذایی توجه کنم.» 🍽️
- «با تمرینات ذهنی خود به خود لاغر میشوم.» 🌀
واقعیت این است که تا وقتی باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن در ذهن باقی بمانند و روی رفتارهای عملی کار نکنید، هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود.
📌 نکته مهم: لاغری واقعی زمانی اتفاق میافتد که تغییر فرمولهای ذهنی همراه با تغییر رفتار و مدیریت واکنشهای جسمی و ذهنی با هم پیش بروند.
یعنی همزمان ذهن و بدن را با هم هماهنگ کنیم تا نتایج واقعی و پایدار بهدست آید ✨💪.
همین ترکیب افکار و عمل باعث میشود که انتظار ذهنی از چاقتر شدن کمرنگ شود و تمایلات، هیجانات و انتخابهای روزمره به شکل طبیعی تغییر کنند 🌟.

چرخه افکار، اعمال و انتظار در لاغری 🌀
برای درک بهتر باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن، یک چرخه ساده و واقعی را تصور کن 🔄:
- عمل نادرست: مثلا پرخوری کردن 🍰 یا خوردن غذایی که میدانی زیاد است 🍕.
- مرور افکار: «من نتوانستم خودم را کنترل کنم»، «چاق میشوم»، «اراده کافی ندارم» 🧠.
- شکلگیری انتظار: انتظار داری دوباره چاقتر شوی و این انتظار، حتی قبل از اقدام بعدی تو، ذهن را مشغول میکند 😓.
این چرخه هر بار که تکرار شود، فشار روانی افزایش مییابد و باعث میشود:
- قبل از رفتن به مهمانی نگران پرخوری باشی 🎂
- قبل از شروع سفر، اضطراب وزن گرفتن داشته باشی ✈️
- در مورد هر غذا و هر رفتار، احساس گناه و ترس داشته باشی 😰
این همان جایی است که باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن خود را نشان میدهند. خیلیها فکر میکنند کافی است روی افکار و باورها کار کنند، اما وقتی چرخه عمل–فکر–انتظار ادامه دارد، نتیجه واقعی ظاهر نمیشود. ⚠️
برای مثال، تصور کن افکارت درست است و تمرینات ذهنی را انجام میدهی 🧘♀️، اما هر بار که پرخوری میکنی 🍦 یا از نقطه سیری خود فراتر میروی 🥗، ذهن تو پیام لاغر بودن را میشنود اما اعمالت با آن همخوانی ندارد.
وقتی فقط روی باورها کار کنیم و اعمال و انتظار را اصلاح نکنیم، چرخه فشار روانی ادامه پیدا میکند و نتیجهای که انتظار داریم ظاهر نمیشود 💔.
اما وقتی باورهای اشتباه را شناسایی کنیم و همزمان روی اعمال و مدیریت انتظار تمرکز کنیم، فشار ذهنی کاهش مییابد، تمایلات تغییر میکند و مسیر لاغری واقعی و پایدار شکل میگیرد 🌟💪.

تمرینها و توجه به نقطه سیری 🥗
خیلیها فکر میکنند تمرینهای لاغری با ذهن فقط برای «کم خوردن» طراحی شدهاند، اما این یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است ⚠️.
واقعیت این است که هدف اصلی تمرینها، ایجاد آگاهی و حس رضایت از عملکرد خود است 💖.
تمرینها به ما یاد میدهند چطور باید بخوریم تا هم از غذا لذت ببریم 😋 و هم انتظار چاقی کاهش یابد.
وقتی به تمرینها به شکل صحیح نگاه میکنیم، درمییابیم که تنها تمرکز روی باورها کافی نیست؛ باید افکار، اعمال و انتظارات خود را با هم هماهنگ کنیم 🧘♀️.
توجه به نقطه سیری و واکنشهای بدن، ما را قادر میکند تا تصمیمات غذایی خود را با میل و علاقه شخصی بگیریم، نه با اجبار یا فشار رژیم 🚫🥄.
برای مثال، وقتی یاد میگیریم چطور به سیری توجه کنیم 🍽️:
- دیگر خبری از فشار و اضطراب رژیم نیست 😌
- میدانیم چه میزان غذا برای بدن ما مناسب است 🥗
- افکار منفی درباره «چاقکننده بودن غذا» کمرنگ میشوند ❌🍰
در این صورت، ترکیب افکار و رفتار ما هماهنگ شده و انتظار لاغری به شکل طبیعی شکل میگیرد 🌟اما وقتی ذهن، اعمال و انتظار همزمان اصلاح شود، تجربه لاغری واقعی، آرام و پایدار خواهد بود 💪✨.
ترکیب تغییر باور و تغییر عملکرد 🧠👣
در مسیر واقعی لاغری با ذهن، دو عنصر کلیدی باید با هم ترکیب شوند تا نتیجه پایدار و واقعی حاصل شود:
۱- اصلاح باورها و نگرشها 💡
این یعنی تغییر افکار درباره:
– غذا و مواد غذایی 🍎
– ژنتیک و سوخت و ساز بدن ⚡
– ترس از چاق شدن و نگرانیهای ذهنی 😰
توجه داشته باش که تنها تمرکز روی افکار بدون عمل، یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است ⚠️. اگر فقط بگویی «من لاغر هستم» و عملت تغییر نکند، ذهن و بدن همخوانی ندارند و نتیجه ظاهر نمیشود.
۲- اصلاح عملکرد و رفتارها 👣
این بخش شامل تغییر عادات غذایی، واکنش به محرکهای بیرونی 🛒 و توجه به میزان رضایت از هر رفتار است 🥗.
وقتی به رفتارهای خود احترام میگذاریم و با علاقه واقعی عمل میکنیم، فشار روانی و اضطراب ناشی از رژیمهای سنتی کاهش مییابد 😌.
وقتی باورها و عملکرد با هم ترکیب شوند ✨
- افکار اصلاح شده باعث میشوند عملکرد خودبهخود تغییر کند 🧘♀️
- تغییر عملکرد، تجربه مثبت و رضایت ایجاد میکند 😍
- انتظار لاغری در ذهن شکل میگیرد و تصویر ذهنی از خود متناسب پررنگتر میشود 🌟
این ترکیب دقیقاً نقطهای است که بسیاری به آن توجه نمیکنند و باعث میشود همچنان در چرخهی باطل گرفتار شوند 🔄. وقتی ذهن و عمل هماهنگ باشند، لاغری با آرامش، بدون فشار و بدون اضطراب رخ میدهد 🌿💚.

چرا رژیمها اغلب نتیجه نمیدهند؟ 🚫🥗
بسیاری از افراد وقتی وارد مسیر لاغری میشوند، اولین راهحل را رژیمهای سخت و محدودکننده میبینند. اما واقعیت این است رژیمهای سنتی معمولاً تنها روی حذف غذا یا محدودیتهای شدید تمرکز دارند:
- «این غذا ممنوع است!» ❌
- «نمیتوانم شیرینی بخورم!» 🍰
- «اگر بیشتر از این بخورم، حتما چاق میشوم!» 😓
در این حالت، افکار و باورهای ذهنی هیچ تغییری نمیکنند. چرخهی افکار، عمل و انتظار 🔄 همچنان ادامه دارد و فشار روانی زیاد میشود.
نتیجه؟ بعد از مدتی، بیشتر افراد رژیم را رها میکنند و همه چیز به حالت قبل بازمیگردد 😞.
در مسیر لاغری با ذهن، داستان کاملاً متفاوت است 🌟:
- هیچ اجبار و محدودیت سختی وجود ندارد 💚
- تمرینها بر اساس علاقه و میزان رضایت فرد طراحی شدهاند 🥗
- تغییرات پایدار و خودبهخود رخ میدهند ✨
یعنی به جای زور و اجبار، شما یاد میگیرید چطور با ذهن خود هماهنگ شوید، افکار اصلاح شوند و اعمال شما همسو با باورهایتان تغییر کند 🧠👣.
نتیجهگیری
باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن باعث میشوند فکر کنیم فقط تکرار عبارتهای تأکیدی یا تصویرسازی ذهنی کافی است 🧘♀️.
اما تجربه نشان میدهد که مسیر واقعی لاغری ذهنی، ترکیب تغییر نگرش و اصلاح رفتار است تا انتظار لاغری در ذهن شکل بگیرد و نتیجه واقعی ظاهر شود 🌿.
یاد بگیر که:
🧠 به افکار و باورهای خودت توجه کنی
👣 رفتارها و واکنشهایت را اصلاح کنی
💛 به میزان رضایت خود از عملکردت توجه کنی
این سه گام ساده، باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن را در لایههای ذهن ناخودآگاهت اصلاح و مسیر لاغری ذهنی واقعی را برایت هموار میکند و تجربهای لذتبخش و پایدار از کاهش وزن به ارمغان میآورد 🌟.
اگر دوست داری این مسیر را سریعتر و اصولیتر طی کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً برای تو طراحی شده است 🚀.
در این دوره، با تمرینهای هدفمند و تکنیکهای عملی، باورها و رفتارهای درست را همزمان اصلاح میکنی و به شکل خودکار و لذتبخش به تناسب اندام میرسی 💛.
همین حالا قدم اول را بردار و به جمع افرادی بپیوند که با لاغری با ذهن واقعی آشنا شدهاند 🥳.
۱. آیا فقط با تغییر افکار و باورها میتوان با لاغری با ذهن وزن کم کرد؟
خیر. تغییر افکار و باورها میتواند به اصلاح نگرش نسبت به غذا و کاهش وزن کمک کند، اما بهتنهایی تضمینکننده کاهش وزن نیست. رفتارهای غذایی، میزان دریافت انرژی، فعالیت بدنی، خواب و عوامل مختلف جسمی نیز در وزن نقش دارند. بنابراین بهتر است تغییر ذهنیت در کنار اصلاح عادتهای رفتاری دنبال شود.
۲. آیا تکرار جملات تأکیدی مثل «من لاغر هستم» باعث کاهش وزن میشود؟
جملات تأکیدی بهتنهایی باعث کاهش وزن نمیشوند. اگر این تمرینها به ایجاد نگرش سالمتر و تغییر رفتارهای روزمره کمک کنند، میتوانند بخشی از مسیر باشند؛ اما انتظار کاهش وزن صرفاً با تکرار عبارتهای تأکیدی، یک باور اشتباه درباره لاغری با ذهن است.
۳. توجه به نقطه سیری چه نقشی در لاغری با ذهن دارد؟
توجه به نشانههای گرسنگی و سیری میتواند به فرد کمک کند آگاهانهتر غذا بخورد و از خوردن بدون توجه به نیاز واقعی بدن فاصله بگیرد. با این حال، نقطه سیری تنها یکی از عوامل مؤثر بر رفتار غذایی است و نباید آن را تنها عامل تعیینکننده کاهش وزن در نظر گرفت.
۴. مهمترین باور اشتباه درباره لاغری با ذهن چیست؟
یکی از مهمترین باورهای اشتباه این است که «فقط با فکر کردن و تمرینهای ذهنی، بدون تغییر در رفتار، حتماً وزن کم میکنیم». ذهنیت میتواند بر انتخابها و عادتهای ما اثر بگذارد، اما نتیجه پایدار معمولاً به ترکیبی از نگرش مناسب، رفتارهای غذایی سالم، فعالیت بدنی و توجه به شرایط فردی نیاز دارد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.36 از 132 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ، متناسب شدن ارزوی هرفردچاق هست ، چون فردچاق یادگرفته برالاغری باکم خوردن ورزش هست میشه لاغرشد،این روش ها کاملا اشتباهه ذهن منشا چاقیه باید اصلاح بشه چجوری باگوش کردن به فایل ها همین تمرین وتکرار هاست نتیجه میده ذهن چاق ماسالهاست عادت کرده بانگرش های اشتباه زندگی کنه ،نه چاقی ارثیه ،نه کم تحرکی همش باوراشتباهه ،ذهن من چاق عادت کرده به خوردن هایی که انگاربراش تبدیل به عادت شده من خودم سالها اینجورزندگی کردم ناهارخوردم سیرم عصرحتما بایستی باچاییم شیرینی اگرنبودبیسکویت میخوردم شب باید شام مفصل میخوردم نگاه نمیکردم معدم سیره بیرون رفتم حتمایه چیزبخورم چراکلا زندگیم شد خوردن ازیکی ازدوستان پرسیدم فلانی چرا زیادنمیخوری گفت کاش خوردنه نبود چی هست گفتم چقدر راحته چراترس ازخوردن تووجودما رخنه کرده تمام این عادتها یجورسدشده توذهن نمیزاره مابه هدف برسیم نون وبرنج همیشه مقصرچاقی هست بعدش شیرینی وفست فود،من چاق بجای اصلاح افکار میام زوم میکنم روعددترازو اون چاقی اصلی من نیست ذهن چاق من مقصره ،چرادرکنارروش ذهنی وسوسه میشیم یک روش دیگر اجراکنیم چراپایبندبه یک روش نیستیم افکاراشتباه مثل مه غلیظ جلوذهن مارومیگیره طبق گفته این فایل افکار تبدیل میشه به اجسام بعد باور ،وقتی من توناخوداگاهم باورنکنم لاغرمیشم هیچ اتفاقی نمیفته وقتی غذامیخورم ترس نمیزاره من به هدفم برسم همش مقصرغذارومیدونیم امابمن ثابت شده غذاعامل چاقی نیست اون باوره عاملشه وقتی باورکنم این عذاچاقم میکنه واقعا چاق میشم چقدر ازذهن چاق اطاعت میکنیم اون فرمان میده مامیخوریم بدون توجه به نقاط سیری وگرسنگی وهیچ وقت باگفتن چندتاجمله تغییرنگرش تناسبی اتفاق نمیفته باید افکاراصلاح بشه باورخالی هم جواب نمیده اعمال ورفتار درواقع ذهن وجسم هماهنگ بشن تالاغری اتفاق بیفته من خودم متوجه شدم بایداعمالمو وافتارمواصلاح کنم تا به اون تناسب برسم هیچ ماده غذایی حذف نمیشه باید رفتارمامثل متناسب ها باشه ارامش ذهن داشته باشیم ونترسیم باید باورهام تغییرکنه رفتارم اصلاح بشه ومیزان رضایتم توجه کنم
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
گنج پنهان قسمت ۱۰
عنوان کلی : باورهای اشتباه در لاغری ذهنی
با سلام و احترام فایل دهم از دوره گنج پنهان در ۳۰ پارت به نظر شما می رسانم
■پارت اول :
ما در این بخش یاد میگیریم که چقدر نوشتن دیدگاهها و پرسیدن سوالات در مسیر تغییر باورها اهمیت داره وقتی ما نظرات و ابهامات خودمون رو به اشتراک میذاریم در واقع داریم به رشد و گسترش آگاهی کمک میکنیم چون هر سوال ما جرقهای میشه برای توضیحات بیشتر و باز شدن گرههای ذهنی که شاید بقیه هم باهاش درگیر باشن پس ما با مشارکت فعال نه تنها به خودمان بلکه به کل مجموعه برای رسیدن به درک بهتر کمک میکنیم
■پارت دوم :
ما با سوالی روبرو هستیم که ذهن خیلی از ما رو به خودش مشغول کرده اگر واقعا ذهن عامل اصلی چاقی و لاغریه و غذا به خودی خود قدرت چاق کنندگی نداره پس چرا ما باید روی نقطه سیری تمرکز کنیم یا حواسمون به ورودیهای بدن باشه این تضاد و ضد و نقیض که در ذهن شکل میگیره به این دلیله که ما هنوز رابطه دقیق بین قدرت باور و رفتارهای فیزیکی رو به خوبی درک نکردیم و فکر میکنیم اگه باور عوض بشه دیگه نباید هیچ تغییری در نحوه خوردن ایجاد بشه
■پارت سوم :
ما در داستان این دوست عزیز میبینیم که چطور تغییر نگاه به غذا میتونه معجزه کنه وقتی ما قدرت رو از غذا میگیریم و میفهمیم که غذا دشمن ما نیست حس آزادی عجیبی پیدا میکنیم ایشون میگه وقتی متوجه شد غذا چاق نمیکنه دیگه اسیر خوردن نبود و به راحتی میتونست انتخاب کنه که بخوره یا نه دیگه تحت فشار برای خوردن و نخوردن نبود و خیلی سریع از اطرافیان بازخورد لاغری گرفت …. این یعنی وقتی ذهن ما از وحشت چاقی رها میشه رفتار غذایی ما هم خود به خود و بدون فشار اصلاح میشه
■پارت چهارم :
ما متوجه میشیم که مسیر تناسب فکری فقط به لاغری ختم نمیشه بلکه وقتی ما روی باورهامون کار میکنیم تمام ابعاد زندگیمون تغییر میکنه درست مثل این دوست عزیزمون که با گوش دادن به فایلها و تغییر نگاهش نه تنها به تناسب اندام رسید بلکه در زمینه جذب ثروت هم نتایج عالی گرفت این به ما ثابت میکنه که ذهن ما ریشه تمام موفقیتهاست و وقتی ما ریشه رو درست کنیم میوههای سلامتی و ثروت همزمان شکوفا میشن
■پارت پنجم:
ما میبینیم که برای رسیدن به این نتایج درخشان باید وقت بگذاریم و شاگرد کوشایی باشیم سحرخیزی و نوشتن فایلها و گوش دادن مداوم به آموزشها نشون میده که ما برای تغییر دادن پرونده چاقی که سالها در ذهن ما باز بوده نیاز به تمرین و تکرار داریم تا زبان جدید لاغری رو به خوبی یاد بگیریم و اون رو به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم
■در این قسمت ببینیم چطور فاصله گرفتن از آگاهی میتونه ما رو دوباره به شک بندازه و نقش واقعی باور در عمل چیه؟
پارت ششم :
ما متوجه میشیم که ذهن ما مثل یک ظرفه که مدام باید با آگاهی پر بشه وقتی ما از آموزشها فاصله میگیریم و تمرینات رو رها میکنیم به راحتی تحت تاثیر ورودیهای مخرب و حرفهای اطرافیان قرار میگیریم اینجاست که شک و تردیدهای قدیمی دوباره جوانه میزنن و ما یادمون میره که اون روزهای اول چطور با اطمینان و رهایی کامل وزن کم میکردیم پس استمرار در یادگیری کلید حفظ نتایج ماست
■پارت هفتم :
ما باید این سوءتفاهم بزرگ رو حل کنیم که کار کردن روی باورها به معنی نشستن و هیچ کاری نکردن نیست خیلیها فکر میکنن فقط با گفتن عبارات تاکیدی یا تصویرسازی باید لاغر یا ثروتمند بشن اما حقیقت اینه که باور زمانی تغییر کرده که منجر به تغییر در رفتار و اقدامات ما بشه اگه ما بگیم باورمون عوض شده ولی هنوز مثل قبل به صورت مکانیکی و از روی عادت غذا میخوریم یعنی هنوز ریشه باورهای ما تغییری نکرده
■پارت هشتم :
ما درک میکنیم که هدف از تغییر باور در لاغری با ذهن این نیست که هر چقدر خواستیم بخوریم و لاغر بمونیم بلکه هدف اینه که باورهامون رو جوری بسازیم که «میل و رفتار» ما عوض بشه یعنی وقتی باور ما لاغر بشه ما دیگه به طور طبیعی میلی به پرخوری نداریم و انتخابهای غذاییمون هوشمندانه میشه پس تمرکز روی نقطه سیری در واقع تمرین دادن به ذهن برای هماهنگ شدن با باورهای جدید لاغریه
■پارت نهم :
ما میبینیم که روشهایی مثل گوش دادن صرف به فایلهای سابلیمینال یا فقط تکرار جملات بدون تغییر در شیوه زندگی نتیجه ماندگاری نداره چون این کارها اغلب میخوان بدون اینکه ما رو به خودشناسی و تغییر رفتار برسونن معجزه کنن در حالی که تجربه واقعی به ما میگه لاغری پایدار زمانی اتفاق میافته که ما با تغییر نگرش یاد بگیریم چطور مثل یک آدم متناسب در عمل و رفتار با غذا برخورد کنیم
■پارت دهم :
ما یاد میگیریم که تغییر واقعی یک جریان دوطرفه بین ذهن و جسمه تغییر باور قدرت رو از غذا میگیره و ترس رو از بین میبره و به دنبال اون توجه به پیامهای بدن مثل نقطه سیری باعث میشه که جسم هم با ذهن هماهنگ بشه ما دنبال این هستیم که این هماهنگی رو ایجاد کنیم تا به جایی برسیم که بدون فشار و با لذت همیشه متناسب باقی بمونیم
■ در اینجا باید ببینیم چطور رفتارها و فکرهای ما مثل زنجیر به هم متصل شدن و چطور باید این چرخه رو بشکنیم ؟
■پارت یازدهم :
ما میفهمیم که ده سال تجربه به ما ثابت کرده که فقط با فکر کردن به لاغری کسی لاغر نشده ما باید تغییر دادن باورهامون رو با عوض کردن رفتارها و واکنشهامون یکی کنیم تا واقعا نتیجه بگیریم درست مثل تمریناتی که برای نقطه سیری یا توجه به کانالهای عصبی انجام میدیم اینها مکمل هم هستن و نباید از هم جدا بشن چون نتیجه واقعی از دل این همکاری بیرون میآد
■پارت دوازدهم :
ما به مثال رانندگی توجه میکنیم اگه بخوایم یک راننده حرفهای بشیم هم باید بلد باشیم چطور با دنده و کلاچ کار کنیم و هم باید حواسمون به تابلوها و علائم راهنمایی باشه توی مسیر لاغری هم دقیقا همینطوره ما هم باید نگاهمون رو به غذا و ژنتیک و ترسهای قدیمی اصلاح کنیم و هم باید یاد بگیریم چطوری در عمل با محرکهای بیرونی که ما رو به خوردن تشویق میکنن برخورد کنیم تا یک راننده ماهر برای جسم خودمون باشیم
■پارت سیزدهم :
ما درک میکنیم که وقتی با ناامیدی وارد این مسیر شدیم کولهباری از ترس و نگرشهای غلط همراه ما بوده ما از آینه میترسیدیم از ترازو فرار میکردیم و از قضاوت بقیه وحشت داشتیم این ترسها یک شبه به وجود نیومدن بلکه از ترکیب کارهای فیزیکی اشتباه و فکرهای منفی در طول سالهای طولانی ساخته شدن و در وجود ما ریشه دواندن
■پارت چهاردهم :
ما یادمون میآد که چطور بارها تصمیم گرفتیم فلان غذا رو نخوریم ولی باز پرخوری کردیم و بعدش حالمون از خودمان بد شد این رفتار فیزیکی یعنی همون پرخوری باعث میشد توی ذهنمون مدام بگیم که ما بیعرضه هستیم و اراده نداریم در واقع کارهای ما سوخت میشد برای فکرهای منفی که آینده ما رو با ترس از چاقتر شدن در عید و مسافرت و مهمونی سیاه میکرد و ما رو در بنبست قرار میداد
■پارت پانزدهم :
ما میبینیم که چطور اعمال ما حتی روی روابط اجتماعی ما هم اثر گذاشته وقتی بخاطر وزنمون مهمونی نرفتیم یا لباس دلخواهمون رو نپوشیدیم در واقع داشتیم با رفتارمون به ذهنمون پیام میدادیم که ما ناتوان هستیم پس برای شکستن این زنجیره باید همزمان هم روی فکرمون کار کنیم و هم روی کارهایی که هر روز با بدن و غذامون انجام میدیم تا این دو بال با هم ما رو به پرواز دربیارن
■حالا باید ببینیم این چرخه عجیب توی سر ما چطوری کار میکنه و چرا رژیمهای معمولی همیشه با شکست مواجه میشن ؟
■پارت شانزدهم :
ما متوجه میشیم که برای لاغر شدن با قدرت ذهن باید روی سه تا پارامتر اصلی کار کنیم که شامل افکار اعمال و انتظار هستن ما نمیتونیم انتظار رو به تنهایی عوض کنیم چون انتظار در واقع محصول نهایی ترکیب کارهای ما و فکرهای ماست پس برای اینکه انتظارمون از چاقی به لاغری تغییر کنه باید اول بریم سراغ ریشهها یعنی همون کارهایی که انجام میدیم و فکرهایی که توی سرمون میچرخه
■پارت هفدهم :
ما یاد میگیریم که این اتفاقات یک ترتیبی دارن اول ما یک عمل اشتباه انجام میدیم مثلا در خوردن زیادهروی میکنیم بعد این عمل باعث میشه افکار منفی توی ذهنمون مرور بشه که تو بیعرضهای و نمیتونی خودت رو کنترل کنی و در نهایت این فکرها باعث میشه یک انتظار در وجود ما شکل بگیره یعنی انتظار چاقتر شدن و لاغر نشدن و بدن ما هم دقیقا به همین انتظاری که داریم واکنش نشون میده و چاق میمونه
■پارت هجدهم :
ما میبینیم که این چرخه چطوری ما رو اسیر میکنه وقتی انتظار چاقی در ما ریشه میدونه دفعه بعد حتی قبل از اینکه کاری انجام بدیم افکار منفی میان سراغمون مثلا قبل از رفتن به مهمونی یا مسافرت نگران هستیم که قراره کلی بخوریم و چاق بشیم این یعنی انتظار چاقی تبدیل شده به فکرهایی که قبل از عمل میان و دوباره منجر به اعمال اشتباه میشن و این دایره مدام تکرار و تکرار میشه
■پارت نوزدهم :
ما درک میکنیم که چرا رژیم گرفتن انقدر سخته و تهش به بنبست میرسه چون در رژیم ما فقط میخوایم روی بخش اعمال کار کنیم و مثلا چندتا غذا رو حذف کنیم در حالی که اون چرخه فکری و انتظار چاقی هنوز توی سر ما داره با قدرت کار میکنه ما مدام با خودمون میجنگیم و بهمون فشار عصبی میآد چون میل به خوردن داریم ولی به زور جلوی خودمون رو میگیریم و چون فکرمون عوض نشده بالاخره خسته میشیم و رژیم رو رها میکنیم
■پارت بیستم :
ما در مسیر تناسب فکری یاد میگیریم که به جای خط کشیدن روی مواد غذایی و جنگیدن با جسممون اول بیایم روی افکارمون کار کنیم ما باید اون باورهای قدیمی مثل ارثی بودن چاقی یا پایین بودن سوخت و ساز رو شناسایی و اصلاح کنیم تا وقتی فکرمون عوض میشه اون چرخه از ریشه تغییر کنه و دیگه نیازی به تحمل فشار و سختی برای نخوردن نداشته باشیم
■حالا باید ببینیم چطور باید بهانههای ذهنی رو کنار بذاریم و به حس رضایت واقعی از خوردن برسیم؟
■پارت بیست و یکم :
ما میفهمیم که چیزهایی مثل بارداری و مصرف دارو و پشت میز نشینی فقط فکرهایی هستن که انتظار چاقی رو در ما زنده نگه داشتن ما با جایگزین کردن این فکرهای غلط یاد میگیریم که چطوری ریشه چاقی رو در ذهنمون خشک کنیم و دیگه دنبال بهانه بیرونی نباشیم چون اینها فقط نگرشهای اشتباهی هستن که ما رو اسیر چاقی کردن
■پارت بیست و دوم
ما یاد میگیریم که غذا به تنهایی هیچ قدرتی برای چاق کردن ما نداره چون میبینیم خیلیها همون غذا رو حتی بیشتر از ما میخورن و لاغر میمونن وقتی ما این فکر رو اصلاح میکنیم دیگه از غذا نمیترسیم و با قدرت انتخاب میکنیم که چی بخوریم و چی نخوریم بدون اینکه حس کنیم اسیر و بنده خوراکیها هستیم و این یعنی شروع آزادی ما
■پارت بیست و سوم :
ما تجربه میکنیم که وقتی افکارمون اصلاح میشه اعمالمون هم بدون فشار عوض میشه یعنی دیگه اون صدای درونی که میگفت حیف است یا حالا که مهمونیه بخور یا پولش رو دادی پس تمومش کن خاموش میشه و ما به جایی میرسیم که به راحتی و با میل قلبی خودمون از پرخوری دست میکشیم چون دیگه ذهنمون برای لاغری برنامهریزی شده و دستورات غلط قبلی رو اجرا نمیکنه
■پارت بیست و چهارم :
ما تاکید میکنیم که در این مسیر هیچ دستور یا برنامه غذایی برای کم خوردن وجود نداره چون دستور دادن یعنی رژیم و رژیم هم که هیچ وقت نتیجه ماندگار نمیده تمریناتی مثل توجه به نقطه سیری برای اینه که ما یاد بگیریم چطوری هماهنگ با بدنمون رفتار کنیم نه اینکه خودمون رو به زور گرسنه نگه داریم یا طبق یک لیست خاص لب به غذا بزنیم
■پارت بیست و پنجم :
ما درک میکنیم که کلید اصلی داشتن حس خوب و رضایت بعد از غذا خوردنه اگر ما با عذاب وجدان چیزی رو بخوریم چون فکر میکنیم برنج یا شیرینی چاق کننده است حتما چاق میشیم چون انتظار چاقی رو در خودمون تقویت کردیم اما وقتی یاد میگیریم چطور با لذت و بدون سرزنش غذا بخوریم انتظار چاقی در ذهنمون کمرنگ میشه و تصاویر ذهنی مثبت و متناسب جایگزین میشن
■در قسمت آخر باید ببینیم چطور رضایت درونی جایگزین زور و اجبار میشه؟
■پارت بیست و ششم :
ما میفهمیم که تمایلات و هیجانات ما ناشی از دستوراتیه که تو کلهمون میچرخه اون صداهایی که میگن بیشتر بردار یا این برای پوست خوبه و همزمان از اونور شنیدیم که برنج و نون چاق میکنه این تضاد باعث میشه همیشه انتظار چاقی داشته باشیم ولی وقتی افکار رو اصلاح میکنیم دیگه فشاری بهمون نمیآد چون داریم از ریشه فرماندهی ذهن رو تغییر میدیم
■پارت بیست و هفتم :
ما یاد میگیریم که فرق بزرگ کار ما با رژیم در میزان رضایته چون توی رژیم اصلا کاری به میل و علاقه ما ندارن و فقط میگن نخور و اراده داشته باش و سختی بکش اما اینجا ما یاد میگیریم بر مبنای رضایت خودمون رفتارمون رو تنظیم کنیم جوری که هم از خوردن لذت ببریم و هم از خودمون راضی باشیم و این یعنی باز بودن دست ما در انتخاب
■پارت بیست و هشتم :
ما متوجه میشیم که با دستکاری فرمولهای ذهنی حتی میتونیم عاداتی مثل سیگار یا مشروب رو هم کنار بذاریم چون اصل ماجرا تغییر دادن اون برنامهایه که توی مغز ما نوشته شده وقتی فرمول عوض بشه دیگه اجباری برای انجام اون کار نداریم و تمایلات ما یواش یواش خودشون تغییر میکنن بدون اینکه بخوایم با خودمون بجنگیم
■پارت بیست و نهم :
ما درک میکنیم که حد رضایت هر کسی با بقیه فرق داره و نباید برای همه یک نسخه پیچید ما یاد میگیریم چطوری تشخیص بدیم کجای خوردن بهمون حس خوب میده و کجا حس بد و سنگینی شروع میشه وقتی رفتارمون رو بر اساس این رضایت شخصی و با افکار درست تنظیم میکنیم دیگه از مقدار غذایی که میخوریم راضی هستیم و این یعنی ساخته شدن انتظار تناسب اندام
■پارت سیام :
ما به این نتیجه میرسیم که لاغری با ذهن هیچ سختی و حرص خوردنی نداره چون هیچ اجباری در کار نیست وقتی ما افکار و اعمالمون رو هماهنگ میکنیم معجزه اتفاق میافته و بدن ما به اون انتظار جدیدی که از تناسب اندام داریم جواب میده و ما بدون فشار و با حال خوب به هدفمون میرسیم چون همه چیز بر اساس اراده واقعی و درونی ما پیش میره…..
《 پایان 》
نشان های دریافت شده
سلام ،روش ذهنی هیچ شباهتی بارژیم نداره ماتودوران رژیم باید برنج درحد ۸تا۱۰قاشق بودمن جوری میزدم بیشترازاون حدمیخوردم وعذاب وجدان میگرفتم حتی نون درحددوکف دست یاخیلی ازموادغذایی شیرینجات حدف فست فودمحدودولی درروش ذهنی مامیایم راحت ازهرنوع موادغذایی به دلخواه مصرف میکنیم البته درحدنیازنه دست ودلبازانه ،این فایل چقدرعالی هست ومن تشکرمیکنم ازاستاددوبارگوش کردم منم جزافرادی هستم اگربرنج ازاون حدی که میخورم بیشتربخورم حسم بدمیشه حتی نون سعی میکنم درهمون حدبخورم یا مافکرمیکنیم باگفتن چندتاجمله انگیزشی کمک میکنه مالاغربشیم اشتباهه روش ذهنی بایدهم روافکاروهم رواعمال تاثیربزاره باید ذهنم باجسمم هماهنگ بشه تااون لاغری اتفاق بیفته من وقتی به گفته هاعمل نکنم هیچ اتفاقی نمیفته همون چاق سابق میمونم یادرموردغذاها نبایدترسید باید اصول رودرست اجراکنم من قبلا ازماه رمضان ترس داشتم ومیگفتم تایم قرص تیرویدتغییرمیکنه هورمون هام بهم میریزه تاقبل اشنایی سایت اینجوربودم والان یکسال خورده ایی توسایتم وقرصمو نصف شب میتوردم وروزه میگرفتم باخودم گفتم من بحای صبح نصف شب میخورم هیچ اتفاق بدنمیفته همون کارسوخت وسازانجام میشه این من بودم بافکراشتباه عامل بهم ریختگی بدنم میشدم درموردلاغری بایدبرادهن اسان کرد به حس وحال بعدخوردن توجه کرد نقطه سیری خیلی مهمه خودمغزفرمان میده کافیه ولی من چاق هستم دوست دارم اون عادت اشتباهموتکرارکنم وقتی مغزفرگان میده بخورمن ازروش دهنی یادگرفتم مکث کنم وازخودبپرسم الان گرسنه هستم میبینم نه همش فرمان ذهن چاقه کلا عادت کردیم بخوریم انگارخوردن شده زنگ تفریح چراماهم مثل یک فردمتناسب رفتارنکنیم بفکرسلامت نباشیم بایدهرروز بیایم توسایت واز اموزش ها استفاده کنیم خیلی فایل هست هنوزپلی نداشته دنیایی ازاگاهی هست توهمه جنبه های زندگی بیایم درست اجراکنیم روش ذهنی رو وچشم ازجسم برداریم همه این تکنیک به تنهایی عامل موفقیت ماچاق هاست
بنام خداوند جان و خرد سلام بر استاد عزیز و دوستان هم مسیرمتا الان ۳تا عادت رو در خودم اصلاح کردم ۱. خوردن بستنی شاید در ماه یک بار باشه ۲.خوردن ته دیگ که حدود یک ماه هست که پاکم قبلا حتما با چایم یه چیزی می خوردم مثل کیک یا شکلات کلوچه اما الان دیگه حوس شیرینی نمی کنم. استاد میگه که مواد غذایی ترسی ندارند و باور و نگرشتون را درست کنید ولی الان گفتند بعضی از عادت هاتون باید عوض بشه الان فهمیدم که اشتباه می کردم. وقتی باورها و نگرش تغییر کنند افکار اصلاح شده باعث میشوند عملکرد خودبهخود تغییر کند تغییر عملکرد تجربه مثبت و رضایت ایجاد میکند انتظار لاغری در ذهن شکل میگیرد و تصویر ذهنی از خود متناسب پررنگتر میشود این ترکیب دقیقاً نقطهای است که بسیاری به آن توجه نمیکنند و باعث میشود همچنان در چرخهی باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن گرفتار شوند . وقتی ذهن و عمل هماهنگ باشند، لاغری با آرامش، بدون فشار و بدون اضطراب رخ میدهد.
با تشکر از استاد بزرگوار و دوستان عزیز در پناه حق باشید
نشان های دریافت شده
سلام و درود به سایت تناسب فکری و استاد عزیزم
چند وقتی که من وارد دوره شدم و روی باورهام کار میکردم همش انتطارم این بود که باید لاغر بشم چرا لاغر نمیشم
در صورتی که عملم آنچنان تغییر نکرده بود و باور داشتم که این خود ما هستیم که به غذاها قدرت میدیم و غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند و من همه چی رو به هر اندازه که دوست داشتم میخوردم
یعنی من باورم هام رو تغییر داده بودم ولی عمل رو نه نتوانسته بودم تغییر بدم یعنی درک نکرده بودم که چگونه باید رفتار کنم
و من هم با هر بار خوردن انتظار چاق شدن در من شکل میگرفته که این بار هم خوردی
اینم نتونستی نخوری
و همین انتظار در من باعث شده بود که من نتونم لاغر بشم
یعنی باور و افکار و عمل من در یک راستا نبودند و من داشتم سعی میکردم که باورهای رو تغییر بدم دیگه همه چی حل میشه
که دیگه کم کم روز به روز که فایل ها رو گوش میدادم و تمرینات رو انجام میدادم
اون حس رضایت از خودم رو دریافت کردم
و انتظار لاغری در من شکل گرفته
و از روزی که عمل و رفتارم با باورهام هماهنگ شدند اون حس رضایت از خودم در من افزایش پیدا کرده و خیلی از خودم راضی هستم و انتظار لاغری در من شکل گرفته
من هنوز لاغر نشدم ولی میدونم که با ادامه دادنم به نتیجه میرسم
چون روز به روز آگاهی های بیشتری دریافت میکنم که باعث میشه به درک بهتری از خودم برسم امروز به جواب این سوالم رسیدم که چرا در این مدتی که من روی خودم کار میکنم تغییر در من ایجاد نشده بود
بخاطر عملکرد و رفتاری بوده که از خودم داشتم
از زمانی که عملکرد و رفتار من تغییر کرده اون حس رضایت اون انتظار در من شکل گرفته
و من خوشحال ترینم و چرخه ی لاغری در جهت موفقیت در گردش هستش
خدایا شکرت
دیروز رفته بودم بیرون یکی از دوستام تا من و دید گفت چقدر لاغر شدی
چیکار میکنی این همون نشانه هس که استارت لاغری رو زده
من خودم هم دیروز همین حس رو داشتم حس می کردم لاغر شدم که یکی بهم گفت لاغر شدی و من متوجه شدم که شروع لاغری شروع شده و نشانه ها برام یکی یکی ظاهر میشن
همین که من حالم خوبه و اشتیاق برای ادامه دادن دارم و هر روز آگاهی های عالی کسب میکنم خدا رو بسیار شاکرم از لطفی که در من نهادینه کرده که من بتونم به آرزوم به سلامتی به تناسب اندام به حال خوب و حس خوب برسم خدایا ممنون و سپاسگزارتم
🌼باور صحیح +افکارسالم +عمل درست=تناسب اندام
همه ی این سه رو در یک جهت پیش ببریم تا به موفقیت دست پیدا کنیم
👌👌🌺🌺🌸🌸
سلام وقت بخیر استاد واقعا این فایل به اندازه ی دوره به من کمک کرد که دیگه هیچ ترسی از غذا نداشته باشم یا معنی نقطه ی سیرو رو درک کنم یا چرا باید به اندازه نیازم بخور چون با این عمل حسم خوب میمونه ذهن با احساس آدم کار داره نه مقدار مواد غذای هرچی دوست داشته باشم بخورم رو هم معنیش رو فهمیدم یعنی چیز که من دوست دارم بخورم نه مقدار زیاد غذا هرچیز دوست دارم بخورم به معنی زیاد خوردن نيست به معنی مواد غذايي هست که میخوام/بعدشم مقداری رو بخور که بهم حس خوب میده تویی این فایل فهمیدم من اصلا دوست ندارم زیاد بخورم وقت خودم از خودم راضی نيستم چجوریه توقع دارم کسی یا ذهنم از عمل کردن خودم راضی باشه اون رضایت از درون باشه بدنت هم قبول میکنه احساستم خوب میشه از رفتار از برخورد خودمون با مواد غذا از فکر های که میکنم درمورد خودمون و مواد غذایی باید راضی باشیم من از اون روز این رو شنیدم حالم خیلی خوب شده سپاسگزارم استاد
سلام استاد
کاملا با حرفتون موافق هستم تمام کلمات تون رو با تک تک اعضای وجودم درک کردم، تجربه کردم حرفاتون .
چقدر ساختار ذهنی و رفتاری انسان ها شبیه هم هستند ، پیش فرض های ذهنی شبیه هم،
رفتار و عکس العمل شبیه هم انجام میدهیم.
بله من هم با دوره های شما قبلاً احساس توجه به میزان نیاز بدنم کردم ، چقدر احساس لذت بخشی هست که در آرامش محض مقداری کمی برنج برای خودت بکشی
چقدر لذت بخش هست که با نوک قاشق غذا بذاری تو دهنت
چقدر لذت بخش هست که هیچ عجله ای نداری فوری قاشق رو از دهنت بیرون بکشی و بری سراغ پر کردن قاشق بعدیت
چقدر لذت بخش هست مقدار کم غذا توی دهنت باشه و هیچ عجله ای برای گذاشتن قاشق بعدی توی دهنت نداشته باشی
چقدر لذت بخش هست طعم غذا رو احساس کنی
چقدر لذت بخش هست وقتی اون لقمه کم توی دهنت هست تو به جای پر کردن قاشق برای لقمه بعدی باشی، با قاشق و ظرف غذات بازی کنی
چقدر لذت بخش هست بعد آرام آرام خوردن غذا به فکر پر کردن قاشق بعدیت باشی
و چه بسیار لذت بخش تر این هست مقدار خوردنت با میل خودت از مقدار کسی که رژیم گرفته کمتر باشد
و گوشه بشقابت چند قاشق مانده برنجت خودنمایی کند
لذت این اتفاق به ظاهر معمولی را کسی درک میکند
که یک بشقاب پر خورده باشد
کسی درک میکند با شکم درد حاصل از خوردن غذای زیاد، به دنبال یک چیز شیرین بعد غذایش باشد
کسی درک میکند طعم غذا را به خاطر خوردن انفجاری از همه چیز نمیفهمد
سلام
از وقتی کار با ذهن رو یاد گرفتم ،متوجه شدم که همه چی آسونتر از اونی اتفاق میفته کهمن فکر میکردم
تضمیر سازی در ذهن رو باد گرفتم و دقیقا خودم رو در اون مکان و زمام احساس کردم
و خوب خبلی جالب و زود من به اونجا رسیدم با راهنمایی آسانید و خواندن کتابهای زیاد
مطالعه بخش مهم زندگی من بوده و هست .
یاد گرفتم لاغری اسان ترین کار دنیاست
اساامی آن من رو تغییر داد رفتارها تغییر کردند باورها تغییر کردمد و هم رمانی آنها باعث لاغری من سد 🌺 ممنوم استاد عزیز دوست خوبم همراه همیشه آشنا
از شما آموختم لاغری را و زندگی کردم امرا ❤️🙏🌹🌺
نشان های دریافت شده
سلام به دوستانم واستاد عزیز
این فایل به نکات بسیار طلایی اشاره شده
درک من ازاین فایل اینه
وقتی که ما موانع لاغری پیدا میکنیم با اموزش های دراختیارمون هست اصلاح میکنیم واون فکرهای اشتباه پاکسازی میکنیم ودلایل منطقی وقانع کننده برای خودمون میاریم وباید انقدر تکرار کنیم تا افکار درست در ضمیر ناخوداگاه ما جایگزین بشود با صبوری وتکرار این اتفاق خوب برای ما ایجاد میشود حالا وقت چیه عمل کردن یعنی چی
یعنی من موانع لاغری شناختم افکارم اصلاح کردم والان باور دارم مواد غذایی به تنهایی نه چاق کننده هستند ونه لاغر کننده
من حس سیری وحس گرسنگی در خودم شناختم حالا به اندازه نیازم که بدنم به انرژی نیاز داره از مواد غذایی استفاده میکنم واین در حد نیازت وافکار اصلاح شده خودش بازدارنده خوردن اضافه غذا میشود وقتی خوشحالی میخندی غذا نمیخوری
وفتی ناراحتی غذا نمیخوری
وقتی استرس داری. غذا نمیخوری
ما یادمیگیریم غذا عصای جادویی نیست هر اتفاقی برات میوفته غذا بخوری برطرف بشه
واین فکر اشتباه بوده
وما با اموزش ها یاد میگیریم در جاهای مناسب یا نامناسب تصمیم خوب بگیریم عمل کردمون بالا ببریم
واقعا شناسایی افکار واصلاح افکار وعمل کرد
تبدیل میشی به به انسان جدید با متناسب سالم وخوشحال
🤩🤩😁
نشان های دریافت شده
به نام خدا
یعنی کیف میکنم از این همه آگاهی
من چندین ساله در مسیر لاغری با ذهن هستم خیلی چیشرفت ها در زمینه کاری روابط و روحی روانی داشتم اما لاغر نشدم و همین چند وقت پیش مدام این فکر در من مرور میشد مشکل کار من کجاست سال ها در این مسیرم و میبینم که افکار من و باورهای من خیلی خوب عوض شده و حتی خیلی از رفتارهای غذایی من خیلی عوض شده در مهمانی ها خیلی عالی رفتار میکنم در مسافرت اما نکته ای که متوجه شدم اینه من هروز یکسری رفتار غذایی داشتم که با احساس بد همراه بود و من مثلا مدام میگفتم اشکال نداره چون من دارم رو ذهنم کار میکنم این رفتار خودش خود به خود تغییر پیدا میکند ولی سال ها گذشت و تغییر پیدا نکرده و من لاغر نشدم و الان متوجه این سیکل شدم من یمومدم یکسری رفتاری که احساس بد به من میداد انجام میدادم خوب احساس من بد میشد این افکار مرور میشد انگار تو لاغر شدنی نیستی این روش هم برای تو جواب نمیده
مثلا تا از سرکار میومدم خونه بدون توجه به اینکه ایا گرسنه هستم یا خیر غذا میخوردم تازه بعدش تنقلات و احساس خیلی بدی میگرفتم خوب الان اومدم افکار چاقی مرور میشد و میشد انتظار لاغر نشدن و لاغر هم نشدم
پس این یک سیکل است عمل بعد احساس بعد انتظار و برخی مواقع حتی قبل از عمل یکسری افکار مرور میشود و میشود انتظار چاق تر شدن
سال ها قبل ا ز اینکه بخواهم برم مسافرت مهمونی عروسی تولد حتی رستوران این افکار مرور میشد الان میری این همه تنوع میخوری و باز چاقتر از قبل میشی خوب من الان چندین وقته روی این افکار کار کردم و واقعا کمتر مرور میشود و جالبه رفتارهای من خارج از خانه به شکل خیلی رضایت بخشی عالی شده اما رفتارهای من در خانه نه هنوز من مسلما این 40 یا 50 کیلو اضافه وزن رو از همین رفتارهای تو خونه دارم چون این رفتارها هروز و روزی چندین بار در طی سال ها شده این اضافه وزن و بدن من خیلی قدرتمند است که از اون همه پرخوری این مقدار نگه دارشته
.در رژیم های غذایی به من یک برنامه ی ثابت میدادند این مقدار باید بخوری سر ساعت مشخص و یک لیست بلند بالا از مواد غذایی ممنوع
من میخواستم خط بزنم یک قسمت از اون سیکل رو
معلوم بود بعد از یک هفته عصبی میشدم و در پنهان شروع به خوردن های عجیب میکردم ولی الان رو افکارم کار میکنم پس باید این تغییر افکار باعث تغییر عمل من تغییر اقدام من تغییر رفتار من شود و جوری که رضایت من رو به دنبال داشته باشد و احساس رضایت من یعنی انتظار لاغری
چون من تو مسیر چاق شدن همین سیستم پیش رفتم چرخوری کردم احساسم بد شد انتطار چاقی بدنم هم پاسخ داد چاق و جاقتر
الان هم عمل عوض میشه مرور افکار عوض میشه انتظار لاغری و بدنم چاره ای جز اجرای انتظار من ندارد
همین که به نقطه ی سیری و گرسنگی بدنم توجه کنم یعنی تغییر عمل همین که متوجعه تاثیر کانال های عصبی باشم یعنی تغییر عمل
اگر قرار باشه همون رفتار همیشگی رو داشته باشم لاغر نمیشم اگر اون رفتارهای غذایی قبل درست بود من چاق نشده بودم و من خودم میدونم ذهن من مملو از فرمول ها یچاقی است و خیلی راحت تحریک میشند بعضی وقت ها نگاه به همسرم میکنم میگم وای چقد رخورد ولی باید بدونم تون ذهنش متناسب لاغر است و حتی اگر کمی زیاده روی کند اون ذهنش خودش حلش میکند ولی من الان میدونم هنوز ذهن چاق من خیلی قدرت داره و نباید خودمو با کسی مقایسه کنم که اصلا فرمول های چاقی رو ندارد و 100 بر اساس پیش فرض ذهن لاغر خودش پیش میرود
پس تمام تلاشمو باید بکنم که تغییرات فرمول های ذهنی من باعث تغییر اقدام شود