باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن، مثل مه غلیظی هستند که جلوی مسیر ذهن ما را میگیرند ☁️. تصور کن در جادهای سرسبز و زیبا 🚗🌿 در حال رانندگی هستی، اما مه غلیظ جلوی دیدت را گرفته و نمیتوانی مسیر درست را ببینی!
خیلیها که وارد مسیر لاغری با ذهن میشوند، دقیقاً همین حس را دارند… فکر میکنند فقط تغییر افکار و باورها کافی است و نیازی نیست به رفتار و عادات روزانهشان توجه کنند 😵💫.
نتیجه؟ بعد از چند هفته، سردرگم و ناامید میشوند و ممکن است فکر کنند روش لاغری با ذهن اصلاً جواب نمیدهد 😞.
در این مقاله، با نگاهی علمی و عملی، میخواهیم این مه ذهنی را کنار بزنیم و نشان دهیم که لاغری واقعی با ذهن زمانی اتفاق میافتد که تغییر باورها و رفتارها همزمان پیش برود ✨.
چرا فقط کار کردن روی باورها کافی نیست؟ 🤔
خیلی از افراد تازه وارد مسیر لاغری ذهنی، با خودشان فکر میکنند:
«کافی است روی باورهای خودم کار کنم، عبارتهای تأکیدی تکرار کنم، تصویرسازی ذهنی انجام دهم و وزن ایدهآلم را بهدست آورم!» 🧘♀️✨
اما واقعیت چیز دیگری است: باور بدون عمل بیثمر است.

درست است که افکار و باورها نقش کلیدی دارند، اما اگر رفتارها تغییر نکنند، باورها تنها حس خوبی ایجاد میکنند و هیچ تغییری در وزن واقعی رخ نمیدهد.
بسیاری از افراد با همین اشتباه گرفتار میشوند و تصور میکنند مسیر لاغری با ذهن صرفاً با تغییر افکار امکانپذیر است. اینجاست که باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن ذهن را سردرگم میکنند و باعث توقف نتیجه میشوند. ⚠️
برای مثال، تصور کن فقط روی عبارت تأکیدی «من لاغر هستم» کار میکنی 🧘♀️، اما هر وقت پای یک میز مهمانی مینشینی، پرخوری میکنی 🍕🍦.
در این حالت، ذهن تو پیام «لاغر بودن» را میشنود، اما اعمال تو با آن همخوانی ندارد و نتیجهی مورد انتظار ظاهر نمیشود. این دقیقاً نمونهای از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است که ذهن را با واقعیت رفتار تطبیق نمیدهد.
پس باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن معمولاً شامل این طرز فکرها هستند:
- «فقط تغییر نگرش کافی است.» 🧠
- «لازم نیست به نقطه سیری و رفتارهای غذایی توجه کنم.» 🍽️
- «با تمرینات ذهنی خود به خود لاغر میشوم.» 🌀
واقعیت این است که تا وقتی باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن در ذهن باقی بمانند و روی رفتارهای عملی کار نکنید، هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود.
📌 نکته مهم: لاغری واقعی زمانی اتفاق میافتد که تغییر باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن همراه با تغییر رفتار و مدیریت واکنشهای جسمی و ذهنی با هم پیش بروند.
یعنی همزمان ذهن و بدن را با هم هماهنگ کنیم تا نتایج واقعی و پایدار بهدست آید ✨💪.
همین ترکیب افکار و عمل باعث میشود که انتظار ذهنی از چاقتر شدن کمرنگ شود و تمایلات، هیجانات و انتخابهای روزمره به شکل طبیعی تغییر کنند 🌟.
به یاد داشته باشیم: باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن وقتی کنار گذاشته شوند و تمرکز بر هماهنگی ذهن و عمل قرار گیرد، مسیر لاغری سادهتر، بدون فشار و پایدار خواهد بود 💖.

چرخه افکار، اعمال و انتظار در لاغری 🌀
برای درک بهتر باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن، یک چرخه ساده و واقعی را تصور کن 🔄:
عمل نادرست: مثلا پرخوری کردن 🍰 یا خوردن غذایی که میدانی زیاد است 🍕.
مرور افکار: «من نتوانستم خودم را کنترل کنم»، «چاق میشوم»، «اراده کافی ندارم» 🧠.
شکلگیری انتظار: انتظار داری دوباره چاقتر شوی و این انتظار، حتی قبل از اقدام بعدی تو، ذهن را مشغول میکند 😓.
این چرخه هر بار که تکرار شود، فشار روانی افزایش مییابد و باعث میشود:
- قبل از رفتن به مهمانی نگران پرخوری باشی 🎂
- قبل از شروع سفر، اضطراب وزن گرفتن داشته باشی ✈️
- در مورد هر غذا و هر رفتار، احساس گناه و ترس داشته باشی 😰
این همان جایی است که باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن خود را نشان میدهند. خیلیها فکر میکنند کافی است روی افکار و باورها کار کنند، اما وقتی چرخه عمل–فکر–انتظار ادامه دارد، نتیجه واقعی ظاهر نمیشود. ⚠️
برای مثال، تصور کن افکارت درست است و تمرینات ذهنی را انجام میدهی 🧘♀️، اما هر بار که پرخوری میکنی 🍦 یا از نقطه سیری خود فراتر میروی 🥗، ذهن تو پیام لاغر بودن را میشنود اما اعمالت با آن همخوانی ندارد.
این یعنی همان باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن که مسیر را برایت پیچیده و گیجکننده میکند 🔄.
وقتی فقط روی باورها کار کنیم و اعمال و انتظار را اصلاح نکنیم، چرخه فشار روانی ادامه پیدا میکند و نتیجهای که انتظار داریم ظاهر نمیشود 💔.
اما وقتی باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن را شناسایی کنیم و همزمان روی اعمال و مدیریت انتظار تمرکز کنیم، فشار ذهنی کاهش مییابد، تمایلات تغییر میکند و مسیر لاغری واقعی و پایدار شکل میگیرد 🌟💪.

تمرینها و توجه به نقطه سیری 🥗
خیلیها فکر میکنند تمرینهای لاغری با ذهن فقط برای «کم خوردن» طراحی شدهاند، اما این یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است ⚠️.
واقعیت این است که هدف اصلی تمرینها، ایجاد آگاهی و حس رضایت از عملکرد خود است 💖.
تمرینها به ما یاد میدهند چطور باید بخوریم تا هم از غذا لذت ببریم 😋 و هم انتظار چاقی کاهش یابد.
وقتی به تمرینها به شکل صحیح نگاه میکنیم، درمییابیم که تنها تمرکز روی باورها کافی نیست؛ باید افکار، اعمال و انتظارات خود را با هم هماهنگ کنیم 🧘♀️.
توجه به نقطه سیری و واکنشهای بدن، ما را قادر میکند تا تصمیمات غذایی خود را با میل و علاقه شخصی بگیریم، نه با اجبار یا فشار رژیم 🚫🥄.
برای مثال، وقتی یاد میگیریم چطور به سیری توجه کنیم 🍽️:
- دیگر خبری از فشار و اضطراب رژیم نیست 😌
- میدانیم چه میزان غذا برای بدن ما مناسب است 🥗
- افکار منفی درباره «چاقکننده بودن غذا» کمرنگ میشوند ❌🍰
- ترکیب افکار و رفتار ما هماهنگ شده و انتظار لاغری به شکل طبیعی شکل میگیرد 🌟
این تمرینها نشان میدهند که باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن معمولاً وقتی به اعمال و نقطه سیری بیتوجهیم، مسیر لاغری را پیچیده میکنند.
اما وقتی ذهن، اعمال و انتظار همزمان اصلاح شود، تجربه لاغری واقعی، آرام و پایدار خواهد بود 💪✨.
ترکیب تغییر باور و تغییر عملکرد 🧠👣
در مسیر واقعی لاغری با ذهن، دو عنصر کلیدی باید با هم ترکیب شوند تا نتیجه پایدار و واقعی حاصل شود:
این یعنی تغییر افکار درباره:
– غذا و مواد غذایی 🍎
– ژنتیک و سوخت و ساز بدن ⚡
– ترس از چاق شدن و نگرانیهای ذهنی 😰
توجه داشته باش که تنها تمرکز روی افکار بدون عمل، یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن است ⚠️. اگر فقط بگویی «من لاغر هستم» و عملت تغییر نکند، ذهن و بدن همخوانی ندارند و نتیجه ظاهر نمیشود.
این بخش شامل تغییر عادات غذایی، واکنش به محرکهای بیرونی 🛒 و توجه به میزان رضایت از هر رفتار است 🥗.
وقتی به رفتارهای خود احترام میگذاریم و با علاقه واقعی عمل میکنیم، فشار روانی و اضطراب ناشی از رژیمهای سنتی کاهش مییابد 😌.
وقتی باورها و عملکرد با هم ترکیب شوند ✨
- افکار اصلاح شده باعث میشوند عملکرد خودبهخود تغییر کند 🧘♀️
- تغییر عملکرد، تجربه مثبت و رضایت ایجاد میکند 😍
- انتظار لاغری در ذهن شکل میگیرد و تصویر ذهنی از خود متناسب پررنگتر میشود 🌟
این ترکیب دقیقاً نقطهای است که بسیاری به آن توجه نمیکنند و باعث میشود همچنان در چرخهی باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن گرفتار شوند 🔄. وقتی ذهن و عمل هماهنگ باشند، لاغری با آرامش، بدون فشار و بدون اضطراب رخ میدهد 🌿💚.

چرا رژیمها اغلب نتیجه نمیدهند؟ 🚫🥗
بسیاری از افراد وقتی وارد مسیر لاغری میشوند، اولین راهحل را رژیمهای سخت و محدودکننده میبینند. اما واقعیت این است که این روشها یکی از باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن را تقویت میکنند ⚠️.
رژیمهای سنتی معمولاً تنها روی حذف غذا یا محدودیتهای شدید تمرکز دارند:
- «این غذا ممنوع است!» ❌
- «نمیتوانم شیرینی بخورم!» 🍰
- «اگر بیشتر از این بخورم، حتما چاق میشوم!» 😓
در این حالت، افکار و باورهای ذهنی هیچ تغییری نمیکنند. چرخهی افکار، عمل و انتظار 🔄 همچنان ادامه دارد و فشار روانی زیاد میشود.
نتیجه؟ بعد از مدتی، بیشتر افراد رژیم را رها میکنند و همه چیز به حالت قبل بازمیگردد 😞.
در مسیر لاغری با ذهن، داستان کاملاً متفاوت است 🌟:
- هیچ اجبار و محدودیت سختی وجود ندارد 💚
- تمرینها بر اساس علاقه و میزان رضایت فرد طراحی شدهاند 🥗
- تغییرات پایدار و خودبهخود رخ میدهند ✨
یعنی به جای زور و اجبار، شما یاد میگیرید چطور با ذهن خود هماهنگ شوید، افکار اصلاح شوند و اعمال شما همسو با باورهایتان تغییر کند 🧠👣.
نتیجهگیری
باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن باعث میشوند فکر کنیم فقط تکرار عبارتهای تأکیدی یا تصویرسازی ذهنی کافی است 🧘♀️.
اما تجربه نشان میدهد که مسیر واقعی لاغری ذهنی، ترکیب تغییر نگرش و اصلاح رفتار است تا انتظار لاغری در ذهن شکل بگیرد و نتیجه واقعی ظاهر شود 🌿.
یاد بگیر که:
🧠 به افکار و باورهای خودت توجه کنی
👣 رفتارها و واکنشهایت را اصلاح کنی
💛 به میزان رضایت خود از عملکردت توجه کنی
این سه گام ساده، باورهای اشتباه درباره لاغری با ذهن را در لایه های ذهن ناخودآگاهت اصلاح و مسیر لاغری ذهنی واقعی را برایت هموار میکند و تجربهای لذتبخش و پایدار از کاهش وزن به ارمغان میآورد 🌟.
اگر دوست داری این مسیر را سریعتر و اصولیتر طی کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً برای تو طراحی شده است 🚀.
در این دوره، با تمرینهای هدفمند و تکنیکهای عملی، باورها و رفتارهای درست را همزمان اصلاح میکنی و به شکل خودکار و لذتبخش به تناسب اندام میرسی 💛.
همین حالا قدم اول را بردار و به جمع افرادی بپیوند که با لاغری با ذهن واقعی آشنا شدهاند 🥳.
عنوان مطلب آموزشی: مواد غذایی چاق کننده (لینک مطلب)
نویسنده دیدگاه: خانم منیره عزیز (پروفایل عمومی)
محتوای دیدگاه: ۹۸ کلمه (لینک دیدگاه)
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.39 از 128 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
گنج پنهان قسمت ۱۰
عنوان کلی : باورهای اشتباه در لاغری ذهنی
با سلام و احترام فایل دهم از دوره گنج پنهان در ۳۰ پارت به نظر شما می رسانم
■پارت اول :
ما در این بخش یاد میگیریم که چقدر نوشتن دیدگاهها و پرسیدن سوالات در مسیر تغییر باورها اهمیت داره وقتی ما نظرات و ابهامات خودمون رو به اشتراک میذاریم در واقع داریم به رشد و گسترش آگاهی کمک میکنیم چون هر سوال ما جرقهای میشه برای توضیحات بیشتر و باز شدن گرههای ذهنی که شاید بقیه هم باهاش درگیر باشن پس ما با مشارکت فعال نه تنها به خودمان بلکه به کل مجموعه برای رسیدن به درک بهتر کمک میکنیم
■پارت دوم :
ما با سوالی روبرو هستیم که ذهن خیلی از ما رو به خودش مشغول کرده اگر واقعا ذهن عامل اصلی چاقی و لاغریه و غذا به خودی خود قدرت چاق کنندگی نداره پس چرا ما باید روی نقطه سیری تمرکز کنیم یا حواسمون به ورودیهای بدن باشه این تضاد و ضد و نقیض که در ذهن شکل میگیره به این دلیله که ما هنوز رابطه دقیق بین قدرت باور و رفتارهای فیزیکی رو به خوبی درک نکردیم و فکر میکنیم اگه باور عوض بشه دیگه نباید هیچ تغییری در نحوه خوردن ایجاد بشه
■پارت سوم :
ما در داستان این دوست عزیز میبینیم که چطور تغییر نگاه به غذا میتونه معجزه کنه وقتی ما قدرت رو از غذا میگیریم و میفهمیم که غذا دشمن ما نیست حس آزادی عجیبی پیدا میکنیم ایشون میگه وقتی متوجه شد غذا چاق نمیکنه دیگه اسیر خوردن نبود و به راحتی میتونست انتخاب کنه که بخوره یا نه دیگه تحت فشار برای خوردن و نخوردن نبود و خیلی سریع از اطرافیان بازخورد لاغری گرفت …. این یعنی وقتی ذهن ما از وحشت چاقی رها میشه رفتار غذایی ما هم خود به خود و بدون فشار اصلاح میشه
■پارت چهارم :
ما متوجه میشیم که مسیر تناسب فکری فقط به لاغری ختم نمیشه بلکه وقتی ما روی باورهامون کار میکنیم تمام ابعاد زندگیمون تغییر میکنه درست مثل این دوست عزیزمون که با گوش دادن به فایلها و تغییر نگاهش نه تنها به تناسب اندام رسید بلکه در زمینه جذب ثروت هم نتایج عالی گرفت این به ما ثابت میکنه که ذهن ما ریشه تمام موفقیتهاست و وقتی ما ریشه رو درست کنیم میوههای سلامتی و ثروت همزمان شکوفا میشن
■پارت پنجم:
ما میبینیم که برای رسیدن به این نتایج درخشان باید وقت بگذاریم و شاگرد کوشایی باشیم سحرخیزی و نوشتن فایلها و گوش دادن مداوم به آموزشها نشون میده که ما برای تغییر دادن پرونده چاقی که سالها در ذهن ما باز بوده نیاز به تمرین و تکرار داریم تا زبان جدید لاغری رو به خوبی یاد بگیریم و اون رو به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم
■در این قسمت ببینیم چطور فاصله گرفتن از آگاهی میتونه ما رو دوباره به شک بندازه و نقش واقعی باور در عمل چیه؟
پارت ششم :
ما متوجه میشیم که ذهن ما مثل یک ظرفه که مدام باید با آگاهی پر بشه وقتی ما از آموزشها فاصله میگیریم و تمرینات رو رها میکنیم به راحتی تحت تاثیر ورودیهای مخرب و حرفهای اطرافیان قرار میگیریم اینجاست که شک و تردیدهای قدیمی دوباره جوانه میزنن و ما یادمون میره که اون روزهای اول چطور با اطمینان و رهایی کامل وزن کم میکردیم پس استمرار در یادگیری کلید حفظ نتایج ماست
■پارت هفتم :
ما باید این سوءتفاهم بزرگ رو حل کنیم که کار کردن روی باورها به معنی نشستن و هیچ کاری نکردن نیست خیلیها فکر میکنن فقط با گفتن عبارات تاکیدی یا تصویرسازی باید لاغر یا ثروتمند بشن اما حقیقت اینه که باور زمانی تغییر کرده که منجر به تغییر در رفتار و اقدامات ما بشه اگه ما بگیم باورمون عوض شده ولی هنوز مثل قبل به صورت مکانیکی و از روی عادت غذا میخوریم یعنی هنوز ریشه باورهای ما تغییری نکرده
■پارت هشتم :
ما درک میکنیم که هدف از تغییر باور در لاغری با ذهن این نیست که هر چقدر خواستیم بخوریم و لاغر بمونیم بلکه هدف اینه که باورهامون رو جوری بسازیم که «میل و رفتار» ما عوض بشه یعنی وقتی باور ما لاغر بشه ما دیگه به طور طبیعی میلی به پرخوری نداریم و انتخابهای غذاییمون هوشمندانه میشه پس تمرکز روی نقطه سیری در واقع تمرین دادن به ذهن برای هماهنگ شدن با باورهای جدید لاغریه
■پارت نهم :
ما میبینیم که روشهایی مثل گوش دادن صرف به فایلهای سابلیمینال یا فقط تکرار جملات بدون تغییر در شیوه زندگی نتیجه ماندگاری نداره چون این کارها اغلب میخوان بدون اینکه ما رو به خودشناسی و تغییر رفتار برسونن معجزه کنن در حالی که تجربه واقعی به ما میگه لاغری پایدار زمانی اتفاق میافته که ما با تغییر نگرش یاد بگیریم چطور مثل یک آدم متناسب در عمل و رفتار با غذا برخورد کنیم
■پارت دهم :
ما یاد میگیریم که تغییر واقعی یک جریان دوطرفه بین ذهن و جسمه تغییر باور قدرت رو از غذا میگیره و ترس رو از بین میبره و به دنبال اون توجه به پیامهای بدن مثل نقطه سیری باعث میشه که جسم هم با ذهن هماهنگ بشه ما دنبال این هستیم که این هماهنگی رو ایجاد کنیم تا به جایی برسیم که بدون فشار و با لذت همیشه متناسب باقی بمونیم
■ در اینجا باید ببینیم چطور رفتارها و فکرهای ما مثل زنجیر به هم متصل شدن و چطور باید این چرخه رو بشکنیم ؟
■پارت یازدهم :
ما میفهمیم که ده سال تجربه به ما ثابت کرده که فقط با فکر کردن به لاغری کسی لاغر نشده ما باید تغییر دادن باورهامون رو با عوض کردن رفتارها و واکنشهامون یکی کنیم تا واقعا نتیجه بگیریم درست مثل تمریناتی که برای نقطه سیری یا توجه به کانالهای عصبی انجام میدیم اینها مکمل هم هستن و نباید از هم جدا بشن چون نتیجه واقعی از دل این همکاری بیرون میآد
■پارت دوازدهم :
ما به مثال رانندگی توجه میکنیم اگه بخوایم یک راننده حرفهای بشیم هم باید بلد باشیم چطور با دنده و کلاچ کار کنیم و هم باید حواسمون به تابلوها و علائم راهنمایی باشه توی مسیر لاغری هم دقیقا همینطوره ما هم باید نگاهمون رو به غذا و ژنتیک و ترسهای قدیمی اصلاح کنیم و هم باید یاد بگیریم چطوری در عمل با محرکهای بیرونی که ما رو به خوردن تشویق میکنن برخورد کنیم تا یک راننده ماهر برای جسم خودمون باشیم
■پارت سیزدهم :
ما درک میکنیم که وقتی با ناامیدی وارد این مسیر شدیم کولهباری از ترس و نگرشهای غلط همراه ما بوده ما از آینه میترسیدیم از ترازو فرار میکردیم و از قضاوت بقیه وحشت داشتیم این ترسها یک شبه به وجود نیومدن بلکه از ترکیب کارهای فیزیکی اشتباه و فکرهای منفی در طول سالهای طولانی ساخته شدن و در وجود ما ریشه دواندن
■پارت چهاردهم :
ما یادمون میآد که چطور بارها تصمیم گرفتیم فلان غذا رو نخوریم ولی باز پرخوری کردیم و بعدش حالمون از خودمان بد شد این رفتار فیزیکی یعنی همون پرخوری باعث میشد توی ذهنمون مدام بگیم که ما بیعرضه هستیم و اراده نداریم در واقع کارهای ما سوخت میشد برای فکرهای منفی که آینده ما رو با ترس از چاقتر شدن در عید و مسافرت و مهمونی سیاه میکرد و ما رو در بنبست قرار میداد
■پارت پانزدهم :
ما میبینیم که چطور اعمال ما حتی روی روابط اجتماعی ما هم اثر گذاشته وقتی بخاطر وزنمون مهمونی نرفتیم یا لباس دلخواهمون رو نپوشیدیم در واقع داشتیم با رفتارمون به ذهنمون پیام میدادیم که ما ناتوان هستیم پس برای شکستن این زنجیره باید همزمان هم روی فکرمون کار کنیم و هم روی کارهایی که هر روز با بدن و غذامون انجام میدیم تا این دو بال با هم ما رو به پرواز دربیارن
■حالا باید ببینیم این چرخه عجیب توی سر ما چطوری کار میکنه و چرا رژیمهای معمولی همیشه با شکست مواجه میشن ؟
■پارت شانزدهم :
ما متوجه میشیم که برای لاغر شدن با قدرت ذهن باید روی سه تا پارامتر اصلی کار کنیم که شامل افکار اعمال و انتظار هستن ما نمیتونیم انتظار رو به تنهایی عوض کنیم چون انتظار در واقع محصول نهایی ترکیب کارهای ما و فکرهای ماست پس برای اینکه انتظارمون از چاقی به لاغری تغییر کنه باید اول بریم سراغ ریشهها یعنی همون کارهایی که انجام میدیم و فکرهایی که توی سرمون میچرخه
■پارت هفدهم :
ما یاد میگیریم که این اتفاقات یک ترتیبی دارن اول ما یک عمل اشتباه انجام میدیم مثلا در خوردن زیادهروی میکنیم بعد این عمل باعث میشه افکار منفی توی ذهنمون مرور بشه که تو بیعرضهای و نمیتونی خودت رو کنترل کنی و در نهایت این فکرها باعث میشه یک انتظار در وجود ما شکل بگیره یعنی انتظار چاقتر شدن و لاغر نشدن و بدن ما هم دقیقا به همین انتظاری که داریم واکنش نشون میده و چاق میمونه
■پارت هجدهم :
ما میبینیم که این چرخه چطوری ما رو اسیر میکنه وقتی انتظار چاقی در ما ریشه میدونه دفعه بعد حتی قبل از اینکه کاری انجام بدیم افکار منفی میان سراغمون مثلا قبل از رفتن به مهمونی یا مسافرت نگران هستیم که قراره کلی بخوریم و چاق بشیم این یعنی انتظار چاقی تبدیل شده به فکرهایی که قبل از عمل میان و دوباره منجر به اعمال اشتباه میشن و این دایره مدام تکرار و تکرار میشه
■پارت نوزدهم :
ما درک میکنیم که چرا رژیم گرفتن انقدر سخته و تهش به بنبست میرسه چون در رژیم ما فقط میخوایم روی بخش اعمال کار کنیم و مثلا چندتا غذا رو حذف کنیم در حالی که اون چرخه فکری و انتظار چاقی هنوز توی سر ما داره با قدرت کار میکنه ما مدام با خودمون میجنگیم و بهمون فشار عصبی میآد چون میل به خوردن داریم ولی به زور جلوی خودمون رو میگیریم و چون فکرمون عوض نشده بالاخره خسته میشیم و رژیم رو رها میکنیم
■پارت بیستم :
ما در مسیر تناسب فکری یاد میگیریم که به جای خط کشیدن روی مواد غذایی و جنگیدن با جسممون اول بیایم روی افکارمون کار کنیم ما باید اون باورهای قدیمی مثل ارثی بودن چاقی یا پایین بودن سوخت و ساز رو شناسایی و اصلاح کنیم تا وقتی فکرمون عوض میشه اون چرخه از ریشه تغییر کنه و دیگه نیازی به تحمل فشار و سختی برای نخوردن نداشته باشیم
■حالا باید ببینیم چطور باید بهانههای ذهنی رو کنار بذاریم و به حس رضایت واقعی از خوردن برسیم؟
■پارت بیست و یکم :
ما میفهمیم که چیزهایی مثل بارداری و مصرف دارو و پشت میز نشینی فقط فکرهایی هستن که انتظار چاقی رو در ما زنده نگه داشتن ما با جایگزین کردن این فکرهای غلط یاد میگیریم که چطوری ریشه چاقی رو در ذهنمون خشک کنیم و دیگه دنبال بهانه بیرونی نباشیم چون اینها فقط نگرشهای اشتباهی هستن که ما رو اسیر چاقی کردن
■پارت بیست و دوم
ما یاد میگیریم که غذا به تنهایی هیچ قدرتی برای چاق کردن ما نداره چون میبینیم خیلیها همون غذا رو حتی بیشتر از ما میخورن و لاغر میمونن وقتی ما این فکر رو اصلاح میکنیم دیگه از غذا نمیترسیم و با قدرت انتخاب میکنیم که چی بخوریم و چی نخوریم بدون اینکه حس کنیم اسیر و بنده خوراکیها هستیم و این یعنی شروع آزادی ما
■پارت بیست و سوم :
ما تجربه میکنیم که وقتی افکارمون اصلاح میشه اعمالمون هم بدون فشار عوض میشه یعنی دیگه اون صدای درونی که میگفت حیف است یا حالا که مهمونیه بخور یا پولش رو دادی پس تمومش کن خاموش میشه و ما به جایی میرسیم که به راحتی و با میل قلبی خودمون از پرخوری دست میکشیم چون دیگه ذهنمون برای لاغری برنامهریزی شده و دستورات غلط قبلی رو اجرا نمیکنه
■پارت بیست و چهارم :
ما تاکید میکنیم که در این مسیر هیچ دستور یا برنامه غذایی برای کم خوردن وجود نداره چون دستور دادن یعنی رژیم و رژیم هم که هیچ وقت نتیجه ماندگار نمیده تمریناتی مثل توجه به نقطه سیری برای اینه که ما یاد بگیریم چطوری هماهنگ با بدنمون رفتار کنیم نه اینکه خودمون رو به زور گرسنه نگه داریم یا طبق یک لیست خاص لب به غذا بزنیم
■پارت بیست و پنجم :
ما درک میکنیم که کلید اصلی داشتن حس خوب و رضایت بعد از غذا خوردنه اگر ما با عذاب وجدان چیزی رو بخوریم چون فکر میکنیم برنج یا شیرینی چاق کننده است حتما چاق میشیم چون انتظار چاقی رو در خودمون تقویت کردیم اما وقتی یاد میگیریم چطور با لذت و بدون سرزنش غذا بخوریم انتظار چاقی در ذهنمون کمرنگ میشه و تصاویر ذهنی مثبت و متناسب جایگزین میشن
■در قسمت آخر باید ببینیم چطور رضایت درونی جایگزین زور و اجبار میشه؟
■پارت بیست و ششم :
ما میفهمیم که تمایلات و هیجانات ما ناشی از دستوراتیه که تو کلهمون میچرخه اون صداهایی که میگن بیشتر بردار یا این برای پوست خوبه و همزمان از اونور شنیدیم که برنج و نون چاق میکنه این تضاد باعث میشه همیشه انتظار چاقی داشته باشیم ولی وقتی افکار رو اصلاح میکنیم دیگه فشاری بهمون نمیآد چون داریم از ریشه فرماندهی ذهن رو تغییر میدیم
■پارت بیست و هفتم :
ما یاد میگیریم که فرق بزرگ کار ما با رژیم در میزان رضایته چون توی رژیم اصلا کاری به میل و علاقه ما ندارن و فقط میگن نخور و اراده داشته باش و سختی بکش اما اینجا ما یاد میگیریم بر مبنای رضایت خودمون رفتارمون رو تنظیم کنیم جوری که هم از خوردن لذت ببریم و هم از خودمون راضی باشیم و این یعنی باز بودن دست ما در انتخاب
■پارت بیست و هشتم :
ما متوجه میشیم که با دستکاری فرمولهای ذهنی حتی میتونیم عاداتی مثل سیگار یا مشروب رو هم کنار بذاریم چون اصل ماجرا تغییر دادن اون برنامهایه که توی مغز ما نوشته شده وقتی فرمول عوض بشه دیگه اجباری برای انجام اون کار نداریم و تمایلات ما یواش یواش خودشون تغییر میکنن بدون اینکه بخوایم با خودمون بجنگیم
■پارت بیست و نهم :
ما درک میکنیم که حد رضایت هر کسی با بقیه فرق داره و نباید برای همه یک نسخه پیچید ما یاد میگیریم چطوری تشخیص بدیم کجای خوردن بهمون حس خوب میده و کجا حس بد و سنگینی شروع میشه وقتی رفتارمون رو بر اساس این رضایت شخصی و با افکار درست تنظیم میکنیم دیگه از مقدار غذایی که میخوریم راضی هستیم و این یعنی ساخته شدن انتظار تناسب اندام
■پارت سیام :
ما به این نتیجه میرسیم که لاغری با ذهن هیچ سختی و حرص خوردنی نداره چون هیچ اجباری در کار نیست وقتی ما افکار و اعمالمون رو هماهنگ میکنیم معجزه اتفاق میافته و بدن ما به اون انتظار جدیدی که از تناسب اندام داریم جواب میده و ما بدون فشار و با حال خوب به هدفمون میرسیم چون همه چیز بر اساس اراده واقعی و درونی ما پیش میره…..
《 پایان 》