0

هنر تغییر برای لاغری ذهنی: مسیر نو کاهش وزن (گام ۷۹)

هنر تغییر برای لاغری ذهنی
اندازه متن

تا حالا شده از خودت بپرسی: واقعاً من می‌تونم لاغر بشم؟ 🤔

این سؤال، شاید یکی از بزرگ‌ترین موانع ذهنی باشه که جلوی خیلی‌ها رو گرفته… همون‌هایی که بارها رژیم گرفتن، ورزش کردن، ولی هنوز به رویای لاغری نرسیدن.

اما یه خبر خوب برات دارم 💫

وقتی تو مسیر لاغری ذهنی قدم بذاری، کم‌کم یاد می‌گیری هنر تغییر یعنی چی. یعنی دیگه از درون شروع می‌کنی، نه از بشقاب!

🌱 باور می‌کنی که تغییر ممکنه… و اون‌وقته که لاغر شدن نه‌تنها ممکن، بلکه لذت‌بخش می‌شه! 😊

🎨 هنر تغییر برای لاغری ذهنی یعنی چی واقعاً؟

اگه تا حالا حس کردی توی یه دور باطل گیر افتادی — هر روز از اندامت ناراضی، هر بار با یه برنامه لاغری شروع کردی و وسط راه ولش کردی — بدون که مشکل از اراده‌ات نیست، از تجربه‌های تکراریه که هی داری دوباره زندگی‌شون می‌کنی! 🔄

🔑 اینجاست که هنر تغییر برای لاغری ذهنی وارد می‌شه…

یعنی اینکه یاد بگیری چطور تجربه‌های زندگیت رو تغییر بدی تا بدنت هم تغییر کنه. اگه از وضعیت فعلیت (چه جسمی، چه روحی، چه حتی مالی) رضایت نداری، باید بپرسی: دارم چی رو هی تکرار می‌کنم؟

تغییر کردن

یه لحظه تصور کن… توی خونه‌ات هیچ تغییری ندادی؛ سال‌هاست مبل همونه، مسیر پیاده‌روی‌ات همونه، مدل موی سرت همونه… 😐

حالا با این ذهنی که از تغییر فراریه، چطور انتظار داری بدنت تغییر کنه؟ 🤷🏻‍♀️

📍 واقعیت اینه که خیلی از ما از تغییر می‌ترسیم. ذهنمون یاد گرفته با “آشناها” احساس امنیت کنه حتی اگه اون آشنا، همون چاقی‌ای باشه که سال‌ها باهاش زندگی کردیم.

🧠 اما برای اینکه وارد مسیر لاغری ذهنی بشیم، باید اول به هنر تغییر کردن مسلط شیم.

یعنی تغییر در فکر، در انتخاب، در مسیرهای کوچک روزمره‌مون… مثلاً:

  • آخرین بار کی مدل موهاتو عوض کردی؟ ✂️
  • کی چیدمان اتاقت رو تغییر دادی؟ 🛋️
  • کی یه عادت کوچیک رو کنار گذاشتی یا یکی جدید رو شروع کردی؟ 🌱

✅ اگه از همین تغییرهای کوچیک فراری باشی، تغییرهای بزرگ‌تر مثل تغییر در رفتار خوردن و تغییر در فرمول ذهن چاق هم برات سخت می‌شه.

یاد گرفتن هنر تغییر برای لاغری ذهنی یعنی از همین قدم‌های کوچیک شروع کنیم تا قدم‌های بزرگ رو با اطمینان برداریم. 👣✨

هنر تغییر برای لاغری ذهنی

✨ لاغری یعنی تغییر کردن؛ اما از کجا باید شروع کنیم؟

ذهن ما یه سیستم خیلی باهوشه؛ هر باوری که در اون شکل بگیره، فقط روی یه بخش از زندگی اثر نمی‌ذاره — بلکه تو همه‌ی جنبه‌ها نفوذ می‌کنه: از جسم گرفته تا روابط، سلامت، حتی وضعیت مالی!

و اگر ذهن تو باور کرده که “تغییر کردن سخته”، حتی لاغر شدن هم برایش کاری سخت و طاقت‌فرساست.

📦 چاقی همون “وضعیت آشنا”ی ذهنه که حاضر نیست به راحتی ازش دست بکشه.

📚 خیلی‌ها سال‌ها دنبال موفقیت بودن، دوره دیدن، کتاب خوندن، ولی چرا تغییری ایجاد نشده؟

چون هنوز درونی‌ترین مقاومت‌ها نسبت به تغییر رو نشکستن.

ما از بچگی بارها شنیدیم:

  • «زیاد تنوع‌طلب نباش!»
  • «تغییر ظاهر خوب نیست!»
  • «همین‌که هستی، باش!»

و همه‌ی این‌ها باعث شده وقتی نوبت به تغییر واقعی می‌رسه، از درون یه ترمز قوی کشیده بشه! 🛑

حالا تصور کن که این ترمز ذهنی، جلوی چی رو می‌گیره؟

دقیقاً جلوی هنر تغییر برای لاغری ذهنی رو. یعنی ذهن می‌گه: «همین غذاهایی که همیشه می‌خوردی رو بخور! همون رفتاری که همیشه داشتی رو ادامه بده!»

🌀 در نتیجه، توی یه چرخه تکراری می‌افتیم و بدتر از همه اینکه فکر می‌کنیم «من نمی‌تونم تغییر کنم».

🌱 اما یه راه وجود داره…

همین حالا به دنیای اطرافت نگاه کن. طبیعت هر لحظه در حال تغییره: برگ‌هایی که می‌افتن، ابرهایی که شکل عوض می‌کنن، فصل‌هایی که میان و می‌رن… 🍂🌤️

همه‌ی اینا بهت نشون می‌ده که تغییر نه‌تنها ممکنه، بلکه طبیعی‌ترین اتفاق دنیاست.

وقتی به تغییرات دیگران نگاه می‌کنی چه کسی که وزن کم کرده، چه کسی که از یک رابطه ناسالم بیرون اومده به‌جای گفتنِ “اون تونست چون شرایطش فرق داشت”، ازش الهام بگیر.

✨ این یعنی شروع به شکل‌گیری یک فرمول ذهنی جدید… فرمولی که تو رو به سمت لاغری هدایت می‌کنه.

🔁 فرمول ذهنی‌ات رو بازنویسی کن!

به جای اینکه با خودت بگی: «من نمی‌تونم تغییر کنم»، از خودت بپرس:

چرا نتونم؟ اگه یه بار تو زندگیم کاری رو از ته دل خواستم و براش تلاش کردم، چرا این یکی نه؟ 💪

به یاد داشته باش:

هر چقدر بیشتر از شرایط فعلی‌ات ناراضی باشی و احساس ناتوانی کنی، بیشتر در همون وضعیت باقی می‌مونی.

لاغری آسان با قدرت ذهن

🌟 تجربه واقعی از مسیر هنر تغییر برای لاغری ذهنی

امروز توی دفتر تمرینم نوشتم:

من از مسیر چاقی به مسیر لاغری دارم تغییر مسیر می‌دم.

و این یعنی دارم تمرین می‌کنم هنر تغییر برای لاغری ذهنی رو توی زندگی‌ام جاری کنم 💫

من یاد گرفتم لاغر شدن قراره آسون باشه، نه سخت و طاقت‌فرسا.

آخه تغییر، اگه سخت باشه، موندگار نیست… یه مدت کوتاه ادامه پیدا می‌کنه و بعدش برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول! 🌀

🎭 مثلاً یادته دوران کرونا چقدر چیزا عوض شد؟

ماسک، فاصله، قرنطینه… ولی وقتی تموم شد، همه‌چی به شکل قبل برگشت — چون اون تغییرها سخت بودن و با لذت همراه نبودن.

اما چیزی که تو اون دوران برنگشت، عزیزانی بودن که ازمون رفتن… 🖤

اون‌ها نتونستن تغییر رو تاب بیارن؛ و مرگ رو، که از نظر ذهن آسون‌تر بود، انتخاب کردن…

📌 این تجربه‌ها بهم یاد دادن که تغییر باید آسون باشه، تا موندگار بشه.

🎯 پس ویژگی‌های مهم در هنر تغییر برای لاغری ذهنی چیه؟

۱. ✅ تغییر باید راحت باشه

۲. 🔁 باید قابل استمرار و دائمی باشه

3. 😊 و مهم‌تر از همه: باید لذت‌بخش باشه

مثلاً رژیم گرفتن یا ورزش سنگین، هرچند به ظاهر تغییر حساب می‌شن، اما چون با اجبار و سختی همراه هستن، موقتی‌ان.

شاید چند کیلو کم کنیم، ولی بعدش با دل‌زدگی و خستگی برمی‌گردیم به همون عادت‌های قبلی.

اما لاغری با ذهن یه مسیر متفاوته.

اینجا ما داریم یاد می‌گیریم که چطور به کمک هنر تغییر برای لاغری ذهنی، فرمول‌های ذهنمون رو عوض کنیم — بدون زور، بدون سخت‌گیری، با لذت و آرامش درونی 🌿

من این روزها توی مسیرم دارم از غذا خوردن نمی‌ترسم، با بدنم مهربون‌ترم، و مهم‌تر از همه، باور کردم که این تغییر می‌تونه همیشگی باشه.

هنر تغییر برای لاغری ذهنی

🎨 تغییر فرمول‌های چاقی ذهنی با هنر تغییر برای لاغری ذهنی

حالا که صحبت از هنر تغییر برای لاغری ذهنی شد، بیاید قدم‌به‌قدم فرمول‌های ذهنیِ چاقی رو بازنویسی کنیم.

از کجا شروع کنیم؟ از آسوناش 😌

۱. ✌️ صلح با چاقی؛ اولین قدم برای رهایی

دیگه از چاقی نترس. چاقی، یه هیولای ترسناک نیست؛

اون فقط یه بخشیه از تو که هنوز لاغری رو ندیده.

۲. 🍕 غذا خوردن ترس نداره، واقعاً نداره!

همه‌ی غذاهایی که می‌خوریم، یا دفع می‌شن یا می‌سوزن یا تجزیه می‌شن و از بدن می‌رن.

چیزی توی بدن باقی نمی‌مونه جز اونی که با ترس و نیاز خوردیمش.

وقتی از غذا می‌ترسیم، بدن احساس خطر می‌کنه و می‌گه: «وای! شاید بعداً غذا نرسه، نگهش دار!»

همون لحظه، ذخیره‌سازی شروع می‌شه! 🧊

۳. 🔁 تغییر باورها؛ ریشه‌ی لاغری ذهنی

یعنی هیچ‌چیز توی این دنیا نمی‌تونه تو رو چاق کنه… مگر اینکه تو باورش کنی!

🌍 همه‌چی، حتی چربی‌های بدنت، در اصل انرژی لاغری هستن که به خاطر نیاز ذهنی‌ات به لاغری، جذبشون کردی.

هر چی بیشتر بگی «من باید لاغر شم»، بیشتر می‌گی «من الان لاغر نیستم»… و بدن بر اساس همین احساس نیاز، چربی ذخیره می‌کنه! 😮‍💨

🎯 جمع‌بندی

معرفی راهکار مناسب برای یادگیری هنر تغییر برای لاغری ذهنی

حالا که با گام‌های مهم و اصول پایه‌ای هنر تغییر برای لاغری ذهنی آشنا شدیم و فرمول‌های چاقی ذهنی رو یکی‌یکی بازنویسی کردیم، نوبت به یک مسیر اصولی و کامل برای تثبیت این تغییرات می‌رسه.

دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها، بهترین و مناسب‌ترین راهکار برای یادگیری عمیق و کاربردی هنر تغییر کردن در مسیر لاغری ذهنی هست.

در این دوره، با تمرینات دقیق، تکنیک‌های ذهنی و حمایت مستمر، قدم‌به‌قدم یاد می‌گیری چطور نگرش و باورهای قدیمی که باعث چاقی شدن رو با فرمول‌های لاغری ذهنی جایگزین کنی و این تغییرات رو به عادت‌های دائمی زندگی‌ات تبدیل کنی.

این دوره به تو کمک می‌کنه که با خیال راحت و به آسانی مسیر لاغری رو طی کنی، تغییر رو دوست داشته باشی و لذت ببری.

یادگیری هنر تغییر برای لاغری ذهنی تو را نه‌تنها به بدن دلخواهت می‌رسونه، بلکه زندگی و انرژی تو رو هم متحول می‌کنه!

✨💪🧠

🎯 اهمیت انجام تمرینات برای یادگیری هنر تغییر برای لاغری ذهنی

تمرینات عملی، کلید اصلی یادگیری هنر تغییر برای لاغری ذهنی هستند.
وقتی ذهن خود را با تمرین‌های مداوم تمرین می‌دهید، یاد می‌گیرید چطور باورها و نگرش‌های قبلی را کنار بگذارید و مسیر جدیدی برای لاغر شدن و تناسب اندام همیشگی بسازید.

✍️ تمرین آموزشی 📖 برای تقویت هنر تغییر برای لاغری ذهنی

۱. نگرش شما درباره اهمیت تغییر کردن در زندگی چیست؟ لطفاً شرح دهید.

۲. آیا خود را انسانی تغییرپذیر می‌دانید؟ دلیل پاسخ خود را بنویسید.

۳. ارتباط تغییر کردن با لاغر شدن از نظر شما چیست؟ لطفاً شرح دهید.

۴. تصور شما درباره لاغر شدن و تغییر کردن در گذشته چگونه بود؟ شرح دهید.

۵. چرا بیشتر انسان‌ها در برابر تغییر مقاومت دارند و ترجیح می‌دهند در شرایط یکنواخت زندگی کنند؟ نظر خود را بنویسید.

۶. لاغری با ذهن چگونه به شما کمک کرده است تا تمایل به تغییر کردن را آسان‌تر تجربه کنید؟ شرح دهید.

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات

حالا نوبت شماست!
از شما دعوت می‌کنیم که پاسخ‌های خود را در بخش نظرات بنویسید و تجربیاتتان را با دیگر همراهان به اشتراک بگذارید.
مشارکت شما باعث انگیزه و رشد همه ما می‌شود و کمک می‌کند مسیر هنر تغییر برای لاغری ذهنی را بهتر و موثرتر طی کنیم. 📝❤️🤝

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.56 از 66 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=20691
86 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۲ ۰۰:۳۱
      مدت عضویت: 771 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام وقت به خیر این فایل خیلی تاثیر گذار بود وقتی حرف از تغییر شد باخودم گفتم چرا فایلها گوش میدی وتغییر نمیکنی باید تعییر کنی وتعهد داشته باشی وپای بند باشی و از روز بعدش هم روزها را باحال خوب شروع می کنم  پیاده روی برای حال خوش روحی  وارتباط بادیگران به برنامه ام اصافه شد وبعد چای عصرانه با تنقلات عصرانه حذف شد  واین برام خیلی ارزشمند هست البته به جای چای اگر هوس کنم یه میوه یا یه لیوان شیر می خورم وخوشحالم تنقلات را حذف کردم میلم به شیرینی هم خیلی کم شده مثل افراد متناسب چند شب گذشته در مهمانی بودم وبه من  شیرینی تعارف شد  یک دونه برداشتم ونصف آن را خوردم ودیگه میلی نداشتم خدایا شکرت استاد ازشما متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نیلوفر رحیمی
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۱ ۰۸:۴۳
      مدت عضویت: 815 روز
      امتیاز کاربر: 18855 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      من نیلوفرم، سی ساله. مدتی هست که با سایت تناسب فکری همراهم. اولش ۱۲ گام رو گوش دادم. بعد صدگام رو شروع کردم و امروز رسیدم به گام ۷۹. به جرات میتونم بگم خوندن نوشته ی این گام، تاثیرگذارترین لحظه رو در مورد من رقم زد. انگار که در یک لحظه چراغی تو ذهنم روشن شد، تو یک ثانیه همه چی واضح شد و ابهامات از بین رفتن، برای چند لحظه ضربان قلبم بالا رفت و  بعدش همه چی آروم گرفت. حس اون لحظه ارشمیدس رو‌ داشتم که تو کوچه میدوید و داد میزد یافتم یافتم.بخدا که منم یافتم یافتم!

      نکته همینجاست که ترسارو باید دور ریخت، باید زندگی کرد. بحث لاغری نیستا، درس زندگیه.همیشه موقع انتخاب خوراکی اول کالریشو چک میکنم و بعدش قیمتشو، گاها مجبور میشم خوراکی انتخاب کنم که حتی مزه شم دوست ندارم و از خوردنشم لذت نمیبرم، خب که چی؟! اگه فردا بیفتم بمیرم، دیگه هیچ وقت هیچ فرصتی نخواهم داشت هزاران هزار خوشمزه دنیا رو امتحان کنم، اگر پول بیشتری سیو کنم به چه کارم خواهد اومد؟! اخرش مگه مرگ نیست؟! خودم نخورم و نگردم که بمونه برای یه عده بعد از مرگم؟! از این لحظه میخوام فقط یک معیار برای انتخابهام داشته باشم، حال خوب خودم و لذتی که بهم میده. نه فقط در مورد خوردن، بلکه در مورد همه ابعاد زندگیم. 

      یکبار یکجا یک جمله طنز خوندم که امروز به نظرم پشت طنز اون جمله مفهوم خیلی درستی به چشمم میخوره. نوشته بود (خدایا من دیگه از رژیم و ورزش خسته شدم، میسپارم به خودت، تو بسازی قشنگتره) معلومه که خالق یک اثر قشنگتر از همه و همه میتونه بسازتش، چون اثر خودشه، خلق خودشه، جزییاتشو خودش بلده. میخوام رها کنم و لذت ببرم، یقین دارم که خدا انقدر زیبا و دقیق آفریده که اگر من جلوشو نگیرم، خودش به بهترین شکل راهشو پیدا میکنه و پیش میره.

      در آخر مدیون خدایی هستم که انسانهایی چون استاد عطار روشن و عزیزانی مثل شما رو سر راه من قرار داد که اینگونه نظراتتون روشنی بخش زندگیم باشه. دوستتون دارم و آرزوی بهترینا رو برای تک تک تون دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۹ ۲۳:۱۳
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 29415 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      سلام نگرش درباره اهمیت تغییردرزندگی چیست ؟ماانسانها دوست داریم زندگی ماچه ازدوران کودکی ونوجوانی وپیری تغییرکنه من دوران چاقی اون ارامش واون لذتی که بایداززندگیم میبردم رونبردم همیشه دنبال روشی بودم که بتونم لاغرکنم یا دردرس پیشرفت کنم یاشغل خوب ولی تنوستم درس بخونم مدرک بگیرم ولی دنبال کارنرفتم فکرمیکردم نمیتونم خودمو تنبل میدونستم این خودش بدترین اسیب ذهنی بخودم بودبجاش کلاس زبان میرفتم ولی تااخرادامه ندادم ازدواج کردم خداروشکرازدواجم موفقی دارم وبه لطف خدا بچه دارشدم ۲_ایا خودروانسان تغییرپذیرمیدانید؟من اگه کسی بمن بگه ایرادموادمن ادم انتقادپدیری هستم وخودموباشرایط هماهنگ میکنم من قبل اشنایی بالاغری ذهن خیلی پرخوربودم وهمیشه چاق ولی اززمان اشنایی بازاشتباهات هست ولی سعی میکنم تغییربدم عادات بدروترک کنم وعادات خوب جایگزین کنم چون همیشه فکرمیکردیم ارث ووراثت وژنتیک روعامل چاقی میدونستیم ولی همه این فرمول اشتباه باعث شده بودروزبه روزچاقتربشم ولی الان یادگرفتم هیچ کدوم تاثیرنداشته افکاراشتباه باعث چاقی شده وما باانجام تمرین وجایگزین کردن فرمول جدید جسم ماشروع میکنه به لاغری اصلا نباید عجله کردوزمان تغیین کردبایدارام وپیوسته به مسیرادامه بدیم تابه اون تناسب اندام برسیم ومن خیلی تغییرکردم توخونه داری وتوجه کردن به همسروفرزند مثل قبل نیستم شدم به خانم خانه دلرموفق عادت داشتم به خوردن شیرینی زیادولی یادگرفتم میتونم کم کنم باهمون ذهنموارام کنم یامقدارنون وبرنج روبه حداقل برسونم پس مامیتونیم تغییرکنیم ما بااراده هستیم وخدابماانسانها قدرت بالایی داده همونجوریک ویروس باعث شد کل دنیا تغییرکنه رفت وامدها کم شد ومهمانی ها قطع شد وباعث شدبهداشت خیلی رعایت بشه وعیدنوروزیاسینزده توخونه باشیم جایی نریم خیلی کسب کارها تغییرکردافرادمجبورشدن جمع کنن یاکسب کاراینترنتی بزنن یابچه ها بجای رفتن سرکلاس توخونه باشن ازطریق فضای مجازی درس بخونن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 1309 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,751 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست
      •  نگرش شما درباره اهمیت تغییر کردن در زندگی چیست؟ شرح دهید.به نظرم هر انسانی چه بخواد چه نخواد در طول زندگیش دچار تغییرات میشه حالا این تغییرات میتونه آگاهانه یا نا آگاهانه باشه.چون در طول زندگی ی انسانی که متوسط عمرش ۶۰ سال باشه،حتی اگر در زندگی شخصیش هم تغییراتی رخ نده در زندگی اجتماعیش گاها تغییراتی صورت میگیره.پس تغییر یکی از اتفاقات طبیعی برای ما انسانهاست.
      • آیا خود را انسانی تغییر پذیر می دانید یا خیر؟ شرح دهید.دوست دارم بگم بله ولی در عمل شاید گاهی اوقات ترمز شدید کشیده باشم تا مجبور به تغییر نشم.ولی از وقتی وارد مباحث قوانین زندگی شدم دوست دارم شرایطم به دلخواه خودم تغییر بدم.
      • با ذکر مثال شرح دهید که تغییر پذیر بودن در چه شرایطی به شما کمک کرده است و در چه مواردی مقاومت کردن در برابر تغییر کردن باعث ایجاد رنج و ناراحتی برای شما شده است؟چیزی که الان در ذهنم دارم و این تغییر لاعث بهبود شرایط زندگیم بوده اینه که من قبلا خواسته هامو نمیتونستم به دیگران بگم یا اگر رفتار کسی ازار دهنده بود برام نمیتونستم بهش بگم ولی الان خیلی خیلی بهتر شدم و احساسمو تغییر دادم،نگرشمو عوض کردم و ی جاهایی عنوان میکنم که فلانی من ازت ناراحتم یا خیلی برام سخت باشه عنوان کردنش با خودم صحبت میکنم و از اون رفتار میگذرم و سعی میکنم که خودمو آروم کنم و از اون آزرده خاطر شدنی که برام اتفاق افتاده میگیرم و رهاش میکنم و این خیلی به من داره کمک میکنه تا بتونم از زندگی روزمره م بیشتر لذت ببرم.و این اتفاق خوشایند به خاطر استفاده از فایلهای استاد عزیزم عطار روشن هست که منو به اگاهی خوبی داره میرسونه.و چیزی که من در برابرش نتونستم تسلیم بشم و هنوز مقاومت دارم اینه که ی ایده ای بهم گفته شده درباره ی کسب و کار خونگی خودم در کنار شغل اولم و ی هفته پیش هم استارتشو زدم ولی ترس دارم که نتونم موفق بشم،هزار تا اما و اگر حین کار برام پیش میاد و باعث شده توی این سه روز گذشته کاری براش انجام ندم.این تغییر نگرش برای انجام کار منو آزار میده و امیدوارم بتونم این ترس رو بذارم کنار چون توی اطرافم شنیدم که افرادی که این کار رو دارن انجام میدن تقریبا موفق هستن ،به امید خدا منم میتونم.
      • ارتباط تغییر کردن با لاغر شدن چیست؟ شرح دهید.برای تغییر کردن در راستای لاغری باید ی سری از عادت‌ها رو توی خودمون تغییر بدیم و به قول استاد عزیز این رفتارهایی که ما باید انجام بدیم در وجودمون هست و ازش آگاهی داریم ولی انقدر افکار منفی و غلط به ما تزریق شده که اطلاعات درست اولیه ی کارخانه در وجود ما ی جورایی رفته ته اعماق ذهنمون و یادآوریش برای ما ی کم سخت شده و این یادآوری به نظرم باید هر روزه و توسط ی شخصی مثه استاد عطار روشن انجام بشه که از راه و چاه رسیدن به این اطلاعات آگاهی دارن و میدونن که کجا رو باید زیر و رو کنیم تا اطلاعات ما ریست بشه و لود بشه.
      • در گذشته تصور شما درباره لاغر شدن و تغییر کردن چه بوده است؟ شرح دهید.به نظرم تغییر چاقی به لاغری برام خیلی سخت و گاهی هم غیر ممکن بوده،چون در واقع تغییر عادت‌های اشتباه برام سخت بوده مثلا درمورد سیر بودن الان که فکرشو میکنم میبینم من در اکثر مواقع بین وعده های اصلی غذایی سیر بودن و هیچ گرسنگی نداشتم ولی به شدت دنبال ی بهونه بودم که بگم من گرسنه که ی خوراکی یا کیک یا هر چیزی که برام هیجان انگیز بوده رو بخورم تا خیالم راحت شه که دیگه نیست و تموم شده و الان میبینم که من با آموزش‌های اصولی و درست تونستم این عادت رو در وجود خودم عوض کنم و اگر گاهی لغزشی دارم خودمو سرزنش نمیکنم و به خودم آرامش میدم که دیگه این رفتار رو تکرار نمیکنم و میتونم بگم خیلی هم دارم کنترل شده رفتار میکنم خدا رو شکر.
      • چرا بیشتر انسانها دربرابر تغییر کردن مقاومت دارند و ترجیح می دهند در شرایط یکنواخت زندگی کنند؟!چون ترس از دست دادن موقعیت فعلی رو دارن،درباره ی دیگران و خودم این اتفاق رو زیاد دیدم،من خودم سعی میکنم از پیله ی امنم گاهی اوقات از سر کنجکاوی هم شده بیام بیرون ولی خیلی ها رو میشناسم که حتی میترسن به برداشتن ی قدم هم فکر کنن،چند وقت پیش برای ی بنده خدایی ی کار موقت آخر هفته ای جور کردمو بهش خیلی انگیزه دادم کهکشانی بیا و این کار رو بگیر بعدش پشیمون میشیا و کلی بهش حال خوب تزریق کردم ولی اون شخص از ترس اینکه نکنه خسته بشه،نکنه راه دور اذیتش کنه،نکنه نتونه بره سرکار فعلی خودش به موقع و هزار تا نکنه دیگه و این اتفاق خیلی منو به فکر فرو برد که اونوقت ما آدمها میشینیم خدا رو قضاوت میکنم و به قول دوست عزیزمون پری جان،از آغوش امن خدا فرار میکنم،بعد همین شخص میشینه میگه خدا به من شانس نداده،خدا به من پول نداده خدا به من پدر پولدار نداده،یا اینکه تمام بدبختی های من به خاطر پول بی ارزشمونه یا … اینجوریه که نمیتونیم تغییر کنیم و ی قدم برداریم برای بهبود شرایط خوب
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک کرده است تمایل به تغییر کردن در شما ایجاد و برای شما آسان شود؟! شرح دهید.به نظرم این کمک‌ها در ابتدا کوچیک ولی هدفمند شروع شد،جوری که کم کم تغییرات رو توی وجودم دارم نهادینه میکنم حالا چطور،؟به نظرم استمرار در انجام تمرین‌ها و همینطور تکرار و تکرار و نکته ی مهم که تازگی ها دارم بهش ایمان پیدا میکنم چون قبلا برام ی ترمز بزرگ بور اینکه زمان تعیین نکنم برای رسیدن به لاغری چون من ی ساله و یک ماهه چاق نشدم من شاید سی سال طول کشیده تا ۱۲ کیلو اضافه وزن پیدا کنم ولی خیلی سریعتر از این زمان طی شده من لاغر میشم،اویل که شروع کرده بودم و ی دوره آموزشی رو هم خریدم همش میگفتم اگه توی شگفتی سازها ی نفر شش ماهه تونسته بیست کیلو کم کنه پس منم توی سه ماه میتونم شش کیلو حداقل کم کنم واین باعث شد که من استپ زیادی داشته باشم ولی تازگی ها آگاه شدم که من این باور رو داشتم مدام تکرارش میکردم  ولی الان دارم روی این کار میکنم تا هر زمانی میخواد طول بکشه مهم اینه که من از بدنم راضی هستم و خودمو دوست دارم  و کمک میکنم این چند کیلوی باقیمانده رو با حس خوب کم کنم و باهاش تا ابد خداحافظی کنم.به امید خدا.
      • توی فایلی که امروز دیدم،خیلی چیزها به ذهنم رسید که در دنیا به راحتی تغییر کردن و باعث ی زندگی جدید و پیشرفته برای ما انسانه  شدن به نظرم بهترین تغییر در زندگی پیرامون من این بوده که در حال حاضر هر جای ایران یا حتی دنیا باشی با چند تا کلیک کردن موبایل یا کامپیوتر میشه وسایل موردنیاز رو بخرم،یادمه تا قبل از کرونا ی سری مغازه ها بودن که البته خیلی محدود بودن، فروش اینترنتی داشتن ولی خیلی برای من قابل اعتماد تبودن،برای من باور پذیر نبود که میشه بشینی توی خونه و با گوشیت لباس سفارش بدی و با پست بیاد دم در خونه،این گذشته تا اینکه کرونا اومد و کم کم ی سری مغازه دارهایی مثه بوتیک‌ها یا کفش فروشی ها یا لوازم آرایشی ها به خاطر از بین رفتن مهمونیها و جشن‌ها داشتن ورشکست میشدن ولی اینترنت و موبایل و …به کمکشون اومد و اونا هم کسب و کارشون رو شروع کردن،یادمه اولین خرید اینترنتی من خرید پارچه بود که چقدر برام دلنشین و جذاب بود،چون توی خونه با کمترین هزینه ی پارچه ی خوب و با کیفیت خریدم و این خیلی بهم حس رضایت از خرید داد و این اتفاق و تغییر بزرگ توی کل ایران و دنیا به خیلی از آدمها کمک کرد که با وجود کمبود بودجه بتونن برای خودشون کسب و کار راه بندازن، و به من خریدار کمک بیشتری کرد که انتخاب‌های زیادی برای خرید داشته باشم،بله این تغییر رو شاید ده سال پیش کسی ازش حرفومیزد بهش میخندیدن یا اینکه فکر میکردن طرف دیوانه است و داره هذیان میگه ولی تغییر ایجاد شد و خیلی از آدمها در کنار شغل اولشون شغل دوم رو هم برای خودشون ایجاد کردن،این تغییر هم در سطح عمومی بود و هم در سطح فردی و جالبیش به اینه که این تغییر در دنیا همچنان در حال گسترش و بزرگتر شدنه،چون اوایل باید برای خرید اینترنتی من میرفتم عابر بانک بعد برام این سهولت انجام شد که توی خونه با اپلیکیشن‌های جدید من خیلی راحت با کارت بانکی م توی خونه از طریق موبایل و وارد کردن اعداد و ارقام پرداخت رو انجام میدم و این تغییر همچنان ادامه داره ،کسی چه میدونه که چه سهولت و آسونی قراره دوباره برای ما پیش بیاد.بله تغییرات اگر به سمت و سوی ایجاد احساس خوب و احساس رضایت باشه قطعا ما رو به زندگی آسونتر هدایت میکنه،ما باید یاد بگیریم با ایجاد تغییرات در زندگیمون سوار بر موج زندگی باشیم تا بتونیم به جاهای مختلف که دوست داریم برسیم با ساکن موندن و ی جا بودن هیچ اتفاق جدیدی برای ما پیش نمیاد و به زودی هم در سکوت و خلوت عمرمونو از دست میدیدم و ی عمر حسرت برامون می مونه.در حال حاضر در مکانی زندگی میکنم که امکانات خاصی نداره حدود سه ساله که اینجا هستم و نبود امکانات اولیه برای ی زندگی راحت منو به تضادی رسوند که باید برای زندگی راحت تر ی تغییراتی در مکان زندگیم ایجاد کنم،از خدا کمک خواستم و اونم همراهیم کرد و داره بهم گام بعدی نشون میده.امیدوارم تغییرات خوبی در سطح زندگی روزمره م به وجود بیاد.بله رسیدن به نادلخواه هامون که همون تضادها باشن ما رو به تغییرات مجبور میکنه.چند ساله پیش که احساس کردم که تناسب اندام ندارم و از بدن خودم راضی نیستم تغییر کردنو شروع کردم،تغییرات چون منطقی و اصولی نبود برای من سخت و محال بود ولی کم کم لا آموزش‌های اصولی و طبق برنامه دارم تغییرات جدیدی توی ذهنم به وجود میارم که داره روی جسمم نمایان میشه،اگر چند ماهه پیش بود من تا الان که ۱۱ و نیم صبحه من صبحانه ی پر و پیمون و خفه کنی خورده بودم و اون وسط مسطا هم چند تا چایی با شکلات و کیک و میوه خورده بودم ولی الان حدود نه صبح به بعد در حد چند تا لقمه اگر گرسنه باشم صبحانه میخورم و تا ناهار فقط چند تا چایی بدون قند اگر هم قند و نقل باشه در کل ی دونه برام کافیه،میخورم.اگر اینا تغییر نیستن پس چی هستن؟؟تغییرات کوچیک ولی پیوسته ای داشتم خدا رو شکر.ممنونم از خدا و استاد عزیزم برای این آگاهی ناب.الهی شکر
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۱ ۱۷:۴۰
      مدت عضویت: 852 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 376 کلمه

      به نام خداوند مهربان که من را به سمت تغییر کردن و متناسب شدن سوق داد.سلام بر استاد تغییر کردن و شگفتی ساز شدن 

      یکی از موانع مهم لاغر شدن همین ترس از تغییر کردن است و ما برای رسیدن به اهداف خود باید مسیر های مختلفی را امتحان کنیم و برای پیمودن یک مسیر نیاز است که بسته به نوع شرایط تغییراتی داشته باشیم.اگر در مسیری وارد شویم و تغیرات لازم را انجام ندهیم در رسیدن به هدف باز می مانیم.در دوران کرونا آموزش ها آنلاین شد همسرم که معلم بود یک گوشه از اتاق را کلاس درس کرد و در زمانی که تدریس میکرد من تلفن را قطع می‌کردم و غذا هم شب آماده می کردم تا سروصدا نشود و روند زندگی ما تغییر کرده بود.من در کل اعتقاد دارم که انسان برای شروع هر کاری باید تغییر را از خودش شروع کند.همین که تصمیم بگیرد تغییر را بپذیرد خودش نوعی تغییر است.تغییر کردن یک هنر است و من باید آن را بیاموزم وقتی از تغییر کردن نترسم و محکم گام بر دارم حتماً نتیجه ی متفاوتی کسب می‌کنم.

      وقتی از شرایطی که در آن هستم ناراحت و ناراضی ام پس باید روند زندگی را تغییر بدم تا دستاوردی بهتر داشته باشم.

      من تا حدودی تغییر پذیر هستم و دوست دارم چیدمان منزلم را عوض کنم و……

      در گذشته من در روشهای کاهش وزن قبلی متناسب شدن را همراه رژیم و ورزش و سختی می دیدم در حالی که اگر تغییر با رنج باشد اصلاً ماندگار نیست.

      لاغر شدن هم نوعی تغییر کردن است البته باید فرمول های ذهنی را تغییر بدهیم تا تغییر در جسم ما پدیدار شود.

      من در گذشته با سختی ورزش می‌کردم و نوع مواد غذایی را هم تغییر دادم تا جسمم تغییر کند ولی چون این تغییرات همراه با رنج بود ماندگار نبودند و نتیجه هم برگشت.

      انسان وقتی به یک شرایطی عادت می کند ویرایش آسان است از تغییر دادن شرایط می ترسد و فکر می کند باید رنج بکشد برای همین روتین خود را ادامه می دهد ولو از نتیجه آن راضی نباشد.

      من در لاغری با ذهن دانستم برای تغییر دادن جسمم باید فرمول‌های ذهنی را تغییر بدهم و وقتی شروع کردم مسیر برایم سخت نبود برای همین تغییر کوچک برایم لذت‌بخش شد و این باعث شد که در مسیر لاغری با ذهن بمانم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abirozeh
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ ۱۳:۴۶
      مدت عضویت: 2347 روز
      امتیاز کاربر: 7844 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهان‌گرامی 

      در مورد تغییر واقعا صحبت زیاده که بخوام من بگم ولی استاد خیلی عالی به تغییر ورابطه ی اون با لاغری در این فایل اشاره کرد تعییر یا همون پارادایم شیفت  یعنی خالی کردن فنجون ذهنت در مورد هر آنچه در باره ی چاقی واحساس چاقی داریم و پر کردن اون با مطالب لاغری با ذهن در سایت استاد عطار روشن عزیز 

      یعنی تا حالا با ذهن خودمون در مورد جسممون رفتیم جلو نتیجه شد اضافه وزن برای من حالا یه مدت با سایت تناسب فکری میرم جلو وتغییر میکنم 

      تغییر در فرمول‌های ذهنی 

      تغییر در احساس نسبت به خودم 

      تغییر در ترس نداشتن از لاغری

      تغییر در ترس نداشتن از مواد غذایی

      تغییر در نوع نگاهم به خودم 

      تغییر در نوع نگاهم به خدا 

      به دنیا 

      به اطرافم 

      تغییر در سرزنش نکردن خودم به خطر ظاهرم ویه کم اضافه خوردن 

      تغییر در باور به خودم به توانایی‌های خودم 

      تغییر در باور چاقی راحت ولاغری سخته

      تغییر در اینکه احساس خودم رو در سایت خوب کنم 

      استمرار داشته باشم وبه منفی ها توجه نکنم گوششون ندم …تمرینها رو بنویسم وانجام بدم …

      من واقعا خودم همیشه تغییر رو دوست داشتم من همیشه سعی میکنم از یه مسیر نیام خونه ..دیروز رفتم کتونی سفید گرفتم اینقدکه خودمو سرزنش میکردم کاش مشکی میگرفتی خیلی تابلو شدی و……….

      ولی خودم دوست داشتم تغییر کنم در خرید کفش 

      وخریدهای دیگه که به خاطر حرف و دید گاه بقیه همیشه به قول استاد ما ایرانیا اون چیزی که خواستیم رو انجام ندادیم ودست از تنوع در سر ولباس وخیلی چیزای دیگه در زندگیمون برداشتیم ولی من وقتی میرم تهران خیلی دوست دارم چون احساس میکنم اونا بیشتر خودشون هستن وچیزی که دوست دارن رو میپوشن بدون توجه به دیگران ..اونجا که میری ماشینای متنوع با رنگهای زیبا میبینی ولی تو شهرستان همش ماشین سفید ومشکل ونهایت تک تک رنگای متنوع 

      در مورد تغییر کلا دنیا در حال تغییر هست حتی میزی که ما فک میکنیم ثابت هست وهمه چیز در حال تبدیل وتعیین هست چون سازو کار جهان بر این است بر گسترش وتنوع و تغییر 

      ماها به دلیل اون نقطه امنی که ذهن برامون ایجاد کرده همیشه از تغییر ترسیدیم ودوست داریم کار تکراری کنیم 

      چون تغییر برامون سخت بوده وسخت نشون داده شده ولی به نظرم تعییر لذت بخشه تغییر حال وجا ومکان 

      تغییر شغل به شغل دلخواه تغییر جسم از اضافه وزن به لاغری به‌تغییر باور علط به درست..تغییر فصل تغییر آب وهوا تغییر وتفاوت در نسل‌ها ونژادها…تغییر سبک زندگی ..

      واین عالیه اگه بحث تغییر نبود هیچ کرمی پروانه نمیشد ..هیچ بذری ودانه ای رشد نمی‌کرد ودرخت نمیشد

      هیچ نوزادی بزرگ‌نمیشد و…

      من خودم در حال تغییر م وازش لذت میبرم از سکون ورشد نکردن هم استقبال نمیکنم …چون ما باید در حال تغییر باشیم حتی آب هم نمیتونه یه جا باشه وتغییر نکنه چون میگنده وبو میکنه 

      تازه شدن وتغییر در مسیر لاغری همین ماندن در این سایت واستمرار در این مسیر هست نتیجه هم به موقع میاد 

      ممنون از استاد وعزیزانی که نظر من رو میبینن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ ۰۰:۵۷
      مدت عضویت: 1403 روز
      امتیاز کاربر: 80300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,824 کلمه

      ی دوره ای رژیم میگرفتم توسط ی دکتر اونقدر رژیمش سخت بود پر از محرومیتو ممنوعیت و من تغییر کردم وطبق اون رژیم جلو رفتم سخت بود ولی  من تعییر کردم جوری شده بود ک ی ذره اضافه خوردن باعث حالت تهوع درمن میشد انقدرم متغییر کرده بودم بعد ک بعد ازدواجم چاق شدم دوباره تغییر کردم جوری شد ک ب اضافه وزن بالا رسیدم پس اینم ی تغییر ک منیک جوری بودم ک حس تهوع میگرفتم از ی ذره اضافه تعییر کردم ب لطف رسانه ها و اصرار من ب یادگیری چاقی من در مییر چاقی خبره شدم 

      همه اینها تعییر بود من جوری درمورد چاقی تعییر کردم ک فکرشو هم نمیکردم اصلا باورم نمیشد اما بخودم اومدم دیدم کلی اضافه وزن دارم 

      پس الانم میشه من تعییر کنم و من ب سمت تناسب حرکت کنم چیزی ک بوده هس از اول فاصله گرفتن من از اون ب معنای نبودش نیس ب معنای تعییر منه و الان دوباره میشه ک تعییر کنم 

      من در خیلی از زمینه ها تعییر کردم من دختری بودم ک دست ب سیاه وسفید نمیزد اما الان خونه داری میکنه اشپزی میکنه من موقع شروع این کار اصلا فکرشو نمیکردم فقط تو دلش قرار گرفتم و انجام دادم کسی ازم حمایت نکرد کسی تشویقم  نکرد فقط من یهویی دیدم دارم اشپزی میکنم جوری تعییر کردم و مسیر رو سخت ندیدم اون فرصت رو ب خودم دادم ک رشد کنم 

      من دخترمو داشتم ک بچگی میکرد یهو ک رف مدرسه ب چالش بود و تغییر کرد کسی ک تا ۱۰ میخوابید ۷ بیدار شد کسی ک همش بازی میکرد تلوزیون میدید مدرسه رف مشق نوشت 

      کسی همش کنارم بود یهو ۴ ۵ ساعت ازم دور شد 

      مهم و همه اینها تعییر کرد

       در خیلی از مسایلی رو باید پذیرفت من خودم دیدم تغییر در خیلی از مسایل برام وحشت ناک بوده انگار از روی زمین ب طبقه ۱۰ نگاه کنم انا زمان دادن فرصت دادن باعث شده اون تعییر بپذیرم 

      من  میتونم لاغر بشم و تعییر کنم چن اصلا لاغری در درون من هس نیا ی نیس ک ایجاد کنم فقط نیاز ب سمت خودم برم من انسانم و توانمند ک میرم جلو و تعییرات ک دوس دارم رو در مسیرش فرار میدهم راستش قبلا کلا ناامید بودم از لاعر شدن 

      اما الان میبنم ک چرا نشه چرا ناامید باشم لاغری هم ی حالته با کلی باور پس وقتی چاقی شده یعنی لاغری هن میشه برام من لاعری رو طبیعی میبینم  ومنی این طبیعت رو انتخاب میکنم و میدونم همه جسمها این توانایی لاغر شدن رو دارندهمانطور ک توانایی چاق شدن رو دارند ذهن هر کسی قابل تغییر هس پس ذهن من میتونه لاعر بشه همانطور ک تونسته چاق بشه وایمان دارم ب خودم 

      من زمانیک تو مدرسه ثبت نام میکنیم هیچ عجبه برای گرفتن دیپلم ولیسانس نداریم میدونیم همه اینها ی مراحل پله ای هستندک باید طی بشند و ما خودمون رو نمیکشیم ک ن من باید در عرض دوماه دیپلم رو بگیرم درمورد لاعری هم همینه انگارک ما درمدرسه لاعری ثبت نام کردم و باید بدونم ک مراحلی داره واین مراحل باید طی بشه پس عجله کردن در این مورد هیچ کمکی ک نمیتونه بمن کنه ک هیچ میتونه حس اضطراب وترس درمن ایجاد کنه ک باعث بشه من بیشتر تو اون جاییک هستم بمون اما میپدیرم ک یادگیری ی پروسه زمان بر و مرحله ای هس و من طی میکنم پس عجله نکنم و ب با امید ادامه بدم 

      خورودن جز روند زندگی انسان هس ونخوردن هم جز روند زندگی انسان هس ک هر کدومشون برای رفع ی نیازی هس من زمانیک نیاز دار م پروسه خوردن اتفاق میافته وزمانیک نیاز ندارم پروسه نخوردن اتفاق میافته پس هر دوی اینها جز زندگی انسان هستند جز ساز وکار انسان هستند من این رو میپدیرم حالامن تو رژیم اومد گند زدم گفتم ن تو باید نخوری 

      واین سد زمانیک بایو میخوردم نخوردم و زمانی ک نباید میخوردم خوردم 

      ایم باور در ذهن من کاسته شد برای متناسب شدن باید نخوری باید کم بخوری باید گرسنگی بکشی و چقدرمن زجر کشیدم چقدر سرگیجه ها گرفتم چقدر جلو چشمام سیاه شد ومسایلی از این چنین من در خلقت خداوند چننی چیزی رو نمیبینم چنینی نقصی رو نمیبینم  چن خوردن ونخوردن کاریه همه  افراد متناسب هم انجام میدن پس اکه کسی میخوره ک متناسبه پس این خیلی مسخره  هس ک من فک کنم نباید بخورم یا کن بخورم ی فرد متناسب اصلا فکری درمورد خوردن اندازه خوردن نداره اصلا بخوردن فک نمیکنه مثل پلک زدن نفس کشیدن این رو انجام میده بدون اینک فکری درموردش داشته باشه 

      هر چ فرد متناسب اطراف من کم نمیخورند گرسنگی نمیکشند و خیلی طبیعی وخود ب خودی متناسب هستند و لدت میبرند از این روند 

      ولی ی فرد چاق درمورد تموم این مراحل پروسه داره فکر داره میخوره زهرمار خودش میکنه نمیخوره افسرده عالم میشه 

      رها باش فریبا جون رها باش رهایی اما گفتنش اسونه من میتونم رها بودن رو  یاد بکیرم ولی رها گونه خوردن درمنی ک چندین ساله فاصله دارم شکل نگرفته و باید شکل بگیره ک من هم  ازادانه رو بخوردم و این ازادی در خوردن نباید بمن اسیب بزنه 

      من در چن هفته گدشته ازادی در خوردن رو روالم قرار دادم و بخودم اسیب زدم و دیدم ک چقدر مسیر چاقی درمن تنومند  بوده پ و چقدر گسترش پیدا میکنه 

      من دیدم ک با ازادی من مثل ی فرد متناسب اسیب بخود هس انگار ی فنری رو کشیدی و ول میکنی نهایتش میشه زیاده روی 

      اومدم ب این نتیجه رسیدم ک ی فرد متناسب فکری درمورد نحوه خوردن نداره و میخوره وهرجا سیر شد نمیخوره اما ی فرد چاق  میخوره اما ذهنش استپ نداره دهنش سیر نمیشه  وکلی باور در مورد اون نقطه سیری ب بعد داره درمورد خوردن داره 

      این حرفها پس فهمیدم این روش رو اجرای میکنم ک قانون داشته باشم قانون اینجوری باشه ک من ازادم ب خوردن هرانچه ک میخوام با قانون قانون بخودم اسیب نزنم تا نقطه سیری میل کنم و تا گرسنه نشدم نخورم 

      هنوز اونقدر این دوقانون  برای من خود بخودی نشده وتصمیم اینک روش کار کنم الان الان شاید اینجوری نیس برام نقطه سیری بس بشه برام تا گرسنه نشدم نخورم ولی میدونم ک این اصله وباید یاد گرفته بشه من نمیکنم تموم افراد متناسب تا نقطه سیری میخورند گرسنه نیستند نمیخورند خود دختر من هم شده بعصی مواقع بیشتر خورده با  کم خورده 

      کلی متناسبه چن فکری نداره درمورد اون رفتارهاش ولی من پر از فکر هستن درمورد خوردنهام نخوردنهام بیشترخوردنهام کمتر خوردنهام ی تعادلی باید باشه ک بهم خورده و من باید اینو درست کنم 

      من درموقعیک احساساتی میشم ک ترس واضطراب و خشم وعصبانیت میام میخورم اما ی فرد متناسب این کار رو نمیکنه  من زمام افسار خودمو ب احساساتم باا فکاری ک در ذهنم میچرخه میدم و این منو ب پایین میکشه من باید قدرت حل مسیله داشته باشم وحشت نکنم بمونم وحل کنم بمونم سوگواری کنم گریه کنم حل کنم شادی کنم اما ک حست باعث میشه با خوردن خودمو اروم کنم اما ای دل عافل  احساسات من سرکوب میشه انگار من اون موقع ب ی کسی نیاز دارم ک منو ببینه بشنوه وچ کسی بهتر ازخودم چ کسی مرحم تر ازخودم 

      این بخش معیوب  باید درست بشه ک احساسات وحشت ناک نیستند 

      هدف ی فرد متناسب از خوردن اروم کردن خودش نیس هدف ب فرد متناسب از خوردن شاد کردن خودش نیس هدف ی فرد متناسب از روی فرار از احساساتش نیس هدف ی فرد متناسب ازخوردن فقط برای رفع نیاز هس اما ی فرد چاق پر از هدف برای خوردن هس  ک باید درست بشه وهدف فقط وفقط برای رفع نیاز بدن باید باشه همانطور ک هدف از دستشویی کردن دفع هس من باید ب این هدف نزدک  بشم ک هدف ازخوردن برای رفع نیازم باشه 

      من در رفتار عدایی خودم دیدم ک من ی سری غدا ها روگرم میخورم بدون اینک مزه اون رو بفهمم با ولع میخورمش خب من اون غذا رو نمیفهمم ک این باعث میشه از لحاظ دهنی سیر نشم از اون خوردن از اون غدا واسه همین در طول روز ب خوردن فک کنم و بیام پرخوری کنم و نیازم نباشه بخورم چن اون مزه ها رو نفهمیدم شاید ی فرد متناسب دنبال لذت از خوردن نباشه امای فرد چاق مدام دنبال لذت از عدایی هس ک میخوره اما اون لذت برای اون گنگ ونامفهوم هس چن در اون لحظه حضور نداره کلی فکر در مورد ادپون غذا رفتار مرور میشه کی فرد متناسب اصلا اونجا نیس ک بفهمه غذا چ مزه های هس 

      پس خوردن در لحظه  هس ک بمن کمک میکنه تا من ذهنم هم سیر بشه مثل ی فرد متناسب وخود بخودی از عدا دست بکشم حالا باید دراون پروسه حضور داشته باشم وعشق اون عدا رنگشو ترکیبشو وجود اون عدا رو بفهمم 

      من ی مسابقه اشپری دیدم ک ب عدهاشون یجور احترام میزاشتن مثل ی اثر نقاشی بود بزاشون تا ب بهترین صورت ارایه بشه ک کسایی ک میخورند از همون موقعی ک غدا درمقابلشون بود غذا رو درک میکردند ذهنشونو سیر میکردند فقط ب سیری جسمشون فک نمیکردند اون ها عشقی ک تو اون عدا بود اصلا هماپه چی رو میدیدند من این نگاه رو ندارم من فقط ب خوردن و تموم شدن اون عدا فک میکنم اما من میدیدم ک اونها از نخوردن اون هم لدت میبزند  اونها عطر غذا رو بخودشون میداند اونها مزه عداها رو میچشدیند ولی من مزه غذا رو نمچشم من فقط قورت میدم تا لقمه بعدی زیاد انگار تو ی مسابقه خوردن هستم ک تموم بشه ولی اونه با ناز با ارامش غدا شونو میخوردن وبعد هر لقمه هیچ عجبه برای برداشتن لقمه بعدی نداشتن وقشنگ احساسشونو از هرلقمه عنوان میکردند با اینک عداهایی ک جلوشون بود واقعا از لحاظ دیزاین موادی ک بکار رفته بود زیبا گرون قیمت خاص وعالی وشگفت انگیز بود ولی اونها در خوردن اون عدا حضور داشتند 

      چیزی ک من ندارم ک باید اگاهانه درخوردم پرورشش بدم و خیلی شده ک خواستم ولی دوره یادم رفته یفرد چاق ب غیر اون عدا ب همه چی فک میکنه ومن میخوام این بخش رو در خودم ترمیم کنم میدونم ک ب زمان و نیاز دارم وبخودم این زمان رو میدم

      نخوردن غذا در زمانیک من نیازی ندارم 

      من نخوردن عدا رو بلد نیستم حتی زمانیک جسمی فیزیکی اون رو نمیخورم با ذهنم مدام دارم بهش فک میکنم و میخورمش 

      اما ی فرد متناسب زمانیک نیاز نداشته باشه نمیخوره و اصلا درگیر این نیس ک این عدا چیه چجوریه چ خاصه چن وقته درست نشده اینها اصلا اهمیت نمیده 

      انگار هدف ی فرد چاق از زندگی فقط خوردنه درحالیک خوردن ی بخش کوچک از زندگی ی فرد هس 

      اما برای ی فرد چاق خوردن ی بخش اصلی زندگیشه 

      در حالی همانطور ک من درمواقعی ک نیازی ب دستشویی کردن ندارم حتی فک نمیکنم بهش باید خوردن و نخوردن هم برام این چنین باشه پس درما هم میشه مثل دستشویی کردن 

      پس فریبا خوردن اصل زندگی نیس تموم زندگی نیس خوردن اصلا مهم نیس انقدر 

      هدف از پختن عدا خوردن نیس 

      هدف از سفره انداختن خوردن نیس 

      میتونی نخوری و از نخوردن اون لدت ببری هدف ی چیز دیگس

       هدف از غدا فقط خوردنش نیس 

      تو ازادی چرا فک میکنی ک باید خورد عدا رو 

      چرا ب نخوردنش فک نکیم 

      هدف ازادی هی 

      ازاد و رها بودن واین در خوردن و ک خوردن هس ن فقط در خوردن 

      ب نظر شما هدف از عدا چیه؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی 

      اول بگم که فکر نکنین سایت رو فراموش کردم یا گذاشتم کنار توی این روزهای پر مشغله ای که داشتم و گذشته فایلها رو تقریبا می‌خوندم و گوش دادم اما فقط کامنت نذاشتم.

      دوتا ضرب المثل بلدم  در مورد تغییر کردن که متاسفانه تغییر کردن رو نکوهش کردند«ترک عادت موجب مرض است» و «حرف مرد یکیه».

      درصورتی که تغییر کردن لازمه زندگی و پیشرفت هست .

      خود پیشرفت کردن یه تغییر هست که اگه نتونستم بپذیریمش و باهاش کنار بیاییم از بین می‌ره و دوباره همون آدم سابق میشیم.

      من تا چند سال پیش مثه الان نبودم سفت و سخت تر بودم اما الان سعی می کنم انعطاف پذیری بیشتری داشته باشم که هم بتونم روح خودم رو تغییر و ارتقا بدم و هم بتونم با تغییراتی که بواسطه اطرافیان در مسیر زندگیم رخ میده کنار بیام.

      لاغر شدن هم یه تغییره،تغییر در نگرش و در سبک زندگی و در جسم .درست مثه چاق شدن که باعث میشه انتخابهای ما تغییر کنه ،لاغر شدن هم روی انتخابهای ما تاثیر زیادی داره.

      چرا بیشتر انسانها دربرابر تغییر کردن مقاومت دارند و ترجیح می دهند در شرایط یکنواخت زندگی کنند؟!

        فکر میکنم برمیگرده به نقطه امن هر شخصی ،برای تغییر کردن گاهی لازمه از نقطه امنی که داری بیرون بری و با چالش های جدید روبرو بشی و خارج شدن از نقطه امن شجاعت و جسارت میخواد و اکثرا ترجیح میدم تا یه زندگی روتین و تکراری و یکنواخت داشته باشن چون شهامت روبرو شدن با چالش های جدید رو ندارن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 990 کلمه

      بنام الله یکتا مهربان و همیشه حاضر ناظر عاشقو حامی و خیر خواه و خواهان پیشرفت ما،

      و درود رحمت برکت خدا بر شما استاد گرامی و ارجمند،.

      تغییر چه چیز زیبایی فوق‌العاده هست همشمعجزه هست یکی از زیباترین خلقتهای خدا تغییر به به !

      خدایا شکرت چقدر شگفت انگیز همه چیزت،

      درک کردن بعد عمل کردن بعد نتیجه گرفتن،

      من میخواهم این استمرارمو‌ طولانی تر کنم استمرارمو هی کمی بیشتر و  طولانی تر کنم ،

      من میخوام هر روز یک قدم تغییر نسبت به روز قبلم‌ایجاد کنم،

      آرام‌آرام حتی اگر اشتباه کنم پسو پیش کمو‌زیاد اما انجامش هر چند کوچک باش میدم هر چقدر زمان ببره اصلا،

       اما کاملا هدفمند عمرمو می‌خوام بگذرونم، بدون محدودیت .

      منعطف منظم و با احساس خوب ،

      حتی به خودم گفتم تومیتونی تغییر کنی کی گفته نمیتونی به ذهن خودم دارم میگم به این دلیل بهت میگم میتونی چون قبلا هم لاغر بودی و متناسب یادت بیار چطور تونستی پس با توجه به الگوی توانایی قبلت تو میتونی 

      و نزار بترسونت اون نجوای ذهنی که وای میخواینا آخر عمرت اینکارو کنی؟

      اول اینکه من نمی‌دونم آخر عمرم کی باش؟

      و اینکه قبلا تونستم بازم میتونم تا آخر عمرم حتی آرام‌آرام البته.

      و عمرم هر چقدر هم طول بکشد من میخوام‌در راه درست بمانم و ادامه اش بدم بدون محدودیت زمان که حالا این تغییر کی ایجاد میشه براشعجله ندارم اما در مسیر درست می مانم و مبدونم‌تغییرات انتها نداره و ادامه داره همچنان روبه بهبودی ،چون من عاشق لاغریم،عاشق زندگی سالم و شادم و پیشرفت دوست دارم کنم هر روز،

      به قول حضرت علی ع: امروزت مثل دیروز نباشی هر روز بهتر از دیروز شو.

      کم کم قند با چای نمیخورم کمشکردم خیلی شاید هر چند روز یکبار اونم نمیخوام دیگه کم کم ،

      الحمدالله ترسم از غذا از بین رفته و بدون هیچ نقشه ایغذا میخورم خود ذهنم میگه کافیه ما مگه چقدر میخوریم سیر شدم بدون محدودیت حرصوولعم رفته،

      من نتیجه را فکر نمیکنم اما در نهایت گوشه چشمم به متناسب شدن و ماندن و بهتر شدن در این راهم،

      استاد از روی سخنان شما برای سئوال پیش اومد ؟؟

      و جوابشو هم در درون خودم پیدا کردم,

      هم رفتم در گوگل دیدم ببینم چی گفتن.

      استاد سئوالی که در ذهنم اومد ؟

      اگر هر تغییری نیاز به سیر تکاملی دارد!ویروس کرونا که باعث تغییرات بزرگ و یکباره شد ایا در تناقض با سیر تکاملی جهان هست؟

      قبل جواب این سئوال 

      نکاتی در ذهنم اومد:

       اولین نشانه و مدل برای اثبات وجود تغییر،

      ما یک مدل تغییر تکاملی داریم:

       نگاه به هر سو میکنیم این  تغییر تکاملی را میبینیم ،

      که اگر تطبیق خودمونو ندیم و تغییر نکنیم زیر چرخ حرکت جهان هستی از بین می‌ریم و می گندیم مثل آب راکد یا مثلا تغییر فصل پاییز به زمستان و اگر من لباس تن خودمو تغییر ندم از سرمای زمستان می میرم.

      و نمونه های دیگر اثبات از این تغییرات تکاملی:

       رشد خودمون طی نه ماه در رحم مادرمان،مثل بزرگ شدن خودمون تا الان و رسیدنمون به پیری  و  … 

      و دومین مدل برای اثبات وجود تغییر ، تغییرات ناگهانی هست :

       مثل زلزله و پدید آمدن ناگهانی دریاچه ها یا کوه ها از دل زمین یا  از زیر آب یا همین مریضیهای ناگهانی دوره ای مثل طاعون و مریضیهای دیگه و یا مثل همین کرونا و …

      نکته استفاده مفید از تغییر:«ما انسانها باید بدون قضاوت بشیم متعصب نمونیم نگیم مرغ یک پا داره باید تغییر کنیم هم مذهبی هم روحی هم جسمی به هیچ چیزی بار مثبت و منفی ندیم همه چیز در این جهان در چهار چوب دقیق قانونی عالی خداوند هست خودش به جا دقیق و درست و صحیح سر جایش قرار گرفته یا ثابت یا در حال  تغییر که اما به نظرم همه چیز در حال تغییر همان کوه که به نظرمون‌ نمیاد هم در حال تغییر

      مثلا نمونه اش نگیم نظر من که مثلا فلان چیز خوب فقط درست یا اظهار نظر کنیم چرا فلانی اینکارو کرد خوب شاید منم جاش بودم همون کارو بهتر یا بدتر میکردم و قبول کنیم قاضی و ناظم و قانونگذار فقط و فقط تنها خداست».

      اما بر میگردم به جواب سئوالم:

      اگر هر تغییری نیاز به سیر تکاملی دارد! مثلا ویروس کرونا که باعث تغییرات بزرگ و یکباره شد ایا در تناقض با سیر تکاملی جهان هست؟

      حالا به نظر من دو نوع تغییر وجود داره :

      یک تغییر : همون «کن فیکون» هست که یکباره ناگهانی بدون سیر تکاملی در صدمین از لحظه به قدرت خدا شایدم زمانم لحظه اصلا نخواهد به اراده خداوند که فقط مختص خداست بگه موجود شو هر چیزی را خداوند در همان لحظه بخواهدموجود میشود ،مثل آفرینش نوع انسان از اول ما انسان بودیم نه میمون بعد انسان 

      چون نظریه داروین اشکال زمانی بهش خورده که عمر زمین به زمانی که لازم یک میمون به انسان تبدیل میشه نمیخوره و هزاران ایراد دیگه به این نظریه.

      و دومین تغییر: تغییر تکاملی هست که ذات و لازمه اون خلق یا آفرینش بوده و هست 

      درست من انسان یکباره حلق شدم اما یک تغییر و سیر تکاملی و رشد ترتیبی هم دارم 

      این هم از تناقض و شگفتیهای باز قدرت مطلق و مختص خداست الله اکبر، 

      خدایا شکرت و من خوشحالم چنین خدای یکتا و بی نظیری دارم.

      در انتها من تغییرات را قبول دارم که مدام در حال پیشرفت و روبه جلو رفتن و به روز شدن باید باشیم 

      وگرنه مثل هزاران شهر و کاسبی و وسیله از بین می‌ریم و کنار گذاشته میشیم 

      من باور میکنم باید روبه پیشرفت و ذات عالی خودم باید روبه جلو حرکت کنم برای به روز شدن بهتر شدن که فکر میکنم لاغری با ذهن از نوع تغییر تکاملی باشد و باید آرام اما مستمر با اعتماد بهشادامه بدیمش.

      و کلا هم به این نتیجه رسیدم هیچ چیزی غیر قابل تغییر نیست به لطف الله چه ناگهانی از ذات چه تکاملیش اما به علت اینکه همه چی در حال حرکت هست ما هم باید حرکت کنیم و تغییر کنیم وگرنه چافیمارو می‌کشه ما هم که نمی‌خواهیم زود این اتفاق با زجرم برامون بیفته پس تا میتونیم باید تغییر و قدرت خدا رو بر این پایه باور کنیم که لاغری ما هم شدنی بااااید بشه و هست چون ما الان در این سایت برای همین تغییر اینجا هستیم،

      استاد تا بینهایت ممنونم 

      خداوندا بهترینم تا به همیشه ازت ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۹ ۱۱:۱۱
      مدت عضویت: 1112 روز
      امتیاز کاربر: 11320 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      گام 79 : لاغر شدن با یادگیری هنر تغییر کردن 

      همه ما انسان ها از تغییر کردن میترسیم چون تغییر کردن برای ما کار سخت و طاقت فرسایی هستش که باید خیلی تلاش کنیم و رنج بکشیم که بتونیم تغییر کنیم و یه دلیل دیگه که ما از تغییر کردن میترسیم اینه که شرایط کنونی نقطه امن ماست و سال ها در این شرایط زندگی کردیم و در این شرایط احساس امنیت میکنیم و فکر میکنیم که تغییر کردن این نقطه امن رو بهم میزنه و ما وارد جای ناامن و ناآشنا میشیم که قراره خیلی اذیت بشیم مثل بچه ای که قراره به مدرسه بره مدرسه رفتن هم یه تغییر در زندگی ماست در روز اول مدرسه در محیط مدرسه احساس ناامنی میکنه چون از محیط امن خانواده دور شده و وارد یه محیط نا آشنا شده که معلوم نیست چه چیزی در انتظارشه و همین باعث احساس ترس و اضطراب میشه . دلیل این ترس و اضطراب از تغییر شرایط بخاطر اینکه ما شرایط کنونی رو طبیعت وجود خودمون میدونیم و تغییر کردن رو غیر طبیعی که باید خودمون رو با اون هماهنگ کنیم ولی اگر این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که خداوند برای ما بهترین رو میخواد و رسیدن به بهترین هارو در وجود ما قرار داده و تغییر کردن اساس وجود ماست دیگه ار تغییر کردن هراس نداریم و اتفاقا برای اون شور و اشتیاق هم داریم . بشر کلا در حال تکامل و تغییره همون طوری که انسان های نخستین تغییر کردن و در برابر تغییر کردن مقاومت نکردن ما هم نباید درباره تغییر کردن مقاومت داشته باشیم . اگر بشر در ابتدا خلقت در برابر تغییر کردن مقاومت میکرد اصلا هیچ چیز کشف نمیشد و امکانات امروزی که ما در اختیار داریم به وجود نمیومد . تمام چیزهایی که در اطراف ما هستن نشانه تغییر کردن هستن که به مرور بشر از یک نقطه به نقطه دیگه در حال تغییره و این تغییر هم ادامه داره و تا بینهایت هم ادامه داره . پس ما باید تغییر کردن رو بپذیریم این یه قانون و اصل جهانه . همان طوری که انسان از نوزادی به کودکی ، از کودکی به نوجوانی از نوجوانی به جوانی و …. تغییر حالت میده همه چیز تغییر میکنه . اگر ما مقداری به اطرافمون توجه بکنیم همه چیز در حال تغییر کردنه از طبیعت و تغییر فصل ها از تغییر شب و روز و تغییر شادی و غم ،تغییر گرسنگی و سیری و تغییر مجردی و متأهلی  تغییر بیسواد و باسوادی…… و اگر بخوام مثال بزنم میتونم تا شب مثال بیارم پس تنها کاری که ما باید بکنیم اینکه این تغییر کردن رو بپذیریم و تغییر کردن از چاقی به لاغری رو مثل همه این تغییرات طبیعی و حتی آسون تر و در دسترس تر بدونیم چون اصل وجود ماست فقط باید اونو ببینیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم