✨ قدرت باور برای کاهش وزن، همون چیزی بود که تا مدتها نادیده میگرفتم…
واقعاً هیچ چیز به اندازه ساختن این قدرت توی ذهن، نمیتونه مسیر لاغری رو برات هموار کنه 💫
👨🦱 من تا حدود ۳۵ سالگی همیشه با اضافهوزن دستبهگریبان بودم. آخرین عددی که ترازو برام نشون داد؟ 😅 ۱۳۵ کیلوگرم!
بارها تصمیم گرفتم لاغر بشم… رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، هر چی بگی!
هربار یه ذره سایزم کم میشد، یه کم سبکتر میشدم، ولی… 💥 به طرز عجیبی، دوباره با سرعت نور برمیگشتم به همون وضعیت قبلی!
✨ قدرت تغییر کردن؛ باور کردی که میتونی؟! 😌💪
یهسری از روشهای لاغری بودن که واقعاً هیــــچ اثری روم نداشتن! نه سایزم کم میشد، نه وزنی ازم کم میشد، فقط وقت و انرژیم تلف میشد 😩
و خب معلومه! هربار پیش خودم فکر میکردم:
«شاید من اصلاً قدرت لاغر شدن ندارم!»

ولی راستش… من قدرت چاق شدن رو توی ذهنم ساخته بودم، خوب هم ساخته بودم 😅
و همین باعث میشد با کلی زحمت و فشار شاید یه ذره وزنم کم بشه، امااااا… 🎢 به راحتی و بدون هیچ زحمتی دوباره چاق میشدم! مثل یه فنر که تا رهاش کنی، با سرعت میپره بالا!
📌 اون سالها (حدود ۳۵ سالگی)، این بالا و پایین شدنهای وزن و سایز من یه چیز رو خوب نشون میداد:
تو ذهنم یهسری باور و فکر ریشهای داشتم که قدرت چاق شدن رو فعال کرده بودن… نه قدرت لاغر شدن رو.
📉 وقتی یه ذره لاغر میشدم، به جای اینکه خوشحال باشم، نگران بودم:
«نکنه دوباره چاق بشم؟»
و خب… این نگرانی همون قدرت ذهنی من برای بازگشت به چاقی بود. انتظار واقعی من از آیندهم همون چاقی بود، نه تناسب.

🧠 نشونههای قدرت چاقی ذهن! 😮💨
بذار با یه سوال شروع کنیم:
واقعاً چرا بعضیها هر کاری میکنن وزنشون تکون نمیخوره؟ 🤔
جوابش سادهست: چون هنوز قدرت چاقی ذهن فعاله، نه قدرت باور برای کاهش وزن! 😌✨
ذهنشون هنوز به یهسری باورهای چاقکننده چسبیده…
🔍 اینا نمونههایی از همون باورهای چاقی هستن که تو ذهن خیلیها جا خوش کردن:
🗯️ «من لاغر بشو نیستم چون چاقی توی خونمونه، ارثیه!»
🗯️ «من تحرک ندارم، معلومه که لاغر نمیشم!»
🗯️ «سوختوساز بدن من کمه… تقصیر من نیست!»
🗯️ «دارم دارو میخورم؛ با این شرایط مگه میشه لاغر شد؟»
🗯️ «استخونبندیم درشته؛ اصلاً از اول همینجوری بودم!»
🗯️ «من پرخوری عصبی دارم، نمیتونم جلو خودمو بگیرم!»
و اینا تازه فقط چندتا از هزار تا توجیه ذهنیان که آدم برای ادامهی چاقی خودش رو قانع میکنه 😅
❗ حالا نکتهی طلایی اینجاست:
🔸 هرچقدر بیشتر این فکرها رو تو ذهنت مرور کنی،
🔸 هرچی بیشتر دربارهشون با بقیه حرف بزنی،
🔸 و هرچی بیشتر این دلایل رو باور کنی،
داری نشون میدی که قدرت باور برای کاهش وزن رو نداری و در عوض قدرت چاقی ذهن در تو فعاله! 💣
و وقتی قدرت ذهن تو سمتِ چاقی باشه، هر چقدر هم جسمت بجنگه، ذهنت آخرش میبره… و تو برمیگردی سر خونهی اول! 🎢.

✨ ایجاد قدرت باور برای کاهش وزن؛ نقطه شروعی متفاوت برای لاغری واقعی! 💪🧠
اگه رویای لاغر شدن داری (که خب اکثرمون داریم 😅)، اولین و مهمترین چیزی که باید توی ذهنت جا بندازی اینه که:
تو قدرت باور برای کاهش وزن رو داری!
نه از اون قدرتهایی که با رژیم و دویدن روی تردمیل میاد، یه قدرت عمیقتر… یه قدرتی که از باور ذهنی میاد 💫
💣 راز مهم: هر چی بیشتر به بدن فشار آوردی، ذهنت قویتر چاق شد!
یه حقیقت تلخ ولی واقعی:
هرچقدر که بدن رو با اراده و زور و کنترل تحت فشار گذاشتی، همزمان ذهنت هم قویتر شد… ولی نه در جهت لاغری 😞
بلکه توی مسیر ساختن ترس از غذا، خشم از بدن، وسواس کالری و اعتیاد به شکست.
نتیجهش؟ یه ذهن با قدرت چاقی زیاد + یه جسم خسته = ادامهی چاقی 🚫
پس راه چیه؟ 🤔
راه، نه توی محدود کردنه، نه توی حذف غذاهای موردعلاقهته
راهش توی ساختن فرمول ذهنی لاغری و ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه. فرمولی که بهت یاد بده:
✅ تو میتونی متناسب بشی بدون زجر کشیدن
✅ لاغر شدن میتونه طبیعی و لذتبخش باشه
✅ ذهن تو میتونه دوست و هممسیر بدنت بشه
🌱 قدرت باور برای کاهش وزن رو فعال کن!
به جای اینکه مدام دنبال روشهای بیرونی باشی، یه بار برای همیشه بیا باور درونیتو بسازی:
💭 «من میتونم بدون زور، لاغر بشم.»
💭 «بدن من دوست داره سبک و سالم باشه.»
💭 «من دارم ذهنم رو برای لاغری تربیت میکنم.»
💭 «من فرمول ذهنی لاغری رو یاد میگیرم.»



💡 چطور قدرت ذهنمون رو از چاقی ببریم سمت لاغری؟ ✨
ببین دوست خوبم! همونطور که یه روز ناخودآگاهت رو با افکار چاقکننده پر کردی، حالا هم میتونی قدمبهقدم ناخودآگاهت رو با باورهای لاغرکننده جایگزین کنی 🤲🧠
اسمش رو میذاریم: ساختن قدرت باور برای کاهش وزن! 🌈
قدم اول: شناسایی باورهای چاقی 🧩
اول باید بدونی دقیقاً داری چی رو باور میکنی.
یه دفتر بردار یا اپ یادداشت گوشیت رو باز کن و صادقانه بنویس:
❓ چرا فکر میکنی نمیتونی لاغر بشی؟
❓ چه دلیلهایی برای چاقی خودت داری که مدام تکرار میکنی؟
همین نوشتن ساده، کلی آگاهی میاره. چون تا خودت نفهمی چی توی ذهنت هست، نمیتونی تغییرش بدی ✍️📖
فرایندی که به شکل ویژه در دروه ورود به سرزمین لاغرها از طریق تمرینات مختلف انجام می شه و این قدم اول و مهم ترین قدم برای ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه.
قدم دوم: گفتوگو با ذهن 💬
بجای اینکه بگی: ❌ «من سوختوسازم کمه، لاغر نمیشم»
بگو: ✅ «سوخت و ساز آدم های متناسب هم شبیه افراد چاقه ولی اونها متناسبن، پس منم میتونم!»
تو داری کمکم ذهن خودتو مجاب میکنی که: «من فرق دارم. من میتونم!» 🧘♀️💚 من قدرت باور برای کاهش وزن را در وجودم فعال می کنم.
قدم سوم: مرور روزانه باورهای لاغرکننده ☀️
همونطور که قبلاً بارها و بارها باورهای چاقی رو مرور کردی (مثلاً وقتی با بقیه دربارهش حرف زدی یا جلوی آینه غُر زدی 😅)،
حالا وقتشه آگاهانه و روزانه، باورهای جدید رو مرور کنی.
🌟 «من میتونم بدون زجر کشیدن متناسب بشم.»
🌟 «قدرت ذهنم از مشکلات جسمیم قویتره.»
🌟 «هر روز دارم ذهنم رو به سمت لاغری برنامهریزی میکنم.»
این جملات ساده، وقتی هر روز گفته بشن، کمکم جا میافتن و مسیر مغزت رو عوض میکنن. (بهش میگن نورونسازی جدید 🧠🔧) که منجر به شکل گیری قدرت باور برای کاهش وزن میشه.
فرایندی که در دوره ورود به سرزمین لاغرها به دلیل روزانه بودن تمرینات و محتوای آموزشی به خوبی در مغز شکل می گیره.
قدم چهارم: تصویرسازی از خودِ لاغر 🌈
چشمهاتو ببند…
خودت رو تصور کن که با یه لباس خوشفرم، راحت داری قدم میزنی، سبک و رها… ✨
داری با لبخند توی آینه به خودت نگاه میکنی 😍
دیگران بهت میگن: «چه قدر تغییر کردی! چه قدر خوب شدی!»
ذهن، فرق بین تخیل و واقعیت رو نمیفهمه. وقتی تصویر لاغری رو توی ذهن بسازی، ذهنت شروع میکنه به هماهنگ کردن جسم با اون تصویر 💫
قدم پنجم: صبور باش، ولی متعهد بمون! ⏳❤️
ساختن قدرت باور برای کاهش وزن مثل درست کردن خمیر نونه، نه فستفود 🍞
زمان میبره، ولی ارزششو داره!
هر روز فقط یک قدم کوچیک بردار، ولی هرگز وای نستا…
✨ یادت نره:
این ذهن تو بود که یه روز تو رو چاق کرد. و این ذهن توئه که میتونه تو رو آزاد، رها و متناسب کنه 💃🕊️
✍️ تمرین آموزشی: قدرت باور برای کاهش وزن 💪
برای انجام عالی این تمرین در مسیر «قدرت باور برای کاهش وزن »، پیشنهاد میکنیم ابتدا توضیحات نوشتاری را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و در نهایت به سؤالات زیر در قسمت نظرات پاسخ انشایی بدهید. این تمرین میتواند دیدگاه ذهنی شما را متحول کرده و باور قدرتمند لاغر شدن را در ذهنتان تثبیت کند.
📌 سؤالات تمرین قدرت باور برای کاهش وزن :
- 🧠 نگرش شما درباره وجود قدرت ذهنی در چاق و لاغر شدن چیست؟ آن را شرح دهید.
- ⚖️ در گذشته، زمانی که از روشهای مختلف برای لاغری استفاده میکردید، قدرت لاغر شدن را در خودتان میدیدید یا فکر میکردید آن روش قدرت لاغر کردن شما را دارد؟
- 😩 چرا با وجود استفاده از روشهای لاغری، ناامید و دلسرد میشدیم و حتی اگر لاغر میشدیم، خیلی زود دوباره چاق میشدیم؟
- 🌱 به نظر شما «ایجاد قدرت لاغر شدن در ذهن» چه نقشی در لاغری پایدار دارد؟
- 🧩 چرا استفاده از روشهای بیرونی نتوانسته در ما «قدرت لاغر شدن» ایجاد کند؟
- 🌟 بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری، چه تغییری در احساس و افکار شما ایجاد شده که نشانهای از شکلگیری «قدرت لاغر شدن ذهنی» باشد؟
- 📽️ از محتوای ویدیویی، تمرینی شخصی استخراج کرده و در بخش نظرات بنویسید که قصد انجامش را دارید.
🗨️ دعوت به مشارکت: قدرت باور برای کاهش وزن را با نوشتن تقویت کن!
نوشتن در بخش نظرات، فقط یک کار ساده نیست! وقتی درباره تمرینها و پاسخهای درونیات مینویسی، در واقع داری باور جدید «قدرت باور برای کاهش وزن» را در ذهنات شکل میدهی. این یک فرآیند آموزش ذهنی است، نه فقط پاسخ دادن به یک تمرین!
پس ازت میخوایم که با عشق و تعهد، پاسخهای خودت رو بنویسی. اینجا جاییه که ذهن تو شروع میکنه به ساختن نسخه لاغر و قدرتمندت 💖✏️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء
.
نكته مهم اين فايل براي من : من بايد به خودم اطمينان بدم كه ميخوام حتما لاغر بشم
.
.
من صد در صد باور دارم به اين موضوع…اين باور از زماني در من ايجاد شد كه به اين سايت رسيدم همانطور كه استاد در متن اشاره ميكنه من هم جزء افرادي بودم كه وقتي به سايت تناسب فكري رسيدم اصلا باور نداشتم كه ميشه با ذهن لاغر شد ..فكر ميكردم اينم يه روشي هست كه حالا شايد جواب بده …
ولي با گوش دادن به فايل ها يواش يواش اين باور در من ايجاد شد كه همانطور كه من اگر باور كنم الان در زمستان هوا چقدر گرمه ، ميتونم با تقويت اين باور با آستين كوتاه برم بيرون ..(چنانچه افرادي رو ميبينيم كه اينطور عمل مي كنن…)بنابراين پذيرش اين كه چاقي من در ذهنم هست و بايد اول اونجا تغيير كنه تا برسه به جسمم موضوع غير قابل باوري نيست …
.
من در گذشته همه كرديت ها رو به روش هاي لاغري ميدادم و خودم رو ناتوان ميديدم..من با هر روشي كه آشنا ميشدم درباره اش ميخوندم و هي به ذهنم ميگفتم ذهن جان تو كه ميدوني در لاغر كردن خودم ناتوانم پس حالا گوش بده ببين چي بهت ميگم ..اين روش جديد كه ميخوام شروع كنم رو بقيه ميگن خيلي خوبه ..خيلي ها هم نتيجه گرفتن ..از نظر علمي هم ثابت شده كه اين روش درسته …
ذهنم يه نگاه عاقل اندر سفيه به من ميكرد و ميگفت برو رد كارت ديگه هم اينجا پيدات نشه كار ما رو مختل نكن بزار با همون برنامه اي كه داريم زندگيمونو بكنيم …سعي نكن من رو از گوشه امن خودم خارج كني كه بد ميبيني…
منم كه اهميت به حرفاش نمي دادم و اصلا نمي شنيدم چي ميگه …اون مسير جديد رو شروع ميكردم…هي هر روز لاغري جسمي خودم رو تقويت ميكردم ..ذهنم هم هي چاقي خودش رو تقويت ميكرد..تا يه جايي كه ديد من دست بردار نيستم بهش برخورد و قدرتش رو چند برابر كرد و من رو گذاشت كنج رينگ ..يه شبي كه ميرفتم تولد يا عروسي يا مهموني ..يواشي دم گوشم ميگفت بي خيال رژيم امشبو بخور از فردا جبران ميكني…منم كه صداي آرومش رو ميشنديم فكر ميكردم خير من رو ميخواد و ميخواد خوشحال باشم ..ميگفتم باشه ذهن جان راس ميگي ..تا فردا كي مرده كي زنده …و شروع ميكردم حالا نخور ..كي بخور…
پشت تمام اين داستان يك باور داشت كار ميكرد “من اطمينان نداشتم به اينكه ميخوام لاغر بشم” من اطمينان نداشتم به اينكه توانايي دارم لاغر بشم
من بايد اول سنگامو با خودم وا ميكندم كه ميخوام لاغر بشم…بعد ميرفتم سراغ روشي براي لاغري …وقتي هنوز پرچم تسليم بي ايماني به خودم بالاست ، ذهن بدبخت چيو باور كنه ..قسم حضرت عباس منو باور كنه يا دم خروس رو…
.
والا…شورشو در آورده بودم ديگه
.
در جواب به سوال بالا توضيح دادم كه چرا دلسرد ميشدم ..چون با يه عالمه سند و مدرك به ذهنم نشون داده بودم من در لاغر شدن ناتوانم …حالا ميرم ببينم روش هاي ديگه چقدر قدرت دارن من رو لاغر كنن…بر اساس دو گام قبل كه روح ما در پس ذهن ماست و بزرگتر از ذهن و جسم هست با اينكه اين سه به موازات هم كار ميكنن…روح من نميپذيرفت كه من كوچكم و بقيه چيزها بزرگتر از من…با ذهن يه زد و بندي ميكرد و ميگفتن بزار با يه تضاد بهش بفهمونيم كه خيلي قدرت داره و انقدر خودش رو كوچيك نشمره…نتيجه اش ميشد اينكه در هر روشي شكست ميخوردم تا با اون شكست و تضاد به قدرت دروني خودم پي ببرم …ولي من متوجه نمي شدم اون تضاد براي چي بود…دوباره روحم من رو بلند ميكرد سر و صورت خاكي من رو مي تكوند و ميگفت تو ذاتا متناسبي شكست نخور ..مغلوب نشو…ادامه بده ..دوباره به جاي اينكه گوش دلم رو باز كنم ..گوش سرم رو باز ميكردم و ميشنيديم يه رژيم جديد اومده كه كولاك ميكنه …ميرفتم دنبالش و دوباره شكست …تا اينكه خسته و آزرده شدم و تسليم شدم و گفتم خدايا من ديگه نميدونم بايد چيكار ميكردم براي لاغريم كه نكردم ..مگه ميشه اين چاقي من طبيعي باشه و مگه ميشه ژنتيكي باشه پس چرا هيچ كسي توي خانواده ام چاق نيست…پس چرا فلان بلاگر كه هر روز سه وعده غذا ميخوره خودش لاغره …در اين بين خدا گفت ناراحت نباش بيا ببرمت يه جا كه بايد چشم سرت رو بندي و چشم دلت رو باز كني تا جواب سوالاتت رو بگيري …گفتم كجاست گفت نپرس فقط بيا…اومدم تا رسيدم به قدم 63 از صد گام تا لاغري…
الان گوشم كر شده از بحث هاي چاقي لاغري ..الان چشمم فقط زيبايي و تناسب اندام ميبينه …الان دلم قيلي ويلي ميره براي فهيمه متناسب خودم ..الان دارم افتخار ميكنم به اون روزي كه برسم به ايستگاه مورد نظرم و خدا رو در آغوش بگيرم و بهم بگه ديدي گفتم هيچي نپرس فقط بيا …چون اگر جواب پرسش هات رو داده بودم هيچ كدوم از اين دست آورد هات رو باور نمي كردي كه بتوني بهش برسي…گفتم چشمت رو ببند و بيا كه ايمانت به غيب افزايش پيدا كنه ..تا بفهمي تو رو بي كس و كار نفرستادم روي زمين ..بهت كه گفتم نترس تنها نيستي..تو يادت رفته بود…
.
.قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ ﴿٤٦﴾
خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم. (طه ۴۶)
.
ايجاد قدرت لاغر شدن در ذهن به نظرم مهم ترين چيزه…در لاغري با ذهن كه نميشه ذهن رو خالي نگه داشت ..اسمش روشه ..لاغري با ذهن…بايد اول در ذهنمون بپذيريم كه ما ميتونيم لاغر بشيم ..ما قدرتمنديم …ما آينه تمام نماي قدرت الهي هستيم ..
با پذيرش قدرت خودمون ، ناخودآگاه يه عالمه باور ضعيف در ما از بين ميره …
يه مثال ميزنم ..حتما ديديم كه توي جاهاي تاريك سوسك و حشره بيشتر ميشه …ولي به محض اينكه نور مياد و لامپ روشن ميشه اونا وحشت ميكنن و پا به فرار ميزارن…باورهاي درب و داغون هم همينطورن ..خيلي هاشون كه هنوز خيلي قدمت ندارن با آگاهي هاي جديد از بين ميرن …خيلي هاشونم كه قوي ترن ، با روشن شدن لامپ همونجا هستن ولي ديگه كاري نمي كنن…
يادگيري لاغري با ذهن، همون باور كردن قدرت ذهنمونه..وقتي ياد بگيرم كه غذاها هيچ قدرتي ندارن ، اين من هستم كه با باورهام بهشون قدرت ميدم …خوب ذهنم قوي ميشه به اينكه عه ه ه پس همونطور كه يه روزي به غذاها قدرت چاق كننده گي دادم الان ميتونم قدرت رو ازشون بگيرم و لاغر بشم ..
.
روش هاي لاغري از بيرون بدن ما رو دست كاري ميكردن..لاغري با ذهن از درون ، روي ذهن ما كار ميكنه..
حالا اينكه لاغري ما اتفاق نمي افتاد بر ميگرده به اين موضوع كه ما به جاي اينكه باورهاي لاغري خودمون رو تقويت كنيم ، ميرفتيم و باورهاي چاقي خودمون رو تقويت ميكرديم …
چطور؟
وقتي روشي رو شروع ميكرديم، اون رژيم يا روش خاص يه عالمه سند و مدرك جمع كرده بود كه روشش درسته و براي اين منظور روش هاي ديگه رو هم ميبرد زير سوال…كه بگم من خوبم همه بياييد به من ايمان بياريد…
منم كه اين وسط گول خورده بودم ، اين سنداي جعلي رو باور ميكردم و ميگفتم راس ميگن ديگه اگر اون رژيماي قبلي راس ميگفتن كه من بايد لاغر ميشدم ..پس حالا كه لاغر نشدم پس اين يكي رو شروع ميكنم تا لاغر بشم .
خلاصه مي آمدم توي برنامه جديد و ميديدم اين رژيم جديد تمام روش هاي قبلي رو با تعاريف ديگه داره به خورد من ميده ..قبلي ها ميگفتن برنج و نون چاق كننده ست ..اين ميگه نه روغن و سرخ كردني چاقي كننده ست…
حالا اين وسط باورهاي چاقي من چي ميشدن ؟
اون قبلي ها سر جاشون بودن منظورم همونا كه ياد گرفته بودم كه برنج و نون چاق كننده ست..حالا روغن و سرخ كردني هم بهشون اضافه ميشدن ..و به اين ترتيب باورهاي چاق كننده من روز به روز قدرتمند تر ميشدن…
.
. نتيجه اش اين بود كه ذهن من با قدرت بيشتر من رو چاق ميكرد…به قول استاد در اين فايل،ذهن ما سريع تغيير ميكنه و ما در رفتارمون ميبينيم تغييرات رو …ولي جسم من كه نميتونه انقدر سريع تغيير كنه ..
تازه، ذهن من سريع تغيير ميكنه به اين معني نيست كه باورهاي قبلي رو ميندازه توي سطل آشغال و روي باورهاي جديد كار ميكنه
نه…
ذهن من باورهاي قبلي رو به قوت خودش نگه ميداره ..و تغيير ميكنه نسبت به اطلاعات جديدي كه بهش ميدم
.
.
در متن فايل توضيحات كاملي درباره تغيير احساسات و شكل گيري قدرت لاغر شدن داده شده است . با خواندن اون بخش هي خودم رو برآورد كردم با چيزهايي كه ميخوندم
ميخوام اشاره كنم به نكاتي كه از متن ياد گرفتم و بعدش بگم من در كدوم بخش هستم :
با توجه به چهار مورد بالا طبق بررسي خودم متوجه شدم من در شماره (1) هنوز كاملا باورهام تغيير نكرده چون در فايل، استاد اشاره كرد كه اگر اين بخش درست شده باشه نتايج در جسم هم بايد نمايان بشه ..من در بيشتر تمريناتم نوشتم كه در ظاهرم هنوز تغييري احساس نمي كنم با اينكه حالم خوبه و ترسم از غذاها تا 95% كاهش يافته….الان فهميدم كه من بايد باور كنم كه توانايي لاغر شدن رو دارم ..اين در حد حرف نبايد باشه بايد ملكه ذهنم باشه …
در شماره (2) متوجه شدم كه كاملا تغيير كردم و اصلا درباره چاقي خودم صحبت نمي كنم و ابراز نگراني نمي كنم ..بنابراين ميتونم بگم چند درصدي لاغر شدن در ذهنم قدرت گرفته .
در شماره(3) هنوز باورهام تغيير نكرده…هنوزم اگر توي يوتيوب برنامه اي درباره غذا باشه ممكن هست نگاه كنم ..هنوز هم به رستوران رفتن فكر ميكنم ..هنوز هم در فروشگاه گاهي مواد غذايي جديد رو تست مي كنم …هنوز هم بعضي وقتها جدول مواد غذايي رو بررسي ميكنم …با توجه به اين موارد ذهن من هنوز چاق است.
در شماره (4) چاقي خودم را پذيرفتم و وقتايي كه همسرم از چاقي من حرف ميزنه ناراحت نمي شم..و در فايل هاي قبلي گفتم كه وقتي انگشتر سايز كوچكتر خريدم اطمينان داشتم كه لاغر ميشم و به همسرم هم گفتم كه عيبي نداره يه سايز كوچيك ميگيرم چون لاغر ميشم….در اين زمينه هم نمره ميگيرم چون موفق شدم چند درصد لاغري با ذهن رو در خودم دروني كنم و باور كنم كه من لاغر ميشم..
در كل احساسات متنوعي هر روز در من موج ميزنه و اين كاملا طبيعيه ..من انسانم و پر از احساسات..اگر يه روزي احساس نداشته باشم احتمالا از نظر ذهني مشكل دار شدم و از دسته بندي انسانهاي سالم خارج شدم ..
.
سپاس به خاطر اين فايل عالي