🧬 سالها علم پزشکی بهم گفته بود که «چاقی تو ارثیه!»
و منم ۳۵ سال تموم، با این فکر زندگی کردم که چاقی و بیماریهای خانوادگی قراره یه روز سراغم بیان.
اما یه روز مثل یه نور از دل تاریکی ✨ فهمیدم که میشه سرنوشت رو عوض کرد…
به لطف خدا و آشنایی با تغییر افکار برای لاغری، تونستم نه فقط وزنم، بلکه کل زندگیمو متحول کنم.
ذهنم شد قهرمان اصلی این داستان و از اون روز همهچی تغییر کرد 💫🧠
در این جلسه میآموزیم:

🧠 افکار من درباره چاقی
مهمترین فکری که از بچگی توی ذهنم جا گرفت، این بود که چاقی من ارثیه. این نگرش انقدر قوی بود که تا سن ۳۵ سالگی به بالاترین حد وزن و سایز خودم رسیدم.
توی این سالها، هرچقدر هم برای لاغر شدن با رژیم و روشهای دیگه تلاش کردم، نتیجهای نگرفتم.
🌀 واقعیت اینه که تغییر افکار طبیعی و خدادادی دوران کودکیم، با افکار و عقاید اطرافیانم عوض شد. همین شد که نهتنها از همون بچگی اضافه وزن پیدا کردم، بلکه کلی نگرش چاقکننده توی ذهنم شکل گرفت.
👂 شنیدن صدها یا حتی هزاران بار جملههایی درباره خودم باعث شد که باور کنم:
- من تنبلم و واسه همین لاغر نمیشم.
- من بیارادهم و نمیتونم رژیم بگیرم.
- من کمتحرکم و نمیتونم ورزش کنم.
- من خوشخوراکم و نمیتونم جلو خودمو بگیرم.
- من خجالتیام، کمحرفم، خونسردم…
و دهها ویژگی دیگه که همه، فقط نتیجهی تغییر افکارم بهخاطر تکرار این حرفها از طرف اطرافیان بودن. 🤯
هیچ کودکی نمیدونه خجالتی بودن یعنی چی! ولی وقتی بارها و بارها از زبون والدینش میشنوه که چون کمحرفه، پس خجالتیه، ناخودآگاه باور میکنه که این یه ویژگی ذاتیه… و همون میشه الگوی رفتاری تا آخر عمرش.
🧠 هر چیزی که امروز هستیم، نتیجهی افکاریه که از طریق گوشهامون شنیدیم و با چشمهامون دیدیم و توی ذهنمون ثبت کردیم. و اینجاست که تغییر افکار برای لاغری معنی پیدا میکنه.
افکار، رفتار میسازن. وقتی فردی باور میکنه که خجالتیه، کمکم رفتارش هم عوض میشه. دیگه اون آدم چند ماه یا چند سال قبل نیست.
🔁 پس اگه از شرایط فعلی زندگیتون، مخصوصاً از نظر تناسب اندام یا سلامتی راضی نیستید، تنها راهش اینه که افکارتون رو ریشهیابی و اصلاح کنید.
چون با تغییر افکار برای لاغری میتونید رفتار و عملکردتون رو هم عوض کنید و به هر شرایطی که دوست دارید برسید. ✨
تحقیقات دانشگاه استنفورد نشون داده که باور افراد درباره بدن خودشون واقعاً میتونه اثر فیزیولوژیکی داشته باشه. توی یه مطالعه معروف (Crum & Langer, 2007) مشخص شد که حتی تصور فعال بودن، میتونه منجر به کاهش وزن، بهبود فشار خون و سلامتی بشه.

🔁 رابطه افکار با اعمال و نتیجه زندگی
اواخر سال ۱۳۹۳ بود که برای اولین بار با قانون جذب و راز قدرت ذهن آشنا شدم.
هنوزم نمیدونم دقیقاً چی شد که اینقدر جذبش شدم، ولی از همون روز اول، مسیرم عوض شد! 🌱
از اون روز تا الان، هر روز دارم یاد میگیرم چطور عملکردم رو با افکار جدیدم هماهنگتر کنم. مخصوصاً وقتی تصمیم گرفتم از این قانون برای تغییر افکار برای لاغری استفاده کنم. ✨
یکی از جملههایی که خیلی برام عجیب بود ولی به دلم نشست این بود که:
“افکار تبدیل میشن به اجسام!”
اوایل اصلاً نمیفهمیدم این یعنی چی، ولی ته دلم یه چیزی گفت: اگه واقعاً میشه فقط با تغییر افکار، چیزای دلخواهمو تو زندگی خلق کنم، چرا امتحانش نکنم؟ حتی فکر میکردم ممکنه مثل فیلمهای جادویی باشه! ✨😄
اما با چند ماه تحقیق، فهمیدم قانون جذب جادوگری نیست! بلکه ترکیبیه از افکار صحیح + کارهایی هماهنگ با اون افکار ✍️
📌 اونجا بود که یه فرمول ساده ولی قدرتمند تو ذهنم جا افتاد:
۱️⃣- افکار درست + اعمال درست = نتیجه عالی ✅
۲️⃣- افکار نادرست + اعمال نادرست = نتیجه افتضاح ❌
۳️⃣- افکار درست + اعمال نادرست = نتیجه نامطلوب 😕
و فهمیدم چرا بعضی وقتا با اینکه داریم کار درستی میکنیم، اما نتیجهای که میگیریم اونی نیست که دلمون میخواد… چون افکارمون ناهماهنگه یا جهت نداره.
واقعاً تجربه کردم که تغییر افکار برای لاغری چقدر میتونه رفتار آدمو تغییر بده. مثلاً وقتی باور کردم که میتونم بدون سختگیری، سبکزندگی بهتری داشته باشم، رفتارم با غذا خوردن خودبهخود آرومتر شد 🍽️🙂

✨ چگونه با تغییر افکار، سرنوشت من تغییر کرد
بعد از اینکه اون سه فرمول طلایی رو یاد گرفتم، یه تصمیم مهم گرفتم:
🧭 هر جایی از زندگیم که ازش راضی نیستم، بررسیش کنم و ببینم چه افکار نادرست و چه رفتارهای اشتباه باعث شدن اون وضعیت بهوجود بیاد.
🎯 اولین موضوعی که روش کار کردم، وضعیت مالیم بود.
تا قبلش باور داشتم که چون پدرم وضعیت مالی خوبی نداشت، منم باید همینطور زندگی کنم.
اما وقتی این افکار رو پاک کردم، کمکم درآمدم تغییر کرد، دیدگاهم عوض شد و احساس سبکی و انگیزه بیشتری توی کارم داشتم 💼💸
بعد از اون رفتم سراغ چالش بزرگتر: تناسب اندامم!
این یکی خیلی سختتر بود، چون از بچگی شنیده بودم که:
❌ «چاقیت ارثیه»
❌ «هیچوقت لاغر نمیشی»
❌ «شاید بتونی پولدار بشی، اما لاغر؟ نه!»
همین باورها باعث میشد که فکر کنم تغییر اندامم غیرممکنه.
ولی وقتی با تمرکز روی تغییر افکار برای لاغری کار کردم و کمکم به ذهنم نشون دادم که میتونه اینبار فرق کنه، بعد از چند ماه، بالاخره نشونههای تغییر رو توی جسمم دیدم 🪞💃
هرچند مسیر تناسب اندامم طولانیتر از مسیر مالی بود، ولی چون انگیزه داشتم و هر روز نشونههای کوچک رو میدیدم، انگیزهم بیشتر میشد.
و چیزی که باعث شد ادامه بدم، این بود که دیگه مثل قبل حس نمیکردم قربانی ژنتیک یا خانوادهم هستم. این بار من انتخاب کرده بودم که از طریق تغییر افکار برای لاغری زندگیم رو عوض کنم 🎯💫

🌟 نتایج عالی دورههای آموزشی سایت تناسب فکری
به لطف خدا 🙏، وقتی خودم با استفاده از آموزشهای ذهنی به نتایج عالی در جنبههای مختلف زندگی رسیدم—از جمله لاغری، آرامش ذهنی، رشد مالی و روابط بهتر—یه اشتیاق بزرگ توی دلم شکل گرفت:
کمک به آدمهایی که واقعاً دنبال تغییر هستن.
🎯 همین اشتیاق باعث شد سایت «تناسب فکری» بعنوان مرجع تغییر افکار برای لاغری راهاندازی بشه؛ جایی که صدها فایل آموزشی رایگان و دهها دوره آموزشی تخصصی در اختیار دوستانی قرار گرفت که خواستن زندگی جدیدی رو با ذهن جدید شروع کنن.
از همون روزهای اول، پیامهای پر از شادی و شوق دریافت میکردم.
🌈 آدمهایی که میگفتن بعد از سالها، طعم آرامش رو چشیدن…
👚 افرادی که تونستن با «تغییر افکار برای لاغری»، بالاخره از لباسهایی که دوست داشتن استفاده کنن…
امروز، در سال ۱۴۰۴، بعد از ۸ سال فعالیت مستمر، بیش از ۸۰,۰۰۰ پیام واقعی توی سایت «تناسب فکری» ثبت شده—هرکدوم پر از نکاتی که نشون میده یه نفر واقعاً تونسته با تغییر افکار برای لاغری تغییر کنه. ✨
📌 این پیامها گواهی هستن بر اینکه دورهها فقط اطلاعات نیستن؛ یه مسیر واقعی برای تغییرن.
🟩 جمعبندی: انتخاب تو، آیندهتو میسازه
اگه تو هم مثل من سالهاست با اضافهوزن، رژیم، ژنتیک و حرف مردم درگیری… بدون که تنها چیزی که باید تغییر بدی، افکارت درباره لاغریه.
👈 تغییر افکار برای لاغری تنها راهیه که نه فقط به تو یه عدد کمتر روی ترازو میده، بلکه حال خوب، آزادی، عزت نفس و شادی رو هم به زندگیت برمیگردونه.
برای همین، ازت دعوت میکنم که وارد یه مسیر واقعی و اثربخش بشی.
دورهی بینظیر [ورود به سرزمین لاغرها]، دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده.
✅ بدون رژیم
✅ بدون زور و اجبار
✅ فقط با آموزش ذهن برای ساختن جسم جدید 🌱🧘♀️
📌 این دوره تا امروز از طریق آموزش تغییر افکار برای لاغری به هزاران نفر کمک کرده تا افکار چاقکنندهشون رو رها کنن و زندگی جدیدی بسازن. حالا نوبت توئه…
💚 اگه آمادهای که آیندهتو خودت بسازی، همین حالا به سرزمین لاغرها قدم بذار و راهت رو متفاوت شروع کن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
💡 اهمیت انجام تمرینات برای تغییر افکار برای لاغری
تمرینات ذهنی و تمرکز بر تغییر افکار برای لاغری، کلید رهایی از باورها و نگرشهای اشتباهی است که سالها باعث توقف شما در مسیر کاهش وزن شدهاند.
🧠 این تمرینات به شما کمک میکنند تا ذهنتان را باز کنید، باورهای منفی را اصلاح کنید و مسیر زندگیتان را به سمت تناسب اندام و سلامتی هدایت نمایید.
با انجام این تمرینها، اولین قدم واقعی برای تغییر آغاز میشود و قدم به قدم به هدف خود نزدیکتر خواهید شد.
📝 سوالات تمرینی
- نگرش شما درباره تاثیر و اهمیت افکار در نتیجه زندگی چیست؟ لطفاً شرح دهید. 💭
- تجربه خود از تاثیر افکار و نگرش چاقی در نتیجه زندگیتان را بیان کنید. ⚖️
- با توجه به تلاشهای زیاد برای لاغر شدن، چرا نتیجه نگرفتید؟ تاثیر نگرش بر عملکرد خود را شرح دهید. 🔍
- به نظر شما چگونه تغییر افکار چاق کننده منجر به تغییر رفتار و در نهایت لاغری میشود؟ 🧩
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما درباره چاقی و لاغر شدن چگونه بود؟ 🤔
- استفاده از محتوای سایت تناسب فکری چه تاثیری بر تغییر افکار برای لاغری، تغییر رفتار و نتیجه زندگی شما داشته است؟ 💚
💬 دعوت به مشارکت شما
منتظر شنیدن دیدگاههای ارزشمند شما هستیم!
تجربیات و پاسخهای شما به این سوالات میتواند به خودتان و دیگران کمک بزرگی کند.
✍️ پس لطفاً در بخش نظرات، با ما همراه شوید و از مسیر تغییر افکار برای لاغری خود بگویید.
👇👇👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.16 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد عزیز
وقتتون بخیر و شادی 🌱
من از این محتوا واقعا لذت بردم.اول اینکه بگم منم ابن کج فهمی ها رو داشتم ،اصلا نمیتونستم درک کنم چطوری؟تا زمانی که فکر کردم و دیدم قدرت افکار از این بابت زیاده که همیشه با ماست و هر لحظه داره توی ذهن ما باهامون ارتباط میگیره.از طرف دیگه این انرژی های فکر و احساسمون ما به سمت خالق جهان ارسال میشه
پس مهمه که غلط ها رو پیدا کنیم و برطرفشون کنیم
برای همینه که انسان های خیلی زیادی رو میشناسیم که اعمال خیلی خوبی دارند اما نتیجه خیلی خوبی ندارند و همیشه برای خودشون و اطرافیانشون سواله که چرا؟؟
چرا اینجوریه ؟؟بعدشم خیلی سریع ربطش میدیم به خواست خدا چرا ؟چون اون قدرت برتره و اگه میخواست میتونست جلوی این اتفاق رو بگیره …
اوایلی که با این مباحث آشنا شدم و فهمیدم که خدا برای من هیچ خواسته ای نداره جز اونی که خودم میخوام و خودمم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم
خیلی خیلی سعی میکردم که به خانواده ام بفهمونم خدا هیچ خواسته یا نخواسته ای نداره اون فقط داره اسباب و وسایل و شرایط رو بر اساس ذهن و فکر و احساسم و اعمالم در زندگی میچینه
موفق نشدم استاد …
درکم نمیکردند ،من میخواستم که با آگاهی ها و اطلاعاتی که بدست آورده بودم به اهمیت افکار و احساسشون پی ببرند ولی موفق نشدم!!از یه در جایی که من داشتم روی خودم کار میکردم واقعا به این نتیجه رسیدم که بیخیال بقیه شووو
بعدا به این نتیجه رسیدم اون سوالهایی که توی ذهن من بود و باعث شد بیام توی این مسیر شاید هیچ وقت سوال اونا نبوده و نیست….
من به سوال های ذهن اونا آگاه نیستم و فقط خالق ما میدونه که توی سر هر آدمی چی میگذره پس دیگه راجب این موارد با کسی صحبت نکردم
ولی وقتی اتفاقای خوبی برام رقم میخورد
میدونستم که منشأش چیه و کجاست
اما با این وجود چون من ورودی دیگه ای غیر از این موارد توی زندگیم ندارم .وقتی کسی راجب عدالت خدا بینابین گله و شکایت هاش میپرسه بازم من توضیحاتی میدم و اونا منو آدم خوش خیالی فرض میکنند و رد میشن از روش….
ولی مهم نیس و اشکالی نداره
به این نتیجه رسیدم این موارد فقط برای کسی که دنبالشون باشه جوابه
دقیقا مثل زمانی که معلم توی مدرسه داره درسو میده ولی فقط یه شاگرادی کمی که دنبال مباحث علمی هستند و بهش علاقه دارند گوشاشون رو تیز میکنند تا بفهمند.بقیه دیگه براشون مهم نیس یا توی ذهنشون دنبال الویت های دیگه شون هستند 😂
خلاصه که دیگه بیخیال بقیه شدم و گفتم باید خودم بیشتر نتیجه بگیرم
نگرش شما درباره تاثیر و اهمیت افکار در نتیجه زندگی چیست؟ شرح دهید.
کاملا قبول دارم و به نظرم تا وقتی فکر با عمل همسو نباشه اون عمل از دست رفته است چون بالاخره این فکره تمام وقت داره کار میکنه
من خودم زمانی که گواهی نامه گرفتم سر تمرین کردن (عمل) فکر میکردم به راحتی یاد میگیرم ،بلاخره موفق میشم ،قبول میشم و از این فکرا و نتیجه رقم خورد
موقع لاغری شدن با رژیم و ورزش
این فکره ۲۴ ساعت بهم میگفت نمیتونی چون کم تحرکی چون ارثیه و چون بی اراده ای ،فایده نداره بابا چون ۳۰ کیلو اضافه وزن داری نمیشه
ولی وقتی این حرفا توی ذهنم بی اساس شد من بهتر رفتار غذایی داشتم و نتایج لاغری هم بدست اومد
موقع اصلاح روابطم با بقیه:فلانی ذاتا بد اخلاقه ،بد ذاته و مدلشه ،فایده نداره باید جوابشو بدی تا بفهمه تو هم لال نیستی و این داستانا داشتم
ولی از موقعی که باور کردم فلانی بدون اذن خدا آب نمیتونه بخوره و من از خود خدا خواستم که در ارتباط با آدما میخوام احساس آرامش و خوبی رو تجربه کنم نه حرف های زهردار بقیه رو ،اوایلش حتی همش از خودم میپرسیدم شخصیت سالم درونت اینجا چطوری برخورد یا رفتار میکنه و به طور واضح برام مشخص میشد. و من اونطوری عمل میکردم
به مرور رفتار من عوض شد و رفتار بقیه با من هم عوض شد
همون آدمی که یه روزی فکر میکردم بد اخلاقه با همه
با من خیلی خوب تا میکنه اتفاقا ….
و همه اینا لطف خداونده برای من
بالاتر توضیح دادم
تجربه خود درباره مواردی در زندگی که نگرش درست و اعمال درست داشته اید را بیان کنید.
موقع لاغری باذهن ،اول اون فکرای نمیشه و نمیتونی از ذهنم حذف شد بعدش من رفتار غذایی سالم تر داشتم ،لاغر شدم
موقع اصلاح ارتباط با بقیه اول دست از قضاوت کردن اونا توی ذهنم برداشتم و با ذهنی سالم تر با اونا برخورد کردم و از طرف دیگه خودمو متعهد کردم که مثل انسانی سالم و شایسته رفتار کنم .روابطم بهبود پیدا کرد خود به خود
موقع دوچرخه سواری یاد گرفتن خیلی بهش علاقه داشتم همه میگفتن بشین سرجات ،من میدونستم که میتونم و بعدش تمرین کردم و یاد گرفتم
در شغلم همه میگفتن و میگن موفقیت سخته و نمیشه ،الکی باید سختی بکشی با این جامعه و این کشور
ولی من تا اینجای کار باور کردم که میتونم فردی موفق باشم و در سطح دانشگاه هم کارای خیلی خوبی ارائه دادم و الان جزو دانشجوهای برتر کلاس هستم و میدونم اگه همین فرمون رو ادامه بدم و حرفای قلبمو باور کنم و توجه نکنم به حرفای بقیه پس موفق میشم
یه چیزی که الان یادم اومد از شما اینکه باید در مسیر رسیدن به هر چیزی درونمون رو راضی کنیم یعنی رضایت ما از هر چیزی معیار نتیجه مون خواهد بود
اون زمانی که تلاش زیادی میکردم ولی فکرای خراب داشتم ،راضی نمیشدم
اون زمانی هم که فقط فکر میکردم ولی عمل خاصی هم نبود بازم از خودم راضی نبودم و نتیجه ای هم نداشتم.
یه تجربه از زندگی خودم که همین اخیرا رخ داد رو بهتون بگم من سال قبل برای مورد بیماری رفتم دکتر طی فرایندی که انجام شد و خطای پزشکی رخ داد من بعد از تزریق مبتلا به پا درد شدم دوباره رفتم دکتر گفت چیز مهمی نیست و شاید بدنت به آمپول واکنش نشون داده و خوب میشی مهم نیس کم کم اثرش از بین میره
منم درگیر کار و دانشگاه و ارشد شدم و سعی میکردم به بیماریم فکر نکنم تا اینکه بعد کنکور ارشد دیگه واقعا برام سوال بود که چرا خوب نشد ؟!!!رفتم دکتر و برام MRI نوشت و متوجه شدیم فشار وارد بر پام انقد زیاد بوده که کمر رو هم درگیر کرده.دکتر برام فیزیوتراپی و آبدرمانی رو نوشت و گفت خوب میشی ولی برای سنت خیلی زوده حالم خیلی بد بود
توی اوج جوانی چرا باید این اتفاق برای من بیفته؟خانواده هم سرزنش میکردن چرا حواست نبود و این داستانا،دوستای نزدیکم میپرسیدن چی شد چت بود و من چیزی که دکتر گفته بود رو گفتم از ته قلبم ناراحت بودم ولی میگفتم و امیدوار به خدایی که توی تناسب فکری باهاش آشنا شده بودم
تا اینکه اومدم باور کردم که به قدرت خدا خیلی سریع من شفا پیدا میکنم.ناراحتی ها رو کنار گذاشتم و گفتم خودم مسئول این اتفاق بودم و خدا میتونه شفا بده .من باور کردم و با قلبم گفتم خودمو به خودت سپردم ،روند درمان رو ادامه دادم(عمل) تا اینکه چند روز بعد یه فرد در مسیر زندگیم قرار گرفت و جریان رو پرسید و بعدش به من فردی رو معرفی کرد که نه دکتره و نه هیچ کس از اعضای فامیل و خانواده با اینکه ۳۰ ساله توی شهر زندگی میکنند اسمشو نشنیده بودن.
توی مسیر دوباره از خدا کمک گرفتم.گفتم خدا چیکار کنم خودت جوابمو بده…از زبان مادرم برام جاری شو و بهم بگو
نمیدونم برم پیش این فرد یا نه ؟!اومدم خونه به مامان گفتم اولش گفت نه و من سکوت کردم تا اینکه خودش خود به خود گفت پاشو بریم
رفتیم پیش اون بنده خدا زانومو دست کشید و بدون اینکه یک ریال پول ازمون بگیره شروع کرد کف پامو ماساژ داد و بعد از حدود یک دقیقه پامو گذاشت زمین و گفت بلند شو
شاید باورتون نشه ولی تمام دردی که در پام داشتم از بین رفت و الان یک هفته و نیمه که خبری از دردای چند ماهه من نیست.
چطور شد که این آدم اومد توی مسیر زندگیم ؟؟من انجام دادم یا خانوادم یا دولت ؟
درسته من شفا رو از خداوند گرفتم خدایا شکرت
حالا اگه من باور نمیکردم یا دنبال درمان خودم نمیرفتم چی ؟قطعا طبق روال چند ماه قبل همون دردا رو داشتم.
بزرگترینش توی سالای پشت کنکورم بود
دومیش همین چند وقت پیش بود که پیداش کردم که من تحت تاثیر حرفای هم اتاقی هام توی خوابگاه فکر میکردم که چون خانواده خیلی سطح بالایی ندارم پس نمیشه که ازدواج دلخواهی داشته باشم و باید به همین زندگی های در سطح متوسط راضی شد تا اینکه به خودم اومدم گفتم چته تو؟؟چرا خدا رو محدود میکنی برای حرف اونا؟یعنی خدا جواب سالم زندگی کردن تو رو نمیده و میچسبه به نتایج پدر و مادرت در زندگی!! این خدایی که فک میکنی عادله اینجوریه؟؟
وقتی اینجوری فکر کردم اصلا اولش یه احساس خوشحالی عمیقی کردم که اینم دست خودم و خدامه بعدش مصمم تر شدم که سالم تر زندگی کنم و راه خودمو برم.
فکرای مخرب رو برمیداری اونایی که خلاف خواسته ات هست،افکار درست رو جایگزین میکنی و عمل میکنی بهشون.نتایج رقم میخوره.
ذهنم پر بود از نمیشه ها ،نمیتونم ها ولی خیلی وقته اصلاحشون کردم تناسب اندامم بدست اومده
نمیدونم ولی ناخوداگاه جواب سوال رو بالاتر دادم و این نمونه عینی از زندگیم بود
من این روزا سعی میکنم از محتوای این سایت برای بقیه جنبه های زندگیم استفاده کنم .و جوابه برام استاد
خیلی ممنونم ازتون
با قلبم ازتون سپاسگزارم .
راستی اینم بگم
من به خاطر یه سرماخوردگی ساده رفتم دکتر ولی اون پرستار یا تزریقاتی آمپول رو نزدیک عصب پام زده بود و به عضله فشار خیلی زیادی وارد شده بود و من قبلا هم دکتر ارتوپد رفته بودم ولی تشخیص درستی داده نشده بود.
بعضی وقتا ما یه راهایی رو برای حل مشکلاتمون میبینیم و این کاملا درست و منطقیه اما خدا ورای اون رو میبینیه
به راه ها و مسیرهایی میتونه ببرتمون که به بهترین و راحت ترین حالت ممکن همه چیز رو به راه بشه
میخوام بگم بهش اعتماد کردن نتایج خوبی رو بهمون میده
بهش اعتماد کنیم و از زندگیمون لذت ببریم