0

تغییر افکار برای لاغری و رهایی از چاقی ژنتیکی (گام ۱۵۳)

تغییر افکار
اندازه متن

🧬 سال‌ها علم پزشکی بهم گفته بود که «چاقی تو ارثیه!»

و منم ۳۵ سال تموم، با این فکر زندگی کردم که چاقی و بیماری‌های خانوادگی قراره یه روز سراغم بیان.

اما یه روز مثل یه نور از دل تاریکی ✨ فهمیدم که میشه سرنوشت رو عوض کرد…

به لطف خدا و آشنایی با تغییر افکار برای لاغری، تونستم نه فقط وزنم، بلکه کل زندگی‌مو متحول کنم.

ذهنم شد قهرمان اصلی این داستان و از اون روز همه‌چی تغییر کرد 💫🧠

🧠 افکار من درباره چاقی

مهم‌ترین فکری که از بچگی توی ذهنم جا گرفت، این بود که چاقی من ارثیه. این نگرش انقدر قوی بود که تا سن ۳۵ سالگی به بالاترین حد وزن و سایز خودم رسیدم.

توی این سال‌ها، هرچقدر هم برای لاغر شدن با رژیم و روش‌های دیگه تلاش کردم، نتیجه‌ای نگرفتم.

🌀 واقعیت اینه که تغییر افکار طبیعی و خدادادی دوران کودکیم، با افکار و عقاید اطرافیانم عوض شد. همین شد که نه‌تنها از همون بچگی اضافه وزن پیدا کردم، بلکه کلی نگرش چاق‌کننده توی ذهنم شکل گرفت.

👂 شنیدن صدها یا حتی هزاران بار جمله‌هایی درباره خودم باعث شد که باور کنم:

  • من تنبلم و واسه همین لاغر نمی‌شم.
  • من بی‌اراده‌م و نمی‌تونم رژیم بگیرم.
  • من کم‌تحرکم و نمی‌تونم ورزش کنم.
  • من خوش‌خوراکم و نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم.
  • من خجالتی‌ام، کم‌حرفم، خونسردم…

و ده‌ها ویژگی دیگه که همه، فقط نتیجه‌ی تغییر افکارم به‌خاطر تکرار این حرف‌ها از طرف اطرافیان بودن. 🤯

هیچ کودکی نمی‌دونه خجالتی بودن یعنی چی! ولی وقتی بارها و بارها از زبون والدینش می‌شنوه که چون کم‌حرفه، پس خجالتیه، ناخودآگاه باور می‌کنه که این یه ویژگی ذاتیه… و همون می‌شه الگوی رفتاری تا آخر عمرش.

🧠 هر چیزی که امروز هستیم، نتیجه‌ی افکاریه که از طریق گوش‌هامون شنیدیم و با چشم‌هامون دیدیم و توی ذهنمون ثبت کردیم. و اینجاست که تغییر افکار برای لاغری معنی پیدا می‌کنه.

افکار، رفتار می‌سازن. وقتی فردی باور می‌کنه که خجالتیه، کم‌کم رفتارش هم عوض می‌شه. دیگه اون آدم چند ماه یا چند سال قبل نیست.

🔁 پس اگه از شرایط فعلی زندگی‌تون، مخصوصاً از نظر تناسب اندام یا سلامتی راضی نیستید، تنها راهش اینه که افکارتون رو ریشه‌یابی و اصلاح کنید.

چون با تغییر افکار برای لاغری می‌تونید رفتار و عملکردتون رو هم عوض کنید و به هر شرایطی که دوست دارید برسید. ✨

تحقیقات دانشگاه استنفورد نشون داده که باور افراد درباره بدن خودشون واقعاً می‌تونه اثر فیزیولوژیکی داشته باشه. توی یه مطالعه معروف (Crum & Langer, 2007) مشخص شد که حتی تصور فعال بودن، می‌تونه منجر به کاهش وزن، بهبود فشار خون و سلامتی بشه.

🔗 مشاهده مقاله در PubMed

تغییر افکار برای لاغری

🔁 رابطه افکار با اعمال و نتیجه زندگی

اواخر سال ۱۳۹۳ بود که برای اولین بار با قانون جذب و راز قدرت ذهن آشنا شدم.

هنوزم نمی‌دونم دقیقاً چی شد که این‌قدر جذبش شدم، ولی از همون روز اول، مسیرم عوض شد! 🌱

از اون روز تا الان، هر روز دارم یاد می‌گیرم چطور عملکردم رو با افکار جدیدم هماهنگ‌تر کنم. مخصوصاً وقتی تصمیم گرفتم از این قانون برای تغییر افکار برای لاغری استفاده کنم. ✨

یکی از جمله‌هایی که خیلی برام عجیب بود ولی به دلم نشست این بود که:

“افکار تبدیل می‌شن به اجسام!”

اوایل اصلاً نمی‌فهمیدم این یعنی چی، ولی ته دلم یه چیزی گفت: اگه واقعاً میشه فقط با تغییر افکار، چیزای دلخواهمو تو زندگی خلق کنم، چرا امتحانش نکنم؟ حتی فکر می‌کردم ممکنه مثل فیلم‌های جادویی باشه! ✨😄

اما با چند ماه تحقیق، فهمیدم قانون جذب جادوگری نیست! بلکه ترکیبیه از افکار صحیح + کارهایی هماهنگ با اون افکار ✍️

📌 اونجا بود که یه فرمول ساده ولی قدرتمند تو ذهنم جا افتاد:

۱️⃣- افکار درست + اعمال درست = نتیجه عالی

۲️⃣- افکار نادرست + اعمال نادرست = نتیجه افتضاح

۳️⃣- افکار درست + اعمال نادرست = نتیجه نامطلوب 😕

و فهمیدم چرا بعضی وقتا با اینکه داریم کار درستی می‌کنیم، اما نتیجه‌ای که می‌گیریم اونی نیست که دلمون می‌خواد… چون افکارمون ناهماهنگه یا جهت نداره.

واقعاً تجربه کردم که تغییر افکار برای لاغری چقدر می‌تونه رفتار آدمو تغییر بده. مثلاً وقتی باور کردم که می‌تونم بدون سخت‌گیری، سبک‌زندگی بهتری داشته باشم، رفتارم با غذا خوردن خودبه‌خود آروم‌تر شد 🍽️🙂

✨ چگونه با تغییر افکار، سرنوشت من تغییر کرد

بعد از اینکه اون سه فرمول طلایی رو یاد گرفتم، یه تصمیم مهم گرفتم:

🧭 هر جایی از زندگیم که ازش راضی نیستم، بررسیش کنم و ببینم چه افکار نادرست و چه رفتارهای اشتباه باعث شدن اون وضعیت به‌وجود بیاد.

🎯 اولین موضوعی که روش کار کردم، وضعیت مالی‌م بود.

تا قبلش باور داشتم که چون پدرم وضعیت مالی خوبی نداشت، منم باید همین‌طور زندگی کنم.

اما وقتی این افکار رو پاک کردم، کم‌کم درآمدم تغییر کرد، دیدگاهم عوض شد و احساس سبکی و انگیزه بیشتری توی کارم داشتم 💼💸

بعد از اون رفتم سراغ چالش بزرگ‌تر: تناسب اندامم!

این یکی خیلی سخت‌تر بود، چون از بچگی شنیده بودم که:

❌ «چاقی‌ت ارثیه»

❌ «هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی»

❌ «شاید بتونی پولدار بشی، اما لاغر؟ نه!»

همین باورها باعث می‌شد که فکر کنم تغییر اندامم غیرممکنه.

ولی وقتی با تمرکز روی تغییر افکار برای لاغری کار کردم و کم‌کم به ذهنم نشون دادم که می‌تونه این‌بار فرق کنه، بعد از چند ماه، بالاخره نشونه‌های تغییر رو توی جسمم دیدم 🪞💃

هرچند مسیر تناسب اندامم طولانی‌تر از مسیر مالی بود، ولی چون انگیزه داشتم و هر روز نشونه‌های کوچک رو می‌دیدم، انگیزه‌م بیشتر می‌شد.

و چیزی که باعث شد ادامه بدم، این بود که دیگه مثل قبل حس نمی‌کردم قربانی ژنتیک یا خانواده‌م هستم. این بار من انتخاب کرده بودم که از طریق تغییر افکار برای لاغری زندگیم رو عوض کنم 🎯💫

تغییر افکار برای لاغری

🌟 نتایج عالی دوره‌های آموزشی سایت تناسب فکری

به لطف خدا 🙏، وقتی خودم با استفاده از آموزش‌های ذهنی به نتایج عالی در جنبه‌های مختلف زندگی رسیدم—از جمله لاغری، آرامش ذهنی، رشد مالی و روابط بهتر—یه اشتیاق بزرگ توی دلم شکل گرفت:

کمک به آدم‌هایی که واقعاً دنبال تغییر هستن.

🎯 همین اشتیاق باعث شد سایت «تناسب فکری» بعنوان مرجع تغییر افکار برای لاغری راه‌اندازی بشه؛ جایی که صدها فایل آموزشی رایگان و ده‌ها دوره آموزشی تخصصی در اختیار دوستانی قرار گرفت که خواستن زندگی جدیدی رو با ذهن جدید شروع کنن.

از همون روزهای اول، پیام‌های پر از شادی و شوق دریافت می‌کردم.

🌈 آدم‌هایی که می‌گفتن بعد از سال‌ها، طعم آرامش رو چشیدن…

👚 افرادی که تونستن با «تغییر افکار برای لاغری»، بالاخره از لباس‌هایی که دوست داشتن استفاده کنن…

امروز، در سال ۱۴۰۴، بعد از ۸ سال فعالیت مستمر، بیش از ۸۰,۰۰۰ پیام واقعی توی سایت «تناسب فکری» ثبت شده—هرکدوم پر از نکاتی که نشون می‌ده یه نفر واقعاً تونسته با تغییر افکار برای لاغری تغییر کنه. ✨

📌 این پیام‌ها گواهی هستن بر اینکه دوره‌ها فقط اطلاعات نیستن؛ یه مسیر واقعی برای تغییرن.

🟩 جمع‌بندی: انتخاب تو، آینده‌تو می‌سازه

اگه تو هم مثل من سال‌هاست با اضافه‌وزن، رژیم، ژنتیک و حرف مردم درگیری… بدون که تنها چیزی که باید تغییر بدی، افکارت درباره لاغریه.

👈 تغییر افکار برای لاغری تنها راهیه که نه فقط به تو یه عدد کمتر روی ترازو می‌ده، بلکه حال خوب، آزادی، عزت نفس و شادی رو هم به زندگیت برمی‌گردونه.

برای همین، ازت دعوت می‌کنم که وارد یه مسیر واقعی و اثربخش بشی.

دوره‌ی بی‌نظیر [ورود به سرزمین لاغرها]، دقیقاً با همین رویکرد طراحی شده.

✅ بدون رژیم

✅ بدون زور و اجبار

✅ فقط با آموزش ذهن برای ساختن جسم جدید 🌱🧘‍♀️

📌 این دوره تا امروز از طریق آموزش تغییر افکار برای لاغری به هزاران نفر کمک کرده تا افکار چاق‌کننده‌شون رو رها کنن و زندگی جدیدی بسازن. حالا نوبت توئه…

💚 اگه آماده‌ای که آینده‌تو خودت بسازی، همین حالا به سرزمین لاغرها قدم بذار و راهت رو متفاوت شروع کن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

💡 اهمیت انجام تمرینات برای تغییر افکار برای لاغری

تمرینات ذهنی و تمرکز بر تغییر افکار برای لاغری، کلید رهایی از باورها و نگرش‌های اشتباهی است که سال‌ها باعث توقف شما در مسیر کاهش وزن شده‌اند.
🧠 این تمرینات به شما کمک می‌کنند تا ذهن‌تان را باز کنید، باورهای منفی را اصلاح کنید و مسیر زندگی‌تان را به سمت تناسب اندام و سلامتی هدایت نمایید.
با انجام این تمرین‌ها، اولین قدم واقعی برای تغییر آغاز می‌شود و قدم به قدم به هدف خود نزدیک‌تر خواهید شد.

📝 سوالات تمرینی

  1. نگرش شما درباره تاثیر و اهمیت افکار در نتیجه زندگی چیست؟ لطفاً شرح دهید. 💭
  2. تجربه خود از تاثیر افکار و نگرش چاقی در نتیجه زندگی‌تان را بیان کنید. ⚖️
  3. با توجه به تلاش‌های زیاد برای لاغر شدن، چرا نتیجه نگرفتید؟ تاثیر نگرش بر عملکرد خود را شرح دهید. 🔍
  4. به نظر شما چگونه تغییر افکار چاق کننده منجر به تغییر رفتار و در نهایت لاغری می‌شود؟ 🧩
  5. قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما درباره چاقی و لاغر شدن چگونه بود؟ 🤔
  6. استفاده از محتوای سایت تناسب فکری چه تاثیری بر تغییر افکار برای لاغری، تغییر رفتار و نتیجه زندگی شما داشته است؟ 💚

💬 دعوت به مشارکت شما

منتظر شنیدن دیدگاه‌های ارزشمند شما هستیم!
تجربیات و پاسخ‌های شما به این سوالات می‌تواند به خودتان و دیگران کمک بزرگی کند.
✍️ پس لطفاً در بخش نظرات، با ما همراه شوید و از مسیر تغییر افکار برای لاغری خود بگویید.

👇👇👇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 90 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=40939
20 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۴ ۰۱:۵۴
      مدت عضویت: 772 روز
      امتیاز کاربر: 29925 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 445 کلمه

      سلام داشتن نگرش درمورد خیلی ازمسایل ازجمله درموردتناسب اندام ،وقتی گذشته چاق شدیم طبق نگرش اطرافیان که شما به خانواده پدریتون رفتین تاسالها چاق هستیدبعدکه سن رفت بالا لاغرمیشید منم سالها به این افکارزندگی کردم وهروقت بمن کسی میگفت لاغرشومیگفتم ماتایه سنی چاق هستیم بعدش لاغرمیشیم من تازه تیرویددارم سوخت وسازبدنم پایینه طبق گفته استادازکجامیدونیدپایینه ، ومن همچنان چاقترمیشدم تاشروع کردم به رژیم گرفتن اونم چاره کارنبود چون ذهن بایدیادمیگرفت مثل یک فردمتناسب رفتارکنه مغزمن فرمان میدادمن بسمت خوراکی دستمو درازمیکردم ومیخورم رحم نمیکردم انگارخودمودوست نداشتم ارزش قایل نبودم ونمیدونستم یک ذهن ناخوداگاهی هم دارم اونه بارژیم مخالفه ،ودرموردبیماری ها تواین فایل استادگفتن پدرومادرمنم قندوچربی وقلب داشتن بماهم میگفتن مراقب باشیدشماهم نگیریدمن قبلا لاغری باذهن نمیدونستم که بگم طبق اون این نگرش هارودنبال نکردم من اصلا به این حرفها اعتقادنداشتم که بیماریشون بمن به ارث برسه ،وقتی با روش ذهنی اشناشدم یادگرفتم چاقی ازافکاربوده نه خوردن من میخوردم ولی فکرکردن به اون لقمه ها تاساعت ها باعث چاقی میشد همه ماازنگرش چاق شدیم ولی به لطف خدابااستفاده ازاموزش ها کمرنگ شده ونگرش درست جایگزین شده من اللن درموردچاقی ورژیم حرف بزنن توجه نمیکنم توذهنم میخندم چون هیچ موادغذایی چاق کننده نیست لاغرکننده هم نیست مانبایددست ودلبازانه بخوریم اول سلامتی بدن ماتواولویت باشه چون ذهن یادگرفته وسط خوردنه احساس سیری کردیم رهاکنیم الان ذهن خودش یادگرفته به نقطه سیری نزدیک شد مازودمیریم کنار ارامش وتمرکزخودش یکی ازارکان متناسب شدنه ترس هاروبایدگذاشت کنارطبق سوالات ،نگرش درموردزندگی منم فکرمیکردم یکی به جایی رسیده پول وپارتی داشته یا ثروتمندشده پدرش پولداربوده یاارثی بهش رسیده ولی الان میبینم من نگرشم اشتباه بوده همه پشتوانه مالی ندارن اون فردبخاطرتلاش های خودش به چیزی رسیده،

      تاثیرافکارونگرش چاقی ؛منم باخوردن هرچیزی همش ترس ازچاقی داشتم رزیم میگرفتم ولی توذهنم نگرش چاق شدنه بود،خیلی ازافرادبخاطرچاقی دست ازکاروتلاش میکشیدنه تالاغرنشن کاری انجام ندن بنظرم اشتباهه چون درکنارتلاش میشه لاغرهم شد وانوقت بیشترلذت بخش هست تلاش هام برالاغری درقالب رزیم ورزش بوداونم مقطعی بود همش جسم توفشاربود وچقدرحال بدودهن ناارام داشتیم کسی نبودبگه روافکارکاربشه یادبگیریم همچی میشه خورددرحدنیازبدن باذهن نجنگید اگرعادت بدداریم اونوبمروباایجادیک خط مشکی اصلاحش کنیم یک عادت بدرونمیشه یک شبه گذاشت کنارباید بمرور انجام بشه نگرشم درموردغداها چاق کننده بودولی درروش ذهنی یادگرفتم اوناقدرتی ندارن ذهنم قدرتش بیشترنگرش بدمن هواسردمیشه من سرمامیخورم وهمینم برام پیش میومد یا ماه رمصان روزه میگرم چون تیرویددارم سیستم بدنم بهم میخوره یاعیدچاق میشم ولی درروش ذهنی یادگرفتم همش نگرش ذهن چاق بوده ومن همه این ماهها روگذروندم بدون هیچ مشکلی، وقتی هرروزفایل گوش میدیم چقدرروافکاروباورماتاثیرمیزاره وماروکمک میکنه به تناسب اندام قبل اشنایی باسایت لاغرشدن رودورازدست رس میدونستم ولی درروش ذهنی لاغری اسانترین کاردنیاست لاغری باذهن فقط رواندام کارنمیکنه ازهرلحاظ زندگی هارومتحول کرده ویادگرفتیم دوربشیم ازافکارمنفی ویک زندگی شادبدون استرس داشته باشیم ومتوجه رفتارهای اشتباه بشیم وبااموزش ها اصلاحش کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم غلامی
      ۱۴۰۴/۰۸/۰۶ ۱۹:۲۴
      مدت عضویت: 2580 روز
      امتیاز کاربر: 3689 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 799 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و هدایتگر 

      سلام به استاد گرامی و دوستان 

      فایل امروز این بود که

       افکار درست +اعمال درست =نتیجه موفق

      افکار درست +اعمال نادرست =نتیجه نا موفق 

      افکار نادرست +اعمال درست =نتیجه نا موفق 

      مثال هایی که می شه در این موردها زد در مورد خودم اینه که از بچگی پدر و مادرم بهم گفتن نمی تونی و خودمم هم همیشه به خودم  می گفتم نمی تونم و همیشه دیگران رو از خودم برتر می دونستم اون می تونه من نمی تونم این قدر این باور در من ایجاد شده بود که نمی تونم ، حتی وابسته به برادرهام بودم که برام در تکالیفم کمکم کنن مثلا نقاشی ام را بکشن و یا انشای من را بنویسن و خودم می گفتم من اصلا نمی تونم انشا بنویسم  و اگر اونها انجام نمی دادن من ناراحت می شدم و گریه می کردم  در صورتی که خودم درسم خوب بود و می خوندم ولی آخرش برادرم باید از من امتحان می گرفت و این باور رو خودم نسبت به خودم نداشتم که خودم از پس کارهام برمیام. و یا در پایان نامه ام در فوق لیسانس که این قدر شنیده بودم که فلانی نتونه پس تو هم نمی تونی ،این باور اشتباه باعث شد و این باور وابسته بودن به دیگران که من خودم نمی تونم از پسش بر میام  یک نوشتن پایان نامه ۲ سال طول کشید .

      و باور اشتباه دیگه که من تا دوران  راهنمایی خیلی  لاغر بودم از دید دیگران چون اطرافیان من اضافه وزن داشتند منو لاغر مردنی می دیدن ومن در اون سالها چون باور داشتم که لاغر هستم هر چی می خورم و چاق نمی شم لاغر بودم تا اینکه یک باور چاق کننده رو دختر عمه ام ایجاد کرد که اگر می خوای همین جور هیکلت بمونه و متناسب باشی باید بروی باشگاه و ورزش کنی منم که یک باور اشتباه بهم گفته شده بود که بعد از ورزش اگر آب هم بخوری چاق می شوی ،منم که دوست داشتم یک کم توپر تر بشوم خوب بعد از باشگاه میومدم می خوردم و باور اینکه برنج چاق می کنه کم کم باورهای من در مورد چاقی بیشتر و بیشتر شد  و دستی دستی شروع کردم به خوردن و من به خودم آمدم دیدم چاق شده ام به جای تو پرتر  و باور اینکه بعد از ازدواج و بارداری چاقتر می شوی چاقتر و چاقتر شدم  تا اینکه به وزن ۹۸ رسیدم.  و همه اینها باور های اشتباه بود که در ذهن من ایجاد شد و من رو به سمت رفتار اشتباه نشوند و همش هم نتیجه های نا موفق برامون داشت .

      و یا یک مورد دیگه اینکه چون از بچگی احساس نتوانستن داشتم با خاطر گفته های دیگران یا چون کم حرف بودم و برچسب خجالتی بهم زده بودند و می گفتند که تو نمی توانی و منم باورش کرده بودم وقتی بزرگ شدم و مدرک فوق لیسانسم رو با معدل خوب گرفتم نتونستم کار پیدا کنم و حتی خیلی کارهای خوب تا مصاحبه رفتم ولی باور اینکه من نمی توانم و می ترسم از پسش برنیام و توی ذهنم با خودم می گفتم و اضطراب داشتم هیچ کدوم جور نشد و نتوانستم سر کار بروم  چون باورم اشتباه بود.

      و یا در مورد اطرافیانم که زن داشم با اینکه باشگاه میره و غذا کم می خوره ولی هله هوله زیاد می خوره و باورش اینه که چاقی اش ارثی هست و هله هوله چاق می کنه یک کم لاغر می شه دوباره چاق می شه.

      مثلا مادر بزرگ خدابیامرزم رنگ لباس آبی نمی پوشید می گفت لباس آبی می پوشم مریض می شم ،شاید به نظر ما خیلی خنده دار باشد ولی چون یک دعا نویس بهش گفته بود که اگر لباس آبی بپوشی مریض می شی و رنگ آبی به تو نمی سازه باورش شده بود و به خودش تلقین کرده بود و واقعا هم براش اتفاق می افتاد ،یک روز که پدرم بهش گفت اینا خرافاته رنگ چه تاثیری داره و براش یک لباس آبی خریده بود پوشید و واقعا مریض شد و می گفت گفتم که آبی به من نمی سازه .

      یا بابای من هر روز روزی ۲ ساعت ورزش می کنه ولی مراعات غذایی نداره و باورش فشار خونش ارثیه الان فشار خون داره .

      یا کل اعضایخانواده ما همشون اضافه وزن دارن چون می گن ما استعداد چاقی داریم  و می گن چاقی ما ارثیه و باور کردن و  چاق شدند در صورتی که من و خواهرم گفتم خیلی لاغر بودیم و تا وقتی که باور نکرده بودیم این حرفها رو  متناسب بودیم در همون خانواده ولی وقتی باورهامون تغییر کرد ما هم چاق شدیم .

      یا مثلا شوهر خاله من هم زیاد می خوره و هم زیاد می خوابه  ولی باورش اینه که ما خانوادگی لاغریم و چاق نمی شیم و خیلی هم لاغره. 

      خیلی مثالها زیاده ولی در آخر به این نتیجه می رسیم به یک جمله نگرش  همه چیزه و همه چیز نگرشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۹ ۰۱:۵۰
      مدت عضویت: 772 روز
      امتیاز کاربر: 29925 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام من درگذشته چاق بودم وهمیشه نگرشم این بودمن لاغرنمیشم چون پدرومادرمن تا سنی چاق بودن وقتی سنشون رفت بالالاغرشدن تاسالها این نگرش تومغزم ذخیره شده بودخوردنه اونقدرتاثیرنداشت توچاقی نگرش نقش پررنگی داشت یه مدت تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم شروع میکردم تاحدودی کم میشد ولی دوباره برمیگشت یاورزش اونم زودازش خسته میشدم همیشه توحسرت لاغری بودم ازاندام افرادمتناسب خوشم میومدمیگفتم چیکارمیکنیدمتناسب هستیدمیگفتن غذا کم میخوریم هله وهوله نمیخوریم ورزش وپیاده روی میکنیم منم میگفتم خوب این روش رو اجراکنم میدیدم دوباره رهامیکردم میگفتم برم رانندگی یادبگیم کارمن نیست من بی استعدادم یایادگیری کامپیوتر یادگیری زبان ازبس بخودم گفته بودم من نمیتونم بزور یادگرفتم وقتی باقدرت ذهن اشناشدم فهمیدم من چقدرنگرش هام اشتباه بوده چرانمیتونستم لاغربشم من یک ذهن فوق العاده قوی دارم وهمین ذهن میتونه منو لاغرکنه چرا استعدادندارم وقتی لاغری روتونستم یادبگیرم پس یک استعدادخوبی دلرم همه ایناتلقین بوده نبایدبخودم برچسب بزنم نگم من تنبلم من بی اراده هستم وقتی اراده دارم تونستم توسنی که یکم بالابوددانشگاه برم ودرس بخونم وخدادوشکر طبق ۴سال لیسانس گرفتم ولی برارفتن به سرکاربازنگرشم این بودنه من نمیتونم برم سرکارسخته شایدنتونم موفق بشم ولی الان فکرمیکنم میگم اخه چرامن مطیع این نگرش های بی پایه خودم بودم وهی خودموسرزنش کردم چقدرمن سالها بخودم ظلم کردم تاقندخونم لب مرزمیرفت میگفتم ارثیه توحانواده ما ولی الان فهمیدم نه ارث نیست چراهمچی روبه ارث ربط میدیم بیماری گاهی بخاطر واکنش بدن ماست یا فکرمیکردیم حتمابریم پیاده روی چقدر مامیتونیم کالری بسوزونیم وقتی فایل هاروگوش کردم شروع کردم به پیداکردن اشتباهاتم واونارو دنبال نکنم من خیلی افکارمنفی رودنبال میکردم همین خودش باعث حال بدمن میشد الان دنبال نمیکنم بدنم خیلی بی حس وحال میشد سعی کردم بهش فکرکنم باقدرت ذهنم یک بدن سالم بسازم بمن ثابت شده من یک فال روبخونم یابشنوم تابهش فکرمیکنم سریع برام اتفاق میفته لاغری باذهن مثل یک پیامبرهست که قوم عرب روازجهالت نجات داد فایل های استاد مثل پیامبرمیمونه مارواز اشتباهات چاقی نجات داده چقدرنگرش ها تغییرکرده چقدرسبک زندگی ماتغییرکرده ازخوردن ها ترس نداریم به رژیم وکالری شماری وسایزووزن فکرنمیکنم من یادگرفتم به هرچیزی فکرکمیم همون براما اتفاق میفته اتفاق بدراحت رخ میده چون بافکرکردن بهش توذهن هی قدرتمندمیشه وهمون برامارخ میده  چقدرخوبه به چیزای بدفکرنکنیم دکتردیابت بمن وبرادرم میگفت مواظب باشیدپدرومادرتون دیابتی بودن شماهم نگیرید ولی من فهمیدم همش نگرشه اصلا بهش اعتقادی ندارم چون بافکرکردن برام اتفاق میفته استادروشن خیلی بماچاق ها کمک کرده ومارو نجات داده وما حس وحال خوب رومدیون ایشون هستیم ازایشون یادگرفتیم لاغری روتوذهن کوچیک کنیم بادهن نمیجنگیم بابدن به صلح رسیدیم اصلاح نگرش باعث درست شدن نگرش میشود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۴/۰۱/۳۰ ۱۳:۲۱
      مدت عضویت: 1464 روز
      امتیاز کاربر: 22791 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,781 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      وقتتون بخیر و شادی 🌱

      من از این محتوا واقعا لذت بردم.اول اینکه بگم منم ابن کج فهمی ها رو داشتم ،اصلا نمی‌تونستم درک کنم چطوری؟تا زمانی که فکر کردم و دیدم قدرت افکار از این بابت زیاده که همیشه با ماست و هر لحظه داره توی ذهن ما باهامون ارتباط میگیره.از طرف دیگه این انرژی های فکر و احساسمون ما به سمت خالق جهان ارسال میشه  

      پس مهمه که غلط ها رو پیدا کنیم و برطرفشون کنیم 

      برای همینه که انسان های خیلی زیادی رو می‌شناسیم که اعمال خیلی خوبی دارند اما نتیجه خیلی خوبی ندارند و همیشه برای خودشون و اطرافیانشون سواله که چرا؟؟

      چرا اینجوریه ؟؟بعدشم خیلی سریع ربطش میدیم به خواست خدا چرا ؟چون اون قدرت برتره و اگه میخواست میتونست جلوی این اتفاق رو بگیره …

      اوایلی که با این مباحث آشنا شدم و فهمیدم که خدا برای من هیچ خواسته ای نداره جز اونی که خودم می‌خوام و خودمم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم 

      خیلی خیلی سعی میکردم که به خانواده ام بفهمونم خدا هیچ خواسته یا نخواسته ای نداره اون فقط داره اسباب و وسایل و شرایط رو بر اساس ذهن و فکر و احساسم و اعمالم در زندگی میچینه 

      موفق نشدم استاد …

      درکم نمی‌کردند ،من میخواستم که با آگاهی ها و اطلاعاتی که بدست آورده بودم به اهمیت افکار و احساسشون پی ببرند ولی موفق نشدم!!از یه در جایی که من داشتم روی خودم کار میکردم واقعا به این نتیجه رسیدم که بیخیال بقیه شووو 

      بعدا به این نتیجه رسیدم اون سوالهایی که توی ذهن من بود و باعث شد بیام توی این مسیر شاید هیچ وقت سوال اونا نبوده و نیست….

      من به سوال های ذهن اونا آگاه نیستم و فقط خالق ما می‌دونه که توی سر هر آدمی چی میگذره پس دیگه راجب این موارد با کسی صحبت نکردم 

      ولی وقتی اتفاقای خوبی برام رقم میخورد 

      میدونستم که منشأش چیه و کجاست 

      اما با این وجود چون من ورودی دیگه ای غیر از این موارد توی زندگیم ندارم .وقتی کسی راجب عدالت خدا بینابین گله و شکایت هاش میپرسه بازم من توضیحاتی میدم و اونا منو آدم خوش خیالی فرض میکنند و رد میشن از روش….

      ولی مهم نیس و اشکالی نداره

      به این نتیجه رسیدم این موارد فقط برای کسی که دنبالشون باشه جوابه 

      دقیقا مثل زمانی که معلم توی مدرسه داره درسو میده ولی فقط یه شاگرادی کمی که دنبال مباحث علمی هستند و بهش علاقه دارند گوشاشون رو تیز می‌کنند تا بفهمند.بقیه دیگه براشون مهم نیس یا توی ذهنشون دنبال الویت های دیگه شون هستند 😂

      خلاصه که دیگه بیخیال بقیه شدم و گفتم باید خودم بیشتر نتیجه بگیرم 

      نگرش شما درباره تاثیر و اهمیت افکار در نتیجه زندگی چیست؟ شرح دهید.

      کاملا قبول دارم و به نظرم تا وقتی فکر با عمل همسو نباشه اون عمل از دست رفته است چون بالاخره این فکره تمام وقت داره کار می‌کنه 

      من خودم زمانی که گواهی نامه گرفتم سر تمرین کردن (عمل) فکر میکردم به راحتی یاد میگیرم ،بلاخره موفق میشم ،قبول میشم و از این فکرا و نتیجه رقم خورد 

      موقع لاغری شدن با رژیم و ورزش 

      این فکره ۲۴ ساعت بهم میگفت نمیتونی چون کم تحرکی چون ارثیه و چون بی اراده ای ،فایده نداره بابا چون ۳۰ کیلو اضافه وزن داری نمیشه 

      ولی وقتی این حرفا توی ذهنم بی اساس شد من بهتر رفتار غذایی داشتم و نتایج لاغری هم بدست اومد 

      موقع اصلاح روابطم با بقیه:فلانی ذاتا بد اخلاقه ،بد ذاته و مدلشه ،فایده نداره باید جوابشو بدی تا بفهمه تو هم لال نیستی و این داستانا داشتم 

      ولی از موقعی که باور کردم فلانی بدون اذن خدا آب نمیتونه بخوره و من از خود خدا خواستم که در ارتباط با آدما می‌خوام احساس آرامش و خوبی رو تجربه کنم نه حرف های زهردار بقیه رو ،اوایلش حتی همش از خودم می‌پرسیدم شخصیت سالم درونت اینجا چطوری برخورد یا رفتار می‌کنه و به طور واضح برام مشخص میشد. و من اونطوری عمل میکردم

      به مرور رفتار من عوض شد و رفتار بقیه با من هم عوض شد 

      همون آدمی که یه روزی فکر میکردم بد اخلاقه با همه 

      با من خیلی خوب تا می‌کنه اتفاقا ….

      و همه اینا لطف خداونده برای من 

      • تجربه خود از تاثیر افکار و نگرش چاقی در نتیجه زندگی تان را شرح دهید.

      بالاتر توضیح دادم 

      • با توجه به تلاش زیاد برای لاغر شدن چرا لاغر نشدید؟ تاثیر نگرش بر عملکرد خود را شرح دهید.چیزی الان اومد به ذهنم اینه که علتش باور نکردن لاغریه یعنی فکر میکنم فرد در درون خودش نمیتونه باور کنه که اونم می‌تونه مثل بقیه رفتار غذایی سالم داشته باشه و لاغر بشه .اون رفتار های غذایی ناسالم هم از افکار نامناسب و موانع لاغری میان .یعنی تفکر غالب فرد بر چاقیه(یعنی افکاری که توی ذهن چاق هست) پس اعمال غالب فرد در زندگی بر چاقی میشه و نتیجه هم چاقیه 
      • این فرمول توی همه جنبه های زندگی هست،یعنی تفکر غالب فرد بر بدبختی هست مثل خودم زمانی که تلاش زیاد و زجر آور برای درس خواندن میکردم ولی آخرش میگفتم فایده نداره من دیر یاد میگیرم در حالی که موقع درس خوندن حواسم صد جای دیگه بود.غالب فکرام بر این بود که نمیشه و بیخیالش …نتیجه هم همون شد و. من رشته ای اون زمان مد نظرم بود قبول نشدم با اینکه من صبح تا شب مشغول درس خوندن بودم و کار دیگه ای انجام نمی‌دادم 

      تجربه خود درباره مواردی در زندگی که نگرش درست و اعمال درست داشته اید را بیان کنید.

      موقع لاغری باذهن ،اول اون فکرای نمیشه و نمیتونی از ذهنم حذف شد بعدش من رفتار غذایی سالم تر داشتم ،لاغر شدم 

      موقع اصلاح ارتباط با بقیه اول دست از قضاوت کردن اونا توی ذهنم برداشتم و با ذهنی سالم تر با اونا برخورد کردم و از طرف دیگه خودمو متعهد کردم که مثل انسانی سالم و شایسته رفتار کنم .روابطم بهبود پیدا کرد خود به خود

      موقع دوچرخه سواری یاد گرفتن خیلی بهش علاقه داشتم همه میگفتن بشین سرجات ،من میدونستم که میتونم و بعدش تمرین کردم و یاد گرفتم 

      در شغلم همه میگفتن و میگن موفقیت سخته و نمیشه ،الکی باید سختی بکشی با این جامعه و این کشور

      ولی من تا اینجای کار باور کردم که میتونم فردی موفق باشم و در سطح دانشگاه هم کارای خیلی خوبی ارائه دادم و الان جزو دانشجوهای برتر کلاس هستم و می‌دونم اگه همین فرمون رو ادامه بدم و حرفای قلبمو باور کنم و توجه نکنم به حرفای بقیه پس موفق میشم 

      یه چیزی که الان یادم اومد از شما اینکه باید در مسیر رسیدن به هر چیزی درونمون رو راضی کنیم یعنی  رضایت ما از هر چیزی معیار نتیجه مون خواهد بود 

      اون زمانی که تلاش زیادی میکردم ولی فکرای خراب داشتم ،راضی نمی‌شدم 

      اون زمانی هم که فقط فکر میکردم ولی عمل خاصی هم نبود بازم از خودم راضی نبودم و نتیجه ای هم نداشتم.

      یه تجربه از زندگی خودم که همین اخیرا رخ داد رو بهتون بگم من سال قبل برای مورد بیماری رفتم دکتر طی فرایندی که انجام شد و خطای پزشکی رخ داد من بعد از تزریق مبتلا به پا درد شدم  دوباره رفتم دکتر گفت چیز مهمی نیست و شاید بدنت به آمپول واکنش نشون داده و خوب میشی مهم نیس کم کم اثرش از بین می‌ره 

      منم درگیر کار و دانشگاه و ارشد شدم و سعی میکردم به بیماریم فکر نکنم تا اینکه بعد کنکور ارشد دیگه واقعا برام سوال بود که چرا خوب نشد ؟!!!رفتم دکتر و برام MRI نوشت و متوجه شدیم فشار وارد بر پام انقد زیاد بوده که کمر رو هم درگیر کرده.دکتر برام فیزیوتراپی و آبدرمانی رو نوشت و گفت خوب میشی ولی برای سنت خیلی زوده حالم خیلی بد بود

      توی اوج جوانی چرا باید این اتفاق برای من بیفته؟خانواده هم سرزنش میکردن چرا حواست نبود و این داستانا،دوستای نزدیکم می‌پرسیدن چی شد چت بود و من چیزی که دکتر گفته بود رو گفتم از ته قلبم ناراحت بودم ولی میگفتم و امیدوار به خدایی که توی تناسب فکری باهاش آشنا شده بودم 

      تا اینکه اومدم باور کردم که به قدرت خدا خیلی سریع من شفا پیدا میکنم.ناراحتی ها رو کنار گذاشتم و گفتم خودم مسئول این اتفاق بودم و خدا میتونه شفا بده .من باور کردم و با قلبم گفتم خودمو به خودت سپردم ،روند درمان رو ادامه دادم(عمل) تا اینکه چند روز بعد یه فرد در مسیر زندگیم قرار گرفت و جریان رو پرسید و بعدش به من فردی رو معرفی کرد که نه دکتره و نه هیچ کس از اعضای فامیل و خانواده با اینکه ۳۰ ساله توی شهر زندگی میکنند اسمشو نشنیده بودن.

      توی مسیر دوباره از خدا کمک گرفتم.گفتم خدا چیکار کنم خودت جوابمو بده…از زبان مادرم برام جاری شو و بهم بگو 

      نمی‌دونم برم پیش این فرد یا نه ؟!اومدم خونه به مامان گفتم اولش گفت نه و من سکوت کردم تا اینکه خودش خود به خود گفت پاشو بریم 

      رفتیم پیش اون بنده خدا زانومو دست کشید و بدون اینکه یک ریال پول ازمون بگیره شروع کرد کف پامو ماساژ داد و بعد از حدود یک دقیقه پامو گذاشت زمین و گفت بلند شو 

      شاید باورتون نشه ولی تمام دردی که در پام داشتم از بین رفت و الان یک هفته و نیمه که خبری از دردای چند ماهه من نیست.

      چطور شد که این آدم اومد توی مسیر زندگیم ؟؟من انجام دادم یا خانوادم یا دولت ؟

      درسته من شفا رو از خداوند گرفتم خدایا شکرت 

      حالا اگه من باور نمی‌کردم یا دنبال درمان خودم نمی‌رفتم چی ؟قطعا طبق روال چند ماه قبل همون دردا رو داشتم.

      • تجربه خود درباره مواردی در زندگی که نگرش نادرست داشته اید و در نهایت نتیجه مطلوب کسب نکرده اید را شرح دهید.

      بزرگترینش توی سالای پشت کنکورم بود 

      دومیش همین چند وقت پیش بود که پیداش کردم که من تحت تاثیر حرفای هم اتاقی هام توی خوابگاه فکر میکردم که چون خانواده خیلی سطح بالایی ندارم پس نمیشه که ازدواج دلخواهی داشته باشم و باید به همین زندگی های در سطح متوسط راضی شد تا اینکه به خودم اومدم گفتم چته تو؟؟چرا خدا رو محدود می‌کنی برای حرف اونا؟یعنی خدا جواب سالم زندگی کردن تو رو نمیده و میچسبه به نتایج پدر و مادرت در زندگی!! این خدایی که فک می‌کنی عادله اینجوریه؟؟

      وقتی اینجوری فکر کردم اصلا اولش یه احساس خوشحالی عمیقی کردم که اینم دست خودم و خدامه بعدش مصمم تر شدم که سالم تر زندگی کنم و راه خودمو برم.

      • به نظر شما چگونه تغییر افکار چاق کننده منجر به تغییر رفتار و در نهایت لاغر شدن خواهد شد.

      فکرای مخرب رو برمیداری اونایی که خلاف خواسته ات هست،افکار درست رو جایگزین می‌کنی و عمل می‌کنی بهشون.نتایج رقم میخوره.

      • قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری چه نگرشی درباره چاقی و لاغر شدن داشتید.

      ذهنم پر بود از نمیشه ها ،نمیتونم ها ولی خیلی وقته اصلاحشون کردم تناسب اندامم بدست اومده 

      • استفاده از محتوای سایت چه تاثیری بر تغییر افکار و رفتار و نتیجه زندگی شما داشته است؟

      نمی‌دونم ولی ناخوداگاه جواب سوال رو بالاتر دادم و این نمونه عینی از زندگیم بود 

      من این روزا سعی میکنم از محتوای این سایت برای بقیه جنبه های زندگیم استفاده کنم .و جوابه برام استاد 

      خیلی ممنونم ازتون 

      با قلبم ازتون سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام
        ۱۴۰۴/۰۲/۰۴ ۲۲:۵۰
        مدت عضویت: 1464 روز
        امتیاز کاربر: 22791 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        راستی اینم بگم 

        من به خاطر یه سرماخوردگی ساده رفتم دکتر ولی اون پرستار یا تزریقاتی آمپول رو نزدیک عصب پام زده بود و به عضله فشار خیلی زیادی وارد شده بود و من قبلا هم دکتر ارتوپد رفته بودم ولی تشخیص درستی داده نشده بود.

        بعضی وقتا ما یه راهایی رو برای حل مشکلاتمون میبینیم و این کاملا درست و منطقیه اما خدا ورای اون رو میبینیه 

        به راه ها و مسیرهایی می‌تونه ببرتمون که به بهترین و راحت ترین حالت ممکن همه چیز رو به راه بشه

        می‌خوام بگم بهش اعتماد کردن نتایج خوبی رو بهمون میده 

        بهش اعتماد کنیم و از زندگیمون لذت ببریم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۲۲:۲۸
      مدت عضویت: 772 روز
      امتیاز کاربر: 29925 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام طبق گفته ها دراین فایل افکاردرست ونگرش درست بسیاربااهمیته ما برالاغرشدن هم باید افکارورفتارباید اصلاح بشه درموردچاقی فکرمیکردیم ارثیه یا درموردثروت هم فکرمیکردیم حتمابایدیه کسی پشتوانه باشه که متوجه شدم این افکاراشتباهه من اززمان لاغری باذهن اشناشدم پی به اشتباهاتم درزمینه چاقی بردم درموردبیماری ها هم فکرمیکنیم ارثیه اونم اشتباهه من یادگرفتم مغزفرمان میده دست اجرامیکنه یعنی تمام اتفاقات توبدن ماتوسط مغزانجام میشه تمام پرخوری وریزه خواری همش توسط مغزهست من گاهی دلم میخوادبخورم ودیگه فهمیدم همش فرمان مغزی هست وزیادتوجه نمیکنم  افکارواعمال اشتباه بایدشناسایی واصلاح بشه پدرومادرمنم دیابتی بودن من قندم لب مرز میشه گاهی دکترمیگفت بمن ارث هست بشمارسیده ولی الان باگوش دادن به این فایل متوجه شدم اشتباهه نگرش هاباعث میشه ما دچاراینجوراتفاقات بشیم بایدنگرش هام درتمام جنبه ها تغییرکنه تا افکارم درست بشه منم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۸ ۱۱:۳۷
      مدت عضویت: 1241 روز
      امتیاز کاربر: 10865 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 906 کلمه

      سلام استاد 

      من در فایل چله ی زندگی با این فایل آشنا شدم و چقدر گوش دادن این فایل یک هم زمانی خوبی  برای من داشت با تغییر ذهن برای تغییر سرنوشت و من این را به فال نیک میگیرم چون شاید من هنوز به این اگاهی و درک مطلب نرسیده بودم که قبلا این فابل را گوش بدهم . 

      استاد الان که فکر میکنم میبینم دقیقا درسته درزندگی هرکجا نگرش درست و رفتار درست داشتم دران کار موفق بودم حتی اگر سخت بود رسیدن به ان  و هرکجا نگرش و رفتار اشتباه داشتم لیز خوردم و به ان هدف نرسیدم مثال 

      نگرش درست + رفتار درست = نتیجه درست 

      نگرش درس خواندن + رفتار درست با دقت درس خواندن = مدرک کارشناسی ارشد  

      نگرش درست درمورد قبولی رانندگی + اموزش درست رانندگی  = دریافت گواهینامه 

      نگرش درست درمورد آشپزی + دقت در یادگیری = آشپز ماهر شدن 

      نگرش درست در مورد کار کردن زن +پیگیری برای پیدا کردن کار = شاغل شدن و کسب درامد

      نگرش در بزرگ کردن بچه ها + استفاده از تجربه بزرگترها و به کاری در زندگی = فرزندان با تربیت و صالح 

      نگرش  درمورد ثروت داشتن + به اندازه خرج کردن و اسراف نکردن = ذخیره پس انداز و ثروت 

      در محیط کار همه با من خوب هستند + با احترام و محبت برخورد کردن = روابط خوب کاری و ارتقاء در محل کار 

      نگرش درست همه با من خوب هستند + رفتار با احترام و با لبخند = داشتن احساس خوب درطول روز 

      نگرش درست درمورد داشتن همسر خوب + احترام به یکدیگر = روابط عاشقانه و….

      نگرش نادرست + رفتار درست = نتیجه نادرست 

      مدیر و همکاران با من بد هستند + کاردرست انجام دادن = تنزل پست و احساس بد داشتن در محیط کار و انگیزه نداشتن 

      من هر کاری میکنم دستم بی نمکه + کار درست برای مردم = بی ارزش شدن کارم و نتیجه معکوس

      من هرچی میگویم دیگران برداشت بد میکنند + رک بودن درجمع=  ناراحت شدن دیگران 

      من  زیادبه بچم میگویم درست بخوان + زیاد تکرار کردن این موضوع =  غرولند زدن و ناراضی بودن بچه ها از من و نتیجه برعکس

      من هرکاری بکنم رزق من بیشتر نمیشه + چون پدر من ادم ثروت مندی نبوده = نداشتن ثروت و پول  و….

      نگرش درست + رفتار نادرست = نتیجه نادرست

      امربه معروف کردن + درجمع به کسی چیزی بگوییم = لج بردن و ناراحت شدن طرف 

      کار خوب و کمک به دیگران + در کار کسی دخالت کردن = کنجکاوی و فضول بودن 

      دیدن اقوام و عیادت مریض+ بدون خبر دادن و رفتن = ناراحت شدن صاحبخانه برای فراهم نبودن شرایط پذیرایی 

      من خوب کار میکنم + بد اخلاقی با همکاران = ناراضی بودن دیگران از من و….

      پس ما دراین فایل یاد گرفتیم ابتدا باید نگرش خود را نسبت به موضوعی خوب کنیم و با رفتار درست ان تغییرات را درزندگی خود به وجود بیاوریم چون افکار و نگرش ما دراین جهان به واقعیت تبدیل میشوند ( افکار به اجسام تبدیل میشوند ) و کار جهان ثابت کردن افکار ما  دراین جهان است پس خیلی باید مراقب افکار و نگرش خود باشیم تا اتفاقات خوبی برای ما رقم بخورد 

      استاد درمورد چاقی و بیماری قند و چربی من تا قبل از آشنا شدن با این سایت دقیقا همین نگرش را داشتم که من چون چاقی ارثی دارم و تمام فاکتورها و بیماریها را از انها به ارث بردم حتما تا پایان عمر به همه ی این بیماریها دچار میشوم و با بیماری و سختی از دنیا میروم مثل ( دیابت – چربی – تیروئید – کم خونی و…) و چقدر خوشحالم که با دیدن این فایل به این اگاهی رسیدم که وقتی من درمسیر درست و با نگرش درست باشم هیچ یک از این بیماریها را نخواهم داشت و با متناسب شدن تمام این بیماریها که مثل آشغال دربدن من بودند بیرون ریخته میشوند و من با داشتن وزن ایده ال و با سلامتی کامل تا پایان عمر زندگی میکنم و خدارا شکر خیلی از بیماریها درمن بهبود پیدا کرده و انشاالله با رسیدن به وزن ایده ال و تغییر نگرش من تمام این بیماریها از بین خواهد رفت .

      استاد من وقتی وزن 88=50-138 شمارا دیدم یاد خودم افتادم که با وزن 106 کیلو چقدر دور کمر بزرگی داشتم و همیشه از شکم درشت خودم گله مند بودم و با نگرش اشتباه که من 4 تا سزارین کردم و هرگز شکم من کوچک نمیشود این شکم را با خود حمل میکردم ووقتی نگرش من درمورد این باور اشتباه اصلاح شد و دیگر توجهی به ان نکردم خود به خود کوچک و جمع جور شد و این نشان میدهد چقدر نگرش درست با افکار درست درنتیجه درست تاثیر گذار است و انشاالله با یادگیری و تکرار این آگاهی ها ما درتمام مراحل زندگی پیشرفت میکنیم مثل متناسب شدن – ثروت – روابط کاری- روابط با همسر و فرزندان – ارتباط با خداوند – تغییر شرایط و محیط کار و داشتن نعمتهای بیشتر 

      من میتوانم با نگرش درست و رفتار درست به هرچیزی که دوست دارم درزندگی داشته باشم برسم . و با نگرش درست سرنوشت و اینده خود را تغییر بدهم چون من با افکارم مسیر و نقشه ذهنی برای آینده را ترسیم میکنم و این کار من فقط باید با نگرش و رفتار خودم انجام بدهم و دیگران برای من هیچ کاری نمیتوانندانجام دهند .چون دسترسی به ذهن و افکار من را ندارند و من فقط با سرو تکرار افکار درمغز خودم میتوانم سرنوشت خودم را تغییر بدهمبرای همین به این موضوع میگویند سرنوشت یعنی هرچی درسر و مغز ما است همان نوشته و اتفاق میافتد . به امید تغییر نگرش عالی با افکار مان باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۴ ۱۰:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      به نام الله یکتا با دورود 

      نگرش های اشتباه من در حوزه مالی و شغلی خودم آرایشگری  

      کار نیست ،مشتری کمه مشتری ام باشه به ما نمیدن،همه دزد شدن،می خوان حق ما رو بالا بکشن،همه به خودشون فک میکنن ،پول نیست پول دست مردم کمه، مشتری سمت ماها نمیاد میره سمت معروفا،حتما باید معروف باشی تا پولت خوب بشه،پول به دست من نمیاد،نمیتونم پول در بیارم ،کارم اونقدر قوی نیست که مشتریم زیاد باشه،

      نگرش های اشتباهم در روابطم با همسرم 

      خصیصه حاظر نیست پول برام خرج کنه،من و شاید اونقدری که باید دوست نداره تا خرج کنه ،در آمد آنچنانی ام نداره، به من که میرسه پول نداره،از دلش نمیاد پول خرج من کنه،غرغر میکنه تا بهش حرف پول و بزنم ،نیست نیست میکنه، زود عصبانی میشه،زود جواب میده،عشق دعوا و بحث داره،میخواد تو دعوا صداشو ببره بالا تا خودشو تبرئه کنه حرف خودشو به کرسی بشونه ،میخواد همیشه حق به جانب باشه،فقط از طرف خودش قضیه ها رو میبینه ،از طرف خودش قضاوت میکنه ،شعورش در همین حده،درست تربیت نشده ،ارثی داره اخلاق عصبانی و بده شو از خانوادش،کلا کنترل رو عصابش نداره،همیشه بی حوصلس چون کار زیاد میکنه  

      نگرش های اشتباه من در رابطه با لاغری 

      از بعد زایمان دومم شکمم مونده،فعالیت و ورزش خاصی ندارم ،غذای سالم نمیخورم ،برنج و نون و روغن و کره و چربی و چیپس و کیک و شیرینی جات و شکر میخورم که چاق کنندس، اندامم و با شکم دوست ندارم بنظرم چاق و کوتاه دیده میشم ،بنظرم خوب بنظر نمیرسم،بدنم شل شده نمیدونم چرا شاید چون ورزش نمیکنم ،سوخت و سازم پایین ،هرچی میخورم چاقم میکنه روند طبیعی بدن به سمت چاقی یه ،غذا زیاد میخورم بستنی میخورم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد میم
      ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 802 روز
      امتیاز کاربر: 8101 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 502 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانم در سایت تناسب فکری

      با توجه به گفته های استاد عزیزم، که درباره افکار صحبت کردند باید بگم که در کلام نگاه کردن این موضوع خیلی خوب و منطقی هست ولی در عمل قطعا تلاش لازم هست،چون باور های غلطی که ما داریم، اتفاقات غلط رو در زندگی ما رقم زده و نکته خیلی مهمی که خودم درک کردم این هست که

      اگه نگرش درست باشه،اعمال درست هم اتفاق میفته

      اگه نگرش درست باشه و درک درستی از قوانین داشته باشیم اعمال هم به راحتی اتفاق میفتن

      دقیقا مثل لاغری با قدرت ذهن

      ما نگرش درست داریم و به دنبال نگرش درست اعمال درست قرار میگیرن و اتفاق میفتن

      نگرش انسان متناسب،شما رو متناسب می‌کنه

      نگرش انسان ثروتمند شما رو ثروتمند می‌کنه

      نگرش انسان موفق شما رو موفق می‌کنه

      برای موضوع چاقی من یک موردی رو چند روز پیش متوجه شدم که واقعا ذهن من رو به چالش کشید، خیلی خیلی برام عجیب و جالب بود الان خیلی خوشحالم با دوستان به اشتراک بزارم

      این نگرش که غذا خوردن،انواع غذا ها،هر نوع غذایی که فکرش رو کنید باعث چاقی میشه،نادرست هست

      خداوند لطف کرد و برای این بهانه چاقی خیلی از افراد رو نشون من داد که نقطه مقابل این موضوع هستن،داخل یوتیوب بگردید دنبال افراد چه ایرانی و چه خارجی که ویدیو از غذا خوردن تهیه میکنند 

      یک فردی داخل یوتیوب به اسم آقای Eric من ویدیوش رو دیدم این آقا توی یک ساعت ۲۳۰ ناگت مرغ خورد!!!!!!!!!!!!!!!

      خودش گفت من ورزش میکنم و فلان، دوباره به ویدیو دیگه رژیم غذایی چاق تمرین انسان ها رو انجام میداد ولی متناسب بود 😱😱😱

      هر جوری فکر میکنم جز نگرش هیچ موضوع دیگه ای نیست

      ما یک هزارم کالری اون فرد رو مصرف نمی‌کنیم باشگاه هم هر روز میریم و چند برابر اون فرد فعالیت داریم ولی چرا ما چاقیم 

      چرا واقعا!!!!!! به خدا یه خورده فکر میخواد از قسمت جلویی مغزمون باید استفاده کنیم من خودم واقعا موندم چی بگم

      مثال دیگش کانالzach choi یک گرم چربی نداره، ورزش هم نمیکنه اصلا خیلی عجیبه که آنقدر روی لاغر بودن و لاغر موندشون باور دارن چون می‌دونن همه چیز از درون اتفاق میفته

      چرا اون متناسب، حجم غذایی که اون فرد میخوره غیر قابل باور،شاید اندازه ۱۰ وعده غذایی ما اون فرد غذا میخوره توی یه تایم 

      اسم کانالش Eric the electric هست سرچ کنید باور نمیکنید 

      فقط قدرت ذهن هست که همه کاره

      همین موضوع ساده مشخص می‌کنه که پیش فرض ها  و باور هایی که ما داریم چقدر مهم هست

      که تا اون باور های غلط تغییر نکنه خودمون رو به در و دیوار هم بکوبونیم اتفاق خاصی نمیفته

      ما همیشه یه خواسته داریم و ارتعاش براش می‌فرستیم طبق قانون باید برگرده اگه ارتعاش رو درست بفرستیم ، چگونگی اتفاق افتادن خواسته اصلا مهم نیست، شاید اصلا قرعه‌کشی برنده بشی برای خواستار که مثلا ماشینه

      ولی تا وقتی اون باور های غلط در وجود نشسته و ریشه داره هیچ وقت یا به خواستت نمیرسی

      یا اگر هم برسی خیلی خیلی خیلی سخت میرسی

      پس نکته اصلی تغییر باور ها هست و خیلی خیلی مهمه

      خدارو سپاسگزارم که در این سایت هست و با استادآشنا شدم و با دوستان عزیزم هستم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۳ ۲۳:۰۶
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام استاد شب خوش ممنون به خاطر تغییرات سایت

      استاد یک سوال داشتم بین نترسیدن از خوردن و به اندازه نیاز بدن خوردن چه ارتباطی

      چه طور میشه بعد یک عمر محدودیت و رژیم دیگه از غذا نترسید و با خیال راحت خورد ولی به محض سیری دست از خوردن کشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        موضوعی که مطرح کردید یک دوره آموزشی است
        دوره پیشرفته لاغری با ذهن با تمرکز بر موضوع خوردن و لاغر شدن ارائه شده است.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۲/۰۶/۰۵ ۱۸:۲۹
          مدت عضویت: 2544 روز
          امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 16 کلمه

          ممنون استاد سعی بر این دارم این دوره را تهیه کنم فکر میکنم شاه کلید لاغریم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بانوی بهار
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۳ ۱۵:۱۱
      مدت عضویت: 2421 روز
      امتیاز کاربر: 25228 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,033 کلمه

       

      تغییر سرنوشت با تغییر افکار

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      چقدر این فایل دلچسب و شیرین بود .واقعا که حقیقت زندگی همین هست .

      گاهی وقت ها یک افکار مثبت باعث رشد و ترقی فرد درزندگی میشه و یک افکار منفی باعث عقب رفتگی و کسل شدن زندگی میشه .

      من خودم تا قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری ، نیمه بیشتر ذهنم پر بود از افکار های منفی و نمیشه و تو نمیتونی و این کار مال دختر ها نیست  و …. افکار های مثبت خیلی کم  رنگ بود طوری که همیشه در جدال افکار منفی و مثبت ، پیروزی از آن افکار منفی بود.

      عاشق هنرهای رزمی و سوار کاری و رانندگی و حسابداری بودم دبیرستان که بودم خیلی دوست داشتم بروم و کاراته یاد بگیرم ولی بهم گفتن نه . ببین دختر فلانی رفته و الان توی زندگی اش مشکل براش پیش اومده و بچه دار نمیشه و اگه نرفته بود کلاس الان سالم بود و زندگی خوبی داشت. خواستم برم کلاس رانندگی گفتن ببین دختر فلانی زده به زن همسایه و الان باید دیه بده . عشق ریاضی بودم و همیشه نمره اول کلاس بودم خیلی دوست داشتم آینده یه آدم حسابدار بشوم و کنکور دادم و حقوق قبول شدم خواستم یک سال دیگه صبر کنم و بخونم تا حسابدار شوم و همه ساز مخالف زدن که حقوق بهتره و دو روز دیگه وکیل میشی و…

      خلاصه که هر کاری دوست داشتم با افکارهای منفی اطرافیان قید ش زدم و پا به عرصه دیگر از زندگی ام گذاشتم .

      وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم احساس کردم توی یه دنیای آرامش بخش قدم گذاشتم خیلی خوب بود یه جورایی انگار لازم بود یکی باشه که منو از خواب بیدار کنه و به سمت شادی و سلامتی و نشاط همیشگی سوق بده .

      دیگه عوض شدم و کار برام نشد وجود نداره و شعارم این شده که یا میشه یا باید بشه .

      هر فایلی که گوش می کنم تا ساعت ها آرامش روح و روان دارم و به حرف های استاد فکر میکنم و نمونه های بارزش توی زندگی ام پیدا می کنم سعی میکنم تمرین هاشو توی زندگی ام عملی کنم و واقعا اون لحظه حس می کنم جز عمرم حساب نمیشه و احساس سبکی دارم .

      جذاب تر از این زمانی هست که فردی حالا چه غریبه چه آشنا، توی زندگی به مشکلی برخورد میکنه و به صورت تصادفی سفره دلش برام باز میکنه و من به صورت نا خودآگاه فایل های استاد در اون زمینه یادم می آید و خیلی خوب و عالی راهنمایی اش میکنم و گره ای از مشکلش حل میشه .واقعا که لذت بخشه .

      من به این نتیجه رسیدم دنیا کلا تحت تاثیر افکار حرکت میکنه و این که الان کجای زندگی هستیم و توی چه شرایطی زندگی میکنیم همه برگرفته از افکار خودمون هست که ما خواستیم که الان اینجاییم .به قول گفتی از ماست که بر ماست.

      نمونه هایی از افکار مثبت که با عمل همراه شد و مثمر به ثمر بود.  من کامپیوتر رو دوست داشتم و طبق خواسته خودم دنبالش رفتم و تا مرحله استادی پیش رفتم .نقشه کشیدن رو همین طور با اینکه هیچ مربی نداشتم اینترنتی فایل هاش دنبال کردم و الان کلی نقشه کشیدم و خیاطی که همیشه مشتاق بودم بفهمم چطور میشه از یه پارچه لباسی قشنگ خلق کنی .

      نمونه هایی از افکار منفی که با عمل همراه شد ” بابام یک روز یه بیت شعری از دوستش شنید که خدا کنه شب تب کنم سحر بمیرم و دعایش این بود که  توی خونه نیافتم همین یک جمله دوستش شد ملکه ذهنش و بارها تکرار میکرد آخرشم در عین صحت و سلامتی یک شب سحر توی ۱۰ دقیقه تب کرد و بهشتی شد.

      من تا سوم راهنمایی متناسب ترین دختر بودم و خیلی پر جنب و جوش اما  سالها از بزرگتر ها می شنیدم که بی تحرکی چاقی میاره فلانی ببین خونه هست و چقدر چاقه. بلوغ منجر به چاقی میشه .ازدواج آدم رو چاق می کنه . غذای پر کالری آدم رو چاق میکنه . ما استخوان بندیمون محکم هست و چاق شدن امر طبیعی هست .

      همین افکار کافی بود که  توی اول دبیرستان که  کم تحرک شدم و بلوغ هم بود حسابی اضافه وزن پیدا کردم و چاق شدم هیچ کس باورش نمیشد عکس کلاس سوم راهنمایی من کاملا اندامی و شیک ولی دبیرستان چاق و بد فرم . چون دیدگاهم این بود که فقط تحرک منجر به تناسب اندام من میشه فقط با تحرک یکم وزن کم میشد و با بی تحرکی دوباره روز از نو و روزی از نو. .این روند تا قبل از آشنایی با تناسب فکری ادامه پیدا کرد و هر سال به چاقی من اضاف شد.

      بشقاب غذا رو باید حتما تموم می کردم سیری زمانی بود که غذا تموم شده باشه بعد هر وعده میگفتم دیگه کمتر ‌می خورم .توی مهمونی ها نمی رفتم . معمولا لباس مناسب بدرد بخور گیرم نمی آمد و مجبور به دوخت بودم و توی جمع ها غبطه به حال افراد متناسب می خوردم باورم این بود این سرنوشت همیشگی هست و لذتی از داشته هام نمی بردم .

      اما از وقتی توی سایتم باورهام اصلاح شده دیگه از غذا خوردن هیچ ترسی ندارم پیغام سیری رو خوب دریافت میکنم .به اندازه نیازم می خورم .دیدگاهم نسبت به جهان عوض شده  و خدا شناسی ام قوی تر شده .به خودشناسی رسیدم .خیلی احساس آرامش دارم .نگران فردا اصلا نیستم چون به یقین رسیدم که خدا بهترین ها رو برام می خواهد. یقین پیدا کردم لیاقت بهترین خواسته ها رو دارم و هزاران حال خوب دیگر

      به تبع همین افکار چقدر زندگی ام رنگ و روی بهتری گرفته گواهی رانندگی گرفتم و به سفرهایی که دوست داشتم رفتم توی شغلم پیشرفت کردم از لحاظ جسمی جمع و جور تر شدم. آرامش واقعی سرتاسر وجودیم فرا گرفته و هر روز بهتر از دیروز هستم . توی کارهایم موفق هستم و همه به هوش و ذکاوت من اعتراف میکنن و صد در صد قبولم دارند خلاصه که خدا رو شکر خیلی روبراه هستم .

      با تمام وجود میتونم بگم از همه اطرافیانم ثروتمند تر هستم چون من آرامش و آسایشی در زندگی دارم و هر روز موفق تر از دیروزم هستم اما همه اونا با کل دارایی شون قادر به داشتنش نیستن چون ذهنشون سرشار از افکار منفی هست و من سرشار از افکار مثبت و شیرین .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 42 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        به شما تبریک میگم و خوشحالم احساس بهتری داری😊 و خدا رو شکر می کنم که افراد شایسته و توانمند را همراه من در مسیر تغییر کردن قرار داده است.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار بانوی بهار
          ۱۴۰۲/۰۶/۰۴ ۱۲:۲۲
          مدت عضویت: 2421 روز
          امتیاز کاربر: 25228 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 62 کلمه

          سلام استاد عزیز

          ممنون از لطف و محبت همیشگی شما 😊

          من همه ی این احساس خوب و عالی رو مدیون شما هستم که بدون هیچ منتی همیشه همراه ما هستید 

          خدا خیر تون بدهد که اینقدر وقت برای ما می گذارید و باعث این احساس فوق العاده اید و در تک تک شادی ما سهیم هستید.

          ایام به کامتون خوش و خرم 

          روزگار بر وقف مرادتون😊

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم