0

هنر بند زدن روح با طلا

اندازه متن

تا به حال احساس کردید که فردی در درون شما مدام در حال نقد کردن، سرزنش کردن و یادآوری شکست‌های گذشته است؟
صداهایی که با لحنی خسته‌کننده به شما می‌گویند: «تو دوباره جا می‌زنی»، «این بار هم موفق نمی‌شوی» یا «اراده تو برای تغییر کافی نیست».

این زمزمه‌های پنهان، همان چیزی هستند که ما آن را ذهنیت محدودکننده یا صداهای تخریب‌گر ناخودآگاه می‌نامیم. حقیقتی که بسیاری از افراد در مسیر رشد فردی نادیده می‌گیرند این است که تمام شکست‌ها و موفقیت‌های ما ابتدا در ذهنمان شکل می‌گیرند.
در این نقطه است که اهمیت تغییر گفتگوی درونی به عنوان قدرتمندترین ابزار برای دگرگونی، خود را نشان می‌دهد. شما با تغییر گفتگوی درونی می‌توانید به جنگ سردی که سال‌هاست در روانتان در جریان است پایان دهید.

این مقاله، یک دعوت‌نامه الهام‌بخش برای عبور از تاریکی‌های ذهن، ترمیم زخم‌های گذشته و رسیدن به نقطه‌ای است که در آن، موفقیت و آرامش به شکلی معجزه‌آسا و ناگهانی وارد زندگی‌تان می‌شود.
قرار است یاد بگیریم که چگونه تکه‌های شکسته وجودمان را جمع کنیم و با یک بینش جدید، به یک هارمونی ماندگار دست پیدا کنیم؛ چرا که رسیدن به این دستاورد بدون تغییر گفتگوی درونی غیرممکن است.

پایان دادن به تفرقه و جنگ داخلی ذهن

بزرگترین مانع در مسیر هر موفقیتی، از کاهش وزن و رسیدن به سلامتی پایدار گرفته تا توسعه فردی و تغییرات بنیادین زندگی، تفرقه و از هم‌گسیختگی درونی است.
حتماً برای شما هم پیش آمده است که صبح با انگیزه‌ای فولادین بیدار می‌شوید و تصمیم می‌گیرید رژیم غذایی خود را رعایت کنید، ورزش کنید یا عادت جدیدی بسازید، اما با فرا رسیدن شب و هجوم خستگی‌ها، تمام آن انگیزه‌ها رنگ می‌بازند و دوباره به همان الگوهای قدیمی و تسکین‌دهنده‌های مخرب پناه می‌برید.

این پدیده نام‌آشنا، دقیقاً همان جنگ داخلی فرسایشی است. وقتی ذهن خودآگاه شما تصمیم می‌گیرد که عادات جدیدی بسازد و به سمت نور حرکت کند، اما ناخودآگاهتان – که حافظ بقا و امنیت شماست – همچنان به ترس‌ها، حاشیه‌های امن و الگوهای قدیمی چسبیده است، شما در یک میدان نبرد بی‌رحمانه قرار می‌گیرید.

در این نبرد، معمولاً ناخودآگاه پیروز می‌شود، زیرا قدرت و قدمت آن بسیار بیشتر است. نقش تغییر گفتگوی درونی دقیقاً در همین نقطه بحرانی، به عنوان یک میانجی‌گر بزرگ و خردمند عمل می‌کند تا این تضادها و درگیری‌های طاقت‌فرسا را به یک صلح پایدار تبدیل کند.

برای رسیدن به تغییر گفتگوی درونی، ما باید یک «گردهمایی بزرگ» در درون خود ترتیب دهیم. ما باید تمام بخش‌های وجودمان را دور یک میز جمع کنیم و حرف‌هایشان را بشنویم؛ از آن کودک درون آسیب‌پذیر و ترسیده‌ای که برای فرار از اضطراب و استرس به پرخوری یا اهمال‌کاری پناه می‌برد، تا آن بخش منطقی، سرزنش‌گر و کمال‌گرای ذهن که با کوچکترین لغزشی، تمام دستاوردها را زیر سؤال برده و شما را تنبیه می‌کند.

مدیریت الگوهای ناخودآگاه تنها زمانی با موفقیت و ظرافت انجام می‌شود که ما به جای سرکوب خواسته‌ها، جنگیدن با خود یا نادیده گرفتن این صداها، آن‌ها را با عشق درک کرده و هم‌سو کنیم.

باید بپذیریم که بدون تغییر گفتگوی درونی، هر تلاشی برای تغییر، شبیه به پارو زدن در خلاف جهت یک رودخانه خروشان است؛ شاید با نیروی اراده بتوانید چند متری پیش بروید، اما در نهایت خسته، ناامید و با دستانی پر از تاول، تسلیم جریان آب خواهید شد و به نقطه اول باز می‌گردید. نیروی اراده انسان محدود است، اما قدرت کلمات و باورهای درونی بی‌نهایت است.

هنگامی که فرآیند تغییر گفتگوی درونی با آگاهی آغاز می‌شود، شما در واقع در حال تغییر مسیر این رودخانه هستید. شما با شفقت و مهربانی، ادبیات ذهن خود را از جملات سمی و فلج‌کننده‌ای مانند «من نمی‌توانم، اراده ندارم و همیشه شکست می‌خورم» به جملات حمایتگری همچون «من در حال یادگیری هستم، هر لغزش یک پله برای شناخت بهتر خودم است و من هر روز در مسیر رشد قدم برمی‌دارم» تغییر می‌دهید.

در این حالت، آن گردهمایی بزرگ و شکوهمند در درونتان برای تغییر گفتگوی درونی به ثمر می‌نشیند. دیگر هیچ بخشی از روان شما بر علیه بخش دیگر شمشیر نمی‌کشد. ذهن، جسم و احساسات شما با یکدیگر دست دوستی می‌دهند.
در این گردهمایی مقدس، تمام انرژی‌های پراکنده، سرکوب‌شده و هدررفته شما متمرکز شده و با هارمونی کامل، شما را با قدرتی وصف‌ناپذیر و روانی آرام، به سمت اهدافتان هل می‌دهند.
اینجاست که موفقیت، دیگر یک مبارزه سخت و دردناک نیست، بلکه یک جریان طبیعی، یکپارچه و لذت‌بخش در زندگی شما خواهد بود.

هنر کینتسوگی در روانشناسی؛ زیبایی در دل زخم‌ها و شکست‌ها

در فرهنگ باستانی ژاپن هنری شگفت‌انگیز و عمیق به نام کینتسوگی (Kintsugi) وجود دارد. در این هنر، زمانی که یک ظرف سفالی ارزشمند می‌شکند، هنرمندان به جای دور انداختن آن یا تلاش برای پنهان کردن ترک‌ها با چسب‌های نامرئی، قطعات شکسته را با ظرافتی خاص و با استفاده از پودر طلا، نقره یا پلاتین به هم متصل می‌کنند.

فلسفه زیبای کینتسوگی این است که شکستگی نماد نابودی، بی‌ارزشی یا پایان راه نیست، بلکه بخشی از تاریخچه، اصالت و هویت آن شیء است.
ژاپنی‌ها معتقدند وقتی ظرفی با طلا ترمیم شود، نه‌تنها از روز اولش زیباتر و ارزشمندتر می‌شود، بلکه در محل شکستگی‌ها مقاوم‌تر و سرسخت‌تر خواهد بود.
آن‌ها نقص‌ها را جشن می‌گیرند، زیرا معتقدند کمال در بی‌نقصی نیست، بلکه در پذیرش و ترمیم شرافتمندانه آسیب‌هاست.

هنر کینتسوگی در روانشناسی ارتباط بسیار عمیقی با مفهوم تغییر گفتگوی درونی دارد. ما انسان‌ها نیز در مسیر زندگی، بارها و بارها ترک برداشته‌ایم. به خاطر رژیم‌های نیمه‌کاره‌ای که با اشتیاق شروع شده و با ناامیدی رها شده‌اند، تصمیمات بزرگی که در نیمه‌راه متوقف کرده‌ایم، پرخوری‌های عصبی پنهانی و اهدافی که هرگز به آن‌ها نرسیده‌ایم، بارها در درون خود احساس شکستگی و فروپاشی کرده‌ایم.

در این لحظات تاریک، آن صدای منتقد و ذهنیت مخرب به ما می‌گوید این ترک‌ها نشانه ضعف، بی‌ارادگی و بی‌کفایتی ما هستند. این گفتگوی سرزنش‌گر از ما می‌خواهد شکستگی‌هایمان را با شرم و احساس گناه پنهان کنیم و خود را انسان‌هایی همیشه بازنده بدانیم؛ رویکردی که دقیقاً نقطه مقابل تناسب فکری است.

اما اینجاست که معجزه رخ می‌دهد؛ فرآیند تغییر گفتگوی درونی به ما می‌آموزد که دقیقاً مانند یک هنرمند صبور کینتسوگی، این زخم‌ها و ترک‌های روانی را با طلای نابِ آگاهی، پذیرش، بخشش و شفقت با خود پر کنیم.
به جای آنکه با لحنی گزنده به خود بگوییم «من دوباره شکست خوردم و هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنم»، با تغییر گفتگوی درونی یاد می‌گیریم بگوییم: «این لغزش، درس بزرگی درباره محرک‌های عصبی و نقطه ضعف‌هایم به من داد و حالا با تجربه‌ای بسیار ارزشمندتر به مسیرم ادامه می‌دهم.»
این جملات حمایتگر، همان طلایی است که روح آسیب‌دیده شما را بند می‌زند.

نکات کلیدی در ترمیم کینتسوگیِ روان:

  • ✦ پذیرش بی‌قید و شرط:
    فرار از گذشته راه حل نیست. بپذیرید که شکست‌های قبلی، درس‌هایی گران‌بها برای ساختن مسیری هوشمندانه‌تر بوده‌اند. غلبه بر شکست در رژیم تنها با پذیرش همین ترک‌ها آغاز می‌شود.
  • ✦ شفقت با خود:
    به جای اینکه قاضی بی‌رحم خود باشید، تبدیل به یک دوست دلسوز برای خود شوید.
  • ✦ ارزش‌گذاری بر تجربه‌ها:
    ترک‌های روح شما نشان‌دهنده تلاش‌های شماست. انسانی که هرگز نجنگیده، هرگز ترکی برنداشته است.

شما با تمرین و تغییر گفتگوی درونی، یک شاهکار هنری از روان خود می‌سازید. شاهکاری که خطوط طلایی آن، نشان‌دهنده خرد، تاب‌آوری و رشد است.

از دریچه‌های کوچک تا دروازه‌های سیل‌آسا

یکی از مفاهیم عمیقی که مانع رسیدن ما به موفقیت پایدار می‌شود، کم‌توقعی ما از کائنات و از ظرفیت‌های بی‌پایان خودمان است.
بسیاری از ما به نتایج قطره‌چکانی قانع شده‌ایم. ما از ذهن خود تنها تغییرات کوچک روزمره را طلب می‌کنیم و در دعاهایمان تنها خواستار باز شدن یک «پنجره» کوچک برای تنفس هستیم.
اما هستی برای کسانی که جسارت تغییر دارند، «دروازه‌های سیل‌آسا» را آماده کرده است.

با تغییر گفتگوی درونی ما ظرفیت روانی خود را برای دریافت نعمت‌های بزرگ‌تر، آرامش عمیق‌تر و موفقیت‌های خیره‌کننده‌تر افزایش می‌دهیم.
وقتی مدام به خود می‌گویید «من لایق بهترین‌ها نیستم»، در واقع در حال بستن تمام دروازه‌های فراوانی به روی خود هستید. معجزه تغییر گفتگوی درونی این است که سدهای مقاومت را در ذهن شما می‌شکند و فضایی بی‌نهایت برای رشد ایجاد می‌کند.

گام برداشتن در مسیر تغییر گفتگوی درونی به معنای عبور از یک ذهنیت مبتنی بر کمبود و رسیدن به یک ذهنیت مبتنی بر فراوانی است. وقتی این اتفاق می‌افتد، جهان نیز پاسخ متفاوتی به شما می‌دهد.
سیلابی از انگیزه، ایده‌های نو، آدم‌های حامی و اتفاقات شگفت‌انگیز وارد زندگی‌تان می‌شود که نه‌تنها جسم، بلکه تمام ابعاد هویتی شما را دگرگون می‌کند.

قانون گشایش‌های ناگهانی (معجزه در دل ناامیدی)

حتماً برای شما هم پیش آمده که هفته‌ها و ماه‌ها روی یک هدف کار می‌کنید، آموزش می‌بینید، تلاش می‌کنید اما هیچ تغییر ظاهری در زندگی یا جسمتان مشاهده نمی‌کنید.
اینجاست که زمزمه‌های منفی دوباره بیدار می‌شوند و می‌خواهند شما را متقاعد کنند که دست از تلاش بردارید. اما طبیعت و ساختار شبکه عصبی انسان قانون شگفت‌انگیزی دارند: قانون «ناگهان».

همان‌طور که گیاه بامبو سال‌ها زیر خاک ریشه می‌دواند، شبکه گسترده‌ای می‌سازد و هیچ نشانه‌ای از رشد در سطح زمین دیده نمی‌شود، اما به ناگهان در عرض چند هفته چندین متر قد می‌کشد، تغییرات ذهنی و عصبی ما نیز دقیقاً از همین الگو پیروی می‌کنند. این قانون ناگهان نتیجه مستقیم تغییر گفتگوی درونی است.

زمانی که شما روی تغییر گفتگوی درونی خود سرمایه‌گذاری می‌کنید، در حال ساختن سیناپس‌ها و مسیرهای عصبی جدیدی در مغز هستید.
این مسیرهای جدید در ابتدا ضعیف و نامرئی‌اند. شما صبوری می‌کنید و با وجود تمام چالش‌ها، به جای تسلیم شدن، همچنان جملات قدرتمندانه را در ذهن خود تکرار می‌کنید.
روزهایی می‌رسد که به نظر همه‌چیز متوقف شده است؛ اما ناگهان، در یک لحظه بی‌نظیر، تمام آن مسیرهای عصبی به هم متصل می‌شوند.

دستاوردها و ویژگی‌های قانون ناگهان:

  • ✓ فروپاشی مقاومت‌ها:
    به طور ناگهانی متوجه می‌شوید که دیگر برای انجام کارهای مثبت نیازی به صرف انرژی و اراده فولادی ندارید؛ رسیدن به موفقیت پایدار در تغییر عادات کاملاً در دسترس شما قرار می‌گیرد.
  • ✓ شفافیت ذهن:
    مه‌های آزاردهنده مغزی کنار می‌روند و شما مسیر رسیدن به تناسب فکری را با وضوح کامل می‌بینید.
  • ✓ آزادی از بندها:
    به ناگهان احساس می‌کنید زنجیرهای نامرئی که شما را به الگوهای مخرب متصل می‌کردند، پاره شده‌اند و شما رها شده‌اید.
تغییر گفتگوی درونی

نقش حیاتی احساسات در نهادینه کردن باورها

باید بدانیم که ناخودآگاه ما زبان منطق، استدلال‌های ریاضی، یا قواعد خشک و محدودکننده را نمی‌فهمد؛ زبان اصلی و قدرتمند ذهن ناخودآگاه، تصاویر و احساسات هستند.
ذهن منطقی و خودآگاه شما ممکن است هزاران دلیل علمی برای تغییر یک رفتار بیاورد، اما شما نمی‌توانید با یک سخنرانی منطقیِ خشک برای خودتان، سال‌ها عادت مخرب را از بین ببرید. ناخودآگاه شما در برابر منطق، مانند یک دژ نفوذناپذیر عمل می‌کند.

در واقع، زمانی که در حال مبارزه با گفتگوی درونی چاقی و الگوهای تکراریِ شکست هستید، ناخودآگاه شما به دنبال یک پناهگاه امن عاطفی می‌گردد و به همین دلیل است که به عادت‌های قدیمی چنگ می‌زند.
برای اینکه فرآیند تغییر گفتگوی درونی واقعاً موثر بیفتد و این دژ را فتح کند، باید کلمات خود را با احساسات عمیق، تصاویر زنده و تجربیات حسی گره بزنید.

وقتی با خودتان حرف می‌زنید، از کلمات بی‌روح، دستوری و تنبیه‌گر استفاده نکنید. اگر مدام به خودتان بگویید «من نباید این کار را بکنم چون به ضررم است»، ذهن شما روی کلمات منفی و احساس محرومیت تمرکز می‌کند و ولع بیشتری برای بازگشت به عادت قبلی می‌سازد. در عوض، فرآیند تغییر گفتگوی درونی باید سرشار از شور، شوق و تصویرسازی‌های رنگی باشد.

اگر هدف شما رهایی از الگوهای آسیب‌زا یا رسیدن به یک بدن سالم است، باید احساس سبکی، حس غرور از پوشیدن لباس دلخواه، و لذت بردن از سرزندگی و سلامتی را پیش از وقوع، در تک‌تک سلول‌هایتان مجسم کنید.

تصور کنید وقتی صبح‌ها با انرژی فراوان از خواب بیدار می‌شوید چه حسی دارید؟
وقتی روبه‌روی آینه می‌ایستید و با رضایت عمیق به خودتان لبخند می‌زنید، چه موجی از آرامش در شما شکل می‌گیرد؟
این تصاویر را با تمام جزئیات در ذهن خود خلق کنید. اجازه دهید احساس پیروزی و ارزشمندی، جایگزین احساس شرم و گناه شود و هم‌زمان جملات حمایتگر و مهرآمیز را با خود تکرار کنید.

همگام‌سازی احساس با تغییر گفتگوی درونی باعث می‌شود ذهن شما متقاعد شود که مسیر جدید، یک رژیم اجباری یا یک محدودیت طاقت‌فرسا نیست، بلکه امن‌ترین، لذت‌بخش‌ترین و رهایی‌بخش‌ترین مسیر است.
زمانی که ناخودآگاه شما طعم شیرین این احساسات جدید را از طریق تصویرسازی‌های ذهنی بچشد، مقاومت‌هایش به‌طور کامل فرو می‌ریزد و دیگر هیچ نیازی به بازگشت به الگوهای قدیمی نخواهد داشت.

دعوت به یک تولد دوباره: معرفی دوره “خدا هرگز دیر نمی‌کند”

در نهایت باید به یاد داشته باشیم که این مسیر یک سفر یک شبه نیست، بلکه یک سبک زندگی است. اما خبر خوب این است که در این مسیر طولانی و پر از چالش، شما هرگز تنها نیستید و هیچ‌گاه برای شروع دوباره دیر نشده است. زمان‌بندی کائنات بسیار دقیق‌تر از ساعت‌های مچی ماست.

اگر تصمیم گرفته‌اید که مسیر تغییر گفتگوی درونی را به شکل اصولی، عمیق و ریشه‌ای آغاز کنید و به آن گشایش‌های ناگهانی در زندگی‌تان دست یابید، زمان آن فرا رسیده است که یک قدم محکم و عملی بردارید. دوره “خدا هرگز دیر نمی‌کند دقیقاً برای همین لحظه از زندگی شما طراحی شده است.

این دوره الهام‌بخش و کاربردی، به شما می‌آموزد که چگونه تغییر گفتگوی درونی می‌تواند در زمان درست، تمام معادلات زندگی‌تان را دگرگون کند.
در این دوره یاد می‌گیریم که حتی اگر سال‌ها درگیر عادت‌های مخرب بوده‌ایم، خداوند و کائنات ظرفیت جبران و بازسازی تمام آن سال‌ها را در یک لحظه “ناگهان” دارند.
رسالت ما در سایت تناسب فکری، همراهی شما در فرآیند تغییر گفتگوی درونی است. ما اینجا هستیم تا به شما نشان دهیم چگونه با اتکا به یک نیروی برتر و اصلاح ذهنیت، دروازه‌های سیل‌آسای آرامش، سلامتی و موفقیت را به روی خود باز کنید.

همین امروز، بهانه را کنار بگذارید. ترک‌های گذشته را با طلای آگاهی پر کنید و با شرکت در دوره بی‌نظیر “خدا هرگز دیر نمی‌کند“، به استقبال بهترین نسخه از خودتان بروید. معجزه شما در راه است.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.78 از 18 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=53031
2 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نوشین
      ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ ۲۲:۰۴
      مدت عضویت: 820 روز
      امتیاز کاربر: 20903 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      با سلامی به زیبایی تناسب اندام به استاد گرامی و همسفران خوبم 

      چند روزه که من دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند رو شروع کردم و آرامش زیادی پیدا کردم لبته که وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم کم کم این آرامش رو به دست آوردم اما فکر می‌کنم الان به یه گنجینه بزرگ دست پیدا کردم. 

      گنجینه‌ای که ارتباطم را با خدا بهتر و بهتر می‌کنه و من رو به آرامش ابدی می‌رسونه. 

      می‌دونم که این یک اغراق نیست قتی فایل‌ها رو گوش بدید خودتون متوجه میشید که چه احساس عالی خواهید داشت از ارتباط خودتون با خدا لذت خواهید برد از کارهایی که انجام می‌دید از افکاری که دارید و احساساتی که دارید برای ارتباط با خدا استفاده خواهید کرد و هر روز به خدا نزدیک‌تر خواهید شد چیزی که من توی این چهار پنج جلسه درکش کردم. 

      امیدوارم همتون مثل من احساس خوبی رو تجربه کنید. میشه این بهترین دوره‌ایه که هر کس دوست داره توی زندگیش تجربه کنه و اون رو سپری کنه وقتی ارتباط با خداوند بهتر و بهتر بشه زندگیمون عالی خواهد شد. 

      من به این باور دارم و مطمئنم که هترین راه نجات انسان‌ها ارتباط خوب و درست با خداونده. 

      خداوندی که منبع تمام انرژی‌های جهانه نرژی‌های خوب که باعث میشن ما در زندگیمون موفق بشیم و آرامشی رو که دنبالش هستیم به دست بیاریم. 

      از استاد عزیزم تشکر می‌کنم به خاطر تهیه عاشقانه این دوره‌ها. 

      در پناه خدا باشید و همیشه شاد شاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ ۰۹:۳۶
      مدت عضویت: 1848 روز
      امتیاز کاربر: 34351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,188 کلمه

      به نام خدا 🌟🌈

      سلام خدمت شما استاد عزیز وبزرگوارم و دوستان متناسبم 🥰❤️

      شاید باورش براتون سخت باشه ولی این فایل برای من هست .

      چندین بار این متن رو خوندم .

      هر وقت به گذشته برمی گردم و مجبورم مراحل گذشته ی زندگیمو به یاد بیارم دچار غم و اندوه زیادی میشم به طوری که برگشتن به حال خوب برام سخت میشه .

      امروز با خوندن این متن زیبا به یک نکته ای در خودم پی بردم .

      وقتی می خوای یک زندگی جدید بسازی و تغییر کنی ، وقتی شروع به خوندنِ مطالبی درباره ی تغییرات می کنی همه جا نوشته گذشته رو فراموش کن و به آینده فکر نکن و آنروز رو زندگی کن .

      منم همیشه همین کارو کردم .

      سعی کردم آسیب ها و زخم های گذشته رو پنهان کنم .

      امروز حس می کنم اشتباهه. 

      انگار یک سری آشغال رو بخوای زیر مبل بدی و از جلوی چشمهات بدی کنار ولی اونا همچنان با تو هستند و روزی بوی گند اون اشغال ها تمام زندگی تو رو پر می کنند .

      پنهان کردن گذشته و سرپوش گذاشتن روی اونا کار اشتباهی هست .

      من هر روز سعی کردم اونا رو فراموش کنم و بهشون فکر نکنم تا حالم رو خوب نگه دارم ولی اونا در من زنده اند و هر وقت مجبور میشم دیدگاهی بنویسم و به گذشته رجوع کنم مالامال دچار غم و اندوه سختی میشم .

      امروز اشتباه کارم رو فهمیدم .

      من باید با اون افکار با اون سختی و شکستها با اون گذشته به صلح برسم تا از مرور خاطراتش پریشون نشم .

      این هنر کینتسوگی چقدر زیبا بود .

      منم نباید از گذشته ام فرار کنم و اونا رو مخفی کنم باید شکست ها و ناکامی های زندگیمو با آگاهی و پذیرش طلا کاری کنم.

      باید با وجود خودم که پنهانش می کردم به صلح برسم .

      حس می کردم خودم رو بخشیدم ، فکر می کردم خودم رو باور کردم ، فکر می کردم من لایق بهترین ها هستم ولی باز امروز فهمیدم انگار نه ، درست نبوده .

      هنوز یک جای کار لنگ می زنه .

      شاید بارها فکر کردم من یک اشتباهی رو درست کردم ولی بعدا فهمیدم اون فقط یک فکر بوده ولی درک و عمقی نداشته .

      من هنوز نتونستم خودم رو بی قید و شرط بپذیرم و فقط سعی می کردم از این به بعد رو درست کنم .

      من هنوز به پذیرش خودم نرسیدم ، هنوز از گذشته ی خودم شرمسارم و حس بی کفایتی و غم بهم میده .

      هنوز نتونستم با خودم مهربان باشم .

      من هنوز خودم رو نبخشیده ام .

      ولی هر روز فکر می کردم این کارو رو کردم .

      فکر می کردم خودمو دوست دارم و جلوی آینه از خودم لذت می برم ولی انگار در عمق وجودم یک خبرای دیگه بوده. 

      باید به درونم برگردم و اون آسیب ها رو بپذیرم و از حس گناه و شرمساری خالی بشم .

      من همیشه از اون آدم هایی هستم که صبح زود با انرژی پا میشن ولی انتهای روز اینقدر جنگیده که از پا در اومده .

      حس نرسیدن دارم و از انتهای شب و اون حس خالی بودن خوشم نمیاد .

      دیروز روی گفتگوی درونی کار کردم ، نمیدونم انگار کائنات و خداوند منو بیشتر از خودم دوست دارند .

      همیشه فکر می کردم این کلمات تاکیدی خیلی به درد نخورند که بشینی و یک جا هی الکی با خودت یک جمله رو تکرار کنی .

      نمی تونستم باورشون کنم .

      ولی دیروز هر وقت توی ذهنم مرور می شد حالم خیلی بد است ، شروع می کردم به گفتگوی مثبت ، نه من حالم خوبه و شروع کردم به لذت بردن از انجام هر کاری ، حالم خیلی بهتر شد و تا شب اون حال بد و منفی رو نداشتم ولی یک جایی که دیگه سوخت اراده ام تمام شد ، خسته شدم و دوباره حس کردم خیلی خوب نیستم ولی بد هم نبودم .

      امروز حس می کنم باید فرار از گذشته رو رها کنم و خودم رو با آگاهی درمان کنم .

      باید بتونم اون شکست ها رو بپذیرم .

      من در مسیر تناسب فکری بارها این شکستن و ساخته شدن رو تجربه کردم .

      بارها از خوندن و انجام تمرینی از هم پاشیدم ولی بعدش خیلی یاد گرفتم .

      انگار داره دوباره تکرار میشه .

      با این فروپاشی چند روزه امروز نکته ی خیلی مهمی رو در زندگیم پیدا کردم که باید ترمیمش کنم .

      خدایا شکرت .

      قانون ناگهان توی این سالها خیلی برای من اتفاق افتاده .

      خیلی از مقاومت‌های من از بین رفتن و ذهنم متناسب تر و شفاف تر شده و از خیلی از بندها رها شدم ولی انگار هنوزم هستند گره هایی که باید باز بشن .

      امروز دیگه حس نتونستم ندارم .

      به قدری در کنار شما تغییر کردم که دیگه فرار نمی کنم و درِ اتاق تنهایی و غم رو نمی بندم .

      امروز اینقدر توانا هستم که اشکال کارم رو پیدا کنم و بایستم و اصلاحش کنم .

      استاد وقتی نوشتید که همه چی دست در دست هم میدن تا تو رو به نتیجه برسونند با این فایل من دقیقا همین حس رو دارم .

      خدا می خواد منو ریشه ای درمان کنه .

      اون منو دوست داره .

      نمی خواد هیچ سرکوبی در درون من بمونه .

      خدا میدونه من لایق بهترین ها هستم و فقط من باید باورش کنم .

      امروز تصمیم دارم هم چینی شکست خورده ام رو طلا کاری کنم و هم از گفتگوی مثبت و درونی استفاده کنم .

      شاید باید این ذهن ناخودآگاه رو بیشتر و بهتر باور می کردم .

      گاهی کاراش گیجم می کنه .

      میگم آخه تو اگه با حال خوب، همراهی و دوست داری منو به حس ناب برسونی چرا گاهی حالمو بد می کنی .

      درسته قدمت اون ناراحتی ها بیشتره ولی من هر روز که سعی دارم ، حالمو خوب نگه دارم و از زندگی لذت ببرم .

      گاهی درکِ عملکردش برام سخته .

      امروز قلبم روشن شد .

      چندین بار ندای دریافت دوره ی خدا هرگز دیر نمی کند رو شنیدم ولی فکر می کردم باید اول تناسب رو درست کنم .

      خیلی دلم می خواد این دوره رو تهیه کنم .

      امیدوارم در اولین فرصت این هدیه ی ناب رو به خودم بدم .

      وای یک چیز نو اومد به ذهنم .

      من و تمام خانواده ی من کم کاری تیروئید داریم .

      یادتونه قدیما می گفتن که غم باد .

      امروز حس کردم این شاید همون باشه و واقعا ارثی در کار نباشه .

      وقتی به عملکردم خودم و مادرم و خواهرم نگاه می کنم می فهمم ما همیشه همه ی دردها رو درون خودمون ریختیم و دم نزدیم .

      من هیچ وقت با کسی دعوا نکردم،  من هیچ وقت اون چیزی رو که توی دلم بوده نگفتم .

      از کسی ناراحت شدم در وجود خودم حبسش کردم .

      مادرم هم همینطوره ، یادم نمیاد مادرم هیچ وقت گله ای داشته یا دعوا کرده باشه یا حق خودش رو گرفته باشه .

      همیشه ساکت و در سکوت زندگی کرده با خودش و با دردهای و با رنجهاش و من همیشه فکر می کردم چقدر مادرم بی خیاله ولی الان فهمیدم اون بلد نبوده که دردها رو رفع کنه و خودخوری کرده و منم دقیقا همین کارو کردم .

      انگار اینم یک آموزش از مادرم بوده .

      چقدر جالبه پس اگه درست باشه این غم باد یا تیروئید هم به ارث ربط نداره ، بلکه یک آموزش رفتاری است در برابر رنجها .

      شاید اگه من موفق بشم دردهامو درمان کنم ، تیروئیدم ، خوب بشه .

      نمیدونم خبرشو بهتون میگم .

      استاد بی نهایت سپاسگزارم 🙏❤️

      در پناه حق باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا